سقط جنین دکتر طاهره زارع‌ یوسفی - متخصّص زنان و زایمان


از نظر علمی سقط جنین به خاتمۀ خودبه‌خودی یا عمدی بارداری قبل از هفتۀ بیستم بارداری یا تولّد جنین با وزن کمتر از پانصد گرم اطلاق می‌شود. بیش از هشتاد درصد سقط‌های خودبه‌خودی در دوازده هفتۀ نخست بارداری رخ می‌دهد و در سقط‌های سه ماهۀ اول مرگ جنین تقریباً همیشه پیش از سقط خودبه‌خودی آن رخ می‌دهد، بنابراین نکتۀ کلیدی برای تعیین علّت سقط در مراحل اولیه مشخّص کردن علّت مرگ جنین است. در مقابل در سقط‌هایی که پس از سه ماهۀ نخست رخ می‌دهند، جنین پیش از دفع زنده است.

عوامل مؤثّر در سقط جنین

  • عوامل جنینی

نیمی از سقط‌ها فاقد جزء رویانی قابل تشخیص هستند و فقط ساک حاملگی تشکیل شده است؛ در این موارد از اصطلاحBlighted Ovum یا تخم پوچ استفاده می‌شود، امّا در پنجاه درصد دیگر سقط‌ها جنینی وجود دارد که پنجاه درصد آن‌ها ناهنجاری‌های کروموزومی دارند و در بقیۀ موارد ساختار کروموزومی طبیعی است. به‌طور کلّی سقط در جنین‌هایی که از نظر کروموزومی طبیعی هستند، دیرتر صورت می‌گیرد و میزان بروز آن بعد از 35 سالگی مادر به میزان زیادی بالا می‌رود.

  • عوامل مادری
  • عفونت‌ها: ابتلای مادر به ویروس HIV، عفونت‌های کلامیدیایی و عفونت‌های چند میکروبی ناشی از بیماری‌های لثه با افزایش سقط جنین مرتبط‌اند. گاهی برخی بیماری‌های عفونی نظیر سرخجه سبب ناهنجاری متعدّد جنینی می‌شود که علّتی برای سقط القایی جنین خواهد بود.
  • بیماری‌های زمینه‌ای: اختلالات ناشی از دیابت و بیماری تیروئید، بیماری‌های التهابی روده، لوپوس، بیماری سلیاک، انواع ترومبوفیلی‌های ارثی و اکتسابی، افزایش فشار خون، بیماری‌های قلبی درمان‌نشده و بیماری‌های مزمن ناتوان‌کننده نظیر سل و سرطان از علل سقط شمرده می‌شوند.
  • داروها: مصرف سیگار، الکل، موادّ مخدّر، افراط در مصرف کافئین (بیش از سه فنجان در روز)، داروهای ضدّ سرطان و مواجهه با اشعّۀ X می‌توانند سبب بروز سقط شوند.
  • تغذیه: افراط و تفریط در تغذیه و کمبود شدید رژیم غذایی و چاقی مرضی هر دو سبب افزایش خطر سقط می‌شوند. کیفیت رژیم غذایی نیز ممکن است اهمّیت داشته باشد، به نحوی که ممکن است خطر سقط در زنانی که به‌صورت روزانه میوه یا سبزی کافی مصرف می‌کنند، کاهش یابد.
  • ناهنجاری دهانۀ رحمی: باز شدن بدون درد دهانۀ رحم در سه ماهۀ دوم و کوتاهی آن به دلیل تکامل غیرطبیعی یا ناشی از آسیب قبلی به علّت کورتاژ یا جرّاحی کونیزاسیون و... می‌تواند سبب خروج محصول حاملگی و سقط شود.
  • عوامل پدری

 

بنا به گزارش‌ها وجود ناهنجاری‌های کروموزومی در اسپرم سبب افزایش خطر سقط می‌شود و در برخی پژوهش‌ها افزایش سنّ پدر نیز به‌طور چشمگیر سبب افزایش خطر سقط بوده است.

انواع سقط جنین

  • سقط خودبه‌خودی

 زمانی که سقط بدون استفاده از دارو یا وسیله انجام شود، به آن سقط خودبه‌خودی گفته می‌شود که در این حالت مرگ جنین معمولاً با خونریزی در اطراف ساک حاملگی همراه است که سبب جدا شدن محصول حاملگی از بافت زیرین و سبب تحریک انقباض رحم و دفع محصول حاملگی می‌شود. در همۀ زنان مراحل ذکر شده به دنبال هم اتّفاق نمی‌افتد و بسیار ممکن است در یکی از این مراحل متوقّف شده و دچار خونریزی شود؛ به همین دلیل سقط خودبه‌خودی به‌صورت زیر تقسیم می‌شود:

  • تهدید به سقط: خونریزی مختصر و به دنبال آن درد شکم می‌تواند به‌صورت کمردرد پایدار همراه با احساس فشار در لگن یا احساس ناراحتی مبهم در زیر شکم و با انقباضات ریتمیک در محدودۀ پایین شکم در خطّ وسط باشد، امّا دهانۀ رحم باز نیست.
  • سقط غیرقابل اجتناب: به دنبال پارگی آشکار پرده‌ها و آبریزش به همراه باز شدن دهانۀ رحم و درد و انقباض رحم، سقط اجتناب‌ناپذیر تلقّی می‌شود.
  • سقط ناقص: دهانۀ رحم کاملاً باز است و خونریزی قابل توجّه و دردهای انقباضی وجود دارد. در این نوع سقط بخشی از محصول حاملگی دفع شده است و بقایای حاملگی در رحم وجود دارد.
  • سقط کامل: در این موارد به دنبال خونریزی، درد و انقباض رحم، جفت و جنین به‌طور کامل ایجاد شده و دهانۀ رحم در معاینه بسته است.
  • سقط فراموش‌شده: این اصطلاح برای توصیف محصولات مردۀ بارداری برای روزها و هفته‌ها در رحم با دهانۀ رحم بسته به کار می‌رود.
  • سقط عفونی: هرگاه باکتری‌ها به داخل رحم راه یافته و در محصولات مردة بارداری تجمّع یابند، سقط عفونی بروز می‌کند. در سقط‌های القایی تحت شرایط غیربهداشتی یا سقط ناقص درمان‌نشده دیده می‌شود. تب، درد شکمی و ترشّحات بدبو و در موارد شدید علائم شوک و گسترش عفونت به خون دیده می‌شود.
  • سقط مکرّر یا عادتی: به بروز حداقل سه بار سقط پشت سر هم در هفتۀ بیستم بارداری یا پیش از آن اطلاق می‌شود.

 

  • سقط القایی

سقط القایی به معنی خاتمۀ بارداری به روش طبّی یا جرّاحی است، پیش از آنکه جنین قابلیت زنده ماندن داشته باشد.

طبقه‌بندی سقط القایی

  • سقط درمانی: برخی از بیماری‌های جنینی یا جرّاحی مادر دلیلی برای ختم بارداری محسوب می‌شوند، چون ادامۀ بارداری زندگی مادر را به خطر می‌اندازد.
  • سقط جنین ناهنجار: هرگاه ادامۀ بارداری منجر به تولّد نوزادی با ناهنجاری‌های متعدّد جسمی و ذهنی شود، براساس قوانین موجود و گرفتن مجوّز لازم سقط جنین انجام می‌شود.
  • سقط اختیاری: ختم بارداری به خواست مادر و نه به علل طبّی است. این نوع سقط یک عمل غیرقانونی و در تعارض با قوانین مذهبی، شرعی و عرفی است. گاهی به علّت اینکه به‌صورت مخفی است و افراد غیر پزشک آن را انجام می‌‌دهند، با عوارض وخیمی نظیر خونریزی، عفونت و حتّی مرگ همراه است.

روش‌های تشخیص و درمان

با گرفتن شرح حال دقیق و انجام آزمایش خون و سونوگرافی می‌توان سقط جنین را تشخیص داد. در مورد سقط کامل نیاز به درمان دارویی یا جرّاحی وجود ندارد، ولی در بعضی موارد نظیر سقط‌های ناکامل، سقط فراموش‌شده یا سقط‌های عفونی درمان دارویی یا جرّاحی لازم است. در موارد تهدید به سقط چنانچه جنین زنده باشد و مادر وضعیت پایداری از نظر علائم حیاتی داشته باشد، شاید بتوان با درمان دارویی و استراحت بارداری را ادامه داد. در مواردی که نارسایی دهانۀ رحم تشخیص داده می‌شود، عمل سرکلاژ (دوختن دهانۀ رحم) ضرورت دارد.

اقدامات لازم در زنان باردار مبتلا به خونریزی

  • در صورت وجود هرگونه خونریزی واژینال در دوران بارداری به پزشک مراجعه کنند.
  • در تمام زنان به‌خصوص زنان با گروه خونی RH منفی -که همسران با گروه خونی مثبت دارند- تجویز آمپول روگام ضروری است.
  • در زنانی که علّت سقط، داشتن جنینی با نقایص لولۀ عصبی است، یک ماه قبل از بارداری بعدی باید روزانه چهار میلی‌گرم اسیدفولیک مصرف شود.

احتمال بارداری موفّق پس از سقط چقدر است؟

اکثر زنانی که سابقۀ یک‌بار سقط را دارند، می‌توانند حاملگی و زایمان طبیعی داشته باشند، امّا حتماً قبل از بارداری بعدی مشاوره با پزشک را فراموش نکنند.

بهترین زمان بارداری بعدی پس از سقط چه زمانی است؟

براساس تحقیقات، به کسانی که قصد دارند پس از سقط باردار شوند، توصیه می‌شود سه تا شش ماه بعد برای بارداری بعدی اقدام کنند. ویزیت و مشاوره با پزشک قبل از کنار گذاشتن روش‌های پیشگیری بارداری توصیه می‌شود.

نکاتی که بهتر است در مورد نوزاد تازه متولّدشده بدانیم دکتر روشنک کدیور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


کلّیۀ نوزادان را باید متخصّص کودکان و نوزادان در بیمارستان معاینه کند، امّا گاهی علائمی ممکن است دیرتر ظاهر شود، بنابراین ضروری است که در ۴۸ ساعت اول پس از ترخیص، بار دیگر متخصّص کودکان آنان را معاینه کنند، مثلاً بعضی از صداهای قلبی (سوفل‌ها) را دیرتر می‌توان شنید.

کاپوت سالکسیدانوم

کاپوت سالکسیدانوم یک تورّم منتشر، بعضی اوقات خون‌مرده و متورّم ِنسجِ نرمِ جمجمه است که گاهی ممکن است از سوچورها (درزهای جمجمه) عبور کند‌ و در زایمان‌های طبیعی دیده می‌شود. ورم معمولاً در اولین روزهای زندگی نوزاد برطرف خواهد شد. روی ‌هم‌افتادگی استخوان‌های پاریتال نیز شایع است؛ در این موارد نیاز به اقدام درمانی نیست.

سفال هماتوم

سفال هماتوم یک خونریزی زیر پریوست استخوان جمجمه است که معمولاً به یکی از استخوان‌های جمجمه محدود می‌شود. سفال هماتوم در ۱ تا ۲ درصد از زایمان‌ها اتّفاق می‌افتد. ورم معمولاً در ساعات اولیة بعد از تولّد قابل رؤیت نیست. این ورم را معمولاً افراد خانوادۀ نوزاد مشاهده و لمس می‌کنند. به‌طور معمول بیشتر این سفال هماتوم‌ها بین دو هفته تا سه ماه بسته به اندازه‌ای که دارند، جذب می‌شوند. بعضی از آن‌ها ممکن است کلسیفیه شوند. ۱۰ تا ۲۵ درصد از آن‌ها به همراه شکستگی خطّی استخوان جمجمه است.

آکنۀ نوزادی (جوش)

تقریباً ۲۰ درصد نوزادان طبیعی یک یا چند کُمدُن در ماه‌های اول تولّد دارند. کمدن‌های سربسته بیشتر روی گونه‌ها و پیشانی نوزاد دیده می‌شوند. علّت ایجاد این جوش‌ها معلوم نیست، امّا شاید مربوط به عبور هورمون‌های اندروژن مادر یا فعّالیت غدد آدرنال نوزاد یا افزایش پاسخ حسّاسیتی نوزاد به هورمون‌های اندروژن باشد. معمولاً در عرض چند ماه خوب می‌شود و نیاز به درمان خاصّی نیست.

زردی

 تقریباً ۶۰ درصد نوزادان ترم (با سنّ کامل بارداری) و ۸۰ درصد نوزادان نارس در اولین هفتۀ زندگی خود دچار زردی می‌شوند؛ با توجّه به اینکه افزایش بیلی‌روبین غیرمستقیم می‌تواند روی سیستم عصبی نوزاد تأثیر بگذارد، لازم است به محض ایجاد زردی در پوست نوزادان به متخصّص کودکان و نوزادان مراجعه کنید و پیگیری‌های لازم انجام شود. از درمان‌های سنّتی در منزل و پیروی از باورهای غلط اجتناب کنید.

کودک؛ ضربۀ مغزی و واکنش ما دکتر حسام‌الدین اصغرنیا - بورد تخصّصی مغز و اعصاب و ستون فقرات


دوران کودکی دوران زمین خوردن و آسیب است. هر کودکی ممکن است در این دوران بر اثر بازی یا ورزش‌هایی که انجام می‌دهد، دچار آسیب شود. برخی از این آسیب‌ها مانند ضرباتی که به سر وارد می‌شوند، می‌توانند موجب ضربۀ مغزی شوند. آسیب‌های مغزی می‌توانند عوارض دائمی و شدیدی داشته باشند. برطبق آمارهای موجود بیشترین ضربه‌ها در بازی دخترانه ایجاد می‌شود.

ضربۀ مغزی چیست؟

ضربۀ‌ مغزی درواقع ضربه‌ای است که به مغز وارد می‌شود و موجب می‌شود مغز در داخل جمجمه به جلو و عقب لرزانده شود و درنتیجه عملکرد معمول مغز به‌صورت موقّت یا دائم دچار اختلال شده، یا به‌طور کامل متوقّف شود. تصادفات رانندگی و وارد آمدن ضربه به سر با جسمی سخت از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند به ضربۀ مغزی منتهی شوند. ضربۀ مغزی در کودکان خردسالی که هنوز به حرف نیامده‌اند، از کودکان زیر سنّ دبستان خطرناک‌تر است، زیرا این کودکان قادر نیستند که نشانه‌های ضربۀ مغزی را به زبان بیاورند، بنابراین دانستن علائم ضربۀ مغزی در کودک اهمّیت بسیار زیادی دارد.

گاهی اوقات ضربۀ مغزی تا زمانی که آسیب جدّی نشود، علائمی را نشان نمی‌دهد؛ حتّی گاهی علائم ضربۀ مغزی در کودکان ساعت‌ها و روزها بعد از صدمه ظاهر می‌شود.

شکستگی جمجمه

جمجمه بسیار سخت است، امّا چون این سختی در کودکان کمتر است، اگر ضربه شدید باشد، می‌تواند موجب ترک استخوان جمجمه شود؛ این مشکل شکستگی جمجمه نامیده می‌شود. اگر لبه‌های تیز استخوان شکسته به مغز فشار آورند، می‌توانند به بافت‌های ظریف آن آسیب برسانند و منجر به خونریزی در مغز شوند. یکی از نشانه‌های شکستگی جمجمه خروج مایع روشن یا خونریزی بینی و گوش است.

علائم ضربۀ مغزی در کودکان

این علائم به سه گروه تقسیم می‌شود:

  • علائم ضربۀ مغزی در شیرخواران
  • هنگامی که سر نوزاد را تکان می‌دهید، درد دارد و گریه می‌کند.
  • کج‌خلقی شیرخوار
  • ایجاد اختلال در عادات خواب نوزاد (ممکن است کمتر یا بیشتر بخوابد)
  • استفراغ
  • ایجاد برآمدگی یا کبودی در سر
  • علائم ضربۀ مغزی در کودکان نوپا

منظور از کودکان نوپا کودکانی هستند که راه افتاده‌اند، امّا کمتر از دو سال دارند. علائم در این کودکان شامل موارد زیر است:

  • سردرد
  • تهوّع یا استفراغ
  • تغییر رفتار
  • تغییرات خواب
  • گریه کردن بیش از حد
  • کاهش علاقۀ کودک به بازی کردن یا انجام فعّالیت‌های مورد علاقه‌اش
  • علائم ضربۀ مغزی در کودکان بالای دو سال
  • سرگیجه یا ناتوانی در ایجاد تعادل بدن
  • دوبینی یا تاری دید
  • حسّاسیت به نور
  • حسّاسیت به سر و صدا
  • خیالبافی بیش از حد
  • ناتوانی در تمرکز
  • اختلالات حافظه
  • فراموش کردن وقایع اخیر
  • پاسخ کُند به سؤالات
  • تغییرات خلق‌وخو مانند تحریک‌پذیری، غمگینی و حسّاس شدن یا عصبانیت بیش از حد
  • خواب‌آلودگی
  • تغییرات در الگوی خواب
  • اختلال در خواب

در زمان وقوع ضربه به سر والدین باید به نکات زیر توجّه کنند:

  • آیا عملکردهای کودک معمولی است؟
  • آیا تغییرات رفتاری در کودک وجود دارد؟
  • آیا کودک اختلال خواب را تجربه می‌کند؟

اگر کودک بعد از ضربه به سر علائم زیر را دارد، حتماً باید به پزشک مراجعه شود:

  • استفراغ بعد از ضربه
  • بیدار شدن یا به خواب رفتن برای کودک سخت باشد.
  • تشنّج
  • چُرت زدن یا خواب‌آلودگی پس از وقوع ضربه به سر
  • کاهش سطح هوشیاری پس از وقوع ضربه به سر
  • مشکلات بینایی پس از ضربه

در صورت شک به خونریزی مغزی پس از ضربۀ وارد شده به سر، پزشک معمولاً سی‌تی‌اسکن یا ام آر ای تجویز می‌کند. اگر کودک نامتعادل باشد و مردمک چشم‌هایش بزرگ‌تر از حالت عادی و مردمک دو چشم نامتقارن باشد، نشان‌دهندۀ تورّم مغزی ناشی از ضربه است. این موقعیت اورژانسی است.

حفظ باروری دکتر رؤیا کبود مهری - فلوشیپ فوق تخصّص نازایی و IVF و دارای گواهینامۀ سونوگرافی زنان و مامایی


میزان شیوع سرطان با افزایش سن به‌خصوص سنّ بالاتر از پنجاه سال افزایش می‌یابد، امّا امروزه هزاران زن و مرد مبتلا به سرطان در سنین جوانی شناسایی می‌شوند که در هنگام بروز این بیماری هنوز فرزندی ندارند و می‌خواهند در آینده فرزند داشته باشند.

درمان‌های پیشرفته علیه سرطان باعث کاهش شدید مرگ‌ومیر ناشی از سرطان می‌شود، ولی همین درمان‌ها باعث افزایش یک‌سری عوارض ناخواسته مانند ناباروری در زن و مرد می‌شود. همۀ بیماران جوان مبتلا به سرطان قبل از جرّاحی و شروع شیمی‌درمانی و رادیوتراپی  باید تحت مشاورۀ دقیق در مورد روش‌های حفظ باروری توسّط متخصّصان زنان باتجربه قرار بگیرند. در کل هشتاد درصد سرطان‌ها در حال حاضر قابل درمان‌اند و دو درصد زنان در سنین تولید مثلی درگیر سرطان هستند. تخمدان برخلاف بیضه شامل تعداد ثابتی از تخمک است.

تا سال‌های اخیر انجام IVF با تخمک و جنین فریزشده به عنوان تنها روش‌های ممکن برای باردار شدن خانم‌ها بعد از درمان ضدّ سرطان بود و این روش‌ها در دختران قبل از بلوغ کارایی نداشت، ولی امروزه فریز بافت تخمدان قابل انجام است و با این روش احتمال بارداری خودبه‌خود و برقراری سیکل‌های قاعدگی بعد از پیوند مجدّد نیز وجود دارد.

شیمی‌درمانی و رادیوتراپی باعث تخریب فولیکول‌های تخمدان، کاهش ذخیرۀ تخمدان در زنان و موجب کاهش تعداد و حرکت و مورفولوژی (ریخت‌شناسی) اسپرم در مردان می‌شود. این خطرات در مورد تعدادی از رژیم‌های شیمی‌درمانی -که شامل سیکلوفسفامید و بوسولفان و پیوند مغز استخوان است- شدیدتر است. رادیوتراپی با دوز 20GY -که به‌صورت منقسم در شش هفته داده می‌شود- با احتمال 95 درصد عقیمی در کودکان و زنان جوان همراه است. تخمدان دختران جوان به نسبت زنان با سنین بالاتر دارای ذخیرۀ بیشتری از تخمک است، بنابراین در مقابل داروهای شیمی‌درمانی مقاوم‌تر است. در زنان با سنین بالاتر احتمال نارسایی تخمدان بیشتر است.

افراد کاندیدا برای حفظ باروری

محاسبۀ خطر برای وقوع نارسایی زودرس تخمدان به دلیل وجود عوامل مداخله‌گر مانند سن، مرحلۀ بیماری و نوع داروی شیمی‌درمانی مورد استفاده بسیار چالش‌برانگیز است، ولی بیمارانی که به دنبال درمان احتمال کاهش باروری بیش از پنجاه درصد داشته باشند و پیش‌بینی شود امید به زنده ماندن آنان بعد از پنج سال بیشتر از پنجاه درصد باشد، کاندیدای خوبی برای حفظ باروری قبل از شروع درمان هستند. البته توجّه به این نکته حائز اهمّیت است که همۀ سرطان‌ها و داروهای شیمی‌درمانی با کاهش باروری همراه نیستند. همان‌طور که قبلاً گفته شد کاهش باروری به دنبال پیوند مغز استخوان و رادیوتراپی کلّ لگن تقریباً صد درصد است، همچنین بیمارانی که کاندیدای مرحلۀ دوم شیمی درمانی هستند، به دلیل تهاجمی‌تر بودن داروهای مورد استفاده در مرحلۀ دوم کاندیدای اقدامات حفظ باروری هستند.

چندین روش برای حفظ باروری در بیماران قبل از شروع داروهای ضدّ سرطان وجود دارد که شامل موارد زیر است:

  • حفظ تخمک و اسپرم

این روش در دختران و پسران ازدواج‌نکرده استفاده می‌شود. در گذشته نیاز به حداقل چهار هفته زمان برای گرفتن تخمک وجود داشت، امّا در حال حاضر با توجّه به پروتکل‌های جدید IVF این زمان به دو هفته کاهش یافته است. روش‌های مختلفی برای گرفتن تخمک وجود دارد که بهترین آن برداشتن تخمک از طریق واژن زیر گاید سونوگرافی است، زیرا برای رسیدن به تولّد زنده باید حداقل تعداد بیست تخمک به دست آوریم.

  • حفظ جنین

برای افرادی که ازدواج کرده‌اند، از فریز جنین استفاده می‌شود که انتقال جنین فریز بعد از بهبود سرطان با نتایج خوبی از نظر باروری همراه بوده است.

  • فریز بافت تخمدان

در مواقعی که در برخی از سرطان‌ها مانند بدخیمی هماتولوژیک به تأخیر انداختن شیمی‌درمانی به صلاح بیمار نباشد و فرصت دو هفته‌ای برای گرفتن تخمک وجود نداشته باشد یا در دختران نابالغ می‌توان بافت تخمدان را به روش لاپاراسکوپیک خارج کرد و فریز کرد که می‌توان این بافت را به‌ مدّت یک سال در وضعیت فریز نگه داشت و بعد از بهبود بیمار به وی پیوند زد. مزیّت این روش علاوه بر بازگرداندن باروری، بهبودی وضع بالینی بیمار مانند رفع علائم یائسگی و برقراری قاعدگی طبیعی خواهد بود. تاکنون صد تولّد زنده ناشی از پیوند تخمدان ثبت شده است.

علاوه بر سرطان یک‌سری دیگر از بیماری‌ها مانند اندومتریوز و بیماری‌های اتوایمیون -که کاندیدای درمان‌های مخرّب‌اند و می‌توانند ذخیرۀ تخمدان را کاهش دهند- کاندیدای حفظ باروری هستند.

مردان هم به سرطان پستان مبتلا می‌شوند دکتر سیّده ستاره رودباری - متخصّص جرّاحی عمومی


فراوانی سرطان پستان مردان در نواحی مختلف دنیا متفاوت است و بیشترین میزان شیوع را کشورهای آفریقایی دارند. در آمریکا در سال 2007 دو هزار و سی مورد سرطان پستان مردان شناسایی شد که 1.1% کلّ موارد سرطان پستان را در هر دو جنس شامل می‌شد. در آن سال 450 مرد از این بیماری در آمریکا فوت شدند.

خطر سرطان پستان مردان با افزایش تماس با استروژن (مشابه سرطان پستان زنان) یا با کاهش آندوژن ارتباط دارد. بیشترین ارتباط سرطان پستان مردان با سندروم کلاین‌فلتر (XXY) است که 14 تا 50 درصد در افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان مردان قرار دارند و 3% کلّ موارد سرطان پستان مردان را به خود اختصاص می‌دهند. مردانی که ناقل ژن BRCA1 و جهش ژن  BRCA2هستند نیز در افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان قرار دارند.

موارد زیر به عنوان عوامل خطر ابتلا به سرطان پستان در مردان گزارش شده است:

بیماری مزمن کبدی، سیروز (التهاب شدید کبد)، مصرف مزمن الکل، شيستوزوميازيس، سابقۀ التهاب بیضۀ ناشی از اریون، بیضه‌های نزول‌نیافته، آسیب بیضه و تماس محیطی با هورمون‌های زنانگی. در مقابل ژنیکوماستی (بزرگ شدن خوش‌خیم پستان مردانه در اثر رشد غیرطبیعی غدد پستانی) به‌تنهایی خطر ابتلا به سرطان پستان مردان را افزایش نمی‌دهد.

تظاهرات بالینی سرطان پستان مردان مشابه سرطان پستان زنان است، امّا متوسّط سنّ بروز دیرتر از زنان است (60 سال در مقابل 53 سال). از آنجا که تشخیص سرطان پستان در مردان زیاد مورد توجّه قرار نمی‌گیرد و برای مردان برنامۀ غربالگری ماموگرافی وجود ندارد، اغلب مردان در مراحل پیشرفته‌تری از بیماری نسبت به زنان مراجعه می‌کنند. تمام انواع هیستوپاتولوژیک (بافت آسیب‌شناسی) سرطان پستان در مردان هم رخ می‌دهد و داکتال کارسینوم (سرطان مهاجم مجاری سینه) 70% موارد را شامل می‌‌شود، ولی لوبولار کارسینوم (سرطان غدد پستان) در مردان نادر است. بسیاری از موارد سرطان پستان مردان، هورمون مثبت هستند و درصد مثبت بودن هورمونی‌شان نسبت به زنان بیشتر است و مشابه زنان مرحلۀ بیماری عمده‌ترین عامل پیش‌آگهی است. طبق پژوهش‌های انجام‌شده نتیجۀ درمان سرطان پستان مردان در قیاس با سرطان پستان زنان مرحله‌ به‌ مرحله یکسان است و جنس مرد به‌تنهایی اثر منفی بر نتیجۀ درمان ندارد، ولی سرطان پستان مردان سیاه‌پوست نتایج درمانی بدتری نسبت به مردان سفیدپوست دارد.

درمان اولیۀ موضعی تمامی ‌موارد سرطان پستان مردان ماستکتومی کامل (برداشتن کامل پستان) است. در بعضی از مردان در مراحل اولیه می‌توان جرّاحی حفظ پستان را مورد نظر قرار داد، امّا از آنجا که در اغلب موارد توده در ناحیۀ زیر آرئول قرار دارد و مقدار بافت پستانی اغلب مردان ناچیز است، امکان اجرای جرّاحی حفظ پستان مردان ناممکن می‌‌شود. در اجرای جرّاحی همان ملاحظاتی که برای جرّاحی غدد لنفاوی در سرطان پستان زنان توصیه می‌شود، برای سرطان پستان مردان نیز مورد نظر قرار داده می‌شود و اغلب در شرایطی که درگیری غدد لنفاوی به‌صورت بالینی وجود ندارد، توصیه به بیوپسی غدد لنفاوی پیشاهنگی می‌شود.

انجام رادیوتراپی پس از انجام ماستکتومی در سرطان پستان مردان به همان اصول سرطان پستان زنان استوار است و اصول انجام آن نیز در سرطان پستان زنان و مردان یکسان است. تاموکسیفن اساس درمان هورمونی سرطان پستان مردان هورمون مثبت است و هنوز پژوهشی که در آن از داروهای هورمونی آروماتاز اینهیبیتور (داروهایی که تبدیل آندروژن به استروژن را مهار می‌کنند) در سرطان پستان مردان استفاده شده باشد، وجود ندارد. سرطان پستان متاستاتیک (گسترش‌یابنده) در مردان نیز مشابه سرطان پستان متاستاتیک زنان درمان می‌شود.

نکاتی مهم دربارۀ حرکات جنین دکتر مرجان پورحیدری -متخصّص جرّاحی زنان و زایمان


شايد يكي از بهترين و جالب‌ترين  مراحل بارداري حركت‌های جنين باشد که مادر آن را احساس می‌کند. حركات جنين از هفتۀ ٧ تا ٨ بارداري شروع می‌شود، ولي مادر باردار از هفتۀ ١٦ تا ٢٢ بارداري مادر می‌تواند اين حركات را حس كند.

اين حس در مادران متفاوت است، مثلاً مادران چاق -كه چربي شكمي حدود ١٠ تا ١٥ سانت دارند- ممكن است به‌خوبي این حركات را تشخيص ندهند. حركات جنين در ابتدا خفيف و كوتاه است، امّا در ميانۀ بارداري حركات جنين منظّم و شديدتر می‌شود، به‌طوري كه بين هفتۀ ٢٨ تا ٣٢ بيشترين حركات جنين را داريم و از ٣٢ به بعد حركات جنين به دليل كم شدن حجم مايع و افزایش اندازۀ جنين كاهش می‌یابد. در اواخر بارداري نیز حركات چرخشي كمتر می‌شود و بيشتر حركت دست و پای جنين احساس می‌شود.

در مواردی که مادر به حركت نداشتن جنين شک دارد، بايد مقداری غذا بخورد و به پهلو بخوابد و در حالت استراحت دستش را روي شكم بگذارد، سپس حركت جنينش را به مدّت شصت دقيقه بشمارد. البته در مورد تعداد حركت طبیعی اتّفاق نظر وجود ندارد، امّا وجود ده حركت در يك ساعت مورد قبول است.

اگر در عرض دو ساعت جنين حركت نكرد، مادر بايد سريعاً به پزشك معالجش مراجعه كند. كاهش حركت جنين می‌تواند به دليل كاهش رشد جنين و اختلال خون‌رساني به جنين باشد. همچنین كاهش حركت می‌تواند به دليل كاهش مايع آمينوتيك و به خطر افتادن جان جنين باشد.

چرخيدن بند ناف دور گردن جنين و گره خوردن آن می‌تواند در ابتدا با افزايش حركات شديد، سپس با كاهش حركات همراه باشد. بنابراين توصيه می‌شود مادران باردار در ماه‌هاي آخر حركات جنينشان را كنترل كنند و در صورت كاهش يا عدم حركت جنين در منزل غذايي بخورند و به مدّت يك ساعت در حالت استراحت حركات جنين را بشمارند و در صورت عدم حركت يا كم بودن حركت حتماً در اسرع وقت با پزشك معالج خود تماس بگیرند يا به يك مركز درماني مراجعه کنند.

 

توصیه‌های نوروزی برای خانم‌های باردار دکتر طاهره زارع‌ یوسفی - متخصّص زنان و زایمان


زنان باردار مانند سایر خانم‌های ایرانی دوست دارند با خانه‌ای تمیز به استقبال بهار بروند، امّا برای انجام این کار باید به نکات مهمّی توجّه کنند. اگر امسال باردارید، وضعیت‌ شما با سال‌های قبلی خیلی فرق می‌کند و باید از انجام بعضی کارها چشم‌پوشی کنید، مثلاً نباید به خانه‌تکانی مانند گذشته نگاه کنید و تمام خانه را از سقف تا کف بسابید. از سوی دیگر شرایط بارداری به شما اجازه نمی‌دهد تا برای خرید لوازم عید ساعت‌های طولانی مشغول جست‌وجو باشید. کارهای منزل را تقسیم کنید و در روزهای مختلف با زمان‌بندی مناسب آن‌ها را انجام دهید. انجام کارهای سبک اشکالی ندارد، امّا در ماه‌های آخر از انجام فعّالیت‌های سنگین بپرهیزید تا کمتر خسته شوید. از تماس طولانی با انواع شوینده‌های شیمیایی خودداری کنید و رعایت نکات ایمنی را در نظافت سطوح و نقاط بلند و دور از دسترس فراموش نکنید.

با فرارسیدن نوروز بسیاری از خانواده‌ها آمادۀ سفرهای نوروزی می‌شوند، آیا زنان باردار نیز می‌توانند به مسافرت بروند؟

در جواب این سؤال باید گفت که حتماً قبل از اقدام به سفر با پزشک خود مشورت کنید. بهترین زمان برای مسافرت زنان باردار در اواسط بارداری (هفتۀ 14 تا 28) است. به‌طور کلّی مسافرت‌های طولانی توصیه نمی‌شود. در هنگام سفر با اتومبیل هر دو ساعت یک‌بار از ماشین پیاده شوید و قدم بزنید. در طیّ سفر حتماً کمربند ایمنی را ببندید. اگر با هواپیما سفر می‌کنید، در صورت امکان گاهی از جای خود بلند شوید، هر نیم ساعت پاهای خود را خم کنید، قوزک پایتان را بچرخانید و چند حرکت کششی انجام دهید. مصرف مایعات کافی، پوشیدن لباس مناسب و بستن کمربند ایمنی را در سفرهای هوایی فراموش نکنید.

گاهی دیده می‌شود که برخی زنان باردار در مسافرت آرام‌بخش مصرف می‌کنند و می‌خوابند که این کار ممکن است پیامدهای خطرناکی نظیر لخته شدن خون در اندام‌های تحتانی را به دنبال داشته باشد، بنابراین از انجام این کار اجتناب کنید.

در صورت داشتن بارداری پُرخطر نظیر فشار خون بالا، دیابت بارداری، داشتن بیماری‌های زمینه‌ای قلبی- عروقی، بارداری چندقلویی، بارداری با جنینی که اختلال رشد دارد، کم یا زیاد بودن مایع آمنیوتیک و داشتن جفت سرراهی و سابقۀ زایمان زودرس به هیچ‌وجه صلاح نیست شهر خود را ترک کنید و به مسافرت بروید.

در ایّام نوروز -که وقت دید و بازدید و مهمانی‌های خانوادگی است- مهمانی گرفتن و میزبان بودن برای زنان باردار دشوار است، بنابراین بهتر است که این کار به زمان مناسب‌تری مؤکول شود. اگر به مهمانی دعوت شده‌اید، لباس و کفش مناسب و راحت انتخاب کنید. از پوشیدن کفش‌های پاشنه‌بلند اجتناب کنید. همچنین در غذا خوردن زیاده‌روی نکنید و از مصرف غذاهای چرب و پُرحجم بپرهیزید.

با توجّه به دسترس بودن انواع شیرینی و کیک در این ایّام توصیه می‌شود که از آن‌ها به عنوان میان‌وعده استفاده نشود. از مصرف مغزها و آجیل شور نیز خودداری کنید. انواع مغزها سرشار از موادّ مغذی هستند و مصرف آن‌ها برای مادر و جنین مفید است، امّا با توجّه به کالری بالا می‌توانند سبب افزایش وزن شوند، بنابراین بهتر است خام و به‌اندازه مصرف شوند.

میوه‌ و سبزی یک میان‌وعدۀ مناسب و ایده‌آل محسوب می‌شوند و مصرف آن‌ها علاوه بر تأمین ویتامین‌های مورد نیاز و تقویت سیستم ایمنی، به علّت دارا بودن فیبر بالا برای درمان یبوست -که یک مشکل شایع در دوران بارداری است- سفارش می‌شود.

کلام آخر اینکه هیچ کاری را برای لحظات آخر نگذارید و از قبل سعی کنید که کار‌های خود را برنامه‌ریزی کنید. حتماً از پزشک معالج خود بپرسید که در ایّام تعطیلات سال نو چگونه می‌توانید در موارد اورژانس با وی تماس بگیرید.

توصیه‌هایی برای تغذیۀ کودکان در ایّام نوروز دکتر اسماعیل نورصالحی، متخصص کودکان و نوزادان


یکی از مشکلات کودکان در ایام نوروز پُرخوری و خوردن تنقّلات است که پیامد آن بی‌اشتهایی است. از طرف دیگر خوردن آجیل و شیرینی با توجّه به کالری بالای آن خاصیت چاق‌کنندگی دارد و مصرف بیش از بیست گرم این تنقّلات باعث افزایش وزن در کودکان و چاقی آنان می‌شود. البته مصرف آجیل و شیرینی قبل از غذا باعث بی‌اشتهایی کودکان می‌شود و کم‌وزنی را در کودکان کم‌وزن تشدید می‌کند. والدین باید مواظب خوردن میوه‌جات نیز در ایّام نوروز باشند و دقّت کنند که کودکان چاق قبل از غذا و کودکان کم‌وزن بعد از غذا میوه نخورند تا بتوانند هضم و جذب خوبی داشته باشند.

در ایّام نوروز کودکان همواره درگیر دو گونه بیماری گوارشی می‌شوند:

  • پُرخوری و خوردن موادّ پُرانرژی با میزان فیبر پایین و یبوست
  • تغذیه در مسیر راه و مشکلات گوارشی به دلیل اختلالات حرکتی دستگاه گوارشی مثل اسهال­های عفونی

 

توصیه‌های بهداشتی

  • برای پیشگیری از یبوست و دل­پیچه، مصرف کمتر موادّ پُرانرژی مثل پسته، فندق، گردو و شیرینی­ها توصیه می‌شود. برای کنترل کودکان بهتر است آجیل عید خود را از اقلامی ‌تهیّه کنید که حاوی ترکیبات ملین و فیبردار مانند آلو، انجیر، کشمش و توت خشک باشد.
  • برای پیشگیری از اسهال عفونی بهتر است در بین راه در محل‌هایی غذا خورده شود که از نظر بهداشتی مورد تأیید باشند. گاهی خانواده‌ها فکر می‌کنند که چون غذا پخته شده، عامل میکروبی کمتری دارد، در حالی‌ که بیشتر اوقات ظرف‌ها و محیط غذاخوری به‌خصوص در بین راه دارای مقدار بالایی میکروب هستند که دستگاه گوارشی را دچار عفونت می‌کند.
  • در طول سفر حتماً هر خانواده از آب معدنی بنوشند. هرگز از آبخوری‌های عمومی -که تنها یک لیوان دارند و همه از همان لیوان آب می‌نوشند- استفاده نشود.

برخی از عادات غلطی که در ایّام نوروز منجر به اضافه‌وزن و چاقی کودک می‌شود:

  • مصرف زیاد انواع شیرینی و موادّ غذایی شیرین در طیّ روز
  • مصرف زیادتر از حدّ انواع تنقّلات، به‌خصوص مصرف افراطی انواع آجیل
  • تمایل زیاد به مصرف غذاهای آماده و پُرکالری
  • در برخی از کودکان ممکن است اشتهای کاذب به خوردن موادّ غذایی نیز مشاهده شود.
  • مصرف موادّ غذایی زیاد همراه با تماشای زیاد تلویزیون

یائسگی در مردان دکتر مانی محیطی‌اصلی - متخصّص کلیه و مجاری ادراری


یائسگی در مردان یک موضوع پیچیده، جذّاب، همچنین مورد بحث و اختلاف نظر است. امروزه با افزایش سطح آگاهی، کلاس‌های بهداشت و پیشرفت درمانی جوامع و در پی آن افزایش میزان متوسّط طول عمر مردان، کیفیت زندگی در مردان مسن بیشتر مورد توجّه و بررسی قرار گرفته است. در مردان افزایش سن با کاهش پیشروندۀ هورمون جنسی مردانه یا همان تستوسترون همراه است. اگر غلظت تستوسترون در خون مردان مسن از میزان حداقل در افراد جوان کمتر باشد، به آن یائسگی مردانه یا کم‌کاری غدد جنسی یا کم‌کاری بیضه‌ها می‌گویند.

سازمان بهداشت جهانی از یائسگی مردانه با عنوان کم‌کاری بیضه‌ها با شروع دیررس یاد می‌کند. با وجود این برخلاف یائسگی در بانوان -که کاهش قابل توجّه هورمون زنان در آنان عواقب و عوارض کاملاً شناخته‌شده‌ای دارد- در آقایان این کاهش هورمون به‌صورت خفیف است و عواقب ثابت و اثبات‌شده‌ای برای همه ندارد. این تغییر هورمونی سبب ایجاد مجموعه‌ای از علائم جنسی و روانی می‌شود. کاهش تستوسترون وابسته به سن است و با بالا رفتن سن بیشتر غلظت آن کاهش می‌یابد. با افزایش سن علاوه بر کاهش غلظت تستوسترون در خون از حسّاسیت بافت‌ها به این هورمون نیز کاسته می‌شود. کاهش طولانی‌مدّت تستوسترون آثار سوئی بر استخوان، ماهیچه، مغز، چربی‌های خون و خلق‌و‌خوی فرد دارد. کاهش تستوسترون خون از حدود سی سالگی شروع می‌شود و پس از آن تقریباً هر سال یک درصد از میزان تستوسترون خون کاسته می‌شود.

علائم اصلی کاهش تستوسترون در مردان عبارت‌ا‌ند از:

  • کاهش عملکرد جنسی به‌صورت کاهش تمایل جنسی، کاهش تعداد دفعات ارتباط جنسی و کاهش انزال در مردان
  • کاهش توده، تراکم و سفتی استخوان‌ها و در نتیجه افزایش خطر شکستگی استخوان‌ها
  • کاهش تودۀ عضلانی و افزایش تودۀ چربی
  • کاهش قدرت عضلانی
  • کم‌خونی (آنمی) که در مردان مسن‌تر بیشتر شایع‌ است.
  • کاهش انرژی و قوای بدنی و خستگی زودرس
  • تحریک پذیری، تغییرات رفتاری، افسردگی، چاقی مرکزی بدن یا چاقی شکمی و اختلال در آزمایش‌های قند خون نیز با کاهش عملکرد بیضه‌ها مرتبط‌اند که این ارتباط دوطرفه است؛ یعنی چاقی و بیماری قند خود می‌توانند عوامل کاهش بیشتر در هورمون مردانه را فراهم کنند.

برخلاف بانوان، شروع یائسگی در مردان غیرقابل پیش‌بینی و تدریجی است و این موضوع باعث می‌شود که در تشخیص و درمان این بیماران تأخیر و تعلّل بیشتری ایجاد کند.

در بعضی پژوهش‌ها ارتباط بین کاهش تستوسترون آزاد خون و افسردگی نشان داده شده است و در نتیجه توصیه شده که در مردان مسنّی که با افسردگی بدون علّت مشخّص مراجعه می‌کنند، از نظر یائسگی مردانه تحت بررسی و آزمایش قرار گیرند.

نحوۀ تشخیص یائسگی در مردان باید با گرفتن شرح حال و پرسیدن سؤال‌های مختلف -که در پرسش‌نامه‌های علمی‌ موجود است- سپس انجام آزمایش خون دقیق به اثبات برسد و صرفاً وجود برخی علائم -که ذکر کردیم- دلیل بر وجود یائسگی نیست. کمبود تستوسترون مختصّ سنین بالا نیست و در مردان کم‌‌سن‌وسال نیز می‌تواند اتّفاق بیفتد، ولی باید به این نکته توجّه داشت که تجویز نابه‌جای هورمون مردانه با عوارض خطرناکی همراه خواهد بود.

عارضۀ اصلی تجویز تستوسترون افزایش غلظت خون است که موجب افزایش خطر لخته شدن در اعضای مختلف از عروق قلبی و مغزی می‌شود. یکی دیگر از عوارض خطرناک آن تسریع رشد پروستات در مردان است و در مواردی که خطر سرطان پروستات در فرد وجود دارد، یا اینکه سرطان هنوز نهفته است، موجب شعله‌ور شدن و بدتر شدن آن می‌شود.

برخلاف تصوّر عموم مردم در مردانی که سطح تستوسترون طبیعی دارند، تجویز آن موجب افزایش میل جنسی و قوای بدنی نمی‌شود، بلکه موجب تحلیل رفتن آن‌ها و از بین رفتن قدرت باروری می‌شود؛ نکته‌ای که در بسیاری از جوانان و در باشگاه‌های بدنسازی به منظور افزایش قوا و قدرت عضلانی از این هورمون‌ها استفاده می‌شود و در مراحلی که تحلیل و کوچک شدن بیضه‌ها اتّفاق افتاده، دیگر نمی‌توان کاری برای فرد انجام داد و این جزو عوارض برگشت‌ناپذیر تجویز تستوسترون است.

درمان

ابتدا باید تمام بررسی‌های ضروری و گرفتن شرح حال و آزمایش‌های کامل انجام شود. سپس در موارد اثبات کاهش هورمون فقط در موارد علامت‌دار برای بیمار درمان به‌صورت منطقی و کاملاً آگاهانه و زیر نظر پزشک متخصّص انجام شود؛ با این حال چون عوارض این نوع روش درمانی نیز هنوز به‌طور کامل مشخّص نشده، باید به‌طور کامل و جداگانه برای هر فردی احتمال خطر و فایدۀ این روش توضیح داده شود، سپس درمان صورت گیرد.

دو نوع درمان دارویی موجود در بازار ایران بیشتر به صورت تزریق عضلانی و کمتر به صورت خوراکی است که اگر درست تجویز شود، می‌تواند باعث بهبود مشکلات فیزیکی، ذهنی، افسردگی و قدرت جنسی فرد شود و ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی را نیز کاهش دهد.

به دلیل اهمّیت موضوع ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در مردان با سرطان پروستات یا کسانی که در آزمایش‌های انجام‌شده در خطر ابتلا به آن قرار دارند، تجویز تستوسترون به‌طور قطع و کامل ممنوع است.

کودکان و مسئولیت‌پذیری نیلوفر گلپور - کارشناسی‌ارشد روانشناسی بالینی


یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های والدین امروزی ایجاد حسّ مسئولیت‌پذیری در فرزندان است، امّا بسیاری از آنان در چگونگی ایجاد این حس به شکل صحیح با مشکل مواجه‌اند. مسئولیت‌پذیری قبول مالکیت صادقانه، احساسات، نگرش‌ها، رفتارها، انتخاب‌ها، ارزش‌ها و تمایلات فرد است. انسان مسئولیت‌پذیر از محدودیت‌ها، امکانات و توانمندی‌های خود آگاه است و وظایف و مسئولیت‌های خود را می‌شناسد و می‌داند که فقط خودش مسئول انتخاب‌هایی است که می‌کند.

کودکان و مسئولیت‌پذیری

در ارتباط با آموزش مسئولیت‌پذیری در کودکان بیش از همه هدف آن است که کودک بداند نسبت به نگرش‌ها و رفتار خودش مسئول است و هیچ‌کس دیگر عواقب رفتار‌های او را تحمّل نخواهد کرد. متأسّفانه والدین در دنیای امروز با برعهده گرفتن عواقب انتخاب‌های فرزندانشان به قصد تحمّل درد کمتر در آنان، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به کودک دلبند خود می‌رسانند. کودکانی که با پیامد انتخاب‌ها و احساسات خود مواجه نمی‌شوند، نمی‌آموزند به شیوه‌ای درست در زندگی مرز ایجاد کنند و بارها و بارها دچار خطا و اشتباه می‌شوند. هنگامی‌که والدین بین عواقب منفی روان‌شناختی یک رویداد و عواقب واقعی آن تمایز قائل نمی‌شوند، دچار مشکل می‌شوند.

زندگی حول محور عواقب واقعی می‌چرخد. عواقب روان‌شناختی مثل عصبانیت، ایجاد احساس گناه، نق زدن و دریغ کردن عشق و محبّت باعث تغییر در کودکان نمی‌شود؛ اگر هم تغییری اتّفاق بیفتد، کوتاه‌مدّت است و تنها برای رهایی از فشار روان‌شناختی است. تغییر واقعی زمانی اتّفاق می‌افتد که رفتار کودک باعث شود با عواقبی مانند درد یا از دست دادن زمان یا دوست و چیزهایی که از آن لذّت می‌برد، همراه شود. به بیان دیگر ما باید به فرزندانمان اجازه دهیم قانون کاشت و برداشت را تجربه کنند.

قانون کاشت و برداشت

این قانون در زندگی روزانۀ همۀ ما جاری است. کودکان نیز همواره با آن مواجه‌اند. کودک باید بداند اگر بذر بی‌مسئولیتی کاشت، عواقب آن کار را -که از دست دادن موضوع مورد علاقه‌اش است- برداشت می‌کند. وقتی به کودک اجازه می‌دهیم بهای اشتباه خود را بپردازد، باعث کسب تجربۀ او می‌شود. تنها از دست دادن چیز‌های عینی موجب تغییر رفتار در کودک است.

دو بُعد مثبت و منفی قانون کاشت و برداشت

قانون کاشت و برداشت دارای دو بُعد مثبت و منفی است. در بُعد مثبت حسّ قابل قبولی از قدرت و کنترل را به کودک می‌دهد؛ یعنی وقتی کودک از استعدادها و توانایی‌هایش برای برداشت نمره‌های خوب استفاده می‌کند، رضایت و اعتماد به نفس در او شکل می‌گیرد. در بُعد منفی کاشت و برداشت توجّه سالم به عواقب و رویداد‌های منفی است؛ برای مثال از طریق عواقب منفی مربوط به شکست، کودک به‌درستی یاد می‌گیرد به‌گونه‌ای عشق بورزد که منجر به تقویت رابطه شود. قانون کاشت و برداشت یکی از اساسی‌ترین درس‌های زندگی را -که خویشتن‌داری است- به کودک می‌آموزد. آنان یاد می‌گیرند خودشان کیفیت زندگی خود را در دست دارند و با انتخاب‌های آگاهانه می‌توانند لذّت و رضایت را تجربه کنند.

نکات مهمّی که والدین باید به آن توجّه کنند

والدین باید قوانینی را برای فرزندان وضع کنند؛ قوانینی که شفّاف، واضع، جامع و متناسب با شرایط و سنّ کودک باشد. کودکی که قوانین را بشناسد و با آن آشنا باشد، راحت‌تر با عواقب رفتار خود کنار می‌آید؛ برای مثال ما برای کودک خود قانونی وضع می‌کنیم مبنی بر اینکه پیامد صحبت کردن با صدای بلند محرومیت از بازی با اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش است. به این ترتیب کودک قانون را یاد می‌گیرد و عواقب آن را می‌داند؛ حال انتخاب با اوست که با صدای بلند جیغ بکشد، یا خواسته‌اش را منطقی بیان کند. نکتۀ مهمّ دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که ما والدین وظیفه داریم زمانی که فرزندمان پیامد منفی انتخاب خود را تجربه می‌کند، با او همدلی کنیم؛ امّا چگونه؟ یعنی با وجود اینکه اجازه می‌دهیم با عواقب انتخابش مواجه شود، باید حمایت و همراهی خود را با او حفظ کنیم. به‌کار بردن جملاتی مانند:

  • از اینکه امروز نمی‌توانی بازی کنی، من هم ناراحتم.
  • درک می‌کنم از دست دادن رابطۀ دوستی‌ات چقدر دردناک است.

این شیوه بین ما و کودک پلی می‌سازد و برای بهبود عملکرد او انگیزه ایجاد می‌کنیم.

در پایان باید یادآور شویم هدف آن نیست که ما کودکان را کنترل کنیم که آنچه ما می‌خواهیم انجام دهند، بلکه هدف آن است که به آنان امکان انتخاب دهیم تا آنچه می‌خواهند انجام دهند و کاری کنیم تا انجام کارهای اشتباه آنان آنقدر دردناک شود که نخواهند آن را دوباره تجربه کنند. با این کار سبب می‌شویم که کودک قانون کاشت و برداشت را کشف و تجربه کند و بداند اگر بذر بی‌مسئولیتی بکارد، ناراحتی درک می‌کند و چنانچه مسئولانه رفتار کند، فایدۀ آن را درک خواهد کرد.

به کودک آزادی بدهید، مسئولیت بخواهید. عواقبی اعمال کنید تا در سراسر زندگی عشق را تجربه کنند.

استفاده از تقویت مثبت در اوتیسم دكتر روشنك كديور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


تقویت مثبت در آنالیز رفتاری چیست؟

تقویت یکی از اصول مرکزی آنالیز رفتاری است. در واقع فرایندی است که یک رفتار در اثر عواقبی که بلافاصله پس از آن اتّفاق می‌افتد، تشدید می‌شود. در زندگی روزمره به‌طور طبیعی رفتارهای ما در اثر عواقبشان تشدید می‌شوند، بدون آنکه ما از وجود آن‌ها آگاهی داشته باشیم. به عنوان مثال وقتی یک فنجان قهوه برای خودمان می‌ریزیم، بوی مطبوع آن به ما اطمینان می‌دهد که بار دیگر هم این کار را خواهیم کرد. یعنی به‌طور طبیعی رفتار ریختن قهوه در اثر نتیجۀ بوی مطبوع آن تشدید خواهد شد؛ این یعنی تقویت یا Reinforcement. حال می‌توان از اصول تقویت به‌طور آگاهانه و با هدف برای تقویت رفتار خود یا دیگران استفاده کرد، به‌طور مثال:

  • شما می‌خواهید رفتار مطالعه را در خود افزایش دهید، به خود اجازه می‌دهید بعد از یک ساعت مطالعه به دوست مورد علاقه‌تان تلفن بزنید.
  • شما آگاهانه با نهایت توجّه به فرزند نوجوان خود زمانی که برایتان درد دل می‌کند گوش می‌دهید تا این رفتار او را در آینده نیز تقویت کنید.
  • وقتی کودک خردسال شما در اتاق خودش می‌خوابد، صبح هنگام بیدار شدنش به در اتاقش برچسب مورد علاقه‌اش را می‌چسبانید تا رفتار او را تقویت کنید.

دو نوع تقویت وجود دارد: تقویت مثبت و تقویت منفی. برای تعریف تقویت مثبت چهار قسمت لازم است:

  • مشروط بودن (Contingent)
  • حضور (Presentation)
  • بلافاصله اتّفاق افتادن (Immediately)
  • افزایش دفعات وقوع (Increase)

حضور مشروط یک محرّک بلافاصله به دنبال یک پاسخ که احتمال وقوع یا میزان آن پاسخ را در آینده افزایش می‌دهد.

مشروط بودن: یعنی محرّک زمانی که رفتار اتّفاق می‌افتد، وجود دارد و زمانی که رفتار اتّفاق نمی‌افتد وجود ندارد. ما می‌توانیم با هدف و آگاهانه از این نتیجه برای سازماندهی یک رفتار استفاده کنیم، به عنوان مثال وقتی فصل سوم کتاب علوم را یاد گرفتی، می‌توانیم با هم به سینما برویم که این Contingency management نامیده می‌شود.

حضور: یعنی وجود یک محرّک که اضافه می‌شود. این محرّک می‌تواند در آغوش گرفتن باشد، یا یک شکلات. نکته این است که محرّک پس از یک رفتار اضافه شود. مثلاً رفتار مورد نظر شما یا رفتار هدف در درمان ده دقیقه نشستن روی صندلی کلاس برای یک کودک مبتلا به اوتیسم است. پس از اینکه او توانست به این رفتار دست یابد، او را در آغوش می‌گیرید، به نحوی که به او بفهمانید این عمل شما پاداشی به رفتار  نشستن وی است.

بلافاصله اتّفاق افتادن: نتیجه یا محرّک یا پاداش باید بلافاصله پس از انجام رفتار باشد؛ تأخیر از تأثیر آن می‌کاهد.

افزایش در میزان یا دفعات وقوع رفتار: این محرّک احتمال انجام رفتار در آینده را افزایش می‌دهد.

مشوّق‌ها یا محرّک‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  • مشوّق‌های اولیه: مشوّق‌هایی هستند که نیاز به یادگیری ندارند و غیرشرطی هستند مانند غذا و آب.
  • مشوّق‌های شرطی: این مشوّق‌ها در منشأ ذاتی خود مشوّق محسوب نمی‌شوند، امّا هنگامی که با یک محرّک همراه می‌شوند، به‌طور شرطی محرّک یا مشوّق می‌شوند؛ مثلاً یک موسیقی خاص می‌تواند برای فردی محرّک محسوب شود، چون دوست صمیمی‌اش آن را گوش می‌داده است. مثال‌های دیگر مانند اسباب‌بازی، شکلات و... .

تقسیم‌بندی دیگری هم برای محرّک یا مشوّق در نظر گرفته‌اند:

  • یعنی فرد دیگری مشوّق یا محرّک را فراهم می‌کند. به عنوان مثال کودکی که گریه و زاری می‌کند و پدرش به وی توجّه ویژه می‌کند؛ توجّه پدر به عنوان یک محرّک یا مشوّق نیاز به وجود پدر دارد؛ به عبارت دیگر پدر این مشوّق را فراهم می‌آورد.
  • یعنی نیازی به فرد دیگری که محرّک یا مشوّق را فراهم کند، نیست و تأثیر رفتار بر محیط، خود نوعی محرّک یا مشوّق است، مثل خوردن بستنی، طعم بستنی به خودی خود یک محرّک یا مشوّق است، سُر خوردن از سُرسُره و حسّ لذّت آن یک محرّک یا مشوّق است و نیازی نیست تا فرد دیگری آن را فراهم کند.

لازم است بدانیم یک محرّک یا مشوّق برای افراد مختلف می‌تواند متفاوت باشد. شاید برای ما پول نوعی مشوّق باشد، امّا برای کودکی که تحت رفتار درمانی است، سُر خوردن از سُرسُره یا پریدن از روی یک بلندی محرّک مورد نظر باشد؛ حتّی با زمان می‌تواند محرّک برای هر فردی تفاوت کند. بنابراین یک درمانگر باتجربه باید این را درک کند که شاید امروز شکلات مشوّق کودک باشد و دو روز بعد یا یک ماه بعد در آغوش گرفتن یا تشویق کلامی ‌برای وی مؤثّر واقع شود.

مواردی که قبل از بارداری باید بدانید دکتر بیتا محبوب روشنکار - متخصّص زنان، زايمان و نازايي


تولّد نوزاد سالم آرزوی هر زوج جوانی است که تمایل دارند صاحب فرزند شوند. از آنجا که رشد فیزیکی یک جنین تحت تأثیر عوامل محیطی و تغذیه‌ای مادر است، شناخت عوامل مؤثّر در یک تولّد سالم و حذف موارد آسیب‌زا باعث جلوگیری از بسیاری از بیماری‌های مادرزادی می‌شود؛ به‌طور مثال کم‌کاری تیروئید در یک خانم باردار در صورتی که درمان نشود، به مشکلات مغزی برگشت‌ناپذیری در جنین منجر می‌شود. به همین دلیل به همۀ خانم‌های متأهل -که تصمیم به بارداری دارند- توصیه می‌شود آزمایش تیروئید قبل از بارداری انجام دهند و در صورت تشخیص کم‌کاری تیروئید درمان شوند؛ یا وجود فقر آهن در مادر حامله منجر به کاهش رشد جنین در طول بارداری می‌شود و سرانجام نوزاد با وزن کم به دنیا می‌آید.

اصلاح فقر آهن و درمان کم‌خونی نتیجۀ بارداری را بهبود می‌بخشد. در سال‌های اخیر مشاورۀ قبل از بارداری به تمام خانم‌هایی که ازدواج کرده‌اند (برای جلوگیری از عواقب منفی بارداری) توصیه شده است؛ در مشاورۀ قبل از بارداری به نکات زیر باید توجّه شود:

  • سابقۀ بیماری زمینه‌ای مادر
  • عادات خاصّ دارویی و تغذیه‌ای
  • بررسی و ارزیابی خون از نظر فقر آهن، کم‌کاری تیروئید، کمبود ویتامین D، عفونت و هپاتیت
  • ارزیابی واکسیناسیون مادر (واکسن سرخجه، کزاز و هپاتیت)
  • بررسی فشار خون و وزن اولیه که قرار است در شروع بارداری داشته باشد.

مادر حامله بهتر است وزن متعادل با قد داشته باشد تا نتایج منفی بارداری ایجاد نشود. در افراد چاق کاهش وزن و اصلاح روش زندگی توصیه می‌شود تا از عوارض بارداری جلوگیری شود. همۀ این موارد برای تولّد یک فرزند سالم و داشتن یک نسل سالم است. بنابراین افزایش آگاهی زنان باردار برای ایجاد نسل سالم و پویا یکی از پایه‌های فرهنگ بهداشتی جامعه است.

تأثیر چاقی بر باروری دكتر مهري نصيري - متخصص بيماري‌هاي زنان و زايمان


چاقی به معنای افزایش بافت چربی بدن است. برای بررسی چاقی می‌توان از اندازه‌گیری وزن استفاده کرد، امّا وزن همیشه نشان‌دهندۀ وضعیت چاقی و چربی بدن نیست، چون بعضی مواقع وزن بالای بدن به دلیل زیاد بودن بافت عضلانی و سنگین بودن بافت استخوانی است، بنابراین افرادی مثل ورزشکاران جوان وزن بیشتری دارند و لزوماً چاق نیستند و باید معیار دیگری برای بررسی میزان چربی بدن انتخاب کنیم. دانشمندان برای بررسی میزان چربی بدن از نسبت BMI استفاده می‌کنند. Body Mass Index از تقسيم وزن بر حسب كيلوگرم بر مجذور قد به ‌دست می‌آید. BMI کمتر از 18.9 لاغر، بین 19 تا 25.5 طبیعی، بیشتر از 26 تا 29.9 اضافه‌وزن و بیشتر از 30 چاق در نظر گرفته می‌شود.

شیوع اضافه‌وزن

در سال 1991 در امریکا 35 درصد افراد جامعه وزن بیشتر از حدّ طبیعی داشتند. برای سال 2000 تصمیم گرفته بودند که شیوع اضافه‌وزن را به زیر 20 درصد برسانند، امّا وقتی به سال 2001 رسیدند، بیش از 50 درصد مردم اضافه‌وزن داشتند. شیوع اضافه‌وزن با سن و نژاد در ارتباط است. هر چه سن بالاتر می‌رود، شیوع اضافه‌وزن افزایش می‌یابد. در نژادهای مختلف هم میزان اضافه‌وزن متفاوت است، مثلاً سیاه‌پوستان معمولاً وزن بیشتری دارند.

بافت چربی علاوه بر اینکه به عنوان بافت ذخیرۀ انرژی در بدن محسوب می‌شود، دارای اعمال بسیار زیادی در بدن است؛ یکی از آن‌ها ترشّح سیتوکاین یا آدیپوسیتوکاین است که این مواد روی قسمت‌های مختلف بدن اثر می‌کنند و باعث ایجاد عوارض و مشکلات زیاد در بدن ما می‌شود. مثلاً یکی از سیتوکاین‌ها لپتین است که در طیّ اضافه‌وزن ترشّح آن تغییر می‌کند و باعث تغییر در ترشّح گنادوتروپین‌های مغزی و LH می‌‌شود. عدم ترشّح مناسب گنادوتروپین‌ها سبب اختلال در تخمک‌گذاری و عدم آزادسازی تخمک مناسب می‌‌شود. وجود سیتوکاین‌ها نیز سبب اختلال در عمل تخمدان می‌شوند که نتیجۀ آن عدم تولید تخمک مناسب و رسیده است.

اثر بعدی سیتوکاین‌ها نامناسب کردن محیط لوله‌های رحمی ‌و رحم برای انتقال و جایگزین شدن جنین است؛ بنابراین اضافه‌وزن منجر به وضعیت ساب فرتیلیتی و اختلال در بارداری می‌‌شود. معمولاً افراد چاق عادت ماهانۀ نامنظّم دارند و این مسئله باعث مشکلات بیشتر برای خانم‌ها در سنّ باروری می‌شود. یکی از مشکلات دیگر در خانم‌های چاق افزایش احتمال سقط در سه ماهۀ اول بارداری است که در این افراد وجود دارد. یکی دیگر از عوارض چاقی افزایش احتمال زایمان زودرس است. علّت زایمان زودرس شاید به دلیل بالا بودن احتمال فشار خون حاملگی و دیابت بارداری در افراد با اضافه‌وزن است.

در افراد مبتلا به چاقی احتمال اینکه جنین وزن غیرطبیعی داشته باشد، بیشتر از حالت طبیعی است. گاهی جنین این افراد رشد خوبی ندارند و مبتلا به عقب‌ماندگی رشد داخل رحمی‌ می‌شوند (IUGR) و گاهی جنین بزرگ‌تر از سنّ حاملگی(LGA)  یا ماکروزوم می‌شود که سبب آسیب جنینی می‌شود.

احتمال مرگ داخل رحمی جنین در زنان باردار چاق خیلی زیاد است که به دلیل دیابت بارداری یا علل ناشناخته است. در افراد چاق استفاده از دستگاه‌های تشخیصی سلامت جنین مثل سونوگرافی محدودیت دارد و در بسیاری موارد کارایی لازم برای تشخیص مشکلات جنین را ندارد. در خانم باردار چاق احتمال ناهنجاری مادرزادی جنین بیشتر از زنان با وزن طبیعی است که شاید یک علّت آن بالا بودن احتمال دیابت بارداری در افراد با وزن بالاست. زنان چاق به نسبت زنان با وزن طبیعی بیشتر مجبور به سزارین در هنگام زایمان به جای زایمان طبیعی می‌شوند و احتمال زایمان طبیعی به دنبال سزارین قبلی در این افراد کمتر از زنان با وزن طبیعی است. احتمال اورژانس شدن سزارین در افراد چاق بیشتر از افراد با وزن طبیعی است. عوارض حین بیهوشی برای سزارین در افراد با اضافه‌وزن بسیار بیشتر از افراد با وزن طبیعی است. بعد از سزارین احتمال عفونت زخم در زنان چاق خیلی بیشتر از زنان با وزن طبیعی است و احتمال لخته شدن خون در رگ‌ها و آمبولی در افراد چاق بیشتر است.

احتمال شیردهی در زنان چاق از زنان با وزن طبیعی کمتر است و احتمال افسردگی بعد از زایمان در زنان چاق بیشتر از زنان با وزن طبیعی است. فرزندان مادران چاق بیشتر دچار اضافه‌وزن می‌شوند، بنابراین چاقی دارای عوارض زیادی در طیّ بارداری، قبل و بعد از آن است و بهتر است حتماً قبل از اقدام به بارداری نسبت به کاهش وزن اقدام شود و زمانی اقدام به بارداری شود که وزن کاملاً تثبیت شده باشد. اگر وزن بیشتر از حدّ طبیعی باشد، حتماً قبل از بارداری باید توسّط همکار متخصّص زنان و تغذیه مشاوره انجام شود.

اهمّیت بیضۀ نزول‌نکرده دکتر حمیدرضا بادلی - فوق تخصّص کلیه و مجاری ادراری کودکان


اگر بیضه یا بیضه‌ها در داخل کیسۀ بیضه نباشد، به آن بیضۀ نزول‌نکرده گفته می‌شود. این عارضه در نوزادان نارس به نسبت نوزادان رسیده سه برابر بیشتر دیده می‌شود. اغلب بیضۀ نزول‌نکرده یک‌طرفه است، ولی گاهی دو طرف ممکن است درگیر باشند. گاه بیضه به‌اصطلاح متحرّک یا شناور(Retractile Testis)  است که به دلیل فعّالیت زیاد عضلات داخل کیسۀ بیضه ایجاد می‌‌شود که این موارد نیاز به جرّاحی ندارند.

عامل بیضۀ نزول‌نکرده

بیضه‌ها در دوران جنینی در داخل شکم هستند و از طریق مجرا یا کانالی در ناحیۀ کشالۀ ران (اینگوینال) وارد کیسۀ بیضه می‌شود، امّا در این افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا هورمون‌های مادری در داخل شکم یا کانال کشالۀ ران گیر می‌کنند.

