ترس‌ها و اضطراب‌ها در کودکان چهارساله مریم اسحاقی - متخصّص کودکان و نوزادان


هیولا، تاریکی، سگ‌ها و دلقک‌ها چند مورد مشترک از چیز‌هایی هستند که کودکان چهارساله از آن می‌ترسند. کودک این ترس‌ها را عمیقاً تجربه می‌کند و ممکن است برای او به همان اندازه واقعی باشد که یک فرد بالغ در خواب کابوس می‌بیند.

 

چرا چهارساله‌ها این‌قدر ترسو هستند؟

فرزند کوچک چهارسالۀ شما هنوز هم احساس می‌کند که بسیار آسیب‌پذیر است. چیزهای زیادی دربارۀ دنیا وجود دارد که او نمی‌تواند آن‌ها را درک کند. یک تجربۀ تلخ، مثل گم شدن در فروشگاه، تغییر محیط زندگی، مثلاً جابه‌جایی منزل یا یک بحران خانوادگی می‌تواند باعث ایجاد ترس و اضطراب در کودک شود.

 

چه واکنشی در برابر ترس کودک نشان دهید؟

هر زمان که او دچار اضطراب می‌شود، مثل ترس از تاریکی، حتماً حرف او را جدّی بگیرید و احساسش را تأیید کنید، مثلاً بگویید: «گاهی تاریکی می‌تواند ترسناک باشد». همیشه به کودکتان بفهمانید که ترسیدن نوعی واکنش طبیعی است، مثلاً به او بگویید: «برادر بزرگ‌ترت هم وقتی کوچک بود، از کابوس‌های شبانه می‌ترسید». از اینکه او را بچّه خطاب کنید یا بدون توجّه به ترس‌هایش سعی کنید با او در این باره گفتگو کنید یا به احساسش بی‌توجّه باشید، اجتناب کنید. در این صورت او خجالت می‌کشد و شاید اضطراب‌هایش را در خودش نگه دارد و بروز ندهد. صبور باشید و با در آغوش گرفتن‌های بیشتر او را آرام کنید، با ملایمت با او حرف بزنید و به او اطمینان دهید که مورد حمایت کامل شماست.

 

ترس از تاریکی

وقتی کودکتان در شب وحشت‌زده از خواب بیدار می‌شود، به او بگویید: «من اینجا هستم؛ همه جا امن است». می‌توانید چراغ اتاق را روشن و توجّه او را به اطراف جلب کنید و بگویید: «ببین، همه چیز سر جایش هست، درست مثل وقتی که می‌خواستی بخوابی». وقتی که آرامش بیشتری پیدا کرد، از کودکتان بپرسید: چه شد که از تاریکی ترسیدی؟ همیشه سعی کنید دقیقاً مشخّص کنید که چرا کودکتان از چیزی ترسیده است. زمانی که از آن مورد خاص آگاه شدید، مثلاً میز و چراغ روی آن که از نظر او شبیه دایناسور شده است، از او بخواهید به کمک شما مشکل را حل کند و شرایط را به دلخواه خود تغییر دهد. شاید او دوست داشته باشد یک چراغ خواب در اتاقش روشن باشد یا با یک چراغ قوه بخوابد تا هر زمان که نیاز داشت به وسایل اتاق نگاه کند. اگر او می‌خواست، در را نیمه باز بگذارید و به او اطمینان دهید که شما یا همسرتان در نزدیکی او هستید.

 

ترس از هیولا

ترس‌ها و اضطراب‌هایی که کودکان طیّ روز با آن مواجه هستند، شب در رؤیاهایشان ظاهر می‌شود. اگر نگرانی‌ها یا مشکلاتی ذهن والدین را به خود مشغول داشته، ممکن است کودک خواب ببیند که تنها در گوشۀ خیابان رها شده است. پرخاشگری کودک -که او در طول روز می‌کوشد آن را کنترل کند- اغلب به شکل هیولا، جادوگر و روح در کابوس‌های شبانه‌اش ظاهر می‌شود، مثلاً از پدرش انتقام می‌گیرد، چون بر سر او فریاد زده، یعنی به شکل هیولای خشمگینی درمی‌آید که می‌تواند به دیگران آسیب برساند. امّا معمولاً این خشم به سوی خود کودک برمی‌گردد و خیلی زود هیولا خود او را دنبال می‌کند.

 

برای غلبه بر ترس از هیولا چه باید کرد؟

* می‌توانید برای او توضیح دهید که رؤیاها و کابوس‌ها تصاویر همان چیزهایی هستند که او در طول روز به آن‌ها فکر کرده است و به این ترتیب از برخی اضطراب‌های او بکاهید.

* سعی کنید به او کمک کنید تا دربارۀ همۀ نگرانی‌ها یا احساس خشمی که شاید داشته باشد، حرف بزند. برنامه‌های تلویزیونی و کارتون‌هایی را که تماشا می‌کند، کنترل کنید. برنامه‌های خشن باعث بروز ترس در کودک خواهند شد و می‌توانند موجب کابوس‌های شبانه شوند.

* می‌توانید قبل از خواب با گفتن چنین جمله‌ای کودک را آرام کنید: «نگران نباش، هیولاها برای گردش از خانه بیرون رفته‌اند». شوخی کردن در از بین بردن وحشت مؤثّر است.

* اقتدار بخشیدن به کودک به شکل‌های متفاوت می‌تواند به او کمک کند تا بر ترس‌هایش غلبه کند. می‌توانید پیشنهاد کنید که او تصویری از هیولای کابوس خود بکشد که در حال انجام کار واقعاً ترسناکی است. سپس می‌تواند ظاهر دوستانه‌ای به هیولا بدهد، مثلاً آن را در حال بازی با خود بکشد.

* هنگام خواب برای اطمینان دادن به او زیر تخت را نگاه کنید یا درِ کمدها را باز کنید تا به او نشان دهید که چیزی وجود ندارد که از آن بترسد، یا از یک قوطی اسپری خالی به عنوان اسپری ضدّ هیولا استفاده کنید و اتاق را هیولازدایی کنید. می‌توانید برای احساس امنیت بیشتر به او یک شمشیر مقوایی بدهید که دور آن کاغذ آلومینیوم پیچیده شده تا آن را برای دفاع از خودش کنار تختش قرار دهد، یا روی درب اتاقش تابلوی ورود هیولا ممنوع، نصب کنید.

آبله مرغان، بیماری آشنای کودکان دکتر هومان هاشمیان - فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی کودکان، استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان


آبله مرغان یا واریسلا (Varicella)، یک بیماری ویروسی تب‌دار همراه با ایجاد بثورات وزیکولی پوست (تاول‌های آبدار کوچک روی پوست) است که بیشتر در دوران طفولیت رخ می‌دهد و در این سنین اغلب خفیف است، هر چند گاهی به صورت شدید یا با عارضه همراه می‌شود. در بزرگسالان بیماری ناشایع ولی شدیدتر است. ویروس آبله مرغان پس از عفونت اولیه یا همان آبله مرغان، در گانگلیون‌های حسّی عصبی نزدیک محلّ عفونت پنهان می‌شود و بی‌علامت به زندگی خود ادامه می‌دهد و در آینده و در صورت بروز بیماری‌های شدید، ضعف عمومی بدن یا حالات مشابه به صورت زونا (Shingles, Zoster) بروز می‌کند. آبله مرغان برای جنین خانم حامله، به‌خصوص در ماه‌های اول حاملگی خطرناک است و می‌تواند به سندرم آبله مرغان مادرزادی منجر شود که با درگیری مغزی، چشمی و ضایعات شدید دست و پا همراه می‌شود. این بیماری در کشورهایی که از واکسن آن استفاده نمی‌شود (مانند کشور ایران)، شایع است و همه‌گیری‌های آن در اواخر زمستان و بهار رخ می‌دهد. یک‌بار ابتلا به این بیماری، مصونیت مادام‌العمر ایجاد می‌کند.

علائم

آبله مرغان از طریق ترشّحات و قطرات تنفّسی یا تماس مستقیم با فرد بیمار منتقل می‌شود. پس از یک دورة نهفتگی یا کمون حدود دو هفته، تظاهرات بیماری شروع می‌شود. ممکن است ابتدا فرد بیمار دچار علائم تب، بی‌حالی، بی‌اشتهایی، سردرد و گاه درد خفیف شکمی ‌شود که بعد از یک تا دو روز، شاه‌علامت بیماری -که بثورات پوستی آن است- شروع می‌شود.

هر ضایعة پوستی ابتدا به صورت یک برجستگی قرمز کوچک (پاپول) شروع شده، سپس حاوی مایع شفّاف می‌شود (وزیکول) که تدریجاً مایع داخل آن کدر می‌شود. سپس وسط ضایعه ناف‌دار و فرورفته و زخمی می‌شود و با ایجاد کبره (Crust) تدریجاً خشک می‌شود و بهبود می‌یابد. هرچند تغییر رنگ خفیفی را تا مدّتی بر جا می‌گذارد، ولی در نهایت به شرط عدم دستکاری یا عفونت باکتریال ثانویه کاملاً خوب می‌شود و اثری بر جا نمی‌گذارد. چون طیّ روزهای اول، ضایعات جدید در حال شکل‌گیری‌اند، بنابراین ضایعات در مراحل مختلف روی پوست مشاهده می‌شود که در تشخیص کمک می‌کنند (شکل 1).

آبله مرغان معمولاً تنه و سر و صورت را بیشتر از اندام‌های دیگر درگیر می‌کند. تب معمولاً در روزهای اول وجود دارد، ولی معمولاً خفیف تا متوسّط است. بثورات پوستی شدیداً خارش‌‌دار می‌شوند و در صورت کنده شدن با ناخن و نظایر آن یا بروز عفونت باکتریال ثانویه اسکار ایجاد می‌کند و جای آن همیشه باقی خواهد ماند. همچنین ضایعات سطوح مخاطی مثل دهان، ملتحمة چشم و یا دستگاه تناسلی- ادراری می‌توانند به شکل آفت دردناک  ظاهر شوند. اغلب کودکان طیّ یک تا دو هفته رو به بهبودی می‌روند.

تشخيص

 اساس تشخیص بیماری ظاهر آن یعنی ضایعات خارش‌دار وزیکولی پوستی چندمرحله‌ای به شرح فوق است که البته تشخیص آن با پزشک است. هر گاه شکّی در تشخیص وجود داشته باشد، پزشک از اندازه‌گیری سطح آنتی‌بادی ضدّ آبله مرغان در خون بیمار استفاده می‌کند. البته آزمایش‌های جدیدتر مثل تست واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) نیز در دسترس است. تغییرات تست‌های آزمایشگاهی معمول مثل تغییر در تعداد سلول‌های خونی و آنزیم‌های کبدی نیز شایع هستند.  

عوارض

 شایع‌ترین عارضة این بیماری، سلولیت یا عفونت ثانویة پوست مبتلا با باکتری‌های شایع روی پوست (استرپتوکوک و استافیلوکوک) است که به صورت افزایش تب و بی‌حالی و قرمزی، تورّم و درد محلّ عفونت است و برای درمان آن نیاز به تجویز آنتی‌بیوتیک است. دومین عارضة شایع بیماری التهاب مخچه یا سربلیت است که با تهوّع و استفراغ، سردرد و سرگیجه و عدم تعادل خود را نشان می‌دهد و گاهی ممکن است با تأخیر (یک هفته پس از شروع آبله مرغان یا دیرتر) هم خود را نشان دهد. سایر عوارض کمتر شایع عبارت‌اند از: کاهش پلاکت‌های خون یا ترومبوسیتوپنی، عفونت ریوی یا پنومونی، التهاب و عفونت کبدی یا هپاتیت (اغلب خفیف)، عفونت مغز یا آنسفالیت، انواع درگیری کلیوی مثل نفریت، سندرم نفروتیک، سندرم همولیتیک- اورمیک، التهاب مفصل یا آرتریت، درگیری‌های قلبی مثل میوکاردیت یا پری کاردیت، التهاب لوزالمعده یا پانکراتیت، و تورّم بیضه یا ارکیت. بیماری در نوزادان و به‌خصوص افراد بالغ یا بیماران دچار نقص ایمنی شدیدتر است و گاهی با مرگ‌ومیر همراه می‌شود، ولی در کودکان سنین قبل از مدرسه تا مدرسه بهترین پیش‌آگهی را دارد.

درمان

 درمان آبله مرغان در کودکان سالم معمولاً حمایتی است. استفاده از استامینوفن یا داروهای تب‌بر مجاز دیگر مثل ایبوپروفن برای کنترل تب توصیه می‌شوند، ولی کاربرد آسپرین برای کنترل تب کودکان تا سنّ هجده سالگی ممنوع است، چراکه در صورت استفاده از آسپرین در زمان ابتلا به آبله مرغان و یا آنفلوانزا در کودکان احتمال بروز سندرم ری وجود دارد که یک بیماری خطرناک با درگیری شدید کبد است.

جلوگیری از خارش بدن برای کاهش احتمال عفونت ثانویة باکتریال پوست و جلوگیری از ایجاد اسکار یا همان جای فرورفتة زخم ضروری است. اقداماتی از قبیل گرفتن ناخن‌ها، پیراهن آستین بلند یا شلوار بلند، دوری از نور آفتاب و گرما و استفاده از داروهای ضدّ خارش خوراکی مثل هیدروکسی زین و یا موضعی مثل لوسیون کالامین مفید است. استفاده از پماد کورتیکواستروئید مثل بتامتازون یا هیدروکورتیزون ممنوع است. استحمام روزانه با آب خنک و تعویض روزانة لباس‌ها (لباس‌های سبک، نازک و نخی و نه پلاستیکی) و ملحفة بیمار در کاهش میزان میکروب‌های پوستی و پیشگیری از عفونت ثانویة باکتریال پوست و همچنین کاهش خارش مؤثّر است. می‌توان به کودکان بزرگ‌تر آموزش داد که در صورت احساس خارش شدید، از فشار ملایم به محل به جای خارش استفاده کنند.

در صورت بروز تب بالا و بی‌حالی، اسهال و استفراغ مکرّر، قرمزی یا درد پوست مبتلا (به جای خارش)، سرگیجه و عدم تعادل، خواب‌آلودگی و سردرد شدید و یا بروز علائم هر گونه خونریزی و یا زردی مراجعة هر چه سریع‌تر به پزشک ضروری است و اغلب این موارد نیازمند بستری هستند.

داروی ضدّ ویروسی مؤثّر و معمول برای آبله مرغان، آسیکلوویر است که شکل‌های تزریقی و خوراکی دارد و با توصیة پزشک در برخی موارد به کار می‌رود که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

درمان تزریقی آسیکلوویر: نوزادانی که مادر آن‌ها در پنج روز قبل تا دو روز پس از زایمان مبتلا به آبله مرغان شوند، ابتلای نوزادان نارس و بیماران دچار نقص ایمنی، بروز عوارض شدید مثل ترومبوسیتوپنی، آنسفالیت، هپاتیت شدید (زردی) یا پنومونی.

درمان خوراکی آسیکلوویر: ابتلای افراد سیزده ساله به بالا، ابتلای زیر سیزده سالگی، اگر کودک به بیماری‌های مزمن مثل نارسایی ریوی و یا اگزمای پوست مبتلا باشد، آسپرین یا پردنیزلون یک روز در میان و یا اسپری کورتیکوستروئیدی مصرف کند، یا نفر دوم به بعد در منزل مبتلا باشد.  

با توجّه به بی‌خطر بودن ﺁسیکلوویر و تأثیر مشخّص ﺁن، کاربرد آن در درمان تمام کودکان، نوجوانان، و بزرگسالان مبتلا به واریسلا قابل قبول است. ضمناً ارزش آسیکلوویر در صورتی است که در دو تا سه روز اول بیماری تجویز شود.

پیشگیری

 آبله مرغان از یک تا دو روز قبل از شروع بثورات پوستی تا خشک شدن تمام آن‌ها سرایت‌شدنی است که اغلب طیّ یک هفته از شروع بیماری دیده می‌شود، بنابراین در صورت امکان در این مدّت باید سعی شود تا بیمار از سایر افراد جدا باشد. البته با توجّه به امکان سرایت بیماری قبل از بروز بثورات و تشخیص آبله مرغان، پیشگیری از سرایت به دیگران که در تماس نزدیک با فرد بیمار هستند (مثل افراد خانواده یا همکلاسی‌ها) مشکل است و این افراد اگر ایمن نباشند، مبتلا خواهند شد. همچنین بیمار در صورت نیاز به بستری شدن، باید در اتاق ایزوله (جداگانه) باشد و رعایت‌های پیشگیری از انتقال بیماری، برای وی و مراقبان یا همراه بیمار به‌دقّت اجرا شود. ضدّ عفونی وسایل آلوده به ترشّحات بیمار نیز توصیه می‌شود.

نوزدانی که مادر آن‌ها در حوالی زایمان (پنج روز قبل تا دو روز پس از زایمان) دچار آبله مرغان شود، افراد مبتلا به نقص ایمنی و خانم‌های حامله باید حداکثر طیّ چهار روز پس از تماس با بیمار مبتلا به آبله مرغان یا زونا، ایمونوگلوبولین دریافت کنند. بنابراین مراجعة سریع به پزشک در این موارد ضروری است. همچنین واکسن ویروسی زندة آبله مرغان در برخی کشور‌ها موجود است و به‌طور معمول برای کودکان در سنّ دوازده تا هجده ماهگی تزریق می‌شود.

کمک‌های اولیه در مسمومیّت کودکان دکتر علی ملکی دلارستاقی - متخصّص پزشکی قانونی و مسمومیّت، هیپنوتراپیست


می‌خواهیم از کمک‌های اولیه‌ای که در هنگام وقوع مسمومیّت دارویی و شیمیایی اطفال می‌توانید به فرد مسموم و اختصاصاً کودک مسموم کنید، صحبت کنیم؛ درواقع اقداماتی که قبل از دستیابی به مراکز فوریت‌های پزشکی می‌تواند صورت گیرد و باعث کاهش شدّت مسمومیّت یا کاهش عوارض آن ‌شود، مورد نظر است.

کودکان علاوه بر اینکه به دلیل مقاومت جسمانی کمتر و نیز ویژگی‌های متابولیسمی در معرض خطر بیشتری هستند، به دلیل عدم توانایی در بیان آنچه که رخ داده، در اغلب موارد باعث مشکلات بیشتری در درمان نیز می‌شوند. علاوه بر اینکه در بسیاری از اوقات وقتی متوجّه مسمومیّت می‌شویم که دیگر جذب سم اتّفاق افتاده است و بروز علائم مسمومیّت، فاجعه را اعلام می‌کند. شناخت این علائم و توجّه به آنها می‌تواند در ارائة سریع‌تر کمک‌های اولیه و استمداد از مراکز درمانی اورژانس بسیار مؤثّر باشد.

بروز رفتار‌های عجیب و غریب و حرکات نامتعارف، هذیان‌گویی، بیقراری، خواب‌آلودگی ناگهانی، بیهوشی، درد شکمی، استفراغ و اسهال، سوختگی لب و دهان و حلق، متصاعد شدن بوهای غیرطبیعی از دهان و بینی، تنگی نفس، آثار قرمزی، تاول و کهیر بر روی پوست و وجود علائم و نشانه‌های مبهم و غیرمعمولی (این مورد با معاینة پزشک مطرح می‌شود)، می‌تواند از علائم مسموم شدن باشد.