مهم‌ترین علامت

اگر بیضۀ نزول‌نکرده جرّاحی یا به‌اصطلاح ترمیم شود، می‌تواند باعث موارد زیر شود:

  • نازایی
  • فتق (هرنی) اینگواینال
  • افزایش احتمال تومور بیضه
  • عوارض روحی و روانی ناشی از نامتقارنی کیسۀ بیضه
  • آسیب و پیچ‌خوردگی بیضه‌ها

بیضۀ نزول‌نکرده معمولاً با معاینۀ فیزیکی بیمار تشخیص داده می‌شود.

درمان

بهترین روش جرّاحی یا به‌اصطلاح ارکیوپکسی (Orchiopexy) است. بهترین زمان جرّاحی تا یک سالگی است. اگر تا پایان یک سالگی بیضه‌ها نزول نکنند، معمولاً نزول نخواهند کرد. گاهی برای بیضه‌های نزول‌نکردۀ شکمی ممکن است لاپاراسکوپی انجام شود.

بعد از درمان

در شرایط معمول بیمار چند ساعت پس از جرّاحی ترخیص می‌شود. بهتر است چند روز پس از عمل از فعّالیت‌های سنگین پرهیز کند. معمولاً بیمار بعد از یک هفته می‌تواند به فعّالیت طبیعی برگردد. کودک دو هفته پس از عمل جرّاحی ارکیوپکسی (بیضۀ نزول‌نکرده) می‌تواند به فعّالیت شدید بدنی خود ادامه دهد.

به یاد داشته باشید بیضه اگر تا پایان یک سالگی نزول نکند، معمولاً نزول نمی‌کند و در صورت عدم درمان می‌تواند باعث نازایی (اگر دو طرف باشد) و تومور بیضه شود.

بهداشت باروری دکتر رؤیا کبود مهری - فلوشیپ فوق تخصّص نازایی و IVF و دارای گواهینامۀ سونوگرافی زنان و مامایی


بهداشت باروری بر توانایی عملکردی و سلامت زندگی زوج تأکید دارد. سیستم تولید مثلی -که با هورمون‌ها کنترل می‌شود- با یک‌سری حوادث در بلوغ، سیکل قاعدگی و حاملگی، همچنین بعد از زایمان و شیردهی و یائسگی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

هدف از بهداشت قبل از بارداری کشف پایه‌ای بیماری‌ها و توانایی جلوگیری از آن‌ها از طریق ارتباط بین علم بیومدیکال و اپیدمیولوژی است. مواجهه با عوامل آسیب‌زا و کمبودهای تغذیه‌ای در دورۀ قبل از بارداری باعث ایجاد نقایص مادرزادی می‌شود. مراحل اولیۀ رویانی مراحل بسیار حسّاسی هستند که در آن ارگانیسم سریع تکامل می‌یابد و تغییر سریع از مرحلۀ زیگوت (سلول تخم) به جنین در این مرحله اتّفاق می‌افتد؛ بنابراین با تنظیم محیط قبل از حاملگی می‌توان شرایط مناسب را برای بعد از تولّد به‌دست آورد.

عواملی که باروری را تحت تأثیر قرار می‌دهند، شامل موارد زیر است:

  • در حال حاضر افزایش وزن به‌صورت رایج در بین زوج‌های جوان مشاهده می‌شود و طبق پژوهش‌ها افزایش و کاهش وزن، باروری خودبه‌خود را مختل می‌کند. در مردان نیز تغییرات وزن باعث اختلال در باروری می‌‌شود. طبق پژوهش‌ها میزان حاملگی بعد از IVF (لقاح آزمایشگاهی) در زنان چاق و میزان سقط، ناهنجاری مادرزادی، دیابت و فشار خون، همچنین عوارض زایمان و نفاس در زنان چاق بیشتر است.

رژیم غذایی: نتایج کمی ‌در مورد تأثیر ویتامین‌ها در بارداری وجود دارد. بیشتر داده‌ها در مورد فولیک اسید بوده که با کاهش میزان ناهنجاری مادرزادی همراه است؛ بنابراین به زنان توصیه می‌شود که چندین هفته قبل از بارداری چهارصد میکروگرم فولات به‌صورت روزانه مصرف کنند که در زنان پُرخطر این میزان  5mgروزانه است. توصیه می‌شود از مصرف ویتامین A و غذاهای محتوی آن جلوگیری شود، چون باعث کاهش ویتامین می‌شود.

  • در اکثر زنان حامله کمبود ید دیده می‌شود و مصرف آن به‌صورت مکمّل‌های پره‌ناتال یا غذاهای حاوی ید توصیه می‌شود.
  • تأثیر استرس‌های اکسیداتیو در مردان نابارور و بارور گزارش شده است. توجّه به مصرف میوه و سبزی و جلوگیری از در معرض موادّ شیمیایی قرار گرفتن بسیار حائز اهمّیت است. بررسی‌های تجربی نشان داده که مراحل اول زندگی در اختلال رشد جنین و بعد از تولّد بسیار حسّاس است. استرس مادر در دوران قبل از بارداری از طریق تغذیه، شرایط متابولیک، عفونت و دارو باعث تغییرات مهم در شرایط زندگی می‌شود. اختلالات تولید مثلی مادر مثل سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، آندومتریوز و اختلالات تخمک‌گذاری می‌توانند حوادث قبل از بارداری را تحت تأثیر قرار دهند و باعث تغییرات اساسی و استرس در جنین و گامت شوند. همچنین بیماری‌های منتقل‌شوندۀ جنسی(STD)  هم با ایجاد محیط سرشار از واسطه‌های التهابی، یکپارچگی ساختمانی بافت تولید مثلی و عملکرد آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
  • سطح بی‌ضرر الکل در دورۀ قبل از بارداری مشخّص نشده، ولی مصرف زیاد آن با کاهش باروری و سندرم جنین الکلی همراه است.

کافئین یک محرّک عصبی است و میزان بالای آن با اختلال در باروری همراه است، توصیه می‌شود که میزان مصرف آن زیر دویست تا سیصد میلی‌گرم (دو فنجان در روز) نگه داشته شود.

  • باید از مصرف ماهی‌های حاوی جیوه خودداری شود.
  • سیگار یک عامل خطر بالقوّه در مردان و زنان نابارور است و میزان خطر در زنان بیشتر است. در مردان در اثر مصرف سیگار کاهش تعداد و عملکرد اسپرم مشاهده می‌شود؛ حتّی در زنان passive smoker -که در معرض دود دست دوم سیگار قرار دارند- افزایش عوارض حاملگی دیده شده است.

داروهای نامشروع: مصرف ماری‌جوانا باعث افزایش ناباروری در زنان می‌شود و در مردان عملکرد اسپرم را مختل می‌کند. کوکائین باعث اختلال در پاسخ تخمدانی و عملکرد اسپرم می‌شود، همچنین این آثار در مصرف هروئین و متادون دیده می‌شود. استروئیدهای آنابولیک تولید اسپرم را کاهش می‌دهند.

آلودهکننده‌های محیطی: در مورد تأثیر این مواد بر بارداری اختلاف نظر وجود دارد، ولی حتماً باید دربارۀ شغل بیمار و تماس با موادّ شیمیایی شرح حال دقیقی از بیمار گرفته شود.

  • در موارد واکسیناسیون زنان اطّلاعات کمی وجود دارد، ولی ایمنونیزاسیون قبل حاملگی می‌تواند مؤثّر باشد.

بیماری‌های منتقل‌شونده از طریق جنسی: مدارک معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد عفونت‌های ویروسی و باکتریایی در بافت تولید مثلی باعث ایجاد پارامترهای التهابی و کاهش باروری می‌شوند، بنابراین باید به زوج‌ها دربارۀ تشخیص و درمان بیماری توصیه‌های لازم داده شود.

به‌طور خلاصه می‌توان گفت که طبق مدارک معتبر حوادث داخلی و خارجی بدن ممکن است در مراحل قبل از حاملگی مؤثّر باشند و بهداشت باروری در مراحل اولیۀ قبل از حاملگی بسیار سودمندتر از مراحل تأخیری است. با شناسایی عوامل مؤثّر بر بیولوژی تولید مثل (تغییرات وزن، سن، بیماری‌های منتقل‌شونده از طریق جنسی، دارو، الکل، کمبود ویتامین و...) می‌توان در جهت تعدیل آن‌ها و آموزش به زوج‌ها گام اساسی برداشت.

سرطان پروستات دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


پروستات غدّه‌ای به اندازۀ گردو در زیر مثانه است که موادّی را در مایع منی ترشّح می‌کند و در حفظ سلامت و تغذیۀ اسپرم و حفظ مجاری جنسی مؤثّر است. این بخش از بدن مانند سایر بخش‌های بدن ممکن است دچار سرطان شود.

سرطان پروستات شایع‌ترین سرطان در آقایان (در بعضی از کشورها پس از سرطان پوست) است. این سرطان اغلب خیلی کُند رشد می‌کند و ممکن است مشکل زیادی برای فرد ایجاد نکند، امّا در بعضی موارد ممکن است با رشد و گسترش خود و با انتشار در بافت‌های اطراف و سایر قسمت‌های بدن به‌خصوص استخوان‌ها منجر به بروز علائم بالینی شود.

علائم سرطان پروستات چیست؟

این سرطان در مراحل اولیه ممکن است هیچ علامتی نداشته باشد، امّا در صورت پیشرفت ممکن است باعث علائم زیر شود:

  • دفع مکرّر ادرار
  • مشکل در شروع ادرار
  • کاهش فشار جریان ادرار
  • درد در هنگام دفع ادرار یا منی
  • وجود خون در ادرار یا منی
  • درد‌های استخوانی مثل کمردرد و درد پا در مراحل پیشرفته.

آیا همۀ مشکلات پروستات ناشی از سرطان است؟

خیر. تقریباً در تمام مردان با افزایش سن، پروستات شروع به رشد می‌کند و ممکن است باعث بروز علائم ادراری نیز بشود؛ امّا در اغلب موارد این بزرگ شدن غیرسرطانی است و بزرگی خوش‌خیم پروستات نامیده می‌شود. همچنین گاهی پروستات دچار عفونت یا التهاب می‌شود و علائم ادراری ایجاد می‌کند؛ بنابراین با هر علامت و مشکل ادراری نباید به یاد سرطان پروستات افتاد.

آیا می‌توان خطر سرطان پروستات را کاهش داد؟

بزرگ‌ترین عامل خطر برای بروز سرطان پروستات پیر شدن است. عموم سرطان‌های پروستات پس از پنجاه سالگی بروز می‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده است که اغلب مردان پس از هفتاد سالگی مبتلا به این سرطان هستند، امّا ممکن است هیچ علامتی نداشته باشند. بعید است که کسی بخواهد برای جلوگیری از ابتلا به سرطان زودتر از این دنیا برود!

سابقۀ فامیلی نیز خطر سرطان پروستات را افزایش می‌دهد. ابتلای پدر یا برادر احتمال سرطان پروستات را در فرد دو برابر می‌کند. امریکائیان افریقایی‌تبار هم بیشترین احتمال ابتلا به سرطان پروستات را در بین نژاد‌های مختلف دارا هستند.

رژیم غذایی ممکن است در احتمال بروز سرطان پروستات مؤثّر باشد. افزایش مصرف گوشت‌های قرمز و چربی‌های حیوانی (حتّی لبنیات پُرچرب) و کاهش مصرف سبزی‌ها و میوه‌ها احتمال ابتلا به سرطان پروستات را افزایش می‌دهند، بنابراین با کاهش مصرف موادّ مضر و افزایش مصرف موادّ غذایی مفید می‌توان امکان بروز سرطان پروستات را کاهش داد. امّا ارتباط جنسی زیاد، وازکتومی‌ و ابتلا به بزرگی خوش‌خیم پروستات احتمال ابتلا به سرطان پروستات را زیاد نمی‌کند.

 

آیا می‌توان سرطان پروستات را زود تشخیص داد؟

در گذشتۀ نه‌چندان دور گفته می‌شد که تمام مردان پس از پنجاه سالگی باید سالانه تحت آزمایش خون و معاینه قرار گیرند و از نظر سرطان پروستات بررسی شوند؛ امّا از آنجا که بسیاری از موارد سرطان‌های پروستات رشد کندی دارند و مشکلی برای فرد ایجاد نمی‌کنند، تشخیص این سرطان در بعضی افراد ممکن است نه‌تنها فایده‌ای نداشته باشد، بلکه باعث ایجاد استرس و صدمات روحی و گاهی جسمی ‌(در اثر استفاده از درمان‌های غیرضروری) شود. به همین دلیل در توصیه‌های جدید پیشنهاد می‌شود که بیمار و پزشک با هم در مورد اقدام جهت و تشخیص سرطان احتمالی پروستات تصمیم‌گیری کنند.

یکی از روش‌های توصیه‌شده برای تشخیص زودرس و به‌موقع سرطان پروستات اندازه‌گیریPSA  یا آنتی‌ژن اختصاصی پروستات و معاینه بر طبق برنامۀ زیر است:

  • همۀ افرادی که پس از پنجاه سالگی با مشکلات ادراری مراجعه می‌کنند و حداقل ده سال شانس زندگی دارند.
  • همۀ افراد بالای 45 سال که پدر، برادر یا عمویشان مبتلا به سرطان پروستات بوده‌اند.
  • همۀ افراد بالای چهل سال که حداقل دو نفر از بستگان درجۀ اولشان مبتلا به سرطان پروستات بوده‌اند.

راه تشخیص زودرس سرطان پروستات چیست؟

به‌طور خلاصه تشخیص اولیۀ سرطان پروستات بر دو پایه استوار است:

  • اندازه‌گیری مادّه‌ای در خون به نام PSA  یا آنتی‌ژن اختصاصی پروستات
  • معاینۀ پروستات از طریق مقعد

PSA مادّه‌ای است که به‌طور طبیعی در سلول‌های ترشّحی پروستات تولید و وارد خون می‌شود و مقدار آن به سن و اندازۀ پروستات بستگی دارد. با افزایش سن و بزرگ شدن پروستات مقدار طبیعی آن در خون افزایش می‌یابد؛ به‌طوری که در پنجاه سالگی باید زیر ng/ml 5/2 باشد، امّا در هفتاد سالگی این عدد می‌تواند ng/ml 5/6 باشد.

البته باید بدانیم که تنها عامل افزایشPSA  سرطان پروستات نیست و این مادّه ممکن است با بزرگی خوش‌خیم پروستات، عفونت پروستات، معاینۀ پروستات، دستکاری مجرای ادرار و حتّی انزال افزایش یابد. در ضمن یافته‌های مربوط بهPSA  با یافته‌های حاصل از معاینۀ پروستات با هم تفسیر شوند و بهتر است این تفسیر را متخصّص ارولوژی انجام دهد.

برای تشخیص قطعی سرطان پروستات چه باید کرد؟

در صورت شکّ بالا به سرطان پروستات، روش تشخیص قطعی نمونه‌برداری (بیوپسی) از پروستات است. نمونه‌برداری امروزه تحت هدایت سونوگرافی و با استفاده از سوزن‌های مخصوص از طریق مقعد انجام می‌شود. این نمونه‌برداری ممکن است با عوارضی همراه باشد که پزشک برای بیمار شرح می‌دهد؛ امّا برای رسیدن به هدف باید این عوارض را پذیرفت.

آیا با روش‌های تصویربرداری نیز می‌توان سرطان پروستات را تشخیص داد؟

سونوگرافی، سی‌تی‌اسکن و MRI ممکن است برای بررسی پروستات یا گسترش سرطان پروستات به قسمت‌های دیگر بدن استفاده شود. پس از تشخیص سرطان پروستات در صورتی که مشکوک به درگیری استخوان‌ها باشیم، اسکن با موادّ رادیو نوکلئید لازم است.

مرحله‌بندی سرطان پروستات چیست؟

مرحله‌بندی یا staging برای توضیح میزان گسترش سرطان‌ها استفاده می‌شود. مراحل سرطان پروستات را به‌طور ساده می‌توان چنین بیان کرد:

  1. سرطان کوچک و محدود به پروستات
  2. سرطان بزرگ، ولی محدود به پروستات
  3. سرطانی که به بافت‌های اطراف خارج پروستات نفوذ کرده است.
  4. سرطان با گسترش به ارگان‌های مجاور مثل مثانه یا روده، غدد لنفاوی یا ارگان‌های دور دست مثل استخوان.

احتمال بقا در فرد مبتلا به سرطان پروستات چقدر است؟

بقای فرد به دنبال تشخیص سرطان پروستات به عوامل مختلفی بستگی دارد، مثل مرحله‌ای که بیماری تشخیص داده شده است، نوع بافت سرطانی (پاتولوژی) و سنّ فرد.

افرادی که در سنین بالا تشخیص داده می‌شوند، احتمال زیادی دارد که با عللی غیر از سرطان پروستات فوت کنند. در صورتی که سرطان در مرحلۀ I یا II تشخیص داده شود نیز با درمان مناسب احتمال بقای پنج ساله حدود صد در صد است.

چه درمان‌هایی برای سرطان پروستات وجود دارد؟

انتخاب درمان نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ مثل سن، وجود یا عدم بیماری‌های مهمّ دیگر، مرحلۀ تشخیص بیماری، نوع بافت سرطانی (پاتولوژی) و در نهایت ترجیح بیمار برای نوع درمان.

در صورتی که نوع سرطان کم‌خطر تشخیص داده شود، یا سنّ فرد بالا باشد یا به دلیل بیماری‌های مهم دیگر احتمال بقای بالایی نداشته باشد، ممکن است هیچ درمانی انجام نشود و فقط فرد تحت نظر گرفته شود؛ امّا در افراد جوان‌تر و نوع پاتولوژی بد ممکن است درمان‌های مختلفی انتخاب شوند؛ مثل جرّاحی رادیکال پروستات، اشعه‌درمانی از بیرون، گذاشتن دانه‌های موادّ رادیواکتیو داخل بافت سرطانی (براکی‌تراپی)، حذف هورمون تستوسترون از بدن با دارو یا برداشتن بیضه‌ها، شیمی‌درمانی، کرایوتراپی (کشتن سلول‌های سرطانی از طریق ایجاد یخ‌زدگی در پروستات).

آیا مبتلایان به سرطان پروستات می‌توانند احتمال بقای خود را افزایش دهند؟

بله. تغییر رفتارهای خاص در زندگی می‌تواند بقای فرد را افزایش دهد. یک پژوهش نشان داده که ورزش منظّم خطر مرگ در اثر سرطان پروستات پس از درمان اولیه را کاهش می‌دهد؛ رژیم غذایی مناسب نیز بی‌تأثیر نیست. مصرف پنج عدد میوه در روز، استفاده از غلّات سبوس‌دار، کاهش مصرف گوشت پُرچرب، حذف مصرف گوشت‌های عمل‌آوری‌شده مثل سوسیس و کاهش مصرف الکل توصیه می‌شود. مصرف غذاهای حاوی فولات (اسفناج، عدس و پرتقال) و لیکوپن (گوجه‌فرنگی) نیز مفیدند. مصرف داروهای مکمّل مثل سلنیوم یا ویتامین E نتیجۀ زیادی نشان نداده‌اند.

توصیۀ دندانپزشکی در دوران شیردهی دکتر علی مرسلی - دندانپزشک، متخصّص درمان ریشه، بورد تخصّصی اندودانتیکس


در دوران شیردهی خانم‌های مراجعه‌کننده به دندانپزشکی مدام نگران این هستند که نکند اعمال، مواد و داروهای دندانپزشکی در دوران شیردهی خطری را متوجّه نوزاد آنان کند. قبل از ورود به جزئیات باید تأکید کرد که در دوران شیردهی درمان دندانپزشکی با تمام جوانب آن اعم از تزریق بی‌حسّی و تجویز داروهای ضدّ درد، ضدّ التهاب و حتّی آنتی‌بیوتیک‌ها تداخلی با شیردهی ندارد. مادر نیاز نیست فرزند خود را در این مدّت از شیر خود محروم کند یا به دلیل نگرانی از سلامت نوزاد، خود را از درمان‌های دندانپزشکی محروم کند.


نکاتی که مادران شیرده در مراجعه به دندانپزشکی باید به آن توجّه کنند:

  1. ترمیم‌های آمالگام قبلی در دوران شیردهی بهتر است که تعویض نشوند، هرچند که در پژوهش‌های به‌ عمل آمده مقدار جیوۀ ترشّح‌شده در شیر مادر حین تعویض ترمیم‌های آمالگام بسیار ناچیز است و از میزان جذب جیوۀ محیطی کمتر دیده شده، ولی برای رفع هرگونه خطر احتمالی درمان‌هایی مانند تعویض آمالگام به مادّۀ هم‌رنگ دندان می‌تواند به تعویق انداخته شود. هیچ منعی برای استفاده از بی‌حسّی موضعی حین شیردادن فرزند وجود  ندارد، البته اپی‌نفرین (آدرنالین) تا حدودی قابلیت ترشّح در شیر مادر را دارد، به همین دلیل بی‌حسّی‌های فاقد اپی‌نفرین می‌تواند این نگرانی دربارۀ اپی‌نفرین را برطرف کند.
  2. خمیردندان‌ها و دهانشویه‌ها در استفادۀ معمول از آن‌ها وارد شیر نمی‌شوند و مشکلی از این نظر ایجاد نمی‌کنند. مقدار بلع‌شدۀ این مواد داخل بدن بسیار ناچیز است، امّا میزان وارد شده به خون مواد قابل ردیابی نیست.
  3. هیچ فرایند تشخیصی دندانپزشکی با شیردهی تداخل ندارد. اشعۀ ایکس اعم از رادیوگرافی پری‌آپیکال، پانورامیک و حتّی CBCT، بیوپسی، اولتراسونیک، پالپ‌تستر و... مشکلی بر فرایند شیردهی ایجاد نمی‌کند.
  4. ضدّ دردهای عادّی تداخلی با شیردهی ندارند. کمتر از یک تا دو درصد داروها ممکن است که وارد شیر مادر بشوند. استامینوفن ساده انتخاب اول دندانپزشکان در دوران شیردهی است، امّا استفاده از ایبوپروفن، کورتونی مانند پردنیزون هم بنابر نظر بسیاری از مراجع داروسازی خطری در برندارد، هرچند حضور این داروها در شیر به مقدار اندک محرز است. توصیه می‌شود که داروها بلافاصله بعد از شیردهی مصرف شوند تا احتمال طی شدن حداکثر نیمۀ عمر دارو تا شیردادن بعدی بیشتر باشد. تکنیک دوشیدن شیر و استفاده از شیر دوشیده شده در مدّت زمان طی شدن نیمۀ عمر دارو می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد و خیالتان را راحت کند.
  5. آنتی‌بیوتیک‌ها تا حدّ امکان برای مادران شیرده بهتر است تا حصول یک نیاز واقعی و ضروری استفاده نشوند. به‌طور کلّی آنتی‌بیوتیک‌ها در دندانپزشکی کاربرد حقیقی چندانی ندارند. در صورت نیاز ضروری، خانم‌های باردار می‌توانند از آموکسی‌سیلین و مترونیدازول استفاده کنند. از خوردن آسپیرین در حین شیردادن خودداری کنید. داروهای مخدّر و شبه ‌مخدّر هم نباید در حین شیردهی استفاده شوند. ایبوپروفن به عنوان یک ضدّ درد و ضدّ التهاب مؤثّر در کوتاه‌مدّت حین شیردهی می‌تواند استفاده شود.
  6. درمان بلیچینگ (سفید کردن) خطری برای نوزاد شیرخوار ندارد، امّا توصیه شده درمان‌های انتخابی غیرضروری تا به دست آمدن شرایط مناسب این درمان به تعویق بیفتد.
  7. شیر دادن باعث کم شدن کلسیم دندان یا خراب شدن دندان نمی‌شود. میزان کلسیم دندان ثابت واحدی است و تقریباً کم و زیاد نمی‌شود. اغلب به دلیل مشکلات دهان و دندان حین بارداری ممکن است به اشتباه مشکلات دندانی را - که متعاقب بارداری پیش آمده - به شیردادن نوزاد نسبت دهیم. ولی باید تأکید کنیم که شیردادن به نوزاد ربطی به نرم‌تر شدن، پوسیده‌تر شدن یا خرابی هیچ دندانی ندارد.

تروما در بارداری دکتر طاهره زارع‌ یوسفی - متخصّص زنان و زایمان


شش تا هفت درصد زنان باردار نوعی از ترومای فیزیکی (ضربه) را در طیّ بارداری تجربه می‌کنند که بیشترین موارد آن در سه ماهۀ سوم اتّفاق می‌افتد. مرگ‌های ناشی از تروما شایع‌ترین علّت غیرمامایی شناخته‌شده برای مرگ‌ومیر مادران است. این آسیب‌ها را می‌توان به دو گروه آسیب‌های نافذ و غیرنافذ تقسیم‌بندی کرد.

زخم‌های ناشی از اصابت چاقو یا گلوله شایع‌ترین موارد آسیب‌های نافذ هستند که این صدمات ممکن است به دنبال خشونت‌ها، خودکشی یا تلاش برای انجام سقط ایجاد شوند. احتمال صدمه به احشا در این نوع تروما پانزده تا چهل درصد است و اگر رحم دچار صدمات نافذ شود، آسیب جنین جدّی خواهد بود، بنابراین تمام تروماهای نافذ به‌خصوص در ناحیۀ شکم یکی از اورژانس‌های پزشکی محسوب می‌شود.

در گروه تروماهای غیرنافذ، تصادفات اتومبیل، سقوط از ارتفاع، اذیّت و آزارهای جسمی ‌(همسر آزاری)، همچنین با شیوع کمتر انفجار و ماندن زیر آوار را می‌توان نام برد. تصادفات رانندگی شایع‌ترین علّت بروز تروماهای غیرنافذ، خطرناک و تهدید کنندۀ حیات در دوران بارداری است. مصرف الکل و عدم استفاده از کمربند ایمنی در تصادفات وسایل نقلیه به‌طور شایع دیده می‌شود. در صورت استفاده از کمربند ایمنی سه نقطه‌ای- که در شکل مشهود است- می‌توان از بسیاری از موارد مرگ جلوگیری کرد.

کمربند ایمنی از تماس با فرمان خودرو جلوگیری می‌کند و فشار وارد شده  به شکم را کاهش می‌دهد. بهتر است مادران در سه ماهۀ آخر بارداری کمتر رانندگی انجام دهند و نکات زیر را همواره در نظر داشته باشند:

  • تا حدّ امکان در شب رانندگی نکنید.
  • در مسیرهای طولانی هر یک ساعت حتماً از ماشین پیاده شوید و پنج دقیقه راه بروید و حرکات کششی را فراموش نکنید.
  • از صحبت کردن با تلفن همراه، حتّی هندزفری خودداری کنید.
  • اگر مدام تهوّع و سرگیجه دارید یا کمردرد دوران بارداری آزارتان می‌دهد، رانندگی نکنید و اگر در طیّ بارداری مشکلاتی نظیر فشار خون بالا، خطر زایمان زودرس، دیابت کنترل‌نشده و کم خونی شدید دارید، قطعاً رانندگی نکردن به نفع شماست.

در دوران حاملگی با بزرگ شدن رحم و تغییر شکل ستون فقرات، نقطۀ ثقل بدن نیز تغییر می‌کند و حفظ تعادل در وضعیت جدید کمی ‌دشوارتر است. به‌علاوه در سه ماهۀ سوم به علّت اثر هورمون ریلاکسین، مفاصل و بافت همبندی در لگن شل‌تر می‌شوند تا برای فرایند زایمان آمادگی لازم را داشته باشند، بنابراین در این شرایط ممکن است حفظ تعادل و ایستادن برای مادر دشوار شود و سقوط ناگهانی رخ دهد؛ البته جنین در داخل رحم درون مایع آمینوتیک -که حکم ضربه‌گیر را دارد- شناور است و عضلات شکم و بافت عضلانی رحم در حفاظت جنین از آسیب احتمالی نقش مهمّی دارند، بنابراین بعید به نظر می‌رسد که افتادن ساده بتواند به جنین صدمه بزند، امّا توصیه می‌شود بعد از هر نوع افتادن مادران باردار به مرکز درمانی مراجعه کنند و از نظر بروز علائمی نظیر خونریزی واژینال و انقباض رحمی ارزیابی شوند. شنیدن صدای قلب جنین و معاینۀ مادر برای بررسی آسیب احتمالی به اعضای دیگر ضروری است.

به تمام مادران باردار توصیه می‌شود:

  • در هنگام بالا و پایین رفتن از پلّه‌ها حتماً نرده‌های طرفین را بگیرند.
  • خیلی تند و سریع راه نروید.
  • از پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند و تنگ اجتناب کنید و در موقع راه رفتن مراقب موانع کوچک احتمالی بر روی زمین باشید.
  • به‌طور کلّی پیش‌آگهی مادر و جنین در صدمات به ‌شدّت آسیب وابسته است. بررسی کامل مادر و جنین پس از تروما لازم است.

چه زمانی بارداری پُرخطر می‌شود؟ دکتر مرجان پورحیدری -متخصّص جرّاحی زنان و زایمان


بارداري زماني پُرخطر  محسوب مي‌شود كه پزشك احتمال وقوع عارضه‌‌اي را تشخيص دهد كه آن عارضه مادر، كودك يا هر دوي آنان را تحت تأثير قرار دهد. در چنين مواقعي لازم است که مادر و جنين تحت مراقبت‌هاي پزشكي قرار بگيرند تا در صورت بروز هر مشكلي سريعاً تحت درمان قرار گيرند. اصطلاح حاملگي پُرخطر به مادران بارداري اطلاق مي‌شود كه برخي از شرايط خطرساز را دارا هستند و نياز به مراقبت‌هاي ويژۀ دوران بارداري و پس از زايمان دارند.

واژۀ  پُرخطر ممكن است ترسناك به نظر برسد، امّا اين اصطلاح فقط نامي است برای آنکه پزشكان مطمئن باشند شما مراقبت‌هاي ويژۀ بارداري را دريافت مي‌كنيد. مادران پُرخطر بايد دفعات بيشتري به پزشك مراجعه کنند و احتمالاً نياز به آزمايش و سونوگرافي‌هاي بيشتري در دوران بارداري دارند و اين موضوع به پزشك معالج كمك مي‌كند كه در صورت بروز هر مشكلي به‌سرعت آن را تشخيص دهد و اقدامات لازم را به عمل آورد.

مواردي كه مادر در گروه حاملگي‌هاي پُرخطر قرار مي‌گيرد:

  • مادر مبتلا به ديابت
  • مادر مبتلا به فشار خون
  • مادر مبتلا به سرطان
  • سابقۀ زايمان زودرس يا ديابت بارداري
  • بيماري كليوي، صرع، اعتياد به موادّ مخدّر و الكل، سابقۀ شخصي يا خانوادگي، تولّد نوزادي با نقص ژنتيك، عفونت‌هايHIV يا هپاتيت در مادر، سابقۀ سه سقط جنين.

اين مادران در خطر مشكلاتي مثل رشد آهستۀ جنين، زايمان زودرس، مسموميت حاملگي و مشكلات جفتي قرار دارند. البته اكثر مادران پُرخطر به‌ دليل مراقبت‌هاي مستمر نوزاد خود را سلامت به دنيا آورده‌اند.

در صورت تشخيص حاملگي پُرخطر موارد زیر توصیه می‌شود:

  • تعداد دفعات بیشتر ويزيت در بارداري
  • كنترل دقيق فشار خون و در صورت لزوم آزمايش ادرار از نظر پروتئين برای تشخيص زودرس پره‌اكلامپسي يا عفونت ادراري
  • سونوگرافي بيشتر از نظر بررسي رشد جنين
  • در صورت ديابت آزمايش‌های مرتّب قند خون

همچنين توصيه مي‌شود كه در موارد حاملگي‌هاي پُرخطر بيمار به بيمارستان‌هايي مراجعه كند كه بخش مراقبت‌هاي ويژه دارند.

روش‌های تشخیص بارداری دکتر نسرین دادرس - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و فوق تخصّص نازایی و IVF


 برای بسیاری از خانم‌ها که دوره‌های قاعدگی منظّمی دارند، تأخیر قاعدگی اولین دلیل بر بارداری آنان است. البته به تعویق افتادن دوره‌های ماهانه دلا‌یل متعدّدی ممكن است داشته باشد، ازجمله تغییرات رژیم غذایی، ورزش شدید، مسافرت، اضطراب و... . بسیاری از خانم‌ها نیز اصلاً دوره‌های منظّمی ندارند و به همین دلیل نمی‌توانند دورۀ بعدی را پیش‌بینی كنند تا در صورت تأخیر، به بارداری مشكوك شوند.

  شایع‌ترین نشانه‌های بارداری عبارت‌اند از خستگی و بی‌حالی، سرگیجه، حسّاس شدن سینه‌ها و نوک آن‌ها، گرفتگی و درد عضلات زیر شکم، حالت تهوّع به همراه یا بدون استفراع، تکرّر ادرار و یبوست.

روش‌های تشخیص بارداری

 برای تشخیص حاملگي روش‌های مختلفی وجود دارد که با توجّه به شرایط مختلف می‌توان از هر کدام از آن‌ها استفاده کرد. در زیر به این روش‌ها اشاره شده است:

  • نوار تست حاملگي (Baby Check)
  • آزمایش خون بارداری (Beta H.C.G)
  • آزمایش ادرار بارداری (گراویندکس)
  • سونوگرافي

تشخيص حاملگی با اندازه‌گیری BetaHCG در خون يا ادرار

متداول‌ترین، آسان‌ترین و سریع‌ترین روش تشخیص حاملگی جستجوی هورمون hCG يا گنادوتروپین جفتی انسان human) (Chorionic Gonadotropin در ادرار یا  خون است. زماني كه اسپرم و تخمک لقاح پیدا می‌کنند، تخمک لقاح‌یافته به طرف رحم می‌رود و در جدار آن لانه‌گزینی می‌کند. بین سه تا ده روز بعد جفت تشکیل می‌شود. HCG توسّط سلول‌های جفت ساخته می‌شود. معمولاً هفت تا ده روز پس از لقاح سطح این هورمون در خون به حدّی می‌رسد که قابل تشخیص است، امّا در صورت منفی شدن حاملگی رد نمی‌شود و در صورت شک به حاملگی چند روز بعد باید مجدّد چک شود. هورمون hCG -كه از جفت ترشّح مي‌شود- ابتدا در خون ظاهر می‌شود و بعد از شروع متابولیزه شدن در ادرار آمده و دفع می‌شود، بنابراين آزمایش خون حسّاس‌تر است و زودتر مثبت می‌شود. این هورمون سه تا پنج روز بعد از عقب افتادن عادت ماهانه در خون بانوان به مقداري می‌رسد که قابل اندازه‌گیری مي‌شود. آزمایش خون در هر ساعت از شبانه روز قابل انجام است. برای انجام آزمایش خون ناشتا بودن لازم نیست؛ مصرف آب مانعی ندارد و حتّی قطع داروهای دیگر فرد ضروری نیست. (به‌جز داروهایی که حاوی این هورمون باشند. این داروها برای درمان نازایی مورد استفاده قرار می‌گیرند.)

 تست‌های حاملگی خانگی یا (Baby Check) سال‌هاست که به عنوان یکی از روش‌های فوری تشخیص حاملگی به‌کار می‌رود. بهترین زمان چک حاملگی با این تست سه تا چهار روز پس از تأخیر در موعد قاعدگی طبیعی است. در موارد حاملگی خارج رحمی ‌هم حتماً باید خون تست شود.

نحوۀ جمع‌آوری و نگهداری نمونۀ ادرار

  • ادرار اول صبح به‌طور معمول بیشترین غلظت HCG را دربردارد، از این رو بهترین نمونه برای انجام تست ادرار است؛ اگرچه هر نمونة ادراری ممکن است استفاده شود.
  • نمونۀ ادرار باید در یک ظرف تمیز شیشه‌ای یا پلاستیکی جمع‌آوری شود و از موادّ نگهدارنده استفاده نشود.
  • اگر نمونه بلافاصله پس از جمع‌آوری تست نشود، تا 48 ساعت بعد که مورد آزمایش قرار می‌گیرد باید در دمای دو تا هشت درجۀ سانتی‌گراد یخچال نگهداری شود و قبل از تست به دمای اتاق برگردانده شود.

ميزان اين هورمون در خون و ادرار پس از وقوع حاملگی (یک روز پس از عقب‌افتادگی در سیکل ماهانه) به پنج تا ده واحد می‌رسد که این مقدار برای مثبت شدن تست کافی است. از آن پس میزان هورمون به‌سرعت افزایش می‌یابد و سپس کم‌کم افت پیدا می‌کند. به‌طور طبیعی مقدار HCG هر 48 ساعت دو برابر می‌شود. سطح این هورمون در هفته‌های هشت تا یازده به حداکثر خود می‌رسد، سپس در ادامۀ حاملگی کاهش می‌یابد.

پاسخ‌های مثبت کاذب 

در شرایطی مثل مصرف بعضی داروها مانند پرومتازین یا کلردیازپوکساید، وجود بیماری‌هایی مثل پروتئینوری، هموگلوبینوری، زایمان جدید یا سقط جنین، اشتباه در روش اجرای تست و خطا در خواندن نتایج ممکن است پاسخ مثبت کاذب دیده شود که در تفسیر نتیجه باید در نظر داشت.

پاسخ‌های منفی کاذب

زمانی که HCG در حداکثر غلظت (در روز‌های شصت تا هشتاد) است، پنج تا ده درصد امکان ایجاد جواب منفی کاذب وجود دارد. پاسخ‌های منفی کاذب معمولاً ناشی از خطا در انجام روش ارائه شده است. علّت دیگر پاسخ منفی کاذب انجام تست در روز‌های اول لقاح است که هنوز هورمون HCG وارد ادرار نشده است. نگهداری ادرار در ظروف غیر استاندارد، عدم رعایت‌ لازم برای واکنش و مصرف داروی کاربامازپین هم ممکن است منجر به پاسخ منفی کاذب شود.

تشخيص بارداري با سونوگرافي

در بیشتر مواقع سونوگرافی از روی شکم انجام می‌شود، امّا در برخی موارد سونوگرافی واژینال انجام می‌شود. در سونوگرافي واژينال پروب تصويربردار مخصوص اين روش در واژن بيمار قرار داده مي­‌شود و از داخل واژن امواج صوتي ارسال می‌شود.

برای انجام سونوگرافي شکمي نياز است که مثانه پُر باشد، بنابراین بايد يک ساعت قبل از انجام سونوگرافي چهار تا پنج ليوان آب نوشيده شود. ولي در سونوگرافي واژينال نيازي به پُر بودن مثانه نيست و بر‌عکس، مثانه بايد خالي باشد. سونوگرافي واژينال براي خانم­‌هاي باکره انجام نمي‌­گيرد.

تشخیص ساک حاملگی -که اولین علامت حاملگی در سونوگرافی است- در هفتۀ چهارم از اولین روز عدم پریود به‌وجود می‌آید. ساک بارداری طبیعی به‌صورت ساختمان کیستی کوچکی در داخل رحم دیده می‌شود. ساک حاملگی هفتۀ پنجم بارداری با سونوگرافی شکمی ‌و هفتۀ چهارم بارداری با سونوگرافی واژینال قابل تشخیص است. در هفتۀ ششم اکوهای داخلی نمایان‌گر جنین در حال تکامل در کیسۀ بارداری دیده می‌شوند و تا هفتۀ ششم حرکت قلب جنین باید قابل مشاهده باشد. در مراحل اولیه از اندازۀ کیسۀ بارداری می‌توان برای تخمین سنّ بارداری استفاده کرد. پس از رویت شدن اکوهای جنینی سنّ بارداری را می‌توان با اندازه‌گیری طول فرق باسن -که بلندترین طول قابل مشاهدۀ جنین در کیسۀ بارداری است- تعیین کرد. بارداری‌های چند قلویی را می‌توان به واسطۀ وجود دو یا بیش از دو کیسۀ بارداری شناسایی کرد.

تمام مواردی که باید دربارۀ ماموگرافی خانم‌ها بدانید دكتر زهرا نيك‌پوري‌ - جراح و متخصص بيماري‌‌هاي زنان، زايمان و نازايي


 یکی از مهم‌ترین و مؤثّرترین راه‌های تشخیص سرطان سینه به‌خصوص در مراحل اولیۀ بیماری، انجام ماموگرافی سینه است. از مؤثّرترین راه‌های مبارزه با این بیماری تشخیص آن در مراحل اولیۀ پیدایش است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که انجام ماموگرافی به‌صورت دوره‌ای در زنان بدون نشانه میزان ابتلا به سرطان را به اندازۀ زیادی کاهش می‌دهد. بنابراین بهتر است خانم‌ها به انجام ماموگرافی اهمّیت ویژه‌ای بدهند.

نکات مهمّی که خانم‌ها باید در مورد ماموگرافی سینه بدانند!

اغلب بانوان همواره با کابوس ابتلا به سرطان سینه دست و پنجه نرم می‌کنند؛ در حالی که با بهره‌گیری از روش‌های کمک تشخیصی مانند ماموگرافی (البته به تجویز پزشک) تمام این اضطراب‌ها پایان می‌یابد. به دلیل شیوع روزافزون سرطان سینه در بین زنان دنیا ازجمله ایران همواره ترس از ابتلا به این سرطان در بین بانوان وجود دارد. امّا در مرحلۀ اول می‌توان با خودآزمایی تا حدّی توده‌های غیرمتعارف را در بافت سینه تشخیص داد و غیر از این، دو روش تشخیصی ماموگرافی و سونوگرافی بسیار کمک‌کننده است.

 ماموگرافی چیست؟

ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطان‌های غیرقابل لمس پستان است. ماموگرافی می‌تواند سرطان پستان را ده سال قبل از آنکه قابل لمس شود، شناسایی کند. همۀ زنان 40 ساله و بیشتر باید هر یک یا دو سال برحسب نظر پزشک ماموگرافی انجام دهند. زنانی که افراد درجۀ یک آنان (یعنی مادر یا خواهرشان) مبتلا به سرطان باشند، باید از 35 سالگی ماموگرافی سالانه انجام دهند.

 آیا ماموگرافی سرطان‌زاست؟

برخی انجام ماموگرافی را زمینه‌ساز سرطان می‌دانند، امّا خطرات ناشی از برخورد اشعۀ ایکس با سینه در ماموگرافی آنقدر ناچیز است که می‌توان آن را نادیده گرفت، حتّی اگر یک خانم از چهل سالگی تا نود سالگی هر سال ماموگرافی انجام دهد.

کدام زنان باید ماموگرافی انجام دهند؟

به‌طور عمده انجام ماموگرافی در دو گروه، یکی بیمارانی که دارای علائم هر یک از بیماری‌های سینه مانند عفونت، توده یا... باشند و یکی در زنان سالم بالای چهل سال ضروری است. در بیماران علامت‌دار -که توده مشکوک به سرطان باشد یا با کیست‌ها و توده‌های دیگر همراه باشد- پزشک انجام ماموگرافی را ضروری می‌داند. همچنین در افراد مبتلا به سرطان سینه برای پیگیری بیماری انجام ماموگرافی ضروری است. در زنان سالم ماموگرافی به عنوان یک روش تشخیص زودرس استفاده می‌شود؛ به این ترتیب که یک ماموگرافی پایه در 35 تا 39 سالگی انجام می‌شود، سپس از پنجاه سالگی به بعد هر سال انجام ماموگرافی ضروری است.

سونوگرافی جایگزین ماموگرافی نیست!

در این روش از امواج صوتی برای ایجاد تصویر از نقاط مختلف بدن ازجمله سینه استفاده می‌شود و اشعۀ ایکس هیچ نقشی ندارد. در مواردی که بافت سینه بسیار متراکم باشد، یا سنّ بیمار کمتر از سی سال باشد، پزشک سونوگرافی را تجویز می‌کند. نباید فراموش کرد که سونوگرافی به هیچ عنوان جایگزین ماموگرافی نیست، بلکه به عنوان وسیلۀ کمکی از آن استفاده می‌شود. در حال حاضر سونوگرافی بهترین روش تشخیص کیست‌های سینه است که در معاینه‌های شبیه توده‌های توپُر و سفت خود را نشان می‌دهد.

 

موارد استفاده از ماموگرافی

  • برای بیماریابی زنان بالای چهل سال از نظر سرطان پستان
  • ارزیابی بیمارانی که تودۀ پستان مشکوک دارند.
  • پیگیری سرطان پستان درمان‌شده با برداشتن قسمتی از پستان و رادیوتراپی
  • پیگیری پستان مقابل در بیماری که یک پستان او به دلیل سرطان برداشته شده است.

 

هنگام گرفتن ماموگرافی این نکات را رعایت کنید:

  • هنگام انجام ماموگرافی از موارد خوشبوکننده، پودر یا کرم در زیر بغل استفاده نکنید، چراکه ممکن است در کیفیت تصویر تأثیر بگذارد.
  • ماموگرافی را در هفتۀ پیش از پریود شدن انجام ندهید، زیرا در این مدّت سینه‌ها متورّم و دردناک است.
  • اگر ایمپلنت سینه دارید، به تکنسین قبل از انجام ماموگرافی خبر دهید.
  • پیراهنی بپوشید که به‌راحتی بتوانید آن را از سر درآورید؛ در آوردن لباس بالاتنه کافی نیست.
  • همیشه مکان و زمان ماموگرافی‌ها و نمونه‌برداری‌های احتمالی را یادداشت کنید.
  • ماموگرافی‌های قبلی را دور نیندازید، حتّی اگر طبیعی و بدون هیچ ضایعه‌ای بوده باشد، زیرا مقایسۀ آن‌ها با ماموگرافی آینده به تشخیص ضایعات کمک می‌کند.
  • بهتر است ماموگرافی را در مرکزی انجام دهید که در روز تعداد زیادی بیمار در آنجا ماموگرافی می‌شوند و تیم کارکنان مهارت بیشتری دارند.
  • ماموگرامی‌های قبلی خود را به همراه ببرید.

کولیک در نوزادان دکتر حمیدرضا بادلی - فوق تخصّص کلیه و مجاری ادراری کودکان


کولیک (دل درد) شیرخوارگی زمانی رخ می‌دهد که یک نوزاد برای بیش از سه ساعت در روز بدون هیچ دلیل پزشکی‌ گریه می‌کند. طبق قانون 3، معمولاً کولیک شیرخوارگی از سه هفتگی شروع می‌شود و سه تا چهار بار در هفته به مدّت سه تا چهار ساعت طول می‌کشد و در سه تا چهار ماهگی بهبود می‌یابد. نوزادان مبتلا معمولاً بیش از سه روز در هفته گریه می‌کنند. نوزاد ممکن است یک چهرۀ قرمز و مشت گره‌کرده داشته باشد، و پاها را در هم بپیچد. گریه معمولاً در هر زمان از روز، اواخر بعدازظهر یا اول شب اتّفاق می‌افتد. گریه اغلب نازک و بلند است. کولیک شیرخوارگی برای پدر و مادر ناراحت‌کننده است، ولی هیچ مشکل پایداری ایجاد نمی‌کند و اغلب زمانی که کودک سه تا چهار ماهه است، بهتر می‌شود.

پزشکان دقیقاً مطمئن نیستند چه چیزی باعث کولیک شیرخوارگی در نوزادان می‌شود. آنان فکر می‌کنند که ممکن است با درد معده، گاز، آلرژی‌ها یا فقط خلق‌وخوی کودک ایجاد شود.

علائم کولیک شیرخوارگی

  • درد یا ناراحتی
  • گریۀ بیش از حد
  • بی‌قراری در خواب

برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که پروبیوتیک‌ها می‌توانند به تسکین کولیک شیرخوارگی کمک کنند. دربارۀ این موضوع با پزشک متخصّص اطفال خود قبل از استفاده از آن‌ها صحبت کنید. گاز غذاهایی مانند کلم بروکلی، لوبیا و کلم در رژیم غذایی مادر شیرده احتمالاً کولیک شیرخوارگی ایجاد نمی‌کند.

خودمراقبتی در کولیک شیرخوارگی

نگه ‌داشتن کودک برای چند ساعت در روز، تکان دادن کودک به‌آرامی‌ با گهواره، گذاشتن کودک در حالت نشسته، قرار دادن کودک در ماشین یا قدم زدن، حمام گرم، قنداق کردن کودک در یک پتوی گرم، پستانک دادن به کودک، مالش معدۀ کودک، آواز خواندن برای کودک، همچنین حذف غذاهای کافئین‌دار، شکلات، ادویه‌جات و محصولات لبنی از رژیم غذایی مادر -که از طریق شیر به نوزاد منتقل می‌شود- می‌تواند برای آرامش کودک مفید باشد.



 

پزشک چگونه کولیک شیرخوارگی را تشخیص می‌دهد؟

پزشک کودکتان را بررسی می‌کند و از شما می‌خواهد گریۀ کودک خود را توصیف کنید و اینکه چگونه رخ می‌دهد.
عوامل خطر ابتلا به کولیک شیرخوارگی

سیگار کشیدن قبل یا بعد از تولّد کودک خود از عوامل خطرساز است.

درمان کولیک شیرخوارگی

هیج درمان واقعی‌ای برای درمان کولیک شیرخوارگی وجود ندارد، جز تلاش برای تسکین کودک که بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. در برخی موارد شدید دکتر شما ممکن است یک دارو برای کولیک شیرخوارگی تجویز کند.

چه زمان باید به پزشک مراجعه کنید؟

اگر گریۀ کودکتان موجب نگرانی شما می‌شود، به پزشک مراجعه کنید یا با دکتر خود تماس بگیرید. اگر گریۀ کودکتان تغییر کرد یا اگر کودک شما تب، استفراغ، اسهال، یا مدفوع خونی داشت، به اورژانس مراجعه کنید.

میزان ابتلا به کولیک شیرخوارگی

حدود بیست درصد از کودکان دچار کولیک شیرخوارگی می‌شوند.

عوامل تشدید کنندۀ کولیک شیرخوارگی

تغذیۀ بیش از حد، آب یا سایر نوشیدنی‌های شیرین، اضطراب، ترس یا هیجان در خانه، تغذیۀ بیش از حد سریع با شیشۀ شیر، غذاهای خاصّی که مادر می‌خورد و از طریق شیر به نوزاد منتقل می‌شود، مانند شکلات، غذاهای ادویه‌دار یا کافئین، همچنین برخی از داروها وضعیت را وخیم‌تر می‌کند.

کار کودک دکتر مرسده رفیعی - دکترای روانشناسی


کودکان مانند نهال‌های کوچکی‌ هستند که وادار کردن آنان به انجام کارهای بیش از توانشان ریشۀ کودکی را در آنان می‌خشکاند و قامتشان را در بزرگسالی خم می‌کند.

وادار کردن کودکان به کاری فراتر از توانشان زمینه‌ساز آسیب‌های روانی بسیاری در بزرگسالی و آیندۀ کودک است که در موارد حادّ آن از مصداق‌های کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید. کودک نیاز به پرورش مناسب و اصولی دارد، چنانچه بیش از حدّ تحمّل و توان به او وظایفی محوّل کنیم، احساس می‌کند تحت فشار قرار گرفته و زودتر در مسیر تبدیل شدن به افراد بزرگسال قرار می‌گیرد، همچنین در بزرگسالی نیز شاهد تأثیرگذاری منفی این عمل در شخصیت وی خواهیم بود.

 کار کودک در درجات مختلف در طول تاریخ وجود داشت، امّا با آغاز سوادآموزی همگانی و تغییراتی که در شرایط کار طیّ صنعتی شدن به وجود آمد و ظهور مفاهیم حقوق کارگر و حقوق کودکان مورد نقد و بحث عمومی قرار گرفت. کار کودکان همچنان در جاهایی که سنّ ترک مدرسه پایین است، شیوع دارد.

کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) یا کارهای نامتعارف باشد. ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان استفادۀ نظامی از کودکان و تن‌فروشی کودکان است. موارد کمتر جنجالی و معمولاً قانونی (با بعضی محدودیت‌ها) شامل کار کشاورزی در ایام تعطیلی مدرسه (کار فصلی)، کسب و کار خارج از ساعات مدرسه، همچنین بازیگری یا آوازخوانی کودکان است.

کار کودکان سبب افزایش سود و انباشت سرمایه برای کسانی می‌شود که کودکان را مورد استثمار قرار می‌دهند و درنتیجه فاصلۀ طبقاتی را در جامعه بیشتر می‌کند و فقر و تهیدستی را افزایش می‌دهد. همچنین کودکان را از دستیابی به دانش و مهارت کافی بازمی‌دارد و درنتیجه بهره‌وری نیروی کار را در جامعه کاهش می‌دهد. آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری، استثمار، تبعیض، فقر و... افزایش می‌یابد و درنتیجه سلامت اجتماعی را به خطر می‌اندازد و مانع پیشرفت و توسعۀ جامعه می‌‌شود.

موضوع کودکان کار موضوع کمابیش پیچیده‌ای است و عوامل گوناگونی در آن اثرگذارند، ازجمله ساختار خانواده، فقر، تغییرات اقتصادی ناگهانی، مهاجرت، هزینۀ تحصیل، نظام آموزشی نادرست و... .

کودکان کار کودکانی هستند که کار مانع تحصیل و روند رشد طبیعی‌شان شود، همچنین کار با بهره‌کشی همراه باشد و آسیب‌های جسمی،‌ روحی، اجتماعی و شخصیتی برای آنان ایجاد کند. براساس پیمان‌نامۀ جهانی کودک، پایان سنّ کودکی هجده سال است.

کودک کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به‌صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این مسئله آنان را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربۀ دوران کودکی بی‌بهره می‌‌سازد و سلامت روحی و جسمی آن‌ها را تهدید می‌کند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعّالیتی استثماری تلقّی می‌شود.

اغلب کودکان کار به دلیل ممنوع بودن کارشان، در کارگاه‌های مخفی و زیرزمینی با دستمزد بسیار ناچیز کار می‌کنند که این مسئله باعث می‌شود همیشه متقاضی کار کودک وجود داشته باشد.

دستمزد بسیار پایین، مطالبه نکردن بیمه و بازنشستگی، همچنین هزینه‌های بهداشتی و اطّلاع‌ نداشتن کودکان از سایر حقوق خود باعث سوءاستفاده از این کودکان می‌شود. کودکان کم‌سنّ و سال و نوجوانانی که وضع معیشتی نامطلوبی دارند و تحصیل نمی‌کنند، شکارهای خوبی برای کارفرمایانی هستند که در جستجوی نیروی کار ارزان‌قیمت‌اند.

کودکان کار در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به‌سر می‌برند. این کودکان می‌توانند به‌راحتی بازیچۀ دست بزهکاران حرفه‌ای اعم از سارقان یا باندهای توزیع موادّ مخدّر، عوامل ایجاد خانه‌های فساد و... قرار گیرند. همچنین عدم بهره‌گیری از آموزش و تحصیل علم و فن، قدرت رقابت با سایر کودکان در ایجاد یک زندگی سالم را هرچه بیشتر از این کودکان سلب می‌کند.

تعداد کودکان کار نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده و فقر اقتصادی مهم‌ترین عامل این افزایش است. البته فقر آموزشی، فرهنگی و مهاجرت‌ها هم در این مسئله دخیل‌اند. فقر فرهنگی حاکم بر خانواده‌های این کودکان بسیار مهم است؛ این خانواده‌ها معتقدند تحصیل برای کودکان مهم نیست و آنان باید کار کنند. از این رو به خشونت متوسّل می‌شوند و کودکان را از کلاس درس بیرون می‌آورند و مشغول کار می‌کنند تا به امرار معاش خانواده‌ کمک کنند. در بعضی مواقع پدر اعتیاد دارد و کودک را وادار می‌‌کند برای تأمین مخارج اعتیادش کار کند و به مرور کودک را  هم معتاد می‌کند تا برای تأمین موادّش با مشکل روبه‌رو نشود. همچنین بسیار دیده شده پدری که نمی‌تواند سرِ کار برود، کودک را وادار  به کار کردن می‌کند تا هزینه‌های زندگی را تأمین کند؛ یا تعداد افراد خانواده آنقدر زیاد است که یک نفر نمی‌تواند از پس تمامی هزینه‌ها بربیاید، پس کودکان هم باید کار کنند و همۀ این‌ها دلایل کار کردن کودکان است.

کودکان کار و خیابان واقعیت‌های جامعۀ ما هستند که متأسّفانه با مشکلات زیادی ازجمله اعتیاد روبه‌رو هستند. بسیاری از این کودکان از مادران معتاد متولّد می‌شوند که برای آرام کردن‌شان مواد را به همراه آب یا شیر به آنان می‌خورانند و این در حالی است نوزادانی که از شیر مادران معتاد تغذیه می‌کنند، این مسئله سبب اعتیادشان می‌شود و حتّی بعضی از این کودکان بر اثر سوءمصرف مواد جانشان را از دست می‌دهند.

متأسّفانه این کودکان از سنین کودکی در معرض انواع کودک‌آزاری‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرند و قاچاقچیان برای جابه‌جا کردن مواد از این کودکان سوءاستفاده می‌کنند و در نهایت خیلی زود معتاد می‌شوند. همچنین این کودکان خیلی زود به بلوغ اجتماعی می‌رسند و در جریان مسائلی قرار می‌گیرند که نباید در آن سنّ و سال بدانند و از این رو مشکلات روحی و روانی زیادی دارند. این کودکان شرایط بسیار بدی را پشتِ سر می‌گذارند و تجربه‌های دردناکی از کوچه و خیابان دارند و چون از کودکی یاد می‌گیرند تکدّی‌گری کنند، زمانی که بزرگ می‌شوند به انواع خشونت‌های اجتماعی روی می‌آورند تا زندگی کنند.

 بی‌گمان در مورد شرایط کودکان کار و خیابان مقصّر پیدا کردن و گناه را به گردن این و آن انداختن کمکی به این کودکان نمی‌کند، بلکه باید نهاد جداگانه‌ای متولّی کمک به این کودکان شود، چون این کودکان تنها به خودشان صدمه نمی‌زنند، بلکه به کلّ جامعه هم صدمه می‌زنند و بار منفی‌ای که مشکلات آنان به‌وجود می‌آورد، به بقیّۀ کودکان هم سرایت می‌کند و در نهایت زندگی‌شان هم تباه می‌شود. 

سرطان پستان و حاملگی دکتر سیّده ستاره رودباری - متخصّص جرّاحی عمومی


سلامت از مهم‌ترین شاخصه‌های توسعۀ پایدار است و دسترسی به خدمات پایۀ سلامت از اصلی‌ترین حقوق بشر است. زنان به دلیل گذراندن دوره‌های خاص بدنی ازجمله حاملگی، زایمان، شیردهی و یائسگی، یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه‌ محسوب می‌شوند و نیازمند خدمات ویژۀ پیشگیری، سلامت و درمان‌اند. در مجموع با توجّه به نقش اصلی و محوری سلامت زنان در سلامت خانواده‌ها، ایجاد آرامش روحی و روانی جامعه ارتباط مستقیم با سلامت زنان آن جامعه دارد.

یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین بیماری‌هایی که سلامت زنان را چه در شرایط غیرحاملگی و چه در شرایط حاملگی تحت تأثیر قرار می‌دهد، سرطان پستان است. درواقع سرطان پستان در حدود بیست درصد سرطان‌های پستان زنان زیر سی سال، همراه با حاملگی و در طیّ آن است.

شیوع سرطان پستان حین حاملگی با افزایش سنّ زنان در تولّد اولین فرزند بیشتر می‌شود. تأخیر در تشخیص، اصلی‌ترین مسئله در زنانی است که دچار سرطان پستان حین حاملگی می‌شوند. وجود توده یا سفتی پستان ممکن است اولین نشانۀ این بیماری در زنان حامله باشد. در صورت وجود توده و سفتي در پستان ضروری است که بیمار تحت معاینه و نمونه‌برداری قرار گیرد. مهم‌ترین روش برای تشخیص توده‌های پستانی زنان حامله انجام سونوگرافی پستان است، چراکه استفاده از ماموگرافی در زنان حامله با توجّه به خطرات اشعه برای جنین ممنوع است.

پس از تشخیص این بیماری براساس سنّ حاملگی، تمایل بیمار به ادامه یا ختم حاملگی و تصمیم‌گیری تیم درمانی بیمار -که شامل جرّاح پستان، جرّاح زنان، متخصّص انکولوژی، همچنین نوع درمان بیمار شامل جرّاحی به‌صورت برداشت کامل یا جرّاحی حفظ پستان، نوع ختم حاملگی، اجرای شیمی درمانی و نوع داروها - تعیین می‌شود.

رادیکال ماستکتومی تعدیل‌شده در سه ماهۀ اول و دوم قابل انجام است. پرتو درمانی را به علّت اثر منفی روی جنین نمی‌توان انجام داد و در سراسر بارداری ممنوع است.

در سه ماهۀ دوم و سوم شیمی‌درمانی اثر تراتوژن بر جنین ندارد و می‌توان از آن به‌صورت نئوادجوانت در سه ماهۀ دوم و سوم استفاده کرد، ولی کموتراپی در سه ماهۀ اول ممنوع است. هر تودۀ پستانی که بیش از چهار هفته در دوران بارداری پایدار بماند، باید بررسی شود و برای بررسی از سونوگرافی، FNA و بیوپسی باز یا Core استفاده می‌شود.

زنان باردار مبتلا به سرطان پستان دیر متوجّه می‌شوند و دیرتر مراجعه می‌کنند، امّا پیش‌آگهی تمام مرحله‌های کانسر پستان در زنان باردار در مقايسه با مرحلۀ مشابه غيرباردار يكسان است. اکثر سرطان‌های پستان در بارداری هورمون منفی هستند. وجود گیرندۀ هورمونی، گیرندۀ استروژنی یا پروژسترونی نشان‌دهندۀ سرطان پستان است، ولي قطعي نيست.

آموزش تاب‌آوری به کودکان نیلوفر گلپور - کارشناسی‌ارشد روانشناسی بالینی


واژۀ تاب‌آوری از علم فيزيك گرفته شده و به معناي داشتن حالت ارتجاعي است. به بیان دیگر تاب‌آوری سازگاري مثبت و موفّقيت‌آميز با رويداد ناگوار است. تاب‌آوری نه‌تنها حفظ وضعيت تعادل پس از حادثه‌اي ناگوار است، بلكه رفتن به سطحي بالاتر از سطح قبلي است. بنابراين تاب‌آوری ويژگي مثبتي است كه سبب موفّقيت و رشد فرد مي‌شود.

تاب‌آور كيست؟

فرد تاب‌آور شخصي است كه از دل رويدادهاي ناگوار و ناخوشايند نكات مثبت را استخراج می‌‌كند، انعطاف‌پذيري زیادی دارد و خود را با شرايط سازگار می‌كند. فرد تاب‌آور به‌درستي از فرصت‌ها براي برون‌رفت از مسئله و مشكل استفاده می‌کند و خود را به سطحي بالاتر از سطح قبل می‌‌رساند، اميدوار و خوش‌بين عمل می‌‌كند و دارای مهارت‌هاي كنترل هيجان است.

تاب‌آوری جليقۀ ضدّ گلوله!

برخي تاب‌آوری را جليقۀ ضدّ گلوله می‌‌دانند كه به فرد كمك می‌‌كند در برابر رگبار مشكلات از خود محافظت كند. پژوهشگران تاب‌آوری را يكي از ويژگي‌های بارز افراد موفّق می‌دانند. افراد تاب‌آور علاوه بر توانايي زنده ماندن، توانايي موفّق شدن را نیز دارند. اين افراد اغلب در شرايط فقر بي‌خانماني و اعتياد والدين يا بلاهاي طبيعي سيل و زلزله علاوه بر پايداري و انعطاف‌پذيري، رشد رواني عاطفي بالايي از خود نشان داده‌اند.

آيا تاب‌آوری ويژگي‌ای آموختني محسوب می‌شود؟

با وجود اینکه عدّه‌اي از افراد بدون آموختن به‌طور مستقيم اين ويژگي را دارا هستند، امّا امروزه به‌ر‌احتي می‌‌توان طيّ آموزش‌هايي تاب‌آوری را در افراد، به‌خصوص كودكان ايجاد كرد. كودكان ما در برخورد با ناملايمات زندگي نياز به جعبه‌ابزاري كامل و كارآمد دارند كه تاب‌آوری يكي از مهم‌ترين آن‌هاست. كودكانی كه دارای این مهارت‌اند، در برخورد با مشكلات آن را فرصت و چالشي براي رشد می‌‌بينند،  انعطاف و سازگاري بيشتري در محيط‌های اجتماعي از خود نشان می‌‌دهند و مهارت حلّ مسئلۀ قوي‌تري دارند. اين كودكان مهارت ده‌گانۀ زندگي را به‌خوبي فرا گرفته‌اند و بر آن مسلّط‌اند.

 خانواده و تاب‌آوری

خانواده نقش مهمّی ‌‌در تاب‌آوری كودك ايفا می‌‌كند. والدين تاب‌آور معمولاً فرزندان موفّقي تربيت می‌‌كنند و اين ويژگي به‌صورت الگو منتقل مي‌شود. خانواده‌هايي كه در آن‌ها مهرباني و حمايت عاشقانۀ بي‌چشمداشت و دلسوزي حكفرماست، تاب‌آوری زیادی مشاهده می‌‌شود.

 والدين موفّق

  • والدین موفّق در عين حمايت‌گري فرزند را به چالش می‌‌كشند.
  • با ارائۀ راهنمايي ساختار يافته و دادن آزادي، فرصت خطرپذيري به فرزند خود می‌‌دهند.
  • بر توانايي فرزند تمركز می‌‌كنند.
  • با بازتعريف مشكل نقش قرباني را به تاب‌آور تغيير می‌‌دهند.
  • توان فراشناختي كودك را افزايش می‌‌دهند (با كم كردن قضاوت‌ها).
  • مسئوليت‌پذيري را در فرزندان افزايش می‌‌دهند.
  • فرزندان را در تدوين برنامه‌های خانواده مشاركت می‌‌دهند.
  • احساس خودكارآمدي را در فرزندان افزايش می‌‌دهند.
  • به فرزندان فرصت ابراز و بيان خلّاقانه می‌دهند.
  • از طريق قصّه‌خواني، نقّاشي، اجراي موسيقي و اجراي نمايشنامه توانایی فرزندان را افزايش می‌‌دهند.
  • شرايطي براي ياري ساختن ديگران فراهم می‌‌كنند.

نقش مهد كودك و مدرسه در تاب‌آوری

  • حمايت عاطفي
  • كشف استعداد‌ها و توانمندي كودكان و بارور كردن آن‌ها
  • افزايش خوش‌بيني
  • برآورده كردن نيازهاي اساسي
  • تقويت ارزش‌ها و مهارت‌های زندگي
  • توقّع واقع‌گرايانه از كودك

با نزديك شدن به آغاز سال تحصيلي جديد و آماده كردن فرزندانمان براي ورود به مهد كودك و مدرسه، همچنین آموزش مهارت‌هايي نظیر تاب‌آوري به فرزندان، توانمندي آنان را براي سازگاري با محيط آموزشي، به‌ويژه در زمان‌های بحراني افزايش خواهیم داد.

با بچّه‌های طلاق چگونه باید برخورد کرد؟ دکتر مهناز مرامی - دکترای تخصّصی روانشناسی


طلاق و جدایی همسران از یکدیگر بی‌گمان بازتاب گسترده‌ای را در میان اعضای خانوادۀ هر دو طرف به دنبال دارد و واکنش‌های گوناگونی از جانب اعضای خانواده و فامیل ابراز خواهد شد. هر کسی از زاویۀ دید خود می‌کوشد تا حق را به یکی از طرفین دعوا بدهد؛ امّا نکته‌ای که غالباً در این میان نادیده انگاشته می‌شود، عواقب ناخوشایندی است که دامن‌گیر زندگی فرزندان زوج‌های طلاق‌گرفته می‌شود. فرزندانی که به دلیل فقدان محبّت‌های خانوادگی و ناقص بودن بافت خانوادگی‌شان دچار آسیب‌های روحی ـ روانی و اجتماعی گوناگونی خواهند شد که شاید تا پایان عمر بر نحوۀ زندگی خصوصی و جمعی آنان نیز تأثیر بگذارد.

اگرچه با وجود اختلافات عمیق زناشویی اقدام به بچّه‌دار شدن خطای بزرگی است، این مسئله یکی از اشتباهات مرسوم در میان خانواده‌های ایرانی است که معمولاً هم به توصیۀ بزرگترها برای کاهش یا حذف درگیری‌های زوجین انجام می‌پذیرد. روان‌شناسان معتقدند طلاق در خانواده‌هایی که فرزندی وجود ندارد، کم‌عارضه‌تر است. معمولاً فرزندان طلاق قربانی اختلافات والدینشان می‌شوند و گاه حتّی به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف والدین مورد توجّه قرار می‌گیرند.

از سویی کودکان طلاق پایگاه تربیتی خود را از دست می‌دهند و گاه حتّی یکی از طرفینی که در تربیت او تأثیرگذار بوده، کنار می‌رود. اگرچه خیلی از مواقع نیز ممکن است پدر و مادرها از مسئولیت فرزند سر باز زنند، تمامی ‌این عوامل باعث می‌شود که کودک الگوی رفتاری مناسبی نداشته باشد، نسبت به خانواده احساس کینه کند، در مقایسۀ وضعیت خود با دیگران دچار عقده‌های درونی ‌شود یا همیشه در این اندیشه باشد که فرد باارزش و لایقی برای زندگی نیست.

از سوی دیگر، احساس شرم و خجالت از عنوان كردن طلاق والدین، حسّ دوست‌داشتنی نبودن در خانواده، احساس حقارت، شكست، سرخوردگی، خود كوچك‌بینی و خودپنداره منفی، ترس از آینده، احساس گناه، اعتماد به نفس پایین، نداشتن حسّ اعتماد و امنیت، احساس تنهایی، مشكلات روحی- روانی و جسمانی، دوگانگی، مشكلات اقتصادی، انزوای اجتماعی و اختلال در هویّت، كاهش رضایت از زندگی، عدم سازگاری با همسالان عادّی، کینه‌ورزی نسبت به خانواده‌های پایدار و حسّ انتقام‌جویی از دیگر مشکلات کودکان طلاق است. روان‌شناسان معتقدند که همین احساسات و نگرش‌های منفی نسبت به خود اصلی‌ترین دلیل روی آوردن کودکان طلاق به بزهکاری است.
 

واقعیت این است که کودکان، زندگی در یک خانه به همراه پدر و مادر را به عنوان یک اصل کاملاً طبیعی می‌شناسند و هرگونه رخدادی که سبب آسیب رساندن به این باور آنان شود ـ به‌ویژه اتّفاق ناگواری همچون طلاق ـ سبب جوانه زدن و رشد نوعی محرومیت و کمبود در بافت شخصیتی آنان خواهد شد. کودکان مرگ یکی از والدین را راحت‌تر می‌پذیرند و با آن کنار می‌آیند، امّا جدایی آنان را سر دوراهی قرار می‌دهد.
 

کودکانِ طلاق چه با مادر زندگی کنند و چه با پدر همواره کمبود دیگری را حس می‌کنند و در جمع همسالانشان از اینکه همیشه فقط با یکی از والدینشان دیده شوند، رنج می‌برند. اگر فرزندی بعد از طلاق با پدرش زندگی کند، تربیت متفاوتی خواهد داشت و ممکن است برای همیشه از محبّت مادری محروم شود. اگر نگهداری فرزند به مادر سپرده شود، باز هم آن فرزند با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود، به‌ویژه اینکه از نظر مالی تأمین نباشد.

آسيب‌هاي رواني کودکان طلاق باعث مي‌شود برخي از همسران با وجود مشکلات فراوان در زندگي مشترک ترجيح دهند طلاق نگيرند، چراکه در صورت جدايي آيندۀ تيره‌اي در انتظار فرزندان آنان است. از طرفي والديني که مجبور به طلاق شده‌اند، هميشه در پس ذهن خود نگراني و دغدغه دارند که آيندۀ فرزندشان چطور خواهد شد و آيا در شرايطي که آنان طلاق گرفته‌اند و فرزندانشان برچسب کودکان طلاق دارند، می‌توان به آيندۀ آنان اميدي داشت؟

بی‌گمان کيفيت ارتباط کودکان با والدينشان مهم‌ترين عاملي است که می‌تواند ميزان عوارض طلاق بر کودکان را تعيين کند و آيندۀ کودکان را روشن يا تيره کند. امّا قدم اول براي داشتن ارتباطي مناسب با کودکان بعد از طلاق آگاهي داشتن از نيازهاي کودکان در سنين مختلف و برنامه‌ريزي بر مبناي نيازها و ويژگي‌های آنان است. در ادامه به نکاتي در این زمینه اشاره کرده‌ایم:

از بدو تولّد تا سه سالگي

  • تا هجده ماهگي دقّت شود برنامۀ مراقبتي کودک تغييري نکند و فقط يک نفر از او مواظبت کند. ثبات مراقبت در اين سن براي ايجاد اعتماد در کودکان اهمّيت بسياري دارد.
  • زير يک سالگي؛ دیدار کودک با والد ديگري که پيش او زندگي نمی‌کند، فقط در حدّ چند ساعت باشد و براي خواب دوباره نزد همان والد ثابت خود برگردد.
  • در محدودۀ هجده ماهگي تا سه سالگي با توجّه به افزايش توانايي شناختي کودک و حافظۀ او می‌تواند براي يک شب در هفته نزد والد ديگر برود.

سه تا شش سالگی (سال‌هاي پيش از دبستان)

  • بچّه‌هاي بالاتر از سه سال به‌خوبي می‌توانند شبي را نزد والد ديگر خود بگذرانند و به مشکلي برنخورند. البته اگر قرار باشد اين تغييرات با فاصله‌های کوتاه و پي‌درپي روي دهد، احتمال بروز مشکل وجود دارد.
  • قوانين و نظم در خانۀ هر کدام از والدين بهتر است مشابه باشد؛ براي اين منظور لازم است حتماً در مورد برنامه‌هاي تغذيه، خواب، وضعيت پزشکي، دستشويي رفتن، ارتباطات اجتماعي و عاطفي او، همچنین ديگر مسائل با همسر سابق خود گفت‌وگو کنيد.
  • بچّه‌ها در اين دورۀ سنّي براي خود خواسته‌هايي دارند و خودشان هم ممکن است اعمال نظر کنند، نظر آنان را محترم بشماريد و سعي کنيد آن را در برنامه‌ريزي براي ملاقات با والدين دخالت دهيد.


 

شش تا دوازده سالگي ( سال‌هاي دبستان)

  • بچّه‌ها در اين سن خودشان نظراتي خاص براي حضور در خانۀ هر کدام از والدين دارند. شايد آنان بخواهند به‌صورت مساوي در خانۀ هر کدام از والدين باشند، امّا واقعيت اين است که حضور مساوي نه ممکن است و نه می‌تواند چندان مفيد باشد. با توجّه به اينکه وسايل مدرسۀ بچّه‌ها زياد است، امکان جابه‌جايي به ميزان زياد وجود ندارد.
  • استفاده از بچّه‌ها به عنوان پيام‌رسان يا جاسوس يکي ديگر از خطراتي است که ممکن است در اين دوره روي دهد. چراکه بچّه‌ها آنقدر بزرگ هستند که بتوانند پيغام ببرند يا گزارش دهند و البته آنقدر کوچک هستند که نمی‌توانند در مقابل پدر و مادر نه بگويند. امّا يادتان باشد اين کار می‌تواند عوارض زيادي براي کودک داشته باشد.

سیزده تا هفده سالگي (سال‌هاي نوجواني)

  • نوجوانان به دلايل گوناگون ممکن است بخواهند از هر دو والد دوري کنند، در اين شرايط به جای فشار آوردن بيشتر سعي کنيد کمی ‌آنان را درک کنيد يا از نزديکان معتمد يا مشاور بخواهيد به فرزندتان کمک کند تا فاصله او با شما بيشتر از اين نشود.
  • برنامه‌ريزي براي حضور در خانۀ هر کدام از والدين در اين سن بايد با مشورت نوجوانان باشد. برخي از بچّه‌ها ترجيح می‌دهند بيشتر در خانۀ يکي از والدين باشند تا از اين طريق راحت‌تر بتوانند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. البته حواستان باشد برخي از بچّه‌ها موضوع حضور در خانۀ هر کدام از والدين را تبديل به موضوعي براي تحت فشار قرار دادن والد ديگر می‌کنند و از اين طريق به دنبال عملي کردن خواسته‌هاي خود هستند.
  • اگر بيش از يک فرزند در اين سن داشته باشيد، ممکن است براي برنامه‌ريزي‌ها دچار مشکل شويد؛ چراکه هر کدام از آنان اصرار دارند مطابق نظرشان عمل شود. در اين شرايط با گفت‌وگو مسئله را حل کنيد تا رابطۀ شما وارد لجبازي نشود.

چند توصیۀ مهم

  • سلامت عاطفی کودک را تضمین کنید

بسیاری از والدین پس از طلاق سعی می‌کنند با یک تلاش بیش از حدّ و حصر، نگاه و محبت فرزندشان را به خود جلب کنند؛ این تلاش مستمر نه‌ تنها کودک را مجبور به تجربۀ نوعی استرس عاطفی نادرست و ناهمگون می‌کند، بلکه  فشار مضاعف بر روح و روان او نیز وارد می‌کند. به جای ایجاد فشار عاطفی مستقیم بهتر است به کودک فرصت دهید تا به ترمیم زخم‌های عاطفی‌اش -که حاصل فاصلۀ ایجاد شده از اختلافات قبلی و بحران طلاق است- بپردازد؛ چون با انسجام خود پراکندۀ خویش است که کودک توان سازگاری می‌یابد و با شرایط جدید زندگی خود را انطباق می‌دهد.

  • درگیری‌ها و اختلافات خود با همسرتان را به کودک انتقال ندهید

هرگز با بیان جزئیات ماجرای زندگی مشترکتان یا ابراز خشم، نفرت، اضطراب نسبت به شریک زندگی‌تان جهان درونی پاک کودک را آلودۀ جهان خودخواهانۀ بزرگسالان نکنید. این درست است که شما به علّت وقوع طلاق، تنش‌ها، هجوم افکار و احساسات منفی نیاز به هم‌صحبت دارید و از طریق درد و دل کردن و بیان سختی‌هایی که در حال لمس آن هستید، احساس آرامش می‌کنید؛ امّا باید به یاد داشته باشید که کودکان گزینه‌های خوبی برای به دوش کشیدن ناراحتی‌های شما نیستند، چه بسا درک درستی بر این مسئله نداشته باشند و ممکن است دچار اغتشاش فکری و عاطفی بسیار شوند. اگر این مرزها را رعایت نکنید، بی‌شک در آینده باید شاهد آسیب‌های عمیق‌تری باشید.

  • کودکان نیاز به درک شدن دارند

نیاز کودکان به درک شدن بعد از طلاق والدین شدّت می‌گیرد؛ احساسات آنان باید از سوی والدین درک و مورد توجّه قرار گیرد. کودکان در این شرایط بحرانی نیازمند حضور کسی در کنارشان هستند که بدون انتقاد، سرزنش یا نصیحت به حرف‌هایشان گوش دهند. درواقع شنیدن و همراهی با اندوه آنان بهترین راه حل برای درک کودک و بازگو کردن احساسات و هیجاناتشان است. کودک با بیان بدون سانسور می‌تواند مشکلات عاطفی خود را کمتر یا حل کند.

 ارتباط با نزدیکان را قوی کنید. ارتباط و هم‌صحبتی با آشنایان می‌تواند بخشی از آلام و ناراحتی‌های کودک را کاهش دهد. در این ارتباطات بهتر است کودک مورد سؤال و جواب قرار نگیرد، زیرا پرسش‌های نسنجیدۀ اطرافیان موجب افزایش اضطراب و تنش در کودک می‌شود. به جای سؤال و جواب در مورد کیفیت زندگی امروزش یا ریز شدن روی زندگی سابق، دامنۀ سؤالات را به خواسته‌ها و علاقه‌مندی‌های وی گسترش دهید و عمومی‌تر با او به صحبت بپردازید.

  • به ایجاد رابطه‌های مثبت با فرزندان بیندیشید

والدین طلاق به جای پرداختن به احساسات منفی و بروز خشم باید به ایجاد رابطه‌های سازنده و مفید بپردازند. از فرزندان برای وقوع این واقعه عذرخواهی کنید و اگر لازم است به انتقاد از خود بپردازید و قصور و ناتوانی‌هایتان را اعتراف کنید. این شیوه علامت امنی به کودک تلقین می‌کند، زیرا او مطمئن می‌شود که والدینش متوجّه اشتباهات گذشتۀ خود هستند و خشم و اضطرابی که گرفتارش بوده‌اند، هرگز دامن‌گیر آنان  نخواهد شد. این برخورد، کودک را از خشم، نفرت، کینه، انتقام و... در امان نگاه خواهد داشت.

اهمّیت سلامت روان قبل و حین بارداری دکتر نگین اسماعیل‌زاده - دکتری روانشناسی بالینی


در دوران بارداری بیشتر توجّه مادر و اطرافیان به سمت آزمایش‌ها و سلامت فیزیولوژیکی شخص باردار معطوف است و توصیه‌ها اغلب در جهت مصرف موادّ غذایی خاص، ویتامین‌ها، آهن و... است. امّا هم‌زمان با این مراقبت‌ها دوران بارداری نیازمند مراقبت‌های درست در زمینۀ روحی و روانی است. در این دوران نقش اطرافیان درجۀ یک به‌خصوص همسر بسیار ارزشمند است.

شخص باردار تا آنجا که ممکن است باید از استرس‌ها و فشار روانی دور باشد و فضایی آرام برای استراحت و گذراندن دوران بارداری وی فراهم شود. خانم‌ها معمولاً در زمان حاملگی حسّاس‌تر و زود رنج‌تر می‌شوند و نیاز به توجّه بیشتری از سمت همسر خود دارند.

همسران خانم‌های باردار نقش مهمّی در حفظ سلامت روان و آرامش خاطر آنان در دوران بارداری دارند و اگر این موارد رعایت نشود، آثار زیان‌باری در مادر و جنین خواهد داشت. کیفیت رابطۀ عاطفی در این دوران باید بالا باشد و در طیّ این دوران از مشاجره پرهیز شود. در زمان حاملگی معمولاً سطح اضطراب مادر بالاتر از حالت عادّی است و به دلایل مختلف نظیر نگرانی دربارۀ نحوۀ زایمان و سلامت جنین و موارد این چنینی اگر کیفیت رابطه با همسر نیز در این دوران مطلوب نباشد، بر فشارهای روانی مادر افزوده خواهد شد.

حمایت عاطفی و همدلی همسر نقش چشمگیری در کاهش اضطراب و فشارهای دوران بارداری دارد. آرامش مادر در جنین داخل رحم نیز بی‌تأثیر نیست. از آنجا که شخصیت فرزندان ما نتیجۀ ژنتیک و محیط است، باید به این نکته (محیط فرزندمان) از دوران جنینی اهمّیت داده شود. اگر محیط در زمان بارداری نامساعد باشد، احتمال سقط جنین (در ماه‌های اول بارداری) و به‌وجود آمدن مشکلات فیزیولوژیکی بیشتر در مراحل شکل‌گیری جنین اتّفاق می‌افتد و در بُعد روحی و روانی زمینه‌ساز مشکلات روحی برای فرزندمان می‌شود، به‌خصوص اگر بعد از تولّد نیز مشکلات ادامه داشته باشد.

چند توصیه به زوجین

  • به زوجین توصیه می‌شود تا زمانی که مشکلات زناشویی‌شان را حل نکردند، اقدام به بچّه‌دار شدن نکنند.
  • بعضی از زوج‌ها به اشتباه فکر می‌کنند با تولّد فرزندشان مشکلات حل خواهد شد، هرگز چنین نخواهد بود، بلکه موردی جدید به مشکلات شما اضافه می‌شود.
  • فرزندان ما دارو و درمان رابطۀ نادرست ما با همسرمان نیستند.

چه زمانی اقدام به باردار شدن کنیم؟

زمانی برای باردار شدن مناسب است که زن و شوهر احساس خوشبختی کنند و هر دو نفر احساس رضایت از زندگی داشته باشند و رابطۀ خوبی بین زوجین حکم‌فرما باشد. همچنین از نظر اقتصادی، جسمانی و روانی-عاطفی توان پذیرش یک فرد جدید را به زندگی داشته باشند، در غیر این صورت با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.

از نظر متخصّصان صلاح نیست از فرزندان برای محکم کردن رابطۀ زناشویی و حلّ مشکلات استفاده کنید؛ این کار کاملاً اشتباه است و حتماً قبل از اقدام به بارداری اطّلاعات کافی در شیوه‌های فرزندپروری و ارتباط صحیح با فرزند کسب کنید و با آگاهی اقدام کنید. امروزه با پیشرفت علم و گسترش روان‌شناسی این امکان وجود دارد که افراد در چنین مواردی با آگاهی بیشتر بهترین تصمیم را برای زندگی‌شان انتخاب کنند.

یبوست در دوران بارداری دکتر مرجان پورحیدری -متخصّص جرّاحی زنان و زایمان


یبوست یکی از مشکلات شایع در بارداری است که بیش از نیمی از خانم‌های باردار به آن دچار می‌شوند؛ به‌خصوص این مشکل در فصل‌های گرم سال شایع‌تر و مهم‌تر است.

علل یبوست در بارداری

  • ویار حاملگی؛ ویار بارداری باعث تغییر رژیم غذایی و کاهش مصرف فیبر می‌شود و این خود یکی از دلایل یبوست است.
  • تغییرات هورمونی؛ تغییرات هورمونی ازجمله افزایش پروژسترون -که باعث ریلکس شدن رحم در حین بارداری می‌شود- با ریلکس کردن عضلات روده باعث کُند شدن عبور غذا از مسیر روده و به دنبال آن یبوست می‌شود.
  • با رشد جنین در حین بارداری رحم بزرگ می‌شود و روی روده‌ها فشار می‌آورد، درنتیجه مسیر عبور غذا باریک می‌شود و به دنبال آن یبوست ایجاد می‌شود.
  • مصرف آهن؛ مصرف آهن در دوران بارداری بسیار ضروری است و گاهی به دلیل آنمی -که خود از دلایل کم‌خونی است- مادر مجبور به مصرف دو تا سه عدد قرص آهن است که این کار به ایجاد یبوست منجر می‌شود. در بارداری نیاز به مصرف مایعات بیشتر می‌شود، امّا مصرف کم مایعات به دلیل ویار، تکرّر ادرار و... به یبوست منجر می‌شود.
  • کاهش فعّالیت‌های بدنی مادر باردار به‌خصوص در موارد استراحت‌های طولانی‌ای که متخصّص زنان توصیه می‌کند، می‌تواند سبب یبوست شود.

پیشگیری و درمان

  • مصرف کافی فیبر با خوردن غلّات مثل نان سبوس‌دار، حبوبات (لوبیا، عدس و...)
  • مصرف میوه‌های خشک‌شده، به‌خصوص برگۀ زردآلو و آلو
  • نوشیدن مایعات فراوان؛ به‌طور متوسّط شش تا هشت لیوان آب در روز، به‌خصوص در فصل‌های گرم سال
  • مصرف میوه‌های تازه مانند انگور، نارنگی، گریب‌فروت و پرتقال
  • مصرف سبزیجات، هویج، کلم، اسفناج، شاهی، کرفس و...
  • انجام ورزش‌های سبک (دوچرخۀ ثابت، یوگا و...) و پیاده‌روی
  • مصرف ماست به دلیل اینکه از باکتری‌های پروبیوتیک غنی است، باعث تحریک روده‌ها و هضم راحت غذا در انسان می‌شود و مانع بروز بیماری‌های گوارشی در بدن افراد، به‌ویژه در خانم‌های باردار می‌شود.
  • استفاده از چای گیاه قاصدک.

عوارض یبوست

سفت شدن مدفوع و زور زدن می‌تواند سبب ایجاد یا بدتر شدن همورویید (تورّم وریدهای ناحیۀ اطراف رکتوم و مقعد) شود. همورویید می‌تواند به درد شدید موقع اجابت مزاج و گاه خونریزی رکتال منجر شود، امّا معمولاً پس از زایمان برطرف می‌شود.

آیا قبل از ازدواج می‌توان نازایی را تشخیص داد؟ دکتر نسرین دادرس - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و فوق تخصّص نازایی و IVF


اگر زوجی پس از یک ‌سال زندگی مشترک و داشتن رابطۀ زناشویی منظّم و بدون جلوگیری باردار نشوند، مسئلۀ نازایی مطرح می‌شود. کم‌باروری و ناباروی مشکل شایعی است که حدود پانزده تا بیست درصد زوج‌ها به آن مبتلا هستند. در این میان حدود 40 درصد مشکلات نازایی مربوط به آقایان و حدود ۴۰ تا ۴۵  درصد مربوط به خانم‌هاست. گاهی هم با بررسی‌های معمول علّت خاصّی پیدا نمی‌شود که به آن نازایی با علّت نامشخّص می‌گویند.

عوامل متعدّدی در ناباروری دخیل‌اند؛ یکی از آن‌ها ژنتیک است که می‌تواند تحت تأثیر سایر عوامل اکتسابی مانند وضع تغذیه و رفتارهای پُرخطر قرار گیرد. از سویی پیشرفت تکنولوژی و استفادۀ فزاینده از وسایل الکترونیکی و قرار گرفتن در محیط‌هایی که این اشعّه‌ها در آن وجود دارند، همچنین تغذیۀ نامناسب، کم‌تحرّکی و چاقی همگی از عواملی هستند که نازایی را تشدید می‌کنند.

ممکن است این سؤال در ذهن بعضی افراد، به‌خصوص کسانی که در نزدیکانشان زوج‌های نازا دارند، به‌وجود بیاید که آیا روش‌هایی وجود دارد که قبل از ازدواج نازایی را تشخیص داد؟

در پاسخ باید گفت، بچّه‌دار شدن پدیده‌ای چندعاملی است، مثلاً نمی‌توان ناتوانی جنسی یک مرد را قبل از ازدواج سنجید. یا با سونوگرافی متوجّه باز یا بسته‌بودن لوله‌های رحمی خانم‌ها شد. بنابراین نمی‌توان به‌طور صد درصد مطمئن شد که فرد قبل از ازدواج نازایی دارد یا خیر. امّا برای آگاهی از قدرت باروری و بچّه‌دار شدن در آینده چند آزمایش ساده و ارزان در مرد و زن قابل انجام است.

بعضی آقایان به‌صورت ژنتیکی مشکل و ضعف نطفه دارند، امّا گاهی شغل بعضی از مردان سبب می‌شود که تعداد اسپرم‌ها کم شود، یا کیفیت‌ آن‌ها تحت تأثیر قرار گیرد، مانند کسانی که در محیط‌های گرم مثل نانوایی کار می‌کنند، یا به‌طور مرتّب از استخر آب گرم، سونا و جکوزی استفاده می‌کنند، یا افرادی که راننده هستند و به‌صورت طولانی‌مدّت رانندگی می‌کنند. همچنین در کسانی که با آلاینده‌های شیمیایی و محیطی مثل سرب و جیوه  بیشتر سروکار دارند، ممکن است روی تعداد و عملکرد اسپرم آن‌‌ها تأثیر منفی بگذارد.

در آقایان می‌توان با یک آزمایش سادۀ اسپرم، با بررسی تعداد و تا حدّی کیفیت آن‌ها مثل قدرت حرکت اسپرم‌ها در مایع منی میزان باروری را معلوم کرد که این‌ بررسی می‌تواند قدرت باروری در آینده را تا حدّ زیادی نشان دهد. معمولاً آقایان سلامت عمومی و قدرت مردانه و ظاهری خود را ملاک قرار می‌دهند و به همین دلیل ممکن است تمایلی به انجام این آزمایش نداشته باشند، امّا اگر زمینۀ قبلی و احتمال آسیب به اسپرم وجود داشته باشد، این یک راه ساده برای پی‌بردن به باروری آقایان در آینده است.

قدرت باروری در زنان مربوط به یک محدودۀ سنّی خاص است و معمولاً کیفیت تخمک خانم‌ها از ۳۵ سالگی شروع به کاهش می‌کند و به همین دلیل اگر ازدواج دیرهنگام صورت گیرد، می‌تواند در ناباروری زنان نقش داشته باشد.

قاعدگی‌های مرتّب در خانم‌ها می‌تواند تا حدّی تأییدی بر سلامت دستگاه تناسلی باشد. همچنین رشد موهای زائد و چاقی بیش از حد هم می‌تواند نشانه‌هایی از تنبلی تخمدان در زنان باشد.

آزمایش‌های هورمونی که به بررسی ذخیرۀ تخمدان‌ها می‌پردازد، همچنین سونوگرافی از رحم و تخمدان‌ها از مهم‌ترین روش‌های شناسایی و تشخیص ناباروری قبل از ازدواج در خانم‌هاست. پژوهش‌ها نشان داده است که استعمال سیگار و قلیان بر کیفیت و کمّیت اسپرم‌ها در مردان، همچنین بر تخمک خانم‌ها تأثیر منفی می‌گذارد.

 

نازایی یکی از دغدغه‌های ذهنی زوج‌های ناباروری است که وقت و هزینۀ زیادی را صرف بچّه‌دار شدن کرده‌اند.

عوامل مؤثّر بر ناباروری مردان را بشناسید دکتر مانی محیطی‌اصلی - متخصّص کلیه و مجاری ادراری


برای باروری و داشتن فرزند سالم علاوه بر مرد، زن نیز باید از سلامت جسمی کافی برخوردار باشد. مهم‌ترین قسمت سلامت جسمانی برای یک مرد داشتن اسپرم با کیفیت مناسب است. در این نوشتار در نظر داریم به عوامل مهم و تأثیرگذار بر باروری مردان -که از موضوعات بسیار مهم برای خانواده و جامعه است- اشاره کنیم.

یکی از مهم‌ترین سؤالاتی که از مردان نابارور پرسیده ‌می‌شود، سابقۀ عمل جرّاحی در دوران کودکی است؛ عمل‌هایی مانند فتق مادرزادی که ‌می‌تواند منجر به بستن مجاری انتقال‌دهندۀ مایع منی شود یا در لوله‌های منی انسداد ایجاد کند. افرادی که در دوران کودکی بیضه‌های شکمی یا نزول‌نکرده داشته‌اند، احتمال ناباروری بیشتری دارند که دلیل آن ضعیف بودن و اختلال ژنتیکی در دوران حاملگی آنان است. به‌طوری که در موارد بیضۀ نزول‌نکردۀ یک‌ طرفه 25 درصد و در موارد دو طرفه 50 درصد احتمال ناباروری وجود دارد. امروزه توصیه ‌می‌شود که بین شش ماهگی تا یک سالگی عمل جرّاحی برای این موارد صورت گیرد، زیرا جرّاحی احتمال باوری را به‌طور واضح افزاش ‌می‌دهد.

سابقۀ پیچش و پیچ‌خوردگی بیضه و طناب بیضه‌ای و عمل آن یا از بین رفتن یک بیضه نیز در موارد نادر عامل ایجاد ناباروری هستند. نارسایی اولیۀ بیضه نیز یکی از عللی ‌است که با انجام تست‌های آزمایشگاهی و معاینۀ فیزیکی -که در آن بیضه‌ها هر دو کوچک ‌می‌شوند- مشخّص خواهد شد.

عوامل عفونی و عفونت‌های ناحیۀ تناسلی نیز از موارد دیگر هستند. التهاب و عفونت پروستات در یک مرد بالغ نیز ‌می‌تواند مشکل‌ساز باشد.  پارامترهای آزمایش اسپرم به‌طور قابل توجّهی بهبود یافته است. داروهایی که برای سرگرمی و تفریح استفاده ‌می‌شود مثل موادّ روان‌گردان، حشیش، کشیبدن سیگار، ماری جوآنا، مصرف بیش از حدّ الکل به مدّت طولانی با اختلال در آنالیز مایع منی در تحقیقات همراه بودند.

داروهای ضدّ افسردگی در بسیاری موارد موجب کاهش تمایل جنسی در فرد ‌می‌شود و ممکن است موجب عدم انزال و ارگاسم در فرد شود. مصرف موادّ مخدّر و ضدّ دردهایی که حاوی این موادّند نیز ‌می‌توانند موجب کاهش ساخت هورمون مردانه شوند. بعضی داروها مانند آنتی‌بیوتیک‌هایی که در بعضی از بیماری‌های روده‌ای استفاده ‌می‌شود، داروهای معده مانند سایمتیدین، سولفاسالازین، داروهای روده، نیتروفورانتوئین موجب اختلال در تولید اسپرم ‌می‌شوند.

آثار گرمای زیاد بر کیسۀ بیضه نیز مهم است و موجب تغییراتی در کیفیت اسپرم ‌می‌شود. دمای بیضه‌ها در حالت طبیعی2 تا 4 درجۀ سانتی‌گراد پایین‌تر از دمای مرکز بدن تنظیم ‌می‌شود. بنابراین توصیه ‌می‌شود که مردان از پوشیدن لباس‌های بسیار زیاد که توأم با تعریق است یا لباس‌هایی که به بیضه‌ها فشار وارد ‌می‌کنند مانند لباس زیر تنگ خودداری کنند. نشستن به مدّت طولانی و به‌صورت هر روزه یعنی در دورۀ زمانی طولانی مانند دوچرخه‌سواران حرفه‌ای نیز ‌می‌تواند مهم باشد، همچنین افرادی که در مشاغل پُرحرارت مثل کارخانجات یا سونای بخار مشغول به فعّالیت‌اند و شغل ثابتشان ‌است نیز باید به این موارد توجّه کنند، اگرچه در تمام پژوهش‌ها این موضوع ثابت‌شده نیست.

در یک پژوهش که در سال 2005 روی اثر کامپیوترهای لپ‌تاپ بر بیضه‌ها انجام شد، دیده شد که نشستن طولانی‌مدّت به همراه لپ‌تاپ به مدّت یک ساعت باعث افزایش حرارت در هر دو کیسۀ بیضه شده، بنابراین توصیه ‌می‌شود که از نشستن طولانی‌مدّت و هر روزه به همراه لپ‌تاپ خودداری شود.

یکی از مواردی که باعث آسیب اسپرم مرد و کاهش تحرّک و تنبلی آن ‌می‌شود، ژل یا لوسیون‌هایی است که در حین رابطۀ جنسی توسّط آقا یا خانم استفاده ‌می‌شوند. واریکوسل در مردان یا واریس بیضه یعنی متورّم و بزرگ‌تر شدن وریدهای موجود در بیضه -که در بیشتر موارد سمت چپ را درگیر ‌می‌کند- نیز از علل شایع ناباروری مردان است که با بررسی بیشتر و اقدام به‌موقع جرّاحی ‌می‌توان باروری را به‌طور قابل توجّهی بهبود بخشید.

یکی از موارد مهم که باید به آن توجّه داشت استرس ناشی از تشخیص ناباروری مرد و اثر آن بر زندگی زوجین و روابط آنان است که خودِ استرس ‌می‌تواند منجر به بدتر شدن این دوره شود که لازم است با توضیح کامل به زوجین و قوّت قلب دادن و حتّی در موارد شدید ارجاع و کمک یک روانشناس یا روان‌پزشک از آثار منفی این موضوع -که خود ‌می‌تواند بر روند درمان فرد تأثیر داشته باشد- جلوگیری کرد.

در موارد سقط‌های مکرّر، خانم باید از نظر سیستم ایمنی بررسی شود. یعنی در مواردی که سیستم ایمنی خانم اسپرم را به عنوان جسم خارجی شناسایی کرده و بر ضدّ آن مادّه تولید ‌می‌کند که این موضوع را ‌می‌توان با آزمایش تخصّصی تشخیص داد.

در پژوهشی که در یک کلینیک ناباروری مردان در نیویورک امریکا در سال 2009 انجام شد، 6/32 درصد یعنی بالاترین علّت آن ناشناخته باقی ماند و پس از آن دومین دلیل واریس بیضۀ مردان یا واریکوسل با 6/26 درصد، سپس انسداد در مجاری و لوله‌های منی بود.

عوارض خشونت خانگی در بارداری دکتر سیّده مریم زوّار موسوی - متخصص اعصاب و روان


خانواده اصلی‌ترین هستۀ هر جامعه و کانون حفظ سلامت و بهداشت روان است و نقش مهمّی در شکل‌گیری شخصیت فرزندان دارد. یکی از پدیده‌های خانوادگی -که امروزه مورد توجّه متخصّصان، جامعه‌شناسان و روان‌پزشکان قرار گرفته- اعمال خشونت در خانواده است. خشونت خانگی یک مشکل مهمّ بهداشتی، اجتماعی و روانی است که شامل خشونت علیه زنان، کودک‌آزاری، بدرفتاری با سالمندان و... است. این نوع خشونت شایع‌ترین نوع خشونت علیه زنان است. سازمان جهانی بهداشت می‌نویسد: خشونت علیه زنان عبارت است از «هرگونه رفتار خشن وابسته به جنسیت که موجب آسیب شده یا با احتمال آسیب جسمی- جنسی، عاطفی یا رنج زنان همراه می‌شود». چنین رفتاری می‌تواند با تهدید و سلب مطلق اختیار یا آزادی صورت گیرد و در جمع یا خفا رخ دهد.

این‌گونه خشونت‌ها به‌طور روزافزون و به عنوان یکی از مهم‌ترین معضلات بهداشت عمومی جامعه در حال افزایش است. همۀ زنان در معرض خشونت قرار دارند، امّا بعضی گروه‌ها نظیر زنان باردار در معرض خطر بیشتری قرار دارند. تحمّل بارداری به‌تنهایی فشارهای جسمی و روانی زیادی بر فرد تحمیل می‌کند و همراه‌شدن آن با عوامل استرس‌زای دیگری همچون خشونت می‌تواند باعث آثار سوئی بر جنین و مادر شود.       

عوامل مختلفی با بروز خشونت‌های خانگی بارداری ارتباط دارند، ازجمله کاهش روابط زناشویی، تصوّرات غلط دربارۀ حاملگی، سطح تحصیلات پایین زن، شغل همسر، سنّ ازدواج، مشکلات اقتصادی، انزوای اجتماعی، اعتیاد و بیکاری همسر، حاملگی ناخواسته، سابقۀ اختلال روان‌پزشکی در همسر، تجربۀ خشونت در کودکی، حاملگی بیشتر از شش بار، جنسیت فرزندان قبل، بارداری فعلی، تحت فشار بودن برای به دنیا آوردن فرزند پسر و... .

 بارداری دورۀ پُرخطری برای زنان در معرض خشونت است؛ زیرا هم سلامت مادر و هم سلامت جنین به خطر می‌افتد. خشونت از طریق آسیبی که بر فرد وارد می‌شود، باعث افزایش استرس مادر، افزایش استفاده از دارو یا مواد، تغذیۀ ناکافی مادر، افزایش خطر کاهش وزن‌گیری جنین، افزایش فشار خون حاملگی، افزایش احتمال عفونت‌های ادراری و عفونت‌های مزمن لگنی، همچنین کاهش برخورداری از مراقبت‌های بارداری می‌شود. خشونت با ایجاد ترومای رحم می‌تواند منجر به سقط، زایمان زودرس، پارگی زودرس پرده‌های جنینی، وزن کم تولّد، محدودیت رشد داخل رحمی ‌و افزایش احتمال سزارین شود. 

 با توجّه به موارد ذکر شده، خشونت در طیّ بارداری طیف وسیعی از مشکلات مادران و فرزندان آنان را تشکیل می‌دهد. بسیاری از زنانی که با خشونت خانگی مواجه‌اند، به وسیلۀ سیستم‌های مراقبتی شناسایی نمی‌شوند، از این رو با توجّه به اهمّیت محیط‌های ارائۀ خدمات بهداشتی - درمانی برای پیشگیری اولیه و آموزش به کارکنان این بخش‌ها در زمینۀ تشخیص نشانه‌های خشونت خانگی در زنان و نحوۀ برخورد صحیح با قربانیان و حمایت از آنان می‌توان تعداد قربانیان این مشکل را کاهش داد و از بروز خشونت‌های اجتماعی بعدی جلوگیری کرد و محیط امنی برای حمایت و کمک به قربانیان خشونت خانگی فراهم آورد.

با توجّه به این موارد افزایش آگاهی و آموزش کافی به پزشکان و کارکنان نظام بهداشت و درمان کشور برای مواجهۀ درست با زنان قربانی خشونت می‌تواند کمک‌کننده باشد. از طرفی دیگر توانمندسازی زنان در مواجهه با مشکلات زندگی و آموزش مهارت‌های زندگی سالم و آشنا کردن آنان با عوامل زمینه‌ساز بروز خشونت و اجتناب از ایجاد زمینۀ خشونت، همچنین انتخاب درست رفتارهای جایگزین در حلّ مسئله و استفاده از خدمات مشاوره در هنگام بروز مشکلات و طیّ بارداری می‌تواند در پیشگیری یا کاهش موارد خشونت مؤثّر باشد. از آنجا که زنان حامله جزو گروه پُرخطر محسوب می‌شوند و بی‌توجّهی به این گروه نه‌تنها برای مادر، بلکه برای جنین هم خطرهای زیادی دارد، هرگونه اقدامی ‌هرچند کوچک برای کاهش خطر خشونت در مادران باردار می‌تواند در بهبودی سیر حاملگی، زایمان و وضعیت جنین و نوزاد مؤثّر باشد.

ده قدرت اعجاب‌انگیز جهش‌های ژنتیکی نسترن فرهادیان- کارشناس ارشد ژنتیک


همۀ انسان‌ها ژنوم مشابهی دارند، امّا دلیل این همه تنوّع در صفات مختلف انسانی تفاوت در بیان ژن‌ها و محیط پیرامون افراد است. وقوع این گوناگونی‌ها اکثراً بسیار معمول و شایع است، مانند تفاوت در رنگ موها، قد و خصوصیات چهره. امّا گاهی صفتی در یک جمعیت به گونه‌ای ظاهر می‌‌شود که باعث ایجاد تمایز خاصّ آن جمعیت نسبت به بقیۀ نژاد انسان می‌‌شود که به این تغییرات ژنتیکی در اصطلاح «جهش» گفته می‌‌شود. البته برخلاف تصوّر عموم همۀ این جهش‌ها مضر نیستند و برعکس این تمایزها گاه به نفع انسان نیز هستند. در این نوشتار به ده صفت -که به دارندگان آن برتری خاصّی بخشیده است- اشاره می‌‌شود:

 

  1. بالا نرفتن کلسترول

در حالی که اکثر ما همیشه نگران این هستیم که چطور مصرف غذاهای سرخ‌شده، تخم‌مرغ یا هر چیزی را که در لیست غذاهای بالابرندۀ کلسترول قرار دارد محدود کنیم، عدّۀ کمی ‌‌از مردم هستند که می‌‌توانند بدون هیچ نگرانی‌ و ترسی هرچه دلشان می‌‌خواهد بخورند. درواقع مهم نیست که این افراد چه می‌‌خورند، کلسترول بد یا LDL در این افراد وجود ندارد. در حقیقت این افراد با یک جهش ژنتیکی -که کپی‌های فعّال ژن PCSK9 در آنان وجود ندارد- به دنیا می‌‌آیند. معمولاً تولّد با یک ژن گم‌شده بدشانسی و به نوعی نقص محسوب می‌‌شود، امّا در این مورد به نظر می‌‌رسد که عوارض جانبی مثبتی در پی داشته باشد.

 

  1. مقاومت به HIV

مشکلات زیادی می‌‌توانند باعث نابودی گونۀ انسان شوند، به عنوان مثال برخورد شهاب سنگ‌ها، نابودی هسته‌ای یا تغییرات شدید آب‌وهوایی؛ ولی شاید ترسناک‌ترین آن‌ها چند ویروس خیلی بیماری‌زا باشد. اگر یک بیماری خاص جمعیتی را مورد تهاجم قرار دهد، احتمال زنده ماندن تنها برای عدّۀ کمی‌‌ -که نسبت به آن بیماری ایمنی دارند- وجود دارد. برخی از مردم دارای یک جهش ژنتیکی‌اند که کپی پروتئین CCR5 را غیرفعّال می‌‌کند. بنابراین افرادی که دچار فقدان این پروتئین‌اند، ویروس HIV نمی‌‌تواند وارد سلول‌های بدنشان شود و این دسته از افراد با یک شانس بزرگ در برابر بیماری ایدز مقاوم‌اند.

 

  1. مقاومت به مالاریا

افرادی وجود دارند که به‌طور خاصّی مقاومت بالایی نسبت به بیماری مالاریا دارند. این افراد درواقع ناقلان بیماری کشندۀ دیگری به نام کم‌خونی داسی‌شکل هستند، امّا این مشکل ژنتیکی آنان باعث می‌‌شود که در برابر نیش پشۀ آنوفل -که عامل بیماری مالاریاست- مصون باشند.

 

  1. مقاومت به سرما

مردمی که در قطب یا مناطق خیلی سرد زندگی می‌‌کنند، به‌نوعی با یک شیوۀ جدید زندگی وفق پیدا کرده‌اند. سؤالی که مطرح می‌‌شود این است که آیا این افراد یاد گرفته‌اند که چطور در سرمای شدید زنده بمانند، یا آنان از نظر بیولوژیکی متفاوت‌اند؟

پاسخ‌های فیزیولوژیک به دمای پایین در افراد مقیم مناطق سرد نسبت به افراد ساکن در مناطق با آب‌وهوای معتدل‌تر متفاوت است. به‌نظر می‌‌رسد حداقل بخشی از این تفاوت منشأ ژنتیکی داشته باشد. علّت این است که اگر فردی به منطقۀ بسیار سردی مهاجرت کند و حتّی چند دهه هم در آنجا زندگی کند، هیچ‌گاه بدنش آن سطح از تطابق مشابه افراد ساکن در سیبری را نشان نمی‌‌دهد. تحقیقات نشان داده که حتّی سیبری‌های بومی ‌‌خیلی بیشتر از روس‌های غیربومی -که در همان محل زندگی می‌‌کنند- نسبت به سرما مقاوم‌اند. افراد ساکن در مکان‌های سرد میزان متابولیسم پایه‌شان پنجاه درصد بالاتر است. همچنین آنان می‌‌توانند دمای بدنشان را بهتر از سایر مردم حفظ کنند. تعداد غدد عرق نیز در بدن این دسته افراد کمتر است.

 

  1. قابلیت زندگی در ارتفاعات

چه چیزی به افرادی که در نپال زندگی می‌‌کنند اجازه می‌‌دهد که در این مناطق کم‌اکسیژن زنده بمانند؟ آیا این افراد سوپر قهرمان هستند؟

مردم تبّت در ارتفاعی حدود چهار هزار متر بالای سطح دریا، جایی که اکسیژن هوایی که تنفّس می‌‌کنند چهل درصد کمتر از اکسیژن مناطق هم‌سطح دریاست، زندگی می‌‌کنند. در حقیقت در گذر قرن‌ها بدنشان با این آب‌وهوای کم‌اکسیژن تطبیق پیدا می‌کند و آنان شش‌های بزرگ‌تر و با ظرفیت بالاتری دارند که به آنان اجازه می‌‌دهد در هر بار تنفّس هوای بیشتری استنشاق کنند.

همچنین برخلاف مردم ساکن ارتفاعات پایین -که در اکسیژن کم بدنشان گلبول‌های قرمز بیشتری تولید می‌‌کند- این افراد در این شرایط گلبول قرمز کمتری تولید می‌‌کنند. درست است که وجود گلبول‌های قرمزِ بیشتر اکسیژن بیشتری به بدن می‌‌رساند، ولی این اثر موقّتی است و در گذر زمان خون فرد را غلیظ‌تر می‌کند و می‌‌تواند باعث ایجاد لخته‌های خونی و مشکلاتی مرگ‌آور شود. محقّقان دریافته‌اند که این تطابق‌ها ژنتیکی است و تنها تظاهرات ظاهری نیستند. این تغییر ژنتیکی در ژن EPAS1 رخ می‌دهد که یک پروتئین تنظیمی کد می‌‌کند[R1] . این پروتئین وظیفۀ شناسایی اکسیژن را برعهده دارد و تولید گلبول‌های قرمز را کنترل می‌‌کند. درواقع این تغییر ژنتیکی اجازه نمی‌‌دهد که تعداد گلبول‌های قرمز افراد ساکن ارتفاعات بالا خیلی افزایش یابد.

 

  1. ایمنی به یک بیماری مغزی

در اواسط قرن بیستم مردم قبیله‌ای در گینه نو بیش از پیش از یک بیماری همه‌گیر به نام «کورو» رنج می‌‌بردند که یک بیماری مغزی کشنده بود که با خوردن بقیۀ انسان‌ها شیوع پیدا کرده بود. کورو یک بیماری پریونی در انسان‌ها و گاو است (جنون گاوی). همانند تمام بیماری‌های پریونی، کورو مغز را با حفره‌هایی شبیه اسفنج از بین می‌‌برد. فرد مبتلا از کم شدن حافظه و عقل، تغییرات شخصیتی و صرع رنج می‌‌برد. در بعضی مواقع افراد مبتلا تا چند سال زنده می‌مانند، ولی مبتلایان به کورو اغلب طیّ یک سال می‌‌میرند.

در قبایلی که آدم‌خواری می‌‌کنند این بیماری رواج دارد، امّا همۀ افرادی که به آن مبتلا می‌‌شوند، نمی‌‌میرند. افرادی که زنده می‌‌مانند گونه‌ای از یک ژن[R2]  به نام G127V دارند که آنان را نسبت به این بیماری مصون نگه می‌دارد. در میان افراد قبیلۀ آدم‌خوارها این ژن تکثیر شده و مثالی از انتخاب طبیعی در انسان‌هاست.

 

  1. خون طلایی

انواع گروه‌های خونی و سیستم‌های نامگذاری مختلفی در دنیا وجود دارد که معروف‌ترین آن سیستم ABO است. همۀ ما گروه‌های خونی A،B ، O و AB را می‌‌شناسیم که هر کدام آنتی‌ژن Rh سطح گلبول‌های قرمزشان تعیین‌کنندۀ مثبت یا منفی بودنشان است. با وجود این، نوعی گروه خونی بسیار نادر به نام Rh-null وجود دارد. این گروه خونی همان‌طور که از نامش پیداست، هیچ‌گونه آنتی‌ژنRh  ندارد. از آنجا که این گروه خونی به دلیل نداشتن هیچ‌گونه آنتی‌ژن در سلول‌های خونی قرمز می‌‌تواند به هر فردی داده شود، «گروه خونی طلایی» لقب گرفته است. تعداد افراد با گروه خونی طلایی بسیار کم است (43 نفر تا سال 2010) و از آنجا که به این افراد فقط می‌‌توان همین نوع خون را تزریق کرد، گروه خونی Rh-null بسیار باارزش و حیاتی شمرده می‌‌شود.

 

  1. شفّاف دیدن زیر آب

چشم‌های بیشتر حیوانات برای دیدن زیر آب یا در هوا (نه هر دو) طرّاحی شده است. چشم انسان در هوا (و نه در آب) خوب می‌‌بیند. هنگامی که ما سعی می‌‌کنیم چشم‌هایمان را زیر آب باز کنیم، تار می‌‌بینیم که به دلیل غلظت مشابه آب با مایعات درون چشمان ماست که میزان نور شکسته‌شده را -که می‌‌تواند به چشم ما وارد شود- محدود می‌‌کند. گروهی از افراد ملقّب به Moken توانایی شفّاف دیدن زیر آب حتّی تا عمق 22 متری را دارند. این افراد بیشتر عمر خود را روی قایق می‌‌گذرانند و شغلشان ماهی‌گیری و جمع کردن صدف به روش‌های سنّتی و بدون تجهیزات امروزی است. Moken ها عادت کرده‌اند که حالت چشمشان را زیر آب عوض کنند تا شکست نور اذیّتشان نکند. دید این افراد در زیر آب دو برابر بهتر از افراد عادّی است.

 

  1. استخوان‌های فوق متراکم

فرایند پیر شدن با مشکلات فیزیکی بسیاری همراه است که یکی از آن‌ها کم شدن حجم و تراکم استخوان‌هاست که باعث شکستگی‌های اجتناب‌ناپذیر استخوان، قوز ستون فقرات و... می‌‌شود. عدّه‌ای از مردم در جمعیت آفریقایی با نژاد هلندی ژنی دارند که باعث افزایش تودۀ استخوانی در طول زندگی‌شان می‌‌شود. درحقیقت جهشی در ژن SOST است که پروتئین اسکلروتین را -که تنظیم‌کنندۀ رشد استخوان‌هاست- کنترل می‌‌کند.

  1. . افرادی که به خواب کمتری نیاز دارند

اگر تصوّر می‌کنید که بعضی از مردم تعداد ساعت‌هایشان در شبانه‌روز بیشتر از شماست، به این دلیل است که این افراد ساعت‌های بیشتری بیدارند. افرادی غیرمعمول وجود دارند که می‌‌توانند شش ساعت یا کمتر بخوابند. این افراد الزاماً قوی‌تر یا خشن‌تر از ما نیستند و به بدنشان یاد نداده‌اند که با میزان خوابِ کم، عملکرد صحیح انجام دهد، بلکه آنان یک جهش نادر ژنتیکی در ژن DEC2 دارند که باعث می‌‌شود از نظر فیزیولوژیک بدنشان به خواب کمتری نسبت به میانگین افراد عادّی نیاز داشته باشد. این افراد کمتر می‌‌خوابند ولی مشکلاتی را که بقیۀ مردم از کم‌خوابی به آن دچار می‌‌شوند، هیچ‌وقت تجربه نمی‌‌کنند. به عبارتی دیگر گفته می‌‌شود جهش در ژن DEC2 باعث می‌‌شود این افراد به‌طور مفید بخوابند و هرچه خواب مفیدتر و عمیق‌تر باشد، نیاز بدن به آن کمتر است. این تنوّع ژنتیکی تنها در یک درصد افراد وجود دارد.


 

چگونه فرزنداني مسئوليت‌پذير تربيت كنيم؟ نیلوفر گلپور - کارشناسی‌ارشد روانشناسی بالینی


اصل مسئوليت‌پذيري مهم‌ترین اصلي است كه هر والدي بايد به آن پايبند باشد، چراکه بدون در نظر داشتن ويژگي مسئوليت‌پذيري، فرزندپروري ناقص محسوب خواهد شد.

والدين براي تربيت فرزندان با چالش‌هاي زيادي مواجه‌اند. بسياري از اين چالش‌ها به‌ دليل نگرش و باور نادرست والدين هرگز به فرصتي براي رشد تبديل نخواهد شد. پدر و مادر بودن يك وظيفه و مسئوليت بزرگ است. باید نسبت به درک مقام والدين آگاهی داشت، دانايي كسب كرد و توانا شد، سپس اقدام كرد.

 

مسئوليت‌پذيري چيست؟ آيا ما تعريف درستي از مسئوليت‌پذيري داريم؟

مسئوليت‌پذيري توانايي ارائۀ وظايف طبق تعريف موجود در نقش مورد نظر است. اصل مسئوليت‌پذيري مي‌گويد بايد نسبت به وظايف مسئول بود. رفتار مسئولانه سبب يادگيري می‌شود و يادگيري تغيير ايجاد می‌كند. هر پدر و مادري بايد بداند که فرزندش در نهايت محصول تربيت اوست. درست است كه عواملي مثل ژنتيك در رفتار كودكان مؤثّر است، امّا تأثير آموزش و محيط سالم اثر ژنتيك را به تعادل می‌رساند.

 با توجّه به اينكه پژوهشگران در برتري تأثير محيط بر ژنتيك يا برعكس به نتايج قاطعي نرسيده‌اند، ما در اين نوشتار معتقديم هر دو عامل بر هم اثر دارند. ژنتيك همچون زميني است كه در صورت حاصل‌خيز بودن با كاشتن بذري خوب و رسيدگی ‌حتماً محصول خوبي خواهد داشت. نپذيرفتن اين اصل -كه با تربيت درست می‌توان كودكي سالم و شاد پرورش داد- فرصت لذّت بردن از پدر و مادر بودن را از فرد می‌گيرد.

 

توصيه‌هاي لازم براي آموزش مسئوليت‌پذيري به كودكان

  • حذف كردن سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي‌شوند!

سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي‌شوند، احساس قرباني بودن را در فرد افزايش می‌دهد، مانند چرا فرزندم حرف‌شنوي ندارد. این سؤالات نه‌تنها كمكي به والدين براي تربيت نمی‌كند، بلكه آنان را به فردي غرغرو و قرباني تبديل می‌کند كه مدام در حال گله و شكايت است. به جاي پرسيدن سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي‌شود، سؤالاتي ازقبيل چگونه يا چطور را جايگزين كنيد، براي مثال:

«چه‌ كار می‌توانم انجام دهم كه فرزندم حرف مرا بشنود» یا «چطور می‌توانم فرزندم را به غذا علاقه‌مند كنم»؟

  • حق به‌جانب نباشيم!

ما در جامعه‌اي زندگي می‌كنيم كه ذهنيت حق به‌جانب بودن در ما القا مي‌شود. در اكثر مواقع سعي می‌كنيم که خود را قرباني جلوه دهیم و رويدادها را طوري تعبير و تفسير كنيم كه در نهايت حق به ما داده شود. اگر می‌خواهيم فرزندان مسئوليت‌پذيری داشته باشيم، بايد كمك كنيم كه آنان به بزرگسالاني حق به‌جانب تبدیل نشوند. براي رسيدن به اين هدف الگو باشيد و در رويداد‌ها منصفانه قضاوت كنيد. در هر اشتباهي كم‌كاري خود را بپذيريد و به آن اعتراف كنيد. دنبال مقصّر نگرديد كه فرزندتان مجبور باشد براي دفاع از خودش به خودش حق بدهد و رفتار نادرستي را بروز دهد.

  • شكايت كردن!

 شكايت كردن انرژي هدر می‌دهد، نشاط خانه را كم می‌كند و به‌ندرت باعث بهبود می‌شود. وقتي شكايت می‌كنيم، در برابر فرزندان از خود چهره‌اي ناتوان به جا می‌گذاريم و آنان اعتماد و امنيت خود را نسبت به ما از دست می‌دهند و در نهايت خودشان نيز به جاي حلّ مشكلات در مواقع بروز مشكل شكايت می‌كنند.

  • اتلاف وقت!

وقتتان را هدر ندهيد. مؤكول كردن وظايف به روزهاي آينده باعث مي‌شود كه كودكان نيز از ما بياموزند كه مدام وقت تلف كنند. كارهاي عقب‌مانده را به حداقل برسانيد. صبح كه از خواب برمی‌خيزيد، هرآنچه براي روز لازم است، انجام دهيد و به كودكانتان نيز بياموزيد براي پيشرفت بايد كارهايمان را به‌موقع انجام دهيم.

  • سرزنش نكنيد!

براي تربيت فرزندانتان بايد والدين بي‌بهانه‌اي باشيد. براي روشن شدن موضوع بايد بدانيد که والدين بي‌مسئوليت چگونه رفتار می‌كنند. آنان بهانه‌اي مانند پدر و مادرم والدين خوبي نبودند، دوستان فرزند من چيزي جز دردسر نيستند و مثال‌هایی از این قبیل می‌آورند. اين جملات برايتان آشناست؟ اگر آشناست، متأسّفانه شما هم به اندازۀ كافي مسئوليت‌پذير نيستيد. والدينِ بي‌بهانه عميقاً باور دارند که هر كاري فرزندشان انجام دهد، آنان مسئول نتيجۀ آن هستند. بهانه آوردن ما را از حل كردن مشكل و بهبود روابط باز می‌دارد، علاوه بر اينكه بهانه آوردن را به فرزندانمان ياد خواهيم داد.

چرا بچّه‌ها ناخن می‌جوند؟ دکتر مرسده رفیعی - دکترای روانشناسی


ناخن‌جویدن یا به اصطلاح پزشکان «اونیکوفاژی» یکی از مشکلات شایع کودکان است. جویدن ناخن معمولاً به‌ دنبال وقایعی که می‌توانند منشأ اضطراب کودک باشند، بروز می‌کند؛ وقایعی چون تولّد یک برادر (ورود یک نوزاد به خانواده)، ورود به مدرسه و آغاز سال تحصیلی، یا جدایی والدین.

کودکی که ناخن‌هایش را می‌جود، کودکی مضطرب، کم‌رو و کمابیش درونگراست که برای کنترل اضطرابی که در اثر واقعه‌ای استرس‌زا در او ایجاد شده و نمی‌تواند به‌گونه‌ای دیگر اضطرابش را اداره کند، این رفتار را از خود نشان می‌دهد. جویدن ناخن‌ها تنها روش برای تخلیۀ اضطرابی است که او در پشت آن چیزی عمیق‌تر را پنهان می‌کند؛ چیزی مثل خشمی فروخورده، عدم ‌اطمینان یا نیاز به آرام‌کردن خود؛ اندکی شبیه مکیدن شست -که نوزاد نمی‌تواند از مکیدن آن امتناع کند- با این تفاوت که به جای آنکه خشمش را بیرون بریزد یا آن ‌را بروز دهد، با جویدن انگشتانش خشمش را در خود نگه می‌دارد.


کودکان از این طریق سعی می‌کنند با هیجانات و بحران‌های عاطفی درونی‌ خود به مقابله برخیزند. از این رو گروهی از روانشناسان بر این باورند که نفس «جویدن ناخن» عادتی زشت و ناپسند نیست، بلکه تنها مفرّی برای رهایی از تنش و استرس در کودک است.
تعداد دفعات، شدّت و مدّت زمان این رفتار از عواملی هستند که باید زمانی که کودک ناخنش را می‌جود، به آن‌ها توجّه داشت. گاهی پیش می‌آید که کودکان فقط در یک دورۀ زمانی این رفتار را از خود نشان می‌دهند که دقیقاً به ‌مدّت زمانی که واقعۀ استرس‌زا آنان را تحت‌ تأثیر قرار داده، مربوط می‌شود. گاه ممکن است واقعۀ استرس‌زا ناپدید شود، امّا عمل جویدن ناخن‌ها همچنان باقی بماند و هر بار که کودک با موقعیت خاصّی روبه‌رو می‌شود، به‌طور خودکار این عمل را انجام ‌دهد.

تحقیقات نشان می‌دهد که تقریباً ۳۸ درصد کودکان چهار تا شش ساله ناخن‌هایشان را می‌جوند. این عادت تا ده‌سالگی به اوج خود می‌رسد و در مواردی تا شصت درصد افزایش می‌یابد. همچنین بیشترین میزان ناخن‌جویدن در پسران سیزده تا چهارده ساله است. ناخن‌جویدن در دختران در حدود یازده‌سالگی به بیشترین حدّ خود می‌رسد. جالب اینکه تقریباً بیست درصد نوجوانان همچنان درگیر این مشکل هستند و ده تا بیست درصد این عدّه نیز تا بزرگسالی عادت ناخن‌جویدن را حفظ می‌کنند.

تأثیر رفتار والدین بر ناخن جویدن کودکان!

متخصّصان علاوه بر بررسی رفتار کودک، بر رفتار والدین او نیز تمرکز می‌کنند، زیرا عامل اصلی این رفتار ممکن است عملکرد والدین و اطرافیان باشد. در این شرایط به والدین کمک می‌شود تا رفتار خود را نسبت به کودک سنجیده‌تر کنند تا اضطرابی به کودک وارد نشود. کودک با ناخن‌جویدن به نحوۀ رفتار والدین یا اطرافیان با او واکنش نشان می‌دهد؛ بنابراین والدین باید سعی کنند ناراحتی و مشکلات ناشی از مشغله‌های کاری خود را به منزل منتقل نکنند.


ازجمله روش‌هایی که یک روانشناس می‌تواند برای برطرف‌کردن این مشکل کودک از آن استفاده کند، روش‌های خاصّ ریلکسیشن است. اگر به علّت بالا بودن استرس کودک این روش درمانی نیز جواب ندهد، پزشک داروهایی را تجویز می‌کند تا اضطراب کودک کمتر شود.

لاک‌های با طعم تلخ -که برای مقابله با ناخن‌جویدن از آن‌ها استفاده می‌شود- چندان مؤثّر نیست و توصیه نمی‌شود. والدین نباید به این عادت فرزند خود واکنش نشان دهند، زیرا در برخی موارد ناخن‌جویدن روشی برای جلب توجّه دیگران است و عکس‌العمل والدین همان توجّهی است که کودک خواستار آن است. در مورد این عادت با او صحبت کنید، امّا دربارۀ رفتارش قضاوت نکنید. صحبت با او دربارۀ ناخن‌جویدن نباید باعث افزایش اضطراب وی شود. به او بگویید که این مشکل را با کمک او حل خواهید کرد.

علل شروع ناخن‌جویدن

  • تقلید از والدین و اطرافیان
  •  فشار روحی، اضطراب و اختلال عصبی
  •  ترس و احساس ناامنی
  •  کمبود محبّت
  •  احساس گناه
  •  کمبود موادّ معدنی
  • هیجان‌پذیری بیش از حد
  •  عامل ژنتیک
  •  

 

 برای جلوگیری از ناخن‌جویدن کودکان چه کنیم؟

  • علّت را رفع کنید؛ منتظر پاسخ کودکتان -که چرا ناخن هایش را می‌جود- نباشید و او را به دلیل انجام این عمل سرزنش نکنید. توجّه کنید کودکتان در چه موقعیت‌هایی این عمل را انجام می‌دهد. جست‌وجو کنید که چه مسئله‌ای باعث شده آرامش و امنیت کودکتان به هم بریزد؛ آن را دریابید؛ این تلاش شما برای پی‌بردن به مشکل کودک و توجّه به حلّ آن می‌تواند بزرگ‌ترین گام برای از بین‌بردن اختلال ناخن‌جویدن باشد.
  • ناخن کودک را کوتاه کنید؛ کوتاه‌کردن ناخن‌های بلند به کودکان در ترک این عادت بسیار کمک می‌کند. ناخن‌های کوتاه‌شده کمتر جویده می‌شوند، سعی کنید هر چند روز یک‌بار ناخن های کودک را بگیرید و سوهان بزنید.
  • او را دعوا نکنید؛ هیچ‌گاه کودک را به دلیل ناخن‌جویدن دعوا نکنید، بلکه توجّه او را از جویدن ناخن دور کنید. کودک باید احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند. شرمنده‌کردن، سرزنش، تحقیر، تهدید و تنبیه کودک هیچ اثر درمانی‌ای ندارد، بلکه عادت را تشدید می‌کند و باعث اختلالات دیگر نیز می‌شود. به جای این کار به او اعتماد به نفس بدهید.
  • حواس کودک را پرت کنید؛ سعی کنید حواس کودک را هنگام جویدن ناخن پرت کنید. از او کارهایی بخواهید که مجبور شود از انگشتانش استفاده کند. درست‌کردن کاردستی یا کشیدن نقّاشی روش خوبی برای این کار است.
  • فلفل نزنید؛ کارشناسان معتقدند که پاشیدن فلفل یا مالیدن موادّ تلخ به انگشتان و ناخن کاربردی در درمان این مشکل ندارد.
  • ارتباط صمیمی ‌بیشتری با کودک خود برقرار کنید. هر چقدر ارتباط عاطفی بهتری با کودک برقرار کنید، قادر خواهید بود آرامش و درک‌شدن بیشتری را به کودک انتقال دهید.
  • استرس‌ها و اضطراب‌های خود را برطرف کنید و در حضور کودکتان به آن‌ها اشاره نکنید.
  • به‌تازگی یکی از فعّالان صنعت بهداشتی- آرایشی هلند با ایجاد یک کلینیک مخصوص ادّعا کرده که می‌توان با استفاده از یک محافظ دندان در عرض چهار هفته عادت ناخن‌جویدن را برای همیشه از بین برد. این محافظ -که قالب دندان‌های بالا و پایین می‌شود- جویدن‌ناخن را غیرممکن می‌کند، البته بدون اینکه دیده شود و زیبایی فرد را به خطر بیندازد. برای خوردن غذا لازم است که این محافظ از دهان خارج شود و این یک نقطه‌ضعف برای این وسیله به حساب می‌آید.
  • برای کمک به این کودکان می‌توان از ناخن آسیب‌دیده تصویری تهیّه کرد و وضعیت آن را با ناخن سالم مقایسه کرد. همچنین هنگامی که کودک مشغول جویدن ناخن است، بدون اینکه متوجّه شود از او فیلم بگیرید، سپس برای او به نمایش بگذارید. احتمال دارد با مشاهدۀ فیلم به خود بیاید و این عادت را کنار بگذارد.
  • قرار دادن آینه جلوی کودک او را متوجّه این عادت ناپسند می‌کند. کودک را تشویق کنید در مجلّات تصویر دست‌های زیبا را جست‌وجو کند یا روی کتاب یا آینه بچسباند تا مرتّب تصویر این دست‌ها را با دست‌های خود مقایسه کند.

پیشنهاد می‌شود برای ریشه‌کن کردن این مشکل حتماً با روانشناسان مشاوره کنید.

از شیر گرفتن کودک در شب دکتر حمیدرضا بادلی - فوق تخصّص کلیه و مجاری ادراری کودکان


بیدارشدن‌های شبانۀ کودک برای طلب شیر، یکی از مشکلات والدین است. گاهی به نظر می‌رسد که تنها راه حل برای خواباندن کودکِ بیدارشده، نوشاندن شیر به کودک، چه با شیر مادر چه با شیشۀ شیر است که البته این کار سریع‌ترین راه حل برای خواباندن کودکِ بیدارشده در هنگام شب است. امّا مسئلۀ اساسی این است که تا زمانی که شما از این راه حل برای خواباندن کودک خود در شب استفاده می‌کنید، کودک نیز به درخواست شبانۀ خود برای دریافت شیر ادامه می‌دهد. کودکانی که در شب مدام درخواست شیر می‌کنند، اغلب در طول روز تغذیۀ مناسبی ندارند؛ زیرا این کودکان اغلب کالری زیادی را در طول شب دریافت می‌کنند.

بنابراین از لحظه‌ای که فکر می‌کنید آمادگی لازم را دارید، سعی کنید شیوۀ خواباندن کودک خود را در نیمه‌شب تغییر دهید و مطمئن باشید که کودک با شیوۀ جدید شما کنار می‌آید.

در زیر به چند مورد از نکاتی که هنگام خواباندن کودک خود باید به آن توجّه کنید، می‌پردازیم:

  • سعی کنید به جای اینکه در حالت درازکشیده به کودک شیر دهید، وی را بنشانید، سپس به او شیر دهید.
  • پس از هربار شیر خوردن دندان‌هایش را پاک کنید.
  • بین اتمام شیر کودک تا زمان خوابش پنج تا ده دقیقه فاصله باشد تا کودک از فرایند شیر خوردن برای به خواب‌رفتن استفاده نکند.
  • تحت هیچ شرایطی نگذارید کودکتان در هنگام شیر خوردن به خواب رود.
  • در هنگام شیر خوردن برایش قصّه‌ای بگویید، سپس وی را برای خواباندن به تختخواب ببرید و قصّۀ دیگری برایش تعریف کنید.

شیوه‌های متعدّد برای از شیر گرفتن کودک در طول شب

  • سریع‌ترین روش برای حذف شیر خوردن‌های شبانۀ کودک آن است که مادر برای خواباندن کودک از شیر دادن استفاده نکند.
  • یکی از روش‌های دیگر مخلوط‌کردن شیر با آب است. سعی کنید در شب اول 4/1 آب اضافه کنید و تا شب چهارم این میزان را به صد درصد آب برسانید. این‌گونه کودک متوجّه می‌شود که نوشیدن شیر تنها راه به خواب رفتن نیست.
  • حجم شیری را که به کودک خود می‌دهید، کم کنید. در طیّ چند شب میزان شیری را که به کودک می‌دهید، کاهش دهید. فقط سعی کنید این کار را تا آنجا که ممکن است به‌آرامی ‌انجام دهید تا کودک وقت کافی را برای تطبیق خود با این فرایند داشته باشد، مثلاً در شب اول 200 میلی‌لیتر شیر دهید، در شب دوم 150 میلی‌لیتر و تا شب پنجم این میزان را به صفر برسانید.
  • اگر کودکتان به جای شیر خوردن بیشتر به مکیدن تمایل دارد، در این صورت از پستانک استفاده کنید.