 

مسمومیّت به یکی از چند طریق زیر می‌تواند رخ دهد:

  1. ورود سم از راه دستگاه گوارش: شایع‌ترین روش است و اغلب مسمومیّت‌های دارویی و شیمیایی از این راه رخ می‌دهند.
  2. استنشاقی: مثل قرارگیری در معرض گازهای شیمیایی نظیر حشره‌کش‌ها، آفت‌کش‌های مزارع و یا گازهای جنگی، اسپری‌های آرایشی و پاک‌کننده‌های موجود در منازل
  3.  پوستی و مخاطی: مانند قرارگیری در معرض گازهای شیمیایی و آغشته شدن پوست با قطرات سموم کشاورزی، تماس با گیاهانی نظیر پیچک سمّی و عبور از مزرعة توتون و تنباکو
  4. روش تزریقی: مثل تزریق مواد مخدّر، انسولین و ...، همچنین گزش مار، عقرب، حشرات و ماهیان سمّی نیز در این گروه جای می‌گیرد.

بسته به اینکه مسمومیّت از چه طریقی رخ دهد، علائم و نیز کمک‌های اولیه و همچنین اقدامات اورژانسی می‌تواند تا حدّی متفاوت باشد.

ازآنجاکه راه گوارشی شایع‌ترین راه مسمومیّت است، توضیحاتی با تمرکز بر این‌گونه مسمومیّت‌ها ارائه می‌شود. در مورد کمک‌های اختصاصی به مسموم‌شدگان استنشاقی و پوستی و ... در جای خود بحث خواهد شد. البته بدیهیست اصول کلّی در همة این موارد مشترک است.

 

 

فرض بر این است که کودکی دارو یا سمی را بلعیده است، حال چه باید کرد:

1. در کوتاه‌ترین زمان، اطّلاعات خود را در مورد اینکه چه خورده؟ چقدر خورده؟ و چه وقت خورده؟ تکمیل کنید. این اطّلاعات بسیار کمک‌کننده است.

2. با شماره‌های 09646 و 1450 و 115 تماس بگیرید. شماره‌های اول و دوم به ترتیب مراکز کنترل مسمومیّت‌ها و اطّلاع‌رسانی دارو یا سموم هستند که می‌توانند اطّلاعات مهم و ارزشمندی در مورد دارو یا سمّ بلعیده‌شده به شما بدهند، مثلاً وقتی بدانید خوردن یک ورق استامینوفن یا چند عدد قرص آهن به وسیلة یک کودک سه ساله فوق‌العاده خطرناک‌تر از خوردن چند ورق آموکسی‌سیلین و یا رانیتیدین  است، ممکن است در سرعت عملکرد و کیفیت اقدامات شما بسیار مؤثر باشد.

3. رقیق کردن سم یا خارج کردن آن از لولة گوارش، اقدام مهمّ بعدی است.

خوراندن یک تا دو لیوان آب نمک ولرم رقیق علاوه بر رقیق کردن سم، می‌تواند ظرف چند دقیقه استفراغ ایجاد کند. قبلاً در منازل و مراکز اورژانس به وفور از شربت ایپکا استفاده می‌شد. خوراندن پانزده میلی‌لیتر شربت ایپکا به کودکان یک تا دوازده سال و سی میلی‌لیتر از این شربت به افراد بالای دوازده سال، در کمتر از بیست دقیقه می‌تواند استفراغ‌ حجیمی را سبب شود، امّا عوارض جانبی شربت ایپکا ازجمله ایجاد استفراغ‌های شدید و مکرّر، پارگی مری، آسپیره کردن مواد برگشتی و ... و نیز دیگر موارد متعدّد منع مصرف آن ازجمله وجود خطر بالقوة تشنّج و یا کاهش هوشیاری، بلع مواد اسیدی و بازی و ترکیبات هیدروکربن نظیر نفت و بنزین، باعث شد که مراکز علمی معتبر ازجمله آکادمی طبّ اطفال امریکا (AAP) به خانواده‌ها توصیه کند که شربت ایپکای موجود در منازل را در سطل زباله بریزند.

لازم به تأکید است به‌طورکلّی وقتی انتظار می‌رود فرد مسموم در معرض خطر تشنّج یا کاهش عمیق هوشیاری باشد، اگر مواد سوزاننده بلعیده باشد، اگر نفت و مواد مشابه خورده باشد و یا اگر بیمار خودبه‌خود استفراغ داشته باشد و ... از تحریک وی اکیداً خودداری کنید.

4. شارکول فعّال یا همان زغال فعّال: برخلاف ایپکا، استفاده از شارکول فعّال عوارض و خطرات بسیار کمتری دارد و فواید فوق‌العاده‌ای را در بردارد. زغال فعّال از پشم، استخوان، پوست نارگیل و ... در حرارت و رطوبت بالا به دست می‌آید. این زغال سطح جذب فوق‌العاده‌ای دارد، به نحوی که یک گرم زغال فعّال سطح جذبی معادل پانصد متر مربع دارد!! زغال فعّال در معده و روده به مولکول‌های دارو، مواد مخدّر و اغلب سموم دیگر می‌چسبد و از جذب آنها جلوگیری می‌کند و هرچه زودتر خورده شود، تأثیر بیشتری دارد. زغال فعّال نه تنها از جذب سموم خورده‌شده جلوگیری می‌کند، بلکه سمومی که جذب شده‌اند، وقتی توسّط کبد و صفرا ترشّح می‌شوند، زغال فعّال در روده به آنها می‌چسبد و از بازجذب‌شدنشان جلوگیری می‌کند.

پس اینکه در بسیاری از منابع پزشکی تأکید شده است که وقتی یک تا دو ساعت از بلع سم گذشته باشد، عملاً خوردن زغال فعّال بی‌فایده است!! چندان قطعی نیست زیرا نه تنها ممکن است چرخة کبدی– روده‌ای این سموم را متوقّف کند، بلکه برخی از سموم مثل مواد مخدّر و ارگانوفسفره‌ها ممکن است جذب اولیه‌شان ساعت‌ها و حتّی گاهی روزها به طول بینجامد!

وقتی زغال فعّال به‌موقع و به‌اندازه مصرف شود و آن سم هم قابلیّت اتّصال به زغال فعّال را داشته باشد، زغال فعّال قادر است یک مسمومیّت کشنده را به یک مسمومیّت متوسّط و یک مسمومیّت متوسّط را به مسمومیّتی خفیف تبدیل کند.

دادن زغال فعّال در هنگام بلع سموم زیر بی‌فایده است:

  • سموم فلزی نظیر ترکیبات آهن، سرب، لیتیوم
  • هیدروکربن‌ها مثل نفت و بنزین
  • اغلب الکل‌ها مثل اتانول
  • اسیدها و بازها

خوراندن زغال فعّال ممنوعیت خاصّی ندارد. در موارد فوق نهایت اینکه فایده‌ای دربر نداشته باشد. البته اگر لازم باشد فرد به‌طور اورژانس اندوسکوپی شود، ممکن است مزاحمت ایجاد کند. همچنین در هنگام بلع اسید و باز و نفت و ... خوراندن زغال فعّال می‌تواند باعث تحریک استفراغ و افزایش خطر سوزانندگی و آسپیره شدن و ... شود. بنابراین وقتی کودکتان نفت، بنزین، اسید، باز و الکل نخورده باشد، با خیال راحت به وی شارکول فعّال بدهید، آن‌هم به میزان یک گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن.

زغال فعّال به شکل قرص‌های 250 میلی‌گرمی و یا پودر فله‌ای در دسترس است. وجود آن در جعبة داروی منازل می‌تواند در نجات جان کودک مسموم نقش حیاتی ایفا کند. ارزش زغال فعّال، علی‌رغم برخی از مقالاتی که با بدبینی مفید بودن آن را مورد بحث قرار داده‌اند، به حدّیست که از آن به عنوان دیالیز گوارشی نام می‌برند.

وقتی زغال فعّال به مسموم خورانده شود (البته گاهی مجبورید به صورت مخلوط با آب میوه یا بستنی به خورد طفل بدهید)، قطعاً دیگر آمبولانس اورژانس رسیده و وقت آن است که ادامة کار را به دست پرسنل آموزش‌دیدة اورژانس و کادر درمانی بسپارید.

مراقبت آغوشی یا مراقبت کانگرویی از نوزاد دكتر مرجانه زركش - فوق تخصص كودكان و نوزادان


مراقبت آغوشی یک روش مراقبتی طبیعی، آسان و عاطفی است که در طیّ آن نوزاد در تماس پوست با پوست بر روی سینة والدین به‌خصوص مادر قرار می‌گیرد. این روش اولین بار حدود سه دهه پیش در بوگاتای کلمبیا ارائه شد و اکنون به‌ عنوان یک روش مراقبت نوزاد نارس در سراسر جهان استفاده می‌شود. همچنین سازمان بهداشت جهانی استفاده از این روش را برای نوزادان رسیده هم تأیید کرده است. این روش برگرفته از روش نگهداری کانگرو از نوزادش است. نوزاد کانگرو تا مدّت‌ها پس از تولّد، تا زمانی‌ که شرایط زندگی در محیط خارج را پیدا کند، در کیسة جلوی بدن مادر، در تماس مستقیم با مادر نگهداری می‌شود. روش مراقبت کانگرویی در بیمارستان شروع می‌شود و در منزل ادامه می‌یابد.

 

مزایای مراقبت آغوشی

  1. برقراری ارتباط عاطفی زودتر و بهتر بین والدین و نوزاد: این کار سبب کاهش اضطراب در والدین می‌شود و اعتماد به نفس مادر در مراقبت از نوزاد را افزایش می‌دهد.
  2. تأثیر مثبت بر حواسّ پنج‌گانة نوزاد
  • تماس با پوست مادر
  • شنیدن صدای مادر و ضربان قلبش
  • استشمام بوی تن مادر
  • ارتباط چشمی با مادر
  • خوردن شیر مادر
  1. خواب طولانی‌تر و آرامش بیشتر نوزاد: میزان خواب نوزاد دو برابر می‌شود و نوزاد آرام‌تر است.
  2. بهبود ضربان قلب و تنفّس و دمای بدن نوزاد و وضعیت اکسیژن خون: بدن مادر به تنظیم دمای بدن نوزاد کمک می‌کند. این نوزادان ضربان قلب و تنفّس منظّم‌تری دارند و نیاز کمتری به اکسیژن پیدا می‌کنند.
  3. ترخیص زودتر از بیمارستان: به دلیل وزن‌گیری بهتر، ترخیص آنان زودتر انجام می‌شود.
  4. کاهش برگشت شیر (رفلاکس): به دلیل وضعیت قرارگیری نوزاد به سینة مادر -که در حالت عمودی است- احتمال رفلاکس کمتر می‌شود.
  5. کاهش ابتلا به عفونت‌های بیمارستانی: احتمال عفونت‌هایی مثل ذات‌الریه در نوزاد کمتر می‌شود.

 

نحوة انجام مراقبت کانگرویی

نوزاد بین سینه‌های مادر در حالت عمودی در تماس مستقیم با پوست قفسة سینة مادر قرار می‌گیرد. سر نوزاد به یک طرف برگردانده شده، کمی به عقب کشیده می‌شود. پاها به حالت قورباغه‌ای قرار می‌گیرند. در حین مراقبت، نوزاد کلاه، جوراب و پوشک دارد و با پارچه‌ای به بدن مادر بسته می‌شود. دمای اتاق 25 تا 27 درجة سانتی‌گراد است. حداقل مدّت انجام این روش روزانه یک ساعت است.

 

زمان شروع و قطع مراقبت آغوشی

در نوزادان با وزن تولّد بیش از 1800 گرم، اگر حال عمومی مناسبی داشته باشند، می‌توان بلافاصله پس از از تولّد مراقبت را شروع کرد. در نوزادان با وزن تولّد زیر 1800 گرم زمان شروع را پزشک تعیین می‌کند.

در بخش نوزادان یا در منزل بهترین زمان شروع بلافاصله بعد از شیر خوردن نوزاد است تا رفلاکس کمتر شود. زمان قطع آن معمولاً وقتی است که وزن نوزاد به 5/2 کیلوگرم برسد؛ در این صورت نوزاد از این روش نگهداری استقبال نمی‌کند و شروع به دست و پا زدن می‌کند.

انجام مراقبت آغوشی در منزل منعی برای انجام سایر فعّالیّت‌های مادر نیست و مادر به‌راحتی با نوزادی که به قفسة سینه بسته است می‌تواند به انجام امور منزل بپردازد.

بلوغ نه دكتر احياء زري‌دوست - متخصّص كودكان و فوق تخصّص غدد و متابوليسم


امروزه بچّه‌‌های زیادی در کلینیک‌‌ها ویزیت می‌شوند که دلیل مراجعة آنها در اصل نگرانی والدین از شروع بلوغ است؛ چرا؟ چرا این عزیزان از علائم شروع تکامل جنسی و جسمی فرزندشان بیمناک‌اند؟ آیا این نگرانی به‌جاست یا نه؟! آیا این والدین مهربان باید با شکیبایی شاهد شکوفا شدن طبیعت وجود کودکشان به‌طور سرشتی و خودبه‌خودی باشند؟ اگر این دل‌مشغولی‌ها واقعی است، چه موقع باید به آنها بها داد؟ آیا اصلاً جایی برای نگرانی وجود دارد؟

قبل از پاسخ به پرسش‌های فوق بهتر است نگاهی به روند طبیعی بلوغ بیندازیم و به چند سؤال اساسی پاسخ دهیم:

بلوغ چیست؟ چه موقعی شروع می‌شود؟ وظیفة ما در برابر این شاهکار پیچیدة خلقت چیست؟

طبق تعریف علمی، بلوغ انسان شامل یک‌سری تغییرات فیزیکی و شیمیایی پیچیده در بدن انسان است که در نهایت منجر به تکامل یک کودک به یک نوجوان، جوان و بزرگسال می‌شود و حاصل آن کسب توانایی باروری و تداوم حیات انسان‌هاست. این گذر تکاملی در دختران به‌طور طبیعی از هشت تا چهارده و در پسران از نه تا چهارده سالگی آغاز می‌شود و کودک دلبند دیروزمان را در جریان تحولات روحی، جسمی و روانی قرار می‌دهد. بنابراین حدوث علائم بلوغ قبل از سنّ هشت سالگی در دختران و نه سالگی در پسران زودرس تلقّی می‌شود ولی این اعداد درواقع ثابت و تغییرناپذیر نیستند که خود جای بحث عمیقی دارد. در طول سال‌های گذشته، یعنی حدوداً سی سال اخیر سنّ شروع بلوغ در دختران کمی کاهش یافته و مخصوصاً در کشور‌های پیشرفتة صنعتی به‌طور متوسّط شش تا هشت ماه نسبت به گذشته کمتر شده است و به نظر می‌رسد که این مسئله ناشی از بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی در کلّ دنیا باشد، ولی عوامل نژادی و جغرافیایی هم از شاخص‌های مهم و انکارناپذیر در پیشرفت این تکامل محسوب می‌شوند. بد نیست بدانیم که گرچه ظاهراً دختران زودتر از پسران بالغ می‌شوند ولی هر دو جنس در یک دورة سنی به قدرت باروری می‌رسند. اولین گواه شروع این دوره در دختران رشد پستان‌هاست و در پسران با افزایش اندازة بیضه‌ها خودنمایی می‌کند. پسران در جریان بلوغ کمی دیرتر نسبت به تکامل جنسی خود، با افزایش آهنگ رشد روبه‌رو می‌شوند.

 

همان‌طور که شاید خیلی از والدین تجربه داشته باشند (حتّی اگر دوران بلوغ خود را از یاد برده باشند)، نیمة اول این مسیر پر پیچ‌ و تاب و پر از هیاهو غالباً خوشایند و دلپذیر آنها بوده است، زیرا شاهد بلندتر شدن فرزند دلبندشان هستند که سریع‌تر از قبل قد می‌کشد و به آنها نزدیک می‌شود! در گذشته والدین هیچ نقشی در شروع، پیشرفت و اتمام این برهة زندگی فرزندشان نداشتند به‌غیر از ژن‌هایی که آن هم بدون نقش فعّال و ناخواسته در آنها به ودیعه سپرده بودند، فقط باید منتظر ظهور نقش مهمّ آنها می‌ماندند و شاهد گذر فرزند از این جادة پر نشیب و فراز می‌شدند. درواقع در پایان این راه پر منظر و زیبا آنها منتظر فرشتة خوش‌خبری هستند که پیام‌آور به ثمر نشستن زحمات بی‌دریغشان است. آری فرزندشان بزرگ شده است! کودک دیروزشان حالا به جوانی باصلابت و خواستنی بدل شده که بسی مایة خوش‌وقتی و افتخار است.

دیروز ندرتاً کسی نگران زود بودن این اتّفاقات بود، زیرا باور داشتند که پروژة تکامل انسان امری طبیعی است و غیرطبیعی بودن، تعریف نشده بود. فقط با یک جمله قابل تفسیر و توجیه بود: «در خانوادة ما همین‌طور است». از طرفی بچّه‌ها هم برداشت بدی از تکامل خود نداشتند؛ کمتر کسی نگران قدّ نهایی خود بود؛ معنای سلامتی هم ساده‌تر بود. امّا داستان امروزی‌ها کمی متفاوت است. اکثر مردم می‌دانند که پایان تکامل بلوغ به معنای پایان رشد قدّی و تکامل جسمی است و کمتر کسی پیدا می‌شود که نظری به قامت خود و عددهای قدسنج پزشک نداشته باشد و متأسّفانه رؤیای بلندقامتی و افتخارات احتمالی ناشی از آن سبب شده است که بعضی مردم انتظاراتی غیرواقعی و غیرمنطقی از خود داشته باشند. از طرف دیگر هم برخی تبلیغات دروغین و سودجویی آدم‌های فرصت‌طلب به این تخیّلات دامن  می‌زنند.

 

امّا گذشته از افراد معدودی که برداشت غیرمنطقی از بلوغ دارند، بد نیست بدانیم که در سال‌های اخیر احتمال بلوغ زودرس هم افزایش یافته است که ناشی از عوامل محیطی و غیرمحیطی است، ازجمله عوامل محیطی می‌توان به استفاده از وسایل پلاستیکی و نقش مهمّ آنها در زندگی امروزی، آلودگی مواد غذایی به انواع مواد شیمیایی، نگه‌دارنده‌ها، داروها، آنتی‌بیوتیک‌ها و هورمون‌های جنسی، استفاده از مواد آرایشی حاوی هورمون‌های جنسی و بعضی دارو‌‌ها و خیلی چیز‌های دیگر اشاره کرد که فقط ریشه در زندگی نوین دارند. عوامل غیرمحیطی که گاهی ریشه در علل محیطی هم دارند، در دختران و پسران کمی متفاوت است ولی اختلالات تخمدان‌ها، بیضه‌ها، تشنّج، جرّاحی‌هایی که روی مغز و سیستم عصبی به دلایل گوناگون صورت می‌گیرد و تومورهای مغزی و ... می‌توانند سبب بروز بلوغ زودرس شوند.

همان‌طور که قبلاً ذکر شد با آغاز بلوغ در سنین پایین‌تر قدّ نهایی هم کمتر از قدّ تعیین‌شدة ژنتیکی افراد خواهد بود. با توجّه به علل مهمّی که برای بلوغ زودرس برشمردیم، این پدیدة  غیرطبیعی حتماً باید به‌دقّت پیگیری شود تا در زمان مناسب به رفع علّت و درمان آن پرداخت، چراکه با کامل شدن بلوغ، احتمال کسب قدّ مناسب بسیار ضعیف خواهد شد و گاهی کاری از دست پزشک هم بر نمی‌آید. بنابراین برای زمان اهمّیّتی بیشتر از طلا قائل باشیم، همان‌طور که پیشینیان ما ارزش آن را به‌درستی دریافته بودند!