پیشگیری از بارداری بعد از سقط دکتر سیده‌فاطمه میرسعیدی - متخصّص زنان و زایمان


با وجود پیشرفت‌هایی که در تکنولوژی پیشگیری از بارداری صورت گرفته، حاملگی‌های ناخواسته همچنان منجر به میلیون‌ها مورد سقط خودبه‌خودی و داوطلبانه، تولّدهای ناخواسته و حاملگی‌های نابه‌جا در ایالات متّحده و سرتاسر جهان شده است. نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی با میزان بالای حاملگی‌های ناخواسته و سقط‌های القاشده، به‌خصوص در میان نوجوانان همراه است.

پیشگیری از بارداری نقش مهمّی در تصحیح نابرابری‌ها و محافظت از سلامت زنان ایفا می‌کند. هیچ‌زمانی مهم‌تر از دوران بلافاصله پس از سقطِ القاشده نیست. نوجوانان بیشتر پذیرای مشاوره در زمینۀ پیشگیری از بارداری هستند که بلافاصله پس از سقطِ القاشده ارائه می‌شود.

موانع در برابر استفادۀ مؤثّر از روش‌های پیشگیری در سرتاسر جهان متفاوت‌ است. در ایالات متّحده -که نزدیک به نیمی از سقط‌های القاشده را سقط مجدّد تشکیل می‌دهد- عدم دریافت روش پیشگیری و استفاده از الکل یا موادّ مخدّر، بسیار با افزایش سقط مجدّد همراه است.

مشاورۀ جامع در زمینۀ گزینه‌های پیشگیری از بارداری همیشه جزو مراقبت‌های مربوط به سقط نیست و این نارسایی توجیه‌کنندۀ بسیاری از سقط‌های مجدّد است. تحقیقات حاکی از آن است که مشاوره در زمینۀ تنظیم خانواده در یک کلینیک سقط جنین به‌خوبی پذیرفته می‌شود و استفاده از روش‌های مدرن پیشگیری از بارداری را در پی دارد.

زنانی که یک بارداری را خاتمه می‌دهند، بیشتر از دیگران در معرض خطر بارداری ناخواستۀ دیگری قرار دارند. پزشکان باید فرصت را برای یاری‌رساندن به این زنان -که به‌شدّت در این برهه از زمان برای به‌کارگیری روش‌های جلوگیری از بارداری انگیزۀ قوی‌تری پیدا کرده‌اند- مغتنم شمارند.

زمان مطلوب برای ارائۀ روش جلوگیری از بارداری بلافاصله پس از درمان یک سقط ناایمن، به‌ویژه در زنانی است که به علّت عدم دسترسی به وسایل پیشگیری در معرض خطر بالای بارداری ناخواستۀ بعدی قرار دارند. مشاورۀ پیشگیری از بارداری پس از سقط و آغاز استفاده از روش ضدّ بارداری در روز انجام سقط مداومت بیشتری را در به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری به همراه دارد.

ایمن‌بودن استفادۀ بلافاصلۀ IUD، تزریق مدروکسی پروژسترون استات طولانی‌اثر و آغاز مصرف قرص‌های ضدّ بارداری خوراکی به دنبال سقط‌های سه‌ماهۀ اول و دوم به‌خوبی اثبات شده‌اند. داده‌ها دربارۀ سایر روش‌ها (قرص‌های حاوی پروژستین، نورپلانت، ایمپلانون، روش‌های پوستی و مبهلی) را می‌توان از پژوهش‌های صورت‌گرفته روی زنان پس از وضع حمل استخراج کرد.

از ایمن و مؤثّر بودن کار گذاشتن IUD بلافاصله پس از سقط سه‌ماهۀ اول مطّلع هستیم، امّا اطّلاعات در مورد سه‌ماهۀ دوم محدودتر است. یک پژوهش هم‌گروهی آینده‌نگر با شرکت 256 زن میزان پایین خروج خودبه‌خودی (3%) و قطع استفادۀ (3/8%) همراه با میزان بالای پذیرش IUD به دنبال سقط جرّاحی سه‌ماهۀ دوم را نشان داد. میزان عفونت افزایش زیادی نداشت.

به‌طور خلاصه قرار دادن IUD و آغاز فوری استفاده از مدروکسی‌پروژسترون استات طولانی‌اثر، قرص‌های حاوی پروژستین، روش‌های ایجاد سدّ فیزیکی (کاندوم) به دنبال سقط سه‌ماهۀ اول یا دوم ضروری است. پس از ختم انتخابی بارداری زیر دوازده‌ هفته می‌توان قرص‌های ضدّ بارداری استروژن- پروژستین را بلافاصله شروع کرد. پس از حاملگی دوازده‌ هفته یا بیشتر برای اجتناب از خطر ترومبوآمبولی وریدی پس از زایمان باید از قانون هفتۀ سوم پس از زایمان تبعیت کرد.

اطّلاعات در مورد میزان بارداری‌های ناخواسته متعاقب استفاده از روش‌های جدیدتر جلوگیری از بارداری به دنبال سقط سه‌ماهۀ دوم محدود است. با این حال آغاز همۀ روش‌های هورمونی جلوگیری از بارداری بلافاصله پس از سقط سه‌ماهۀ دوم مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی است و خطر سقط مجدّد را کاهش می‌دهد. تصوّر بر این است که حلقۀ مهبلی و پوستی ضدّ بارداری به همان اندازۀ قرص‌های ضدّ بارداری خوراکی مؤثّر و ایمن‌اند. زمان انجام سقط زمان مطلوبی برای ارائۀ یک روش جلوگیری از بارداری مثل IUD و ایمپلنت است که نیاز به پزشک یا مامای متبحّر دارند.

زایمان آسان، واقعیت یا رؤیا؟ دکتر بیتا محبوب روشنکار - متخصّص زنان، زايمان و نازايي


در پی ترویج فرهنگ زایمان طبیعی، این فکر در همۀ مادران باردار ایجاد می‌شود که آیا زایمان ما سخت نخواهد بود؟

لازم است بدانیم که در دوران بارداری، افزایش وزن باید کنترل‌شده باشد. دیابت بارداری و فشار خون بالا از مواردی است که باعث می‌شود سیر زایمان طبیعی از روال عادی خارج شده و مداخلات پزشکی لازم ‌شود.

توصیه‌های طبّ سنّتی اسلامی برای پیشگیری از زایمان سخت و امکان زایمان آسان

  • از یک ماه قبل از زایمان، مصرف موادّ نشاسته‌ای و پُرکالری به حداقل برسد و برنج و نان بسیار کم مصرف شود. همچنین ماکارونی، لازانیا و غذاهای چرب مصرف نشود.
  • در هفتۀ آخر بارداری از سالاد کاهو (بدون سس) و سبزی‌های تازه (بدون گشنیز) استفاده شود که زایمان را آسان می‌کند.
  • در ماه آخر روزی نیم تا یک ساعت پیاده‌روی در فضای آزاد و سطح صاف انجام شود.
  •  در سه روز آخر روزانه یک قاشق چای‌خوری سرخالی زعفران مخلوط با عسل در آب (یعنی شربت عسل و زعفران) میل شود.
  • هر روز انار شیرین یا رب انار شیرین بخورند.
  • خوردن عرق طبیعی گل بهار نارنج همراه با شیر برای تسریع در عمل زایمان توصیه می‌شود.
  • بعد از غذا هفت عدد خرما بخورند (البته دیابتی‌ها یک عدد بخورند).
  • هر روز سورۀ انشقاق را بخوانند.
  • در روزهای آخر بارداری شام بسیار سبک میل شود.
  • از یبوست نیز جلوگیری شود.

آیا دندان‌های شیری مهمّ‌اند؟ دكتر انوشه جناني - متخصّص دندانپزشكي كودكان و نوجوانان


یک باور نادرست در بین عموم مردم این است که چون دندان‌های شیری موقّتی‌اند و در نهایت خواهند افتاد، اگر دچار پوسیدگی، درد یا آبسه شدند، نیازی به نگهداری آن‌ها از طریق درمان ترمیم یا عصب‌کشی دندان نیست. برخلاف این تصوّر دندان‌های شیری به دلایل مختلف اهمّیت بسیاری دارند.

دندان‌های شیری نقش مهمّی در جویدن غذا، کسب مهارت تکلّم، زیبایی چهره و اعتماد به نفس کودک دارند. این دندان‌ها به عنوان یک فضانگهدارندۀ طبیعی برای دندان‌های دائمی زیرین خود عمل ‌می‌کنند، یعنی حضور آن‌ها به دندان‌های دائمی‌ کمک می‌کند که در زمان مناسب و در محلّ صحیح خود رویش پیدا کنند. کشیدن یا از دست‌دادن زودهنگام دندان‌های شیری می‌تواند باعث کوچک‌شدن طول قوس فکّی و درنتیجه نامرتّب‌شدن دندان‌های دائمی -که چند سال بعد رویش می‌یابند- شود. این موضوع به احتمال زیاد سبب می‌شود که کودک در آینده نیاز به درمان‌های پیچیده و پُرهزینۀ ارتودنسی و جرّاحی فک برای اصلاح این مشکلات پیدا کند. بنابراین با توجّه به اهمّیت دندان‌های شیری باید این دندان‌ها تا سنّی که به‌طور طبیعی می‌افتند، حفظ شوند.

بافت دندان سه قسمت دارد: یک قسمت فوقانی که مینای دندان است، در زیر آن عاج دندان قرار دارد و قسمت زیر که به آن عصب دندان می‌گوییم. عصب از مجموعۀ عروق و عصب تشکیل شده که حیات دندان را حفظ می‌کند. وقتی پوسیدگی ایجاد می‌شود، رشد می‌کند و وارد مینای دندان و عاج می‌شود، برای فرد دردناک می‌شود و فرد آن را احساس می‌کند. وقتی از عاج می‌گذرد و وارد ناحیۀ عصب می‌شود، می‌تواند درگیری‌هایی را ایجاد کند که منجر به مرگ عصب شود. به دنبال این اتّفاق در انتهای عصب می‌توانیم آبسه‌هایی داشته باشیم که این آبسه‌ها خودش مشکلات بعدی را ایجاد می‌کند. وقتی شما یک آبسه در ریشه داشته باشید و این درمان به‌موقع انجام نشود (مثل عفونت‌های دندان‌های قدامی ‌بچّه‌ها)، قسمت‌هایی از صورت را هم درگیر می‌کند و می‌تواند خطراتی را برای چشم ایجاد کند. این از موارد اورژانس است که باید ظرف ۲۴ ساعت درمان انجام شود. مسائل جانبی پوسیدگی خیلی نگران‌کننده‌تر است و در جامعۀ ما از این مسئله غفلت می‌شود.

زمانی که دندان‌های شیری کودک عفونت می‌کند، چون در زیر آن دندان‌های دائمی ‌وجود دارد، این عفونت می‌تواند در دندان‌های دائمی هم اثر بگذارد. هر عفونتی که در دندان شیری باشد، این عفونت در مجاورت جوانۀ دندان دائمی قرار می‌گیرد. وقتی این درمان انجام نشود، می‌تواند روی دندان دائمی اثرگذار باشد و آن را کاملاً تخریب کند. گاهی می‌تواند فرم دندان دائمی را به نحوی ایجاد کند که دندان حالت عدم تشکیل دارد؛ یعنی نیمۀ دندان تشکیل نمی‌شود. این یکی از عوارض عفونت دندان‌های شیری برای دندان‌های دائمی است.

دندان‌های شیری- که از حدود شش ماهگی در دهان نوزاد ظاهر می‌شوند- دقیقاً‌‌ همان عملکرد دندان‌های دائمی را دارند؛ یعنی تأمین فرایند جویدن و زیبایی به اضافۀ چند عملکرد دیگر مانند حفظ ارتفاع صورت، جلوگیری از تحلیل استخوان و ... ، امّا دو وظیفۀ بسیار مهمّ دیگر نیز بر عهدۀ دندان‌های شیری است که نقش فوق‌العاده مهمّی در عملکرد صحیح دندان‌های دائمی در بقیۀ عمر فرد خواهند داشت. یکی از آن‌ها تأمین مسیری برای رویش دندان‌های دائمی است. به عبارت ساده‌تر دندان‌های شیری مثل یک راهروی از پیش ‌آماده‌شده جهت و مسیر رویش دندان‌های دائمی را مشخّص می‌کنند. نقش مهمّ دیگر حفظ فضای لازم برای رویش دندان‌های دائمی است که به‌تدریج با رشد فکّین و اختلاف ابعادی بین آسیاهای شیری و آسیاهای کوچک دائمی فضای لازم برای رویش دندان‌های دائمی تأمین می‌شود.

برای پیشگیری از وقوع مشکلاتی که می‌تواند در آینده درمان‌های پیچیده و پُرخرجی را بر والدین تحمیل کند، در درجۀ اول والدین باید به رعایت بهداشت دندان‌های شیری کودک توجّه کنند. اهمّیت دندان‌های شیری دست کمی از دندان‌های دائمی ندارد، به‌خصوص اگر رعایت بهداشت برای کودک نهادینه شود، این اخلاق در بزرگسالی نیز تداوم خواهد یافت.

در صورت مشاهدۀ هرگونه پوسیدگی در دندان‌های شیری فوراً برای درمان آن‌ به دندا‌نپزشک مراجعه کنید. حتّی اگر پوسیدگی عصب دندان را نیز درگیر کرده باشد، باز هم امکان نگهداری دندان شیری تا زمان افتادن طبیعی آن و رویش دندان دائمی زیرین وجود دارد. امّا اگر دندان شیری چنان تخریب شده باشد که دیگر قابل نگهداری نباشد، در اغلب موارد و برحسب مدّت زمانی که تا زمان رویش دندان دائمی باقی مانده، استفاده از لوازمی به نام فضانگهدارنده بعد از کشیدن دندان توصیه می‌شود. این لوازم -که دندانپزشک آن را تجویز می‌کند- فضا و مسیر رویش دندان دائمی را تا زمان رویش طبیعی آن حفظ کرده و از حرکت سایر دندان‌ها به داخل این فضا جلوگیری می‌کند.
در برخی شرایط -که فضا از دست رفته باشد- با کمک درمان‌های پیشگیری‌کنندۀ ارتودونسی می‌توان فضای از دست‌رفته را برای رویش دندان دائمی مجدّداً به دست آورد که در مقایسه با مورد قبلی درمانی سخت‌تر و پُرهزینه‌تر خواهد بود.

چاقی و ناباروری ترجمه و گردآوری: دکتر الهام فاضلی - دکترای تخصّصی بیولوژی تولید مثل


آمارها نشان داده‌اند که ناباروری یکی از هر هفت زوج را درگیر می‌کند. چاقی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر قدرت باروری اثر می‌گذارد. چاقی در جهان در حال افزایش است. در برخی کشورها حدود پنجاه درصد از جمعیت اضافه‌وزن دارند.

چگونه می‌توانم بفهمم که اضافه‌وزن دارم یا چاق هستم؟

روش معمول برای اینکه بفهمید اضافه‌وزن دارید یا چاق هستید، محاسبۀ نمایۀ تودۀ بدنی  (BMI)است که نسبت قد به وزن را مشخّص می‌کند که به‌صورت قد برحسب متر، تقسیم بر مجذور وزن به کیلوگرم محاسبه می‌شود. یک نمایۀ تودۀ بدنی سالم بین 18.5 تا 25 است و بین 25 تا 29.9 به عنوان اضافه‌وزن و بیشتر از 30 به عنوان چاق دسته‌بندی می‌شود.

 

چاقی در مردان

ممکن است این سؤال‌ها ذهن شما را مشغول کرده باشد که آیا مردان چاق دچار ناباروری می‌شوند؟ آیا اسپرم‌های مردان چاق دچار تغییر می‌شود؟ ما در این زمینه چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

اضافه‌وزن می‌تواند روی باروری مردان اثر بگذارد. اگر شما اضافه‌وزن دارید و تصمیم دارید که در چند سال آینده پدر شوید، پس باید وزن خود را کم کنید. اگر وزن شما در حدّ طبیعی باشد، احتمال اینکه همسرتان باردار شود و یک فرزند سالم داشته باشید، بیشتر است.

چگونه چاقی روی باروری مردان اثر می‌گذارد؟

  • تعداد اسپرم‌ها: در مردان چاق  تعداد اسپرم‌ها در مایع منی کاهش می‌یابد.
  • حرکت اسپرم: چاقی منجر به کاهش حرکت پیش‌روندۀ اسپرم و اختلال در حرکت اسپرم می‌شود.
  • DNA اسپرم: چاقی باعث شکسته‌شدن DNA اسپرم می‌شود و به این طریق به کروموزوم‌های اسپرم آسیب می‌زند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند، مردانی که میزان شکستگی DNA در اسپرم آنان زیاد است، خطر سقط جنین در همسران آنان افزایش می‌یابد. 
  • شکل اسپرم: برخی پژوهش‌ها گزارش کرده‌اند که در مردان چاق اختلال در شکل اسپرم بیشتر است.

 

چربی‌های شکمی و چربی‌هایی که دور احشای افراد چاق تجمّع پیدا کرده‌اند، باعث تغییر در سطح هورمون‌های مردانه و اختلالات هورمونی می‌شوند. در مردان چاق سطح هورمون‌های مردانه کاهش و در عوض سطح هورمون‌های زنانه افزایش می‌یابد و در نتیجه تولید اسپرم در این مردان با اختلال مواجه می‌‌شود. همچنین مردان چاق در عملکرد جنسی‌شان نیز اختلال دارند و همۀ این عوامل باعث می‌شود که احتمال پدر شدن این افراد کاهش پیدا کند.

چاقی در زنان

اگر شما در تلاش هستید که باردار شوید، یا قصد دارید که باردار شوید، باید به این نکته توجّه کنید که داشتن اضافه‌وزن بر احتمال باردار شدن و داشتن یک نوزاد سالم اثر می‌گذارد و ممکن است مدّت زمان بیشتری طول بکشد تا باردار شوید. اگر تصمیم دارید که در چند سال آینده باردار شوید، وزن خود را تا رسیدن به اندازۀ طبیعی کاهش دهید و با این روش قدرت باروری خود را تقویت کنید.

در زنان چاق میزان ناباروری سه برابر بیشتر از سایر زنان است. در زنان دارای اضافه‌وزن و زنان چاق حتّی اگر دورۀ ماهانۀ آنان منظّم باشد، هر واحد BMI که به وزنشان اضافه شود، احتمال باردار شدن پنج درصد کاهش می‌یابد. این زنان حتّی اگر عادت ماهانۀ منظّمی داشته باشند، باز هم میزان عدم تخمک‌گذاری در آنان بیشتر از سایر زنان است.

چاقی از طریق چند سازوکار باعث ناباروری در زنان می‌شود:

  • اختلال در رشد و تکامل تخمک‌ها در تخمدان خانم
  • پایین‌بودن کیفیت تخمک
  • کاهش میزان لقاح
  • اختلال در تکامل جنین
  • اختلال در لانه‌گزینی جنین.

 

از طرفی اضافه‌وزن و چاقی منجر به مقاومت به هورمون انسولین و افزایش سطح هورمون‌های مردانه در بدن زنان می‌شود که این عوامل نیز به نوبۀ خود باعث به‌‌هم‌خوردن تعادل هورمونی زنان و مشکلات تخمک‌گذاری، کاهش قدرت باروری و ناباروری می‌شوند. اختلال هورمونی -که در اثر چاقی ایجاد می‌شود- بر لایۀ داخلی رحم -که آندومتر نامیده می‌شود- اثر منفی می‌گذارد و در نتیجه باعث کاهش لانه‌گزینی جنین و افزایش میزان سقط می‌شود.

 چاقی در زنان بر نتیجۀ روش‌های کمک‌باروری اثر می‌گذارد!

در زنان چاق و دارای اضافه‌وزن داروی بیشتری برای تحریک تخمک‌گذاری باید استفاده شود و تعداد تخمک‌هایی که در این زنان پس از تحریک تخمک‌گذاری به‌دست می‌آید، کمتر است. میزان بارداری و تولّد نوزاد زنده به دنبال استفاده از روش‌های کمک‌باروری در زنان چاق و دارای اضافه‌وزن نسبت به زنان دارای وزن طبیعی کمتر است.

چگونه می‌توانم وزن خود را کم کنم؟

با یک برنامۀ غذایی سالم و ورزش منظّم شما می‌توانید وزن خود را به میزان مناسب برسانید.

با بی‌اشتهایی کودکان چه کنیم؟ دکتر اسماعیل نورصالحی، متخصص کودکان و نوزادان


بسیاری از مادران در حالی که فرزندشان از رشد مناسبی برخوردار است، از بی‌اشتهایی و بی‌میلی کودک به غذا خوردن شکایت دارند. یکی از دلایل مهمّ بی‌اشتهایی کودکان مصرف موادّی‌ است که به عنوان تنقّلات شناخته می‌شود. به‌خصوص اگر این مواد قبل از غذای اصلی خورده شود، باعث سیری کودک می‌شود و موجب می‌شود که کودک غذای اصلی خود را نخورد. در این شرایط مادران از روش‌هایی برای ترغیب کودک به غذا خوردن استفاده می‌کنند که به نظر درست نمی‌رسد و متأسّفانه هیچ‌کدام هم موفّق نیستند. در ادامه به چند نمونه از این روش‌ها اشاره می‌کنیم:

  • یکی از روش‌هایی که مادران برای ترغیب کودک به غذا خوردن استفاده می‌کنند، روش «التماس» است که مادر سعی می‌کند به هر طریقی کودکِ خود را وادار به غذا خوردن کند و ملتمسانه از کودک خود می‌خواهد غذایش را بخورد که نتیجۀ خوبی هم ندارد.
  • روش دیگر «انحراف فکر» کودک است؛ مادر سعی می‌کند برای غذا دادن به کودک توجّه او را به تماشای فیلم و کارتون جلب کند تا با این روش بتواند چند قاشق غذا به او بدهد.
  • از روش‌های دیگری که بسیاری از مادران برای ترغیب کودک به غذا خوردن استفاده می‌کنند، روش «پاداش» است؛ مادر می‌گوید اگر غذایت را بخوری، «برایت بستنی می‌خرم» یا «برایت اسباب‌بازی می‌خرم» که این روش هم نتیجۀ مطلوبی ندارد.
  • از همۀ روش‌ها بدتر روش «تهدیدکردن» و «به اجبار غذا دادن» است که این روش‌ها آثار نامطلوبی بر کودک می‌گذارد، به‌طوری که کودک از غذا خوردن متنفّر می‌شود.

اجرای هر کدام از روش‌های پیش‌گفته باعث می‌شود که کودک حالت دفاعی به خود گیرد و با بیرون‌ریختن غذا و تف‌کردن غذا یا حتّی استفراغ‌کردن از خوردن غذا خودداری کند.

  • از دیگر روش‌ها «کودک‌سالاری» است، یعنی والدین هر مادّۀ خوراکی‌ای را که بچّه درخواست کرد، حتّی غذاهایی که ارزش غذایی ندارد، برایش می‌خرند، فقط به شرطی که غذا بخورد؛ این کار باعث می‌شود که کودک پی ببرد زمان صرف غذا بهترین زمان برای کج‌خُلقی است تا به خواسته‌های خود برسد.

 

با کودک بی‌اشتها چگونه رفتار کنیم؟

  • از توسّل به زور و فشار خودداری کنیم.
  • غذا را در وعده‌های متعدّد و با حجم کم به کودک بدهید، به‌خصوص در بچّه‌هایی که فعّال هستند.
  • هنگامی که بچّه‌ها خسته‌اند و به خواب نیاز دارند و در زمان خواب‌آلوده‌بودن به آنان غذا ندهید.
  • برای اینکه کودک شما غذا بخورد، سعی کنید شب‌ها زود بخوابد و از دادن شیر زیاد به او در شب‌ها خودداری کنید.
  • هیچ‌گاه فرزند خود را با فرزند اقوام و دوستان مقایسه نکنید و فکر نکنید اگر کودک هم‌سنّ فرزند شما چاق‌تر است، پس فرزند شما مشکل دارد، زیرا هر کودکی خلق‌وخوی مخصوص به خودش را دارد و کودکان از نظر وراثتی با هم فرق دارند. اگر فرزند ما افزایش وزن مناسبی دارد، جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.
  • کودک شما از والدین خود الگوبرداری می‌کند و اگر پدر خانواده در مقابل چشمان فرزند خود مطرح کند غذایی که همسرش پخته را دوست ندارد و از خوردن غذا امتناع کند، کودک هم یاد می‌گیرد که غذایی را دوست نداشته باشد و نخورد.
  • بچّه‌ها تنوّع‌طلب هستند، پس اگر غذاهای یک‌جور و یکنواخت و بدون تغییر رنگ‌وبو به فرزندتان بدهید، او نمی‌خورد؛ بنابراین سعی کنید غذاهای متنوّع و در شکل‌های مختلف درست کنید که فرزند شما غذا را بهتر میل کند.

در نهایت سعی کنیم که غذا خوردن برای کودک ما یک تجربۀ شیرین و دلچسب باشد تا بدون هیچ مشکلی غذای خود را میل کند تا نتیجۀ آن آرامش خیال و انگیزۀ بیشتر مادران برای تهیّۀ غذاهای مناسب و متنوّع برای فرزندانشان باشد.

آیا میدانید که؟ دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


با وجود سخنانی که دربارۀ برابری حقوق زن و مرد مطرح می‌شود، مردان و زنان تفاوت‌های فراوانی از نظر ظاهری، روحیات و ساختمان بدن با یکدیگر دارند. وقتی سلول‌های جنسی زن و مرد (اسپرم و تخمک) با هم ترکیب می‌شوند، در صورتی که با اسپرم کروموزوم Y همراه باشد، جنین تشکیل‌شده مذکّر به حساب می‌آید و در صورتی که با اسپرم کروموزوم X همراه باشد، جنین تشکیل‌شده مؤنّث خواهد بود. امّا برای ایجاد ارگان‌های جنسی مردانه و ایجاد ظاهر پسر در نوزاد، تشکیل و اثر کردن هورمون خاصّی به نام تستوسترون الزامی است و در صورت عدم ساخته‌شدن یا عدم تأثیر تستوسترون (مثلاً به دلیل اشکال در گیرنده) نوزاد ظاهر دخترانه خواهد داشت، حتّی اگر کروموزوم Y با اسپرم وارد تخمک شده باشد.

بنابراین از دوران جنینی وجود هورمون تستوسترون (هورمون مردانه) الزامی است و از دوران بلوغ افزایش آن آثار مختلفی دارد ازجمله: ایجاد صفات ثانویۀ جنسی (موهای جنسی و تغییر صدا)، تشکیل عضلات مردانه و قوی‌، رشد آلت تناسلی، ایجاد تمایلات جنسی، تولید اسپرم، افزایش تراکم استخوان، تحریک خون‌سازی در استخوان، افزایش سوخت‌وساز چربی و حتّی تأثیر روی مغز و ایجاد رفتارهای مردانه (رفتارهای تهاجمی‌تر، اعتماد به نفس و رفتارهای رقابتی). طبیعتاً در صورت کاهش غیرطبیعی تستوسترون ‌سرم به هر دلیل، علائم آن ظاهر خواهند شد، مانند کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ، نازایی، ضعف و کاهش حجم عضلات، کاهش موهای جنسی و موهای صورت و بدن، کم‌خونی، پوکی استخوان، تورّم پستان، احساس افسردگی، اختلال تمرکز و احساس گُرگرفتگی.

حال آیا می‌دانید که؟

  1. با افزایش سن، به‌طور طبیعی پس از چهل‌سالگی، سالانه یک‌درصد از سطح تستوسترون ‌سرم کاهش می‌یابد، امّا این کاهش منجر به بروز علائم کمبود تستوسترون نمی‌شود.
  2. متأسّفانه نود درصد افرادی که دچار کمبود تستوسترون و حتّی دچار علائم ظاهری این کمبود هستند، تحت درمان قرار نمی‌گیرند؛ زیرا نه‌تنها بسیاری از مردان خود تصوّر می‌کنند که این علائم ناشی از افزایش سن و طبیعی است، بلکه گاهی پزشک نیز احتمال کمبود تستوسترون را فراموش می‌کند.
  3. بعضی از افراد بیشتر در معرض خطر کمبود تستوسترون قرار دارند، ازجمله افراد مبتلا به دیابت نوع دو، افراد مبتلا به سندرم متابلیک (مجموعۀ فشار خون بالا، دیابت، چربی خون بالا و چاقی).
  4. راه تشخیص کمبود تستوسترون انجام آزمایش خون است، امّا به یاد داشته باشیم که فقط در صورت وجود علائم بالینی کمبود تستوسترون، باید آزمایش انجام شود و افزایش سن به ‌خودی خود دلیلی برای انجام این آزمایش نیست.
  5. البته برای مردان بالای پنجاه سال اندازه‌گیری تستوسترون ‌سرم در صورت وجود یکی از اختلالات زیر الزامی است:

 ابتلا به دیابت نوع دو، سندرم متابولیک، بیماری انسدادی مزمن ریه COPD، پوکی شدید استخوان و شکستگی‌های غیرعادّی.

  1. بیماری‌ها و داروهای مختلفی می‌توانند منجر به افزایش یا کاهش سطح تستوسترون ‌سرم شوند که پزشک متخصّص باید به آن‌ها توجّه کند، ازجمله پُرکاری تیروئید، بیماری‌های کبدی، مصرف موادّ مخدر، مصرف کورتون‌ها، استروئیدها و داروهای ضدّ تشنّج.
  2. افراد چاق بیشتر در معرض خطر ابتلا به کمبود تستوسترون ‌سرم قرار دارند.
  3. مصرف الکل با اثر مستقیم روی بیضه‌ها -که محلّ اصلی تولید تستوسترون است- می‌تواند منجر به کاهش تولید آن شود و علائمی مثل کاهش میل جنسی و نازایی به وجود آورد.
  4. مصرف موادّ مخدّر علاوه بر آثار روانی در درازمدّت می‌تواند روی مراکز محرّک تولید تستوسترون اثر گذارد و باعث کاهش آن و بروز علائم کمبود تستوسترون شود.
  5. بهترین زمان اندازه‌گیری سطح تستوسترون ‌ سرم بین ساعت هشت تا ده صبح است و جواب آزمایش عصر قابل اعتماد نیست.
  6. پس از اثبات کمبود تستوسترون اشکال مختلف دارویی آن قابل تجویز است.
  7. مصرف تستوسترون مثل هر دارویی دیگر باید فقط در صورت نیاز بوده و به مقدار مناسب استفاده شود. در غیر این صورت می‌تواند عوارض ناخوشایندی داشته باشد. مصرف تستوسترون یا سایر استروئیدهای مشابه -که ورزشکاران (به‌خصوص در رشتۀ بدنسازی) از آن‌ها استفاده می‌کنند، باعث ساخته‌شدن عضلات می‌شود و صفات ثانویۀ جنسی و آثار عمومی آن حفظ می‌شود، امّا با اثر روی مرکز کنترل تولید تستوسترون در مغز (هیپوتالاموس و هیپوفیز) و مهار ترشّح هورمون‌های محرّک، منجر به کاهش فعّالیت بیضه، کوچک‌شدن بیضه‌ها، کاهش تولید تستوسترون از بیضه، کاهش اسپرم‌سازی و نازایی می‌شود. در موارد استفادۀ شدید و طولانی، این آثار ممکن است دائمی شود و با قطع مصرف تستوسترون به حالت اولیه برگشت نکند.
  8. مصرف استروئیدهای غیرآندروژنی (هورمون‌های زنانه) در ورزشکاران ممکن است ساخته‌شدن عضلات را تقویت کند، امّا در نهایت منجر به کاهش تستوسترون فرد می‌شود.
  9. مصرف تستوسترون در بعضی بیماری‌ها خطرناک است و نباید مصرف شود، مثل حاملگی، سرطان پروستات، سرطان پستان مردان، بزرگی خوش‌خیم پروستات، نارسایی قلبی کنترل‌نشده، بیماری کبدی شدید و موارد شدید قطع تنفّس در حین خواب (Sleep Apnea (.
  10. کمبود تستوسترون ممکن است منجر به اختلال نعوظ شود، امّا در صورتی که سطح سرمی این هورمون طبیعی باشد، تجویز تستوسترون تأثیری در درمان نعوط ندارد.

درست است که وقتی سن به پنجاهمی‌رسد، به جاهایمختلف بدن فشار خواهد آمد، امّا این بدان معنی نیست که همۀ مشکلات را به گردن سن بیندازیم و دنبال تشخیص و درمان علل احتمالی مثل کمبود تستوسترون نباشیم.

عقب‌ماندگی ذهنی قابل پیشگیری است پگاه رفیعا - کارشناس ارشد سلولی و مولکولی


21 جولای مصادف با 30 تیر، روز جهانی عقب‌ماندگی ذهنی نامگذاری شده است. عقب‌ماندگی ذهنی یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعۀ امروزی است که خانواده‌های زیادی در سراسر دنیا با آن درگیرند و متأسّفانه تا به امروز درمانی برای آن پیدا نشده است. در این نوشتار مروری گذرا بر این بیماری و علل ایجاد آن داریم.

بنا به تعریف انجمن روان‌پزشکی امریکا عقب‌ماندۀ ذهنی به فردی اطلاق می‌شود که سطح ضریب هوشی (IQ) پایین‌تر از هفتاد و  مشکلات در یادگیری و سازگاری اجتماعی‌ دارد که این علائم تا قبل از هجده سالگی بروز می‌کند.

عقب‌ماندگی ذهنی دو تا سه درصد از هر جمعیتی را درگیر می‌کند. دلایل زیادی برای عقب‌ماندگی ذهنی وجود دارد، مانند ژنتیک و اختلالات کروموزومی، عفونت‌های دوران بارداری، استفاده از داروهای خاص و الکل در دوران بارداری، داشتن سابقۀ خانوادگی، نارس بودن نوزاد و بروز مشکلاتی در زمان زایمان و پس از تولّد.  

سبب‌شناسی عقب‌ماندگی ذهنی

به‌طور کلّی عوامل ایجاد عقب‌ماندگی ذهنی در دو دسته جای می‌‌گیرند:

  • عوامل ژنتیکی
  • عوامل غیرژنتیکی

 عوامل ژنتیکی

در هر نوزاد تازه متولّد شده احتمال خطر کمی برای ابتلا به عقب‌ماندگی ذهنی وجود دارد، امّا این احتمال در خانواده‌هایی که دارای یک فرزند عقب‌ماندۀ ذهنی هستند، بسیار بیشتر است که این مسئله نشان‌دهندۀ سهم مهمّ عوامل ژنتیکی در بروز عقب‌ماندگی ذهنی در حدود هفتاد درصد است.

 ناهنجاری‌های ژنتیکی به دو دستۀ ناهنجاری‌های کروموزومی و ناهنجاری‌های تک‌ژنی تقسیم می‌شوند که در ادامه به شرح هر یک می‌پردازیم:

ناهنجاری‌های کروموزومی ‌علّت 4 تا 28 درصد از عقب‌ماندگی‌های ذهنی است. کروموزوم‌ها درون سلول‌های انسانی قرار دارند. هر فرد طبیعی دارای 46 کروموزوم است که 23 تای آن را از پدر و بقیه را از مادر به ارث می‌برد. هرگونه تغییر در تعداد و ساختار (حذف، مضاعف‌شدگی و جابه‌جایی‌های متعادل و نامتعادل) این کروموزوم‌ها می‌تواند منجر به بروز مشکلات متعدّدی ازجمله عقب‌ماندگی ذهنی شود.

شایع‌ترین علّت عقب‌ماندگی ذهنی سندرم داون (تریزومی 21) است که در اصطلاح عموم به این افراد «منگولیسم» گفته می‌شود. در این بیماری کودک مبتلا دارای 47 کروموزوم است (3 کروموزوم 21). علّت اصلی ایجاد کنندۀ سندرم داون جدا نشدن کروموزوم‌های شمارۀ ۲۱ مادری است که این خطر با افزایش سنّ مادران رابطه دارد؛ به‌علاوه عدم جدایی کروموزوم پدری یا جابه‌جایی بین کروموزوم‌ها نیز می‌تواند دلیل این اتّفاق باشد. افراد مبتلا به سندرم داون توان ذهنی پایین‌تر از حدّ میانگین دارند و به‌طور معمول دچار ناتوانی ذهنی خفیف تا متوسّط‌اند. تعداد کمی ‌از مبتلایان به سندرم داون دچار ناتوانی شدید ذهنی‌اند. از دیگر مشکلات این افراد می‌تواند محدودیت و تأخیر رشدونمو، ناهنجاری‌های فک و صورت، ناهنجاری‌های قلبی-عروقی و خطر ابتلای بیشتر به انواعی از بیماری‌ها نظیر آلزایمر، لوسمی و عفونت‌ها نیز باشد. مبتلایان به بیماری ژنتیکی سندرم داون به‌طور متوسّط حدود ۳۲ تا ۳۵ سال عمر می‌کنند.

 

 

 

 بعد از سندرم داون، سندرم ایکس شکننده بیشترین و مهم‌ترين علّت كروموزومي ایجادکنندۀ عقب‌ماندگی ذهنی است که اغلب در میان مردان شایع است (در بین مردان یک از هر دوهزار فرد متولّد شده و در بین زنان یک از هر چهارهزار نفر). سندرم ايكس شكننده به دليل نقص در ژني به نام FMR-1 -كه روي كروموزوم ايكس قرار دارد- ایجاد می‌شود. این اختلال معمولاً با کم‌توانی هوشی خفیف تا شدید نمایان می‌شود. بیشتر کسانی که به این بیماری مبتلا شده‌اند، کم‌توانی هوشی متوسّطی دارند و تعداد کمی هم نیز کم‌توانی هوشی شدید دارند و دچار ناتوانی در یادگیری‌اند. علاوه بر این، مشکلاتی از قبیل ناتوانی در تمركز بر امور يا تكاليف مختلف، بيش‌فعّالي، اضطراب، ناتواني در سازگار شدن با تغييرات، داشتن خُلق‌وخوي ناپايدار، پرخاشگري و افسردگي به‌خصوص در سنين نوجواني و مشكلات مربوط به زبان و گفتار نیز می‌تواند وجود داشته باشد.

 

عوامل غیرژنتیکی

  • پژوهش‌ها نشان می‌دهد که طیف وسیعی از عوامل محیطی می‌تواند باعث ایجاد یا تشدید عقب‌ماندگی ذهنی شود. این روزها همه می‌دانند که ازدواج فامیلی خطر بروز نقایص نهفتۀ ژنتیکی را بالا می‌برد و تأثیر زیادی بر بالا بردن شیوع عقب‌ماندگی ذهنی دارد. شیوع بالای ازدواج‌های فامیلی در جامعه، به‌خصوص جوامع روستایی و قبیله‌ای باعث می‌شود که احتمال هموزیگوت شدن ژن‌های معیوب بالا رود و زمینۀ بروز عقب‌ماندگی ذهنی بیشتر فراهم شود.
  • بارداری بالای 35 سال احتمال بروز اختلالات کروموزومی به‌خصوص سندرم داون را بالا می‌برد. همان‌طور که نتایج تحقیقات نشان می‌دهد، تغییراتی که از سی سالگی به بعد در تخمک‌های خانم‌ها ایجاد می‌شود، ممکن است باعث تولّد کودک عقب‌ماندۀ ذهنی شود. احتمال چسبندگی کروموزومی با افزایش سنّ مادر بسیار افزایش می‌یابد.
  • عامل همخونی Rh: عدم تجانس عامل Rh، به‌ویژه هنگامی که Rh مادر منفی و Rh پدر مثبت باشد، تأثیر زیادی در ایجاد ناهنجاری‌های هوشی دارد. در بارداری اول مقداری از Rh مثبت جنین -که از پدر گرفته- وارد خون مادر می‌شود و در خون مادر مادّۀ ضدّ Rh تولید می‌شود که این مادّه در زایمان‌های بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و در نهایت باعث مشکلاتی از قبیل عقب‌ماندگی ذهنی، فلج مغزی و... می‌شود.
  • مشکلات طیّ بارداری ازجمله فشار خون بالا، عفونت (سرخجه، بیماری عفونی و ویروسی که اگر در سه ماهۀ اول بارداری پدیدار شود موجب نارسایی هوشی، نابینایی، ناشنوایی و... می‌شود. توکسوپلاسموز که از گربه انتقال می‌یابد؛ سفلیس از انگلی ایجاد می‌شود که از جفت عبور کرده و جنین را آلوده می‌کند، این بیماری برای جنین و رشد طبیعی آن بسیار خطرناک است)، آسیب‌های فیزیکی و مصرف موادّ مخدّر و الکل.
  • مشکلات در هنگام تولّد یا مدّت کوتاهی پس از آن ازجمله نارس بودن، صدمات ناشی از زایمان، یرقان، قند خون بالا و مشکلات تیروئید. بیماری‌های دوران کودکی ازجمله عفونت (مننژیت یا التهاب پرده‌های مغز، آنسفالیت یا التهاب مغز، سیاه‌سرفه و آبله‌مرغان)، مسمومیت با سرب، ضربه به سر، تومور مغزی، مشکلات قلبی و تنفّسی.
  • عوامل روانی که اثر محدودتری در بروز عقب‌ماندگی ذهنی دارند، ازجمله فقر، تغذیه، وضع اقتصادی-اجتماعی بد، محرومیت‌های فرهنگی، اختلال روانی والدین و دیگر مشکلات سلامت روان.

اقدامات پیشگیرانه در عقب‌ماندگی ذهنی

عقب‌ماندگی ذهنی درمان ندارد، امّا بهترین راه کنترل جلوگیری از بروز آن است. جلوگیری از ظهور عوامل ایجادکنندۀ عقب‌ماندگی ذهنی، به‌خصوص عوامل قبل از تولّد -که حدود 57 درصد از علل عقب‌ماندگی ذهنی را به خود اختصاص می‌دهد- از اهمّیت ویژه‌ای برخوردار است. شناسایی عقب‌ماندگی ذهنی و عوامل دخیل در آن، تعیین نوع و علّت آن در فرد، محاسبۀ احتمال خطر تکرار بر حسب علّت و در نهایت انجام مشاوره و ارائۀ راهکارها و توصیه‌های مفید گام‌های اصلی در مشاورۀ ژنتیک و عقب‌ماندگی ذهنی است.

اقدامات پیشگیرانه برای برخی از انواع عقب‌ماندگی ذهنی از طریق مشاورۀ ژنتیک با احتمال داشتن یک کودک عقب‌مانده انجام‌ می‌گیرد. همچنین تضمین تغذیۀ مناسب و ایمن‌سازی مادر باردار در برابر بیماری‌های عفونی و انجام به‌موقع غربالگری‌ها در پیشگیری اولیه بسیار مؤثّر است. مادران باردار لازم است از استعمال دخانیات، موادّ مخدّر و مصرف مشروبات الکلی جدّاً پرهیز کنند. از اقدامات پیشگیرانۀ مهمّ دیگر تشخیص زودهنگام بیماری‌های متابولیک مانند فنیل‌کتونوری (PKU) است که نوزاد فاقد آنزیم لازم برای تبدیل گالاکتوز به گلوکز است.

امروزه بیشتر جوامع و سیاست‌های نوین سلامت جهانی، مردم را به نگهداری از افراد عقب‌ماندۀ ذهنی در خانۀ خودشان تشویق می‌کنند و معتقدند شرایط نگهداری این افراد در خانه از شرایط انستیتوها بهتر است، زیرا این افراد از نظر شرایط عاطفی به محیط خاصّی نیازمندند.

سلامت مردان دکتر مانی محیطی‌اصلی - متخصّص کلیه و مجاری ادراری


نخستین هفتۀ اسفند ماه، هفتۀ ملّی سلامت مردان نامگذاری شده است. مراسم این هفته به همّت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و با همکاری انجمن اورولوژی ایران، انجمن پزشکان عمومی ایران و سازمان نظام پزشکی برگزار می‌شود. هفتۀ ملّی سلامت مردان برای اولین‌بار در سال 1385 به پیشنهاد انجمن اورولوژی ایران نامگذاری شد و قرار شد که در اولین پنجشنبۀ اسفند ماه هر سال پزشکان اورولوژیست داوطلب در مطبّ خود بیمارانشان را به‌صورت رایگان ویزیت کنند.

هدف از ویزیت پزشکان جرّاحی کلیه و مجاری ادراری، بیماریابی بیماری‌های خاموش است که به مردان و پسران مربوط می‌شود، مانند بیماری‌های مثانه، پروستات، تومورهای کلیه، بیضۀ نزول‌نکرده در پسران، ناتوانی جنسی، بی‌اختیاری ادراری گهگاهی یا طولانی‌مدّت و موارد دیگر که خاموش‌اند، ولی متأسّفانه آن‌گونه که در جامعه و در سال‌های نه‌چندان دور به بیماری‌های قلبی و عروقی پرداخته شده، به این بیماری‌ها توجّه ویژه نشده است. معمولاً مردان زمانی به پزشک مراجعه می‌کنند که فرصت درمان از دست رفته یا دوران بهبود بسیار طولانی شده است و این مشکل در روستاها و شهرستان‌های کوچک بیشتر به چشم می‌خورد.

 چند بیماری شایع مهم که سلامت مردان را تهدید می‌کند، عبارت‌اند از: سرطان مثانه، پروستات، بیضۀ نزول‌نکرده و ناتوانی جنسی.

 سرطان مثانه شایع‌ترین بیماری در کشور ما و در بین مردان است که متأسّفانه ممکن است سال‌های سال علامت آن مخفی بماند. در حالی که این بیماری در مراحل اولیه و زمانی که خونریزی بیمار هنوز شدید نشده، با بررسی و انجام آزمایش ادرار و در صورت نیاز سونوگرافی و آندوسکوپی از مثانه قابل تشخیص زودرس و درمان کامل است.

یکی از نشانه‌های زودرس سرطان مثانه -که در آزمایش‌ها تشخیص داده می‌شود- وجود خون به صورت لکّه‌ای در آزمایش ادرار معمولی‌ای است که برای یک آقا انجام می‌شود که در صورت مثبت‌بودن جواب آزمایش ادرار به بررسی بیشتر با سونوگرافی از مجاری ادراری، همچنین آندوسکوپی مثانه -که روش تشخیص استاندارد تومورهاست- نیاز دارد.

سرطان پروستات نیز در بعضی موارد تقریباً هیچ علامتی ندارد و فقط با انجام آزمایش‌، معاینه و در صورت لزوم نمونه‌برداری تشخیص داده می‌شود و مردان بالای 40 تا 45 سال نیازمند بررسی و در صورت لزوم پیگیری این موضوع خواهند بود. مردان به دلیل خصوصیات جنسی، رفتاری و شغلی بیش از زنان در معرض بیماری‌های واگیر و غیرواگیر قرار دارند.

بیضۀ نزول‌نکرده یکی از مشکلات پسربچّه‌هاست که در بسیاری از موارد این بیماری به صورت مادرزادی است و هنگام تولّد تشخیص داده و به یک اورولوژیست ارجاع داده می‌شود. ولی در موارد زیادی نیز دیده شده که در یک یا دوسالگی خود را بیشتر نشان می‌دهد و والدین متوجّه عدم حضور بیضه در کیسۀ مربوط به خود نمی‌شوند و در نتیجه بیضه در شکم باقی می‌ماند که مشکلات دیگری را در صورت درمان نکردن ایجاد می‌کند که از آن جمله می‌توان تومورها و سرطان‌های بیضه، پیچش و پیچ‌خوردگی بیضه‌ها و ناباروری را نام برد.

ناتوانی جنسی نیز یکی دیگر از موارد مهم است که نیازمند توجّه درخور و شایسته است. این مشکل در بین حدود سی درصد از آقایان شایع است و توجّه نکردن به آن موجب سردی روابط خانوادگی، کشمکش در خانواده و طلاق می‌شود، در حالی که در بسیاری از موارد با انجام آزمایش‌ها و بررسی‌های تکمیلی تخصّصی‌تر قابل درمان است.

ناتوانی جنسی غیر از ُبعد روانی و فشار روحی -که به بیمار وارد می‌کند و نیازمند توجّه است- باید از نظر جسمانی نیز مورد توجّه قرار گیرد و بررسی کامل شود؛ چرا که در بعضی موارد علامت و هشدار شروع یا هم‌زمانی با بیماری دیگری مثل پروستات یا بیماری قلبی است که ممکن است قبل از شروع آن بیماری‌ها ظاهر شده باشد و در نتیجه باید با توجّه به سنّ فرد، موارد دیگر را نیز در نظر داشت که این مسئله را متخصّصان اورولوژی بررسی می‌کنند.

امّا برخی علائم که مردان باید آن را جدّی بگیرند و به پزشک مراجعه کنند، شامل موارد زیر است:

درد قفسۀ سینه، احساس فشار روی قلب یا تنگی نفس، بزرگ‌شدن بی‌دلیل شکم و چاقی شکمی، افزایش پی‌درپی سایز شکم و کمربند شلوار آقایان.

بی‌میلی جنسی که می‌تواند ناشی از اختلال در عروق و مشکل خونرسانی آلت باشد؛ بسیاری از آقایان ابتدا از قرص‌هایی مانند ویاگرا استفاده می‌کنند که در صورت ابتلا به بیماری دیگری مثل بیماری قلبی و عروقی برایشان دردسرساز خواهد شد. تکرّر ادرار -که اغلب آقایان آن را ناشی از بالا رفتن سن می‌دانند- و ضعیف‌شدن جریان و قطر ادرار، اختلال در تخلیۀ ادرار و شب‌ادراری شدید از مواردی است که معمولاً در اثر بزرگی خوش‌خیم پروستات به وجود می‌آیند، یا ناشی از التهاب پروستات‌اند و در مراحل اولیه قابل درمان‌اند.

به‌طور کلّی در زمینۀ علائم بدنی، خانم‌ها بیشتر به علائم بدن گوش می‌کنند و مراجعۀ آنان به پزشکان بیشتر است و در نتیجه بدنشان در وضعیت سالم‌تری قرار دارد؛ در صورت بیماری نیز معمولاً بیماری‌های زنان در مراحل ابتدایی تشخیص داده می‌شود و قابل درمان است. امّا اغلب آقایان بسیار کمتر به پزشک مراجعه می‌کنند و اغلب از عبارت «خودش خوب می‌شود» و «چیزی نیست» استفاده می‌کنند و تا زمانی که علائم بیماری پیشرفت نکند و آن‌ها را تحت فشار نگذارد، آن را انکار می‌کنند و در بسیاری موارد دیرتر مراجعه صورت می‌گیرد که توصیه می‌کنیم در صورت مشاهدۀ هرگونه علائم غیرطبیعی -که چند مورد آن توضیح داده شد- با یک پزشک مربوط مشاوره داشته باشند.

توصیۀ آخر -که به صورت یک توصیۀ بهداشتی است و برای همۀ موارد و همۀ سنین سودمند است- شامل اجتناب در رفتارهای پرخطر است که برخی را ذکر می‌کنیم:

  • نکشیدن سیگار و فرآورده‌های تنباکو به‌ویژه قلیان و تریاک از هر نوع
  • کاهش کلسترول خون
  • داشتن وزن مناسب و جلوگیری از چاقی شکمی
  • ورزش منظّم و هوازی
  • رفتارهای جنسی سالم
  • کاهش استرس شغلی
  • استراحت مناسب و معاینات پزشکی دوره‌ای.

 امید است که با رعایت اصول و قوانین زندگی، بیماری حادّی برای کسی ایجاد نشود، یا در صورت ابتلا به آن در مراحل اولیه و کاملاً قابل درمان باشد.

یائسگی چیست؟ دکتر نسرین دادرس - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و فوق تخصّص نازایی و IVF


یائسگی بخشی طبیعی از زندگی زنان است. معمولاً وقوع یائسگی هنگامی تأیید می‌شود که یک خانم دوازده ماه متوالی پریود نشده باشد. یائسگی همانند بارداری و بلوغ، مرحله‌ای طبیعی، جدید و فیزیولوژیک از زندگی زنان را تشکیل می‌دهد که به عنوان نقطۀ عطفی در زندگی یک زن در نظر گرفته می‌شود. این مرحله فرصتی برای شکوفا شدن، بلوغ فکری، جنسی و رسیدن به آرامش در زنان است. گرچه اهمّیت عادت‌های سالم رفتاری در سنین جوانی را نباید دست کم گرفت، افراد در سنین میانسالی با دیدی سرشار از باور، درک و علاقه به زندگی نگاه می‌کنند. همچنین پزشکانی که با زنان در دوران یائسگی سروکار دارند، فرصت جالب توجّه و در نتیجه مسئولیت مهمّی در ارائۀ خدمات پیشگیری و درمانی دارند.

 یائسگی مرحله‌ای تدریجی است که می‌تواند در طیّ چند سال اتّفاق بیفتد. میانگین سنّ یائسگی نزدیک 51 سالگی است، امّا در هر زمانی بین 45 تا 55 سالگی نیز می‌تواند رخ دهد. سنّ هنگام یائسگی به‌صورت ژنتیکی تعیین می‌شود. در این زمان ساخت هورمون استروژن و پروژسترون در تخمدان‌ها کاهش می‌یابد؛ این هورمون‌ها دوران قاعدگی را در زنان تنظیم می‌کنند.

عواملی که می‌تواند سنّ یائسگی را جلوتر بیندازد، عبارت‌اند از:

سیگار

زنانی که سیگار می‌کشند، زودتر دچار یائسگی می‌شوند، زیرا نیکوتین سیگار سبب کاهش ترشّح‌ هورمون‌های تخمدان‌ها می‌شود و توازن سوخت‌وساز بدن را مختل می‌کند. سیگار کشیدن سنّ یائسگی را به مدّت یک‌ونیم تا دو سال جلوتر می‌اندازد. میان تعداد سیگارهایی که فرد کشیده است و طول مدّت سیگاری‌بودن و جلو افتادن یائسگی رابطه وجود دارد. حتّی در افرادی که سیگار را ترک کرده‌اند، آثار سیگار کشیدن بر سنّ یائسگی همچنان دیده می‌شود.

شیمی‌درمانی یا پرتوتابی لگن

شیمی‌درمانی یا پرتوتابی لگن -که از درمان‌های بیماری سرطان است- می‌تواند محرّکی برای یائسگی باشد و باعث ظهور علائمی ‌نظیر گُرگرفتگی در طیّ دوره‌های درمان یا برای سه تا شش ماه شود.

برداشتن هر دو تخمدان یا رحم

در مواردی که نیاز به برداشتن تخمدان‌هاست، یائسگی نیز سریعاً رخ می‌دهد و تمامی علائم آن نیز بروز می‌کند. برداشتن رحم به‌تنهایی موجب یائسگی نمی‌شود، زیرا تخمدان‌ها وظیفۀ ترشّح هورمون‌های استروژن و پروژسترون را برعهده دارند. به همین دلیل توصیه می‌شود که تخمدان‌ها بی‌دلیل برداشته نشوند.

سایر موارد

 زندگی‌کردن در ارتفاع بالاتر با وقوع یائسگی در سنین پایین‌تر همراه است. زنان چپ‌دست نیز در سنین پایین‌تر یائسه می‌شوند.

 

علائم و نشانه‌های یائسگی:

گُرگرفتگی

 گُرگرفتگی آغاز ناگهانی قرمزشدن پوست سر، گردن و سینه است که با افزایش تعداد ضربان قلب و احساس گرمای شدید در بدن همراه است. گاهی گُرگرفتگی با تعریق شدید پایان می‌یابد. مدّت گُرگرفتگی از چند ثانیه تا چند دقیقه متغیّر است و به‌ندرت حتّی یک ساعت طول می‌کشد. دفعات گُرگرفتگی و شدّت آن در هنگام شب -که اغلب سبب بیداری از خواب می‌شود- و در جریان استرس‌ها بیشتر است. در محیط خنک در مقایسه با محیط گرم، تعداد دفعات گُرگرفتگی و شدّت آن‌ کمتر است و مدّت آن‌ نیز کوتاه‌تر می‌شود. گُرگرفتگی می‌تواند بر کیفیت زندگی زن تأثیر بگذارد، یا با کار و فعّالیت‌های تفریحی وی تداخل کند. گُرگرفتگی در سال اول بعد از آخرین قاعدگی به حداکثر می‌رسد و در پنجاه درصد زنان به مدّت چهار تا پنج سال پابرجا می‌ماند.

اختلالات خلق‌وخو و مشکلات خواب

اکثر زنان (تقریباً 85 درصد) بدون هیچ نوع مشکل خُلقی از دورۀ یائسگی گذر می‌کنند. زنانی که اعتماد به نفس دارند، همچنان سرزنده و پُرانرژی باقی می‌مانند و سریع‌تر در شرایط جسمی ‌جدید خود را به آرامش می‌رسانند. بعضی از زنان در معرض خطر بیشتری برای شروع جدید افسردگی قرار دارند و این مسئله احتمالاً در اثر تغییرات هورمونی تشدید می‌شود. زنان مستعد، گروهی از زنان‌اند که در دورۀ قبل از یائسگی مشکلات روانی زمینه‌ای دارند. اختلال الگوهای خواب و گُرگرفتگی ممکن است سبب اختلال ثبات احساسی شود.

سرگیجه و نداشتن تعادل

سرگیجه و نداشتن تعادل ممکن است با بسیاری از بیماری‌ها مرتبط باشد. در صورتی که فکر می‌کنید به یائسگی ارتباط ندارد، به پزشک مراجعه کنید.

سردرد

سردرد عوامل مختلفی دارد، امّا در مراحل اولیۀ یائسگی سردردها بیشتر و شدیدتر است و علّت اصلی آن کاهش استروژن است. 

علائم دستگاه تناسلی خارجی

 از علائم دستگاه تناسلی خارجی تغییرات دستگاه تناسلی و ادراری، همچنین نازک‌شدن سطوح مخاطی واژن است که با التهاب واژن، خشکی واژن، خارش در موقع نزدیکی و تنگی واژن همراه است. گاهی به دنبال نازک‌شدن مخاط پیشاب‌راه و مثانه سوزش ادرار، بی‌اختیاری فوریتی و تکرّر ادرار، همچنین عفونت‌های راجعۀ مجاری ادراری رخ می‌دهد. خشکی واژن مشکلی شایع در طی و بعد از دوران یائسگی در زنان است، هرچند که کاهش رطوبت واژن در هر سنّی می‌تواند رخ دهد. خشکی واژن علامت واضح تحلیل واژن است. تحلیل واژن عبارت‌ است از نازک‌شدن و التهاب دیوارۀ  واژن در اثر کاهش هورمون استروژن.

علائم ادراری

بی‌اختیاری ادراری یا فقدان کنترل مثانه یک مشکل رایج است. شدّت آن از خروج گاه‌وبیگاه ادرار در هنگام سرفه یا عطسه تا نیاز فوری به دفع ادرار است که به‌صورت بسیار ناگهانی متغیّر است، طوری که نمی‌توانید به‌موقع به توالت برسید. چنانچه بی‌اختیاری ادراری فعّالیت‌های روزانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بدون تردید و تأمّل به پزشک مراجعه کنید. برای اغلب افراد تغییرات ساده در شیوۀ زندگی یا درمان‌های پزشکی می‌تواند باعث توقّف بی‌اختیاری ادراری شود.

مشکلات جنسی

اختلال عملکرد جنسی شایع است که چهل درصد زنان این مشکلات را گزارش می‌کنند. علل آن شامل موارد زیر است:

افسردگی یا اضطراب، معضلات ارتباطی، استرس، خستگی، سابقۀ سوء استفادۀ جنسی، استفاده از داروها و مشکلات فیزیکی که فعّالیت جنسی را ناراحت‌کننده می‌‌کنند (مانند اندومتریوز و نازک‌شدن واژن).

در طیّ گذر از یائسگی درد در هنگام نزدیکی جنسی افزایش می‌یابد و میل جنسی کاهش می‌یابد امّا انگیزش جنسی، دفعات نزدیکی جنسی و لذّت جنسی تغییری نمی‌کند.

کاهش عملکرد شناختی

آلزایمر شایع‌ترین نوع زوال عقل است که در آن بعد از گذشت چند سال از ابتلای علائمی نظیر از دست‌دادن حافظۀ موقّت، به‌تدریج با ازبین‌رفتن قدرت تشخیص زمان، افسردگی شدید و کاهش قدرت تکلّم به اوج خود می‌رسد و سرانجام طیّ پنج تا ده سال از بروز علائم، مرگ در اثر مشکلات تنفّسی را به دنبال خواهد داشت. زنان حدود سه برابر بیشتر از مردان دچار بیماری آلزایمر می‌شوند. استروژن می‌تواند از عملکرد دستگاه عصبی حفاظت کند. گزارش شده است که تجویز کوتاه‌مدّت استروژن به بیماران مبتلا به آلزایمر عملکرد شناختی آنان را بهبود می‌بخشد.

پوکی استخوان

پوکی استخوان با کاهش تودۀ استخوان و آشفتگی ریزساختاری بافت استخوان مشخّص می‌شود و در نتیجه شکنندگی استخوان افزایش می‌یابد و خطر شکستگی با ضربۀ اندک یا بدون ضربه افزایش پیدا می‌کند. خطر شکستگی‌ ناشی از پوکی استخوان در زنان به تودۀ استخوان در هنگام یائسگی و سرعت اتلاف استخوان به دنبال یائسگی بستگی دارد. اتلاف استخوان در زنان یائسه عمدتأ به دلیل کمبود استروژن است. ناتوانی‌های مربوط به پوکی استخوان شامل موارد زیر می‌شود:

 کمردرد، کاهش قد و تحرّک، شکستگی‌های تنۀ مهره‌ها و استخوان‌های دیگر اندام‌ها و افتادن دندان‌ها.

عواملی که زنان را در معرض خطر بالای شکستگی قرار می‌دهد، عبارت‌اند از:

  • بالا بودن سن
  • سابقۀ قبلی شکستگی ناشی از شکنندگی استخوان
  • سابقۀ خانوادگی شکستگی ناشی از شکنندگی استخوان در بستگان نزدیک
  • یائسگی زودرس
  • استعمال دخانیات
  • لاغر و کوچک‌بودن جثه
  • کمبود مصرف کلسیم و ویتامین D
  • استفاده از داروهای کاهش‌دهندۀ تراکم استخوان
  • شیوۀ زندگی کم‌تحرّک و مصرف بیش از حدّ الکل.

بنابراین برای بررسی مقدار اتلاف استخوان در موارد یادشده، سنجش تراکم استخوان باید انجام گیرد.

توصیه می‌شود زنان هر روز 1000 تا 1500 میلی‌گرم کلسیم و 400 تا 800 واحد ویتامین D مصرف کنند. همچنین ترک سیگار و ورزش منظّم نیز در کاهش خطر پوکی استخوان مؤثّر است.

بیماری قلبی- عروقی

بیماری قلبی- عروقی علّت اصلی مرگ در زنان و مسئول تقریباً 45 درصد موارد مرگ‌ومیر آنان است. سن و سابقۀ خانوادگی جزء عوامل خطر اصلاح‌ناپذیر محسوب می‌شوند. عوامل خطر اصلاح‌پذیر شامل چاقی، شیوۀ زندگی بی‌تحرّک و استعمال دخانیات است. عوامل طبیّ مربوط به افزایش خطر بیماری قلبی، دیابت، فشار خون بالا و چربی خون بالا هستند. مشاوره با زنان برای تغییر عوامل خطر اصلاح‌پذیر و درمان کافی دیابت و فشار خون و چربی از بخش‌های مهمّ مراقبت جامع از زنان میانسال است.

سرطان پستان

یکی از نگرانی‌های اصلی در زمینۀ سلامت زنان یائسه، سرطان پستان است که شایع‌ترین سرطان در زنان و دومین علّت اصلی مرگ ناشی از سرطان محسوب می‌شود.

عوامل خطر سرطان پستان عبارت است از: سن، سابقۀ خانوادگی، پریود زودرس، یائسگی دیررس و سابقۀ بیماری پستان در خود فرد.

هفت علّت شایع سقط جنین هدیه فاضل تولمی - کارشناس ارشد ژنتیک


سقط جنین در اوایل حاملگی چنان شایع است که برخی از متخصّصان زنان آن را یک واقعۀ طبیعی در تولید مثل افراد تلقّی می‌کنند. امّا این تلقّی پذیرفتن سقط را برای زنان ساده‌تر نمی‌کند.

چند ماه بعد از تولّد اولین فرزندم تصمیم گرفتم که هر چه زودتر دوباره باردار شوم. می‌خواستم فرزندانم از نظر سنّی به هم نزدیک باشند؛ هرچه نزدیک‌تر، بهتر. زمانی که پسرم سیزده ماهه بود، به آرزویم رسیدم و فهمیدم که باردارم؛ امّا قبل از اینکه شانس این را داشته باشم که این خبر را به همسرم بدهم -که آن زمان خارج از کشور بود- سقط کردم.

فقط پنج هفته از بارداری‌ام گذشته بود؛ راستش را بخواهید، اگر ما قصد بچّه‌دارشدن نداشتیم، شاید من متوجّه نمی‌شدم که قاعدگی‌ام به تعویق افتاده؛ به همین دلیل وقتی به این راحتی سقط کردم، متعجّب شدم. پزشکم به من می‌گفت که امثال من کم نیستند و پانزده درصد از حاملگی‌های تأییدشده با تست و بیش از نیمی ‌از همۀ حاملگی‌ها، طیّ سه ماهۀ اول به سقط می‌انجامند. از طرفی او به من اطمینان می‌داد که این سقط نتیجۀ خطای من نیست و تنها یک اتّفاق بوده؛ امّا همۀ این‌ها باعث تسکین من نمی‌شد. فقط زمانی توانستم آرام شوم که فهمیدم طبق آمار بیشتر مواقع سقط جنین فقط یک‌بار اتّفاق می‌افتد.

اگر شما سقط جنین را تجربه کرده‌اید، احتمالاً دلتان می‌خواهد دلیل این اتّفاق و راه‌های جلوگیری از وقوع مجدّد آن را بدانید. برای شروع، آرامش خود را حفظ کنید. چون در حاملگی یا حاملگی‌های بعدی به احتمال هشتاد درصد فرزند سالمی خواهید داشت. در گام بعدی، بپذیرید که شاید شما هرگز دلیل سقط را نفهمید. بیشتر مواقع سقط یک اتّفاق تصادفی و بدون دلیل مشخّص است.

زمانی که دو یا سه یا تعداد بیشتری سقط (سقط مکرّر) داشته‌اید، ممکن است سرانجام به این نتیجه برسید که پای یک مشکل طبّی در میان است؛ مشکلی که منجر به پایان‌یافتن خودبه‌خودی بارداری‌هایتان می‌شود. امّا گاهی در بعضی موارد برای سقط‌های مکرّر دلیل شناخته‌شده‌ای وجود ندارد. مثل بسیاری از زنانی که حاملگی ناموفّق داشته‌اند؛ من هرگز نخواهم دانست که چرا سقط جنین کرده‌ام. امّا من دو ماه بعد مجدّداً باردار شدم. فرزند دومم دو هفته بعد از جشن تولّد دوسالگی برادرش متولّد شد. همان‌طور که دلم می‌خواست آن‌ها به اندازۀ کافی از نظر سنّی به هم نزدیک‌اند.

شایع‌ترین علل سقط و سقط‌های مکرّر!

  • ناهنجاری‌های کروموزومی

حداقل شصت درصد سقط‌ها در اوایل حاملگی به دلیل ناهنجاری‌های کروموزوم‌ها اتّفاق می‌افتد. کروموزوم‌ها ساختارهای ظریفی در سلول‌ها هستند که حاوی ژن‌های حامی‌اند. هر کدام از ما 23 جفت از آن‌ها را داریم، یک ست 23 تایی از مادر و یک ست از پدر.

گاهی به دلیل نقص در اسپرم و یا تخمک در زمان لقاح، کروموزوم‌ها نمی‌توانند چیدمان درستی داشته باشند. بنابراین جنین ایجادشده دارای اختلال کروموزومی است و این نوع حاملگی اغلب به سقط می‌انجامد. زوج‌هایی که دو یا تعداد بیشتری سقط جنین به‌صورت متوالی داشته‌اند، گاهی با انجام تست‌های ژنتیک متوجّه می‌شوند که حامل اختلالات کروموزومی‌اند که اگرچه خودشان را تحت تأثیر قرار نداده، مانع از تداوم حاملگی می‌شود.