با ختنة نوزادان پسر موافق‌اید یا مخالف؟ دکتر روشنک کدیور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


در مورد ختنة نوزادان پسر عقاید متفاوتی وجود دارد. در آمریکا، ختنه معمولاً بنا به دلایل فرهنگی انجام می‌شود؛ دلایلی که از ختنه در دوران نوزادی حمایت می‌کنند عبارت‌اند از:

  1. کاهش میزان خطر عفونت ادراری در طول دورة شیرخوارگی
  2. کاهش بیماری‌های منتقل‌شونده از راه جنسی
  3. کاهش سرطان آلت تناسلی
  4. کاهش چسبندگی (فموزیس)
  5. کاهش عفونت HIV (ایدز)
  6. کاهش التهاب آلت تناسلی

در آفریقا ختنه در جنس مذکّر به علّت کاهش خطر عفونت HIV انجام می‌شود. عفونت ادراری حدود ده تا پانزده بار در شیرخواران پسر ختنه‌نشده بیشتر از پسران ختنه‌شده دیده می‌شود. بسیاری از پزشکان توصیه می‌کنند در شیرخوارانی که مستعدّ عفونت ادراری هستند مثل آنهایی که هیدرونفروز مادرزادی و برگشت ادراری دارند، عمل ختنه زودتر انجام شود. به‌طور کلّی ختنه در بسیاری از کشورها یک عمل اختیاری محسوب می‌شود و باید حتماً یک فرد ماهر آن را انجام دهد.

قبل از انجام ختنه در مورد سابقة خانودگی بیماری‌های انعقادی و خونریزی‌دهنده باید سؤال شود امّا چه نوزادانی نباید ختنه شوند:

  • آنهایی که هیپوسپادیاس (نابه‌جا بودن سوراخ خارجى مجرا) یا اپی سپادیاس (بیماری دستگاه تناسلی) دارند.
  • آنهایی که آلت تناسلی کوچک‌تر از حدّ طبیعی دارند.
  • نوزادانی که بیمار هستند.

در بیماری‌های خونریزی‌دهنده (مانند هموفیلی و ...)، قبل از تزریق فاکتور نباید ختنه انجام شود. در مواردی که در خانواده بیماری‌هایی مثل هموفیلی، وان ویلبراند و ...  وجود دارد، باید آزمایش انعقادی قبل از ختنه انجام شود.

در ختنة نوزاد نیازی به بیهوشی عمومی ‌نیست و این عمل با بی‌حسّی موضعی انجام می‌شود. امّا بر اساس دستورالعمل وزارت بهداشت (که با توجّه به دین اسلام و فرهنگ مردم طرح‌ریزی شده است)، بهترین زمان ختنه ده روز اول تولّد است. در صورت تمایل والدین باید آنها را برای انجام ختنه توجیه کرد.

فرد انجام‌دهنده باید پزشک باتجربه، دوره‌دیده و متخصّص در این زمینه باشد. بر اساس این منبع ذکر شده، حداکثر تا پایان دورة نوزادی (28 روز اول) مشروط بر سلامت نوزاد و وزن بالای 2500 گرم بهتر است ختنه انجام شود، به شرط اینکه بیماری‌های زیر وجود نداشته باشد:

هیپوسپادیاس، اپی سپادیاس، دوگانه بودن مجرا و بیماری‌های خونریزی‌دهنده.

پس از انجام ختنه به روش جرّاحی به نکات زیر باید توجّه کرد:

  1. دور محل ختنه از هر نوع آلودگی و مدفوع در چند روز اول دور نگه داشته شود و در صورت آلودگی با مدفوع با آب و صابون شستشو انجام شود.
  2. پماد تجویز شدة پزشک استفاده شود.
  3. پزشک پس از ختنه و هفت روز بعد از آن نوزاد را معاینه کند.
  4. در صورت بیقراری قطرة استامینوفن (دو قطره به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نوزاد) استفاده شود.
  5. در صورت بستن پوشک، از اندازة بزرگ که سفت نباشد استفاده شود ولی بهتر است نوزاد ختنه‌شده در روزهای اول پوشک نشود.
  6. در صورت علائم خونریزی یا تغییر رنگ نوک آلت و تورّم شدید آلت و بیضه به پزشک مراجعه شود.
  7. در صورت ادرار نکردن نوزاد تا 24 ساعت پس از ختنه به پزشک مراجعه شود.

آیا می‌توان به‌طور طبیعی تستوسترون بدن را افزایش داد؟ دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


اگر شما به دنبال تقویت و افزایش تستوسترون خود هستید، باید در روش زندگی خود بازنگری کنید. بعضی از این تغییر روش‌ها‌ می‌تواند سطح تستوسترون سرمی را که پایین است افزایش دهد. درواقع قبل از تجویز تستوسترون خارجی، پزشکان نیز باید دربارة روش زندگی فرد بررسی کنند. در این مقاله به چند موردی که ممکن است تستوسترون شما را افزایش دهد اشاره شده است.

 

  • به اندازة کافی بخوابید.

خواب ناکافی در بسیاری از مردان مهم‌ترین عامل کاهش تستوسترون است. خواب ناکافی روی تعدادی از هورمون‌ها‌ و مواد شیمیایی جریان خون تأثیر می‌گذارد و این امر به نوبة خود می‌تواند تستوسترون سرم را کاهش دهد. طوری برنامه‌ریزی کنید که هفت تا هشت ساعت در شب بخوابید. برای خواب خود ارزش قائل شوید!

  • وزن مناسب خود را حفظ کنید.

مردان چاق سطح پایین‌تری از تستوسترون فعّال در سرم دارند. کمبود وزن نیز ممکن است نامناسب باشد. پس سعی کنید وزن مناسب خود را به دست آورید و حفظ کنید.

  • فعّال باشید.

تستوسترون با سطح نیاز بدن تطابق می‌یابد. اگر شما بیشتر وقت خود را در تنبلی و بی‌تحرّکی بگذرانید، مغز این پیام را دریافت می‌کند که عضلات و استخوان‌ها‌ی شما نیاز چندانی ندارند و به همین دلیل سطح هورمون‌ها‌یی مثل تستوسترون را کاهش می‌دهد. حال اگر می‌خواهید فعّال باشید، روزی ده تا بیست دقیقه تند راه بروید. برای کارهای قدرتی از وزنه یا نوارهای الاستیک چند بار در هفته استفاده کنید. البته برای اینکه به خودتان صدمه نزنید، بهتر است از یک مربّی راهنمایی بگیرید. بیش از حد نیز به خود فشار نیاورید؛ فعّالیّت شدید در حدّ ورزشکاران حرفه‌ای، سطح تستوسترون را پایین می‌آورد.

 

  • استرس‌ها‌ی خود را کنترل کنید.

زمانی که تحت استرس و فشارهای روحی مداوم هستید، بدن به‌طور مرتّب هورمون استرس (کورتیزول) ترشّح می‌کند و این امر سطح تستوسترون را پایین نگه می‌دارد. می‌توانید ساعات کاری خود را کم کنید، مثلاً حداکثر ده ساعت کار در 24 ساعت یا حداقل دو ساعت در روز، کاری را که دوست دارید انجام دهید، مثل کتاب خواندن یا استفاده از موسیقی. 

  • داروها و مواد مصرفی خود را کنترل کنید.

بعضی از داروها سطح تستوسترون را کاهش می‌دهند مثل مواد مخدّر، پردنیزولون، هورمون‌ها‌ی استروئید مثل استروژن. البته هیچ وقت بدون مشورت با پزشک داروی خود را قطع نکنید.

  • مکمّل‌ها‌ را فراموش کنید.

هر چند شما در تبلیغات بسیاری می‌بینید که مکمّل‌ها‌، تستوسترون شما را افزایش می‌دهند امّا در واقعیت چنین نیست. مکمّل‌ها‌ حاوی ماده‌ای به نام DHEA هستند که گفته می‌شود باعث افزایش تستوسترون بدن می‌شود امّا درواقع این هورمون به‌طور طبیعی نیز در بدن وجود دارد و می‌تواند به تستوسترون تبدیل شود و نیازی به استفاده از مکمّل برای کسب این ماده نیست. ضمناً تجویز این مواد از خارج بدن می‌تواند تولید داخلی تستوسترون را کاهش دهد.

وقتی بچّه‌ها سؤال جنسی می‌پرسند مرضیه ندیمی - کارشناس ارشد روانشناسی


وقتی بچّه‌ها سؤال جنسی می‌پرسند، بیشتر پدر و مادرها از جواب دادن به این سؤالات طفره می‌روند؛ درحالی‌که پاسخگویی به این سؤالات یکی از مسئولیت‌های مهمّ آنهاست. پاسخ به این پرسش‌ها به اطّلاعات کافی و صحیح نیاز دارد.

اگر والدین به این سؤالات جواب ندهند، کودک پاسخ خود را در جایی دیگر جستجو می‌کند که ممکن است پاسخ صحیحی دریافت نکند و یا حتّی مقدمات سوء رفتار با کودک هم فراهم شود. شاید تعجّب کنید که حتّی مطّلع‌ترین و با اعتماد به‌نفس‌ترین والدین از طرح مسائل جنسی با فرزندان راحت نیستند. به عبارتی کار به اینجا که می‌رسد دهانشان قفل می‌شود! امّا چاره‌ای نیست و اصلاً نباید این موضوع را سربسته نگه داشت و یا آن را به دیگران واگذار کرد. اگر بتوانید هم‌زمان با رشد و تکامل ذهنی کودک به سؤالات او پاسخ دهید، احساسات سالمی را در مورد جنسیّت در ذهن او پرورش می‌دهید. وقتی ماجرا آغاز می‌شود، شاید این سؤال در ذهن ما مطرح شود که بچّه‌ها از چه وقت در مورد جنسیّت خود کنجکاوی نشان می‌دهند؟ باید گفت که کودک، به عنوان یک انسان هم حسّ کنجکاوی دارد و هم جنسیّت او از همان اول مشخّص است. شاید باور این مسئله برای والدین سخت باشد، امّا باید گفت شیرخواران  هم در مورد بدن خود کنجکاوی نشان می‌دهند و این مسئله کاملاً طبیعی است و نشان‌دهندة سلامت ذهنی آنهاست.

کودکان در سنّ نوپایی (حدود یک تا سه سالگی) خودشان را لمس می‌کنند، به‌خصوص این اتّفاق وقتی رخ می‌دهد که برهنه باشند، مثلاً وقتی در حمّام هستند یا پوشک آنها عوض می‌شود، سعی می‌کنند تمام اعضا و اندام‌های بدن خود را لمس کنند. در این مرحلة تکاملی، بچّه‌ها به هیچ وجه شرم و حیا ندارند و نمی‌‌دانند که لمس آلت تناسلی و یا کنجکاوی در مورد آن در مقابل دیگران کار صحیحی نیست. ‌در اصل واکنش و عکس‌العمل والدین است که به بچّه‌ها می‌فهماند که آیا کار آنها قابل قبول است یا خیر.

در سنّ نوپایی نباید کودک را از کنجکاوی در مورد بدن خود منع و یا به دلیل این کار او را دعوا کنیم. ‌بعضی از والدین از این کار بچّه‌ها چشم‌پوشی کرده، طوری وانمود می‌کنند که گویی مسئله را نمی‌بینند. بعضی دیگر هم واکنش نشان می‌دهند. ‌به هر حال والدین باید اجازه دهند کودک با قسمت‌های مختلف بدن خود آشنا شود، امّا طوری برخورد کنند که او کم‌کم متوجّه شود ‌مسئلة ناحیة تناسلی کاملاً خصوصی است و نباید در حضور دیگران مطرح شود. ‌البته والدین باید به یک نکته توجّه کنند و آن مسئلة خود تحریکی است؛ اگر کودک تمایل زیادی به آلت تناسلی خود نشان می‌دهد و یا حالات روحی خاصّی در او دیده می‌شود، باید در مورد این مسئله نگران شد و بررسی کرد، مثلاً کودکانی که قربانی سوء رفتار جنسی هستند، گاهی تمایل زیادی به خود تحریکی از خود نشان می‌‌دهند. ‌

اسامی خاص یا رمزی

سؤال دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا در برخورد با کودکان، انتخاب نامی غیر از نام اصلی آلت تناسلی کار صحیحی است یا خیر؟ باید گفت که گفتن نام آناتومیکی آلت تناسلی مشکل‌ساز نیست و می‌توان از نام «آلت» برای پسران و نام «مهبل» برای دختران استفاده کرد. ‌به این ترتیب کودک بدون ناراحتی و فشار در مورد آن با والدین خود صحبت می‌کند، امّا باز هم تأکید می‌کنیم بهتر است به کودکان تأکید شود که صحبت در مورد این ناحیه باید فقط با والدین باشد و نباید در حضور هیچ‌کس به‌جز پدر و مادر مطرح شود. ‌به کودک بگویید هر سؤالی در این زمینه داشته باشد، شما با کمال میل به آن پاسخ خواهید داد. ‌

بچّه از کجا می‌آید؟

اگر فرزند بسیار کم سنّ و سال شما پرسید که مامان بچّه از کجا می‌آید، می‌دانید باید چه پاسخی بدهید؟ پاسخ این سؤال به سنّ کودک بستگی دارد، امّا وقتی خیلی کم سنّ و سال است، باید بگویید بچّه از یک تخم در شکم مادر به وجود می‌آید و رشد می‌کند؛ آن‌وقت شکمتان را به او نشان دهید و بگویید بچّه در اینجا در یک محلّ خاص بزرگ می‌شود و بعد از شکم مادرش بیرون می‌آید. ‌به هیچ‌وجه در مورد روابط جنسی و یا نحوة دقیق تولّد بچّه با او صحبت نکنید، چون او در این سن از این موضوعات تصوّر ذهنی ندارد و سر در نمی‌آورد. ‌معمولاً اکثر بچّه‌های زیر شش سال این پاسخ را می‌پذیرند. ‌در پاسخ به فرزندانتان از جواب‌های مختصر و مفید استفاده کنید، ولی در صحبت با او راحت باشید. مطمئن باشید که او از این پاسخ شما کاملاً راضی و خشنود می‌شود. ‌با افزایش سنّ کودک، به‌تدریج اطّلاعاتی که در این زمینه به او می‌دهید، باید زیادتر شود، امّا این کار باید بسیار تدریجی و ملایم باشد، یعنی در هر سن اطلاعات داده شده کمی بیشتر باشد، امّا اصلاً دروغ نگویید و یا داستان‌سرایی نکنید. ‌

دکتر بازی بچّه‌ها

کودکان سه تا شش سال عاشق دکتر بازی هستند و گاهی حین دکتر بازی می‌خواهند همدیگر را معاینه کنند و یا به هم آمپول بزنند؛ در این گیرودار گاهی اعضای بدن همدیگر را می‌بینند. ‌بسیاری از والدین نسبت به این جور رفتارها واکنش بسیار شدیدی نشان می‌دهند. ‌یادتان باشد در این جور مواقع دعوا و سرزنشِ بسیار شدید اصلاً راه حلّ مناسبی نیست. ‌فکر نکنید این جور رفتارها با قصد و غرض جنسی صورت می‌گیرد و یا به روابط جنسی منجر می‌شود، فقط در صورت دیدن این صحنه‌ها فوراً نزد بچّه‌ها بروید و بگویید خب حالا بیا به دست دوستت آمپول بزنیم و یا دندان‌هایش را معاینه کنیم تا حواس بچّه‌ها پرت شود و ماجرا فیصله پیدا کند. ‌بعد سر فرصت با فرزندتان صحبت کنید. ‌به او بگویید می‌دانید او نقش دکتر را بازی کرده و می‌خواسته به دوستش آمپول بزند، امّا او دیگر بزرگ شده و باید بداند این نواحی، خصوصی محسوب می‌شود و باید از دید سایر افراد پوشیده بماند. بنابراین او نباید لباس دوستش را کنار بزند و به او آمپول بزند. ‌به جای این کار می‌تواند به دستش آمپول بزند. ‌با این توضیحات شما او را از انجام مجدّد چنین کاری منع می‌کنید و محدودة بازی را برایش مشخّص می‌کنید؛ بدون اینکه او احساس گناه بکند. ‌این سنین برای توضیح رفتارهای خوب و بد نیز مناسب است و باید به او توضیح دهید مجاز نیست به نواحی تناسلی آدم‌ها دست بزند و باید حریم را رعایت کند. ‌ضمناً به او بگویید دیگران هم حق ندارند به ناحیة تناسلی او دست بزنند و اگر کسی این کار را انجام داد، به‌خصوص اگر او حس کرده این کار به منظور بدی و یا با حالت نامناسبی انجام شده است، طرف مقابل را از این کار منع کند و فوراً این مسئله را به شما اطّلاع دهد. ‌به او بگویید اگر کسی چنین کاری کرد، شما از دست فرزندتان ناراحت نمی‌‌شوید تا هر نوع رفتار نامناسب و ناراحت‌کننده‌ای در این زمینه را بدون ترس و نگرانی به شما بگوید.

قانون همه یا هیچ صدق نمی‌کند.

آموزش مسائل جنسی نباید در یک جلسه و یا یک‌باره انجام شود. ‌نباید در مورد این موضوع زیاد صحبت کرد و مسئله را با طول و تفصیل و تمام جزئیات تعریف کرد و نه اینکه اصلاً در مورد آن با فرزندان صحبت نکرد تا مسئله‌ای ممنوعه محسوب شود. ‌باید به‌تدریج به فراخور سنّ و سال و بلوغ فکری و جسمی فرزندتان به سؤالات او پاسخ دهید. ‌نکتة بسیار مهم آن است که شما باید تنها کسی باشید که با فرزندتان در این زمینه صحبت می‌کنید. ‌اگر شما طفره بروید و یا اگر اصلاً اجازه ندهید سؤالاتش را مطرح کند، مطمئن باشید فرزندتان از جایی دیگر به سراغ یافتن پاسخ خود می‌رود که همین مسئله زمینة بسیاری از انحرافات و مشکلات را فراهم می‌کند، به‌خصوص اگر در این بین افراد سودجو و مشکل‌ساز بر سر راه او قرار بگیرند. ‌پس اگر فرزندتان در مورد جنسیّت و مسائل مربوط به آن سؤالی نپرسید، خوشحال نشوید و یا مسئله را به فراموشی نسپارید. ‌از سنّ پنج سالگی به بعد می‌توانید با استفاده از کتاب‌های مناسب سنّ کودک، قسمت‌های مختلف بدن ازجمله نواحی تناسلی را به او یاد بدهید. ‌وقتی حریم را برایش مشخّص کنید، با او صادق باشید و مجال طرح سؤال را به او بدهید، مطمئن باشید همیشه بدون دل‌نگرانی حرف‌هایش را در این زمینه با شما مطرح خواهد کرد.

سندرم داون یا مونگولیسم چیست؟ دکتر رضا پورسيفي - دکترای ژنتيك


سندرم داون يكي از شايع‌ترين اختلالات کروموزومی در كودكان است كه به علّت وجود يك نسخة كروموزم اضافي 21 ايجاد مي‌شود و به همین علّت تريزومي 21 نيز نامیده می‌شود. اين بيماري را در سال 1866 براي اولين بار دكتر جان لانگدن داون، پزشك انگليسي شناسایی کرد.

 

عامل ایجاد سندرم داون

عامل اصلی این سندرم، تقسيم غيرطبيعي در کروموزوم شمارة 21 است. هر چه سن مادر بالاتر باشد، احتمال بروز اشتباه در تقسیم و جدا نشدن کروموزوم‌ها بالاتر خواهد بود.

 

نحوة توارث

در 95 درصد موارد این بیماری، دو کروموزوم خواهری شمارة 21 هنگام تقسیم میوز از هم جدا نمی‌شوند و با هم وارد یک سلول تخمک یا اسپرم می‌شوند و پس از لقاح، جنین سه نسخه از کروموزوم 21 خواهد داشت. در سه تا چهار درصد موارد منشأ ایجاد سندرم داون، جابه‌جایی کروموزومی است و در یک تا دو درصد موارد نیز موزاییسم دیده می‌شود. با افزايش سنّ مادر احتمال ابتلاي كودك به فرم كلاسيك سندرم داون افزايش مي‌يابد. در سنّ بیست سالگي اين احتمال، يك هزار و پانصدم، در سی سالگي يك نهصدم، در چهل سالگي يك سي‌ام، در 45 سالگي يك دهم و در سنّ پنجاه سالگي اين احتمال به يك ششم مي‌رسد. در ایران از هر هفتصد تولّد زنده، يك نوزاد مبتلا به سندرم داون متولّد مي‌شود. بنابراين سالانه بيش از 1500 كودك داراي اين اختلال در کشورمان متولّد مي‌شوند.

 

تشخیص سندرم داون

  • کاریوتایپ

تشخيص قطعي سندرم داون با اتّکا به مشخّصات ظاهري نوزاد گاهي دشوار است. به همين دليل با انجام کاريوتايپ، تشخيص قطعي مقدور مي‌شود. همچنين انجام کاريوتايپ برای تعیین احتمال تکرار اين سندرم در فرزندان بعدي نیز به‌ کار می‌رود.

 

  • انجام آزمایش خون در حین بارداری

آلفا فیتوپروتئين، استراديول و  HCGسه ماده‌اي هستند که در هنگام بارداري در خون مادر يافت می‌شوند و در هفتة پانزده تا هجده بارداري با اندازه‌گيري و تطبيق آنها با جداول مخصوص سنّ بارداري، مي‌توان به برخي از بيماري‌هاي مادرزادي ازجمله سندرم داون مشکوک شد. نتايج مثبت حتماً بدین معنی نيست که جنين مبتلا به سندرم داون است، بلکه مانند تست‌هاي غربالي ديگر به ما مي‌گويد که بايد براي چه کساني آزمايش‌هاي کامل‌تر و دقيق‌تري انجام دهيم.

 

  • تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی (PGD)

این روش جایگزینی برای روش PND (تشخیص پیش از تولّد) است و تنها در صورت انجام IVF (لقاح آزمایشگاهی) ممکن می‌شود. این روش برای تعیین جنسیت نوزاد نیز قابل استفاده است و امکان انجام هم‌زمان تعیین جنسیت و ارزیابی جنین از جهت تریزومی 21 و سایر اختلالات کروموزومی وجود دارد. استفاده از روش PGD مستلزم کاربرد تکنیک‌های کمک‌باروری (ART) است. با انجام آزمایش بر روی یک سلول بیوپسی شده از جنین هشت سلولی می‌توان به وضعیّت سلامتی هفت سلول دیگر -که هم‌زمان به رشد خود در انکوباتور ادامه می‌دهند- پی برد و دربارة انتقال آن به رحم مادر تصمیم گرفت. این کار از طریق تست‌های ژنتیک اختصاصی برای بیماری مورد نظر ممکن است. مزیّت اصلی و منحصر به‌فرد روش PGD این است که در صورت شناسایی جنین‌های مبتلا به سندرم مورد نظر، در همان مرحلة هشت سلولی، در روز سوم پس از لقاح حذف می‌شوند و دیگر نیاز به سقط جنین برطرف می‌گردد. از طرفی این روش از سرعت و دقّت بسیار بالایی در مقایسه با سایر روش‌ها نیز برخوردار است. این تکنیک در حال حاضر برای شناسایی بیش از صد بیماری ژنتیکی ازجمله سندرم داون، کم‌خونی داسی‌شکل، تالاسمی و بیماری هانتینگتون قابل استفاده است.

 

  • نقش سونوگرافی در تشخیص سندروم داون

می‌توان با سونوگرافی اطّلاعات دقیق‌تری از وضعیّت سلامتی جنین به دست آورد. با انجام سونوگرافي و بررسی افزايش ضخامت چين پشت گردن و تیغة بینی می‌توان وضعیّت سلامت جنین را از نظر سندرم داون ارزیابی نمود. عدم مشاهدة استخوان بيني در سونوگرافي در هفته‌هاي یازده تا چهارده حاملگي شاخص مطمئني براي تشخيص سندرم داون در مراحل اولیة بارداري است.

 

  • آمنيوسنتز

مهم‌ترين آزمايش برای تشخیص قطعی انجام آمنيوسنتز (بررسي کروموزومي مايع حاوي سلول‌هاي جنيني) است که  معمولاً در هفتة پانزده تا بیست بارداري انجام مي‌شود و نتايج صحيح آن 98 تا 99 درصد است. در این آزمایش از یک سوزن بلند به منظور گرفتن مقدار اندکی مایع و سلول‌های آمنیوتیک از کیسة اطراف جنین استفاده می‌شود.

 

  • نمونه‌برداری از پرز های جفتی(CVS)

در این روش با استفاده از سونوگرافی واژینال از پرزهای کوریونی جفت نمونه تهیّه می‌شود و مورد آزمایش قرار می‌گیرد. مزیّت این روش این است که می‌توان آن را زودتر از آمنیوسنتز و اغلب در هفته‌های ده تا دوازده حاملگی انجام داد.

 

  • کوردوسنتز

به منظور شناسایی ناهنجاری‌های کروموزومی، می‌توان از نمونه‌گیری از خون بند ناف جنین -که کوردوسنتز نیز نامیده می‌شود- استفاده کرد.

 

 

نشانه‌های سندرم داون

برخی از مهم‌ترین نشانه‌های ظاهری سندرم داون عبارت‌اند از:

شلی عمومي، استخوان پسِ سري نامتقارن و صاف، شکاف چشمي تنگ و مورّب (شبيه مغول‌ها)، پلک سوم، فاصلة بيش از معمول بين دو چشم، صورت گرد و پهن و صاف، پهن بودن تيغة بيني، پل بيني مسطّح، بيني کوچک، دهان کوچک، زبان بزرگ‌تر از معمول و حاوی شيارهاي عميق در سطح آن، وجود خط عرضي در کف دست و گردن کوتاه.

نشانه‌های دیگر این سندرم عبارت‌اند از:

هنگام تولّد پوست پشت گردن شل و چين‌خورده است، موهاي بدن نازک و ظريف است، عقب‌ماندگي ذهني شديد تا متوسّط (IQ=25-50)، در دوران نوزادي، پوست بدن شل و قابل کشش است، وزن پايين‌تر از سن جنيني در هنگام تولّد، نوزاد در بدو تولّد آرام است و بيش از معمول مي‌خوابد و معمولاً هنگام گرسنگي براي شير خوردن گريه نمي‌کند، در چهل تا شصت درصد از این نوزادان، ناهنجاري‌هاي قلبي دیده می‌شود. اختلالات غدد ازجمله تيروئيد (هيپو تيروئيديسم)، عدم رشد کافی روده، اختلالات مادرزادي قلبي و ديابت، افسردگي و آلزايمر، صرع، قد کوتاه و چاقی نیز شایع است.

 

به منظور اطلاع از برخی آخرین یافته‌ها و نیز اقدامات درمانی و حمایتی از مبتلایان به سندرم داون، می‌توانید به سایت سندرم داون در ایران به آدرس: http://down.ir یا به وبلاگ  http://downsyndrom.blogfa.com/ مراجعه کنید.

دوختن دهانة رحم و مراقبت‌هاي پس از آن دكتر كيميا شادماني - جرّاح و متخصّص بيماري‌‌هاي زنان، زايمان و نازايي


در یک حاملگی تک‌قلو به تولّد قبل از هفتة 37 بارداری، زایمان زودرس می‌گویند. میزان زایمان زودرس طیّ سال‌های گذشته در حال افزایش است. تکنیک‌های کمک‌باروری مثل آی، وی، اف و میکرواینجکشن، حاملگی‌های چندقلویی، بیماری‌هایی نظیر فشار خون بالا و دیابت، خونریزی، عفونت، التهاب پرده‌های جنینی و ... از دلایل ایجاد کنندة زایمان زودرس هستند.

بیست تا 25 درصد از علل زایمان زودرس، مربوط به نارسایی دهانة رحم است. این عارضه علاوه بر تحمیل عوارض جسمی و روانی برای مادر، صرف هزینة بسیار برای نوزاد را نیز به دنبال دارد. از این رو تشخیص، پیش‌بینی و پیشگیری به‌موقع نارسایی دهانة رحم، به عنوان یک علّت سقط یا زایمان خودبه‌خودی زودرس، حائز اهمّیّت است.

 

گردن رحم  یا سرویکس چیست؟ 

گردن رحم قسمت باریك، لوله‌ای شكل و تحتانی رحم است كه به طرف مهبل كشیده می‌شود. در شرایط غیر حاملگی، سرویکس به میزان كمی باز است تا اسپرم داخل رحم شود و نیز خون قاعدگی خارج گردد. در زمان حاملگی ترشّحاتی این لوله را پر می‌كنند و سدّ محافظی به نام پلاك موكوسی تشكیل می‌دهند. در یک حاملگی طبیعی، تا اواخر سه ماهة سوم بارداری، سرویکس قوامی سفت داشته، طول آن بیشتر و کاملاً بسته است. در حوالی زایمان گردن رحم کوتاه و متّسع شده، برای زایمان آماده می‌شود.

 

تعریف نارسایی گردن رحم

اگر در سه ماهة دوم یا اوایل سه ماهة سوم بارداری بدون وجود انقباضات رحمی، گردن رحم کوتاه‌تر، نرم‌تر و ضعیف‌تر از حالت عادی شده، قادر به نگه داشتن جنین نباشد، به این وضعیّت نارسایی گردن رحم می‌گویند که اگر به‌موقع تشخیص و درمان نشود، می‌تواند منجر به سقط یا زایمان زودرس (خروج جنین نارس) شود.

 

تشخیص نارسایی گردن رحم

یکی از راه‌های تشخیص نارسایی گردن رحم در خانم‌های باردار، استفاده از سونوگرافی واژینال است. انجام سونوگرافی‌های پی‌درپی برای اندازه‌گیری طول گردن رحم، کنترل علائم کوتاه شدن آن و بیرون‌زدگی پرده‌های جنینی به داخل کانال سرویکس برای خانم‌های در معرض خطر زایمان زودرس کمک‌کننده است. درصورتی‌که در سونوگرافی‌های متوالی، تغییرات مهمّی مشاهده شود، بیمار در معرض خطر بیشتری برای سقط یا زایمان زودرس قرار دارد. البته بايد توجّه داشت كه تشخيص اين عارضه كمي مشكل است و در مورد اينكه درمان‌هاي موجود به جلوگيري از سقط يا زايمان زودرس كمك مي‌كنند يا خير، اختلاف نظر وجود دارد. فايدة هشدار اين است كه به پزشک فرصت مي‌دهد از داروهاي كورتيكواستروئيدي براب بیمار استفاده كند. اين داروها مشكلات تنفّسی در نوزادان نارس را به حداقل مي‌رسانند. درصورتي‌كه هر يك از علائم زير را مشاهده كرديد، بلافاصله با پزشك خود تماس بگيريد:

  •  تغيير در مقدار يا وضعيّت ترشّحات واژن به‌ويژه ترشّحات چسبناك يا آبكي
  •  لكّه‌بيني يا خونريزي
  •  دردهاي شبيه به دردهاي قاعدگي

 

درمان نارسایی گردن رحم

اگر سونوگرافی نشان‌دهندة گردن رحم کوتاه‌تر از حالت طبیعی باشد، عمل جرّاحی سرکلاژ (دوختن دهانة رحم) انجام می‌شود. در این روش با استفاده از بی‌حسّی منطقه‌ای (رژیونال) یا بی‌هوشی عمومی، دهانة رحم با نخ مخصوص (معمولاً نخ مرسیلین پنج میلی‌متری) دوخته می‌شود. انجام سرکلاژ سبب تقویت گردن رحم و بسته ماندن آن می‌شود. در مواردی که بیمار دچار خونریزی، انقباض رحمی و پارگی کیسة آب باشد، این عمل نباید انجام شود.

 

 

انواع سرکلاژ

  • سرکلاژ پروفیلاکتیک یا پیشگیرانه
  • سرکلاژ اورژانسی

 

سرکلاژ پروفیلاکتیک

قبل از باز شدن دهانة رحم (بین هفته‌های دوازده تا شانزده) انجام می‌شود، در مواردی نظیر:

  • خانم‌هایی که سابقة سقط یا زایمان زودرس به دلیل نارسایی دهانة رحم دارند.
  • خانم‌هایی که از روش کمک‌باروری برای بارداری استفاده کرده‌اند و جنین بسیار باارزش است .(golden baby)

 

سرکلاژ اورژانسی

در مواقعی که دهانة رحم متّسع شده انجام می‌گیرد (پیش از هفتة 24 حاملگی).

معمولاً انجام سرکلاژ بعد از هفتة 24 تا 26 توصیه نمی‌شود، زیرا هرچه سنّ حاملگی بیشتر باشد، احتمال اینکه جرّاحی و دستکاری دهانة رحم باعث تحریک و ایجاد زایمان زودرس و یا پارگی کیسة آب شود بیشتر است. به همین دلیل بعد از این زمان، متخصّصان استراحت در بستر را ترجیح می‌دهند.

 

چه خانم‌هایی در معرض خطر نارسایی گردن رحم هستند؟

  • خانم‌هایی که سابقة زایمان زودرس یا سقط بدون علّت در سه ماهة دوم دارند.
  • خانم‌هایی که عمل جرّاحی تشخیصی و یا درمانی بر روی گردن رحم آنها انجام شده است.
  • خانم‌هایی که گردن رحم آنها در طیّ زایمان‌های قبلی یا مواردی نظیر کورتاژ‌های مکرّر صدمه دیده است.
  • خانم‌هایی که گردن رحم آنها از حدّ طبیعی کوتاه‌تر است.

 

نکاتی دربارة سرکلاژ

  • قبل از انجام سرکلاژ یک سونوگرافی برای اثبات زنده بودن جنین و ردّ ناهنجاری جنینی انجام شود.
  • یک هفته قبل و بعد از سرکلاژ، آمیزش جنسی صورت نگیرد.
  • بعد از انجام عمل سرکلاژ، بیمار می‌تواند همان روز و یا روز بعد به خانه برگردد.
  • بعد از عمل سرکلاژ بیمار ممکن است خونریزی خفیف یا انقباض رحمی داشته باشد؛ بهتر است استراحت کند (ممکن است طبق دستور پزشک استراحت مطلق توصیه شود).
  • برای جلوگیری از عفونت و زایمان زودرس، پزشک داروهایی را تجویز می‌کند که باید به‌طور منظّم مورد استفاده قرار گیرد.
  • انجام سرکلاژ  به‌طور قطعی از پارگی کیسة آب یا زایمان زودرس پیشگیری نمی‌کند، بلکه انجام آن تا هفتاد درصد از بروز سقط یا زایمان زودرس جلوگیری می‌نماید.

توجّه

در صورت بروز پارگی کیسة آب، خونریزی یا انقباضات رحمی، بخیه‌ها باید فوراً و به صورت اورژانسی باز شوند تا از خطر ایجاد عفونت و پارگی رحم و یا عوارض دیگر اجتناب شود. اگر بیمار تحت عمل جرّاحی سزارین قرار گیرد، نخ سرکلاژ بعد از انجام عمل جرّاحی زیر بی‌هوشی برداشته می‌شود.

چطور یک مرد با استفاده از تست حاملگی متوجّه سرطان بیضة خود شد دکتر حامد حاتمی - پزشك عمومي


چند روز پیش کمیکی  با نام "خشم مرد باردار" در سایت‌های اشتراک لینک انگلیسی‌زبان منتشر شد. ماجرا از این قرار است که یک نفر به‌طور اتّفاقی در کابینت خانه‌اش، یک نوار تست حاملگی  پیدا می‌کند و با هدفی نامعلوم از آن استفاده می‌کند، نتیجة ماجرا حیرت‌آور است: "بارداری مثبت"! دوست این مرد که یک کاربر سایت ردیت بود، ماجرا را به صورت کمیکی (از همان نوع که در وب فارسی به ترول معروف است) به تصویر می‌کشد و آن را در ردیت منتشر می‌کند، امّا اولین کامنتی که برای این لینک گذاشته می‌شود، عجیب‌ترین قسمت ماجرا را رقم می‌زند:

اولین کامنت‌گذار می‌نویسد: "اگر ماجرا حقیقت داره، باید در اولین فرصت خودت رو از نظر سرطان بیضه بررسی کنی. جدّی میگم. گوگلش کن".

خوشبختانه دوست مرد باردار، ماجرا را جدّی می‌گیرد و این هشدار را به او اطّلاع می‌دهد؛ او هم بلافاصله به پزشک خود مراجعه می‌کند و متوجّه می‌شود یک تومور کوچک از نوع choriocarcinoma در بیضة راست خود دارد. کوریوکارسینوما توموری مهاجم و سریع‌الانتشار است و معمولاً وقتی که فرد متوجّه اولین نشانه‌های بیماری شود، سرطان در تمام بدن وی منتشر شده است و دیگر درمان سود چندانی نخواهد داشت.

امّا به لطف حسّ لودگی این بیمار و دوست او و با سپاس از شبکه‌های اجتماعی، تومور او در اولین مراحل تشخیص داده شد و بر اساس بررسی‌های به عمل آمده مشخّص شد که تومور او متاستاز (انتشار سرطان) نداشته است و قابل درمان خواهد بود.

امّا کمی اطّلاعات برای آنان که کنجکاوند بدانند چطور می‌توان با استفاده از تست حاملگی به سرطان بیضه پی برد:

تست‌های بارداری معمول که در داروخانه‌‌ها به فروش می‌رسند، با قرار گرفتن در ادرار، در معرض ترکیبات شیمیایی موجود در آن قرار می‌گیرند. اگر در ادرار ماده‌ای به نام HCG وجود داشته باشد، تست نواری با تغییر رنگ، اعلام می‌کند که فرد باردار است.

HCG  ماده‌ای است که از جفت جنین (ارگانی موقّتی که باعث اتّصال بند ناف به بدن مادر است) ترشّح می‌شود. بنابراین بالارفتن HCG به این معناست که جفت رشد کرده و خانم آزمایش‌دهنده باردار است.

امّا اگر فرد آزمایش‌دهنده مرد باشد،HCG  می‌تواند در اثر فعّالیّت توموری به نام کوریوکارسینوما تولید شود. بنابراین وجود HCG در ادرار یک مرد می‌تواند نشانهای از این تومور باشد.