آنچه می‌توانید انجام دهید:

اگر یک سقط جنین داشته‌اید، صبور باشید. احتمالات به نفع شماست. به احتمال زیاد در حاملگی بعدی فرزند سالمی به دنیا خواهید آورد. اگر دوباره سقط کردید، محصول سقط را در صورت امکان در محلول نرمال‌سالین یا آب استریل نگه دارید و آن را برای انجام تست کروموزومی به پزشکان تحویل دهید. اگر معلوم شود که از لحاظ کروموزومی طبیعی است، باید فوری به دنبال سایر علل باشیم که می‌تواند قابل درمان نیز باشد.

  • اختلالات رحمی و سرویکس ناکارآمد

اگر شما رحمی با شکل یا تقسیم‌بندی ناهنجار دارید -به اصطلاح سپتوم رحمی- جنین نمی‌تواند به‌درستی جایگزین شود؛ یا حتّی اگر لانه‌گزینی اتّفاق بیفتد، جنین نمی‌تواند موادّ مغذّی لازم را به اندازۀ کافی برای ادامۀ حیات در اختیار داشته باشد؛ بنابراین سقط اتّفاق می‌افتد. حدود ده درصد از سقط‌ها به دلیل مشکلات رحمی است. یک سرویکس ضعیف یا ناکارآمد می‌تواند دلیل دیگری برای سقط جنین باشد؛ زیرا در پایان سه ماهۀ اول، رشد جنین به حدّی است که دهانۀ رحم شروع به قیفی‌شدن می‌کند. اگر سرویکس ضعیف باشد، نمی‌تواند جنین را در داخل رحم حفظ کند.

آنچه می‌توانید انجام دهید:

احتمال دارد تا زمانی که سقط‌های مکرّر نداشته باشید، پزشک شما به این مشکل توجّه نکند. خبر خوب این است که سپتوم رحمی با عمل جرّاحی سرپایی هیستروسکوپی قابل درمان است. پزشک شما می‌تواند با انجام سرکلاژ (بخیه‌زدن دهانۀ رحم) آن را بسته نگاه دارد. احتمال دارد که شما برای بخشی از دوران حاملگی‌تان نیاز به استراحت بیشتر یا بستری‌شدن در بیمارستان داشته باشید.

  • اختلالات ایمونولوژیک

اگر در نظر بگیرید که بدن یک زن اسپرم را به عنوان یک شیء خارجی تلقّی می‌کند، بدون شک هیچ‌گاه بارداری اتّفاق نمی‌افتد. امّا در بیشتر مواقع تخمک لقاح‌یافته این پیام را به بدن زن می‌فرستد: با من مثل یک میکروب برخورد نکن! بنابراین حاملگی بدون هیچ مشکلی ادامه پیدا می‌کند. در بعضی موارد جنین از طرف بدن زن پذیرفته نمی‌شود. آنتی‌بادی‌های آنتی‌فسفولیپید یا آنتی‌بادی‌هایی که به بافت‌های خودی ازجمله جنین حمله می‌کنند، دلیل بسیاری از سقط‌هایی است که شاید در نگاه اول در دید پزشک جزو سقط‌های غیرقابل توضیح باشد.

آنچه می‌توانید انجام دهید:

هنوز تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده، امّا در بسیاری از افراد، درمان با هپارین و آسپرین یا برخی از استروئیدهای خاص با موفّقیت همراه بوده است.

  • بیماری‌های درمان‌نشده مثل مشکلات تیروئید (کم‌کاری و پُرکاری) و دیابت کنترل‌نشده

مشکلات تیروئیدی و دیابت کنترل‌نشده، هر دو سبب ایجاد شرایط نامطلوب رحمی می‌شوند. این شرایط بقای جنین در رحم مادر را سخت و گاهی غیرممکن می‌کند.

آنچه شما می‌توانید انجام دهید:

طبق توصیۀ پزشکان شیوۀ زندگی‌تان را تغییر دهید؛ رژیم‌های توصیه‌شده را پیگیری کنید تا دیابتتان تحت کنترل قرار بگیرد. اختلالات تیروئید اغلب با مصرف داروها بهبود می‌یابند.

  • سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)

به‌تازگی مشخّص شده که یکی از دلایل مهمّ سقط، سندرم تخمدان پلی‌کیستیک است. زنان PCOS دارای سطح بالایی از هورمون تستوسترون -که هورمونی مردانه است- هستند که باعث ایجاد بی‌نظمی در روند تخمک‌گذاری و قاعدگی آنان می‌شود. PCOS حتّی در زنان غیرمبتلا به دیابت، باعث مقاومت به انسولین می‌شود که موجب عدم تکامل دیوارۀ آندومتر می‌شود. تخمین زده شده که بین پنج تا ده درصد از زنان در سنّ تولید مثل مبتلا به PCOS هستند.

آنچه شما می‌توانید انجام دهید:

مشاهده شده که درمان با متفورمین (گلوکوفاژ) در کاهش میزان سقط در زنان PCOS مؤثّر بوده است.

  • عفونت‌های باکتریایی

بسیاری از میکروارگانیسم‌ها بدون هیچ ضرری، حتّی به شکل مفید در دستگاه تناسلی زن و مرد زندگی می‌کنند. امّا برخی از باکتری‌های خاص می‌توانند مشکلاتی از قبیل افزایش احتمال سقط ایجاد کنند. ازجمله این باکتری‌ها مایکوپلاسماهومینیس و اوره آپلاسما اوره آلی‌تیکم هستند. عفونت با این باکتری‌ها در زنان می‌تواند سبب التهاب آندومتر (پوشش درونی رحم) و در نتیجه مانع رشد جنین شود. البته علائم خاصّی وجود ندارد، تنها راه ممکن برای اینکه بفهمید شما یا همسرتان ناقل این باکتری هستید، آزمایش خون است.

آنچه شما می‌توانید انجام دهید:

این عفونت‌ها اغلب به‌آسانی با آنتی‌بیوتیک‌ها از بین می‌روند.

  • شیوۀ زندگی (مصرف سیگار، الکل، موادّ مخدّر، داروها و سموم محیطی)

نیکوتین از جفت عبور می‌کند و در ترکیب خونی و رشد جنین تأثیر می‌گذارد. میزان سقط جنین در سیگاری‌ها تقریباً دو برابر افراد غیرسیگاری است. همچنین نوشیدن بیش از سه تا پنج فنجان قهوه در روز، با وقوع سقط در ارتباط است. مصرف مخدّرها و الکل (حتّی به‌صورت تفریحی) در زمانی که شما قصد بارداری دارید (یا در طول دوران حاملگی)، احمقانه است. احتمال سقط جنین در زنان با مشاغل خاص مانند کار در مزرعه، اتاق عمل، دندانپزشکی و آزمایشگاه‌ها به دلایل نامشخّص بیشتر از سایر زنان است.

آنچه شما می‌توانید انجام دهید:

قبل از اقدام به حاملگی تمام عادت‌های مضرّ خود را کنار بگذارید و احتمال لذّت‌بردن از یک حاملگی موفّق را افزایش دهید. اگر در مورد محیط کارتان نگرانید، با پزشکتان راجع به آن صحبت کنید، یا به وب‌سایت سازمان حفاظت محیط زیست www.epa.gov مراجعه کنید.

 

علائم سقط

در اوایل حاملگی لکّه‌بینی می‌تواند بی‌خطر باشد. امّا اگر دردهای کرامپی عضلانی شبیه قاعدگی یا درد شکمی شدید به همراه خونریزی را تجربه کردید، ممکن است تهدید به سقط باشید و باید با پزشک خود تماس بگیرید. احتمالاً پزشک دهانۀ رحم را معاینه می‌کند که در صورت اتّساع، احتمال سقط وجود دارد. اگر شما یک سقط خودبه‌خودی زودرس داشته‌اید، شاید دیگر نیاز به اقدام پزشکی نباشد. امّا در بعضی مواقع پزشک مجبور است برایتان ساکشن کورتاژ انجام دهد تا باقیماندۀ بافت جنینی- جفتی از رحمتان خارج شود.

زگیل تناسلی را جدّی بگیریم دکتر لیدا محفوظی - متخصّص بیماری‌‌های عفونی


ویروس پاپیلومای انسان، عامل ایجادکنندۀ زگیل تناسلی یک بیماری منتقل‌شده از راه تماس جنسی است که در ناحیۀ تناسلی خانم‌ها و آقایان ایجاد بیماری می‌کند. عفونت طول‌کشیده با برخی از انواع این ویروس عامل ایجادکنندۀ همۀ موارد سرطان دهانۀ رحم است. همچنین این ویروس‌ها عامل ایجادکنندۀ برخی موارد کانسر رکتوم (راست‌روده)، سرطان ناحیۀ حلق و سایر قسمت‌های دستگاه تناسلی مردان و زنان است. سرطان دهانۀ رحم سومین بدخیمی شایع در خانم‌هاست و صد درصد موارد به علّت این ویروس است.

زگیل تناسلی!

پژوهش‌های انجام‌شده در افراد با فعّالیت جنسی نشان داده است که شیوع آلودگی با زگیل تناسلی بسیار بالاست. از یک درصد در کشور امریکا تا ده درصد در کشورهای اسکاندیناوی -که این میزان در کشورهای کمتر پیشرفته بیشتر است- بیشترین شیوع زگیل تناسلی در 17 تا 33 سالگی است.

سرطان دهانۀ رحم!

 سالیانه 500000 مورد سرطان تهاجمی دهانۀ رحم گزارش می‌شود. تا سال1990 سرطان دهانۀ رحم شایع‌ترین سرطان در خانم‌ها در کشورهای در حال توسعه بود.

عوامل خطر برای ابتلا به ویروس زگیل تناسلی!

این ویروس از سطح پوست به سطح پوست فرد دیگر به‌طور مستقیم منتقل می‌شود و تماس جنسی مهم‌ترین عامل انتقال    انواع ویروس زگیل تناسلی شناخته ‌شده است.

واکسن‌های در دسترس!

سه نوع واکسن برای ویروس زگیل تناسلی موجود است که تفاوت آن‌ها در تعداد ویروس‌های موجود در واکسن است. سه نوع واکسن حاوی چهار، دو و نُه نوع ویروس‌اند. همۀ این واکسن‌ها، واکسن‌های پیشگیرانه‌اند، یعنی برای جلوگیری از ابتلا به ویروس‌های زگیل تناسلی و در نتیجه پیشگیری از عواقب ابتلا یعنی سرطان‌های مرتبط با آن‌ها هستند. این واکسن‌ها هیچ نقشی در درمان زگیل تناسلی و سرطان‌های مرتبط با آن ندارند. در بررسی‌های انجام‌شده ثابت شده که این واکسن‌ها در پیشگیری از ابتلا به عفونت با این ویروس‌ها و پیشگیری از سرطان‌های مرتبط کاملاً مؤثّر بوده‌اند.

توصیه‌های جهانی برای استفاده از واکسن!

سازمان جهانی بهداشت توصیه می‌کند که دختران ُنه تا سیزده سال باید به عنوان جمعیت هدف اولیه برای واکسیناسیون ویروس زگیل تناسلی مورد نظر قرار گیرند. همچنین این سازمان توصیه می‌کند که واکسیناسیون خانم‌ها در سنین بالاتر باید بر اساس توصیه‌های برنامه‌های بهداشت عمومی کشورها و بر اساس مصالح آن جامعه و در نظر گرفتن اثربخشی آن تعیین شود.

زمان ایمن‌سازی!

بررسی‌ها نشان داده‌اند که بیشترین اثر پیشگیرانۀ واکسن زمانی است که فرد هنوز به این ویروس مبتلا نشده است. بنابراین بهترین زمان برای واکسیناسیون قبل از شروع فعّالیت جنسی افراد است. واکسیناسیون بعد از ابتلا به ویروس هیچ‌گونه اثری در بهبود عفونت قبلی یا تسریع در روند درمان بیماری زگیل تناسلی یا سرطان‌های ناشی از آن نخواهد داشت. امّا توصیه می‌شود که خانم‌های نُه تا سیزده سال- که فعّالیت جنسی خود را آغاز کرده‌اند- نیز واکسن دریافت کنند؛ هرچند واکسن در افرادی که قبلاً به ویروس مبتلا شده‌اند، فایدۀ کمتری دارد. سابقۀ ابتلا به زگیل تناسلی و عفونت بدون علامت با این ویروس و تست پاپ‌اسمیر غیرطبیعی منعی برای واکسیناسیون نیست.

واکسیناسیون در موارد خاص!

واکسن زگیل تناسلی یک واکسن زنده نیست، امّا در خانم‌های باردار توصیه نمی‌شود. در خانم‌های شیرده استفاده از این واکسن منعی ندارد. تجویز واکسن در افراد با ضعف سیستم ایمنی نیز منعی ندارد.

برنامۀ واکسیناسیون!

سازمان‌های جهانی در سال 2016 دو نوبت واکسن به فاصلۀ شش ماه برای دختران زیر پانزده سال و سه نوبت واکسن برای افراد بالاتر از پانزده سال را در یک دورۀ 24 هفته‌ای توصیه می‌کنند.

واکسیناسیون در ایران!

واکسن زگیل تناسلی در ایران موجود است، امّا متولّیان بهداشت عمومی، برنامۀ سراسری واکسیناسیون گروه هدف یعنی خانم‌های نُه تا سیزده سال را  در ایران تدوین نکرده‌اند. اگرچه پزشکان متخصّص زنان یا عفونی ممکن است در موارد خاص بنابر صلاح‌دید خود واکسن را برای برخی بیماران خود توصیه کنند که منعی در این رابطه وجود ندارد.

موادّ غذایی مؤثّر در کاهش اختلالات نعوذ و رفع ناتوانی جنسی دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


برای برقراری ارتباط جنسی طبیعی از جانب آقایان، داشتن نعوظ کامل و پایدار الزامی است و اساس چنین نعوظی تجمّع خونی در آلت تناسلی مرد است. پس از مواجه‌شدن مرد با محرّک جنسی مناسب، جریان خون به آلت تناسلی افزایش می‌یابد و در قسمت‌هایی از آن -که اجسام غاری نامیده می‌شوند- وارد می‌شود و تجمّع می‌یابد و با سازوکارهایی از خروج زودهنگام خون جلوگیری می‌شود. این تجمّع خون و کشیده‌شدن بافت اجسام غاری باعث سفت‌شدن آلت تناسلی می‌شود. پس از برقراری ارتباط جنسی یا رفع محرّک جنسی ورود خون به اجسام غاری کاهش می‌یابد و خروج خون تسهیل می‌شود و با کاهش حجم خون در آن‌، نعوظ از بین می‌رود. البته برای برقراری نعوظ نه تنها باید شریان‌های خون‌رسان به آلت و بافت اجسام غاری سالم باشند، بلکه مادّه‌ای به نام نیتریک اکساید باید در سلول‌های اجسام غاری افزایش یابد. اشکال در هر کدام از این بخش‌ها منجر به اشکال در نعوظ خواهد شد.

حال آیا می‌دانید که بعضی از موادّ غذایی می‌توانند در کاهش اختلالات نعوذ و رفع ناتوانی جنسی مؤثّر باشند؟!

هندوانه

این میوۀ شب یلدا حاوی ترکیباتی است که می‌تواند مشابه داروهای درمان اختلالات نعوظ روی عروق خونی تأثیر بگذارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این میوه ممکن است انگیزۀ جنسی را افزایش دهد و به‌علاوه حاوی لیکوپن است که خود آنتی‌اکسیدانی است که برای قلب، پوست و پروستات مفید است.

قهوه

یک فنجان قهوۀ صبحگاهی بی‌گمان بیش از یک محرّک ساده برای پُرانرژی بودن در طول روز مفید است و ممکن است یک محرّک برای زندگی عشقی شما نیز باشد. یک بررسی نشان داده است که نوشیدن دو تا سه فنجان قهوه در طول روز احتمال بروز اختلالات نعوظ را در مردان کاهش می‌دهد که علّت آن اثر کافئین روی عروق و جریان خون است. کافئین در چای، نوشابه‌های گازدار، به‌‌ویژه نوشابه‌های قهوه‌ای و نوشابه‌های ورزشی انرژی‌زا نیز وجود دارد.

شکلات تلخ

مصرف این شکلاتِ نه‌چندان خوشمزه چند بار در هفته بی‌گمان برای قلب مفید است و آنچه برای قلب مفید باشد، برای سایر بخش‌های بدن نیز مفید است. شکلات تلخ مملوّ از موادّی گیاهی است که فلاوانول نامیده می‌شوند. این مواد جریان خون را زیاد می‌کنند و فشار خون را کاهش می‌دهند. همچنین ممکن است به بافت‌های بدن کمک کنند تا مادّه‌ای به نام نیتریک اکساید را بیشتر بسازند. نیتریک اکساید برای ایجاد نعوظ لازم بوده و هدف بسیاری از داروهای شیمیایی درمان اختلالات نعوظ، افزایش این مادّه در بافت آلت است.

میوه‌های مغزدار یا تنقّلات

مغز گردو حاوی مقدار زیادی آرژنین است و این اسید آمینه برای ساختن نیتریک اکساید در بدن استفاده می‌شود. همچنین مغز گردو حاوی ویتامین E، اسیدفولیک و فیبر غذایی است. همۀ این مواد برای بدن مفیدند، امّا یادتان باشد که روزانه بیش از چند گرم مغز گردو استفاده نکنید، چون کالری بالایی دارد و شما را چاق می‌کند. در ضمن این نکات در مورد سایر میوه‌های مغزدار مثل فندق، پسته و بادام درختی نیز صادق است.

آب‌میوه‌های قرمز

همان‌طوری که هر گردی گردو نیست، هر آب‌میوۀ قرمزی نیز مفید نیست. آب‌میوه‌های طبیعی از میوه‌های قرمز مثل آب انگور قرمز، آب انار و آب اخته حاوی موادّی‌اند که به عنوان آنتی‌اکسیدان برای بدن مفیدند؛ به‌علاوه منجر به افزایش نیتریک اکساید در بدن نیز می‌شوند.

سیر

اگر بوی نامطبوع سیر برای اطرافیانتان قابل تحمّل است، بیشتر از آن استفاده کنید. با افزایش سن رسوب کلسترول در جدار عروق (آترواسکلروز) منجر به کاهش جریان خون می‌شود. جالب است بدانیم، اولین عروقی که در بدن با این پلاک‌های رسوبی تنگ می‌شوند، عروق خون‌رسان به قلب (کرونر) و عروق خون‌رسان به آلت تناسلی (هیپوگاستریک) هستند؛ به همین دلیل اولین علامت تنگی عروق کرونر قلب ممکن است اختلالات نعوظ باشد. سیر در رژیم غذایی ممکن است با کاهش تشکیل این پلاک‌های رسوبی به حفظ سلامت و پاک‌ماندن عروق در سنّ بالا کمک کند و در نتیجه مانع از بروز اختلالات قلبی و ناتوانی جنسی شود.

ماهی

این غذای لذیذ شمالی‌ها اگر از دست آلودگی محیط و آب در امان بماند، حاوی منابع غنی‌ای از اسیدهای چرب امگا-3 است و این مادّه نیز در بدن باعث افزایش تولید نیتریک اکساید می‌‌شود. به‌علاوه امگا-3 باعث کاهش فشار خون و کاهش احتمال ایجاد لخته در عروق و حملات قلبی می‌شود. مصرف هفته‌ای 250 گرم ماهی مثل سالمون، قزل‌آلا، ساردین و ماهی سفید می‌تواند به تأمین امگا-3 بدن کمک کند.

سبزیجات

 همۀ سبزیجات منابع غنی‌ای از ویتامین‌ها، موادّ معدنی، امگا-3 و فیبرهای غذایی‌اند و مصرف آن‌ها به روش‌های مختلف برای حفظ سلامت بدن و سلامت جنسی مفید است. بنابراین سبزیجات را جزو ثابت غذاهایتان کنید و بامیه را هم فراموش نکنید.

فلفل

از قدیم گفته می‌شد که فلفل به عنوان محرّک جنسی مفید است؛ این طعم‌دهندۀ خوشمزه و سوزاننده حاوی مادّه‌ای است به نام كاپسايسين که با کاهش فشار خون و افزایش جریان خون قلب و سایر ارگان‌ها، کاهش کلسترول و بهبود متابولیسم و جلوگیری از لخته‌شدن خون در عروق، برای شما مفید خواهد بود.

روغن زیتون

رودباری‌های گیلان روغنی تولید می‌کنند که ممکن است به ساخته‌شدن بیشتر تستوسترون کمک کند. به‌علاوه این روغن حاوی حجم بالای چربی غیراشباع است که می‌تواند به خلاص‌شدن بدن از دست کلسترول بد نیز کمک کند. سعی کنید از روغن زیتون طبیعی استفاده کنید؛ روغنی که برای خارج کردن آن از دانه‌های زیتون فقط از فشار مکانیکی استفاده شده باشد، نه از گرما و موادّ شیمیایی. زیرا آنتی‌اکسیدان‌ها در روغن زیتونی که فقط با فشار مکانیکی به دست می‌آید، بهتر حفظ می‌شود.

بد نیست بدانید که روغن‌های نباتی مایع استفاده‌شده در طیّ یک‌سال در رودبار دو برابر کلّ مصرف روغن‌های نباتی مایع در استان‌های گیلان و مازندران در سال است؛ بنابراین در انتخاب روغن زیتون دقّت کنید.

صدف‌های خوراکی

صدف غذایی است که معمولاً ما ایرانی‌ها آن را نمی‌خوریم، امّا این غذا ممکن است در افزایش تستوسترون بدن مفید باشد.

با اوتیسم بیشتر آشنا شوید دکتر روشنک کدیور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


در دنیای مدرن امروز، هر روز اسم جدیدی از بیماری‌ها را در جامعه می‌شنویم و معمولاً ذهن کنجکاو ما می‌خواهد دربارۀ این بیماری‌ها چیزهایی بداند، ولی متأسّفانه در بسیاری از مواقع، اظهار نظرها و قضاوت‌های افرادی که اطّلاعات کافی در مورد این بیماری‌ها ندارند، دهن‌به‌دهن می‌چرخد و مثل یک غلط مصطلح می‌شود. در این میان، وظیفۀ پزشکان چیست؟ فقط تشخیص، درمان، بازتوانی و ...؟ خیر.                                             

ارتقای آگاهی و دانش یک جامعه در مورد بهداشت و بیماری‌ها از موارد پُراهمّیت پیشگیری اولیه است. بیایید این‌بار بیشتر در مورد علائم اوتیسم بدانیم.

اوتو به معنی «خود» به زبان یونانی است و طیف وسیعی از تظاهرات با شدّت متفاوت را در این اختلال خواهیم دید. این اختلال یک اختلال مادام‌العمر است و نسبت پسران به دختران در این بیماری چهار به یک است. متأسّفانه تا کنون دلیل شناختهشده‌ای برای این اختلال مشخّص نشده است؛ اگرچه احتمال می‌رود که ژنتیک و محیط در آن نقش داشته باشند. علاج دائمی نیز برای این اختلال تاکنون مطرح نشده است.

اوتیسم چیست؟

اوتیسم اختلال در سه زمینۀ عملکردی است:

  1. ارتباط
  2. وابستگی‌ها و ارتباط اجتماعی
  3. حرکات رفتاری تکراری.

اگر ما قادر به علاج قطعی این بیماری نیستیم، پس تشخیص چه کمکی می‌کند؟!

ما با تشخیص به‌موقع و زود می‌توانیم روی پیشرفت علائم بیماری تأثیر بگذاریم و با روش‌های جدید درمانی زندگی را برای بیمار و خانواده‌اش تسهیل کنیم.

در گذشته پنج اختلال را به عنوان اختلالات تحوّلی فراگیر (Pervasive Developmental Disorder) می‌شناختیم که شامل موارد زیر است:

  1. اوتیسم
  2. آسپرگر
  3. PDD-NOS  یا  pervasive developmental disorder - not otherwise specified مشخّص‌نشده از انواع دیگر
  4. اختلال ازهم‌گسیختگی کودکی(Childhood Disintegrative Disorder)
  5. اختلال رتRett’s Disorder   (البته امروزه اختلال رت در این مجموعه نمی‌گنجد).

بر اساس پژوهش‌های مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های کانادا امروزه یک در 68 مورد اوتیسم گزارش شده که شیوع آن در دنیا مشابه است. بنابراین با توجّه به شیوع تقریباً بالا در جامعه بهتر است که آگاهی بیشتری نسبت به علائم این بیماری داشته باشیم.

با چه علائمی مشکوک به اوتیسم شویم و با متخصّص کودک خود مشاوره کنیم؟

محور اصلی مشکلات این کودکان ناتوانی در برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی است. آنان تمایل به تنهایی دارند؛ انگار در دنیای خود سیر می‌کنند و به محیط اطراف بی‌توجّه‌اند. هنگامی که والدینشان از منزل خارج می‌شوند، یا بعد از غیبتی چندساعته وارد منزل می‌شوند، این کودکان واکنشی نشان نمی‌دهند؛ حتّی ارتباط چشمی نیز با دیگران برقرار نمی‌کنند. اسباب‌بازی مورد علاقه‌اشان را به همسالان یا والدینشان نشان نمی‌دهند؛ به‌ندرت لبخند معنی‌دار بر لبانشان ظاهر می‌شود؛ هیچ تلاشی برای جلب توجّه نمی‌کنند؛ حرف‌زدن در آنان یا با تأخیر است، یا هرگز اتّفاق نمی‌افتد (به‌جز آسپرگر). اگر کودکان دیگر برای بازی سراغشان بیایند، آنان را نادیده می‌گیرند. با اسباب‌بازی‌هایشان به‌طرز عجیبی بازی می‌کنند؛ به عنوان مثال به جای بازی با ماشین، با یک چرخ ماشین بازی می‌کنند و از چرخاندن آن لذّت می‌برند. سعی در ردیف‌گذاشتن اسباب‌بازی‌ها یا دیگر وسایل روی یک خط دارند. تمایل به خاموش و روشن‌کردن کلید دارند. گاهی دور خود می‌چرخند، یا ساعت‌ها به چرخش ماشین لباسشویی خیره می‌شوند. از انگشتان دست یا پای خود به عنوان یک وسیله استفاده می‌کنند و با آن‌ها بازی می‌کنند. حرکات کلیشه‌ای و تکراری در سر، دست، شانه و ... انجام می‌دهند.

بعضی از این کودکان نسبت به محرّک‌های خارجی حسّاسیت بیش از حدّی دارند؛ صداهای خارجی برایشان غیرقابل تحمّل می‌شود و واکنش‌های مختلف و گاهی پرخاشگرانه نشان می‌دهند؛ به خود آسیب می‌زنند، دست‌هایشان را گاز می‌گیرند، سرشان را به دیوار می‌کوبند، به صورتشان سیلی می‌زنند و ... .

البته توضیح در مورد همۀ علائم اوتیسم در این نوشتار نمی‌گنجد. والدین باید در صورت مشاهدۀ علائم مشکوک با پزشک متخصّص کودکشان مشاوره کنند و این وظیفۀ پزشک است که نشانه‌ها را کنار هم بگذارد و تشخیص دهد. بنابراین از مارک‌زدن به کودک اجتناب کنید.

علائم زیر به عنوان هشدار مراجعه به پزشک ذکر شده است:

  1. عدم ایجاد صدا و کلمات نامفهوم تا یازده ‌ماهگی
  2. نداشتن یک وضعیت و ژست تا دوازده ‌ماهگی
  3. به‌کار نبردن حتّی یک کلمه تا شانزده‌ ماهگی
  4. به‌کار نبردن یک عبارت دو کلمه‌ای تا 24 ماهگی
  5. نداشتن عکس‌العمل و واکنش به صدا زدن اسم کودک
  6. از دست‌دادن توانایی سخن‌گفتن یا دیگر توانمندی‌ها در هر سنّی
  7. رفتار عجیب و حرکات تکراری انگشتان یا دست‌ها
  8. حسّاسیت بیش از حد به نور، صدا و محرّک‌های محیطی
  9. علائق عجیب و غریب
  10. ترس‌های بی‌مورد
  11. بازی‌های غیرمعمول با اسباب‌بازی‌ها
  12. عدم برقراری تماس چشمی
  13. نشان‌ندادن وسایل مورد علاقۀ خود به دیگران
  14. علاقه به خیره‌شدن به اشیا به‌جای صورت اشخاص
  15. علاقه به تنهایی بازی‌کردن
  16. علاقه‌نداشتن به جلب توجّه
  17. پاسخ‌ندادن به والدین برای بازی با کودک
  18. نادیده انگاشتن سایر کودکان در محیط‌هایی مثل پارک، مهد کودک و اجتناب از بازی با آن‌ها.

 

تشخیص اوتیسم کار ساده‌ای نیست و بسیاری از اختلالات روحی کودکان ممکن است با آن تداخل کند، امّا محقّقان و پزشکان معیارهایی دارند که در سراسر دنیا از آن‌ها به عنوان ابزار تشخیصی استاندارد استفاده می‌‌کنند و به این طریق ضریب خطای تشخیصی را به حداقل ممکن می‌رسانند.

در سال 2013 تغییراتی در این معیار تشخیصی ایجاد شد که مورد قبول در سراسر دنیاست (DSM5). براساس این استاندارد جهانی اختلال اصلی اوتیسم بر اساس دو معیار زیر سنجیده می‌شود:

1. ارتباط اجتماعی

در این معیار بیمار باید هر سه مورد زیر را داشته باشد:

  • اختلال در رابطۀ اجتماعی- عاطفی متقابل
  • اختلال در رابطه ایجاد کردن غیرگفتگویی مثل ژست حین ارتباط یا برقراری ارتباط چشمی
  • اختلال در توسعه‌دادن و نگهداری

2. رفتار تکراری و علائق محدود

 در این معیار بیمار باید دو مورد از چهار مورد زیر را داشته باشد:

  • رفتارهای تکراری در صحبت، حرکت یا استفاده از اجسام
  • مقاومت به هرگونه تغییر و وابستگی به مسائل معمول زندگی
  • علائق ثابت و غیرمعمول با شدّت غیرعادّی
  • حسّاسیت بیش از حد یا کمتر از معمول به محرّک‌های ورودی و محیط، یا علائق غیرمعمول حسّی.

 

 بیماری اوتیسم را براساس شدّت آن می‌توان به سه سطح تقسیم کرد:

سطح یک: خفیف‌ترین سطح است و چنین بیمارانی نیاز به حمایت دارند، امّا کمتر از دو نوع دیگر.

در زمینۀ ارتباط اجتماعی: اختلال در ارتباطشان بدون حمایت مراقبتی در جامعه قابل توجّه است. اشکال در شروع و پاسخ‌دهی اجتماعی دارند و ممکن است افرادی به نظر برسند که تمایل به ارتباط برقرار کردن ندارند.

در زمینۀ رفتاری: اختلالات رفتاری آنان در یک یا چند زمینه با عملکرد اجتماعی‌شان تداخل می‌کند. در ضمن در مقابل کسانی که سعی در تغییر مسیرشان دارند، مقاومت می‌کنند.

سطح دو: از سطح سه خفیف‌تر است و نیاز به مراقبت حمایتی زیادی دارند.

در زمینۀ ارتباط اجتماعی: اختلال قابل توجّه در ارتباط کلامی و غیرکلامی با دیگران دارند. حتّی با مراقبت حمایتی این اختلال قابل مشاهده است.

در زمینۀ رفتاری: علائق غیرمعمول و رفتارهای تکراری به میزانی است که حتّی یک مشاهده‌گر غیرحرفه‌ای نیز متوجّه آن می‌شود و قطع مسائل معمول و روزانۀ مربوط به آنان در بسیاری از مواقع باعث پریشانی‌شان می‌شود.

سطح سه: شدیدترین نوع است که احتیاج به مراقبت حمایتی بسیار زیادی دارند:

در زمینۀ ارتباط اجتماعی: نقص بسیار شدیدی در ارتباط کلامی و غیرکلامی با دیگران دارند، به‌طوری که باعث نقص شدید در عملکردشان می‌شود. بسیار محدود می‌توانند ارتباط ایجاد کنند، یا پاسخگوی دیگران باشند.

در زمینۀ رفتاری: علائق ثابت و غیرمعمول و رفتارهای تکراری‌شان به میزانی است که تداخل شدید با عملکردشان در کلیۀ زمینه‌ها دارد. از سوی دیگر وقتی مسائل معمول و روزانۀ مربوط به آنان گسیخته می‌شود، پریشانی زیادی برایشان ایجاد می‌شود.

 

 

پژوهشگران این رشته معتقدند که مرکز و ریشۀ کلیۀ مشکلات افراد مبتلا به اوتیسم عدم توانایی در برقراری ارتباط است. این اختلال هم در ارتباط دریافتی و هم در ارتباط ارسالی است. نیمی از کودکان مبتلا به اوتیسم به‌خوبی صحبت نخواهند کرد و آنانی هم که صحبت خواهند کرد، ارتباط کلامی نخواهند داشت (دونلن، 1985). بنابراین ناتوانی در استفادۀ مؤثّر در ارتباط می‌تواند باعث ایجاد رفتارهای چالشی در آنان شود.

زمانی که شخصی قادر به نشان دادن درخواست‌ها، نیازها، مخالفت‌ها و احساساتش نباشد و نتواند دیدگاه و درخواست دیگران را درک کند، به ‌سوی روش‌های نامتعارفی برای ایجاد ارتباط می‌رود. بنابراین اوتیسم به‌طور مستقیم باعث رفتارهای چالشی نمی‌شود، بلکه فرایند زمینه‌ساز آن، این‌گونه اختلالات رفتاری را -که خارج از کنترل شخص است- توجیه می‌کند.

Oval: عدم توانایی در برقراری ارتباطمثلاً کودک مبتلا به اوتیسم تقاضای رفتن از یک محیط را دارد، امّا قادر به بیان خواسته‌اش نیست و شروع به خودزنی می‌کند، فریاد می‌کشد، سرش را به دیوار می‌کوبد و... ، امّا حقیقتی که پشتِ این رفتار پنهان شده، چیست؟

 

 

ارتقای آگاهی در افرادی که با کودکان مبتلا به اوتیسم در ارتباط‌ند، حائز اهمّیت است. اگر اطرافیان بدانند که رفتار کودک لجبازی محسوب نمی‌شود و به دلیل تربیت نشدنِ صحیح نیست، آنگاه می‌توانند به فرد مبتلا به اوتیسم کمک کنند. زمانی که با روش‌های کمکی قادر به برقراری ارتباط می‌شوند، از میزان بروز این‌گونه رفتارها کاسته می‌شود.

می‌توان ذکر کرد که رفتار درواقع یک شکل از ارتباط است. گاهی ما خواسته‌هایمان را با روشی جدا از صحبت بیان می‌کنیم، مثل واکنش‌های چهره‌مان (اخم، لبخند، شانه بالا دادن و سر تکان دادن). در حالی که افراد مبتلا به اوتیسم کمبود نشان دادن ارتباط غیرکلامی دارند و ارتباط غیرکلامی دیگران را نیز درک نمی‌کنند. برخی از آنان به محرّک‌های محیطی مثل صدا، نور، لمس و... واکنش غیرمعمول دارند؛ در نتیجه خواسته‌های درک‌نشده، نیازهای پاسخ‌نداده، مخالفت‌های غیر‌قابلِ فهم دیگران آنان را می‌آزارد. امّا آنچه ما می‌بینیم چیست؟ گاز گرفتن دستشان، کوبیدن سرشان به دیوار، بالا و پایین پریدن‌های بی‌معنی، فریادهای گوش‌خراش و سایر رفتارهای نامناسب.

بنابراین طبیعت این رفتارهای نامناسب باید درک شود و براساس آموزش‌های داده‌شده به افرادی که با فرد مبتلا به اوتیسم در ارتباط‌اند، برخورد مناسب ارائه شود.

 

با توجّه به اینکه منشأ اصلی اوتیسم اختلال در برقراری ارتباط است، با روش‌های مداخله و وسایل کمکی، از عکس و نقّاشی و ویدئو تا رایانه و اسباب تولید کنندۀ صدا می‌توان به این افراد کمک کرد و کیفیت زندگی آنان و خانواده‌هایشان را بالا برد. امّا باید درنظر داشت که در مداخلات درمانی نمی‌توان از یک روش خاص برای همۀ آنان استفاده کرد. درمانگر باید شناخت کافی از نقاط قوّت، میزان توانایی ارتباط، ضریب هوشی، وجود اختلالات همراه مثل تشنّج یا بیماری‌های دیگر داشته باشد و براساس یافته‌ها، روش مناسب مداخلۀ درمانی را اعمال کند.

 

 

 

حال که میزان شیوع اوتیسم در جامعه در حال افزایش است، باید سعی کنیم برای یاری، بیشتر بدانیم و کمتر قضاوت کنیم.

وقتی یک گل جوانه نمی‌دهد، شما محیط پرورشش را اصلاح می‌کنید تا رشد کند، نه گل را! «الکساندر د‌ِ ِن هیجار»

آثار کار زنان باردار بر روند بارداری دكتر مهري نصيري - متخصص بيماري‌هاي زنان و زايمان


آیا زنان باردار می‌توانند کار خود را در محیط خارج از منزل و در طول بارداری ادامه دهند؟ معمولاً همۀ خانم‌های باردار در طیّ اولین مراجعۀ خود به پزشک متخصّص زنان در مورد نحوۀ ادامۀ کار در محیط خارج از منزل از پزشک خود سؤال می‌کنند، البته جواب این سؤال با توجّه به وضع هر فرد و روند حاملگی‌اش متفاوت و منحصر به‌فرد است و پزشک با در نظر گرفتن این مسائل در مورد وی تصمیم‌گیری خواهد کرد.

پژوهش‌های زیادی در این مورد انجام شده است. بر اساس تحقیقات انجام‌شده، ایستادن به صورت سرپایی و کار کردن طولانی‌مدّت در دوران بارداری بعضی از عوارض بارداری را افزایش می‌دهد، به‌طور مثال مادرانی که به‌ مدّت طولانی سر پا می‌ایستند، مانند پرستاران، معلّمان و کارگران دور سر نوزادان آن‌ها به‌طور متوسّط cm1 کوچک‌تر از افراد دیگر است.

اگر در طول بارداری مادر شغل بدون استرس و به‌صورت پشت‌میزنشینی دارد، کارش می‌تواند بدون خطر باشد، ولی انجام کارهای سنگین مانند بلند کردن اشیای سنگین، تقلّای بدنی شدید و ایستادن‌های طولانی‌مدّت احتمال زایمان زودرس، کمردرد، پا درد، فشار خون بالا و مسمومیت بارداری، همچنین جنین کوچک نسبت به سنّ حاملگی را افزایش می‌دهد.

رسیدگی به امور منزل معمولاً مشکلی برای مادر باردار ایجاد نمی‌کند. البته بعد از شش ماهگی به دلیل وزن سنگین جنین و کیسۀ آب بهتر است که مادر باردار از ایستادن طولانی‌مدّت پرهیز کند و کارهای طولانی را در حالت نشسته انجام دهد.

برای انجام کارهایی مانند اتو کردن، خیّاطی و غذا خوردن بهتر است که روی صندلی بنشیند و به پشت تکیه کند و ستون فقرات را صاف نگه دارد. بهتر است که یک چهارپایۀ کوچک زیر پاها گذاشته شود، طوری که زانوها کمی‌ بالاتر از ران قرار گیرد.

کارهایی که نیاز به خم‌کردن کمر دارند، مانند برداشتن نایلون‌های خرید، چیدن وسایل داخل کابینت و ... بهتر است که به‌صورتی انجام شود که به شکم فشار وارد نشود، یعنی ضمن صاف نگه‌داشتن ستون فقرات، به جای خم‌کردن کمر باید زانوها را خم کرد.

برای انجام کارهایی که نیاز به نشستن طولانی دارد، بهتر است که روی یک زانو بنشینید و زانوی دیگر را خم کنید و بالا بیاورید، این حالت سبب ایجاد تعادل می‌شود. هرگز وسایل خیلی سنگین را نباید جابه‌جا کرد؛ هرگونه حرکتی که سبب فشار روی عضلات شکم شود، می‌تواند سبب بروز انقباضات رحمی ‌و زایمان زودرس شود.

مشکلات روحی و شب‌ادراری دکتر حمیدرضا بادلی - فوق تخصّص کلیه و مجاری ادراری کودکان


باورهای نادرستی در مورد ارتباط بی‌اختیاری و روان کودکان وجود دارد. هدف از این نوشتار اصلاح باورهای غلط و حقیقت‌یابی است.

آیا کودکان به دلیل مشکلات روحی بستر یا لباس خود را خیس می‌کنند؟

در گذشته این باور وجود داشت که کودکان به دلیل مشکلات روحی، خود را خیس می‌کنند یا دچار بی‌اختیاری می‌شوند. امروزه اغلب پزشکان می‌دانند که این باور نادرست است. این کودکان به‌عمد خود را خیس نمی‌کنند و والدین آن‌ها هم حمایت‌گرند، از این رو ارتباطی بین خیس کردن و تجربیات بد روحی وجود ندارد؛ روان‌درمانی و درمان‌های مشابه نیز در آن تأثیری ندارد. این برداشت غلط می‌تواند برای والدین و فرزند احساس گناه ایجاد کند.

البته باید بدانیم که همیشه بین تن و روان ارتباط محکمی‌ وجود دارد. تن و روان با هم پیوند ناگسستنی دارند و هر کدام از آن‌ها می‌توانند بر دیگری تأثیری قوی بگذارد. بسیاری از خانواده‌ها می‌دانند که عواملی مانند تولّد فرزند جدید می‌تواند باعث تشدید بی‌اختیاری شود. حتّی بسیاری از بچّه‌ها در مهمانی‌هایی که با ماندن بیش از 24 ساعت همراه باشد، بی‌اختیاری نخواهند داشت.

مشکلات مثانۀ بچّه‌های بیش‌فعّال

این بچّه‌ها مشکلات مثانه‌ای بیشتری به نسبت بچّه‌های دیگر دارند؛ اینکه چرا این اتّفاق می‌افتد، هنوز به‌درستی روشن نشده، امّا کودکی که به جهان اطراف خود توجّه کمی دارد و در آن تمرکز کمتری می‌کند، قطعاً چنین بی‌توجّهی‌ای را نسبت به اعضای داخلی بدن خود هم خواهد داشت. البته این قضیه در درمان کودک تأثیری ندارد و همان روش درمانی‌ای که برای بقیۀ کودکان استفاده می‌شود، برای این بچّه‌ها نیز به‌کار می‌رود.

عواقب روحی بی‌اختیاری‌ها!

بی‌اختیاری می‌تواند تأثیر بسیار شدیدی بر افکار کودک بگذارد. این کودکان همیشه نگران بی‌اختیاری خود در انظار عمومی‌ هستند و بسیاری از این بچّه‌ها جرئت حضور در مهمانی شبانه و اردوهای شبانه‌روزی همراه با بچّه‌های دیگر را ندارند.

این کودکان فکر می‌کنند که نهادی متفاوت از دیگران دارند؛ آن‌ها فکر می‌کنند با دیگر کودکان تفاوت دارند و حتّی گاهی از دیگران می‌شنوند که هنوز بالغ نشده‌اند و تکامل کافی نیافته‌اند. بسیاری از این کودکان بر این باورند که تنها خودشان این مشکل را دارند و حتّی از طرح مسئله با دوستان صمیمی خود هراس دارند. عجیب نخواهد بود که این مسئله تأثیر روانی بر کودک نگذارد، امّا این بی‌اختیاری است که برای او مشکل روانی ایجاد کرده است.

 

چگونه باید این مشکل را مدیریت کرد؟

کودکانی که مشکلاتی مانند شب‌ادراری و عدم کنترل ادرار در روز دارند، باید حتماً برای خشک ماندن درمان شوند. بسیاری از این مشکلات روحی رفع می‌شوند و به‌وضوح خواهید دید که چگونه اعتماد به نفس آن‌ها ارتقا می‌یابد، امّا تا زمان بهبودی، والدین باید همراه کودک باشند و به او تأکید کنند که این خطا و اشکال او نیست و برای این مشکل درمان وجود دارد. اگر کودک اجازه دهد، بهتر است که این مشکل را با بهترین دوست خود در میان بگذارد (البته نباید اجبار کرد). باید به او تأکید کرد که مانند بقیۀ بچّه‌ها زندگی کند و نگذارد که مثانه به او دستور دهد چه کاری انجام دهد، یا انجام ندهد.

زایمان طبیعی؛ یک شانس یا یک معضل دکتر بیتا محبوب روشنکار - متخصّص زنان، زايمان و نازايي


اولین دغدغۀ یک زن باردار، چگونگی تولّد فرزندش است. این دغدغه بیش از آنکه متوجّه سلامت نوزاد باشد، متوجّه آسایش و راحتی مادر در هنگام زایمان است. زنان باردار، به‌خصوص در حاملگی اوّلشان با دلهره و نگرانی، لحظۀ زایمان را انتظار می‌کشند و این نگرانی باعث می‌شود که مصرّانه از پزشک خود درخواست کنند که زایمان همراه با بیهوشی (سزارین) داشته باشند. آن‌ها می‌خواهند وقتی‌ که به هوش آمدند، فرزندشان در کنارشان خوابیده باشد. این موضوع در سال‌های اخیر بسیار شدّت یافته و شرایط به گونه‌ای شده است که عمل سزارین -که زمانی خانم‌های باردار از آن واهمه داشتند و برای خود نقص می‌پنداشتند- به مرور زمان به یک ارزش، کار عادّی و پسندیده تبدیل شد و اگر کسی خود تصمیم به زایمان طبیعی بگیرد، مورد تعجّب دیگران قرار می‌گیرد.

با تغییر شرایط فرهنگی در سال‌های اخیر سزارین مد شده است. وقتی به خانم بارداری در بدو ورود به مراکز درمانی فرصت زایمان طبیعی داده می‌شود، می‌پندارد که مورد ظلم آشکار قرار گرفته است. اشکال کار کجاست؟ چرا سزارین در طول زمان تبدیل به ارزش شده است؟ چه کسانی در ایجاد این معضل مقصّر بوده‌اند؟

بدیهی است که تنها یک گروه را نمی‌توان مقصّر دانست؛ مادران ما مقصّر بوده‌اند، چون نتوانستند دختران خود را از نظر روحی آمادۀ زایمان طبیعی کنند؛ مردان همسرانشان را به لحاظ روحی همراهی نکرده‌اند و بالاخره ما پزشکان نیز مقصّریم، چون نتوانستیم در مقابل بیماران برای سزارین مقاومت کنیم و درمان درست و راه صحیح را به آن‌ها پیشنهاد دهیم.

اگر برای دختران جوان خود موارد زیر را بیان کنیم، هرگز با انجام زایمان طبیعی مخالفت نمی‌کنند؛

  • زایمان طبیعی یک فرصت و موهبت الهی است که تنها در اختیار بعضی از زنان قرار می‌گیرد و موجب تقرّب الهی می‌شود.
  • زایمان طبیعی در راستای فیزیولوژی طبیعی بدن است، در حالی که سزارین یک عمل تحمیلی و غیرفیزیولوژی است.
  • زایمان طبیعی از نظر روحی موجب افزایش اعتماد به نفس یک زن شده و نقطۀ عطفی در زندگی وی محسوب می‌شود؛ این مسئله به خانم‌ها کمک می‌کند تا بار مشکلات زندگی را راحت‌تر به دوش بکشند و در نابسامانی‌ها تصمیم درست بگیرند و دچار سرخوردگی نشوند. بیشتر افراد نسل جوان روحیۀ بسیار شکننده و آسیب‌پذیری دارند و با کوچک‌ترین مشکلی ندای جدایی از همسر را سر می‌دهند.
  • مهم‌ترین نکته این است که در زایمان طبیعی عوارض یک جرّاحی سنگین به مادر تحمیل نمی‌شود و دورۀ نقاهت بسیار کوتاهی دارد. توجّه به این نکته ضروری است که مادران قوی فرزندانی قوی به جامعه تحویل می‌دهند. حال با توجّه به بخشنامه‌های اخیر وزارت بهداشت مبنی بر ترویج زایمان طبیعی و ابلاغ آن به بیمارستان‌های خصوصی و دولتی این سؤال مطرح می‌شود که برای پیشبرد این هدف چه راهکارهایی در پیش داریم؟
  • توصیه به مادران برای شرکت در کلاس‌های آمادگی زایمان و توجّه به این نکته که زایمان بی‌درد یک روش نوین و منطقی و جایگزین سزارین اختیاری است. بانوان باردار با مراجعه به این کلاس‌ها و بالا بردن سطح آگاهی خود می‌توانند بر ترس و واهمۀ زایمان طبیعی غلبه کنند.
  • اطمینان بیمار از اینکه پزشک در طول زایمان در کنارش است و در صورت درد شدید و غیرقابل تحمّل، مرحلۀ بی‌دردی انجام می‌شود و این بی‌دردی قابل تکرار است.
  • جلسات مشاوره با متخّصص بیهوشی در سه ماهۀ آخر بارداری برگزار می‌شود و راه‌های زایمان بی‌درد معرفی می‌شود.

بنابراین به نظر می‌رسد، بیشترین اقدامی که برای ترویج فرهنگ زایمان طبیعی و نزدیک‌شدن به استاندارد بهداشت جهانی و کاهش آمار سزارین ضروری است، انجام فعّالیت‌های فرهنگی و آگاهی به مادران دربارۀ مزایای زایمان طبیعی و در صورت لزوم و نیاز بیمار انجام زایمان بدون درد است.

دوست خیالی کودکان دکتر مهناز مرامی - دکترای تخصّصی روانشناسی


والدین و متخصّصان کودک معمولاً در مورد نقشی که دوستان خیالی در زندگی کودکان بازی می‌کنند، نگران‌اند؛ با این حال تحقیقات نشان ‌می‌دهد که خلقِ یک دوست خیالی پدیده‌ای رایج و سالم از انواع بازی‌های تخیّلی کودکان است. گونه‌های مختلفی از دوستان خیالی وجود دارند که شامل انواع گوناگون اشیا و دوستان نامرئی می‌شوند. معمولاً کودکان، بسیاری از دوستان خیالی خود را مهربان و مطیع توصیف می‌کنند، امّا بعضی از این دوستان، مزاحم و سرکش به تصویر کشیده شده‌اند. زمانی‌که کودکان به‌شدّت نسبت به دوستان خیالی خود ابراز احساسات می‌کنند، یا مدّعی می‌شوند که کنترل آن‌ها سخت است، ممکن است در مرز بین خیال و واقعیت سردرگم به‌‌ نظر برسند. با وجود این بیشتر کودکان از اینکه دوستان خیالی‌شان واقعی نیستند، درک روشنی دارند.  

انسان‌ها در عشق ورزیدن، به اشتراک گذاشتن زندگی و حتّی فاش کردن درونی‌ترین رازها و احساسات خود برای افراد خیالی، قابلیت ویژه‌ای دارند. افراد خیالی می­توانند اشکال گوناگونی به خود بگیرند، ازجمله نسخه‌های تخیّلی از انسان‌های واقعی، شخصیت‌های افسانه‌ای کتاب‌ها و خلق انسان‌ها یا لباس‌های حیوان‌نما که برای پاسخگویی به نیاز خالقشان ساخته شده‌اند. بیشتر دوستان خیالی، یعنی شخصیت‌هایی که می­سازیم و با آن‌ها مراوده داریم و به‌طور معمول با آن‌ها صحبت می‌کنیم، نامرئی هستند. گاهی اوقات نقّاشی‌های متحرّک، اسباب‌بازی‌ها یا سایر وسایل نیز جان می­گیرند.

با این حال ظرفیت خلق و وابسته شدن به یک دیگریِ خیالی نیازی به داشتن سابقۀ طولانی در روابط اجتماعی یا تجربۀ وسیع در تعاملات بین انسان‌ها ندارد. کودکان دو ­سه ساله با اسباب‌بازی‌های حیوانی خود صحبت می­کنند و به چیزهایی که آن‌ها می­گویند، گوش می­دهند. زمانی که کودک به یک اسباب‌بازی شخصیت می‌دهد، یا دوستی نامرئی را به عنوان دوستی ویژه اختراع می­کند، درگیر نیازهای پایه‌ای انسانی شده است؛ این شخصیت‌های ساختگی را «دوست خیالی» می‌نامیم، واژه‌ای که فکر می‌کنیم از کلمۀ «همبازی خیالی» -که گاه دیگران به کار می­برند- مناسب‌تر باشد.

اگرچه خلقِ دوست خیالی تنها یکی از اشکال مختلف ابداعات تخیّلی‌ای است که در دوران پیش‌دبستانی روی می‌دهد، این کار می­تواند از اهمّیت ویژه‌ای برخوردار باشد. هریس در کتاب «تأثیر تخیّلات» بیان می­کند که چگونه خیال‌پردازی دربارۀ افکار، رفتارها و احساسات شخص یا موجودی دیگر زمینه‌ای را فراهم می­کند که در آن کودکان با دیدگاه‌های مختلف روبه‌رو می‌شوند و مهارت کسب می‌کنند. این مسئله تمرینی برای شبیه‌سازی دیدگاه سایر افراد در زندگی واقعی خواهد بود. تریسی گلیسون و لیزا هومان معتقدند که کودکان در بازی با دوست خیالی‌شان، امکان تعامل اجتماعی را کشف می‌کنند، به‌طوری که در پرورش مفهوم دوستی به آن‌ها کمک می­کند. در سال‌های اخیر موج عظیم علاقه به مطالعه در مورد دوستان خیالی کودکان و آنچه آن‌ها می‌توانند در مورد رشد شناختی و اجتماعی کودکان آشکار کنند، به راه افتاده است.

 

 

دوستان خیالی پدیده‌هایی سالم و رایج هستند!

در گذشته والدین، روانشناسان و سایر متخصّصان نسبت به تمایل کودکان به فرد خیالی دیدگاه مبهمی داشتند؛ به‌طور مشخّص والدین – که مطمئن نبودند این‌گونه تخیّلات سالم‌اند یا نه- همیشه از دوستان خیالی استقبال نمی‌کردند. آن‌ها نگران بودند که داشتن دوستی خیالی می‌تواند چه مفهومی برای یک کودک داشته باشد و این سؤال برایشان مطرح بود که والد باید چه نقشی در راهبری این‌گونه تخیّلات ایفا کند، ازجمله اینکه آیا باید کودک را از داشتن دوست خیالی بازدارند یا نه. آیا درگیر بودن با یک دوست خیالی به این معنی است که کودک در دوست‌یابی مشکل دارد؟ آیا به این معنی است که او نمی­تواند بین رؤیا و واقعیت تفاوت قائل شود؟ یا از این هم وخیم‌تر، آیا به این معناست که کودکشان ممکن است در خطر ناهنجاری‌های روانی باشد؟

کودکان در بازی با دوست خیالی‌شان امکان تعامل اجتماعی را کشف می‌کنند، به‌طوری که در پرورش مفهوم دوستی به آن‌ها کمک می‌کند. تصویر کلیشه‌ای در مورد کودکی که دوست خیالی دارد، کودکی خجالتی، گوشه‌گیر و دچار مشکلات عاطفی است که نیاز دارد دوستانی واقعی برای خود داشته باشد. این تصویر منفی احتمالاً مستلزم این واقعیت است که کودکان درواقع گاهی از دوستان خیالی بهره می‌گیرند تا از عهدۀ‌ مشکلات خود برآیند. به هر حال قوّۀ تخیّل منبع قدرتمندی برای آن‌ها در حلّ مشکلات است. کودکان می­توانند با اعتماد به نفس از کنار یک سگ ترسناک بگذرند. وقتی که یک ببر نامرئی در کنار آن‌هاست، آن‌ها می‌توانند با همراه خیالی خود در مورد وقایع ناراحت‌کننده‌ای که اعضای خانواده را درگیرکرده، صحبت کنند و بدانند که راز آن‌ها محفوظ باقی می­ماند. به هر روی تظاهر به داشتن یک همراه خیالی بیشتر به این دلیل اتّفاق می­افتد که سرگرم‌کننده است تا اینکه تصوّر کنیم کودک دچار پریشانی عاطفی است.

در پژوهشی ساختارشکنانه -که در کتاب «خانۀ تخیّلات» مطرح شده است- دروثی سینگر و جروم سینگر نشان دادند: کودکانی که دوستانی خیالی برای خود می­سازند، اجتماعی‌تر ظاهر می‌شوند و از روابط خود با دیگران بیشتر لذّت می­برند.

 داشتن دوست خیالی نه تنها سالم، بلکه تقریباً شکل رایجی از بازی تخیّلی است. اینکه این مسئله چقدر بین کودکان متداول است، به این بستگی دارد که ما به چه چیزی همراه خیالی می­گوییم؟ (آیا این دوستان فقط منحصر به دوستان نامرئی می‌شوند یا حیوانات اسباب‌بازی هم می­توانند باشند؟) و اینکه اطّلاعات ما در مورد آنان از چه منبعی به‌دست می­آید؟ (آیا منبع ما والدین هستند، یا کودکان یا بزرگسالانی که دوستان خیالی دوران کودکی خود را به یاد می­آورند؟) اگر ما همۀ مواردی را در نظر بگیریم که در آن‌ها این دوستان خیالی تا هفت سالگی کودکان ساخته شده‌اند، حدود ۶۵ درصد کودکان دوست خیالی داشته‌اند. اگر فقط دوستان نامرئی را در نظر بگیریم و آن دسته از دوستانی را که بر اساس اسباب‌بازی‌ها ساخته شده‌اند، مستثنا کنیم، این آمار به ۳۷ درصد کاهش پیدا می‌کند. در هر حال بازی با دوست خیالی عملی است که بین بچّه‌های کوچک رواج دارد.

 

 

دوستان خیالی چه شکلی هستند؟

داشتن دوستی خیالی با ویژگی‌های مثبتی چون درک اجتماعی قوی، کمتر خجالتی بودن و به نسبت سایر کودکان برون‌گراتر بودن در ارتباط است.

حیوانات و افرادی که در رؤیاپردازی کودکان جای دارند، از لحاظ میزان زنده بودن تصاویرشان، رشد شخصیتشان و حدّ و حدود وجودشان در دنیای واقعی متفاوت‌اند. بعضی از دوستانِ خیالی پایدارند، عمر طولانی دارند و کودکان به‌طور مرتّب با آن‌ها بازی می­کنند، در حالی‌که بعضی بیشتر حضوری موقّتی دارند، از زندگی فانتزی کودک منفک شده‌اند یا به آن وارد می‌‍‌‌شوند.

گاهی اوقات کودکان از وسایل یا ابزارهای دنیای واقعی به عنوان دوست خیالی استفاده می­کنند. کودکانی هستند که از عروسک‌ها، طیف گسترده‌ای از انواع مختلف حیوانات اسباب‌بازی (خرس‌ها، خرگوش‌ها، قورباغه‌ها، سگ‌ها، میمون‌ها، حیواناتِ عروسک خیمه‌شب‌بازی، کانگرو‌ها، دایناسورها، جوجه‌تیغی‌ها، گاوها، ببرها، اسب‌ها، دلفین‌ها، گربه‌ها، خرها، سنجاب‌ها و موش‌ها)، انعکاس آینه، انگشت‌هایشان و برگ‌های روی درخت، دوستان خیالی ویژه‌ای ساخته‌اند. با این حال دوستان خیالی اغلب نامرئی‌اند. برخی از این دوستان نامرئی، دختران و پسرانِ معمولی‌ای هستند که به عنوان همبازی خوب، کاربرد دارند. به نظر می­رسد که کودکان از اینکه این دوستان چه شکلی هستند و چگونه رفتار می‌کنند، تصویر ذهنی واضحی دارند. آن‌ها هیچ مشکلی در نقّاشی کردن آن‌ها و توصیف شخصیتشان ندارند، مثلاً ممکن است جزئیاتی مانند بامزّه بودن دوست خیالی را -که باعث خندۀ آن‌ها می­شود و اینکه یک همراه خوب است- بیان کنند (برای مثال: «ما همیشه می­دانیم که آن دیگری چه می­خواهد بگوید»). بعضی از دوستان خیالی ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را از حیطۀ چیزهایی که در دنیای واقعی می­توان از یک همبازی انتظار داشت، خارج می‌کند، مثلاٌ برخی توانایی‌های ویژه‌ای مانند پرواز کردن، جنگیدن با کروکدیل‌ها یا شعبده‌بازی و جادوگری. بعضی دیگر ویژگی‌های غیر‌معمول فیزیکی دارند، مثلاً خیلی کوچک‌اند. اگرچه بسیاری از دوستان خیالی تقریباً هم‌سنّ کودکی هستند که آن‌ها را تخیّل می‌کند، برخی از آن‌ها نوزادند و باید مورد مراقبت قرار گیرند و برخی از آن‌ها نیز بسیار پیر هستند.

بسیاری از دوستان خیالی حیواناتی‌اند که از خصوصیات انسانی، مانند توانایی صحبت کردن برخوردارند. برخی از دوستان حیوانی دارای قدرت‌های جادویی‌اند (گربه‌ای که پرواز می­کند) یا ویژگی‌های منحصر به‌فردی دارند، مثلاً هوش خارق‌العاده. برای مثال، یک دختر پنج ساله دوستش را دلفین پرنده‌ای توصیف می‌کند که در یک ستاره زندگی می‌کند و هرگز نمی‌خوابد و «خیلی خیلی خیلی خیلی سریع است». او تقریباً «اندازۀ یک دلفین معمولی ا‌ست، امّا با ستاره‌ها و همۀ چیزهای درخشان پوشیده شده است».

وقتی بزرگسالان به جاذبۀ‌ یک دوست خیالی فکر می­کنند، بیشتر تمایل دارند به لذّتِ داشتن دوستی بیندیشند که همیشه حامی و یاری‌رسان است و دوست داشتنش تداوم دارد، کسی که با آنچه تو می­گویی موافقت می­کند، کاری را که تو می‌خواهی، انجام می‌دهد، رازهایت را نگه می‌دارد و همنشین خوبی است. منطقی به نظر می‌رسد که دوستِ ساختگی دچار بدخلقی، لجاجت و سایر معایب دوستان واقعی نباشد. با این حال توصیفات کودکان از دوستان خیالی اغلب شامل دوستانی ساختگی‌ است که سرکش، رئیس‌مآب، مجادله‌گر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌اند؛ آن‌ها نه بر اساس خواست کودک، بلکه بیشتر وقتی می‌آیند و می‌روند که خودشان بخواهند، معمولاً هم نمی­خواهند بازی مورد تمایل کودک را انجام دهند؛ آن‌ها بسیار بلند حرف می‌زنند، در هیچ چیز سهیم نمی­شوند، یا کاری را آن‌طور که به آن‌ها گفته شده است، انجام نمی­دهند،. همچنین می‌توانند واقعاً مایۀ‌ رنجش باشند.

آیا کودکان فکر می­کنند که دوستان خیالی‌شان واقعی هستند؟

شکایت‌های کودکان در مورد دوستان خیالی‌شان سؤالات جالبی پیش می‌کشد، برای مثال مشکلات کودکان برای کنترل دوستان خیالی به همراه احساسات شدیدی که آن‌ها را به این دوستان وابسته می‌کند، می­تواند این طور تعبیر شود که کودکان در تشخیص مرزهای رؤیا و واقعیت سردرگم هستند. با وجود این، پژوهش‌ها نشان می‌دهد که درواقع کودکان کاملاً در تفکیک بین اینکه چه چیز واقعی است و چه چیز واقعی نیست، ماهرند. اگرچه آن‌ها اغلب به لحاظ احساسی درگیر باز‌ی‌های خیالی خود هستند، این مسئله شبیه تمایل بزرگسالان در واکنش عاطفی نشان دادن به فیلم، کتاب و دیگر چیزهای فانتزی است.

کودکان به‌خوبی آگاه‌اند که دوستان خیالی‌شان غیرواقعی‌اند، به‌طور مثال وقتی از آن‌ها پرسیده می­شود که دوستشان کجا زندگی می‌کند، به سرشان اشاره می­کنند یا می‌گویند در خیالم. برخی کودکان تأکید می‌کنند که ویژگی‌های این دوست را خود ابداع کرده‌اند، برای مثال: «من می‌توانم وانمود کنم که او هر چیزی باشد که من می‌خواهم».

چرا بعضی از کودکان دزدی می‌کنند؟ دکتر مرسده رفیعی - دکترای روانشناسی


قبل از اینکه هر تصمیمی دربارۀ برخورد با کودکی که دزدی کرده بگیرید، بهتر است اول بدانید که چرا بچّه‌ها دزدی می‌کنند؛ این به شما کمک می‌کند که بهترین راه را برای برخورد با وی پیدا کنید.

اقتضای هر سن!

ظاهر ماجرا این است كه کودکی وسیله یا چیزی را -که مال خودش نیست- برداشته و با خود به خانه آورده، امّا واقعیت این است که بچّه‌ها در سنین مختلف به دلایل مختلف ممکن است به وسایل دیگران دستبرد بزنند. این دلایل آن‌قدر با هم فرق دارند که دیگر اسم همۀ این کارهای به‌ظاهر مشابه را نمی‌توان دزدی گذاشت.

تا قبل از پنج سالگی! 

برای کودکان سه تا پنج ساله برداشتن وسایل دیگران عملی عادّی و معمولی است، چراکه هنوز مفهوم مالکیت و حریم خصوصی را درک نمی‌کنند. آن‌ها به‌سختی می‌فهمند نباید چیزی را -که متعلّق به آن‌ها نیست- بدون اجازه بردارند، زیرا که در مرحلۀ خودمحوری از رشد خود قرار دارند و تصوّر می‌کنند که همه چیز در اختیار آن‌هاست و هر کار بخواهند می‌توانند انجام دهند. بنابراین بهتر است والدین آن‌ها را به ‌دلیل این رفتار (برداشتن بدون اجازۀ اشیای دیگران) تنبیه و سرزنش نکنند. در عوض فرصت خوبی برای آن‌هاست که دربارۀ موضوع مالکیت و اشتباه‌ بودن عمل کودک با او صحبت کنند. بچّه‌های خیلی کوچک گاهی اشیائی را که دوست دارند، برمی‌دارند، بدون اینکه بدانند برای برداشتن آن‌ها باید پول داد؛ آن‌ها نمی‌دانند که برداشتن چیزها بدون پرداخت پول کار نادرستی است. آن‌ها هنوز مفهومی به نام «دزدی» را نیاموخته‌اند.

کودکان هفت تا دوازده سال!

کودکان از حدود شش سالگی به بعد، نه‌تنها مفهوم مالکیت را درک می‌کنند، بلکه به‌تدریج قادرند به اشتباه‌ بودن عملشان نیز پی ببرند. زمانی‌ که آن‌ها شروع به درک این‌گونه مفاهیم‌ می‌کنند، والدین باید حدّ و مرزهای مالکیت و رفتارهایی را که به آن‌ها دزدی گفته می‌شود، برای آن‌ها روشن کنند.

دوازده تا نوزده سالگی!

دزدی‌کردن در نوجوانان می‌تواند علل گوناگون داشته باشد. آن‌ها مسلّماً می‌دانند که نباید دزدی کنند، امّا ممکن است به دلیل هیجانِ این‌ کار دست به دزدی بزنند، یا چون دوستان آن‌ها دزدی می‌کنند، آن‌ها هم این کار را بکنند. بعضی نوجوانان فکر می‌کنند که ممکن است کسی متوجّه کار آن‌ها نشود یا بتوانند از زیر تنبیه دزدی در بروند. در نهایت، دزدی برای برخی از نوجوانان راهی برای یاغی‌گری و اعتراض به وضع موجود است. البته دلایل پیچیده‌تری هم برای دزدی کودکان و نوجوانان وجود دارد؛ این کار می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که آن‌ها در شرایط پُراسترسی قرار دارند که ممکن است در خانه، مدرسه یا در گروه دوستان باشد. گاهی آن‌ها برای نشان دادن عصبانیت یا برای جلب توجّه این کار را می‌کنند. دزدی برخی از بچّه‌ها فریاد کمک‌خواهی برای رهایی از آزارهای روحی و جسمی محیط خانه است. در این نوع بچّه‌ها دزدی نشانه‌ای است که ما را به طرف مشکل اصلی هدایت می‌کند.

چرا كودكان دزدی می‌كنند؟

علل مادّی!