سؤال این است:

آیا از فردا همة مردان به داروخانه‌‌ها بروند و نوار تست بارداری بخرند تا از احتمال سرطان بیضة خود مطمئن شوند؟

 پاسخ این است:

"نه!" کوریوکارسینوما یکی از انواع بسیار نادر سرطان بیضه است، یعنی حداکثر حدود  یک درصد از سرطان‌های بیضه را کوریوکارسینوما تشکیل می‌دهد. علاوه بر آن خود سرطان‌های بیضه هم بسیار نادرند و درصد ناچیزی از آمار سرطان‌های مردان را به خود اختصاص می‌دهند.

سندرم پيش از قاعدگي حوریه شایگان - کار‌شناس ارشد مامایی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان


بر طبق آمار مطالعات جهاني، 85% زنان حداقل يکی از علائم سندرم پيش از قاعدگي را در روزهاي پيش از عادت ماهانه تجربه مي‌کنند، به‌طوري‌که اين نشانگان باعث افت واضح عملکرد آنان در زندگی روزانه مي‌شود. در سه تا هشت درصد نيز شدّت علائم به حدّي مي‌رسد که به اختلال خلق‌وخوی پيش از قاعدگي معروف شده است که درواقع نوع بسيار شديد سندرم پيش از قاعدگي محسوب مي‌شود. معمولاً برخی خانم‌ها‌ به علائم قبل از قاعدگی عادت کرد‌ه‌ا‌ند و آنها را جزء لاینفکّ قاعدگی می‌دانند، بنابراین ضمن داشتن مشکل، آن را عنوان نمی‌کنند.

سندرم پیش از قاعدگی یا «PMS» شايع‌ترين بيماري زنان است. علّت اين سندرم هنوز نامشخّص است، امّا اغلب پزشكان به هم خوردن تعادل هورموني استروژن و پروژسترون را محتمل‌ترين علّت اين بيماري مي‌دانند. هورمون استروژن -كه در تمام طول ماه توليد مي‌شود- درست پيش از تخمك‌گذ‌اري افزايش مي‌يابد. در اين مرحله، تخمدان‌ها‌‌ شروع به ساخت و ترشّح پروژسترون مي‌كنند. PMS هم به شكل دقيق در دو هفته بعد از تخمك‌گذار‌ي تا پايان دورة عادت ماهانه اتّفاق مي‌افتد. خانم‌ها‌‌يي كه تخمك‌گذ‌اري ندارند، به اين بيماري دچار نمي‌شوند، مگر اينکه تحت درمان با هورمون‌ها‌‌ي استروژن و پروژسترون مصنوعي باشند. اين بيماري با افزايش سن تشديد مي‌شود، امّا در دختران جوان و نوجوان نيز بروز مي‌كند.

 

گفته مي‌شود که سندرم پیش از قاعدگی بيماري هزارچهره است؛ زیرا پزشكان بيش از 150 علامت را به اين بيماري منسوب كرده‌اند. علائم آن در زنان متفاوت است و همين مسئله تشخيص را دشوار مي‌كند. بدتر اينکه الگوي اين بيماري ممكن است برحسب ماه‌ها‌ي مختلف سال و سنّ بيمار نيز دستخو‌ش تغيير شود. دلشوره، ناپايداري خلقي، تحريك‌پذيري، تنش عصبي، سردرد، ميل شديد به خوردن شيريني، افزايش اشتها، تپش قلب، ضعف، سرگيجه و غش، افزايش وزن، ورم دست و پا، تورّم و حسّاسيّت پستان‌ها‌‌، احساس ورم و نفخ شكم، افسردگي، ضعف حافظه، ‌بي‌خوابي و... از علائم بسیار شايع اين بيماري است. جالب است بدانید كه اين بيماري ممكن است علائم ویژه‌ای از قبیل بدخلقي، سركشي در برابر پدر و مادر و اولياي مدرسه، فرار از منزل، حضور نيافتن در مدرسه، افزايش شدید ميل جنسي و ... را در دختران جوان به وجود بياورد؛ امّا از آنجا كه بیشتر اين علائم جز در موارد بسيار واضح به‌درستي تشخيص داده نمي‌شوند، هيچ بعيد نيست كه مشكل اين دختران تا نزديك سی سالگي نيز بدون تشخيص بماند.

 

در سندرم پیش از قاعدگی، به اين توصيه‌ها‌ توجّه كنيد:

  1. صحيح و مرتّب غذا بخوريد؛ تغذية مناسب همراه با کاهش چربي‌ها‌ و افزايش کربوهيدرات‌ها‌ي مرکب (نظير غلات و سبزيجات پهن‌برگ مانند کاهو) در طول قاعدگي و حتّي پس از تخمک‌گذاري (چهارده روز قبل از شروع قاعدگي) اهمّيّت زيادي دارد. اين امر براي ايجاد تعادل در قند خون و جلوگيري از سرگيجه بسيار حياتي است. تغيير در وضع هورموني، زمینة واکنش‌ها‌ي مربوط به تأثير پايين بودن قند خون (مانند زودرنجي، ميگرن، وحشت، گريه و عصبانيت شديد) را فراهم مي کند. بنابراين، هرگز بيش از چهار تا پنج ساعت گرسنه نمانيد؛ حتّي ممکن است خوردن غذايی سبک هنگام خواب لازم باشد .
  2. تا جایي که ممکن است مصرف قند را کاهش دهيد. از مصرف آبنبات و شکلات و شيريني و بستني خودداري کنيد و در عوض ميوه‌‌ها‌‌ي تازه را بيشتر بخوريد.
  3. نمک را در وعده‌ها‌ي غذايي کم کنید؛ ازآنجاکه نمک سبب ماندن آب در بدن مي‌شود، با کاهش نمک، ورم کاهش مي‌يابد. پس به غذاي خود نمک نزنيد. نوشيدني‌ها‌ي آماده و گازدار درصد نمک بالايي دارند. از مصرف غذاهاي پرسديم نيز پرهيز کنيد.
  4. از ويتامين‌ها‌ي مکمّل استفاده کنيد؛ ويتامين‌ها‌ي گروه «B»، به‌خصوصB6  باعث کاهش ورم مي‌شوند و نيز اثر ضدّ افسردگي دارند و به نظر مي‌رسد که ميل شديد به مصرف قندها را کاهش مي‌دهند.‌ براي اين منظور، کارشناسان مصرف روزانة يک عدد قرصB-complex (حاوي ۵۰ ميلي‌گرم B6) را پيشنهاد مي‌کنند.
  5. سبوس را به برنامة غذايي خود اضافه کنید؛ بعضي از خانم‌ها‌ در طول دورة قاعدگي يا چند روز اول عادت ماهانه دچار يبوست مي‌شوند. سبوس آب را به خود جذب و به عمل دفع کمک مي‌کند. خوردن نان و گندم سبوس‌دار توصيه مي‌شود.
  6. مصرف کافئين را کاهش دهيد؛ کافئين در قهوه و چاي و کولاها‌ و سوداهاي رژيمي و شکلات نیز موجود است. گروهي از اين مواد در تشکيل کيست سينه مؤثّرند. خانم‌ها‌يي که خوردن اين مواد را کاهش مي‌دهند، در اين دوران درد کمتري در سينة خود حس مي‌کنند .
  7. غذاهاي آماده و کنسروي، چيپس، چوب شور، سوسيس، ماهي ساردين، حبوبات، چغندر،‌ کالباس، شلغم، ترشي کلم، گوشت‌ها‌ي دودي، سس خردل، سس مايونز، سس گوجه فرنگي، سس سويا، ترشي و زيتون نخوريد.
  8. به‌طور منظّم ورزش کنيد؛ نيم ساعت فعّاليّت بدني –به‌طوري‌که با افزايش ضربان قلب و عرق کردن همراه باشد- راه خوبي است تا احساس طراوت کنيد. به‌طور مرتّب، سه بار در هفته (دوازده بار در ماه)‌ ورزش کنيد .
  9. در صورت امکان، تنش‌ها‌ را کاهش دهيد
  10. روابط زناشويي؛ داشتن روابط زناشویي مطلوب به کاهش ميزان تنش کمک مي‌کند .

اگر با وجود رعايت توصيه‌ها‌ي بالا هنوز ناراحتي داريد، حتماً با پزشک خود مشورت کنيد. اين مشکل درمان دارويي مؤثّري نيز دارد.

آنفلوانزا و حامـــلگی دکتر محمّدرضا سادین - فوق تخصّص بیماری‌های ریوی و مراقبت‌های ویژه(ICU)


به روایتی کسی که مبتلا به آنفلوانزا می‌شود از بینی او آب و خلط جاری می‌شود. این حالت را تشبیه کرده‌اند به حالت بزی که پیوسته از بینی او خلط جاری است و بدین جهت عرب‌ها این بیماری را "آنف العنزه" (انف= بینی+عنزه= بز) خوانده و اروپایی‌ها این لغت را از کتاب‌های عربی گرفته و آنفلوانزا نامیده‌اند.

آنفلوانزا یا گریپ (Grippe) بیماری واگیرداری است که ویروس‌های آنفلوانزا آن را ایجاد می‌کنند. این نوع ویروس در پرندگان و پستانـداران اثـر می‌گـذارد و باعث عفونت حادّ تنفّسی با علائم تب، سردرد ناگهانی، درد عضلات و مفاصل، ضعف و بی‌حالی شدید، گرفتگی بینی، سوزش گلو، گرفتگی صدا و آبریزش بینی و ... می‌شود.

دورة کمـون بیمـاری هجده تا 72 ساعت است و در عرض دو تا پنج روز در نوع بدون عارضه بهبود پیدا می‌کند،‌ ولی سرفه ممکن است یک تا دو هفتــه بیشتـر طول بکشــد و حالت ضعف، بی‌حالی و سستی برای چندین هفته ادامه یابد. سایر عوارض بیمــاری در افراد 64 سال به بالا و برخی بیماری‌های مزمــن مثل بیماری‌های قلبی، ریوی، نارسایی کلیه، و ضعف ایمنی و در خانم‌های باردار و در سـه ماهة دوم و سوم بــارداری خطر بیشتری دارد.

مخزن بیماری انسان است،‌ یعنی بیماری از انسان بــه انسان دیگری از طریق سرفه، عطسه و ترشّحات دهان و بینی منتقل می‌شود؛ این ترشّحات می‌تواند از فاصلة یک تا پنج متری و همچنین از طریق اشیاء آلوده نیز منتقل شود. بنابــراین یکی از راه‌هـای پیشگیری، شستن مکرّر دست‌هاست؛ این عمل در پیشگیری از ابتـــلای به بیماری یا به حداقل رساندن آن مؤثر است. ضمناً باید از تماس بــا فرد بیمار پیشگیری شود. در مورد خانم‌های باردار چون در معرض خطــر ابتلای بیشتری قرار دارند، باید سعی شود کــه در فصول شیوع بیماری، از حضــور در مکان‌هــای شلوغ خــودداری کنند، چون حتّی تماس با دستگیره‌های اتوبوس و وسایل عمومی‌ می‌تواند آلوده‌کننده باشد و باعث انتقال بیماری به شخص سالم شود. در ضمن شخص مبتلا باید از ماسک و دستمــال مخصوص برای گرفتن جلوی بینی در مواقــع عطسه و سرفه، به منظور جلوگیری از پخش ترشّحات دهان و بینی در مکان‌های عمومی استفاده کند.

انتقال بیماری از طریق شیر مادر نادر است، بنابراین شیردهی مشکلی ندارد، ولی به علّت خطر انتقال به کودک از طریق تماس نزدیک توصیه می‌شود شیر در شرایط مناسب (استریل) دوشیده شود و اشخاص سالم دیگری آن را به نوزاد بدهند و مادر هم تا حدّ امکان با نوزاد تماس نداشته باشد و در صورت تماس ضروری حتــــماً از ماسک استفاده کند.

بیماری آنفلوانزا بدون عارضه معمولاً خودبه‌خود در طیّ چند روز فروکش می‌کند، ولی در موارد افزایش تب یا سرفـــه،‌ وجود خون در خلـــط، گوش درد،‌ تنــگی نفس یا درد قفسة سینه،‌ ترشّحات غلیظ از بینی،‌ سینوس‌ها یا گوش،‌ درد سینوس‌ها،‌ درد یا سفتی گردن،‌ استفراغ مداوم،‌ نشانه‌های نارسایی تنفّس،‌ سرگیجة ناگهانی،‌ بهبود علائم آنفلوانزا در ابتدا ولی عود ناگهانی آن، باید به فکـــر بروز عوارض بیماری بود و جزء موارد خطرناک محسوب می‌شود.

 

آنفلوانزای پـــاندمیک (ناخوشى همه‌گیر)

آنفلوانزای پـــاندمیک ناشی از گونة جدید و خطرناک ویروس آنفلوانزاست که معمولاً هیچ‌یک از افراد یک جامعه نسبت به آن ایمنی ندارند و از این رو باعث انتشار همه‌گیر می‌شود؛ این انتشار به دنبال تغییر آنتی ژنی و تولید ویروس جدید است که جامعه نسبت به آن مصونیت ندارد. نشانه‌های بیماری شبیه آنفلوانزای فصلی امّا با شدّت بیشتر و شامل شروع ناگهانی تب،‌ سرفه،‌ سردرد،‌ خستگی شدید،‌ درد عضلات و نشانه‌های تنفّسی مانند درد قفسة سینه و تنگی نفس است.

 

بــــارداری و آنفـــلوانزا

در زنان باردار مبتلا به آنفلوانزا پیشرفت بیماری و مرگ نسبت به جمعیت عمومی بیشتر است. برحسب اطّلاعات حاصل از آنفلوانزای فصلی و پاندمیک (ناخوشى همه‌گیر) در سال‌های گذشته (1919- 1918)،‌ (1985- 1975) و ‌(2010- 2009) این افزایش شدّت می‌تواند مربوط به تغییرات فیزیولوژیک در حاملگی باشد، به عنوان مثال تغییر در سیستم تنفّس،‌ قلب و عروق به دلیل افزایش تعداد تنفّس،‌ مصرف اکسیژن و کاهش ظرفیت‌های ریوی و تغییرات ایمونولوژیک به‌خصوص در ایمنی سلولی است.

با توجّه به افزایش شدّت بیماری و‌ مرگ‌ومیر ناشی از آن،‌ تجویز واکسن آنفلوانزا (نوع غیرفعّال) برای زنان حامله توصیه می‌شود که در زمان حاملگی،‌ در سه ماهة دوم و سوم حاملگی قابل تجویز است.

 

آثار جنینی

آثار آنفلوانزا در طیّ حاملگی روی مراحل رویانی و جنینی به‌طور کامل مطالعه نشده است، ولی انتقال ویروس از طریق جفت نادر است. البته حتّی در غیاب انتقال جنینی،‌ آنفلوانزا در طیّ حاملگی ممکن است آثار جانبی روی جنین داشته باشد.

در برخی مطالعات افزایش خطر ناهنجاری‌های مادرزادی مثل شکاف لب،‌ نقائص لولة عصبی و‌ نقائص مـــادرزادی قلب گزارش شده است. به‌علاوه وجود هیپرترمی مادر (تب) به عنوان عامل خطر برای برخی موارد عنوان شده است که با مصرف تب‌برها کاهش می‌یابد. بنابراین درمان تب در زنان باردار مبتلا به آنفلوانزا یا مشکوک به آن توصیه می‌شود و استامینوفن بهترین انتخاب در طیّ حاملگی است.

زنان باردار سالم در طیّ هفته‌های 42-37 حاملگی حدود پنج برابر بیشتر از مرحلة بعد از زایمان (یک تا شش ماه بعد از زایمان) در اثر عوارض ریوی و قلبی آنفلوانزا بستری می‌شوند، به همین علّت مرکز پیشگیـری از بیماری‌های آمریکا توصیه به مصرف واکسن آنفلوانزا در طیّ حاملگی کرده است.

اکثر کارشناسان و متخصّصان معتقدند که واکـسن آنفلوانزا حفاظت کافی در مقابل آنفلوانزا را برای زنان باردار و شیرخواران آنها فراهم می‌سازد و موارد بستری را کاهش می‌دهد و باعث کاهش احتمال خطر نارسی و وزن کم زمان تولّد می‌شود.

در مورد سالم بودن واکسن در طیّ حاملگی لازم به توضیح است که به علّت غیرفعّال بودن واکسن و نبود ویروس زنده،‌ کارشناسان واکسن معتقدند که مصرف آن (نوع غیرفعّال) در زنان باردار بلامانع است. طیّ مطالعاتی که بر روی دو هزار زن باردار انجام شده است هیچ افزایشی در میزان بروز بدخیمی و آثار جانبی روی جنین دیده نشده است. ولی زنان بـــاردار نباید به هیچ وجه فرم زندة ویروس و یا نوع داخل بینی واکسن را دریافت کنند.

طریقة مصرف واکسن به صورت زیر جلدی یا عضلانی عمیق (عضلة دلتوئید در بزرگسالان و ناحیة قدامی جانبی ران در کودکـان زیر دو سال) است. واکسن باید هر سال در اوایل پاییز استفاده شود و حدود دو هفته طول می‌کشد تا ایمنی ایجاد گــــرد، ‌ضمناً تجویز واکــــسن، فقط فرد را در برابر بیماری‌ای که از همان‌گونه ویروس ایجاد می‌شود محافظت می‌کند و حفاظتی در برابر گونه‌های دیگر آنفلوانزا و سرمـــاخوردگی ندارد. واکسیناسیون آنفــــلوانزا معمولاً در افراد پرخطـــر انجام می‌شود و به هیچ وجه برای تمـــام افــــراد جامعه توصیه نمی‌شود.

ویروس‌های آنفلوانزا شامل سه نوع (آ- ب- سی) است. هرسال دوتا از گروه( آ) و یکی از گروه (ب) در تهیة واکسن استفاده می‌شود و حدود هفتاد تا نود درصد در پیشگیری از بیماری و کاهش خطر بستری بیماران قلبی و ریوی مؤثر است.

 

درمان ضدّ ویروس

دو گروه از عوامل دارویی شامل موارد زیر است:

 الف- امانتینا (آمانتاین، ‌ریمانتادین) که مهارکنندة پروتئین (ام-دو) ویروس است. این داروها فقط بر ضدّ ویروس آنفلوانزای (آ) مؤثرند، چراکه ویروس (ب) حاوی پروتئین (ام-دو) نیست. در ضمن به علّت مقاومت ویروس نوع (آ) به این گروه،‌ به عنوان عامل درمانی توصیه نمی‌شود.

ب- مهارکنندة نورآمینیداز (اوسلتامیویر،‌ زانامیویر): این گروه بر هر دو نوع ویروس (آ-ب) مؤثر است.

حاملگی و داروهای ضد ویروس: اوسلتامیویر،‌ زانامیویر در آمریکا جزء گروه (سی) داروهاست که نشان‌دهندة عدم انجام مطالعات برای اثبات بی‌ضرر بودن این داروها در بارداری است، ولی در استرالیا آن را جزء گروه (بی) یعنی بی‌ضرر در حاملگی قرار داده‌اند. با وجود این هنوز عوارض جانبی گزارش نشده و بنابراین حاملگی نباید به عنوان منع مصرف دارو محسوب شود. به علّت فعّالیّت گستردة اوسلتامیویر در درمان زنان باردار دچار آنفلوانزا، این دارو نسبت به زانامیوویر بهتر است.

داروی انتخابی در پیشگیری (ناخوشى همه‌گیر) کمتر مشخّص است، ولی زانامیویر به دلیل جذب سیستمیک محدود برای این منظور ترجیح داده می‌شود، البته عوارض تنفّسی وابسته به زانامیویر که به دلیل روش استفادة استنشاقی آن است، خصوصاً در خانم‌های با خطر بیماری‌های تنفّسی باید در نظر گرفته شود، چراکه باعث حملات آسم می‌شود.

 

 

پرسش‌های شایع زنان باردار

1- چرا باید من واکسن آنفلوانزا مصرف کنم؟

تجربیات قبلی در ناخوشى همه‌گیر سال 2009- 2010 نشان داد که زنان باردار به دلیل تغییرات حاملگی (کاهش ظرفیت ریوی، ‌افزایش مصرف اکسیژن، ‌تغییرات پاسخ ایمنی، و...) در خطر بیشتری از عوارض بیماری و افزایش موارد بستری قرار دارند و در صورت همراهی با آسم و دیابت، این خطرات چندین برابر تشدید می‌شود.

 

2- آیا تزریق واکسن از جنین و نوزادم محافظت می‌کند؟

نوزاد تازه متولّد شده و شیرخوار در میزان بیشتری از خطر آنفلوانزا و بستری شدن قرار دارند، امّا به علّت نارس بودن سیستم ایمنی، واکسیناسیون زیر شش ماه مؤثر نیست. البته در صورت واکسیناسیون مادر، با عبور پادتن (آنتی بادی) از طریق جفت،‌ اثر حفاظتی برای چند ماه اول زندگی نوزاد دارد.

3- آیا واکسن آنفلوانزا حاوی ویروس زنده است؟

خیر،‌ نوع واکسن آنفلوانزای فصلی شامل ویروس غیرفعّال است و باعث عفونت آنفلوانزا نمی‌شود.

4 - من تحت درمان ناباروری ( آ-وی-اف) هستم آیا می‌توانم واکسن مصرف کنم؟

بلی.

5- در صورت سابقة سقط جنین، ‌توصیة پزشکی چیست؟

واکسن آنفلوانزا (غیرفعّال) منجر به سقط  نمی‌شود، اما عفونت آنفلوانزا از عوامل سقط جنین است.

6- در طول بارداری چند بار نیاز به تجویز واکسن است؟

فقط یک دوز مورد نیاز است که در شروع فصل تجویز می‌شود، ولی با توجّه به تغییرات آنتی‌ژنی ویروس سالانه تکرار می‌شود.

7- آیا در صورت سرماخوردگی در بارداری واکسن توصیه می‌شود؟

اگر تب وجود نداشته باشد و فقط علائم،‌ آبریزش یا گرفتگی بینی باشد، می‌توان واکسن تجویز کرد و در صورت ناخوشی شدیدتر،‌ ضمن مشاورة پزشکی، واکسن به تأخیر می‌افتد.

بچّه‌های بدغذا و بچّه‌هایی که اصلاً غذا نمی‌خورند اکرم پژاوند - کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی


«در اتاق انتظار مطب به این فکر می‌کردم که با پسرم و عادت غذایی او خیلی مشکل دارم امّا وقتی صحبت‌های مادران دیگر را در مورد مشکلات تغذیه‌ای کودکانشان شنیدم خیلی به وضعیت خودم امیدوار شدم. یکی از مادران تعریف می‌کرد که کودک چهار سالة او از خوردن تمام غذاهای جامد خودداری می‌کند و همیشه سر غذا، قشقرق به راه می‌اندازد و هر چیزی که وارد دهانش می‌شود باید مایع باشد. مادر دیگری تعریف می‌کرد که وقتی سعی می‌کند به کودکش غذایی بدهد، او محکم دهانش را می‌بندد و بعد از خوردن غذا، بیشتر آن را بالا می‌آورد. بعد از شنیدن این حرف‌ها فکر می‌کردم که نباید از پسرم که فقط سه نوع غذا می‌خورد، شکایتی داشته باشم».

 

حرف‌های این مادر نشان‌دهندة‌ احساس ناکامی است که اکثر والدین کودکان بدغذا آن را تجربه می‌کنند. مشکلات تغذیه‌ای کودکان برای والدینی که تلاش می‌کنند با عادت‌های غذایی نامناسب کودکشان مبارزه کنند، بسیار ناراحت‌کننده است. والدین مختلف از این موضوع نگران‌اند که اگر کودک آنها یک رژیم غذایی محدود داشته باشد ممکن است مواد مغذّی لازم به بدنش نرسد. برخی مواقع ممکن است کودک در مکیدن، جویدن و بلع غذا دچار مشکلاتی باشد که فرایند خوردن را برای وی دشوار می‌کند و موجب ناراحتی کودک و والدین او می‌شود.

 

چرا عادات غذایی خوب مهم هستند؟

وقتی که کودکان خوش‌غذا هستند و خودشان را به‌طور صحیح تغذیه می‌کنند، درواقع نشان می‌دهند که سازمان‌یافته و خودگردان‌اند و می‌توانند از بدن خودشان مراقبت کنند. آنها می‌دانند که برای غذا خوردن باید سر سفره یا میز حاضر شوند و قبل از تمام کردن غذا نباید از سر سفره یا میز بلند شوند. کودک ابتدا باید به تغذیه‌اش توسط دیگران واکنش سالم نشان دهد، بعد از آن یاد می‌گیرد که خودش به‌طور مستقل غذا بخورد.

 

مشکلات تغذیه‌ای کدام‌اند؟

تغذیه جنبه‌های مختلفی دارد که هر کدام از آنها می‌تواند دچار مشکل شود. برخی از کودکان با اختلالاتی به دنیا می‌آیند که سبب ایجاد مشکلات تغذیه‌ای در آنها می‌شود، مثلاً ممکن است که یک نوزاد در عمل مکیدن و بلعیدن دچار مشکل باشد؛ برخی از نوزادان نیز دچار مشکل بازگشت غذا به مری هستند که باعث می‌شود غذا خوردن برای آنها دردناک شود. مشکلات تغذیه‌ای برخی از کودکان چنان شدید و جدّی است که آنها نمی‌توانند وزن بگیرند و رشد کنند. این وضعیت به اصطلاح «نارسایی رشد» نامیده می‌شود که می‌تواند علل مختلفی داشته باشد. عمل تغذیه و غذا خوردن کودکان در فضای ارتباطی بین کودک و مراقبش اتّفاق می‌افتد. وقتی که فرایند تغذیه با کشمکش همراه باشد، کودک یا مراقب او به‌اجبار، وارد نبردی می‌شود که به نحوة‌ انجام تغذیه مربوط است.

 

تأثیر مشکلات تغذیه‌ای کودک بر والدین

وقتی کودکی دچار مشکل تغذیه‌ای باشد، عجیب نیست که والدینش دچار اضطراب و افسردگی شوند. این دسته از والدین چون نمی‌توانند به کودکشان غذا بدهند و از او مراقبت کنند اغلب احساس بی‌کفایتی می‌کنند. وقتی فرصت‌های مربوط به تغذیه کردن و مراقبت از کودک با این مشکل از بین برود، والدین نمی‌دانند که چگونه با کودک‌ خود ارتباط برقرار کنند. بیشتر والدینی که در چنین شرایطی قرار دارند احساس می‌کنند که از طرف کودکشان طرد شده‌اند. همین طور که والدین نگران‌تر می‌شوند و برای غذا دادن به کودک اجبار بیشتری به کار می‌برند، اضطراب مرتبط با غذا خوردن هم در والد و هم در کودک بیشتر می‌شود. این اضطراب سبب می‌شود که والد و کودک قادر نباشند نشانه‌های غیرکلامی را که هر یک برای برقراری ارتباط با دیگری از خود بروز می‌دهند، به‌درستی درک و تفسیر کنند.

 

پرورش استقلال و کنترل غذا

کودک خیلی سریع به مرحله‌ای می‌رسد که می‌خواهد همة کارها را خودش به‌تنهایی انجام دهد. زمانی که کودک هفت تا نه ماهه است به خوردن غذا با انگشت علاقه‌مند است، از قاشق و چنگال برای غذا خوردن استفاده می‌کند و بافت‌های غذایی جدید را امتحان می‌کند. کودک از مرحلة وابستگی مطلق به والدین برای تغذیه، به مرحله‌ای می‌رسد که می‌خواهد خودش غذا بخورد. برای موفقیت در تکلیف تغذیة مستقل، کودک باید بتواند به‌راحتی جدایی از والدین را تحمّل کند. او این توانایی را پیدا می‌کند که خودش را تغذیه کند و مسئول چیزهایی باشد که وارد بدنش می‌شود.

 

کمک به کودکان بدغذا

کودکانی که فقط چند نوع غذا را می‌خورند و در برابر خوردن غذاهای جدید مقاومت می‌کنند معمولاً دچار حسّاسیّت مفرط لمسی و بویایی هستند که با واکنش‌ هیجانی نفرت از غذاهای جدید همراه است. گاهی کودک دچار حسّاسیّت مفرط دیداری نسبت به غذاها نیز می‌شود و از خوردن غذاهایی که رنگ یا شکل خاصّی دارند، اجتناب می‌کند. یک مشکل متداول در زمینة بدغذایی، این است که کودک فقط غذاهای به اصطلاح سفید مثل ماکارونی با پنیر، برنج، مرغ و محصولات لبنی را می‌خورد.

 

راهبردهایی برای کمک به کودک بدغذا

  1. هر دفعه کودک را تنها نسبت به یک غذا حسّاسیّت‌زدایی کنید تا کودک دچار درماندگی نشود. اگر کودک فقط غذاهای سفید را می‌خورد، به او یک غذای سفید جدید مانند شیربرنج یا حلیم بدهید.
  2. اگر کودک از بوی غذا نفرت دارد، یک بوی خوشایند که با بوی غذا رقابت می‌کند در فضا ایجاد کنید تا نفرت از بوی غذا را از بین ببرد، مثلاً در مدّتی که غذا خورده می‌شود، یک شمع خوشبو با بوی دارچین یا هلو بسوزانید.
  3. با بافت‌های غذایی سفت مانند بیسکویت، سبزیجات بخارپز یا مرغ سوخاری شروع کنید. خزانة‌ غذایی را ابتدا با اضافه کردن غذاهایی که بافت نرم و لطیف دارند مانند ماست و پورة سیب و سپس غذاهایی که بافت ناهموار دارند مانند تکّه‌های موز در ماست گسترش دهید.

 

چگونه به کودک کمک کنید که سر میز بیاید و بنشیند؟

بسیاری از والدین از این شکایت دارند که خیلی سخت می‌توانند کودکشان را به سر میز غذا بیاورند. والدینی که یک کودک نوپای بسیار پرانرژی دارند ممکن است متوجّه شوند که کودکشان در برابر نشستن در صندلی مخصوص غذا خوردن مقاومت می‌کند و در نهایت والدین تسلیم می‌شوند و سعی می‌کنند که در هر فرصتی که گیر می‌آورند به کودک غذا بدهند؛ در ماشین، در حمّام، در زمان قدم زدن کودک. بچّه‌های بزرگ‌تر ممکن است مشغول بازی رایانه‌ای باشند و نخواهند بازی را برای غذا خوردن متوقّف کنند. برخی از کودکان ترجیح می‌‌دهند که جلوی تلویزیون غذا بخورند. کودکانی که دامنة توجّه محدودی دارند ممکن است در طول غذا مدام از صندلی خود بلند شوند و دوباره بنشینند. به‌طور کلّی آوردن یک کودک به سر میز غذا و نگه داشتن او سر میز، ممکن است برای والدین بسیار سخت باشد.

 

راهبردهایی که به کودک کمک می‌‌کنند برای غذا به سر میز بیاید و بنشیند:

  1. در هنگام صرف غذا یک فضای آرام و بی‌سروصدا فراهم کنید؛ اگر نمی‌توانید برای هر وعده این کار را بکنید حداقل برای شروع، یک بار در هفته این کار را انجام دهید.
  2. چیزی پیدا کنید که کودک را تشویق کند به سر میز غذا بیاید، مثلاً بعضی از کودکان دوست دارند که در آوردن ظروف و سرو غذا کمک کنند. تزئین غذا با اشکال مختلف یا چیدن میز غذا به شیوه‌ای که برای کودک جالب باشد، مفید است.
  3. کودک را در تشریفات شستن دست‌ها، چیدن میز و تمیز کردن میز قبل و بعد از غذا درگیر کنید.
  4. آهنگ یا شعری که نشان‌دهندة زمان غذا باشد بخوانید. با روشن کردن شمع و گذاشتن یک موسیقی آرام، فضای دلپذیری ایجاد کنید.
  5. اگر کودک خوب سر میز غذا نشست، با یک دسر خوب، یک داستان اضافه در هنگام خواب یا اجازة تماشای تلویزیون، به او جایزه بدهید.
  6. به اندازه‌ای در بشقاب کودک غذا بگذارید که بتواند آن را بخورد. از گذاشتن غذای زیادی در بشقاب کودک خودداری کنید چون این کار کودک را درمانده می‌کند.
  7. همة‌ افراد خانواده باید در زمان صرف غذا، غذا بخورند تا الگویی برای غذا خوردن کودک بشوند. اگر شما گرسنه نیستید یا رژیم دارید، سعی کنید سر میز یک میان‌وعدة سبک و سالم بخورید.
  8. زمان صرف غذا را به یک فعّالیّت دسته‌جمعی تبدیل کنید تا غذا خوردن برای خانواده به یک زمان نشاط‌آور تبدیل شود.

پوست كودك بوم نقّاشي نيست دکتر محمّدعلي نيلفروش‌زاده - متخصّص پوست، مو و زیبایی، رئیس مرکز تحقیقات پوست و سلول‌های بنیادی


گه‌گاه در نمايشگاه‌هاي گوناگون با غرفه‌هايي روبه‌رو مي‌شويم كه مشغول رنگ‌آميزي صورت بچّه‌ها هستند. كودكان و والدين آنها خوشحال از اجراي اين مراسم در صف ايستاده‌اند و كودكان عاشق اين سرگرمي‌‌اند؛ غافل از اينكه اين رنگ‌ها چه عوارضي مي‌تواند داشته باشد.

استفاده از رنگ‌هاي مختلف

براي رنگ‌آميزي صورت كودكان از وسايل مختلفی استفاده مي‌شود. عدّه‌اي از ماژيك‌هاي معمولي، برخی از وسايل آرايشي خانم‌ها، تعدادی از آبرنگ و برخي هم از رنگ گواش براي این کار استفاده مي‌كنند. حرفه‌اي‌ها هم رنگ‌هاي گريم را به کار مي‌برند.

رنگ‌هاي فون دو نوع‌اند:

  • فون خشك يا پن‌كيك
  • فون چرب يا پن‌استيك

از فون چرب براي گريم بازيگران سينما و نيز براي آرايش عروس استفاده مي‌شود. براي رنگ‌آميزي صورت كودكان گاهي از فون خشك استفاده مي‌كنند كه با آب و صابون يا شيرپاك‌كن به‌سادگي قابل پاك كردن است. به‌طور كلّي استفاده از ماژيك و رنگ گواش براي رنگ‌آميزي صورت بچّه‌ها توصيه نمي‌شود، زيرا به‌سادگي از روي پوست پاك نمي‌شوند و مي‌توانند مضر باشند.

استفاده از آبرنگ

اگر از آبرنگ استفاده مي‌شود، پوست باید زود شسته شود و اگر از فون خشك براي رنگ كردن صورت بچّه‌ها استفاده شود، توصيه مي‌شود به مدّت طولاني روي صورت كودك باقي نماند و حداكثر بعد از چند ساعت با آب و صابون يا شيرپاك‌كن پاك شود و به‌طور کلّی كودك نبايد به اين تفريح عادت كند.

حسّاسیّت پوستی

استفاده از هر نوع مادة شيميايي، ازجمله رنگ روي صورت مي‌تواند عوارضی به همراه داشته باشد. شايع‌ترين اين عوارض، ایجاد حسّاسیّت تماسي يا حسّاسيّت پوستي است. ممكن است در بار اول استفاده از اين مواد مشكل خاصّي ايجاد نشود، امّا در دفعات بعد، پوست دچار قرمزي، تورّم يا خارش پوستي می‌شود.

جوش‌های التهابی

مشكل ديگري كه به‌خصوص با استفاده از رنگ‌هاي چرب در كودكان بزرگ‌تر و نزديك به سن بلوغ ممکن است به وجود آید، مستعد شدن پوست به جوش‌هاي غرور جواني است. به اين ترتيب كه با مسدود شدن منافذ پوست و احتباس چربي در آنها، جوش‌هاي كومدوني و سپس در صورت ادامة مصرف، جوش‌هاي التهابي يا چركي ايجاد خواهد شد.

نکات قابل توجّه

  • بهتر است از رنگ‌هاي بي‌ضرر و آن هم براي يك بار استفاده شود.
  • براي هر كودك پدهاي يك‌بار مصرف به کار رود و قلم‌مو پس از دو بار مصرف كاملاً شسته و تميز شود.
  • مواد گریم بیشتر از چند ساعت روي صورت كودك نماند و هرچه سريع‌تر شسته شود.
  • از محصولات چرب، به‌خصوص براي كودكان در سنين قبل از بلوغ استفاده نشود.
  • به هيچ وجه از رنگ گواش و يا ماژيك براي رنگ‌آميزي استفاده نشود.
  • در صورت بروز واكنش‌هاي حسّاسيّتي، به متخصّص پوست و مو مراجعه شود.

از علائم بزرگی خوش‌خیم پروستات چه می‌دانید؟ دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


پروستات عضوی از دستگاه تناسلی مردانه است که به اندازه و شکل یک شاه بلوط در اطراف ابتدای مجرای ادرار مردان و زیر مثانه قرار گرفته است. این عضو درواقع جزء غدد ترشّحی درون‌ریز بدن به حساب می‌آید و مواد تولیدی آن بخش مهمّی از مایع منی را تشکیل می‌دهند. ازجمله مواد تولیدی پروستات که در مایع منی یافت می‌شوند می‌توان از اسید سیتریک، روی، چربی‌ها، کلسترول و پروتئین‌های مختلف ازجمله آنتی‌ژن اختصاصی پروستات  PSA نام برد. تحقیقات نشان داده‌اند که این مواد در لغزنده‌سازی و ضدّ عفونی کردن مجرای ادرار، تغذیه و تکامل اسپرم و کشتن باکتری‌ها در مایع منی نقش دارند.

شیوع

بررسی بافت‌شناسی روی پروستات افراد پس از مرگ نشان داده است که تغییرات مربوط  به بزرگی خوش‌خیم پروستات (BPH) از دهة چهل عمر شروع می‌شود و در دهة نود عمر در صددرصد افراد وجود دارد. این تغییرات در تمام نژادها و مناطق جغرافیایی تقریباً مشابه است، امّا تغییرات بافت‌شناسی به معنای بروز علائم در همة افراد نیست. بررسی شیوع کلینیکی BPH در نقاط مختلف و نژادهای مختلف بررسی شده است و هرچند در این مطالعات نتایج متفاوتی به دست آمده، امّا به‌طور ساده شاید بتوان گفت که پس از چهل سالگی حدود ده تا بیست درصد افراد دچار علائم BPH می‌شوند و پس از شصت سالگی این رقم به حدود پنجاه درصد می‌رسد، یعنی حدود پنجاه درصد افراد پس از شصت سالگی دچار علائم  بزرگی خوش‌خیم پروستات می‌شوند و نیازمند اقدام مناسب هستند.