علل مادّی شامل نیازهای مادّی است. برخی از كودكان كه زندگی فقیرانه‌ای دارند، یا این برداشت را از گذران زندگی خود دارند و نیازهای اولیۀ آنان در حدّ مطلوبی ارضا نمی‌شود، دست به دزدی می‌زنند. در این حالت ‌ارضانشدن نیازهای مادّی از قبیل تغذیۀ ناكافی، لباس نامناسب، نداشتن پول‌توجیبی و اسباب‌بازی موجب می‌شود كه خردسال این نیازها را از طریق دزدی جبران كند. پدر و مادرانی كه به‌طور دائم از وضع اقتصادی خود شكایت می‌كنند، فرزند را غیرمستقیم به دزدی تشویق می‌كنند؛ در این حالت، انگیزۀ تملّك، كودكان را به دزدی مجبور می‌كند.

علل روانی!

ناكامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجّهی قرارگرفتن در خانواده موجب می‌شود كه كودك به نوعی به واكنش در برابر این كمبودها دست بزند. این موقعیت در فرزندان میانی و خانواده‌هایی كه فرزندان زیادی دارند و مجال كافی برای ابراز علاقه نداشته‌اند و به نوعی آن كودك دیده نمی‌شود و نوازش كافی دریافت نمی‌كند، بیشتر به چشم می‌خورد. وقتی سرقت با لجبازی و دروغگویی همراه باشد، واكنشی نسبت به ناسازگاری كودك با محیط خانواده و انتقام‌جویی از والدین محسوب می‌شود. گرسنگی عاطفی به گرسنگی فیزیولوژیك دامن می‌زند. او با دزدی و خوردن خوراكی‌های متنوّع یا پوشیدن لباس‌ها و استفاده از وسایل مختلف این گرسنگی عاطفی را پوشش می‌دهد.

محرومیت از محبّت موجب اضطراب می‌شود. جبران احساس حسادت، احساس ناامنیِ حاصل از رفتار خشونت‌آمیز والدین در منزل، وجود ناپدری و نامادری، انتقال از پدر یا مادر به دیگری، آرزوی به دست‌آوردن اشیای پرزرق‌وبرق كه جز از طریق دزدی، رسیدن به آن‌ها ناممكن است، صدمه‌زدن به دیگران به‌ منظور تخلیۀ عقده‌های روانی و محدودیت قائل‌ شدن و سختگیری‌های والدین همگی در این مقوله معنا می‌یابد.

‌علل اجتماعی!

كودك دزدی را یاد می‌گیرد و والدین نخستین سرمشق كودك هستند. چنانچه آنان مرتكب این عمل شوند، یا حتّی به شوخی از انجام آن سخن بگویند، طفل آن را می‌آموزد. همچنین آنان سرقت را از دوستان، همبازی‌ها و همسایگان خود یاد می‌گیرند. ضعف مذهبی، سقوط ارزش‌های اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، ‌كنترل نکردن رفتار كودك، قحطی، بحران‌های حاصل از جنگ، زلزله و آتشفشان، زندگی در محل‌های جرم‌زا، مهاجرت، اعتیاد والدین، میل به ‌خودنمایی و جدایی از پدر و مادر گرایش كودك را به دزدی تشدید می‌كند.

چه بايد کرد؟

قدم اول: زماني که والدين پي بردند که بچّه چيزي را برداشته است، اصلاً نبايد واکنش شديدی نشان دهند؛ در آن لحظه بايد رفتاري سنجيده داشته باشند؛ بايد بکوشند آرامش خود را حفظ کنند و روشي منطقي اتّخاذ کنند؛ در غير اين‌صورت باعث احساس گناه و دلخوري در خود والدين مي‌‌شود و از سویی ديگر عزّت‌ نفس کودک را نيز به خطر مي‌‌اندازد. اعتراف خواستن از کودک و تهمت‌زدن به او در نزد ديگران عملي بسيار غيرعاقلانه و نادرست است، زيرا با اين‌گونه روش‌ها به‌ندرت مي‌توان به ريشۀ اصلي و علّت بنيادي مشکل پي برد. اين عمل اغلب به دروغگويي کودک يا ريختن آبروي او براي عملي که ممکن است هرگز تکرار نشود، منجر می‌شود. پس بايد توجّه کنیم وقتي پاسخ سؤالي را مي‌‌دانيم، نبايد با فشار از کودک پاسخ مثبت بگيريم. اين کار مشکل دروغ‌ گفتن را بر مشکل قبلي مي‌‌افزايد.

قدم دوم: همان موقع بايد رفتارش را به‌درستي نامگذاري کنيد؛ براي مثال نبايد برداشتن بي‌اجازۀ چيزي را که متعلّق به او نيست، امانت‌گرفتن بناميد. بنابراين به بچّه‌هايي که مفهوم مالکيت را درک مي‌‌کنند، بگوييد که برداشتن بي‌اجازۀ متعلّقات ديگران کاري خلاف قانون است.

قدم سوم: بلافاصله رفتارش را اصلاح کنيد (اصلاح‌کردن يعني ايجاد نوعي جبران)، براي مثال کودکي که از مغازه کيک برداشته، بايد به آنجا برگردد و کيک را در جايي که برداشته، بگذارد (البته اگر دست نخورده است) يا اگر مغازه‌دار آن را پس نگيرد، پول آن را پرداخت کند. در اين‌گونه موارد از بزرگ‌ترهايي که کودک از آن‌ها چيزي برداشته است، بخواهيد از طرف کودک قول ندهند، عذرخواهي نکنند و نگويند که اين کار براي بچّه‌ها طبيعي است.

اگر بچّه پولي براي پرداخت آنچه برداشته است، نداشت، والدين مي‌‌توانند به او قرض دهند و بعداً از پول ماهانۀ او کم کنند، يا بايد کاري را در خانه (مثل شستن ظروف براي دو روز) انجام دهد تا پولي براي پرداخت آن به دست آورد. همچنين از فردي که از او چيزي دزديده، عذرخواهي کند. اين نکته اهمّيت دارد که کودک مسئوليت رفتار نادرستش را برعهده بگيرد.

قدم چهارم: براي اصلاح رفتار او مي‌‌توان از پيامد‌هاي طبيعي استفاده کرد، مثلاً به کودکي که طيّ دورۀ بيماري سرماخوردگي بدون اجازه شکلات برداشته، اجازه ندهيد دو روز شيريني بخورد. والدين بايد بدانند که بچّه‌هايشان در چه وضعی هستند، امّا نبايد به صورت مداوم کيف و وسايل شخصي کودک جستجو شود؛ اين کار احساس عدم اعتماد را در کودکان ايجاد مي‌کند. اگر مي‌‌خواهيم کودکمان براي دست‌زدن به کيف ما از ما اجازه بگيرد، در ابتدا بايد براي بررسي کيف کودک از او اجازه بگيريم. با اين کار مي‌توان احساس مثبت‌ داشتن حريم شخصي را به کودک انتقال داد. پس داشتن الگوي مناسب رفتاري مي‌‌تواند موجب ايجاد رفتارهاي مثبت در کودک شود. بچّه‌هايي که تحت نظارت نزديک والدين نیستند، به احتمال بيشتري به سوي دزدي و ديگر مشکلات رفتاري کشيده مي‌‌شوند.

قدم پنجم: از خودتان بپرسيد چرا؟ علّت انجام اين کار را نبايد از کودک سؤال کرد، چون به احتمال زياد پاسخي را که والدين به آن نياز دارند، به دست نمي‌آورند. گاه برخورد نامناسب اوليه با چنين رفتاري در کودکان خردسال موجب تداوم و حتّي تشديد رفتار آنان مي‌‌شود. کودکان به دلايل گوناگون وسايل ديگران را برمي‌‌دارند، به همين دليل تعيين علّت اين رفتار مهم است.

* به کودک بیاموزید که خواسته‌اش را با شما در میان بگذارد. اگر کودک اسباب‌بازی، خوراکی یا وسیله‌ای را می‌خواهد، به او یاد دهید که خواسته‌اش را با شما در میان بگذارد تا راه صحیح رسیدن به آن را یاد بگیرد. برای مثال اگر کودک از عروسک دوستش خوشش آمده است و می‌خواهد یک شب آن را از دوستش قرض بگیرد، این موضوع را صادقانه با او یا با شما در میان بگذارد تا شما چاره‌ای برای او بیندیشید.

* رابطۀ شفّاف و صمیمانه با کودکانتان برقرار کنید. والدین باید نهایت تلاششان را بکنند تا ارتباطی مؤثّر و فعّال با کودکان خود داشته باشند. کودکانی که از بودن با پدر و مادرشان احساس صمیمیت و نزدیکی می‌کنند، نسبت به کودکانی که این احساس را ندارند، تمایل بیشتری برای هماهنگ‌کردن خود با ارزش‌ها و باورهای والدینشان دارند.

* رفتارهای صادقانۀ کودک را تحسین و تشویق کنید. پدر و مادر باید از رفتارهای شایسته، مناسب و صادقانۀ کودک حمایت و قدردانی کنند. اگر آن‌ها این‌گونه رفتارها را به‌موقع مورد تحسین خود قرار دهند، موجب تقویت و تکرار آن‌ها در فرزندشان می‌شوند.

 کمک‌های والدین و مربّیان

هنگامی‌که پدر و مادر یا مربّیان کودک متوجّه عمل دزدی کودکشان می‌شوند، می‌توانند از روش‌های زیر برای رویارویی با مشکل کودک استفاده کنند:

آرام باشید!

 در صورتی‌که پدر، مادر یا مربّی متوجّه رفتار ناشایست کودک می‌شوند، مهم‌تر از هر چیز آن است که رفتارهای هیجانی و تندی از خود نشان ندهند. آن‌ها باید به یاد داشته باشند که همۀ کودکان گاهی وسایلی را برمی‌دارند که مال خودشان نیست. پدر و مادرهایی که در این‌گونه شرایط بی‌نهایت ناراحت و دلخور می‌شوند، ممکن است دچار افسردگی و احساس گناه شوند و این حالت آن‌ها بر عزّت‌ نفس کودک تأثیری منفی می‌گذارد. آن‌ها باید بکوشند که آرامش خود را حفظ کنند و روشی منطقی و سنجیده برای مواجهه با این رفتار کودک برگزینند.

*عکس‌العملی مناسب و زود انجام دهید!

 علاوه بر اینکه والدین نباید رفتاری هیجانی و تند از خود نشان دهند، باید در آن لحظه رفتاری مناسب و سنجیده داشته باشند. برای مثال از کودک بخواهند که آن شیء را پس دهد و عذرخواهی کند، یا برگردد و آن را سر جایش بگذارد، یا ... .

پیامدهای رفتاری کودک را برایش توضیح دهید!

 پدر و مادر باید پیامدهای رفتاری کودک را برایش واضح شرح دهند، مثلاً اگر کودک بدون اجازه از فروشگاه شکلات برداشته، از او بخواهند که برگردد و شکلات را پس دهد و از فروشنده عذرخواهی کند. گاهی عذرخواهی‌کردن برای کودک کاری سخت و دشوار است، امّا بهتر است او را مجبور به این کار کنید تا دوباره دست به انجام این کار نزند.

تفاوت «قرض‌گرفتن» و «دزدیدن» را برای کودک شرح دهید!

قرض‌گرفتن با برداشتن بدون اجازۀ وسایل دیگران (دزدیدن آن) خیلی فرق دارد. سعی کنید تفاوت این رفتارها را برای کودک روشن کنید.

بر رفتارهای کودک نظارت بیشتری داشته باشید!

والدینی که رابطۀ نزدیک و صمیمانه‌ای با کودکانشان دارند، نسبت به والدینی که رابطۀ دور و خشکی با کودکانشان دارند، خیلی زودتر متوجّه مشکلات رفتاری فرزندشان می‌شوند.

علّت دزدی کودک را پیدا کنید!

کودکان مختلف به دلایل گوناگون دست به دزدی می‌زنند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین علّت دزدی فرزندشان را بفهمند. اگر پدر و مادر از کودکی -که چیزی را دزدیده است- مستقیماً بپرسند که چرا این کار را انجام داده، شاید پاسخی را که نیاز به شنیدن آن دارند، از زبان کودک نشوند، برای همین بهتر است آن‌ها خود به بررسی رفتارها و موقعیت‌هایی که در طول روز کودک در آن قرار می‌گیرد، مانند اینکه با چه کسانی دوست است، چه نیازهایی دارد، کجا می‌رود و ... بپردازند. اگر والدین بتوانند علّت اصلی دزدی کودک را پیدا کنند، قادر خواهند بود که این رفتار کودک را اصلاح کنند. برای مثال می‌توانند برای کودک مقداری پول توجیبی مقرّر کنند، یا برای انجام کارهای خانگی دشوار (مثل کوتاه‌کردن چمن‌های باغچه، چیدن علف‌های هرز، مرتّب کردن انبار و ...) به او مزد دهند.

کودک را وادار به قسم‌خوردن نکنید و به‌ دلیل اشتباهش او را شرمنده نکنید!

والدین نباید با رفتارشان کودک را به سمت انکار واقعیت سوق دهند. اگر کودک با اصرار سعی دارد به شما بفهماند که او دزدی نکرده، شما هم نباید با لجاجت زیاد او را وادار به راستگویی کنید. در عوض به او بگویید: «امیدوارم این‌طور باشد که تو می‌گویی» و اجازه دهید کودک اعتماد شما را نسبت به خودش درک و احساس کند.

به کودک کمک کنید که راه‌های پول درآوردن صحیح را پیدا کند!

والدین باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان مقدار معیّنی پول برای خرج‌کردن‌های شخصی‌ خود در اختیار دارد. اگر کودکان آن قدر پول داشته باشند که بتوانند نیازهای کوچک روزانه‌شان را برطرف کنند، هیچ‌گاه دست به ربودن اشیای دیگران نمی‌زنند.

دزدی از جیب پدر و مادر!

اگر فرزندتان از شما پول می‌دزدد، برای بازگرداندن آن راه‌هایی را پیش پایش بگذارید، مثلاً به او بگویید که در عوض آن پول، یکی از کارهای خانه را انجام دهد (شما می‌توانستید در ازای کمک او در کاری مثل عوض‌کردن واشر شیرهای آب به او پول بدهید، ولی حالا او بدون دریافت مزد این کار را می‌کند)، امّا هرگز نباید برای مچ‌گیری از او حین برداشتن پول برایش دام پهن کنید، مثلاً پول‌هایتان را روی میز هال رها کنید تا ببینید او به آن دست می‌زند یا نه! این کار اعتماد او به شما را از بین می‌برد.

اگر بچّه‌ها به دزدی ادامه دادند، چه کنیم؟

اگر فرزندتان بیش از یک‌بار دزدی کرده است، می‌توانید از کارشناسان کمک بگیرید و مشورت بخواهید. تکرار دزدی می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل بزرگ‌تر باشد. والدین نباید با سرزنش‌کردن‌های مکرّر کودک، او را دچار احساس گناه کنند. آن‌ها همچنین نباید لقب‌ها و برچسب‌های ناروا به کودکشان بزنند. برخی از این روش‌ها شدیداً موجب کاهش عزّت ‌نفس کودک می‌شود. در عوض والدین می‌توانند با رفتارهای خود به کودک نشان دهند که از کار او ناراحت شده‌اند. آن‌ها می‌توانند پیامدهای رفتار اشتباهش را برای او توضیح دهند.

بازی‌های رایانه‌ای و کودکان ما دکتر محمّدرضا سرگلزایی - روانپزشک


بچّه‌ها «تبلت» در دست مشغول بازی رایانه‌ای هستند و من با دقّت به بازی‌هایشان نگاه می‌کنم. قهرمانِ بازی- که بچّه‌ها مسئول هدایتش هستند- باید به‌سرعت حرکت کند و حواسش به موانعی که هر لحظه با سرعت به او نزدیک می‌شوند، باشد. در این شرایط در مغز بچّه‌ها چه اتّفاقی می‌افتد؟

1- من انسان را «حیوان تئاتریکال» تعریف می‌کنم، یعنی حیوانی که به‌شدّت در نقش‌هایش فرو می‌رود و نقش‌ها‌ نه تنها عملکرد ارادی که حتّی عملکردهای فیزیولوژیک اتونوم او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در وضعیت «انگار که» (as if) -که در صحنۀ نمایش هنگام تماشای فیلم و در حین بازی پیش می‌آید- فیزیولوژی ما نمی‌تواند خطر واقعی را از خطر مجازی تفکیک کند و چنان واکنش نشان می‌دهد که گویا واقعاً در میدان جنگ یا در شرایط بحرانی و اورژانسی دیگر قرار دارد. بنابراین در هنگام این قبیل بازی‌های رایانه‌ای، مقدار زیادی اپی‌نفرین در جریان خون بچّه‌ها و مقدار زیادی نوراپی‌نفرین در شکاف سیناپس‌های مغز آن‌ها آزاد می‌شود.

2- از دیدگاه شناختی، این حیوانات کوچک تئاتریکال، در وضعیت آماده‌باش قرار دارند، چون قرار است هر لحظه با خطری مواجه شوند و به آن واکنش نشان دهند. این وضعیت «آماده‌باش» را از نظر عملکرد مغزی Hyper Vigilance می‌نامیم که «ترصّد مفرط» ترجمه شده است. مغز در حالت آماده‌باشی دچار توجّه میدانی می‌شود. در شرایط «توجّه میدانی» مغز به جای تمرکز بر یک نقطه، بر نقاط زیادی تمرکز می‌کند و در عوض، مدّت و عمق توجّهش به هر نقطه کاهش می‌یابد، یعنی به همه جا زمان کمی توجّه می‌کند، سپس آن را رها می‌کند. تکرار درازمدّت این وضعیت -که به علّت اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای رخ می‌دهد- (در بند بعد توضیح می‌دهم) باعث می‌شود که مغز این وضعیت خطر را دائمی ‌ارزیابی کند و وضعیت معمول خود را با این حالت تطبیق دهد. این وضعیت شبیه همان حالتی است که در مغز کودکان دچار Attention Defecit Disorder (بیش‌فعّال/ کم‌توجّه) رخ می‌دهد. مغز کودکان ADD دچار توجّه میدانی است. آن‌ها مدّت کوتاهی روی یک محرّک تمرکز  می‌کنند و به‌سرعت به نقطۀ دیگر می‌پرند. از آنجا که تمرکز  را توانایی حفظ توجّه تعریف می‌کنيم، این کودکان را فاقد توانایی تمرکز می‌دانیم. توانایی نشستن در کلاس درس، توجّه طولانی به درس دادن معلّم، همچنین توانایی تمرکز طولانی روی انجام تکالیف درسی برای این کودکان ممکن نیست. از دیدگاه نظری، انجام درازمدّت این قبیل بازی‌های رایانه‌ای باعث می‌شود که مغز این کودکان شبیه به مغز کودکان ADD شود.

3- تنش روانی زیاد موقع انجام این قبیل بازی‌های رایانه‌ای و پایان ناگهانی تنش هنگام پایان هر مرحله از بازی، مغز را در وضعیت Tension-Relax قرار می‌د‌هد و رفع آنی تنش منجر به آزاد شدن مقدار زیادی دوپامین در «هستۀ آکومبنس» مغز می‌‌شود که مرکز پاداش مغز و در ضمن «کانون اعتیاد مغز» است. با این سازوکار، این قبیل بازی‌های رایانه‌ای اعتیادآورند.

 

بنابراین ملاحظه می‌‌کنید که این قبیل بازی‌های رایانه‌ای در نهایت چه از نظر تغییرات شناختی‌ای که در مغز ایجاد می‌کنند و چه از نظر اعتیادزایی و وقتی که صرف خود می‌کنند، مخلّ فعّالیت درسی و تحصیلی کودکان است. اگر استفاده از این نوع بازی‌ها محدود نشود، جمعّیت زیادی از کودکان محصّل را باید با تشخیص «بیش‌فعّالی/کمبود توجّه» تحت درمان قرار دهیم.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که همۀ بازی‌های رایانه‌ای دارای این ویژگی‌ها نیستند، حتّی به‌تازگی نرم‌افزارهای درمانگری تولید شده‌اند که می‌توانند در درمان کودکان ADD کمک‌کننده باشند. فهرست و کارکرد این نوع بازی‌ها را روانشناسان و روانپزشکانی که در قلمرو درمان‌های تکنولوژیک کار می‌کنند، به شما معرّفی خواهند کرد.

برای کودکمان چه نوع مسواکی را انتخاب کنیم؟ دكتر انوشه جناني - متخصّص دندانپزشكي كودكان و نوجوانان


امروزه با توجّه به تنوّع محصولات بهداشت دهان و دندان، انتخاب مسواک و خمیردندان، به‌خصوص برای کودکان با وسواس خاصّی صورت می‌گیرد. مسواک‌های کودکان بر اساس توانایی و نیاز آن‌ها از نظر شکل و اندازه متنوّع است و در طیّ رشد برحسب توانایی‌های کسب‌شدۀ کودک و نیازهای فردی و تکاملی وی تغییر می‌کند. در نظر گرفتن برخی نکات کلیدی ساده می‌تواند به والدین کمک کند تا مسواکی را انتخاب کنند که علاوه بر تمیز کردن مؤثّر دندان‌ها، کودکان را به انجام مراقبت‌های دهان و دندان در طول سال‌های زندگی تشویق کند.

مسواک کودکان بدون در نظر گرفتن سن باید به‌راحتی در دهان کودک قرار بگیرد و به‌آسانی قابل در دست گرفتن و کنترل کردن باشد. موهای مسواک باید نرم و سر این موها باید گرد باشد تا لثه‌های کودک آسیب نبیند. علاوه بر این انتخاب طرح،  رنگ و در برخی موارد مزۀ مسواک می‌تواند برای کودک اثر تشویقی داشته باشد.

نوزادان و نوپایان

بسیاری از والدین تمایل به استفاده از گاز یا پنبه برای تمیز کردن لثه‌ها و دندان‌ها در این سنین دارند، امّا شما می‌توانید استفاده از مسواک نرم را برای کودک، حتّی قبل از رویش دندان‌ها آغاز کنید. مسواک نوزادان اغلب در رنگ‌های روشن است و سر بسیار کوچکی دارد تا به‌راحتی داخل دهان کودک قرار گیرد. مسواک‌زدن در این سن علاوه بر تمیز کردن لثه‌های کودک، به وی کمک می‌کند تا به مسواک زدن دو بار در روز به عنوان برنامۀ معمول روزانه عادت کند.

در دو سالگی کودک تمایل دارد تا در روند مسواک‌زدن مشارکت کند. مسواک‌های نوپایان سر کوچک و دستۀ بلندی دارد و محلّ قرارگیری انگشتان روی دسته، نرم است تا دستان کوچکشان به‌راحتی آن را حمل کند. در این سن کودک هنوز توانایی کنترل مسواک را به‌طور مؤثّر پیدا نکرده است. پدر و مادر می‌توانند قبل یا بعد از مسواک‌زدن داندان‌های کودک، مسواک را به خود کودک دهند تا دندان‌هایش را مسواک بزند. مسواک‌های برقی برای این سن و سنین بالاتر در دسترس است و استفاده  از آن‌ها می‌تواند برای کودکان سرگرم‌کننده باشد.

پنج تا هشت سالگی

در این سن کودک کم‌کم آماده می‌شود تا در مورد مراقبت‌های دندانی خود استقلال پیدا کند. مسواک کودکان در این سن دسته‌ای باریک‌تر نسبت به مسواک نوزادان و نوپایان دارد تا به‌آسانی در دست گرفته شود. کودک در این سن ممکن است مهارت‌های مسواک‌زدن را به‌طور مؤثّر فراگرفته باشد، امّا باز نیازمند نظارت والدین در طیّ مسواک‌زدن خواهد بود.

نوجوانی

کودکان هشت ساله و بالاتر خودشان می‌توانند مسئولیت مسواک‌زدن را به‌تنهایی برعهده گیرند. مسواک‌ آن‌ها مشابه  مسواک بزرگسالان است، ولی همچنان سر کوچک‌تر و دستۀ بلندتری دارد. اگرچه مسواک‌های دستی و برقی در تمیز کردن دندان‌ها و لثه عملکرد مؤثّری دارند، استفاده از مسواک‌های برقی در این سنین می‌تواند تشویق‌کننده باشد و برای برخی کودکان -که حوصلۀ کمتری دارند- مؤثّرتر عمل کند.

استفاده از مسواک

خرید مسواک مناسب به‌تنهایی تضمین‌کنندۀ دندان‌های سالم و تمیز فرزندان نیست. مسواک‌زدن دوبار در روز -که یکی از وعده‌های آن لزوماً قبل از خواب باید باشد- همراه با استفاده از نخ دندان در زمانی که دو دندان شیری رشد کرده و در تماس با هم قرار می‌گیرند، کاری ضروری در رعایت بهداشت دهان و دندان است.

به‌طور معمول زمانی که موهای مسواک از شکل طبیعی خارج شوند، یا زمانی که سه ماه از استفادۀ مسواک گذشته باشد، تعویض مسواک ضروریست. تعویض مسواک در کودکان و خردسالان به دلیل گاز گرفتن موهای مسواک و در نتیجه فرسوده ‌شدن آن، معمولاً در فاصله‌های زمانی کوتاه‌تری باید صورت گیرد.

انتخاب خمیردندان مناسب

مهم‌ترین نکته هنگام خرید خمیردندان برای کودکان توجّه به میزان فلوراید آن است. استفاده از خمیردندان فلورایددار برای کودکان زیر دو سال ممنوع است، چراکه کودکان در این سن توانایی خارج‌کردن خمیردندان از دهان را ندارند و بلع فلوراید در این سنین به‌طور روزمرّه می‌تواند آثار بسیار بدی داشته باشد. در سنین بالای دو سال میزان خمیردندان مورد استفاده برای کودک باید اندازۀ یک نخود باشد. اغلب خمیردندان‌های مناسب زیر شش سال حاوی 50ppm فلوراید است که تقریباً نصف میزان فلوراید موجود در خمیردندان بزرگسالان است. برای تعیین نوع خمیردندان کودک، میزان مصرف آن، همچنین میزان فلوراید موجود در خمیردندان کودک بهتر است با دندانپزشک کودکان مشورت کنید.

ویژگی‌های کفش مناسب برای کودکان دکتر علیرضا مقتدری - متخصّص طب فیزیکی و الکترودیاگنوز، فلوشیپ فوق تخصّصی اینترونشنال درد


استفاده از انواع پاپوش از اوایل تولّد نوزادان شروع می‌شود. از آنجا که قرار نیست نوزادان با این پاپوش‌ها و کفش‌های پارچه‌ای‌شان راه بروند، بنابراین حسّاسیت خاصّی برای انتخاب آن‌ها وجود ندارد، امّا از حدود هجده ماهگی به بعد -که تقریباً بچّه‌ها راه‌رفتن را به‌خوبی یاد می‌گیرند و دوست دارند در کوچه و خیابان هم راه بروند- انتخاب کفش مناسب برای آن‌ها اهمّیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پس بهتر است والدین هنگام خرید کفش برای کودک نوپای خود، حداقل این نکات را در نظر بگیرند.

باکیفیت باشد!

 بهتر است به جای توجّه به قیمت، مارک یا مدل کفشی که قرار است برای خردسالتان بخرید، به کیفیت آن توجّه کنید. تقریباً تمام مردم دنیا با پاهایی سالم به دنیا می‌آیند، امّا تنها چهل درصد از این مردم در بزرگسالی هم سلامت پاهایشان حفظ شده است. متخصّصان می‌گویند: پوشیدن کفش‌های نامناسب از همان دوران کودکی می‌تواند تهدیدی برای به‌ خطر افتادن سلامت پاها باشد. یک کفش باکیفیت بچّگانه باید سطح پاهای بچّه‌ را به‌خوبی پوشش دهد، نرم و انعطاف‌پذیر باشد، تخت سفتی داشته باشد و هیچ فشاری به هیچ قسمت از پای بچّه به‌خصوص پنجه‌های او وارد نکند. نرم و انعطاف‌پذیربودن رویۀ کفش اجازۀ حرکت آسان را به کودک می‌دهد و باعث می‌شود جریان خون در سطح پاهایش به‌خوبی در گردش باشد.

داخل کفش جذب‌کنندۀ رطوبت باشد!

 اگر برای بچّه‌ها کفش‌هایی با جنس چرم، پلاستیک یا ورنی می‌خرید، حتماً حواستان باشد که قسمت‌های داخلی کفش با لایه‌ای از پارچۀ نخی یا پنبه‌ای پوشیده شده ‌باشد. این لایه‌های نخی یا پنبه‌ای باعث جذب رطوبت پای کودک‌ می‌شود و پای او را خشک نگه می‌دارد. با خشک‌ماندن پای کودک‌ داخل کفش، امکان رشد باکتری‌ها و قارچ‌های پوستی هم به حداقل ممکن می‌رسد.

دست‌دوز باشد!

 معمولاً جنب‌وجوش کودکان نوپا از ما بزرگ‌ترها و حتّی از بچّه‌های بزرگ‌تر از خودشان هم بیشتر است. برای اینکه دوام کفش آن‌ها را بالا ببرید و مجبور نباشید که ماهی یک کفش برایشان بخرید، بهتر است کمی بیشتر هزینه کنید و کفش‌های دست‌دوز را برایشان خریداری کنید. این کفش‌ها نسبت به کفش‌هایی که با چسب مخصوص تولید شده‌اند، دوام بیشتری دارند و شیک‌تر هم هستند. یادتان باشد که پاشنه یا سایر قسمت‌های کفش خردسالان نباید میخ داشته باشد، زیرا ممکن است در اثر بازی و فعالیت زیاد بچّه‌ها، میخ پاشنۀ کفششان بیرون بیاید و به آن‌ها آسیب برساند.

کمی بزرگ‌تر باشد!

 بهتر است برای خردسالان کفشی بخرید که وقتی آن را پای کودک می‌کنید، حدود پنج تا شش میلی‌متر فضای خالی بین بزرگ‌ترین انگشت پا و جلوی کفش وجود داشته باشد تا پای بچّه‌ها هنگام راه رفتن اذیت نشود. ضمن اینکه پای خردسالان مدام در حال رشد است و وقتی کفش آن‌ها کمی جادار باشد، رشد پاها راحت‌تر صورت می‌گیرد.

عاج‌دار باشد!

 تخت کفش خردسالان -که با زمین در تماس مستقیم است- باید عاج‌دار باشد تا آن‌ها هنگام راه‌رفتن روی سطح‌های صاف یا کمی لغزنده به‌آسانی لیز نخورند و زمین نیفتند.

چرم باشد!

بهترین، انعطاف‌پذیرترین و راحت‌ترین کفش برای خردسالان، کفش‌هایی با جنس چرم است. البته کفش‌هایی از جنس پلاستیک نرم هم برای کودکان مناسب است، امّا کفش‌های ورنی یا کفش‌هایی که جنس بسیار خشکی دارند، گزینۀ مناسبی برای خردسالان محسوب نمی‌شوند.

زیپ‌دار یا چسبی باشد!

 معمولاً کودکان نوپا نمی‌توانند بدون کمک والدین خود کفش‌هایشان را بپوشند، بنابراین برای سهولت کار خودتان هم که شده، به جای کفش‌های بندی از کفش‌های چسبی برای خردسالتان استفاده کنید. اگر قرار است برای روزهای سرد سال برای کودکتان چکمه یا بوت تهیّه کنید، بهتر است سراغ انواعی بروید که از پشت زیپ می‌خورند و پوشیدنشان برای بچّه‌ها بسیار ساده‌تر از انواعی است که زیپ ندارند.

 جلوباز نباشد!

کفش‌های جلوباز از پای کودکان به‌خوبی محافظت نمی‌کنند و راه‌رفتن با آن‌ها برای کودک نوپا کار چندان ساده‌ای نیست. هرچه کفش بسته و پوشیده‌تر باشد و سطح بیشتری از پای کودک را پوشش دهد، گزینۀ مناسب‌تری محسوب می‌شود.

دست دوم نباشد!

 گاهی والدین از کفش‌های بچّه‌های بزرگ‌تر برای بچّه‌های کوچک‌تر هم استفاده می‌کنند که این کار اصلاً توصیه نمی‌شود. معمولاً پای هر بچّه‌‌ای در دوران خردسالی شکل و مدل خودش را دارد؛ وقتی شما کفش دیگری را پای فرزندتان می‌کنید، درواقع پاهای او را مجبور می‌کنید که شکل پای بچّه‌ای را بگیرد که پیش از کودک شما آن کفش را پوشیده است. حتّی ممکن است که فرزند شما مشکلی داشته باشد که پوشیدن کفش دیگران مشکلش را بدتر ‌کند، یا اینکه بیماری‌های پوستی احتمالی کودکی که قبل از او کفش را پوشیده، به کودک شما هم منتقل شود. به همین دلیل کفش خردسالان باید نو و تنها مختصّ خودشان باشد.

کفش مهمانی از کفش راحتی جدا باشد!

 خردسالان باید دو مدل کفش داشته باشند: کفش مهمانی و کفش راحتی. کفش مهمانی می‌تواند از هر جنس، رنگ و مدلی که دوست دارید، انتخاب شود، چون پای بچّه‌ها برای مدّت طولانی در کفش مهمانی نمی‌ماند، یا آن‌ها با این کفش برای مدّت طولانی راه نمی‌روند، امّا کفش راحتی -که قرار است بچّه‌ها ساعت بیشتری را با آن راه بروند- باید شرایطی را که عنوان کردیم، داشته باشد.

 

 

زمان مناسب استفاده از کفش برای کودک!

 در اغلب موارد نیاز نیست تا زمانی‌ که کودک راه نیفتاده و او را از منزل بیرون نبرده‌اید، چیزی پایش کنید. پاهای کودک هم مثل دست‌هایش همیشه سرد هستند و این مسئله ناراحتش نمی‌کند. ضرورتی ندارد که در سال اول زندگی کودک، به پایش کفش نرم یا بافتنی بپوشانید، مگر اینکه کف خانه خیلی سرد باشد. هنگامی‌که کودک می‌ایستد و یا راه می‌رود، واقعاً ارزشش را دارد که اجازه بدهیم غالباً پابرهنه باشد. اوایل، کف پای همۀ بچّه‌ها تقریباً صاف است. به‌تدریج قوس کف پا ایجاد می‌شود و با ایستادن و راه‌رفتن مچ پاها تقویت می‌شود و کودک در ایستادن و راه‌رفتن با جدّیت تمام از آن‌ها استفاده می‌کند (به نظر ما دلیل اینکه پاشنه‌های پا ضخیم و ناحیۀ زیر قوس پا حسّاس و قلقلکی است، این است که طبیعت دارد به انسان یاد می‌دهد که آن قسمت قوس‌دار را باید از زمین بالا نگه دارد).

راه‌رفتن روی سطوح ناهموار نیز به تقویت عضلات و ساق پا کمک زیادی می‌کند. وقتی شما همیشه شرایطی را فراهم می‌کنید که کودک روی زمین صاف راه برود یا پاهایش را در کفش‌هایش حبس می‌کنید، به‌خصوص اگر داخل آن‌ها صاف و نرم و پاشنه‌های آن‌ها محکم باشد، کودک را تشویق می‌کنید که به عضلات پاهایش استراحت بدهد و کف پایش بدون قوس باقی بماند.

طبیعی است که وقتی کودک در هوای سرد از خانه بیرون می‌رود، یا در پیاده‌رو و سایر سطوحی که خطرناک‌اند، راه می‌رود، باید کفش بپوشد، ولی بهتر است کودک تا دو سه سالگی داخل خانه پابرهنه راه برود؛ اگر هوا گرم است و او را به کنار ساحل برده‌اید، یا سطحی که می‌خواهد روی آن راه برود، خطرناک نیست، در خارج از خانه هم این فرصت را به او بدهید. در هوای سرد باید از کفشی که یک سایز بزرگ‌تر است استفاده شود، زیرا می‌توان از جوراب‌های ضخیم برای جلوگیری از سرماخوردن پا استفاده کرد.

پزشکان توصیه می‌کنند که بهتر است کودکان در اوایل کار کفش‌های نرم بپوشند تا عضلات پایشان خوب حرکت کند. نکتۀ مهم این است که کفش باید به اندازۀ کافی بزرگ باشد که پنجه‌های کودک خم نشوند، ولی نه آن‌قدر بزرگ که از پایش لیز بخورد. جوراب کودک باید بزرگ باشد.

کفش بچّه‌ها خیلی زود به پایشان تنگ می‌شود و گاهی در ظرف دو ماه این اتّفاق می‌افتد. مادر باید خود را عادت بدهد که هر چند هفته یک‌بار کفش را امتحان کند تا مطمئن شود که کفش هنوز اندازۀ پای بچّه هست.

در پنجه‌های کفش بچّه باید فضای کافی وجود داشته باشد، چون هر بار که کودک قدم برمی‌دارد، پنجه‌هایش را جلوی پا جمع می‌کند. فضای جلوی انگشتان پای کودک باید آن‌قدر باشد که وقتی کودک ایستاده است، حداقل به اندازۀ نصف ناخن انگشت دست مادر، پشت کفشش جا داشته باشد.

اگر کودک نشسته باشد، نمی‌توانید درست قضاوت کنید، چون تا کودک نایستد و پایش فضای کفش را کاملاً پر نکند، نمی‌توان اندازۀ کفش را درست فهمید. بدیهی است که کفش باید به اندازۀ کافی پهن هم باشد.

اگر پزشک برای تصحیح عوارضی چون ضعف مچ پا، پنجه‌های چنبری، زانوهای خمیده به طرف داخل و امثال آن‌ها وسایل خاصّی را تجویز کرده است، احتمالاً کفش‌های طبّی محکم را هم توصیه می‌کند. کفش طبّی اگر نرم باشد، در اصلاح پا اثر چندانی ندارد. ساق این کفش‌ها معمولاً باید بلند باشد. ولی اگر پا و ساق پای کودک شما به اندازۀ کافی قوی هستند، می‌توانید از کفش‌هایی که نرمی آن‌ها متوسّط است و حتّی از کفش‌های ارزانی که به اندازۀ کافی بزرگ و مناسب هستند، استفاده کنید.

بسیاری از پزشکان کفش‌های کتانی را تا وقتی که پاها عرق نکنند، توصیه می‌کنند. پاها در چند سال اول زندگی گوشتالو هستند و برای همین نباید آن‌ها را به جای کفش‌های ساقه‌کوتاه و معمولی به پای کودک کرد.

مهارت‌های فرزندپروری دكتر موسي كافي - دانشيار روانشناسي دانشگاه گيلان


یکی از وظایف اساسی و مسئولیت‌های سنگین هر پدر و مادری حمایت، مراقبت و پرورش فرزندان است. نحوۀ پرورش فرزندان، یا به عبارتی چگونگی برخورد و مراقبت والدین از فرزندان بر زندگی آیندۀ فرزندان تأثیر زیادی می‌گذارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که فرزندپروری مؤثّر یک عامل محافظت‌کنندۀ قوی در برابر انواع آسیب‌ها و مشکلات است. برای مثال، امروزه یکی از مؤثّرترین عامل پیشگیری از اعتیاد، تأثیر خانواده و شیوه‌های فرزندپروری والدین است.

شیوه‌های فرزندپروری

*    روش‌هایی ا‌ست که والدین برای تربیت فرزندان خود به‌کار می‌گیرند.

*     نگرش‌هایی که والدین نسبت به فرزندان خود دارند.

*    معیارها و قوانینی که برای فرزندان خویش وضع می‌کنند.

هر خانواده شیوه‌های خاصّی را در تربیت فرزندان خویش به‌کار می‌گیرد که می‌تواند متأثّر از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و وضعیت روانشناختی والدین باشد. امّا هدف همۀ شیوه‌های فرزندپروری، پرورش شخصیت سالم و تقویت توانایی‌های فرزندان است. در مجموع، پژوهشگران چهار شیوۀ فرزندپروری را مطرح کرده‌اند که عبارت است از: فرزندپروری سهل‌گیرانه، استبدادی، همراه با بی‌توجّهی یا غفلت و قاطعانه.

  • فرزندپروری سهل‌گیرانه

والدین سهل‌گیر، بیش از اندازه فرزندان خود را می‌پذیرند، بدون اینکه از آن‌ها مسئولیتی بخواهند. این والدین نسبت به آموزش آداب و رفتارهای اجتماعی فرزندان خود سهل‌انگارند. در این خانواده‌ها نظم و ترتیب و قانون خاصّی وجود ندارد و هر کسی هر کاری که بخواهد می‌تواند انجام دهد. از ویژگی‌های فرزندان پرورش‌یافته در چنین خانواده‌هایی لجاجت و گستاخی است. آن‌ها پرخاشگرند و سریع‌تر دچار هیجانات شدید می‌شوند؛ زود خشمگین و خوشحال می‌شوند و توانایی مقابله با مشکلات یا استرس‌ها در آن‌ها ضعیف است.

فرزندان خانواده‌های سهل‌گیر مستعدّ رفتارهای ضدّ اجتماعی و گاه مصرف مواد مخدّر هستند. فرزندان این خانواده‌ها به دلیل فقدان یا اجرا نشدن قوانین، پدر و مادر خود را مقتدر و توانا نمی‌بینند و در نتیجه آسیب‌پذیری آن‌ها برای رفتارهای پرخطر بیشتر می‌شود.

  • فرزندپروری استبدادی

والدین مستبد توقّع زیادی از فرزندان خود دارند و خیلی کم آن‌ها را می‌پذیرند. این والدین انتظار دارند که فرزندانشان کاملاً از آن‌ها اطاعت کنند و معمولاً دلیل و منطق انتظارهای خود را بیان نمی‌کنند. منطق آن‌ها «چون من می‌گویم» است. ابراز محبّت و علاقه به فرزندان در این خانواده‌ها به‌شدّت کم است. این والدین از نظر تربیتی خشن و تنبیه‌کننده‌اند. از آنجایی که فرزندان خانواده‌های مستبد به‌شدّت تحت کنترل و هدایت والدین خود هستند، مهارت‌های زندگی مستقل از قبیل برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و هدف‌گزینی را یاد نمی‌گیرند، در نتیجه قادر به مقابلۀ درست با استرس‌ها نیستند. ناتوانی در مقابله با استرس‌ها منجر به افسردگی، اضطراب و بعضی اختلال‌های روانی دیگر  نیز می‌شود.

  • فرزندپروری همراه با بی‌توجّهی یا غفلت

والدینی که شیوۀ فرزندپروری آنان بی‌توجّهی یا غفلت است، توجّه،‌ محبّت، صمیمیت و عاطفۀ خاصّی به فرزندان خود نشان نمی‌دهند. آن‌ها کاری به فرزندان خود ندارند و دارای ویژگی‌هایی مانند کنترل کم، انتظار کم، پذیرش کم و پاسخ‌گویی کم هستند. والدین غافل نیازهای اولیۀ فرزندان را تأمین می‌کنند؛ نگران فرزندان خود نیستند و حتّی ممکن است آن‌ها را طرد کنند. از آنجا ‌که این والدین بر رفتارهای فرزندان خود نظارت نمی‌کنند، فرزندان به حال خود رها می‌شوند، بنابراین ممکن است بیشتر در معرض انواع آسیب‌ها ازجمله پرخاشگری، مصرف موادّ مخدّر، نافرمانی و رفتارهای ضدّ اجتماعی قرار گیرند. به‌علاوه در این خانواده‌ها پیوندهای عاطفی‌ قوی -که یکی از عوامل محافظت‌کننده است- وجود ندارد.

  • فرزندپروری قاطعانه

بهترین شیوۀ فرزندپروری، سبک قاطعانه است. والدینی که این نوع فرزندپروری را دارند، به فرزندان خود استقلال و آزادی فکری می‌دهند. هم از فرزندان خود انتظارهایی دارند و هم به آن‌ها توجّه و محبّت نشان می‌دهند. انتظاری که والدین قاطع از فرزندان خود دارند، منطقی و متناسب با سنّ آن‌هاست. آن‌ها این انتظارها را روشن و واضح مطرح می‌کنند تا فرزندان با مسئولیت‌های خود در زندگی به‌خوبی آشنا شوند.

والدین قاطع بر فرزندان خود کنترل دارند، امّا در عین حال پذیرنده و پاسخ‌دهنده هم هستند. این سبک فرزندپروری همراه با محبّت از یک انضباط محکم و ثابتی برخوردار است که باعث پختگی در فرزندان می‌شود. به همین دلیل سازگارترین و سالم‌ترین فرزندان از این خانواده‌ها هستند. این فرزندان از نظر اجتماعی شایستگی بیشتری دارند. آن‌ها مسئولیت‌پذیر، خلّاق، سازگار، کنجکاو و با اعتماد به نفس هستند. والدین قاطع از مهارت‌های نظارت بر فرزندان و مهارت‌های ارتباطی با فرزندان آگاهی لازم را دارند و این مهارت‌ها را به‌کار می‌گیرند.       

مهارت‌های نظارت بر فرزندان 

نظارت بر فعّالیت‌های فرزندان عامل مهمّی در پیشگیری از انواع آسیب‌هاست. نظارت و آگاهی والدین شامل مواردی مانند آگاهی از ارتباط فرزندان با همسالان، فعّالیت‌های اوقات فراغت آن‌ها و محل‌های حضور خارج از منزل، همچنین آگاهی از حضور و عملکرد فرزندان در مدرسه و نظارت بر فعّالیت‌های مورد علاقۀ آن‌ها می‌شود.

انواع فعّالیت‌های نظارتی والدین شامل ساخت‌دادن یا شکل‌دادن به محیط فرزندان، دنبال‌کردن و مطّلع بودن از آن‌ها،  نظارت فعّال و نظارت منفعل است.

   منظور از ساخت‌دادن به فعّالیت‌های فرزندان، تغییراتی است که والدین در زندگی فرزندان ایجاد می‌کنند تا بهتر بتوانند بر فعّالیت‌های آن‌ها نظارت کنند، مثلاً به هنگام درس‌خواندن فرزندان تلویزیون را خاموش کنند، یا مقرّراتی را وضع کنند که فرزندان قبل از غروب آفتاب در منزل باشند.

منظور از دنبال‌کردن و مطّلع بودن آن است که والدین از فعّالیت‌های فرزندان و مکان‌هایی که می‌روند آگاهی داشته باشند، مثلاً به‌طور تصادفی به مکانی که فرزند گفته، سر بزنند. گاهی اوقات ممکن است فرزندان بر اساس آنچه با والدین توافق کرده‌اند، رفتار نکنند و به دروغ متوسّل شوند. به همین دلیل روش‌های نظارتی فعّالی وجود دارد که نمونه‌ای از آن تماس گرفتن با والدین دوستان فرزند است. نظارت منفعل بیشتر مربوط به تعیین قواعد، قوانین و انتظارهایی است که والدین از فرزندان خود دارند، مثلاً قوانینی در مورد رفت‌وآمد فرزندان یا معیارهایی برای انتخاب دوستان تعیین می‌کنند.

برای آنکه والدین بتوانند به‌درستی بر رفتارهای فرزندان خود نظارت کنند، ضرورت دارد با اصول و مبانی نظارت بر رفتار فرزندان آشنا شوند. مراحل نظارت بر رفتار فرزندان شامل موارد زیر است:

  • تعیین قواعد، قوانین، انتظارها و محدودیت‌ها
  • بیان قواعد، قوانین، انتظارها و محدودیت‌ها برای فرزندان
  • مشخّص‌کردن پیامدهای رعایت و عدم رعایت قواعد، ‌قوانین، انتظارها و محدودیت‌ها
  • بررسی رفتارهای فرزندان در فاصله‌های زمانی مناسب و به‌صورت پراکنده، چه در مدرسه یا در سایر مکان‌ها.

   قواعد و انتظارهای والدین از فرزندان باید روشن و مشخّص باشد، مثلاً به جای اینکه بگویند: «زود به منزل بیایید»، باید بگویند: «قبل از ساعت هشت منزل باشید». بسیار مهم است که والدین برای فرزندان خود روشن کنند که اگر بر اساس انتظار خانواده عمل کنند، چه پاداش‌هایی به آن‌ها خواهند داد و در صورت عمل نکردن بر اساس انتظار خانواده، چه پیامدهای منفی‌ای دریافت خواهند کرد.

مهارت‌های ارتباطی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک زندگی موفّق است. ارتباط وقتی ایجاد می‌شود که افراد بتوانند افکار و عقاید، امیدها، آرزوها، ترس‌ها و نگرانی‌های خود را با هم در میان بگذارند. فقدان این مهارت موجب بسیاری از مشکلات، تنش‌ها و تعارض‌ها می‌شود. مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌هایی هستند که والدین را قادر به شنیدن پیام‌های کلامی، درک پیام‌های غیرکلامی و پاسخ‌دهی کلامی و غیرکلامی به این دو نوع پیام می‌کنند. والدین برای بهبود مهارت‌های ارتباطی با فرزندان خود می‌توانند از روش‌هایی مانند گوش‌دادن فعّال، مشورت‌کردن با فرزندان، تأکید بر تشویق و مشارکت‌داشتن در فعّالیت‌های فرزندان استفاده کنند.

گوش دادن فعّال!

گوش‌دادن مهم‌ترین مهارت ارتباطی است. وقتی فرزندان صحبت می‌کنند، والدین باید فعّالیت‌های خود مانند تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه، یا کار در منزل را قطع کنند؛ به گفته‌های فرزندان خود توجّه و با آن‌ها ارتباط چشمی برقرار کنند. به آنچه فرزندان می‌گویند واکنش سریع نشان ندهند؛ در عوض، چند دقیقه فکر کنند و به آنچه شنیدند، پاسخ دهند. یکی از تکنیک‌های اساسی‌ای که نشان می‌دهد والدین به حرف‌های فرزندان گوش می‌دهند و آن‌ها را درک می‌کنند، این است که گفته‌های فرزندان را به شکل مناسبی به او انعکاس دهند.

مشورت کردن با فرزندان!

والدین می‌توانند در مورد مسائل روزمرّه از فرزندان سؤال کنند و از آن‌ها در مورد موضوع‌های مختلف خانواده نظرخواهی کنند. وقتی کودکان و نوجوانان متوجّه شوند که به نظرهایشان اهمّیت داده می‌شود، در گفت‌وگوها و اظهارنظرها مشارکت و از نظرهای والدین استفاده می‌کنند.

تأکید بر تشویق!

کودکان و نوجوانان ویژگی‌های مثبت زیادی دارند که لازم است بر آن‌ها تأکید شود. یادآوری‌کردن توانایی‌ها و صفات خوب کودکان به آن‌ها کمک می‌کند تا ارزش خود را بهتر بشناسند و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند. اگر فرزندان در یک زمینۀ ورزشی یا هنری مشغول فعّالیت هستند، خوب است والدین تا حدّ ممکن در بازی‌ها و فعّالیت‌هایشان شرکت کنند و مانند یک تماشاچی خوب از آن‌ها حمایت کنند. نکتۀ بسیار مهم این است که والدین رعایت قوانین و مقرّرات فرزندان را حتماً مورد تشویق قرار دهند.

مشارکت‌داشتن در فعّالیت‌های فرزندان!

مشکل بسیاری از والدین، نداشتن وقت کافی برای گذراندن ساعاتی در کنار یکدیگر است. با این حال لازم است که والدین حداقل نیم ساعت از وقت خودشان را در روز به فرزندان اختصاص دهند. بهتر است انتخاب نوع فعّالیت به تقاضای فرزندان باشد. به‌علاوه، والدین طوری برنامه‌ریزی کنند که حداقل هفته‌ای یک‌بار بعضی فعّالیت‌های خاص مانند رفتن به کتابخانه یا کتاب‌فروشی، پیاده‌روی، رفتن به کوه یا پارک را با فرزندان انجام دهند.               

سوگ در كودكان دكتر فريبا عربگل - فوق‌تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان


واکنش هر انسانی نسبت به مرگ دوستان و اعضای خانواده متفاوت است. این قضیه بین کودکان شاید کمی پیچیده‌تر باشد و تشخیص عکس‌العملشان به‌مراتب برای بزرگ‌ترها دشوارتر است. هر كودكي به روش خاصّ خود و به شيوه‌اي متفاوت با فقدان‌هايش روبه‌رو مي‌شود. نبايد از كودكان انتظار داشته باشيم که به يك شيوه، يا مثل ما سوگواري كنند؛ بايد بپذيريم كه هر كودكي خاص و منحصر به‌فرد است و به روش خود به سوگ مي‌نشيند. بعضي از افراد بلافاصله و برخي با تأخير واكنش نشان مي‌دهند. بعضي نيز ممكن است واكنشي متفاوت نشان دهند، ولي همۀ اين عكس‌العمل‌ها مي‌تواند واكنش‌های طبيعي به يك بحران باشد. اين تغييرات ممكن است از چند روز تا چند هفته يا حتّي بيشتر طول بكشد. از آنجا كه كودكان توانمندي كافي برای كلامي‌كردن هيجان‌های دروني خود ندارند، ممكن است بزرگسالان در درك يك كودك اندوهگين و سوگوار با مشكل مواجه شوند. در نتيجه ما بايد از واكنش‌هاي مختلف رفتاري كودكان به دنياي دروني آن‌ها پي ببریم و به آنان كمك كنيم تا با اين احساس به‌ گونه‌اي مؤثّر كنار آيند. در این مورد با دکتر فریبا عربگل، فوق تخصّص روانپزشكي كودك و نوجوان و دانشیار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، هم‌صحبت شده‌ایم.

 

لطفاً در آغاز تعریفی از سوگ ارائه بفرمایید.

سوگ حالت اندوه و ناراحتي شديد دروني در واكنش به از دست‌دادن شخص يا عقيده و فكري خاص است. كودكان درجات مختلفي از غم و اندوه را حتّي به دليل اتّفاقات مختلفي كه ممكن است به نظر ما كوچك و بی‌اهمّيت باشند، تجربه مي‌كنند. اين اتّفاقات مي‌تواند براي كودكان معنايي مترادف با سوگ و از دست‌دادن داشته باشد.

 

چه مسائلي سبب احساس اندوه و سوگ در كودكان مي‌شود؟

• مرگ والدين، بستگان، دوستان، معلّمان و آشنايان؛ جالب است كه بدانيد تنها مرگ انسان‌ها نيست كه كودك را دچار غم و اندوه مي‌كند، حتّي مرگ ماهي قرمز شب عيد -كه كودك فقط دو يا سه بار در تُنگ برايش خرده‌نان ريخته- يا پرندۀ كوچكي كه در قفس از آن نگهداري مي‌كرد، مي‌تواند كودك را متأثّر و اندوهگين كند.

• مجروح‌شدن والدين و بستري‌شدن در بيمارستان.

• از دست‌دادن خانه و مدرسه در اثر زلزله، سيل و آتش‌سوزي.

• نقص عضو مثل از دست‌دادن چشم يا ساير اعضاي بدن. جالب است كه بدانيد، حتّي كنده‌شدن دندان يا يك زخم خونريزي‌‌دهندۀ كوچك هم ممكن است در كودك سوگ ایجاد كند.

• از دست‌دادن يا نداشتن توانايي يا مهارتي خاص مثل اختلال يادگيري و مردود شدن در مدرسه.

• گم‌كردن و از دست‌دادن وسايل شخصي و اسباب‌بازي.

 

کودكان چه دركي از مفهوم مرگ دارند؟

درك كودكان از مرگ متناسب با سير رشد و تكامل آن‌ها تغيير مي‌كند و اين ادراكات مختلف روي چگونگي سوگواري آن‌ها نيز تأثير مي‌گذارد. كودك در نيمۀ دوم سال دوم زندگي مي‌فهمد چيزي كه حضور ندارد و ديده نمی‌شود، از بين نرفته است. بنابراین نبودِ مادر در اين سن براي وي قابل تشخيص است و واكنش‌هايي در او ایجاد می‌كند. كودك در دو تا هفت سالگی مرگ را یک پدیدۀ گذرا، موقّتي و قابل برگشت مي‌داند؛ چيزي شبيه مسافرت يا خواب. او فكر مي‌كند که برخي از عملكردهاي انسان پس از مرگ نيز ادامه مي‌يابد. كودك در اين سن ممكن است فكر كند که تفكّر و اعمال او باعث مرگ عزيزش شده و اين مسئله در او احساس گناه ايجاد مي‌كند. او در اين سن داراي تفّكر جادويی‌ است، يعني بين دو پديده‌اي كه هم‌زمان رخ مي‌دهد، رابطۀ علّت و معلولي ايجاد مي‌كند، مثلاً اگر به برادرش گفته است که «او را دوست ندارد، خدا كند بلايي سرش بيايد» و به‌طور تصادفی برادرش بعد از وقوع زلزله زير آوار جان مي‌بازد، او فكر مي‌كند که فكر و سخنش باعث اين حادثه براي برادرش شده است؛ در نتيجه احساس گناه مي‌كند. در نهايت کودک در هفت تا دوازده سالگي مرگ را به عنوان يك پديدۀ اجتناب‌ناپذير، غيرقابل برگشت و جهان‌شمول مي‌پذيرد، ولي هنوز فكر مي‌كند كه فقط افراد خيلي پير و ناتوان مي‌ميرند.

کودک در نوجواني مرگ را به عنوان يك فرآيند طبيعي می‌پذيرد، ولي آن را خيلي دور مي‌بيند و به‌راحتي نمي‌پذيرد كه ممكن است هر تصادفي منجر به مرگ شود؛ به همين دليل رفتارهاي پرخطر در نوجوانان زياد دیده مي‌شود.

 

سوگ چه مراحلی دارد؟

هنگامي كه با مرگ عزيزي روبه‌رو مي‌شويم، چهار مرحلۀ را مي‌گذرانيم: شوک و انکار، خشم، ناامیدی و درهم ریختگی، پذيرش، بهبود و سازمان‌يابي مجدّد. به اين مراحل چرخۀ سوگ نيز مي‌گويند. طي‌كردن این مراحل براي همۀ كساني كه با فقداني روبه‌رو مي‌شوند، لازم است. •  مرحلۀ اول شوك و انكار است؛ وقتي كسي را كه دوستش داريم، مي‌ميرد، احساس كرختي، بهت، گيجي و ناباوري داريم و نمي‌پذيريم که عزيزمان را از دست داده‌ايم. در مرحلۀ بعد، خشم بروز مي‌كند. از جهان و از مردم عصباني هستيم. به شرايطي كه پيش‌ آمده، اعتراض داريم، احساس آشفتگي مي‌كنيم و از دست همه چيز و همه كس دلخوريم. نااميدي و درهم‌ريختگي مرحلۀ بعديست؛ در اين مرحله بي‌قراريم، گريه مي‌كنيم و حتّی ممكن است احساس گناه داشته باشيم. احساس مي‌كنيم که مي‌توانستيم به او كمك كنيم و نكرديم. احساس تنهايي مي‌كنيم. در مرحلۀ پذيرش، فرد وضع موجود را مي‌پذيرد و با آن كنار می‌آید و به زندگي معمول خود باز مي‌گردد.

گرچه ممكن است مدّت و زمان عبور از اين مراحل در افراد مختلف با هم متفاوت باشد، مهمّ است بدانيم که سوگ يك فرآيند است كه به‌تدريج كه شخص در آن جلو مي‌رود، احساس و افكارش نیز تغيير می‌كند و تعديل مي‌يابد، به‌خصوص در مورد كودكان ما نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم که مرگ را بتوانيم فوری شرح دهيم و كودك هم نمي‌تواند به‌سرعت و بلافاصله آن را حل كند. گاه حتّي تا نوجواني طول می‌كشد تا كودك دريابد كه چه اتّفاقي رخ داده است و مرگ چيست؟

 

سوگ پيچيده چيست؟

وقتي مراحل سوگ به‌خوبي طي نشود، يعني فرد در يكي از مراحل باقي بماند، يا اينكه مراحل را به‌كندي طي كند، يا شدّت واكنش‌ها بيش از حدّ معمول باشد، در اصطلاح مي‌گوییم سوگ پيچيده شده است. در اين موارد سوگ به بروز مشكلاتي در زندگي معمول شخص منجر می‌شود و عملكرد او را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

 سوگ چه علائم و واكنش‌هایي را در كودكان ايجاد مي‌كند؟

همان‌طور كه گفتيم، هر كودكي به روش خاصّ خود با پديدۀ سوگ روبه‌رو مي‌شود. واكنش‌هایي كه به‌صورت شايع در كودكان

در حال سوگ ديده مي‌شود، شامل موارد زیر است:

• شوكه‌شدن و ناباوري: «واقعيت نداره، حرفتو باور نمي‌كنم»

• گريه‌هاي شديد و طولاني

• انكار و بي‌تفاوتي و انجام رفتارهاي معمول؛ گويی اتّفاقي نيفتاده «مي‌توانم بروم بيرون بازي كنم؟»

• ترس و اضطراب: «حالا كه اين اتّفاق براي پدر افتاده، مي‌تونه براي مادرم نيز بيفته»

• اجتناب از تنها ماندن در خانه

• اجتناب از تنها خوابيدن

• چسبیدن به والدين و ترس از رفتن به مدرسه

• شكايات جسمي مانند سردرد، دل‌درد، حالت تهوّع به‌خصوص هنگام ترك منزل به قصد رفتن به مدرسه

• مشكلات خواب؛ دیدن رؤياهایي از شخص از دست‌رفته و يا بي‌خوابي يا امتناع ازخوابيدن: «مامان گفته بابام به يك‌ خواب طولاني رفته، اگه من هم بخوابم ممكنه ديگه نتونم بيدار شم».

• اندوه و دلتنگي كه ممكن است خود را با چنین علائمی نشان دهد: گريه‌كردن‌هاي مكرّر، گوشه‌گيري، بي‌تفاوتي نسبت به وضع سلامت خود و انجام كارهاي پرخطر، احساس گناه به دلیل كارهایي كه مي‌توانست براي عزيزش انجام دهد، ولي انجام نداده است.

• دست‌زدن به كارهایي كه قبلاً به همراه شخص از دست‌رفته انجام داده بود، يا تقليد رفتارهاي او

• اشتغال ذهني با خاطرات شخص از دست‌رفته

• احساس اينكه شخص از دست‌رفته به‌ طريقي با اوست.

• طردكردن دوستان قديمي و جستجوي دوستان جديدي كه شرايط مشابهي را تجربه كرده‌اند.

• افت تحصيلي، مشكل تمركز و توجّه روي تكاليف مدرسه

• ديدن تصوير يا شنيدن صداي شخص از دست‌رفته به‌صورت گذرا در زمان سوگواری

• احساس خشم كه در پسران بيشتر ديده مي‌شود و خود را به‌صورت پرخاشگري، حملات قشقرق و ناسزاگفتن و پرخاش‌كردن به سرنوشت، تقدير و مقدّسات نشان مي‌دهد.

 

چگونه مي‌توان به كودكان كمك كرد تا با مرگ عزيزانشان كنار بيايند و مراحل سوگ را با كمترين مشكل طي كنند؟

 در كودكان حل‌شدن سوگ و طي‌كردن مراحل آن از اهمّيت خاصّي برخوردار است. چگونگي درك كودكان از مرگ، مراحل رشد شناختي آن‌ها، سنّ كودكان و افكار و عقايد جادويي سوگواري، درك كودكان را از مرگ با مشكلاتي روبه‌رو مي‌كند. همين‌طور عقايد و كليشه‌هايي كه پيرامون مسئلۀ مرگ و درك كودكان از مرگ در بين بزرگسالان وجود دارد، گاهی باعث تداخل در اين فرايند مي‌شود.

 

نمونه‌هايي از اين افكار كليشه‌اي چه هستند؟

• بهتر است جلوي كودك داغديده راجع به مرگ صحبت نكنيم!

• بهتر است از صحبت‌هايي كه در بچّه گریه ایجاد مي‌كند، اجتناب كنيم!

• بهتر است بچّه‌ها در مراسم سوگواري شركت نكنند!

• بچّه‌هاي خردسال آن‌قدر كوچك‌اند كه سوگ و اندوه را نمي‌فهمند!

• هنوز بچّه‌اي؛ بزرگ كه شوي، همه چيز فراموشت مي‌شود!

• او به يك مسافرت طولاني رفت!

• او به يك خواب عميق رفت!

• خدا او را از ما گرفت، چون خيلي خوب بود. خدا انسان‌هاي خوب را زودتر می‌برد!

• او تو را از آسمان نگاه می‌كند، بنابراين بهتر است مواظب رفتارهايت باشي!

• اين‌قدر گريه نكن، عصبي و بيمار مي‌شوي!

• چه خوب بازي مي‌كند، انگار نه انگار اتّفاقي افتاده!

• سوگ بزرگ‌ترها روي كودك سوگوار تأثير نمي‌گذارد!

• بزرگ‌ترها همه چيز را بايد دربارۀ سوگ، مرگ و روح بدانند؛ آن‌ها مي‌توانند توضيحات كامل و كافي‌ای در اين باره به بچّه‌ها بدهند!

اين نگرش‌ها و انتقال آن‌ها به كودكان مانع طي‌شدن مراحل سوگ می‌شود و به كودكان آسيب مي‌زند.

 

 چه توصيه‌هایی براي والدين دارید؟

• به كودك فرصت دهيد که در مورد احساسات و افكارش صحبت كند.

• مي‌توانيد از او بخواهيد نامه‌اي به فردي كه از دست داده، بنويسد.

• مي‌توانيد از او بخواهيد که داستاني واقعي يا خيالي را براي دیگران دربارۀ مرگ کسی که فوت کرده، تعريف كند.

• مي‌توانيد از او بخواهيد که در مورد سوگ فردي كه از دست داده، يا احساسي كه دارد، نقاشي كند.

• در مورد پديدۀ مرگ به‌روشني توضيح دهيد؛ واقعيت‌ها را بگوييد.

• به سؤالات كودك در مورد مرگ پاسخ دهيد، امّا اگر چيزي را نمي‌دانيد، بگویيد نمي‌دانم و مي‌توانيم آن را از ديگران بپرسيم. از گفتن كلمۀ «نمي‌دانم» نهراسيد.

• از تشبيه‌كردن مرگ به خواب يا سفر خودداري كنيد، زیرا با اين كار آنان را هنگام خواب يا سفر دچار وحشت مي‌كنيد.

• اگر کودک تمايل دارد که در مراسم تدفين و بزرگداشت شركت كند، اين اجازه را به او بدهيد.

• اگر مايل است جنازه را ببيند، اين اجازه را به او بدهيد (مگر آنكه به دلايلي جنازه متلاشي شده باشد).

• برگشتن به مدرسه باعث به‌وجود آمدن حسّ آرامش‌بخش و برگشت به زندگي معمولي و طبيعي قبل مي‌شود، ولي انتظار نداشته باشيد که كودك داغديده به‌سرعت به سطح عملكرد تحصيلي پيشين خود برگردد.

پيشگيري از سوختگي کودکان دکتر اسماعیل نورصالحی، متخصص کودکان و نوزادان


سوختگی آغاز یک فاجعه برای شخص، خانواده و جامعه است، زیرا شخصی که دچار سوختگی شده، غیر از اینکه مدّت‌ها گرفتار درمان بیماری‌اش می‌شود، ممکن است برای همیشه نیز دچار عوارض ناشی از سوختگی شود. جامعه نیز یک فرد فعّال خود را به دلیل سوختگی شدید از دست می‌دهد و باید مخارج سنگینی را متحمّل شود تا ناهنجاری ظاهری و روانی او را برطرف کند. سوختگی یکی از مصیبت‌هایی‌ است که گریبانگیر همۀ جوامع است و معمولاً علّت آن بی‌احتیاطی و یا مواردی عمدیست. در کشور ما چند مرکز نسبتاً مجهّز برای درمان بیماران دچار سوختگی وجود دارد که یکی از آن‌ها مرکز آموزشی- درمانی سوانح و سوختگی ولایت رشت است.

بر اساس تعریف انجمن جهانی سوختگی، سوختگی وقتی اتّفاق می‌افتد که یک یا چند لایۀ پوست با مایع داغ، اجسام داغ و شعله تخریب شود. آسیب‌های پوستی ناشی از اشعّۀ ماوراء بنفش، اشعّۀ رادیواکتیو، الکتریسیته یا موادّ شیمیایی، همچنین آسیب تنفّسی ناشی از استنشاق دود، سوختگی محسوب می‌شود. شایع‌ترین علّت سوختگی کودکان در کشور سوختگی‌های ناشی از آب‌جوش و چای است.