علّت بزرگی خوش‌خیم پروستات

ازآنجاکه با افزایش سن، بیماری‌های مختلفی در انسان ظاهر می‌شوند، تعیین عامل اختصاصی برای به وجود آمدن BPH کار ساده‌ای نیست. مسلّم است که برای ایجاد BPH دو عامل الزامی است: یکی وجود هورمون مردانة تستوسترون از دوران جنینی و دوم افزایش سن، یعنی در مردانی که به هر دلیل در آنها کمبود هورمون مردانة تستوسترون وجود داشته باشد و در افراد جوان، بزرگی خوش‌خیم پروستات ایجاد نمی‌شود.

بررسی عواملی مثل سطح اقتصادی- اجتماعی و میزان درآمد فرد، مذهب، میزان فعّالیّت جنسی، مصرف الکل، مصرف سیگار، فشار خون، وازکتومی و حتّی رژیم غذایی ارتباط واضح و مشخّصی را با افزایش بروز BPH نشان نداده‌اند. امّا شواهد نشان می‌دهد که چاقی، کاهش فعّالیّت بدنی، افزایش BMI و وجود سندروم متابولیک (مجموعة فشار خون، چاقی ناحیة شکمی، سطح بالای چربی خون و افزایش سطح انسولین خون) احتمال ابتلا به BPH را زیاد می‌کند و برعکس فعّالیّت بدنی و ورزش اثر حفاظتی در مقابل این بیماری دارد. همچنین مشخّص شده است که بروز BPH در فرزندان افرادی که در سنین پایین‌تر دچار این بیماری شده‌اند و نیاز به جرّاحی پیدا کرده‌اند، بیشتر است.

علائم و نشانه‌ها

به‌طور ساده شاید بتوان گفت که افزایش بافت ترشّحی سلول‌های عضلانی در بافت پروستات (در اثر کاهش مرگ سلولی) منجر به تنگ شدن مسیر خروج ادرار می‌شود و در مقابل مثانه برای خارج کردن ادرار فعّالیّت بیشتری می‌کند. البته امروز ثابت شده است که عواملی مثل تغییرات ناشی از سن در بافت مثانه، تغییرات سیستم عصبی، چگونگی فعّالیّت کلیه برای غلیظ کردن ادرار، بیماری‌های همراه و حتّی اختلالات خواب در میزان، شدّت و چگونگی بروز علائم BPH دخیل هستند.

مجموعة این عوامل منجر به بروز علائم BPH می‌شوند که عبارت‌اند از: کاهش فشار ادرار، کاهش قطر جریان ادرار، تأخیر در شروع ادرار، زور زدن برای دفع ادرار، احساس باقی‌ ماندن و عدم تخلیة کامل ادرار، منقطع بودن جریان ادرار، تکرّر ادرار در روز یا شب، درد و سوزش در مجرای ادرار هنگام دفع، احساس فوری بودن نیاز به دفع ادرار و گاهی بی‌اختیاری ادرار.

علائم دیگری مثل وجود خون در ادرار، بند آمدن جریان ادرار و گاهی علائم ناشی از صدمة کلیه و نارسایی کلیه نیز ممکن است دیده شود.

مهم‌ترین نشانة بیماری در معاینه، لمس پروستات بزرگ از طریق مقعد است. البته برای اثبات وجود BPH نیازی به وجود همة این علائم نیست و در افراد مختلف ممکن است یک یا چند علامت بارزتر باشد و شخص را به سمت توجّهات پزشکی سوق دهد.

تشخیص

متخصّص اورولوژی بر اساس علائم بیمار، معاینه و انجام بررسی‌های پاراکلینیک مناسب مثل آزمایش ادرار و خون، سونوگرافی و سیستوسکوپی و ... بزرگی خوش‌خیم پروستات را تشخیص می‌دهد.

درمان

آیا همة افرادی که دچار BPH کلینیکی می‌شوند، نیازمند درمان هستند؟ در جواب باید گفت: نه. زیرا اولاً بسیاری از افراد، علائم خفیفی دارند و از وجود آنها احساس ناراحتی زیادی نمی‌کنند؛ این افراد نیازمند هیچ درمانی نیستند. دوم اینکه بررسی‌ها نشان داده‌اند که درصدی از افراد مبتلا به BPH در طول زمان بهبود می‌یابند، بنابراین به درمان احتیاج پیدا نمی‌کنند.

امّا درصورتی‌که علائم BPH آزاردهنده شود، لازم است که فرد حتماً به پزشک متخصّص مراجعه و درمان مناسب را دریافت کند، زیرا اولاً افراد در هر سنّی نیازمند آسایش‌اند و حق دارند زندگی خوبی داشته باشند، پس برای حفظ یک خواب راحت هم که شده ممکن است درمان لازم باشد. دوم اینکه احتمال بروز عوارضی مثل عفونت ادرار، سنگ مثانه، خونریزی از ادرار، صدمه و نارسایی کلیه و شایع‌تر از همه بند آمدن کامل جریان ادرار در افرادی که علائم شدیدتری دارند بیشتر است. بنابراین برای جلوگیری از بروز احتمالی این عوارض نیز گاه درمان لازم است. سومین نکته این است که درمان‌های دارویی مؤثر و کم‌عارضه‌ای برای کنترل علائم BPH به وجود آمده است.

درمان‌های دارویی

داروهای موجود برای درمان BPH دو دسته‌اند. دستة اول با اثر بر سلول‌های عضلانی منطقة پروستات و گردن مثانه، باعث شل شدن آنها می‌شوند و در نتیجه مقاومت در مقابل جریان ادرار را کاهش می‌دهند. این داروها معمولاً اثر سریعی دارند و می‌توانند علائم بیمار را در مدّت کوتاهی کاهش دهند. البته به همان ترتیب که با شروع مصرف اثر می‌کنند، با قطع مصرف اثرشان از بین می‌رود و علائم بیماری باز می‌گردد. بنابراین بیمار باید بپذیرد که تا زمانی که پزشک متخصّص صلاح نمی‌داند، دارو را قطع نکند. ازجملة این داروها در ایران عبارت‌اند از: پرازوسین، تامسولوسین.

دستة دوم داروهای درمان BPH از طریق کاهش هورمون دی هیدروتستوسترون در بافت پروستات است که منجر به کوچک شدن آن می‌شوند، امّا این دارو برای شروع اثر، نیازمند زمان است و حداکثر اثر آن پس از شش ماه ظاهر می‌شود. فیناستریه نوع اصلی این دستة دارویی در ایران است. داروهای گیاهی مختلفی برای درمان بزرگی خوش‌خیم پروستات پیشنهاد شده‌اند، امّا تفاوت اثر آنها با دارونما در هیچ مطالعة بی‌طرفانه‌ای ثابت نشده است!

درمان‌های جرّاحی برای بزرگی خوش‌خیم پروستات

در صورت وجود یکی از علائم زیر ممکن است پزشک متخصّص ارولوژی درمان جرّاحی را لازم بداند:

  • عدم تمایل بیمار به مصرف دارو و یا عدم پاسخ مناسب به درمان دارویی
  • بند آمدن کامل جریان ادرار
  • عفونت ادراری مکرّر و مقاوم
  • خونریزی آشکار با ادرار از منشأ پروستات
  • صدمة کلیه در اثر انسداد مسیر خروج ادرار
  • سنگ‌های مثانه

درمان‌های غیر دارویی مختلفی مثل گذاشتن فنر stant، باز کردن مجرا با فشار بالون، تخریب بافت پروستات با امواج مایکروویو یا سوزن‌های مولّد گرما، تزریق مواد خاص در پروستات و ... برای درمان BPH ارائه شده‌اند، امّا به دلایل مختلفی مصرف عام پیدا نکرده‌اند و فقط در موارد خاصّی پیشنهاد می‌شوند.

عمل جرّاحی پروستات با لیزر (لیزر واقعی و نه هر عمل جرّاحی بسته !) نیز با وجود نتایج خوب آن، به دلیل نیاز به امکانات خاص و هزینة بالا کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. به همین دلیل هنوز اعمال جرّاحی استاندارد پروستات عبارت‌اند از: خارج کردن پروستات از طریق مجرا (TUR) و یا عمل جرّاحی باز پروستات. نتایج این دو روش بسیار خوب و عوارض آنها با استفاده از وسایل و تکنیک‌های جدید نسبتاً کم است. البته این حق بیمار است که از عوارض احتمالی مطلع باشد و با آگاهی جرّاحی را بپذیرد.

عوارض اصلی پس از عمل جرّاحی باز و یا TUR پروستات عبارت‌اند از: تکرّر و سوزش ادرار، خونریزی با ادرار و گاهی بی‌اختیاری که عموماً پس از مدّتی رفع می‌شوند. احتمال بروز مشکلات در روابط جنسی و احتمال نیاز به جرّاحی محدود به دلیل بروز تنگی در ناحیة عمل نیز از عوارضی است که بیمار باید از میزان چگونگی احتمال بروز آنها مطّلع باشد.

مرگ‌ومیر به دلیل عمل جرّاحی برای بزرگی خوش‌خیم پروستات بسیار نادر است و عموماً ناشی از وجود بیماری‌های همراه مثل بیماری قلبی در سنین بالاست.

نکات مهم

  • بزرگ شدن خوش‌خیم پروستات یک اتّفاق غیر قابل پیشگیری برای تمام مردان است.
  • تنها ورزش و فعّالیّت بدنی ممکن است احتمال بروز آن را کاهش دهد.
  • امروزه درمان‌های دارویی مؤثری برای BPH وجود دارد، پس از آن نترسیم و در صورت بروز علائم، برای جلوگیری از عوارض احتمالی و بهبود کیفیت زندگی خود به پزشک مراجعه کنیم.
  • هنوز خارج کردن پروستات از طریق مجرا (TUR) و یا عمل جرّاحی باز درمان استاندارد جهانی برای بزرگی خوش‌خیم پروستات هستند.

چرا شیرخوار شما گریه می‌کند؟ دكتر فريبا عربگل - فوق‌تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان


همة بچّه‌ها زما‌‌ن‌هایی را در روز گریه می‌کنند، به نظر می‌رسد بچّه‌ها مجبورند که گریه کنند چراکه گریه برای آنها راهی برای برقراری ارتباط و بیان نیازهایشان است. کودک با گریه‌اش می‌گوید...

همة بچه‌ها حتّی سالم‌ترین آنها زمان‌هایی را در روز گریه می‌کنند که این زمان ممکن است به یک تا سه ساعت در روز برسد. به نظر می‌رسد بچّه‌ها مجبورند که گریه کنند چراکه گریه برای آنها راهی برای برقراری ارتباط و بیان نیازهایشان است. کودک با گریه‌اش می‌گوید که: من گرسنه هستم، من تشنه هستم، من احساس سرما می‌کنم، احساس گرما می‌کنم و کسی باید این پتو را از روی من کنار بزند، من دل‌درد دارم، پوشک من باید عوض شود، من احساس سوزش و خارش زیر پوشکم دارم، حشره‌ای مرا نیش زده است و این نیش دردناک است و... .

برای کسی که تازه مادر شده است و قبلاً چنین تجربه‌ای نداشته، ممکن است سخت باشد که پیام‌های مختلف گریة کودک را دریابد و بفهمد که کودکش چه می‌گوید. آیا او گرسنه است؟ تشنه است؟ سردش است؟ آرامش می‌خواهد؟  و ... . اگر مادر نتواند بین این گریه‌ها افتراق ایجاد کند، ممکن است مضطرب و پریشان شود.

به‌تدریج که بچّه‌ها بزرگ می‌شوند یاد می‌گیرند که راه‌های دیگری غیر از گریه برای برقراری ارتباط با ما وجود دارد، مثلاً نگاه کردن، صدا درآوردن از خود، لبخند زدن و ... و همة اینها نیاز به گریه را کاهش می‌دهد.

 

شایع‌ترین علل گریة شیرخواران موارد زیر است:

من شیر می‌خواهم

گرسنگی شایع‌ترین دلیل گریة شیرخوار است و او به این طریق شما را متوجّه می‌کند که نیاز به شیر دارد.

نیاز دارم تا راحت باشم

بچّه‌ها وقتی در شرایط نامناسبی گیر می‌کنند، خیلی زود اعتراض می‌کنند. اگر لباس آنها تنگ و چسبان باشد و آنها را اذیت کند، اگر پوشکشان خیس باشد، اگر پوشک خیلی سفت و محکم بسته شده باشد و...، البته تحمّل بچّه‌ها از این نظر متفاوت است. به بعضی‌ از کودکان باید بلافاصله کمک کرد و بلافاصله پوشک آنها را عوض کرد، به‌خصوص اگر پوست حسّاسی داشته باشند، ولی بعضی‌ها می‌توانند شرایط ناراحت‌کننده را بیشتر تحمّل کنند.

 

 

نیاز به گرمای مناسب دارم نه خیلی داغ، نه خیلی سرد

بعضی از بچّه‌ها در زمان تعویض پوشک از اینکه زیاد باز بمانند، احساس سرما و ناراحتی می‌کنند، یا وقتی هوا گرم است از اینکه پوشک آنها باز شود خوشحال می‌شوند و متنفّرند که دوباره پوشک شوند. مادر پس از مدّتی متوجّه می‌شود که کودکش به چه مقدار لباس نیاز دارد.

یک قانون ساده این است که معمولاً شیرخواران به یک لایه لباس بیشتر از لباسی که شما با آن راحتید نیاز دارند، یا حتّی می‌توانیم بدن کودک را لمس کنیم و میزان سرما و گرمای بدنش را متوجّه شویم. می‌شود ناحیة شکم کودک را لمس کرد. اگر خیلی داغ یا سرد باشد، لباسش را کم یا اضافه می‌کنیم. از دست‌ها و پاهای کودک نباید به این نتیجه برسیم، چون ممکن است آنها به‌طور طبیعی کمی سردتر باشند. درجة حرارت اتاق نوزاد باید حدود هجده درجة سانتی‌گراد باشد.

 

من نیاز دارم بغل گرفته شوم

بعضی از بچّه‌ها بیشتر نیاز به نوازش و بغل گرفتن دارند. این کار به آنها اطمینان می‌دهد. وقتی بچّه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، از طریق نگاه کردن به شما یا شنیدن صدای شما این توجّه را می‌گیرند، ولی برای بچّه‌های کوچک‌تر نیاز به تماس بدنی نزدیک‌تری وجود دارد تا به این احساس برسند. اگر شما کودک را شیر می‌دهید، سپس پوشکش را عوض می‌کنید، خیلی ساده است که بعدش او می‌خواهد که بغل گرفته شود. بعضی از والدین نگران این هستند که کودکشان به بغل گرفتن عادت کند ولی به‌خصوص چند ماه اول تولّد شما نمی‌توانید این کار را نکنید، او را بغل کنید و آرام‌آرام تکان دهید.

از طرف دیگر بعضی از بچّه‌ها دوست ندارند که خیلی تماس بدنی با آنها برقرار شود، از اینکه مرتّب بوسیده شوند و از این بغل به بغل دیگری بروند زود خسته می‌شوند و گریه می‌کنند. در مقابل این کودکان بچّه‌هایی هستند که دوست دارند همیشه در بغل باشند، برای این بچّه‌ها ممکن است مادر از آغوش استفاده کند که هم کودک تماس نزدیکی با مادر داشته باشد و هم دست مادر برای انجام کارهایش باز باشد. شاید این راه‌ حلّی است که هم بچّه و هم مادر کمی راحت‌تر شوند.

 

من نیاز به استراحت دارم

این طبیعی است که کودک هر زمان که نیاز به خواب دارد، بخوابد. ولی بعضی از بچّه‌ها اگر زیاد توجّه بگیرند، سروصدای محیط زیاد باشد، محیط پر از محرّک‌های مختلف باشد و ... ممکن است به‌راحتی خوابشان نبرد. بچّه‌های کوچک خیلی نمی‌توانند با محرّک‌های مختلف در محیط سازگاری کنند. محرّک‌هایی مثل روشنایی، سروصدا، از این بغل به آن بغل رفتن آنها را آشفته می‌کند، مثلاً خیلی از والدین متوجّه می‌شوند هر زمان که اقوام به منزل آنها می‌آیند، گریه و بی‌قراری کودک بیشتر می‌شود یا نه وقتی به پایان روز نزدیک می‌شویم، گریة کودک افزایش می‌یابد؛ این یعنی به زبان خیلی ساده که من خسته شده‌ام، من نیاز به خواب دارم. باید محرّک‌ها قطع شود.

 

من نیاز به چیزی دارم که احساس بهتری داشته باشم

اگر کودک شما شیرش را خورده، پوشکش  نیز خشک است و ظاهراً مشکلی ندارد ولی هنوز گریه می‌کند، ممکن است شما فکر کنید او مریض شده یا درد دارد. گریة درد با سایر گریه‌ها تفاوت دارد و پس از مدّتی مادر می‌فهمد که کدام  گریة کودک مربوط به درد است. بعضی از بچّه‌ها کمی بدقلق‌تر از بقیه هستند. آنها زیاد گریه می‌کنند و جیغ می‌کشند و کلاً مدیریت آنها سخت است. ما به این کودکان می‌گوییم کودکان سخت و دشوار.

 

من به چیزی نیاز دارم امّا نمی‌دانم چه چیزی

بعضی مواقع ما تشخیص نمی‌دهیم چرا کودک هنوز گریه می‌کند و چه اشتباهی رخ داده است. بعضی از بچّه‌ها وقتی شروع به نق زدن و گریه می‌کنند به‌راحتی آرام نمی‌شوند. از چند دقیقه تا چند ساعت با فشار گریه می‌کنند. این حالت را گاه کولیک می‌نامیم. کولیک یک گریة مداوم، برای حداقل سه ساعت در روز و حداقل سه روز در هفته است. هیچ معجزه‌ای برای کولیک وجود ندارد. به‌ندرت این پدیده بیش از سه ماه طول می‌کشد. برخی از والدین این مسئله را در مورد کودک خود تجربه کرده‌اند.

  ممکن است روش‌های زیر کودک را کمی آرام‌تر کند:

  • او را بغل کنید و باز هم بغل کنید.
  • یک ریتم ثابت پیدا کنید: مثل ضربان منظّم قلب خودتان. ممکن است کودک با خوابیدن روی سینة شما آرام‌تر شود.
  • کودک را با یک ریتم ملایم تکان دهید، مثل تکان دادن روی پا، خواباندن روی گهواره و ننو و تکان دادن او.
  • کودک را ماساژ دهید.
  • چیزی برای مکیدن در اختیار او قرار دهید.
  • قرار دادن کودک در یک ریتم تکراری و ثابت مثل ماشین در حال حرکت.

 وقتی کودکی تقریباً به‌طور مداوم گریه می‌کند، خیلی به خودش آسیب نمی‌رساند. امّا ممکن است  استرس و نگرانی زیادی برای والدینش ایجاد کند. گاهی اوقات والدین خودشان را سرزنش می‌کنند که چرا نمی‌توانند کودک را آرام کنند. اگر شما نیازهای کودک را برطرف کرده‌اید و مشکل خاصّی وجود ندارد، شما هر کاری را که می‌توانسته‌اید برای او انجام داده‌اید، دیگر وقت آن است که از خودتان مراقبت کنید و آشفته نشوید. کودک را زمین بگذارید تا گریه کند و سعی کنید به خودتان آرامش دهید تا بتوانید کنترل بهتری روی اوضاع به دست آورید. از دیگران کمک بگیرید و لحظاتی کودک را به شخص  دیگری بسپارید تا خستگی را از تن خود دور کنید. درصورتی‌که تمام موارد فوق را انجام داده‌اید و اثری نداشته، شاید مشورت کردن با یک پزشک یا روانپزشک اطفال بتواند نگرانی را از شما دور کند.