پیش‌آگهی بیماران سوختگی به عوامل زیر بستگی دارد:

  •  
  • سطح سوختگی
  • وجود آسیب‌های تنفّسی
  • عفونت زخم
  • بیماری‌های مزمن قبلی
  • فاصلۀ زمانی تا رسیدن به مراکز درمانی
  • حوادث اتّفاق‌افتاده در حین حادثۀ سوختگی

برای پیشگیری از سوختگی باید جامعه‌نگر فکر کرد. لازم است که مهندسان ایمنی ساختمان، قانونگذاران و بازرسان توجّه ویژه‌ای به پیشگیری داشته باشند. عوامل خطرساز شامل آشپزی در کف اتاق یا آشپزخانه، اجاق‌های نفتی روباز، تراکم زیاد افراد، ساختار ضعیف خانه، بیسوادی و عوامل فرهنگی است.

پیشگیری اول جلوگیری از رخ‌دادن واقعه است. پیشگیری دوم شامل مراقبت‌های درمانی، احیا و تا حدّ ممکن کاهش آسیب و ناتوانی است. پیشگیری سوم بر جلوگیری یا کاهش ناتوانی‌ها تمرکز دارد.

چه‌کار کنیم تا کودک ما دچار سوختگی نشود؟

  • هنگام بغل‌کردن کودک و زمانی که در آغوش شماست از نوشیدن چای، مایعات داغ و کشیدن سیگار پرهیز کنید.
  • کودک نباید مدّت طولانی در معرض آفتاب قرار گیرد.
  • ظروف حاوی مایعات داغ را روی میزی که رومیزی دارد، قرار ندهید، چون کودک شما ممکن است آن را به طرف پایین بکشد.
  • کودک را در معرض مایعات داغ (ظروف غذای در حال پخت، دیگ‌های داغ و کتری آب‌جوش)، همچنین وسایل سوزاننده از قبیل سماور، بخاری، اجاق‌گاز،کرسی، منقل، تنور، اتو و ... قرار ندهید.
  • روی پریزهای برق درپوش پلاستیکی محافظ قرار دهید.
  • قبل از حمّام‌کردن کودک درجۀ حرارت آب گرم را  روی مچ دستتان آزمایش کنید تا مطمئن شوید آب داغ نیست.
  • در زمان پخت غذا، ماهی­تابۀ دسته­دار را روی شعله­های عقب اجاق گاز قرار دهید.کودک را از آنچه روی اجاق گاز است، مانند ماهی‌تابۀ داغ، کتری آب­جوش، بخاری، رادیاتور، بخاری‌برقی­، اتو، سیگار روشن و چراغ­های خوراک‌پزی دور نگه دارید.
  • ابزار و وسایل برقی را دور از دسترس کودک قرار دهید.
  • هرگز اجازه ندهید که کودکان زیر کرسی بازی کنند، به‌خصوص اگر از منقل‌ ذغالی استفاده می‌کنید، کودکان را به‌تنهایی زیر کرسی نخوابانید.
  • به کودکان بیاموزید که نباید کلید برق را بدون دلیل خاموش و روشن کنند.
  • از بازرسی وسایل برقی و پریزها به همراه کودکان بپرهیزید.
  • تمام پریزهای برق را با سرپوش بپوشانید.
  • تمام موادّ قابل اشتعال و سمّی را از دسترس کودک دور نگه دارید.
  • وقتی از اتو، اتوی مو و اتوی فر مو کنار کودکان استفاده می‌کنید، حتماً مراقب باشید.
  • از هشداردهنده‌های دود در اتاق خواب‌ها یا سایر نقاط خانه استفاده کنید. اگر ده سال از کارکرد آن‌ها گذشته، حتماً آن‌ها را تعویض کنید.
  • سعی کنید ترموستات آبگرمکن  خود را  روی ۴۹ درجه بگذارید یا آن را روی درجۀ کم‌ و متوسّط تنظیم کنید.
  • جلوی شومینه یا اجاق، رادیاتور و سایر منابع گرمایی از حفاظ استفاده کنید.
  • برای پیشگیری از سوزش‌های ناشی از نور خورشید از کرم‌های ضدّ آفتاب استفاده کنید و هنگام کار یا بازی با فلز داغ یا اسباب‌بازی‌های پلاستیکی خیلی مراقب باشید.

کمک‌های فوری به کودک آسیب‌دیده قبل از رساندن وی به پزشک!

  • در مراقبت‌های پیش از بیمارستان باید قبل از هر درمان خاصّی فرد آسیب‌دیده را از محلّ حادثه دور کرد. سپس اقدامات درمانی را انجام داد تا فرد نجات‌دهنده خود دچار آسیب نشود. همۀ امدادگران باید آگاه باشند که ممکن است در اثر تماس با فرد آسیب‌دیده یا لباس‌های وی آسیب ببینند. بهترین راه برای جدا کردن یک فرد آسیب‌دیده از جریان برق این است که ابتدا جریان برق قطع شود، سپس با استفاده از یک نارسا فرد آسیب‌دیده از منبع برق جدا شود.
  • بدون هدر رفتن وقت، فوری لباس‌های کودک را از ناحیۀ سوخته‌شده ببرید و از تن وی خارج کنید. لباس‌ها یا موادّی را که به تن او چسبیده‌اند، از بدن جدا نکنید، زیرا ممکن است باعث آسیب بیشتر به پوست شود. از بریدن لباس روی سوختگی پرهیز کنید و فقط اطراف آن را ببرید.
  • کودکان خردسال را درون آب سرد نبرید، زیرا ممکن است موجب کم‌شدن درجۀ حرارت بدن آن‌ها شود.
  • برای کاهش درد، کاهش دمای پوست و جلوگیری از فرآیند سوختن، در سوختگی خفیف محلّ سوختگی را به مدّت ده دقیقه زیر آب خنک نگه دارید.
  • قبل از تورّم محلّ سوختگی لباس­های تنگ را از ناحیۀ سوختگی بردارید و اشیای خارجی مانند النگو، گردنبند و انگشتر را درآورید.
  • به محلّ سوختگی دست نزنید و تاول­ها را نترکانید.
  • برای جلوگیری از عفونت ثانوی، محلّ سوختگی را با یک پارچۀ تمیز نازک بپوشانید. لازم نیست به آن مادّۀ ضدّ عفونی‌کننده، روغن،کره، پماد یا خمیردندان بزنید، چون بدون تجویز پزشک این کار فایده­ای ندارد و ممکن است خطرناک باشد.
  • کودک را گرم نگه دارید.
  • سوختگی­های ناحیۀ دهان و گلو بسیار خطرناک‌اند، زیرا باعث تورّم و التهاب مجاری تنفّسی می­شوند و احتمال خفگی را افزایش می­دهند. در این حالت سرعت عمل لازم است و در صورت نیاز لباس­ها را از طرف گردن کودک شل و آزاد کنید؛ به اورژانس زنگ بزنید یا فوری کودک را به بیمارستان ببرید.
  • توجّه کنید که بهتر است برای سوختگی­های خفیف و سطحی نیز به پزشک و بیمارستان مراجعه کنید و از خوددرمانی بپرهیزید.

اضطراب مدرسه اکرم پژاوند - کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی


همۀ­ کودکان گاهی دچار اضطراب می‌شوند. آن‌ها ممکن است به دلیل امتحانی که پیش رو دارند، مضطرب باشند یا از این نگران باشند که مادرشان متوجّه جای خالی بستنی در فریزر شود. اضطراب به مقدار کم درواقع مفید است، چراکه می‌تواند کودک را وادار به مطالعه کند یا موجب شود که بستنی دسر قبل از خوردن غذا ناپدید نشود.

کودکانی که به‌شدّت مضطرب هستند، بیشتر اوقات احساس ناراحتی می‌کنند و دائماً در انجام کارهایی که برای کودکان دیگر آسان است، دچار مشکل می‌شوند. برخی از کودکان مضطرب آنچنان در مورد نحوۀ عملکرد خود نگران‌اند که یک ساعت تمام روی تکلیفی که تنها ده دقیقه وقت لازم دارد، کار می‌کنند. بعضی از آن‌ها حاضر نیستند حتّی برای رفتن به مدرسه یا دیدن یک دوست از والدین خود جدا شوند. وقتی کودکان دچار اضطراب می‌شوند، انجام فعّالیت‌هایی که قبلاً برایشان راحت بوده، باعث ترس و دلهره در آن‌ها می‌شود. این ترس و بیقراری مسری است و ممکن است والدین را نیز نگران و مستأصل کند.

اگر می‌خواهید بدانید که کودک شما دچار اضطراب جدّی هست یا نه، به رفتارهای زیر -که می‌تواند از نشانه‌های اضطراب در کودک  باشد- توجّه کنید:

* مشکلات خواب

* درد و ناراحتی‌هایی مثل دل‌درد، سردرد، حالت تهوّع

* مشکلات تمرکز

* بی‌دلیل از چیزی اجتناب کردن

* خواب‌های بد، حتّی در طول روز

* حملات وحشتزدگی، تنفّس سریع، دست‌های عرق‌کرده، ضربان قلب سریع، صورت رنگ‌پریده.

اضطراب مدرسه

عجیب نیست که بسیاری از کودکان در مورد مدرسه دچار اضطراب می‌شوند، چراکه عوامل محیطی می‌تواند در کودکی که از هر لحاظ متعادل است، آشفتگی ایجاد کند. در برخی از کودکان اضطراب به این دلیل به‌وجود می‌آید که کودک دچار اختلال یادگیری است و از این موضوع نگران است که به اندازۀ همکلاسی‌هایش موفّق نباشد. برخی دیگر از کودکان به این علّت دچار اضطراب می‌شوند که به مدرسه علاقه ندارند و والدین آن‌ها به این دلیل که آن‌ها در حدّ توانایی خود یا در سطح خواهر و برادرانشان عمل نمی‌کنند، مأیوس و نگران هستند. کودکان در پاسخ به انتظار بالا و غیرواقع‌بینانه‌ای که از خودشان دارند، همچنین احساس اجبار درونی برای برآورده کردن این انتظار، دچار اضطراب در مورد عملکرد خود می‌شوند.

نکته

وارد کردن کودکان به محیط‌های آموزشی اختصاصی و متناسب با شرایط خاصّ آن‌ها می‌تواند یک اقدام مهم برای کمک به کودک مضطرب باشد. کودکانی که دچار اضطراب‌اند، به معلّمانی نیاز دارند که این مشکل را درک کنند و بتوانند استرس کلاس درس را کاهش دهند. برای کودکانی که دچار اختلالات یادگیری هستند، برنامه‌های آموزشی خاص اهمّیت ویژه‌ای دارد.

خلاصه‌ای از شیوه‌های فرزندپروری برای یک کودک بسیار مضطرب

والد یک کودک مضطرب می‌تواند برای کمک به کودک خود از راهبردهای مختلفی استفاده کند:

1. ارزش دادن به احساس کودک: به کودکتان بگویید که احساس او را درک می‌کنید. وقتی ما به احساس کودک ارزش می‌دهیم، درواقع به او می‌فهمانیم که درکش می‌کنیم و احساس او را می‌فهمیم. ارزش دادن فقط این نیست که به کودک بگوییم کارهای خوبش را می‌بینیم، بلکه در فرایند ارزش‌دهی، ما با کودک یکی می‌شویم و به او می‌فهمانیم که درکش می‌کنیم و حامی او هستیم. این یک نکتۀ بسیار مهم است. آنچه کودک احساس می‌کند، برای او واقعی است، حتّی اگر به نظر شما این احساس غیرمنطقی باشد. برای مثال ممکن است کودک شما از رفتن به طبقۀ بالای ساختمان بترسد، چون فکر می‌کند ممکن است هیولاها در آنجا زندگی کنند. شما می‌دانید که این ترس غیرمنطقی است، با این حال اگر کودک شما می‌ترسد، به او بگویید که احساس او را درک می‌کنید و می‌فهمید. به کودک نگویید که ترسش احمقانه است، بگویید که درک می‌کنید که او می‌ترسد به طبقۀ بالا برود و نمی‌خواهد تنها این کار را بکند و اگر می‌تواند تا زمانی‌که کار شما تمام شود، صبر کند، با او به طبقۀ بالا می‌روید. به او یادآوری کنید که روزی می‌رسد که او دیگر از اینکه تنها به طبقۀ بالا برود، نمی‌ترسد.

وقتی کودک فهمید که شما اضطرابش را درک می‌کنید، می‌توانید با او تمرین کنید تا اضطراب‌هایی را که به نفع او هستند و اضطراب‌هایی که به او آسیب می‌زنند، مشخّص کند. با رضایت کودک، شما با او تمرین می‌کنید تا اضطراب‌هایی را که معقول و مفید نیستند، تغییر دهد.

2. زمانی برای توجّه انحصاری به کودک: برای کودکان پیش‌دبستانی و دبستانی، کنار آمدن با اضطراب بیشتر مستلزم این است که ما به آن‌ها کمک کنیم که احساس امنیت و کنترل پیدا کنند. به‌طور خلاصه در این روش هدف والد این است که در دوره‌های زمانی خاص فقط به کودک توجّه کند و در طول این مدّت هیچ مزاحمتی از جمله زنگ تلفن و تعامل با خواهر و برادران دیگر در فرایند توجّه کردن به کودک اخلال ایجاد نکند. در این روش در حالی‌ که کودک مشغول فعّالیتی مانند خانه‌سازی یا بازی با اسباب‌بازی‌هایش است، والد تمام توجّه خود را به او معطوف می‌کند. کنترل همه چیز در دست کودک است و والد هرچه را که از او خواسته شده (در حدّ معقول)، انجام می‌دهد. اگر کودک از والد بخواهد که برج درست کند، والد می‌تواند بپرسد که دقیقاً برج چقدر بلند باشد. اگر کودک با لگوها یک وسیلۀ نقلیه می‌سازد، والد می‌تواند در حالی‌ که او را تماشا می‌کند، توضیح دهد که به‌نظر می‌رسد او در حال ساختن یک کامیون یا ماشین ون است. والد در مورد نوع بازی هیچ پیشنهادی نمی‌دهد، به‌جز در مواردی که کودک به‌ مدّت طولانی یک کار ثابت را انجام می‌دهد و والد احساس می‌کند که کودک به تغییر جهت و گسترش بازی نیاز دارد. یک کار مفید این است که والد با صدای بلند کاری را که کودک انجام می‌دهد، توصیف کند و برای کودک یک انعکاس کلامی فراهم کند.

اگر روزی ده تا بیست دقیقه در زمان و مکانی که برای شما راحت‌تر است، زمانی را برای توجّه انحصاری به کودک اختصاص دهید، دقیقاً آنچه کودک به آن احتیاج دارد، برای او فراهم کرده‌اید.

3. مواجهه: یک اصل اساسی در مورد اضطراب این است که اگر کودک به‌طور مکرّر کارهایی را که از آن‌ها می‌ترسد انجام دهد، می‌تواند بر اضطرابش غلبه کند. به این کار رویارویی یا مواجهه می‌گویند.

مواجهه تکنیکی است که به موجب آن فرد باید آنچه را که از آن می‌ترسد، تجربه کند تا یاد بگیرد که آن چیز درواقع ترسناک نیست.

4. بازی‌درمانی: کودکانی که همیشه مضطرب هستند، اغلب از کار کردن با یک متخصّص سلامت روان سود می‌برند.

عقیدۀ زیربنایی بازی‌درمانی این است که کودک از طریق بازی، آنچه را موجب نگرانی و اضطراب اوست، بیان می‌کند. ممکن است کودک نتواند دقیقاً به شما بگوید که چه مشکلی دارد، امّا مضامین بازی‌ها نگرانی‌ها و راهبردهای مقابله‌ای کودک را آشکار می‌کند. گاهی کودکان بارها و بارها یک مسئله را در بازی‌های خود تکرار می‌کنند و از این طریق آن را برای خود حلّ و فصل می‌کنند.

5. تغییر رفتار: گاهی وقتی کودکان مضطرب می‌شوند، دست به کارهای بی‌فایده می‌زنند، مثلاً به مدرسه نمی‌روند یا وقتی مادرشان می‌خواهد به آن‌ها شب‌بخیر بگوید، موی او را می‌کشند؛ هر والد به راهبردهایی برای تغییر این رفتارها احتیاج دارد.

* به احساسی که کودک دارد، ارزش دهید.

* یک هدف معیّن کنید و آنچه را می‌خواهید تغییر دهید، مشخّص کنید.

* سعی کنید در کودکتان برای رسیدن به این هدف، تعهّد ایجاد کنید.

* برای تشویق رفتار خوب کودک از تقویت مثبت استفاده کنید.

* رفتارهای بی‌حاصل و ناکارآمد کودک را نادیده بگیرید و به آن‌ها توجّه نکنید.

* از طریق تقویت متوالی رفتار مطلوب، این رفتار را در کودک شکل دهید.

چقدر اضافه‌وزن در بارداری طبیعی است؟ دکتر نسرین دادرس - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و فوق تخصّص نازایی و IVF


وزن‌گیری مناسب مادر در طول دوران بارداری تضمین‌کنندۀ سلامت جنین و مادر در آینده است. افزایش وزن در یک حاملگی طبیعی عمدتاً به عواملی نظیر رشد جنین، جفت، پستان، افزایش حجم خون، همچنین ذخیرۀ چربی در مادر بستگی دارد و قسمتی از آن به‌صورت ذخیرۀ انرژی و دریافت‌های چربی نواحی باسن، ران و شکم مادر است که نیازهای انرژی جنین، به‌خصوص در سه ماهۀ آخر را برطرف می‌کند. معمولاً مادران جوانی که برای بار اول باردار می‌شوند، اضافه‌وزن بیشتری نسبت به مادران چندزا و مسن‌تر پیدا می‌کنند.

اهمّیت وزن‌گیری مناسب دوران بارداری!

پژوهش‌های متعدّدی به این نکته اشاره کرده‌اند که اگر مادر افزایش وزن مطلوب و مناسبی در دوران بارداری داشته باشد، کاهش چشمگیری در عوارض مربوط به نوزادان کم‌وزن و مرگ‌ومیر دوران نوزادی را به‌دنبال خواهد داشت. از سویی افزایش بیش از حدّ وزن در زنان چاق نیز خطراتی برای مادر و جنین دارد. افزایش بیش از حدّ وزن نه تنها باعث ایجاد ناراحتی‌هایی مانند کمردرد، احساس چاقی، سنگینی و بدهیکلی در مادر می‌شود، بلکه احتمال ایجاد عوارضی مانند فشار خون بارداری، مسمومیت حاملگی و دیابت بارداری را نیز افزایش می‌دهد.

اضافه‌وزن بیش از حدّ مادر در بعضی مواقع باعث اضافه‌وزن و چاقی جنین نیز می‌شود که خود احتمال زایمان مشکل و عوارض زایمان در مادر و جنین را به همراه دارد. همچنین خطر انجام سزارین را در مادر بالا می‌برد. پژوهشگران معتقدند نوزادانی که در زمان زایمان چاق به دنیا می‌آیند، به علّت افزایش تعداد سلول‌های چربی جنینی احتمال بیشتری دارد که سلامت و طول عمر آن‌ها در آینده تحت تأثیر قرار گیرد. الگوی افزایش وزن نیز به همان اندازۀ افزایش وزن اهمّیت دارد.

معمولاً در سه‌ ماهۀ اول خانم‌های باردار اضافه وزن جزئی پیدا می‌کنند. حتّی بعضی‌ها به علّت کاهش اشتها، تهوّع و استفراغ شدید دوران بارداری دچار کاهش وزن نیز می‌شوند. تغییر زیاد در تعادل مایعات و افزایش وزن ناگهانی -که معمولاً با تورّم دست و پاها نیز همراه است- ممکن است نشانة شروع مسمومیت بارداری در نیمۀ دوم بارداری باشد که وضعیت خطرناکی برای مادر و جنین ایجاد می‌کند.

در دوران بارداری چقدر اضافه‌وزن طبیعی است؟

اضافه‌وزن بارداری برای همة مادران یکسان نیست و مادران باردار نباید خود را با دیگران مقایسه کنند. اینکه اضافه‌وزن مناسب شما در طول بارداری چقدر باشد، به عوامل گوناگونی بستگی دارد، ازجمله وزن پیش از آغاز بارداری و مسائل و مشکلات طبّی که شاید با آن‌ها باردار می‌شوید. معیار وزن قبل از بارداری، وزن مادر قبل از باردارشدن است و در صورت اطّلاع نداشتن از وزن، در اولین مراقبت دوران بارداری پس از اندازه‌گیری قد و وزن مادر شاخص تودۀ بدنی یا BMI (وزن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر قد بر حسب متر به توان۲)  kg/m2  محاسبه می‌شود.


بر حسب BMI مادران باردار به سه گروه طبیعی، لاغر، دارای اضافهوزن و چاق تقسیم می‌شوند. کمیتۀ بین‌المللی علوم تغذیه افزایش وزن مجاز دوران بارداری را بر اساس جدول زیر پیشنهاد می‌کند:

            میزان اضافه‌وزن توصیه‌شده

شاخص تودۀ بدنی یا BMI

گروه

5/12 تا 18 کیلوگرم

19

لاغر

5/11 تا 16 کیلوگرم

8/19تا 26

طبیعی

7 تا 5/11 کیلوگرم

26 تا 29

افزایش وزن

6 تا 9

29<

چاق

 

 

بنابراین اضافه‌وزن دوران بارداری برای همۀ مادران یکسان نیست. توصیه‌ها برای خانم‌هایی که وزن طبیعی دارند، به‌طور متوسّط در سه ماهۀ اول تقریباً بین 2 تا 5 کیلوگرم و در سه ماهۀ دوم و سوم، هر هفته حدود 450 گرم، یا هر دو ماه 8/1 کیلوگرم است.

این مقدار برای بیشتر خانم‌ها و برای افراد چاق کمتر است. افزایش وزن در موارد دوقلویی 18 تا 21 و در سه‌قلویی 5/22 تا 27 کیلوگرم ذکر شده است. خانم‌های باردار بهتر است از روش‌های مفید و سالم برای کنترل وزن استفاده کنند تا هم سلامت جنین تضمین شود و هم پس از زایمان راحت‌تر بتوانند اضافه‌وزن خود را کم کنند. خانم‌های باردار به هیچ‌وجه نباید از ترس چاقی چربی را به‌طور کامل از برنامۀ غذایی خود حذف کنند، زیرا چربی برای تولید هورمون‌های بارداری و شکل‌گیری بعضی از سیستم‌های جنینی لازم است.

توصیه‌های مفید در دوران بارداری

  • وعده‌های غذایی را به تعداد بیشتر و حجم‌ و میزان کمتر میل کنید.
  • از موادّ غذایی‌ای که حاوی قند و نمک زیاد است، پرهیز کنید.
  • مصرف میوه به جای شیرینی و کیک علاوه ‌بر تأمین ویتامین‌ها به تنظیم اجابت مزاج نیز کمک می‌کند.
  • به جای مصرف کره و خامه از روغن زیتون و ماهی‌های چرب دارای امگا 3 استفاده کنید.
  • مصرف نوشیدنی‌های قنددار، نوشابه و آب‌میوه‌ها را کنار بگذارید و به جای آن‌ها دوغ و آب میوۀ طبیعی مصرف کنید.

چگونه‌کودکمان را برای رفتن به مهد کودک و مدرسه آماده کنیم؟ نیلوفر گلپور - کارشناسی‌ارشد روانشناسی بالینی


رفتن به مهد کودک یا هر محیط اجتماعی دیگری بخشی از فرایند رشداجتماعی کودک محسوب می‌شود. کودک در سه سالگی آمادگی نسبی برای حضور در محیط‌‌های آموزشی و اجتماعی را می‌یابد و می‌تواند برای مدّت کوتاهی بدون والدین در محیط شاد، کودکانه و امن در کنار هم‌‌سنّ‌وسالانش اوقاتی را بگذراند.

در اغلبموارد، کودکان آمادگی جدایی از والدین، به‌خصوص مادر را برای گذراندن زمانیبرایآموزشوتفریحدر محیط‌های آموزشی ندارند. دلیل اصلی این عدم آمادگی، وابستگی شدید به مادر یا مراقب اصلیووجود پدیدۀ اضطراب جدایی در کودک است. اضطراب جدایی ترس از جدا شدن از مراقب اصلی ا‌ست. این مشکل به‌صورت طبیعی ازهشت ماهگی شروع می‌شود و تا سه سالگی ادامه می‌یابد. وقتی کودکان حضور شخصی را به عنوان مادر یا مراقب کنار خود حس می‌کنند، این افراد برای آن‌ها به‌صورت یک منبع آرامش و امنیّت درمی‌آیند و به‌تدریج نوعی احساس عاطفه و وابستگی در کودکان ایجاد می‌شود، بنابراین وجود این اضطراب تا سه سالگی طبیعی است.

اگر کودک بینهشتماهگی تا سه سالگی دچار احساس ناامنی از سوی مراقب اصلی شود، احتمال اینکه کودک در سنین بالاتر حاضر به جدا شدن نباشد نیز وجود خواهد داشت.

کودک به‌طور طبیعی در سنین بالاتر از سه سال به این شناخت می‌رسد که اگر کسی یا چیزی از جلوی چشمش دور شود، به این معنا نیست که دیگر وجود ندارد، بنابراین می‌تواند ساعاتی را بدون مادر در محیط مهدکودک یا مدرسه سپریکند.پس یکی از علل شایع عدم جدایی از والد اضطراب جدایی است که کودک آن را با علائمی چون بی‌قراری، گریه، چسبیدن به مادر و علائم جسمانی‌ایمانند تهوّع، دل‌درد یا سردرد نشان می‌دهدکه اگر این علائم کمتر از یک‌ماه باشد، نشانۀ ترس از قرار گرفتن در محیط جدید است که به مرور زمان بهبود می‌یابد، امّا اگر بیشتر از یک‌ماه طول کشید، حتماً باید زیر نظر یک مشاور کودک درمان را آغازکرد.

راهکارهایی به والدین برایآمادگی فرزندان در ورود به مدرسه

  • احساس امنیّت و حمایت عاطفی درسال‌های اولیۀ زندگی کودک ایجاد شود.
  • بعد از سه سالگی کودک حتماً باید ساعاتی را در محیط‌های آموزشی در کنار همسالان بگذراند تا کم‌کم با این فضاها آشنا شود و آمادگی لازم را پیدا کند.
  • اگر قرار است کودک جدا شود، حتماً باید از آن آگاه باشد، مثلاً اگر قرار است مادر برای خرید بیرون برود و کودک را با پدر تنها بگذارد،حتماً باید به کودک توضیح دهد که قصد بیرون رفتن را دارد و از همه مهم‌تر زمان بازگشت خود را اعلام کند. برای مثال به کودک بگوید بعد از خوردن ناهار یا پایان کارتون برمی‌گردم.
  • در انتخاب مهد و مدرسۀ کودک باید دقّت لازم را داشته باشید. محیطی که کودک خود را به آن می‌سپارید، باید محیطی امن و شاد باشد.
  • اگر جدا شدن برای کودک سخت است، در روزهای اولیۀ ورود به مهد کودک یا مدرسه در محیطی بیرون از کلاس حضور داشته باشید که کودک هر زمان احساس عدم امنیّت داشت، بتواند شما را ملاقات کند.
  • آرامش مادر هنگام جدا شدن از کودک بسیار در تسهیل جدایی نقش دارد. مادر نگران و مضطرب باعث انتقال اضطراب به کودک می‌شود.
  • هرگز به‌اجبار و بدون مقدّمهکودک مضطرب را از خود جدا نکنید، شایدکودک تسلیم شود و به محیط عادت کند، امّا اثر مخرّب این نوع جدایی به‌راحتی از بین نمی‌رود.
  • هرگز برای گذاشتن کودک در مهد کودک یا مدرسه به او باج ندهید و او را شرطی نکنید. جملاتی از قبیل«اینجا بمون برگشتم برات اسباب‌بازی می‌گیرم» بسیار نادرست است،زیرا فرصت تطبیق و لذّت بردن از محیط را از کودک می‌گیرد و باعث می‌شود کودک محیط را صرفاً برای رسیدن به جایزه تحمّل ‌کند،به‌خصوص که این روش اثر خود را به‌زودی از دست می‌دهد.
  • معمولاً کودکانی که محیط مهد کودک را تجربه کرده‌اند، در آمادگی برای مدرسه مشکل کمتری دارند، بنابراین توصیه می‌شود بعد از سه سالگی کودکان مهد را تجربه کنند.
  • اگر برای جداکردن کودک و فرستادن به مهد کودک یا مدرسهپس از یک‌ماه تلاش با شکست مواجه شدید، حتماً از یک مشاور کمک بگیرید.

پرورش کودک دوزبانه؛ آری یا خیر؟ دکتر مرسده رفیعی - دکترای روانشناسی


در دنیای مدرن امروز و با گسترش دانش و تکنولوژی، نیاز انسان به کسب مهارتهای بیشتر در زمینه‌های مختلف  ضروری و اجتنابناپذیر به‌ حساب می‌آید. یکی از موارد مهم و ضروری برای زندگی امروز، دانستن زبان دیگری غیر از زبان مادری و توانایی برقراری ارتباط با دیگران به وسیلة زبان دوّم است که آن را در اصطلاح دوزبانگی مینامند.

دوزبانگی انواع مختلفی دارد و راههای متفاوتی نیز برای دوزبانه شدن وجود دارد. پروفسور چامسکی، پدر علم زبانشناسی نوین، در اوایل سال 1960 این ایدۀ خود را به جهانیان ارائه کرد که ساده‌ترین و علمی‌ترین راه دوزبانه شدن، آغاز آن از بدو تولّد کودک است، امّا در این مورد نگرانی‌هایی نیز برای والدین وجود دارد ازجمله اینکه آیا در معرض دو زبان قرار گرفتن برای کودک سخت نیست؟ و یا اینکه باعث سردرگمی او نمی‌شود؟ آیا فراگرفتن همزمان دو زبان باعث تکلّم دیرتر یا مشکلات گفتاری کودک نخواهد شد؟

در ابتدا توجّه به این نکته ضروری است که روند رشد هر کودک با دیگری متفاوت است. در هیچ زمینه‌ای نباید کودکان را با هم مقایسه کرد. در نتیجه باید این مسئله را با جدّیت تمام مطرح کرد که هیچ پژوهش علمی و شواهد تجربی ثبت شده‌ای وجود ندارد که نشان‌دهندۀ مشکلات گفتاری در کودکان دوزبانه باشد. کودکان به دلیل توانایی‌های ذاتی ذهنشان قادر به فراگیری حتّی بیش از دو زبان از بدو تولّد هستند. آن‌ها به‌راحتی با کسب تجربه از محیط اطرافشان دو زبان را از هم تشخیص می‌دهند و قوانین دستوری و واژگان مربوط به هر کدام را جداگانه در مغزشان دسته‌بندی می‌کنند و گسترش می‌دهند.

نکتۀ بسیار مهم در پرورش کودک دوزبانه، ایجاد شرایط مطلوب برای رشد زبانی کودک در هر دو زبان است. والدین باید بتوانند محیط‌هایی جداگانه برای هر دو زبان برای کودک فراهم کنند، مثلاً کودک، محیط و دوستانی از هر دو زبان داشته باشد و به‌طور مستمر از هر دو زبان استفاده کند، چراکه کودک به‌درستی می‌آموزد که هر زبان را در چه موقعیّتی به‌کار ببرد.

عوامل مهم در پرورش کودکان دوزبانه کدام‌اند؟

اوّلین و مهم‌ترین عامل، سنّ قرارگیری در معرض دو زبان است و عامل دوّم را می‌توان میزان و نوع در معرض بودن دو زبان دانست. بیشتر کودکانی که مشکلی در یادگیری ندارند، در فراگیری زبان اوّلشان موفّق هستند، اّما در مقابل، همۀ کودکان در فراگیری زبان دوّم موفّق نمی‌شوند، موفّقیّت در تسلّط یافتن بر زبان دوّم بستگی زیادی به تعامل میان عوامل داخلی و خارجی دارد.

عوامل خارجی عبارت‌اند از: دسترسی به گویشوران زبان دوّم، میزان تعامل کودک با گویشوران زبان دوّم، میزان پشتیبانی در استفاده از زبان دوّم و فشارهایی که در مدرسه و جامعه در مورد زبان دوّم وجود دارد.

 عوامل داخلی نیز شامل این مواردند: توانایی‌های زبان‌شناختی کودک و محدودیّت‌هایش، داشتن درکی که برای یادگیری زبان دوّم نیاز است، استعداد در یادگیری زبان، طبیعت و ذات فردی و مهارت‌های اجتماعی.

اگر خانه و مدرسه به دوزبانگی اهمّیّت دهند، کودکان نیز به‌سادگی هر دو زبان را می‌آموزند و آن‌ها را در سطح بالایی یاد می‌گیرند.


کودکان چگونه زبانی غیر از زبان اوّل را یاد می‌گیرند؟

کسب دو زبان به یکی از دو روش زیر صورت می‌گیرد:

  1. اکتساب همزمان هنگامی رخ می‌دهد که کودک از زمان تولّد با دو زبان بزرگ شود، یا زبان دوم قبل از سه سالگی معرّفی ‌شود. کودکانی که دو زبان را به‌طور همزمان یاد می‌گیرند، همان مراحل رشدی را طی می‌کنند که کودکان تک‌زبانه می‌گذرانند. با اینکه کودکان دوزبانه ممکن است کمی دیرتر از کودکان تک‌زبانه شروع به حرف زدن کنند، امّا با این حال در همان محدودۀ سنّی شروع به حرف زدن می‌کنند. دوزبانه‌های همزمان از همان ابتدای یادگیری زبان، دو زبان جداگانه کسب می‌کنند. آن‌ها در اوایل یادگیری می‌توانند بین دو زبان تمایز قائل شوند و مطابق با طرف مکالمه، زبان مکالمۀ خود را تغییر دهند، به‌طور مثال با یکی از والدین -که به زبان فرانسه حرف می‌زند- فرانسه حرف بزنند و با دیگری -که به انگلیسی حرف می‌زند- انگلیسی صحبت کنند.
  2.  اکتساب متوالی زمانی رخ می‌دهد که زبان دوم پس از یادگیری کامل زبان اوّل معرّفی می‌شود (عموماً بعد از سه سالگی). کودکانی که به کشوری با زبانی متفاوت مهاجرت می‌کنند، این نوع اکتساب را تجربه می‌کنند یا مثلاً تا زمانی که کودک به مدرسه نرفته است، در خانه تنها به زبان موروثی‌اش صحبت می‌کند، در حالی‌که در مدرسه باید به زبان متفاوتی -که در آن مدرسه صحبت می‌شود- آموزش ببیند. کودکی که با این شیوه، زبان دوّم را یاد می‌گیرد، عموماً موارد زیر را تجربه می‌کند:
  3.     در ابتدا ممکن است برای مدّت کوتاهی از زبان خانۀ خود استفاده کند.
  4.    وقتی برای اوّلین بار در معرض زبان دوم قرار می‌گیرد، ممکن است وارد مرحلة «خاموشی» یا «غیرشفاهی» شود. این مرحله از چند هفته تا چند ماه طول می‌کشد و در این مدّت کودک درک خود از زبان را می‌سازد. کودکان کم‌سن‌تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگ‌تر در این مرحله می‌مانند. کودک می‌تواند در این مدّت از ایما و اشاره استفاده کند و چند کلمه از زبان دوم را به‌کار ببرد.
  5. او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می‌کند. از برچسب‌های تک‌کلمه‌ای یا جملات حفظی مانند «نمی‌دونم» یا «این چیه؟» استفاده می‌کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده‌اند، بلکه جملاتی هستند که او جایی شنیده و حفظ کرده است.
  6.  سرانجام کودک شروع به ساختن جملات خود می‌کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی واژگانی که کودک تازه یاد گرفته، ساخته شده‌اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از «فرمول» استفاده می‌کند و کلمۀ خودش را در یک جملۀ معمولی می‌گذارد، مانند «من ... می‌خواهم»، امّا به‌تدریج در زبان روان و سلیس می‌شود. او خطاهای دستوری ‌دارد یا جملاتی می‌سازد که مخفّف به‌نظر می‌آیند، زیرا بعضی از قواعد دستور را نمی‌داند. بعضی از این اشتباه‌ها به دلیل تأثیر زبان اوّل او هستند، امّا بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک‌زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می‌دهند.
 

خرافات مربوط به دوزبانگی

l.دوزبانه بودن موجب تأخیر زبانی می‌شود.

l.وقتی کودکان از دو زبان همزمان استفاده می‌کنند، بدان معناست که گیج شده‌اند و در دوزبانگی مشکل دارند.

l.برای اینکه فرد زبان دومی بیاموزد، باید از کودکی شروع به یادگیری کند.

l.وقتی کودکی در فضای دوزبانه قرار می‌گیرد، والدین باید از رویکرد «هر یک از والدین یک زبان» استفاده کنند.

l.اگر می‌خواهید فرزندتان به زبان اکثریّت صحبت کند، دیگر نباید به زبان خانه با فرزندتان حرف بزنید.

 

مزایای دوزبانه بودن


•    کودکان دوزبانه بهتر می‌توانند توجّه خود را به اطّلاعات لازم معطوف کنند و کمتر حواسشان پرت می‌شود.
•    افراد دوزبانه خلّاقیت بیشتری دارند و در حلّ مسائل پیچیده بهتر از تک‌زبانه‌ها هستند.
•   آثار پیری بر مغز در میان بزرگسالان دوزبانه کمتر است.
•    در یک پژوهش ثابت شد که شروع جنون در افراد دوزبانه چهار سال دیرتر از افراد تک‌زبانه است.
•    افراد دوزبانه دسترسی بیشتری به افراد و منابع دارند.

 

چگونه از کودک دوزبانۀ خود حمایت کنیم؟

•    کاری را انجام دهید که برای شما و خانوادۀ شما راحت است. اگر در زبانی مسلّط نیستید، سعی نکنید با فرزندتان به آن زبان حرف بزنید.

•    اگر فرزندتان دو زبان را در هم می‌آمیزد، نگران نشوید؛ این یک بخش طبیعی از دوزبانه شدن است. به فرزندتان فرصت دهید تا به زبان خانه بشنود، حرف بزند، بازی کند و تعامل داشته باشد.

•    اگر فکر می‌کنید که فرزندتان تأخیر زبانی دارد، از یک آسیب‌شناس زبان‌ گفتاری در مورد بهترین روش‌های کمک به فرزند در یادگیری بیش از یک زبان مشاوره بخواهید.

ضرورت انجام مشاورۀ ژنتیک در اقوام بیماران مبتلا به سرطان پستان دكتر زهرا نيكپوري جراح و متخصص بيماري‌هاي زنان، زايمان و نازايي، دارای گواهینامه تشخیص بیماری های پستان از پاریس، رئیس مرکز مشاوره ژنتیک مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


قابل توجّه خانم‌ها، به‌ویژه افرادی که سرطان سینه یا تخمدان را در خود و یا خانواده داشته‌اند!

همۀ ما از اینکه خواهر، مادر، اقوام، دوستان و یا آشنایانمان در اثر ابتلا به سرطان سینه قسمتی از بدن و یا حتّی جان خود را از دست دهند، بسیار متأثّر می‌شویم.

آیا با دانستن این حقیقت که با انجام اقداماتی نوین می‌توان سرطان‌های سینه و تخمدان را در مراحل اولیۀ تشخیص به‌طور مؤثّری درمان کرد، جایی برای تعلّل وجود دارد؟ چنانچه موردی در خانواده داشته‌اید و به‌موقع اقدامی انجام نداده‌اید، تأسّف شما گذشته را عوض نمی‌کند، امّا شاید با خواندن مطالب زیر جایی برای تأسّف در آینده باقی نماند.

سرطان سینه از انواع سرطان‌های شایع در خانم‌هاست و بر طبق آمار، سالانه در ایران هشت هزار نفر به این سرطان مبتلا می‌شوند. در هر خانمی خطر ابتلا به سرطان سینه وجود دارد و این بیماری به نوعی جزئی از مشکلات خانم‌ها محسوب می‌شود، امّا اگر فرد نسبت به علائم آن آگاه باشد، می‌تواند با دید  بازتری نسبت به این موضوع برخورد کند و اقدام به‌موقع و مناسبی انجام دهد.

درصد بروز سرطان در خانم‌هایی که پیش‌زمینۀ سرطان در خانوادۀ آن‌ها وجود دارد، بیشتر است. عامل ایجاد بیشتر سرطان‌ها ژنتیکی است. هنگامی‌که ژن‌ها دارای عملکرد مناسبی باشند، به‌خوبی توانایی کنترل رشد سلول‌ها را دارند، امّا آنگاه که در عملکرد آن‌ها نوعی اختلال بروز کند، تسلّط خود را بر رشد سلول‌ها از دست می‌دهند و این رشد نابهنجار سلول‌ها منجر به بروز سرطان می‌شود. سرطان سینه از سلول‌های مجاری شیری یا غدد سینه منشأ می‌گیرد و اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود، معمولاً به‌راحتی و بدون برداشتن تمام سینه قابل درمان است، امّا اگر این توده‌ها زود درمان نشوند و رشد کنند، به غدد لنفاوی زیر بغل و سپس به بقیّۀ قسمت‌های بدن انتشار می‌یابند و این درمان پرهزینه و معمولاً کم‌نتیجه است. متخصّصان جرّاح بهترین مشاور برای توصیه‌های لازم هستند.

در دو گروه خطر ابتلا به سرطان سینه بالاست:

  • گروه اول: خانواده‌هایی با سابقۀ سرطان پستان
  • گروه دوم: افرادی که از درمان جایگزینی هورمونی استفاده می‌کنند. این گروه باید به‌طور مرتّب مورد ارزیابی قرار گیرند که در موارد ارثی، ارزیابی اولیه با بررسی ژنتیکی و تشخیص ناقلان است.

سرطان‌های ارثی پستان و تخمدان

سرطان پستان و تخمدان از مشهورترین سرطان‌های وراثتی در زنان است. در موارد سرطان‌های ارثی با انباشته شدن جهش‌های مستعدکننده، شخص به سرطان مبتلا می‌شود. نحوۀ ایجاد سلول سرطانی و تودۀ سرطانی یک روند پیچیدۀ ژنتیکی است و با زبان ساده قابل توضیح نیست، ولی بعضی از سرطان‌ها ارثی هستند، یعنی فرد ژن مستعدکننده برای سرطانی‌شدن بافت خاصّی از بدن مانند تخمدان یا سینه را از یکی از والدین خود به ارث می‌برد. مثلاً در مورد سرطان پستان یا تخمدان، چنین فردی معمولاً بیشتر از خواهر و یا برادر خود (به ارث‌‌برندۀ ژن سالم از والدین) مستعدّ ابتلا به سرطان پستان یا تخمدان یا هر دو است. تحقیقات نشان داده که دو ژن موسوم به BRCA1 و BRCA2 بیشترین نقش را در ایجاد این دو سرطان دارند، ولی نقش BRCA1 بسیار بیشتر است. در مواردی در یکی از این دو ژن اختلال یا جهش به‌ وقوع می‌پیوندد و بعد از آن به احتمال پنجاه درصد  به فرزندان به ارث می‌رسد.

زنانی که یک ژن جهش‌یافته یا معیوب BRCA1 و یا BRCA2 را به ارث می‌برند، به احتمال بالای هشتادوپنج درصد مستعدّ ابتلا به سرطان پستان تا هفتاد سالگی هستند. یک حالت ارثی از این سرطان در ردۀ سنّی زنان جوان اتّفاق می‌افتد که خطر ابتلا به سرطان سینه و تخمدان را در این زنان افزایش می‌دهد. این خانواده‌ها با خطر بالای ابتلا به سرطان سینه و تخمدان روبه‌رو هستند.

در خانواده‌هایی که سه یا چهار مورد فرد مبتلا به سرطان در آن‌ها دیده شده، خطر ابتلای افراد به‌ظاهر سالم به سرطان بیشتر است. وجود یک الگوی وراثتی مشخّص برای حدود پنج تا ده درصد سرطان‌های پستان اثبات شده است و این خانواده‌ها بیشتر در معرض خطرند و نیاز است بررسی ژنتیکی شوند. در موارد وراثتی احتمال اختلال در یکی از دو ژن BRCA1 و BRCA2، احتمال ابتلا را تا هشتاد درصد و حتّی بیشتر افزایش می‌دهد. بهترین راه برای اینکه شخصی بداند آیا وی جهش ژنی را دریافت کرده یا خیر، انجام آزمایش‌های مخصوص ژنتیکی است.

 

سرطان پستان در مردان!

سرطان پستان در مردان هم وجود دارد، ولی بسیار نادر است و این احتمالاً به دلیل کم‌بودن بافت پستانی در آن‌ها و نیز این واقعیت است که مردان مقادیر کمتری از هورمون‌هایی مانند استروژن تولید می‌کنند که در بروز این سرطان نقش دارد. به هر حال از هر صد مورد سرطان پستان تنها یک مورد آن در مردان است و شیوع آن در جمعیت دو در ده میلیون است. ولی احتمال ابتلا بیشتر در مواردی است که سرطان در خانواده ارثی است و معمولاً با بررسی ژن‌های بالا جهش دیده می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بیشتر ژن BRCA2 در بروز این سرطان در مردان درگیر است. از آنجا که افراد (به‌ویژه مردان) از علائم این بیماری آگاهی کاملی ندارند و از مراجعه به پزشک نیز احساس خجالت می‌کنند، متأسّفانه در اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند. در مردان زیر سی‌وپنج سال ابتلا به سرطان پستان بسیار نادر است، امّا احتمال آن با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد. در موارد ارثی مردان بیشتر از عموم جامعه در خطر ابتلا به سرطان سینه قرار دارند.

 

اهمّیت آزمایش‌های ژنتیکی سرطان سینه:

برخلاف ترسی که حتّی با شنیدن نام بیماری در زنان به‌وجود می‌آید، سرطان سینه را می‌توان در مراحل اولیه تشخیص داد و درمان مناسب به‌کار برد که معمولاً درمان موفّقیت‌آمیز و بدون عارضه‌ای خواهد بود.

بهترین راه پیشگیری از سرطان پستان آزمایش برای محاسبۀ احتمال خطر ابتلا به این سرطان است. اگر احتمال خطر متوسّط باشد، باید هر ماه سینه را به‌طور مرتّب چک کرد. بهتر است این کار در بیست سالگی شروع شود و از بیست تا سی‌ونه سالگی نیز هر سه سال یک‌بار و از چهل سال به بالا هر سال یک‌بار انجام شود. میزان بقا بعد از ابتلا وابسته به مرحلۀ تشخیص است که هر چه زودتر باشد، سرطان قابل مهار است. به خانواده‌هایی که یک، دو یا تعداد بیشتری فرد مبتلا در اقوام و یا خانوادۀ خود دارند، توصیه می‌شود با انجام آزمایش‌های ژنتیکی وضعیت خود را مشخّص کنند و اگر ناقل هستند، به‌موقع اقدام کنند و اگر ناقل نیستند، زندگی آسوده‌تری داشته باشند. البته سایر افراد در صورت تمایل می‌توانند تست‌های ژنتیکی را انجام دهند، ولی بهتر است دلیل کافی برای انجام این آزمایش‌ها داشته باشند.

تشخیص ژنتیکی با آزمایش‌های تعیین توالی دو ژن BRCA1 و یا BRCA2 صورت می‌گیرد. با مراجعه به مرکز مشاورۀ ژنتیک کلینیک پستان بیمارستان بین‌المللی قائم (عج) می‌توانید مورد مشاوره قرار گیرید و در صورت توصیه و علاقه این آزمایش‌ها را انجام دهید. 

تأثیر تلفن همراه بر باروری مردان ترجمه و گردآوری: دکتر الهام فاضلی - دکترای تخصّصی بیولوژی تولید مثل


نقش مرد در یک بارداری خوب و بی‌نقص و به دنیا آمدن نوزاد، اگر از نقش زن بیشتر نباشد، کمتر نیست. برای یک بارداری خوب و کامل، اسپرم باید در سلامت کامل و در عین حال آن‌قدر قوی باشد که بتواند به تخمک نفوذ کند. این اسپرم‌ها باید از نظر ساختاری سالم باشند تا در نهایت بارداری در سطحی عالی صورت گیرد. بروز هر مشکلی در هر یک از این مراحل سبب بروز اختلال در فرایند باروری می‌شود.

حدود چهارده درصد زوج‌ها در طیّ زندگی خود مشکلاتی در بارور شدن و داشتن فرزند دارند. مشکلات مردانه مسئول چهل درصد ناباروری‌هاست. در سال‌های اخیر، کیفیت اسپرم‌های مردان کاهش یافته که می‌تواند نشان‌دهندۀ تأثیر عوامل محیطی بر کیفیت اسپرم‌ها باشد.

همراه با ابداع و همگانی‌شدن هر تکنولوژی جدیدی همیشه نگرانی‌هایی دربارۀ آثار مخرّب این وسایل جدید بر سلامتی انسان مطرح می‌شود. بیشتر مردانی که در سنین باروری هستند، یک موبایل همراه خود دارند. تلفن همراه از خود امواج الکترومغناطیسی منتشر می‌کند که بدن انسان می‌تواند این امواج را جذب کند. این امواج ممکن است باعث سردرد، افزایش فشار خون و اختلال خواب شوند. همچنین برخی بررسی‌ها نشان داده‌اند که این امواج ممکن است منجر به اختلال باروری در انسان شود.

حرکت اسپرم منجر به رسیدن اسپرم به تخمک در بدن زن می‌شود. نتایج پژوهش‌ها نشان داده است که استفادۀ طولانی‌مدّت از تلفن همراه باعث می‌شود که حرکت اسپرم‌ها کم شود. همچنین بررسی‌ها نشان داده است که اسپرم‌ها زمانی که در معرض تابش امواج الکترومغناطیس ناشی از دستگاه تلفن همراه قرار می‌گیرند، ماندگاری کمتری خواهند داشت و میزان مرگ اسپرم‌ها بیشتر می‌شود.

اسپرم در انسان در بیضه آغاز به ساخته شدن می‌‌کند. بیضه نمی‌تواند عملکرد درستی داشته باشد، مگر اینکه سردتر از بقیۀ بدن باشد. خوشبختانه آناتومی بدن مردان طوری طرّاحی شده که با ایجاد فاصلۀ بیضه‌ها از بدن و ایجاد گردش خون مناسب، درجۀ حرارت آن را تنظیم می‌کند. 

امواج الکترومغناطیس تلفن همراه خاصیت گرمازایی دارند و هنگامی‌که با بافت‌های بدن برخورد می‌کنند، جذب بافت شده و باعث افزایش دمای آن می‌شوند. مردان بیشتر اوقات گوشی‌های تلفن همراه خود را در جیب شلوار قرار می‌دهند که نزدیک اندام‌های باروری آن‌هاست. انرژی‌ای که از طریق امواج الکترومغناطیس تلفن همراه منتقل می‌شود، باعث افزایش دمای بیضه در مردان می‌شود، در نتیجه این افزایش دما منجر به اختلال در تولید اسپرم خواهد شد. مسئلة دیگر، تولید رادیکال‌های آزاد امواج الکترومغناطیس تلفن همراه است که باعث آسیب به ساختار پروتئین‌ها و DNA اسپرم می‌شود.

کاهش کیفیت اسپرم، وابسته به مدّت زمان استفاده از تلفن همراه است و در افرادی که بیشتر از چهار ساعت در روز از تلفن همراه استفاده می‌کنند، این آسیب بیشتر است.

مردانی که خود را برای پدر شدن آماده می‌کنند، به‌خصوص آن‌هایی که دچار مشکل ناباروری هم هستند، بهتر است که گوشی‌های تلفن همراه خود را به ‌مدّت طولانی در جیب شلوار خود قرار ندهند؛ در صورتی که چاره‌ای جز این کار ندارید، بی‌درنگ پس از رسیدن به منزل یا محلّ کار یا سوار شدن به خودرو، آن را از جیب خود خارج کنید و در فاصله‌ای کمی دورتر از خود قرار دهید.

بیماری‌های متابولیک دكتر احياء زري‌دوست - متخصّص كودكان و فوق تخصّص غدد و متابوليسم


بیماری‌های متابولیک به بیماری‌هایی گفته می‌شود که یک اختلال معمولاً ژنتیکی در فرآیندهای داخل سلولی وجود دارد. علائم بالینی این دسته از ناخوشی‌ها طیف بسیار گسترده‌ای دارد. نکتة مهم در این نوع مشکلات این است که توجّه داشته باشیم که نقص منجر به بیماری از بدو تولّد همراه بیمار است، امّا بسته به شدّت کمبود ژنتیکی، سنّ بروز بیماری متفاوت است. اگر میزان کمبود یا نقصان مادّۀ داخل سلولی خیلی ضعیف باشد، ممکن است فرد تا کودکی و حتّی جوانی علامتی نداشته باشد، امّا اگر نقص ژنتیکی خیلی شدید باشد، علائم بیماری از نوزادی خودنمایی می‌کند.

شرح حال و سابقه

 این نوع بیماری‌ها در بیشتر موارد با سابقۀ مثبت خانوادگی همراه هستند؛ یعنی در خانوادۀ فرد بیمار، مورد یا موارد مشابه وجود دارد. البته احتمال دارد که موارد قبلی از نظر شدّت بیماری با مورد فعلی متفاوت باشد، به‌طور مثال، یک مورد بیماری «فنیل كتونوریا» (PKU)  در پسر شانزده ساله‌ای که در برادر نوزادش طیّ غربالگری تشخیص داده شد، محرز شد. گاهی اوقات یک نوع بیماری نشانه‌های متفاوتی ایجاد می‌کند. بنابراین خانوادۀ بیمار، مورد یا موارد قبلی همان بیماری را مرض دیگری می‌پندارند که گاهی سبب مشکلاتی در تشخیص خواهد شد، زیرا شرح حال مناسب و قابل اعتماد از طرف والدین و بستگان بیمار نقشی کلیدی در تشخیص، به‌خصوص در تشخیص بیماری‌های نادرتر دارد.

ژن‌های مسبّب در برخی از این اختلالات می‌توانند در بعضی نسل‌ها نهفته باقی بمانند، امّا در یک نسل بروز کنند. این مسئله سبب بروز مشکلاتی برای ارائۀ شرح حال درست از سوی والدین می‌شود، چرا که در خیلی از موارد بیمار قدیمی را از یاد می‌برند.     

علائم بیماری‌های متابولیک

نشانه‌های بیماری‌های متابولیک گوناگون و در هر یک از انواع آن دارای گسترۀ وسیعی است، ضمن اینکه به سنّ بیمار هم بستگی دارد. بیشتر این نوزادان در بدو تولّد کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند. علائم اختصاصی به‌طور معمول، بسته به شدّت بیماری، پس از سه‌روزگی، یعنی بعد از اینکه نوزاد به‌طور کامل شروع به شیر خوردن کرد، آغاز می‌شود. شایع‌ترین علائم در دوران نوزادی شامل بی‌حالی، بی‌اشتهایی و شیر نخوردن، شل بودن یا سفت بودن غیرعادّی، حرکات غیرعادّی و تشنّج بدون سابقۀ ضربه به سر یا عفونت مغز و مننژ، چهره یا بدن به‌ظاهر غیرعادّی مانند شکل و رنگ چشم‌ها، اندازۀ دور سر و اندام‌ها، مثل عدم تناسب در طول قسمت‌های فوقانی و تحتانی اندام‌ها، شکل و محلّ گوش‌ها، بی‌توجّهی نسبت به محرّک‌های محیطی نور و صدا، تأخیر تکاملی و رشدی و... هستند.

 در طول شیرخوارگی و یک سال اوّل زندگی، علائم و نشانه‌ها کم و بیش شبیه دوران نوزادی است؛ علاوه بر اینکه تأخیر تکاملی به‌طور مشهودتری خودنمایی می‌کند، حتّی گاهی پسرفت تکاملی نیز ایجاد می‌شود، به عنوان مثال شیرخوار ده ماهه‌ای که در هشت ماهگی مهارت نشستن را کسب کرده بود، دیگر قادر به نشستن نیست یا شیرخواری که به والدین خود توجّه نشان می‌داد، دیگر به آن‌ها توجّه نمی‌کند. همچنین مشکلات ظاهری نیز واضح‌تر می‌شوند، مانند بزرگ شدن دور سر، برجسته شدن پیشانی، کوتاهی اندام‌ها که متناسب با افزایش سن رشد نمی‌کنند. بیمار از لحاظ تکاملی همگام با رشد جسمی و پیشرفت سنّ تقویمی جلو نمی‌رود، به‌طور مثال در یک ‌سالگی که انتظار داریم یک کودک قادر به راه رفتن باشد، ممکن است او این توانایی را با تأخیر کسب کند یا اصلاً کسب نکند.

پس از شیرخوارگی تأخیر تکاملی و رشدی محرزتر می‌شود و حتّی گاهی به ‌عنوان بیماران با مشکلات روانی و یا عصبی تحت درمان قرار می‌گیرند. در برخی از بیماران سابقۀ بیهوشی ناگهانی یا خواب طولانی بدون علّت واضح ذکر می‌شود. در انواعی از این ناخوشی‌ها  کودک به دنبال یک گرسنگی طول‌کشیده دچار تشنّج می‌شود.

تشخیص

زمان، مهم‌ترین عامل برای نیل به بهترین نتیجه در درمان این بیماران است. این بیماران باید در زمان مناسب تحت بررسی‌های غربالگری و تشخیصی قرار گیرند تا با مداخلۀ به‌موقع درمانی، حداقل از پیشرفت بیماری پیشگیری کرد. حتّی اگر به وقت مناسب مداخله شود، در بسیاری از موارد می‌توان از بروز ضایعات جبران‌ناپذیر، به‌خصوص مشکلات مغزی و هوشی، کلیوی و قلبی در آن‌ها جلوگیری کرد. اگر شرایط جسمی و سلامتی نوزاد اجازه دهد؛ یعنی نوزاد تحت تغذیۀ معمول باشد، بهترین زمان برای اقدامات تشخیصی روز سوم تولّد است، زیرا بسیاری از موادّ مضرّ ناشی از اختلال متابولیسم، پس از تغذیۀ عادّی در خون و ادرار یافت می‌شوند و اگر بیمار به هر دلیلی قادر به خوردن نباشد یا تحت رژیم‌های محدود غذایی باشد، از اعتبار نتایج آزمایش‌های درخواستی یا انجام‌شده می‌کاهد.

پیشگیری

 بسیاری از این بیماری‌ها به صورتی به جنین منتقل می‌شود که در اصطلاح اتوزوم مغلوب گفته می‌شود؛ یعنی اگر ژن معیوب در هر دو والد وجود داشته باشد، فرزند گرفتار پدید می‌آید. بهترین راه برای جلوگیری از تولّد این نوزادان، جلوگیری از ازدواج فامیلی یا جلوگیری از ازدواج کسانی است که در هر دو طرف، سابقۀ اختلالات متابولیک وجود دارد.

راه دیگر انجام آزمایش‌های غربالگری و تشخیصی در دوران بارداری در مادرانیست که سابقۀ تولّد نوزاد مبتلا یا سقط‌های مشکوک یا سابقۀ مرگ با علّت نامعلوم در فرزند یا فرزندان خود و حتّی در خانواده، چه خانوادۀ خود چه خانوادۀ شوهر وجود دارد.

سخن آخر

بیشتر بیماری‌های متابولیک قابل کنترل‌ هستند؛ به شرطی که به‌موقع تشخیص داده شوند و مراحل درمان و کنترل به‌دقّت پیگیری شود.

بیماری‌های متابولیک به بیماری‌هایی گفته می‌شود که یک اختلال معمولاً ژنتیکی در فرآیندهای داخل سلولی وجود دارد. علائم بالینی این دسته از ناخوشی‌ها طیف بسیار گسترده‌ای دارد. نکتة مهم در این نوع مشکلات این است که توجّه داشته باشیم که نقص منجر به بیماری از بدو تولّد همراه بیمار است، امّا بسته به شدّت کمبود ژنتیکی، سنّ بروز بیماری متفاوت است. اگر میزان کمبود یا نقصان مادّۀ داخل سلولی خیلی ضعیف باشد، ممکن است فرد تا کودکی و حتّی جوانی علامتی نداشته باشد، امّا اگر نقص ژنتیکی خیلی شدید باشد، علائم بیماری از نوزادی خودنمایی می‌کند.

شرح حال و سابقه

 این نوع بیماری‌ها در بیشتر موارد با سابقۀ مثبت خانوادگی همراه هستند؛ یعنی در خانوادۀ فرد بیمار، مورد یا موارد مشابه وجود دارد. البته احتمال دارد که موارد قبلی از نظر شدّت بیماری با مورد فعلی متفاوت باشد، به‌طور مثال، یک مورد بیماری «فنیل كتونوریا» (PKU)  در پسر شانزده ساله‌ای که در برادر نوزادش طیّ غربالگری تشخیص داده شد، محرز شد. گاهی اوقات یک نوع بیماری نشانه‌های متفاوتی ایجاد می‌کند. بنابراین خانوادۀ بیمار، مورد یا موارد قبلی همان بیماری را مرض دیگری می‌پندارند که گاهی سبب مشکلاتی در تشخیص خواهد شد، زیرا شرح حال مناسب و قابل اعتماد از طرف والدین و بستگان بیمار نقشی کلیدی در تشخیص، به‌خصوص در تشخیص بیماری‌های نادرتر دارد.

ژن‌های مسبّب در برخی از این اختلالات می‌توانند در بعضی نسل‌ها نهفته باقی بمانند، امّا در یک نسل بروز کنند. این مسئله سبب بروز مشکلاتی برای ارائۀ شرح حال درست از سوی والدین می‌شود، چرا که در خیلی از موارد بیمار قدیمی را از یاد می‌برند.     

علائم بیماری‌های متابولیک

نشانه‌های بیماری‌های متابولیک گوناگون و در هر یک از انواع آن دارای گسترۀ وسیعی است، ضمن اینکه به سنّ بیمار هم بستگی دارد. بیشتر این نوزادان در بدو تولّد کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند. علائم اختصاصی به‌طور معمول، بسته به شدّت بیماری، پس از سه‌روزگی، یعنی بعد از اینکه نوزاد به‌طور کامل شروع به شیر خوردن کرد، آغاز می‌شود. شایع‌ترین علائم در دوران نوزادی شامل بی‌حالی، بی‌اشتهایی و شیر نخوردن، شل بودن یا سفت بودن غیرعادّی، حرکات غیرعادّی و تشنّج بدون سابقۀ ضربه به سر یا عفونت مغز و مننژ، چهره یا بدن به‌ظاهر غیرعادّی مانند شکل و رنگ چشم‌ها، اندازۀ دور سر و اندام‌ها، مثل عدم تناسب در طول قسمت‌های فوقانی و تحتانی اندام‌ها، شکل و محلّ گوش‌ها، بی‌توجّهی نسبت به محرّک‌های محیطی نور و صدا، تأخیر تکاملی و رشدی و... هستند.

 در طول شیرخوارگی و یک سال اوّل زندگی، علائم و نشانه‌ها کم و بیش شبیه دوران نوزادی است؛ علاوه بر اینکه تأخیر تکاملی به‌طور مشهودتری خودنمایی می‌کند، حتّی گاهی پسرفت تکاملی نیز ایجاد می‌شود، به عنوان مثال شیرخوار ده ماهه‌ای که در هشت ماهگی مهارت نشستن را کسب کرده بود، دیگر قادر به نشستن نیست یا شیرخواری که به والدین خود توجّه نشان می‌داد، دیگر به آن‌ها توجّه نمی‌کند. همچنین مشکلات ظاهری نیز واضح‌تر می‌شوند، مانند بزرگ شدن دور سر، برجسته شدن پیشانی، کوتاهی اندام‌ها که متناسب با افزایش سن رشد نمی‌کنند. بیمار از لحاظ تکاملی همگام با رشد جسمی و پیشرفت سنّ تقویمی جلو نمی‌رود، به‌طور مثال در یک ‌سالگی که انتظار داریم یک کودک قادر به راه رفتن باشد، ممکن است او این توانایی را با تأخیر کسب کند یا اصلاً کسب نکند.

پس از شیرخوارگی تأخیر تکاملی و رشدی محرزتر می‌شود و حتّی گاهی به ‌عنوان بیماران با مشکلات روانی و یا عصبی تحت درمان قرار می‌گیرند. در برخی از بیماران سابقۀ بیهوشی ناگهانی یا خواب طولانی بدون علّت واضح ذکر می‌شود. در انواعی از این ناخوشی‌ها  کودک به دنبال یک گرسنگی طول‌کشیده دچار تشنّج می‌شود.

تشخیص

زمان، مهم‌ترین عامل برای نیل به بهترین نتیجه در درمان این بیماران است. این بیماران باید در زمان مناسب تحت بررسی‌های غربالگری و تشخیصی قرار گیرند تا با مداخلۀ به‌موقع درمانی، حداقل از پیشرفت بیماری پیشگیری کرد. حتّی اگر به وقت مناسب مداخله شود، در بسیاری از موارد می‌توان از بروز ضایعات جبران‌ناپذیر، به‌خصوص مشکلات مغزی و هوشی، کلیوی و قلبی در آن‌ها جلوگیری کرد. اگر شرایط جسمی و سلامتی نوزاد اجازه دهد؛ یعنی نوزاد تحت تغذیۀ معمول باشد، بهترین زمان برای اقدامات تشخیصی روز سوم تولّد است، زیرا بسیاری از موادّ مضرّ ناشی از اختلال متابولیسم، پس از تغذیۀ عادّی در خون و ادرار یافت می‌شوند و اگر بیمار به هر دلیلی قادر به خوردن نباشد یا تحت رژیم‌های محدود غذایی باشد، از اعتبار نتایج آزمایش‌های درخواستی یا انجام‌شده می‌کاهد.

پیشگیری

 بسیاری از این بیماری‌ها به صورتی به جنین منتقل می‌شود که در اصطلاح اتوزوم مغلوب گفته می‌شود؛ یعنی اگر ژن معیوب در هر دو والد وجود داشته باشد، فرزند گرفتار پدید می‌آید. بهترین راه برای جلوگیری از تولّد این نوزادان، جلوگیری از ازدواج فامیلی یا جلوگیری از ازدواج کسانی است که در هر دو طرف، سابقۀ اختلالات متابولیک وجود دارد.

راه دیگر انجام آزمایش‌های غربالگری و تشخیصی در دوران بارداری در مادرانیست که سابقۀ تولّد نوزاد مبتلا یا سقط‌های مشکوک یا سابقۀ مرگ با علّت نامعلوم در فرزند یا فرزندان خود و حتّی در خانواده، چه خانوادۀ خود چه خانوادۀ شوهر وجود دارد.

سخن آخر

بیشتر بیماری‌های متابولیک قابل کنترل‌ هستند؛ به شرطی که به‌موقع تشخیص داده شوند و مراحل درمان و کنترل به‌دقّت پیگیری شود.

مشکلات پستان در دوران شیردهی دکتر معصومه جعفری - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و نازایی


شیردهی مرحله‌ای هیجان‌انگیز و فیزیولوژیک در زندگی یک زن است، امّا از آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، کمی مشکل‌تر است. البته در بیشتر بیمارستان‌ها مشاور‌ان آموزش‌دیده در زمینة شیردهی (پرستاران یا ماماهای مجرّب) وجود دارند که می‌توانند به مادران کمک کنند.

شیر دادن علاوه بر احساس آرامشی که در مادر و کودک ایجاد می‌کند، مزایای زیادی برای سلامت آن‌ها دارد؛ به شرطی که مادر مهارت‌های شیردهی را بداند و از برخی مشکلات -که ممکن است حین شیردهی اتّفاق بیفتد- و راه‌های مقابله با آن‌ها آگاهی داشته باشد

رفلکس جاري شدن شير 
اين رفلکس مرحله‌اي طبيعي و ضروري از مکانيسم شيردهي محسوب می‌شود. هورمون‌هاي پرولاکتين و اکسي‌توسين کنترل‌کنندة اين رفلکس هستند و باعث توليد شير در غدد شيري و آزاد شدن شير به داخل مجاري شير مي‌شوند.
عواملي چون درد، استرس و هيجان مي‌توانند در اين رفلکس مداخله کنند و باعث احتباس شير در غدد شيري و به دنبال آن درد و نگراني مضاعف شوند. درمان اين موارد شامل اطمينان و آرامش مادر، قرارگيري مادر و کودک در وضعيت‌هاي راحت و صحيح در حين شيردهي، ماساژ ملايم و آهستة پستان و استفاده از کمپرس گرم است.

 

تأمين ناکافي شير
ميزان استفادة کودک از شير تعيين‌کنندة ميزان تأمين شير است. تغذية مکرّر کودک، استراحت کافي، تغذية مناسب و دريافت مايعات کافي در مادر مي‌تواند به ميزان مناسب شير کمک کند. پايش مکرّر وزن و رشد کودک بهترين راه براي اطمينان از دريافت شير کافي در کودک است.

پس از زایمان، حدود روزهای دوم تا سوم، پستان‌ها پرخون می‌شود و تورّم پیدا می‌کند که با احساس ناراحتی و درد نیز همراه است. با دوشیدن مناسب و مرتّب پستان‌ها و تخلیة آن این مشکل برطرف می‌شود. مسدود شدن مجرای خروجی شیر -که در اثر تخلیه نشدن مرتّب و به‌موقع پستان به وجود می‌آید- موجب می‌شود که مجرا مسدود، قرمز و حسّاس شود و به‌صورت توده‌ای حسّاس لمس شود.

 

توصیه می‌شود که اگر پستان پرخون و متورّم است، به‌صورت مرتّب آن را تخلیه کنید. اگر این کار دردناک است، پیش از شیردهی به نوزاد آن را با آرامی با دست تخلیه کنید. می‌توانید از دوش گرم یا کمپرس گرم برای چند دقیقه پیش از شیردهی استفاده کنید. برای پیشگیری از احتقان پستان باید هشت بار یا بیشتر در طیّ 24 ساعت و هر بار به مدّت حداقل پانزده دقیقه شیردهی انجام شود.

 

عفونت پستان
 عفونت پستان (ماستيت) باعث ايجاد درد عضلاني (احساسي شبيه به آنفلوانزا)، تب و ايجاد ناحية قرمز و گرم و حسّاس روي يکي از پستان‌ها (محلّ تجمّع عفونت) مي‌شود که در صورت پيشرفت علائم ذکر شده، بايد درمان دارويي صورت گيرد. عفونت پستان بيشتر هنگام استرس و خستگي، نوک پستان ترک‌خورده، مجراي شير بسته، احتقان پستان، بي‌توجّهي هنگام تغذية کودک و پوشيدن سینه‌بند محکم و تنگ ديده مي‌شود. درمان شامل آنتي‌بيوتيک‌تراپي، کمپرس مرطوب و گرم نواحي عفوني، استراحت و پوشيدن لباس راحت است. تغذيه با شير مادر به عنوان بهترين منبع تغذية کودک در هنگام عفونت پستان نيز بايد ادامه يابد. اگرچه معمولاً يکي از پستان‌ها دچار عفونت مي‌شود، ولي برای جلوگيري از پيشرفت عفونت، تغذيه با شير مادر از هر دو پستان بايد صورت گيرد. اگر شيردهي بسيار ناراحت‌کننده باشد، از پمپ يا فشار دست مي‌توان استفاده کرد. باید سعي شود که ابتدا پستان غيرعفوني تخليه شود تا رفلکس آمدن شير به کاهش ناراحتي و درد پستان مبتلا کمک کند.

 

ماستیت یا عفونت پستان در اثر ورود میکروب در پوست یا باکتری‌های موجود در دهان نوزاد به پستان به وجود می‌آید که پستان مبتلا قرمز، دردناک و متورّم می‌شود. عفونت قارچی هم شاید پدید آید؛ البته نسبتاً نادر است و بیشتر زمانی دیده می‌شود که پس از ماه‌ها شیردهی موفّق به‌ناگاه دچار زخم نوک پستان می‌شوید که علائم آن، نوک پستان رنگ‌پریده، برّاق با پوست نازک و خراشیده است که احساس درد و سوزش پس از شیردهی دارد. بهتر است بگوییم که درمان در این موارد به‌طور عمده شامل پیشگیری است. مهم این است که در صورت بروز این علائم به هیچ وجه شیردهی را قطع نکنید و حتماً مشاوره کنید و در صورت لزوم به وسیلة پزشک خود ویزیت شوید.

 

مهم‌ترین راه پیشگیری از شقاق نوک پستان و زخم شدن آن، شیوة صحیح شیردادن به کودک است. چنانچه نوزاد فقط نوک پستان را در دهان بگیرد، این مشکل به وجود خواهد آمد. باید سعی کنید که تمام هالة قهوه‌ای رنگ پستان به‌طور صحیح در دهان نوزاد قرار بگیرد، به‌طوری که لب تحتانی نوزاد موقع شیردهی کاملاً به بیرون برگشته باشد. باید توجّه داشت که کمی حسّاسیت و درد در اوایل شیردهی طبیعی است، امّا در صورتی که شیردهی با وضعیت مناسب صورت گیرد، درد و شقاق در نوک پستان ایجاد نمی‌شود.

درد نوک پستان
شيردهي به کودک تجربه‌اي راحت و آرامش‌بخش است. گرچه ضايعات دردناک ايجادشده در نوک پستان، مخصوصاً در طيّ هفته‌هاي اول تغذية کودک با شير مادر دور از انتظار نیست. درد نوک پستان به‌صورت احساس گزش، خارش يا سوزش در مادران شيرده بيان مي‌شود. 
مشکلات نوک پستان ممکن است به علل زير ايجاد شود:
قرارگيري کودک در وضعيت نامناسب در هنگام شير دادن

تکنيک‌هاي نامناسب شيردهي
مراقبت نادرست و نامناسب از نوک پستان.

 

اگرچه تغييري کوچک در وضعيت قرارگيري کودک در طول شيردهي مي‌تواند باعث ايجاد درد در نوک پستان شود، براي بسياري از زنان علّت مشخّصي تشخيص داده نمي‌شود.
شيردهي راحت و موفّق نياز به زمان و تجربه دارد. براي انتقال يک تجربة راحت و موفّق ابتدا بايد از بيمارستان شروع کرد. در اين زمينه بايد از مشاور شيردهي يا پرستار مربوط برای آموزش وضعيت‌هاي صحيح و مراقبت از پستان کمک گرفته شود.
درد در نوک پستان ممکن است به دلیل اتمام ناصحيح مکيدن در انتهاي تغذية کودک باشد که مي‌توان به کودک برای يادگيري رها کردن و کاهش ناراحتي در نوک پستان با وارد کردن يک انگشت تميز به داخل دهان کودک و به دنبال آن قطع مکيدن در انتهاي تغذيه کمک کرد.

 يکي ديگر از عوامل ايجادکنندة درد در نوک پستان، خشک يا مرطوب بودن بيش از حدّ پوست است. رطوبت مي‌تواند مربوط به پوشيدن کرست‌هايي از جنسي باشد که باعث افزايش تعريق و عدم تبخير مي‌شوند. استفاده از صابون‌ها يا محلول‌هايي که باعث از بين رفتن چربي طبيعي پوست مي‌شوند، هم مي‌تواند باعث خشکي بيش از حدّ پوست شود. در اين صورت پمادهاي حاوي لانولين در مراقبت از نوک پستان خشک يا ترک‌خورده مفيدند.
 جويدن يا گاز گرفتن نوک پستان توسّط کودک نيز مي‌تواند باعث ناراحتي در نوک پستان شود. لثه‌هاي کودک هنگام درآوردن دندان دچار تورّم، خارش و صدمه مي‌شوند و گاز گرفتن و جويدن نوک پستان مي‌تواند به رفع اين ناراحتي‌ها کمک کند. براي راحتي کودک و کاهش تمايل به جويدن يا گاز گرفتن پستان مي‌توان يک جسم سرد و مرطوب (يک تکّه پارچة تميز از داخل يخچال مي‌تواند برای اين منظور مناسب باشد) را چند دقيقه قبل از شيردهي روي لثه‌هاي کودک قرار داد. سردي جسم باعث کرختي و بي‌حسّي لثه‌هاي دردناک می‌شود و مي‌تواند در طيّ شيردهي براي کودک ايجاد تسکين کند. قبل از تغذية کودک با پستان بعدي نيز زماني را برای جويدن يک پارچة شسته و تميز اختصاص دهيد. برخی غذاها موجب بروز نفخ و دل‌درد و در نتیجه گریه و نق‌نق کودک می‌شود. بنابراین باید از خوردن این غذاها اجتناب کرد. مادران اغلب با تجربة خود یا دیگران از خوردن برخی غذاها پرهیز می‌کنند. غذاهای نفّاخ مانند پیاز، کاهو، کلم، سیر، گل کلم و کلم بروکلی و برخی میوه‌ها مانند خیار، توت‌فرنگی و کیوی موجب بروز دل‌درد در کودکان می‌شوند و بنابراین بسیاری از مادران پس از خوردن این میوه‌ها سعی می‌کنند خودشان از موادّ شیرین و گاهی چای نبات استفاده کنند تا از بروز دل‌درد در کودک جلوگیری شود.

مراقب گرمازدگي كودكان باشيم دکتر اسماعیل نورصالحی، متخصص کودکان و نوزادان


گرمازدگی یک بیماری ناشی از گرما محسوب می‌شود که می‌تواند برای کودک خطر ایجاد کند. در زمان گرما در درون بدن نیز مقدار زیادی گرما تولید می‌شود که با عرق کردن از طریق پوست دفع شده و بدن خنک می‌شود.

علائم گرمازدگی چیست؟

وقتی کودکی در هوای خیلی گرم قرار گیرد و مایعات کافی ننوشد، ممکن است دچار علائم زیر شود:

  • کم شدن آب بدن
  • خشکی
  • ضعف
  • سردرد
  • تهوّع و استفراغ
  • تنفّس تند.

گرمازدگی چند مرحله دارد:

در مرحلة اول -که مرحلة خفیف است- کودک دچار گرفتگی عضلات ساق پا، شانه یا شکم می‌شود. درمان گرمازدگی در این مرحله شامل استراحت کردن و نوشیدن مایعات البته نه آب خالی، بلکه نوشیدن محلول ORS یا دوغ است.

اگر گرمازدگی شدیدتر باشد، کودک دچار سردرد، تهوّع، استفراغ و بیقراری می‌شود و درجة حرارت بدن او تا 38 درجه افزایش می‌یابد.

درمان گرمازدگی در این مرحله شامل انتقال کودک به یک محیط خنک و نوشیدن مایعات ORS یا دوغ است. یا با یک حولة آغشته به آب ولرم متمایل به خنک بدن او را بشویید.

اگر کودک به مدّت طولانی در یک محیط گرم مثل کیوسک تلفن قرار بگیرد و تهویة مناسبی هم نداشته باشد، ممکن است دمای داخل کیوسک از هوای محیط خیلی بالاتر رود و کودک دچار شوک و گرمازدگی شود؛ در این حالت علائم مغزی و اختلال هوشیاری در کودک ایجاد می‌شود و حتّی ممکن است دچار تشنّج و شوک شود. در این مرحله ضربان قلب و تنفّس تند می‌شود. برای درمان بیمار در این مرحله باید او را به‌سرعت به محیط خنک و با تهویة مناسب منتقل کرد و چون کودک در حالت شوک است، باید پاهای او را از سطح بدنش بالاتر قرار داد.

نشانه‌های گرمازدگی در نوزادان

اگر نوزاد همة کارهایی را که قبلاً انجام می‌داده مثل خوردن، خوابیدن و کثیف کردن پوشک انجام می‌دهد، می‌توانید مطمئن باشید که مشکل خاصّی، نوزاد شما را تهدید نمی‌کند.

نوزادان در مقایسه با کودکان بزرگ‌تر مایعات کمتری را در بدنشان حفظ می‌کنند و سوخت‌وساز بدن آنان بسیار زیاد است؛ به همین دلیل نیاز دارند که مرتّب تغذیه شوند. در شش ماهة اول زندگی و تا پیش از شروع تغذیة کمکی، نوزادان همة مایعات و موادّ مغذّی را از طریق شیر مادر یا شیر خشک تأمین می‌کنند. بنابراین برای حفظ آب بدن نوزادان نیازی نیست که به او آب یا آب میوه بدهید. بهتر است نوزاد را در سایه و دور از آفتاب قرار دهید و لباس روشن به او بپوشانید تا هوا از آن‌ها بهتر عبور کند. به یاد داشته باشید که گرمازدگی با سندرم مرگ ناگهانی نوزاد مرتبط است.

علائم کم‌آبی بدن در نوزادان

علائم کم‌آبی بدن در نوزادان شامل موارد زیر است:

  • خیس کردن پوشک کمتر از شش بار در روز
  • دهان و چشم‌های خشک
  • خشکی و شل شدن پوست (وقتی پوست را به‌آرامی نیشگون می‌گیرید، به حالت اول برنمی‌گردد)
  • بیحالی
  • گودرفتگی چشم‌ها
  • فرورفتگی ملاج سر
  • دست‌ها و پاهای سرد و مشبّک شدن پوست.

درمان کم‌آبی نوزادان

  • تغذیه با شیر ادامه یابد و بهتر است تعداد وعده‌های شیر نوزاد افزایش یابد.
  • مصرف محلول ORS
  • در بعضی موارد نیاز است که مایعات وریدی وارد بدن نوزاد شود.

 

توجّه:

اگر نوزاد بیشتر از دوازده ساعت پوشکش را خیس نکند و به‌سختی از خواب بیدار شود و یا ضربان قلب و تنفّس او تندتر از حدّ معمول باشد، باید فوراً به اورژانس منتقل شود.

پیشگیری از گرمازدگی

  • در هنگامی که هوا آفتابی و گرم است، همچنین هنگام ورزش و قبل از آن مقدار فراوانی مایعات بنوشید.
  •  لباس‌های با رنگ روشن بپوشید.
  • فعّالیت فیزیکی شدید در فضای بیرون را محدود و به زمان قبل از ظهر  و بعد از ساعت شش مؤکول کنید.
  • در موقع گردش در بیرون از منزل آب کافی به همراه داشته باشید.

کیست فولیکولی تخمدان و علائم آن دکتر طاهره زارع‌ یوسفی - متخصّص زنان و زایمان


کیست‌های فولیکولی تخمدان -که کیست‌های عملکردی تخمدان هم نامیده می‌شوند- در زنان در سنین باروری به‌طور شایع دیده می‌شود. بیشتر این کیست‌ها بدون درد هستند و غالباً به صورت اتّفاقی با سونوگرافی تشخیص داده می‌شوند.
روند تشکیل کیست‌های فولیکولی درواقع بخشی از یک دورة قاعدگی طبیعی است. در طیّ یک چرخة قاعدگی در هر تخمدان یک فولیکول رشد می‌کند که در زمان تخمک‌گذاری در میانة چرخه، این تخمک بالغ و رسیده آزاد می‌شود و باروری را ممکن می‌کند. هر گاه به دلیل بی‌نظمی‌های هورمونی، این فولیکول آزاد شود، بزرگ‌تر می‌شود و کیست‌های فولیکولی بروز می‌کند.

عواملی نظیر استرس، سابقة سیکل‌های قاعدگی نامنظّم، افزایش وزن به‌خصوص تجمّع چربی در ناحیة پایین‌تنه  و به‌کارگیری داروهای تحریک تخمک‌گذاری از شایع‌ترین علل بروز این‌گونه کیست‌های تخمدانی است. به‌علاوه در طیّ اولین سال‌های شروع دوره‌‌های قاعدگی و نیز در حول و حوش یائسگی به علّت عدم تعادل در سطح هورمون‌ها، بروز این نوع کیست‌های عملکردی تخمدانی شایع‌تر است.

کیست‌های فولیکولی معمولاً فاقد علامت هستند، امّا گاهی ممکن است بیمار با شکایت در تأخیر پریودها یا  خونریزی غیرطبیعی واژینال مراجعه کند. کیست‌های بزرگ‌تر درد مبهم لگنی، احساس فشار، سنگینی و ناراحتی در ناحیة زیر شکم را با خود به همراه دارند و در موارد نادر، کیست‌های فولیکولی آن‌قدر بزرگ هستند که بر مثانه و روده‌ها اثر فشاری وارد می‌کنند، امّا اگر این کیست‌ها سبب پیچ‌خوردگی تخمدان و لوله‌ها شوند و یا دچار پارگی و به دنبال آن خونریزی در حفرة شکمی شوند، درد ناگهانی و شدید، تهوّع و استفراغ، تب، افت فشار خون، تعریق و بیقراری بیان‌کنندة یک وضعیت اورژانس پزشکی خواهد بود.

کیست‌های فولیکولی تخمدانی با سونوگرافی به‌آسانی تشخیص داده می‌شوند و در اغلب مواقع بدون درمان و خودبه‌خود برطرف می‌شوند. زنان در بیشتر مواقع از بروز چنین کیست‌هایی بی‌خبر هستند، امّا اگر این کیست‌ها تشخیص داده شوند و علائم هشدار را که در بالا اشاره شد، با خود به همراه نداشته باشند، تحت نظر گرفتن و درمان با یک یا چند دوره قرص‌های ضدّ بارداری توصیه می‌شود، ولی در موارد اورژانس، جرّاحی کیست‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.


 

شب‌ادراری در کودکان دکتر حمیدرضا بادلی - فوق تخصّص کلیه و مجاری ادراری کودکان


شب‌ادراري در تعداد زيادي از بچّه‌ها وجود دارد، به طوري كه در بچّه‌هاي بزرگ‌تر از پنج سال، در يك كلاس سی نفره حدود چهار تا پنج نفر آن‌ها چنين مشكلي دارند، امّا چون بسياري از آن‌ها تمايلي ندارند كه مسئلة خود را بيان کنند، بنابراين نمي‌توانيد دقيق بدانيد كه چند نفر از آن‌ها چنین مشکلی دارند.

ادرار در بدن به وسیلة كليه‌ها توليد مي‌شود و در مثانه -كه عضوي است كيسه‌اي و گشادشونده- جمع مي‌شود. وقتي مثانه پُر مي‌شود، به مغز پيامي مي‌فرستد كه از ادرار پُر شده است. در بچّه‌هايي كه شب‌ادراري دارند، اين پيام و درخواست با صداي بلند و مشخّص شنيده نمي‌شود، بنابراين کودک نمي‌داند كه چه زماني نياز به تخلیة ادرار دارد، بنابراين از خواب بيدار نمي‌شود و رختخواب خود را خيس مي‌کند.

 

چرا شب‌ادراري اتّفاق مي‌افتد؟

شب‌ادراري دلايل بسيار زيادي دارد، امّا مهم­ترين علّت آن، عدم توانایی مثانه در نگه داشتن ادرار در زمان خواب است كه مي­تواند به دلايل زیر باشد:

  • مثانه آن‌قدر بزرگ نيست كه بتواند ادرار را در خود نگه دارد .
  • با وجود اينكه مثانه به اندازة كافي بزرگ است، نمی‌تواند به صورت كامل از ادرار پر شود.
  • احتمالاً مادّه‌اي به نام وازوپرسین -كه در حالت معمول از مغز توليد مي­شود و سبب كاهش توليد ادرار در طيّ شب مي­شود- به اندازة كافي توليد نمي­شود و اگرچه مثانه اندازة كافي دارد، ولي توانايي نگهداري اين مقدار ادرار را در طيّ شب ندارد.

درمان شب‌ادراری با زنگ ادراری

روش‌های مختلفی برای درمان شب‌ادراری کودکان و نوجوانان وجود دارد که زنگ یا هشداردهندة ادراری یکی از روش‌های رایج آن است.

زنگ ادراری چیست؟  

زنگ ادراری یکی از روش‌های رایج و مفید در درمان شب‌ادراری است. این دستگاه از دو قسمت حسّاسه (سنسور) که به لباس زیر یا ملحفة زیر کودک وصل می‌شود و قسمت دیگر -که به کودک وصل می‌شود- تشکیل می‌شود. با مرطوب شدن سنسور با ادرار، صدای زنگ و در بعضی موارد ویبراتور آن فعّال می‌شود که باعث بیدار شدن کودک و یا والدین خواهد شد. در این روش به‌تدریج کودک از خالی شدن ادرار خود از مثانه آگاه و از خواب بیدار می‌شود و به دستشویی خواهد رفت. این وسیله هیچ ضرری برای بیمار ندارد و میزان درمان موفّق در بیماران بسیار زیاد است. البته همة بیماران با این روش درمان نمی‌شوند.  

زنگ ادراری برای چه بیمارانی مناسب است؟  

این روش در کودکان بزرگ‌تر -که پنج تا شش سالی است که اغلب شب‌ها بستر خود را خیس می‌کنند و تمایل بسیار زیادی دارند تا این مشکل را برطرف کنند- مناسب است.

 

زنگ ادراری چگونه استفاده می‌شود؟  

با این روش درمانی، خانوادة کودک باید در زمان درمان با او همراهی لازم را انجام دهند. همه باید بدانند که زنگ ادراری، وسیله‌ای برای تنبیه کودک نیست، بلکه وسیله‌ای برای کمک به اوست.

در روزهای اولیه والدین با شنیدن صدای زنگ، باید او را از خواب بیدار کنند. بسیاری از کودکانی که شب‌ادراری دارند، به دلیل خواب سنگینی که دارند، در هفته‌های اول درمان با زنگ از خواب بیدار نمی‌شوند. شاید لازم باشد یکی از والدین در دو هفتة اول در کنار تخت خواب او بخوابند. در زمانی که زنگ به صدا در می‌آید، باید کودک را بیدار کرد و به دستشویی برد تا باقیماندة ادرار را در دستشویی خالی کند. درمان باید پیوسته انجام گیرد و آخر هفته‌ها قطع نشود.

کودک را تشویق و تحسین کنید نه به دلیل اینکه صبح، خشک از رختخواب خود برخاسته است، بلکه به عنوان یک قهرمان که توانسته وظیفة بسیار دشواری را انجام دهد.a

مراقبت از دندان‌های شیری کودکان دکتر اتابک نوذری - جرّاح و دندانپزشک


شايد اندكي پس از تولّد، نيش زدن دندان‌ها اولين مشكل جدّي والدين باشد. نيش زدن دندان با علائمي چون تب خفيف يا شديد، بدخلقي، بي‌اشتهايي، گريه كردن، بي‌خوابي و بيدار شدن‌هاي مكرّر همراه با گريه، آبريزش بيني و آب دهان، اسهال و حالت‌هايي شبيه به سرماخوردگي و ... همراه است. اين علائم گاه چنان شبيه به سرماخوردگي است كه والدين براي جلوگيري از شدّت يافتن علائم درمان دارويي را آغاز مي‌كنند، امّا با توجّه به تشابه علائم نيش زدن دندان و سرماخوردگي، لازم است تا پيش از هر اقدامي با پزشك مشورت كرد، چراكه مصرف بعضي از داروها به رشد دندان‌ها آسيب جدّي وارد مي‌كند.

علاوه بر علائمي كه برشمرديم، قرمز شدن و تورّم لثه‌ها عاملي برای كلافگي نوزاد و شدّت گرفتن ناآرامي‌ها و گرية اوست. يكي از علائمي كه كودك به‌صورت ناخودآگاه از خود بروز مي‌دهد، جويدن انگشتان است كه اين خود راهي براي آگاهي والدين از نيش زدن دندان‌هاي شیری است.

اقداماتی که والدین برای کاهش علائم یادشده می‌توانند انجام دهند عبارت‌اند از:

  • توجّه بیشتر به تغذیه و استراحت نوزاد
  • استفاده از ژل‌هاي بی‌حسّی موضعی لثه با نظر دندانپزشک
  • مصرف دارو (با توجّه به اثر بد بعضی از داروها روی دندان‌ها باید حتماً با نظر پزشک استفاده شود).

استفاده از حلقه‌هاي دنداني

حلقه‌هاي دنداني (Teething ring) یا الاستيك‌هاي دنداني در شكل‌های مختلف ويژة نوزادان طرّاحي شده است تا با جويدن و دندان زدن نوزاد به اين حلقه‌ها، خارش و سوزش لثه‌ها تخفيف پيدا كند. بعضي از نوزادان با یک یا چند دندان متولّد مي‌شوند یا در ماه اول، دندانی در دهانشان رویش پیدا می‌کند. به این دندان‌ها دندان‌های نوزادی گفته می‌شود. اگر وجود این دندان‌ها موجب زخمی‌شدن لثة کودک یا پستان مادر شود، یا به علّت لقی و احتمال آسپیره شدن، خطری را متوجّه کودک کند، باید با نظر دندانپزشک اقدام به خروج آن‌ها کرد.

اولين دندان شيري حدود شش ماهگي نيش می‌زند و در گروهي ديگر تا حدود يك سالگي دنداني ديده نمي‌شود كه اين تفاوت به مسائل مختلفي چون مسائل ژنتيكي، تغذية مادر و ... مرتبط است. سنّ نيش زدن دندان متفاوت است، امّا در اغلب نوزادان حداكثر در دو تا دو و نيم سالگي، دندان‌هاي شيري كامل می‌شود و با ورود به شش سالگي، اولين دندان دائمي ظاهر مي‌شود.

دندان‌های شیری بعد از شش سالگی به‌تدریج با دندان‌های دائمی جایگزین خواهند شد، ولی برخلاف عقیدة بعضی از والدین به دلایل زیر از اهمّیت زیادی برخوردارند:


دندان‌های شیری سالم= كودكان زیبا 

دندان‌های شیری سالم= تغذیة خوب 

دندان‌های شیری سالم= راهنمای رویش صحیح دندان‌های دائمی 

دندا‌ن‌های شیری سالم= تكلّم زیبا (كودكانی كه به دلیل پوسیدگی‌، دندان‌‌های شیری خصوصاً دندان‌های جلویی خود را از دست می‌دهند، قادر نیستند که به‌خوبی صحبت كنند و در هنگام تكلّم دچار اشكال خواهند شد).

 

 

مراقبت از دندان‌های شیری 

از زمانی كه دندان‌های شیری در دهان رویش پیدا می‌كنند، باید تمیز شوند تا پوسیدگی آن‌ها كاهش یابد. دندان‌های كودكان زیر دو سال باید به كمك یک تكّه گاز یا پارچة تمیز مرطوب تمیز شود و یا باید از مسواك‌های مخصوصی به‌ نام مسواك انگشتی -كه در انگشتان والدین قرار می‌گیرد و به كمك موهای نرم آن دندان‌های كودك تمیز می‌شود- استفاده كرد.  توجّه داشته باشید که در صورت استفاده از خمیر دندان، حتماً از خمیر دندان‌های فاقد فلوراید و به مقدار خیلی کم استفاده شود. جذب خمیر دندان و فلوراید آن در بدن می‌‌تواند موجب مسمومیت کودک یا سبب بدرنگ شدن دندان‌هایش شود که این عارضه «فلوئوروزیس» نام دارد.

‌شیر،‌ چه به‌صورت شیر خشك، شیر مادر یا شیر پاستوریزه، به‌خصوص اگر شیرین شده باشد، می‌تواند موجب پوسیدگی‌ دندان كودك شود. در صورت امكان بعد از آنكه كودكتان شیر نوشید، دندان‌هایش را تمیز كنید و یا برای پاك شدن بقایای شیر از روی دندان‌هایش به او مقداری آب بخورانید. هرگز شیر كودكتان را با قند، شكر، نبات، عسل و یا موادّی مانند این‌ها شیرین نكنید.

بعد از آنكه كودكتان شیر خورد، دقّت كنید که حتماً آروغ بزند، زیرا برگشت شیر به همراه گاز معده به دهان در هنگام خواب و باقی ماندن شیر روی دندان‌های شیری، موجب پوسیدگی دندان‌ها خواهد شد. از دادن آب میوه‌های شیرین به كودك هنگام خواب پرهیز كنید. برای کودکانی که از شیشة شیر استفاده می‌کنند، بهتر است از سرشیشه‌های مخصوص ارتدونتیک استفاده شود، زیرا بی‌نظمی‌های دندانی در كودكانی كه از شیشة شیر یا پستانك استفاده می‌كنند، بیشتر است.

توصیه می‌شود که شب‌ها بعد از مسواک زدن و تمیز کردن سطوح دندانی مقداری پنیر به کودکان بدهیم تا در دهانشان مزمزه کنند.  نمک موجود در پنیر به علّت خنثی کردن حالت اسیدی بزاق، می‌تواند ساعت‌ها از دندان‌ها در برابر اثرات تخریبی آن جلوگیری کند.
 

قطرة آهن و تغییر رنگ دندان

قطرة آهن از مكمّل‌های غذایی است كه پزشك اطفال برای كودكان توصیه می‌کند و برای كودكان بسیار ضروری است، امّا این قطره‌ها اگر روی دندان‌ها قرار بگیرند، با نفوذ به ساختمان‌ دندان موجب تغییر رنگ و تیره شدن دندان‌ها می‌‌شوند كه معمولاً این تغییر رنگ‌ها دائمی است. قطرة آهن به‌خودی خود پوسیدگی‌زا نیست، ‌امّا این مادّه می‌تواند سطح دندان‌ها را زبر كند و زبر شدن دندان‌ها احتمال گیر غذایی و به دنبال آن پوسیدگی‌های دندانی را بالا می‌برد. برای اینکه چنین اتّفاقی پیش نیاید، از کودک بخواهید که دهانش را کاملاً باز کند و قطرة آهن را با قطره‌چکان در حلقش بچکانید تا با دندان‌هایش تماسی نداشته باشد. همچنین پس از چکاندن قطرة آهن در دهان کودک، با یک پارچة مرطوب و تمیز دندان‌های او را تمیز کنید.

اولین ملاقات كودك با دندانپزشك 

اولین ملاقات كودك با دندانپزشك بسیار مهم است. این ملاقات باید بسیار زود و قبل از آنكه كودك درد و ناراحتی داشته باشد، انجام شود. خوب است كه اولین معاینات دندانپزشكی كودك در حدود یك سالگی و به منظور آشنایی كودك با محیط دندانپزشكی و آشنایی والدین با روش‌های بهداشتی انجام شود.

اكنون زمان ساخت حساب بانكي براي استخوان فرزند شماست زهرا زهرابی - کارشناس تغذیه و عضو انجمن علمی غذا و تغذیه


هنگامي كه شما به اين فكر مي‌كنيد كه چگونه تغذية مناسب، سلامت فرزند شما را تحت تأثير قرار مي‌دهد، احتمالاً استخوان‌هاي آن‌ها اولين نگراني شما نيست. بیشتر افراد در سنين بالا تحت تأثير استئوپورز (پوكي استخوان) قرار مي‌گيرند، امّا از آنجا كه چهل درصد تودة استخواني كودكان بين نُه تا چهارده سالگي ساخته مي‌شود و نود درصد رشد تودة استخواني در هجده سالگي (براي دختران) و بیست سالگي (براي پسران) به اوج خود مي‌رسد، تأمين ذخاير استخوان‌ها در دورة كودكي ضروري به نظر مي‌رسد. استخوان يك بافت زنده است كه مانند يك حساب بانكي به طور مدام به آن واريز و يا از آن برداشت مي‌شود. در طول دوران كودكي و نوجواني، استخوان‌ها در بالاترين میزان سپردة ممكن براي استفاده در باقيِ زندگي فرد قرار دارند.

چه چيز باعث ساخت استخوان‌هاي سالم مي‌شود؟

بسياري از موادّ مغذّي در ساخت استخوان‌هاي سالم دخيل هستند. كلسيم در این زمینه پيشرو است، امّا ويتامين D، منيزيم، ويتامين K و ورزش منظّم نيز مهم هستند.

كلسيم

در هر وعده و ميان‌وعدة كودك خود، از منابع خوب كلسيم بگنجانيد. شير، پنير و ماست بالاترين مقدار كلسيم را به طور طبيعي دارند، به عنوان مثال يك ليوان شير حدود سیصد ميلي‌گرم كلسيم فراهم مي‌كند، یعنی تقريباً يك چهارم تا يك سوم مقدار توصيه‌شده براي دريافت روزانة كلسيم.

ديگر منابع غذايي غيرلبني كلسيم شامل بادام، بروكلي، كلم پيچ، شلغم، انجير، توفو و لوبياي سوياست. برخي غذاها مانند برخي نوشيدني‌هاي غيرلبني و آبميوه‌ها و غلات نيز ممكن است با كلسيم غني شوند.

ويتامين D

قرار گرفتن در معرض آفتاب باعث توليد ويتامين D مي‌شود، كه اين مسئله تا حدّ زيادي با توجّه به رنگ پوست، فصل و موقعيت جغرافيايي متفاوت است. البته قرار گرفتن در معرض نور شديد خورشيد خطر سرطان پوست را افزايش مي‌دهد و كرم‌هاي ضدّ آفتاب نيز مانع از توليد ويتامين D مي‌شوند.

تعداد محدودی مادّة غذايي كه به طور طبيعي از منابع ويتامين D هستند، وجود دارد، شامل زردة تخم مرغ، ماهي‌هاي چرب مانند سالمون و تن.  شما مي‌توانيد ويتامين D را در منابع غني‌شده‌اي مانند آب پرتقال، شير و برخي نوشيدني‌هاي غيرلبني پيدا كنيد. با متخصّص اطفال دربارة دريافت مكمّل ويتامين D براي كودك خود براي رسيدن به مقدار توصيه 600 IU در روز صحبت كنيد.

منيزيم

منابع اين مادّة معدني مانند بادام، اسفناج، لوبيا قرمز، كرة بادام زميني، آووكادو، نان گندم كامل و لوبيا را در برنامة غذايي خود قرار دهيد.

ويتامين  K

بهترين راه براي دريافت ويتامين  kمصرف غذاهايي مانند سبزيجات برگ سبز (كلم پيچ، كلم، اسفناج و بروكلي)، نخود و لوبيا سبز است. حدود ده درصد ويتامين K را باكتري‌هاي مفيد -كه در كولون (رودة بزرگ) وجود دارند- می‌سازند و جذب بدن مي‌شود.

فعّاليت بدني

انجام منظّم ورزش‌هايي كه منجر به تحمّل وزن مي‌شود، استخوان‌ها را تحريك و قوي مي‌كند. ورزش‌هايي مانند دويدن، پياده‌روي، تنيس، ژيمناستيك، بسكتبال، واليبال، اسكيت بورد و فوتبال، تمرين ورزشي (weight training) را براي ساخت استخوان‌ها انتخاب كنيد. با وجود اينكه شنا و دوچرخه‌سواري براي سلامت قلب و عروق فوق‌العاده هستند، ولي جزو ورزش‌هاي تحمّل وزن محسوب نمی‌شوند. اگر اين تمرینات جزو ورزش‌هاي مورد علاقة كودك شماست، آن‌ها را به انجام فعّاليت‌هاي تحمّل وزن نيز تشويق كنيد.

از اين اعمال بد براي استخوان اجتناب كنيد:

به همان اندازه كه آنچه كودكان براي ارتقای سلامت استخوان انجام مي‌دهند مهم است، آنچه انجام نمي‌دهند هم مهم است. سلامت استخوان مي‌تواند در اين سال‌هاي بحراني در معرض خطر قرار گيرد با:

  • سيگار كشيدن
  • مصرف الكل
  • رژيم گرفتن و اختلالات خوردن
  • كمتر از نياز خوردن براي تمرينات ورزشي كه مي‌تواند منجر به اختلال در وضع هورموني شود.
  • نبودِ دوره‌هاي قاعدگي يا دوره‌هاي قاعدگي نامنظّم.

با فراهم كردن شرايطي كه به كودكان در رسيدن به بهترين اثر متقابل تغذيه و ورزش كمك مي‌كند و با جلوگيري از تمريناتي كه به استخوان‌هاي آن‌ها صدمه مي‌زند، مي‌توان قابلیت ذخيرة استخوان آنان را به حداكثر رساند.

آموزش صحيح و پرورش بهتر كودكان تيزهوش اکرم پژاوند - کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی


كودكان تيزهوش يا پرتوان، برخلاف ساير كودكان استثنايي ممكن است در تمام دوران زندگي خود شناخته نشوند و كسي به نبوغ ذاتي آنان پي نبرد. مشکل يك كودك نابينا يا عقب‌ماندة ذهني را اطرافيان او خيلي سريع و در ماه‌هاي اول زندگي تشخيص می‌دهند و از همان موقع درصدد چاره‌جويي يا مراجعه به پزشك، مركز و مربّي متخصّص برمی‌آيند، ولي كودك تيزهوش چون علامت مشخّصي ندارد و از طرفي كمتر كسي با روحيه و رفتار او آشنايي دارد، ممكن است سال‌ها و حتّي تا پايان زندگي شناخته نشود. نبوغ هميشه در تمام رشته‌ها و موضوعات ظاهر نمی‌شود؛ چه بسا كودك تيزهوشی فقط در برخي از رشته‌ها و موضوعات از استعدادي شگفت برخوردار باشد، ولي در بعضي از دروس يا مطالب در حدّ عادّي و متوسّط رشد کند. بنابراین نبايد تصوّر كرد كه كودكي تيزهوش است كه در تمامی‌ زمینه‌ها مستعد و پرتوان باشد. به‌طور كلّي می‌توان گفت که نخستين شرط تيزهوشي داشتن بهرة هوشي بيش از 130 است و علاوه بر بهرة هوشي ممتاز، قدرت خلّاقه، توانايي در استدلال و ابتكار در كار را نيز بايد در نظر گرفت. زودرسي استعداد و علاقه به رقابت با كودكان بزرگ‌تر نيز ازجمله مشخّصاتي است كه در كودكان تيزهوش ديده می‌شود و اين‌گونه كودكان و نوجوانان به جاي بازي با همسالان، بازي و مباحثه با همفكران را ترجيح می‌دهند و به همين سبب در گروه سنّي بزرگ‌ترها جايي براي خود باز می‌كنند. تحقيقات مارتين سون، دانشمند رفتارشناس، نشان‌دهندة آن است كه كودك تيزهوش از نظر سلامت و به‌خصوص جنب‌وجوش و داشتن تيزهوشي موجودي است كه عوامل ارثي و محيطي او را به صورت فردي پيچيده، استثنايي و باهوش‌تر از افراد عادّي درآورده است.

گرچه تمامي كودكان تيزهوش از بهرة هوشي بالايي برخوردارند، لیکن داراي خواسته‌ها، نياز‌ها، علائق و خصوصيات متفاوتي هستند كه مانع شناخت الگوي واحدي از رفتار و خصايص آن‌ها می‌شود. به هر صورت چنين اختلافاتي، دليل آن نخواهد بود كه آن‌ها داراي خصوصيات و وجوه مشتركي نباشند و نتوان آن‌ها را در يك طبقة خاص قرار داد. ترمن و آدن در بررسی‌های خود مشخّصات عمومي تيزهوشان را اينچنين بيان كرده‌اند كه وضع جسماني تيزهوشان به‌طور كلّي از ساير افراد بهتر است. در يادگيري زبان، خواندن، هنر و ادبيّات و علوم و رياضيات از ساير كودكان پيشي می‌گیرند و بيشتر و بهتر می‌خوانند. داراي سرگرمي‌هاي گوناگون هستند و كمتر تقلّب می‌كنند. از اثبات عاطفي و اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند و به كارهاي اجتماعي گرايش بيشتري نشان می‌دهند.

سخن گفتن كودك در خانواده‌هايي كه مادر زمان بيشتري را با فرزند خود صرف می‌كند، به‌مراتب با تكلّم كودكي كه پدر و مادر خود را جز چند ساعت در هفته نمی‌بيند، متفاوت است. سال‌هاي اولية زندگي كودك بايد پر از محبّت، صحبت و رفتار صحيح باشد. سال‌هاي قبل از مدرسه به عنوان سال‌هاي رشد و نموّ جسمي و عاطفي كودكان، سال‌هاي مهمّي در توسعة فكري، ازدياد دانش لازم و آگاهي از مسائل فردي و اجتماعي محسوب می‌شود. پدر و مادر ‌بايد كنجكاوي كودك در اين سنين را به نحو مطلوبي تأمين کنند، در تربيت حواسّ او بكوشند و تكامل اعضاي حسّي او را مورد توجّه قرار دهند. كودكي كه در خانوادة منضبطي پرورش می‌يابد، منظّم و باانضباط رشد خواهد کرد و اين انضباط تا پايان عمر با وي خواهد بود.

می‌توان با راهكارهايي كودك را در مسير هوشمندي و افزايش توانمندي‌هاي بالقوّه‌اش قرار داد:

  • امكان تجربيات آموزنده و جديد برای کودک مهيّا شود و والدين در برابر اكتشافات كودكان در بازي‌ها از خود هيجان نشان دهند.
  • كمك شود که به‌مرور كودك احساساتش را بيان كند و از فعّاليت‌هاي متعدّد لذّت ببرد.
  • كمك شود که كودك با بخشندگي، كنجكاوي و مراقبت از خود، ديگران و طبيعت به استقلال بيشتري برسد.
  • سرگرمي‌هاي مفرّح علمي، آموزشي و كتاب‌هاي متناسب با سنّ كودك در اختيار او قرار داده شود.
  • امكان سفر، گردش‌هاي كوتاه، بازديد از پارك‌ها، نمايش تئاتر، باغ وحش، موزه‌ها و ... فراهم شود و در مورد بازديدها از او پرسش شود تا دقّت مشاهده و حضور ذهن در او تقويت شود (البته نه سؤالات بي‌مورد و بي‌محتوا كه شكلي از فضولي است، بلكه سؤالاتی که روابط و نگرش كودك را تقويت کند)، مثلاً پرسيده شود که در موزه چه شباهت‌هايي بين آثار بود؟ كدام اثر جالب‌تر و كدام خصوصيات آن براي تو جذّاب‌تر بود؟ پاسخ‌هاي او باید با تشويق همراه شود تا تمركز در مشاهدة علمي و يا هنري او به عادت مبدّل شود و زمينة خوب ديدن محيط و اطراف و به نوعي ديد علمي يا هنري در او نهادينه شود و احترام به طبيعت، تاريخ و هنر در ذهن او نقش بندد.
  • والدين انتظار مشاهدة رفتاري قابل پيش‌بيني و نتايج تكراري را در كنجكاوي‌هاي اين‌گونه كودكان نداشته باشند.
  • كمك شود که كودك در زندگي روزمرّة خود به نوعي شعور انساني واقف شود. اين شعور يعني توانايي گرفتن تصميمات درست در:
  1. تفكّر مستقل
  2. انتخاب‌هايي مطمئن و ايمن
  3. درك صحيح و واكنش نشان دادن در زمان‌هاي مختلف (مثلاً هنگام حضور در مهماني يا اماكن عمومي)
  4. توانايي گفتن «نه» به شكل قاطع در شرايط نامساعد انتخاب
  5. اطمينان از بيان احساسات به‌خصوص انواع ناخوشايند آن (مثلاً هنگام ناراحتي شديد بتواند احساساتش را به‌راحتي بيان كند).

درك مراحل رشد

همچنان‌كه كودك رشد می‌كند، پيشرفت او توقّف‌ناپذير است و با سرعتي كه ويژة خود اوست، انجام می‌گيرد. والدين می‌توانند او را تشويق و تحريك کنند، ولي آنچه آن‌ها نمی‌توانند تغيير دهند، ترتیب مراحل رشد اوست.

چند نكته

  • بهتر است والدين انتظارات غيرواقع‌بينانه از كودك خود نداشته باشند و او را براي رسيدن به معيارهاي دلخواه خود، تحت اجبار يا فشار قرار ندهند، بلكه فقط به صورت حمايتگر در كنار كودك قرار گيرند. از آنجا كه كودكان در سال‌هاي اول زندگي بيش از هر زمان ديگري ياد می‌گيرند، والدين مسئوليت‌هاي سنگيني به عنوان معلّمان دلسوز و صبور در قبال كودكان خود برعهده دارند.
  • هر چند در برخي مقاطع ممكن است رشد يك كودك، بي‌قاعده و گسيخته به نظر برسد، ولي هدف همواره يكسان است: تحقّق كامل استعدادها يا خودشكوفايي كامل. همة كودكان از بدو تولّد تمايل ذاتي دارند كه تلاش كنند تا بهترين فرد ممكن باشند. هر كودك، هم از نظر جسماني و هم از نظر ذهني، به اين سمت گرايش دارد كه كاري را انجام دهد كه كاملاً با آن تناسب دارد تا شاد و سازگار با محيط باشد. بنابراین بايد فرصت لازم برای نيل به اين هدف را در اختيار كودك گذاشت.
  • رسيدن يا نرسيدن كودك به اين هدف، به موانعي كه با آن‌ها روبه‌رو می‌شود و ميزان موفّقيت او در غلبه بر آن‌ها بستگي دارد. اين موانع ممكن است در محيط يا در نفس او باشند، مثلاً او ممكن است به علّت انتقاد يا مقايسه شدن با ديگران از تلاش براي آنچه قادر به انجام  آن است، هراس داشته باشد.

پوشش مناسب خانم‌های باردار در تابستان دکتر نسرین دادرس - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و فوق تخصّص نازایی و IVF


بارداری با تغییرات زیادی در هورمون‌ها، شکل و اندازة بدن خانم‌ها، به‌خصوص بعد از ماه چهارم همراه است. نُه ماه از سخت‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین ماه‌ها قرار است صرف شما و جنینتان شود، پس بهتر است لباسی را انتخاب کنید که هر دوی شما در آن احساس راحتی و آرامش می‌کنید.

خانم‌های باردار برای انتخاب لباس‌های تابستانی باید به این نکات توجّه کنند:

  • لباس بارداری برای فصل تابستان باید آزاد، سبک و راحت باشد.
  • لباسی را انتخاب کنید که در آن دکمه‌های زیادی به‌کار نرفته باشد تا بتوانید به‌راحتی آن را بپوشید و در موقع نشستن و بلند شدن دست‌وپاگیر نباشد. گرچه تحقیقات هنوز به‌طور قاطعانه تأثیر مستقیم لباس‌های تنگ بر جنین را گزارش نکرده‌اند، امّا این‌گونه لباس‌ها باعث آسیب‌هایی به مادر و جنین می‌شود.
  • پوشیدن لباس‌های تنگ و چسبان باعث ایجاد فشار در ناحیة قفسة سینه و شکم می‌شود که اختلال در تنفّس مادر را ایجاد می‌کند و از طرفی با فشار به سیستم دستگاه گوارش، سبب سوزش و ترش کردن معده در مادران باردار می‌شود. بنابراین لباس‌های نخی‌ای که در زیر سینه چین دارند، انتخاب‌های خوبی هستند.
  • پوشیدن شلوارهای تنگ، مخصوصاً اگر در ناحیة فاق تنگ باشند، از تبادل هوا در سطح بدن جلوگیری می‌کنند و احتمال ابتلا به عفونت‌های ادراری و بیماری‌های عفونی واژینال را افزایش می‌دهند. بهتر است از پوشیدن شلوار جین اجتناب کنید. در صورتی که به پوشیدن شلوار جین تمایل دارید، از پارچه‌ای که رنگ و طرح مشابه با آن دارند، امّا ضخیم نیستند، استفاده کنید. دامن‌شلواری انتخاب مناسبی برای این دوران است. پوشیدن ساپورت‌های تنگ و جوراب‌های تنگ یا دارای کِش محکم، روند گردش خون را در خانم باردار مختل می‌کند و باعث تجمّع آب و ورم در پاها می‌شود و از طرفی باعث افزایش تعریق مادر باردار می‌شود که برای مادر و جنین مضر است.
  • در دوران بارداری به علّت تغییرات هورمونی اندازة سینه‌ها افزایش می‌یابد و لباس‌های زیر هم نباید آن‌قدر تنگ باشند که باعث ایجاد فشار به ناحیة سینه‌ها و شکم شوند. بهتر است به سایز لباس زیر هم توجّه شود.
  • به جنس لباسی که می‌پوشید نیز دقّت کنید. به علّت تغییرات هورمونی، فعّالیت غدد عرق در دوران بارداری افزایش می‌یابد. در دوران بارداری در فصل تابستان به علّت گرما و تعریق بدن نواحی زیر پستان، کشالة ران و زیر بغل مادر باردار استعداد بیشتری برای عفونت‌های قارچی دارد، بنابراین از لباس‌های نخی و کتانی استفاده کنید، زیرا نه تنها به افزایش تبادل هوا در سطح پوست کمک می‌کنند، بلکه از ایجاد حسّاسیت، آلرژی و خارش در سطح پوست نیز جلوگیری می‌کنند.
  • در انتخاب رنگ لباس سعی کنید از رنگ‌های روشن و ملایم استفاده کنید. رنگ‌های تیره با جذب نور بیشتر باعث ایجاد گرمای بیشتری در پوست می‌شوند. رنگ‌های سفید، کرم و آبی روشن انتخاب‌های مناسبی در این فصل به شمار می‌روند.
  • در دوران بارداری به دلیل تجمّع آب در بدن، بسیاری از خانم‌های باردار دچار ورم پاها می‌شوند. همچنین مرکز ثقل بدن کمی ‌به سمت جلو می‌آید و پاها و کمر خانم باردار حسّاس‌تر از قبل می‌شود، پس بهتر است کفشی را انتخاب کنید که پاهایتان در آن احساس راحتی داشته باشد.
  • پوشیدن کفش‌های پاشنه‌بلند در دوران بارداری ممنوع است، زیرا ممکن است مثل سابق نتوانید تعادل خود را حفظ کنید و احتمال زمین خوردن و پیچ خوردن پایتان افزایش می‌یابد. در صورت پاشنه‌دار بودن، پاشنه‌های پهن و سه‌سانتی را انتخاب کنید. بهتر است کفشی را انتخاب کنید که بند کمتری داشته باشد تا برای پوشیدن آن دچار مشکل نشوید. مادر باردار بهتر است برای پوشیدن کفش یا جوراب خود روی یک صندلی بنشیند و ساق پایش را روی ران پای مقابل قرار دهد و جورابش را بپوشد، یا بند کفش را ببندد.

ادرارسوختگی را درمان کنید دكتر سنبل طارميان - متخصص بيماري‌هاي عفوني، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي گيلان


بثورات ادرارسوختگی در پوست ناحیة زیر پوشک نوعی درماتیت است و معمولاً در زیر دو سالگی ایجاد می‌شود، ولی در افرادی که بی‌اختیاری ادراری دارند یا فلج هستند، هم بروز می‌کند. کودکان حداقل یک‌بار در سه سال اول زندگی و عمدتاً در نُه تا دوازده ماهگی  و زمانی که بیشتر اوقات می‌نشینند و غذاهای جامد می‌خورند، دچار این مشکل می‌شوند.

تماس و سایش پوشک مرطوب با پوست حسّاس کودک بیشترین علّتی است که راش قرمز برّاقی را به وجود می‌آورد. بروز عفونت قارچی کاندیدایی با تظاهر قرمز گوشتی و برّاق پوستی، به‌ویژه به دنبال مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها شایع است. کاندیدا تمایل به جاهای گرم و مرطوب دارد. واکنش آلرژیک به موادّ سازندة پوشک، شوینده‌ها و لوسیون و نیز سبوره هم از عوامل مساعدکنندة ایجاد آن است. تشخیص آن راحت است. به‌جز زیر ناحیة پوشک به ناحیة نشیمن و تناسلی هم می‌تواند گسترش یابد.

بثورات‌ ناشی‌ از بستن‌ پوشک‌ یک نوع حسّاسیت حاد و گذراست که‌ در آن،‌ پوست‌ نواحی‌ اندام‌ تناسلی‌، مقعد و شکم‌ -که‌ پوشک‌ آن‌ها را می‌پوشاند- دچار ضایعه می‌شود. ناحیة درگیر قرمز، دردناک و گاهی همراه با پوسته‌ریزی، خارش، جوش، تاول و سایر آسیب‌های پوستی است و همة این‌ها راحتی و آرامش را از کودک سلب می‌کند. در ابتدا به نظر می‌رسد کودک بیش از حدّ معمول، به‌ویژه در هنگام تعویض پوشک ناراحت است و در حین دست زدن و شستشو شروع به گریه می‌کند.

زمانی که به کودک غذاهای جامد داده شود، این ضایعات بیشتر دیده می‌شود. یکی از شایع‌ترین عوارض ادرارسوختگی، عفونت‌های باکتریایی و قارچی موضع است که آن هم از رطوبت، گرما و قلیایی بودن محیط ناشی می‌شود و ممکن است عوارض جدّی‌تری را به دنبال داشته باشد. در شیرخواران‌ پسر امکان‌ دارد که یک‌ ناحیة‌ قرمز، زخمی‌ و گاهی‌ خون‌آلود در اطراف‌ نوک‌ آلت‌ تناسلی‌ ظاهر شود.


علل ایجادکنندة بثورات ادرارسوختگی

بثورات ناشی‌ از بستن‌ پوشک‌ در اثر تحریک‌ پوست‌ به دلیل موادّ موجود در ادرار یا مدفوع‌ ایجاد می‌شود، ولی مدفوع در مقایسه با ادرار اثر تحریکی بیشتری دارد، بنابراین دفع مدفوع به دفعات بیشتر یا بروز اسهال می‌تواند تأثیر بیشتری داشته باشد، ولی گاهی ممکن است به علّت حسّاسیت به خود موادّ تشکیل‌دهندة پوشک مثلاً استفادة اخیر از پوشک جدید از برندی دیگر، مایع سفیدکننده، ترکیب برخی لوسیون‌ها یا روغن‌ها یا پودربچّه و یا صابون مورد استفاده برای شستن باشد. همچنین در کودک شیرخوار ممکن است بثورات در واکنش به مادّة غذایی مانند مصرف گوجه‌فرنگی یا حتّی مصرف آنتی‌بیوتیکی باشد که مادر مصرف کرده است، زیرا مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند با بروز اسهال هم همراه شود.

در زمینة درماتیت سبوره‌ایک یا آتوپیک احتمال بروز ادرارسوختگی بیشتر است، ولی در درماتیت یا اگزما به‌طور اولیه جاهای دیگر پوست مبتلا می‌شوند. آب‌ و هوای‌ گرم‌ و مرطوب‌، سابقة‌ فامیلی‌ حسّاسیت پوستی، شستن‌ ناکافی‌ کهنة کودک‌، عوض‌ کردن‌ دیرهنگام پوشک‌ و محکم بستن کهنة بچّه از عوامل تشدیدکننده است. در صورتی که شیرخوار به اسهال ویروسی مبتلا شود، به علّت اسیدی بودن مدفوع دچار سوختگی شدید در ناحیة پوشک می‌شود که گاه برای درمان آن استفاده از کرم‌ها و پماد‌های کورتون‌دار با نظر پزشک معالج ضروری است. زمانی که کودک یا مادر کودک شیرخوار آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کنند، آنتی‌بیوتیک باعث از بین رفتن باکتری می‌شود، ولی از طرفی باعث افزایش قارچ -که به‌طور معمول در سطح پوست زندگی می‌کند- نیز خواهد بود. قارچ هم در محیط گرم و مرطوب به‌خوبی رشد می‌کند و باعث ایجاد بثورات می‌شود.


پیشگیری

موضع را تمیز و خشک نگه دارید. کهنه یا پوشک خیس نوزاد را هرچه سریع‌تر و به دفعات بیشتر تعویض کنید. پس‏ از هربار دفع ادرار یا مدفوع موضع را با آب ساده و صابون ملایم شسته و خوب آبکشی کنید. سپس موضع را خشک کنید و بگذارید تا قبل از بستن مجدّد، هوا بخورد. تا آنجا که ممکن است، کودک را پوشک نکنید و بگذارید باسنش در معرض هوای آزاد باشد. در صورتی که از شورت پلاستیکی یا کهنه‌های یک‌بار مصرف استفاده می‌کنید، در هنگام بستن مطمئن شوید که هوا به داخل جریان پیدا می‌کند. در مدّتی که مشکل وجود دارد، از شورت‌های پلاستیکی سفت -که مانع جریان هوا می‌شود- استفاده نکنید. ممکن است ملاحظه شود که مصرف برخی غذاها در تشدید این وضعیت مؤثّرند، بنابراین در مدّتی که بثورات وجود دارند، باید مصرف آن‌ها را قطع کرد. در صورتی که درماتیت آلرژیک هم دخیل باشد، صابون یا شوینده‌های جدید به‌کار نبرید و از صابون‌های حاوی الکل یا دئودورانت هم استفاده نکنید.

از نرم‌کننده‌های لباس استفاده نکنید؛ این محصولات می‌توانند باعث تحریک و سوختگی پوست حسّاس شوند. از لاستیکی‌های سفت استفاده نکنید. تا زمانی که سوختگی بهبود یابد، از کهنه‌های بزرگ‌تر از اندازه استفاده کنید. تا زمانی که کودک شما دچار التهاب پوست است، از شستشوی ناحیة مبتلا با شوینده‌های معطّر و صابون اجتناب کنید، زیرا الکل و عطر این محصولات می‌تواند پوست کودک را تحریک و بیماری را بدتر یا طولانی‌تر کند.



درمان ادرارسوختگی

اغلب اوقات برای درمان ادرارسوختگی نیازی به مراجعه به پزشک نیست، زیرا تمیز و خشک نگه داشتن موضع معمولاً کفایت می‌کند. بنابراین مهم‌ترین عامل در درمان این بثورات خشک و تمیز نگه داشتن ناحیة پوشیده‌شده با کهنه است. در صورتی که انجام این کار مؤثّر نبود، یا در مدّت چهار تا هفت روز ادرارسوختگی بهتر نشد، وسعت ضایعه افزایش یافت یا به ترشّح چرکی زرد افزوده شد -که می‌تواند نشانة اضافه شدن عفونت باکتریایی باشد- یا شک در تشخیص وجود داشته باشد، مانند بروز حالت‌های آلرژیک یا راش همراه با اسهالی باشد که بیش از 48 ساعت طول کشیده، باید به پزشک مراجعه کرد. همچنین در صورتی که دفع ادرار یا مدفوع با درد یا سوزش همراه باشد، یا تب به علائم بیمار اضافه شود، ضایعه خونریزی کند، خارش‌دار شود یا ترشّح داشته باشد، باید به پزشک مراجعه کرد. البته کمتر پیش می‌آید که نیاز به بستری در بیمارستان لازم باشد. معمولاً نیازی به بررسی آزمایشگاهی برای تشخیص وجود ندارد و کمک‌کننده هم نیست. مهم‌ترین کار رعایت بهداشت پوست است. فقط در زمانی از کرم‌های استروئیدی استفاده کنید که پزشک توصیه کرده باشد، زیرا استفادة مکرّر از کرم‌های استروئیدی قوی می‌تواند باعث تشدید ضایعات شود. کرم استروئیدی ضعیف به همراه کرم ضدّ قارچ با نظر پزشک معمولاً پس از شستن و خشک کردن موضع تجویز می‌شود. در اکثر موارد بثورات با درمان‌های معمولی در خانه درمان می‌شوند. اگر درمان‌های معمول مثل تعویض مکرّر کهنه و استفاده از پمادهایی که نیاز به تجویز پزشک ندارند، بی‌نتیجه باشد و اگر این مشکل همراه با علائمی مثل تب، تاول یا کورک، خونریزی، نواحی دلمه‌دار، نقاط قرمز روشن -که با یکدیگر تشکیل یک ناحیة قرمز سفت همراه با حاشیة نامنظّم را می‌دهند- و همراه چرک یا ترشّحات باشد، یا اگر بثورات پوشک در شش هفتة اول زندگى بروز کند، با پزشک مشورت کنید.


پماد موضعی ویتامین آ

ویتامین آ + د که برای تسکین و التیام بثورات جلدی و جوش‌های پوستی نوزادان -که در محلّ بستن کهنه یا پوشک ایجاد می‌شود- به‌کار می‌رود، موجب بهبودی پوست حسّاس و لطیف نوزادان و اطفال می‌شود. استعمال این پماد یک پوشش مقاوم به رطوبت در پوست ایجاد می‌کند که موجب حفاظت پوست اطفال در مقابل ادرار و موادّ شویندة تحریک‌کننده می‌شود. به‌علاوه پماد ویتامین آ + د به نگهداری رطوبت طبیعی پوست که حیاتی است، کمک می‌کند و بنابراین به‌سرعت می‌تواند باعث بهبودی پوست‌های تحریک‌شده و سائیده‌شده در بزرگسالان و اطفال شود.

برای‌ شستن‌ ناحیة‌ بثورات از صابون‌ استفاده‌ نکنید. در عوض‌ مقادیر کمی‌ وازلین‌ با پایة‌ لانولین‌، یا پماد اکسید روی‌ را به‌ هنگام بروز اولین‌ علائم‌ بثورات پوشک‌ و پس‌ از آن‌ روزانه‌ دو تا سه بار روی‌ ناحیه‌ بمالید. نوع کرم، خمیر یا پماد از لوسیون بهتر است، زیرا کمتر اثر تحریکی بر پوست دارد. حمّام روزانه با آب ولرم و صابون غیرمعطّر تا رفع علائم مناسب است.

بهبود ضایعه معمولاً چند روز به طول می‌انجامد و ممکن است چند بار برگشت هم بکند. بهترین راه تعویض سریع پوشک آلوده به ادرار یا مدفوع است که حتّی در شب هم باید انجام شود. بررسی‌هایی در مورد اثر درمانی تجویز موضعی شیر مادر انجام شده، ولی در همة موارد تأیید نشده است. همچنین تجویز موضعی آلوئه‌ورا و کالندولا نیز مؤثّر است. تأثیر تجویز مخلوط عسل، موم و روغن زیتون موضعی نیز نیاز به بررسی بیشتری دارد. تجویز پودر تالک -که قبلاً به‌کار می‌رفت- دیگر توصیه نمی‌شود. پوشک پارچه‌ای هم مزیّتی بر پوشک‌های خریداری‌شدة بازاری ندارد و باید در صورت بروز حسّاسیت، با برند دیگری تعویض شود تا مشخّص شود که کودک به کدام نوع حسّاسیت ندارد. برای استفاده از پوشک پارچه‌ای باید آن را با مایع سفیدکننده ضدّ عفونی کرد تا میکروب‌های موجود از بین بروند. برای حذف بوی احتمالی و باقیماندة صابون هم می‌توان کمی سرکه در جریان آبکشی افزود. بهتر است دست کم دو بار کهنه آبکشی شود.

آیا زایمان طبیعی پس از سزارین ممکن است؟ دكتر مهري نصيري - متخصص بيماري‌هاي زنان و زايمان


پژوهش‌های اخیر بیانگر این است که با وجود کاهش میزان زایمان طبیعی، اکثر خانم‌هایی که زایمان اول خود را به روش سزارین انجام داده‌اند، تمایل زیادی به انجام زایمان واژینال برای بارداری‌های بعدی خود دارند؛ این در حالی است که تا چند دهة اخیر اعتقاد بر این بود رحمی که برش سزارین دارد، به دلیل احتمال خطر پارگی منعی برای زایمان طبیعی به شمار می‌رود و خانمی که اولین زایمانش را به شیوة سزارین انجام داده، باید به طور کل زایمان طبیعی را برای بارداری‌های بعدی خود فراموش کند.

این باور امروزه بسیار اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، چراکه این روزها زایمان واژینال بعد از سزارین یک گزینة امن به شمار می‌رود و با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در روش‌های جرّاحی این امکان فراهم شده که بسیاری از خانم‌ها -که قبلاً سزارین شده‌اند- بتوانند زایمان طبیعی داشته باشند. با استفاده از زایمان طبیعی مدّت اقامت در بیمارستان کوتاه‌تر می‌شود، درد کمتری احساس می‌شود و دورة نقاهت نیز کوتاه‌تر خواهد بود.

البته باید یک‌سری از شاخص‌ها را در نظر داشته باشید و بهتر است نظر پزشک در رأس تصمیم‌گیری قرار گیرد، زیرا تاریخچة پزشکی و نوع برش رحمی در سزارین قبلی عامل بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای است. نوع برشی که روی پوست خورده است، لزوماً در جهت نوع برش روی رحم نیست و اگر سابقة بیش از یک سزارین داشته‌اید، ممکن است زایمان طبیعی بعد از سزارین روش مناسبی برای شما نباشد.

نوع برش رحمی سزارین قبلی

زنانی که در آن‌ها برش عرضی تنها در قسمت پایینی رحم بوده، کمترین خطر جداشدگی علامت‌دار برش قبلی رحم را در بارداری بعدی دارند. این نوع برش در اکثر جرّاحی‌های سزارین استفاده می‌شود و احتمال انجام زایمان واژینال پس از سزارین را برای فرد بیشتر می‌کند.

بیشترین میزان پارگی در برش‌های عمودی قبلی گزارش شده که به قسمت فوقانی رحم گسترش یافته‌اند. برش عمودی از بالا تا پایین در طول سراسر ماهیچه‌های رحم صورت می‌گیرد و برش عمیق‌تری است؛ به همین دلیل ممکن است زایمان طبیعی پس از این نوع جرّاحی سزارین، موجب پارگی عضلات رحم شود.

زایمان طبیعی بعد از سزارین به هر حال دارای میزان مشخّصی خطر خواهد بود که باید با توجّه به وضعیت فرد و با کمک پزشک ارزیابی شود. باید مزایا و معایب زایمان طبیعی به دنبال سزارین قبلی، بررسی شود و مورد قبول پزشک و مادر قرار گیرد. خانمی که زایمان طبیعی را به دنبال سزارین قبلی انتخاب می‌کند، باید فاصلة مناسب بین بارداری فعلی و قبلی خود را حفظ کرده باشد. اگر این فاصله خیلی کوتاه باشد، احتمال آسیب رحم افزایش می‌یابد. مادر بلافاصله پس از شروع درد زایمان باید به بیمارستان مراجعه کند و تحت نظر قرار گیرد. باید چند واحد خون آماده وجود داشته باشد، رگ مناسب مشخّص شود و رضایت‌نامه آگاهانه از مادر گرفته شود. آماده‌سازی دهانة رحم و تحریک زایمان با مراقبت بیشتر و به صورت محافظه‌کارانه‌تری صورت می‌گیرد.

 اگر مادر در مرحلة فعّال زایمان مراجعه کند، بلافاصله در بیمارستان مجهّز بستری می‌شود و متخصّص بیهوشی و زنان باید در دسترس باشد. در حین پیشرفت زایمان اگر پارگی نسبی یا کامل رحم اتّفاق بیفتد، باید امکان جرّاحی سریع و لاپاراتومی (باز کردن سریع شکم) وجود داشته باشد. ممکن است پارگی رحم در حین زایمان نیاز به ترمیم رحم یا برداشتن رحم داشته باشد. در صورتی که زایمان طبیعی بعد از سزارین قبلی به‌خوبی انجام شد، پزشک باید محلّ سزارین در رحم را برای ردّ احتمال پارگی حتماً معاینه کند و بیمار از نظر احتمال پارگی در سیستم تناسلی و مشکلات ادراری بعد از زایمان تحت نظر قرار ‌گیرد.

به هر حال باید بدانیم که تکرار سزارین قبلی نیز عوارضی دارد که اگر بتوانیم از زایمان طبیعی بعد از سزارین استفاده کنیم، احتمال ایجاد این عوارض را در مادر کم می‌کنیم؛ از جمله عوارض سزارین‌های متعدّد عفونت محلّ عمل، نیاز به انتقال خون، اختلالات انعقادی، پارگی رحم و نیاز به برداشتن رحم در مادر است. همچنین در سزارین‌های متعدّد عوارض نوزادی نیز افزایش می‌یابد. یکی از عوارض سزارین‌های مکرّر احتمال کاشته شدن جفت در محلّ برش سزارین قبلی است که باعث نفوذ جفت  به جدار رحم و چسبندگی غیرطبیعی جفت به رحم  می‌شود و باعث ایجاد عوارض شدید حین زایمان خواهد شد. امید است که بتوانیم با همکاری زنان و مادران جامعه بهترین روش زایمان را برای بیماران خود انتخاب کنیم و با کمترین عوارض، وضع حمل انجام گیرد.

نکاتی کاربردی برای کنترل و تنظیم خواب کودکان نازنین عاطفی - کارشناس ارشد روانشناسی


خواب بخشی ضروری از یک زندگی سالم است و باعث می‌شود که بدن ما برای انجام اعمال مهم آماده شود. خوابیدن سبب تقویت حافظة بلندمدّت می‌شود و از تأثیر آسیب‌هایی که در طول روز به ما می‌رسد، ج