شما به عنوان یک والد نیاز به رفع خستگی، وجود آرامش و برطرف ساختن نیازهای فیزیکی خود دارید تا مجدّد بتوانید تجدید قوا کنید، کمک گرفتن از دیگران را فراموش نکنید.

آنچه باید در مورد سرماخوردگی کوچولوها بدانیم دکتر اسماعیل نورصالحی، متخصص کودکان و نوزادان


سرماخوردگی یک بیماری ویروسی مسری دستگاه تنفّسی فوقانی است که عمدتاً بینی را تحت تأثیر قرار می‌‌‌دهد؛ البته حلق و سینوس‌ها‌ را نیز ملتهب می‌‌‌سازد. علائم این بیماری بیشتر به دلیل واکنش دستگاه ایمنی به عفونت است تا تخریب بافت توسّط خود ویروس‌ها‌.

 

چه کسی به سرماخوردگی مبتلا می‌‌‌شود؟

پاسخ این است که همه مبتلا می‌‌‌شوند، به‌جز افرادی که که در مناطق دورافتاده و مجزّا از دیگران زندگی  می‌‌‌کنند؛ سرماخوردگی در تمام نقاط دنیا وجود دارد. اگرچه هیچ طفلی کاملاً مصون از سرماخوردگی نخواهد بود، ولی شماری از عوامل محیطی و اجتماعی احتمال ابتلا به سرماخوردگی را افزایش می‌‌دهند. اطفالی که به مهد کودک می‌‌‌روند، ممکن است تا پنجاه درصد بیشتر از اطفالی که در منزل می‌‌‌مانند به علّت افزایش تماس با ویروس به سرماخوردگی مبتلا شوند. پسرها بیشتر از دخترها مبتلا می‌‌شوند، برعکس در یک خانواده، ابتلا در مادر بیشتر است تا پدر؛ بدون شک این مسئله به این دلیل است که مادران رابطة نزدیکی با بچّه‌ها‌ی خود دارند. دخانیات استعمال کردن والدین و خانواده‌ها‌یی با درآمد کم و جمعیّت زیاد نیز باعث افزایش شیوع سرماخوردگی در دوران طفولیت خواهد بود. خوشبختانه شیوع انتقال سرماخوردگی از طریق تماس کوتاه‌مدّت در یک اتاق، نظیر اتاق سالن انتظار مطبّ پزشکان متخصّص کودکان خیلی کم است.

سرماخوردگی شایع‌ترین دلیل عدم حضور در مدرسه یا سر کار است.

علائم سرماخوردگی

  • درد عمومی‌ بدن
  • گلودرد با احساس سوزش در گلو
  • عطسه، آبریزش صاف بینی، گرفتگی بینی
  • ریزش اشک
  • احساس پری در گوش‌ها‌
  • سرفة خشک
  • احساس خستگی عمومی

علائم سرماخوردگی معمولاً یک هفته طول می‌کشند. یادتان باشد در صورت بروز علائم پیش‌گفته شما دچار سرماخوردگی شده‌اید و نیاز به تجویز هیچ‌گونه آنتی بیوتیکی ندارید.

 

پیشگیری

با توجّه به اینکه سرماخوردگی از طریق دست‌ها‌ی آلوده یا عطسه منتقل می‌شود، شستشوی مکرّر دست‌ها ‌پس از تماس با فرد مبتلا، محدود کردن تماس انگشت با بینی و کاهش تماس با فرد مبتلا، میزان انتقال بیماری را به حداقل می‌رساند. اجتناب از برخورد با افراد سرماخورده، مانند نرفتن اطفال به مهد کودک عملی نیست. از نظر تئوری تغذیه با شیر مادر امیدواری‌ها‌یی را مطرح می‌کند.

 

اقدامات مهم برای پیشگیری از سرماخوردگی عبارت‌اند از:

  • دست‌ها‌ی خود را با آب بشویید، مخصوصاً بعد از دست دادن با افراد و بعد از تماس با سطوح عمومی، گوشی تلفن، درها، پنجره‌ها، ‌... و اشیائی که افراد آنها را لمس می‌کنند.
  • سعی کنید به صورتتان مخصوصاً چشم‌ها‌ و بینی دست نزنید.
  • از تماس طولانی با افرادی که سرماخوردگی دارند اجتناب کنید.
  • از عوامل استرس‌زا دوری کنید، زیرا با این عمل سیستم ایمنی خود را تقویت می‌کنید.
  • هوای محلّ زندگی خود را مرطوب نگه دارید (با استفاده از دستگاه بخور یا جوشاندن یک کتری).
  • مصرف مداوم میوه و سبزیجات و انواع سالاد.
  • مصرف مکمّل‌ها‌ی غذایی مفید از قبیل ویتامین C و روی را فراموش نکنید.
  • از مصرف زیاد شکر و چربی به دلیل آنکه به سیستم ایمنی آسیب می‌رسانند خودداری کنید.
  • به افراد خانواده آموزش دهید هنگام عطسه و سرفه جلوی دهانشان را با دستمال کاغذی بگیرند، سپس دستمال را دور بیندازند. در صورت نبودن دستمال کاغذی با دست جلوی دهانشان را بگیرند.

 

در دوران سرماخوردگی چه دارویی واقعاً مؤثر است؟

بهترین درمان در بیشتر موارد سرماخوردگی، عدم استفاده از درمان دارویی و توجّه به درمان علامتی است. از آنتی بیوتیک برای پیشگیری از عوارض میکروبی و همچنین در درمان خود سرماخوردگی نباید استفاده کرد. استراحت در بستر برای بیماران در حال سرماخوردگی توصیه می‌شود. درصورتی‌که اطفال مبتلا به سرماخوردگی ناراحت هستند، بیشترین علائم آزاردهنده تب، سستی و بی‌حالی، آبریزش یا گرفتگی بینی و سرفة مداوم است. هرگونه درمانی باید معطوف به علائم خاصّی باشد که موجب ناراحتی می‌‌شود. در شیرخواران استفاده از قطرة بینی ‌کلرور سدیم می‌تواند موجب رقیق شدن ترشّحات بینی شود. استفاده از بینی به دنبال قطرة بینی کلرور سدیم به‌طور موقّت موجب رفع انسداد بینی می‌شود و ممکن است به‌خصوص قبل از تغذیه کمک‌کننده باشد. بهترین حالت، قرار دادن شیرخوار در وضعیت خوابیده به شکماست، البته درصورتی‌که موجب مشکل تنفّسی بیشتری نشود، یا اگر کودک به یک پهلو بخوابد، در تسهیل تخلیة ترشّحات کمک‌کننده است. قرار دادن یک پتوی تا شده ممکن است باعث تسهیل قرار گرفتن طفل به یک پهلو شود. بخور آب جوش و گرمای حاصل از آن می‌تواند مانع تکامل و رشد ویروس‌ها‌، مخصوصاً رینو ویروس‌ها‌ شود و بخار گرم نیز در رقیق کردن ترشّحات مؤثر است.

در موارد استثنایی، درصورتی‌که سرفه کردن مانع خواب شود و یا استفراغ را تشدید کند، داروهای ضدّ سرفه می‌تواند مفید باشد. در بسیاری از بیماران با توجّه به اینکه اغلب تحریک ناشی از سرفه، سبب آبریزش از بینی خلفی می‌شود، یک ضدّ احتقان می‌تواند مؤثر باشد. برای کاهش التهاب گلو یک قاشق چایخوری نمک را در داخل یک لیوان آب گرم حل کنید و هر چهار ساعت غرغره کنید. برای بهبودی تب، گرفتگی و درد بدن می‌‌توانید از استامینوفن و یا پروفن استفاده کنید، دقّت کنید به کودکان کمتر از شش ماه -که بدنشان دچار کم‌آبی شده است و یا مدام استفراغ می‌کنند- پروفن ندهید.

 

 

باورهای غلط دربارة سرماخوردگی کدام‌اند؟

  • بعضی‌ها‌ فکر می‌کنند که اگر دچار سرماخوردگی شدند، باید خود را با چندین پتو بپوشانند تا عرق کنند و اگر عرق کنند بیماری از بدن آنها خارج می‌شود که این باور کاملاً غلط است؛ تنها حسن این کار آن است که گرما باعث می‌‌شود احساس خوبی داشته باشند.
  • بعضی‌ها‌ فکر می‌کنند اگر واکسن آنفولانزا تزریق کنند، دچار بیماری آنفولانزا می‌شوند که این باور صحیح نیست، زیرا واکسن آنفولانزا ویروس ضعیف‌شدة این بیماری است، بنابراین نمی‌تواند باعث این بیماری شود.
  • بسیاری از مردم فکر می‌کنند که اگر دچار سرماخوردگی و تب شوند نباید شیر بنوشند. شما می‌توانید در موقع سرماخوردگی هرقدر مایل هستید شیر بنوشید و هیچ تأثیری بر سرماخوردگی ندارد.
  • عدّه‌ای فکر می‌‌کنند که علائم سرماخوردگی مثل سرفه و آبریزش بینی برای این به وجود آمده‌اند که بیماری ما را زودتر بهبود بخشند و وقتی آب بینی آنها راه می‌افتد می‌گویند زودتر خوب  می‌شویم و سعی می‌کنند دارویی را  مصرف  نکنند. واقعیت این است که این علائم نه تنها در کوتاه شدن دورة بیماری نقشی ندارند، بلکه باعث می‌شوند بیماری به سایر افراد هم منتقل شود.
  • افراد فکر می‌کنند تزریق واکسن آنفولانزا مانع از بروز بیماری سرماخوردگی در فرد می‌شود، درحالی‌که واکسن آنفولانزا برای پیشگیری از بیماری آنفولانزاست نه برای پیشگیری از ویروس سرماخوردگی، زیرا بیماری سرماخوردگی بیماری خطرناکی نیست و عوارض مهلکی ندارد، ولی بیماری آنفولانزا بیماری خطرناکی است و عوارض شدیدی دارد و بهتر است با تزریق واکسن آنفولانزا از بروز آن پیشگیری کرد.
  • باور غلط دیگر این است که بعضی افراد، کودکان را در موقع تب بالا تن‌شویه نمی‌کنند، به بهانة اینکه کودک آنها دچار ذات‌الریه می‌شود، درحالی‌که تن‌شویه کردن باعث می‌شود دمای بیمار پایین بیاید و مانع از تشنّج احتمالی ناشی از تب می‌شود.

فرزندم خوب قد نمی‌کشد دكتر احياء زري‌دوست - متخصّص كودكان و فوق تخصّص غدد و متابوليسم


حتماً تاکنون متوجّه اختلاف اندازة انسان‌ها در جامعه شده‌اید. در مقیاس کوچک‌تر در خانواده هم همین‌طور است، اندازة افراد خانوادة شما با هم فرق دارد. بعضی‌ها بلندتر و بعضی‌ها کوتاه‌ترند. وقتی از واژه‌های کوتاه‌تر و بلندتر استفاده می‌کنیم، یعنی دو نفر یا دو چیز را با هم مقایسه می‌کنیم.

 

ولی مقیاس مقایسه چیست؟ چگونه می‌توان فهمید قد یا وزن کسی مناسب است یا نه؟ از چه سنی باید به فکر این مهم باشیم ؟

حتماً نمودارهای رشد کودکان را که در مراکز بهداشتی و درمانی استفاده می‌شود دیده‌اید. هر نوزادی که به دنیا می‌آید یک کارت رشد و واکسن برایش تنظیم می‌شود. وزن، قد و دور سر بچّه روی نمودار مربوط علامت زده می‌شود و با چند بار مراجعه در فواصل منظّم یک منحنی رسم می‌گردد. نمودارهایی که اکنون به‌راحتی از آنها استفاده می‌شود داستان‌هایی بس طولانی دارند و حاصل تحقیقات گروه‌های بزرگی از پزشکان در طول سال‌های دراز هستند. چند نوع از این نمودارها بسته به گروه تحقیقاتی انجام‌دهنده موجود است، ولی در همة آنها رشد هر فرد با رشد افراد هم‌سن و هم‌جنس او مقایسه می‌گردد و همة آنها براساس نوارهای صدک رشدی مشخص می‌شوند. معمولاً این نمودارها بین صدک‌های 3 تا 97 یا 5 تا 95 قرار می‌گیرند و معنی آن این است که اگر به فرض قد کودک شما روی صدک 25 قرار دارد، 25 درصد کودکان هم‌سن و هم‌جنس کودک شما وزنی کمتر از وزن کودک شما دارند. شایان ذکر است هر کودکی روند رشدی خود را طی می‌کند و به‌طور طبیعی نباید از آن خارج شود.

 

چرا افراد مختلف متفاوت از یکدیگر رشد می‌کنند؟ چرا قد بچّه‌ها با هم فرق دارد؟

حتماً متوجّه شده‌اید که در بیشتر موارد والدین کوتاه‌ قد فرزندان کوتاه قامت دارند یا برعکس بلند قدها والدین بلند قامت دارند؛ چرا؟ یک دلیل ساده برای این تفاوت‌ها ژن است. نقش ژنتیک در تعیین خصوصیات افراد بسیار مهم است و شاید حرف اول را بزند. از دیگر عوامل مؤثر جنسیت است؛ معمولاً پسرها قبل از بلوغ از دختران هم‌سن خود کمی بلندترند و این اختلاف پس از بلوغ بیشتر هم می‌شود. عامل بسیار مؤثر دیگر تغذیه است. تغذیة مناسب نقش بسزایی در رشد طبیعی ایفا می‌کند، به عبارت دیگر اگر ژن بلند قامتی در فردی باشد ولی تغذیة مناسب در اختیارش نباشد، توانایی رشد او کاهش می‌یابد، حتّی نمی‌تواند به قد تعیین‌شدة ژنتیکی خود برسد.

انواع هورمون‌ها که باید ویتامین «د» را جزء آنها به حساب آورد از عوامل تأثیرگذار و مهم در رشد هستند. فعالیت فیزیکی با ممانعت از چاقی و تحریک افزایش هورمون رشد، سبب افزایش قد و بهبود کیفیت زندگی می‌شود. نقش محیط و سلامت عمومی نیز غیر قابل انکار است.

در دو سال اول زندگی، بچّه‌ها به فواصل منظّم نزد پزشک برده می‌شوند و قد، وزن و دور سر آنها روی نمودارهای مربوط مشخّص می‌شود، ولی پس از آن هم نمودارهایی وجود دارد که با استفاده از آنها می‌توان تا بیست‌سالگی از وضعیت رشدی فرزندانمان آگاه شویم. معمولاً بعد از دوسالگی فاصلة ویزیت پزشکی برای بررسی رشد کمی بیشتر از دوسال اول زندگی است.

 

 به‌طور کلی در اکثر موارد قد و وزن براساس جدول زیر افزایش می‌یابد:

سن                                                                               قد (سانتی‌متر)

12-0 ماهگی                                                                  25

2-1 سالگی                                                                    13-12

3-2 سالگی                                                                    9-8

از 3 تا بلوغ                                                                      5 سانتی‌متر در سال

پس از شروع بلوغ                                                 جهش رشدی سریع که برای هر فرد اختصاصی است

 

سن                                                                               وزن

2 هفتگی                                                            نوزاد به وزن تولّد می‌رسد

تا 3 ماهگی                                                                     500 گرم افزایش وزن در ماه

4 ماهگی                                                                        2 برابر وزن تولّد

1 سالگی                                                                        3 برابر وزن تولّد

9- 2 سالگی                                                                   3/2- 8/1 کیلوگرم افزایش وزن در سال

10-9 سالگی                                                                  5/4 کیلوگرم در سال

همان‌طور که از جدول بالا مشهود است بیشترین سرعت رشد در سال اول زندگی وجود دارد. گاهی والدین از افت سرعت رشد فرزند دلبندشان در سال دوم نگران می‌شوند، چون انتظار دارند با همان سرعت رشد قبلی به رشد خود ادامه دهد، درحالی‌که روند رشد و وزن‌گیری در سال دوم (چنانچه در جدول فوق هم دیده می‌شود) کاهش می‌یابد.

ضمناً بد نیست بدانیم که بچّه‌ها در طول دوران رشد خود فرود و فرازهایی را در طول یک‌سال تجربه می‌کنند، ولی اکثر بچّه‌ها در فصل بهار بیشتر از بقیة فصول رشد می‌کنند. آنچه مهم است برآیند رشد در طول یک نیم‌سال یا یک‌سال است.

یک نقطة عطف مهم در روند رشد بلوغ است. سن بلوغ در پسرها و دخترها با هم فرق دارد. بلوغ در پسرها از ده تا پانزده سالگی و در دخترها از هشت تا سیزده سالگی شروع می‌شود. دوران بلوغ هم دو تا پنج سال طول می‌کشد. رشد در دختران تا پانزده سالگی و در پسران تا هفده سالگی متوقّف می‌شود.

حال چه کار کنیم تا فرزندانمان از این دوران محدود رشد نهایت استفاده را ببرند:

  • خواب کافی

باید کودکان به اندازة کافی استراحت کنند و به‌طور متوسط ده تا دوازده ساعت در طول شب بخوابند.

 

  • تغذیة مناسب

غذا رکن اساسی رشد است. به یاد داشته باشیم که اولین لقمة غذا را ما  والدین در دهان فرزندمان گذاشتیم، ولی حالا از  عادات بد   غذایی او شاکی هستیم!  پس اول رژیم غذایی خانواده را اصلاح کنیم.

 

  • فعالیت کافی و مناسب

 همیشه چاقی به عنوان یک  معضل بهداشتی در دنیا مطرح بوده است، ولی متأسفانه امروزه این معضل میزبانان خوش‌نیت جدیدی پیدا کرده است. والدین باید مطمئن شوند که فرزندانشان به اندازة کافی فعالیت مناسب با سن خود را انجام می‌دهند مثل دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی، اسکیت و سایر ورزش‌ها. این فعالیت‌ها با پیشگیری از چاقی نقش بسزایی در رشد و تکامل کودکان دلبندمان دارند.

موش‌های معجزه‌گر: سلول‌های بنیادین، امیدی تازه برای بچّه‌دار شدن آزاده رئوفی - کار‌شناس ارشد زیست‌شناسی تکوینی


تولید سلول­های ­تخمک زیست‌پذیر از بافت پوست، پیشرفت غیر منتظره­ای است که در درمان­های مربوط به ناباروری ابداع شده است. این کشف، افق روشنی در مقابل زنان یائسه و یا دارای تخمدان­های معیوب -که تمایل به تولّد نوزاد ژنتیکی خود دارند- می­گشاید.

در گذشته، محقّقان با استفاده از دو روش مختلف موفّق به ایجاد تخمک از رده­های سلولی دیگر شده بودند. روش نخست شامل برداشت سلول­های بنیادین از جنین موش و کشت آنها در حضور عوامل رشد القاگر و در نهایت تولید تخمک­های بالغ است. در روش دوم نیز با استفاده از مهندسی ژنتیک موفّق به تمایز تخمک از ردة سلول­های بنیادین جنینی پوست شده­اند.

 

اخیراً تیم تحقیقاتی دانشگاه کیوتوی ژاپن اعلام کرد که موفّق به استفاده از دانش سلول­های بنیادین برای ایجاد سلول­های تخمک زیست‌پذیر در موش­های آزمایشگاهی شده است که این تخمک­ها قادر به لقاح آزمایشگاهی و قادر به ایجاد نسلی سالم و طبیعی هستند. اگرچه موانع تکنیکی و اخلاقی زیادی برای استفاده از این تکنیک در انسان وجود دارد، ولی محقّقان بر این باورند که این مطالعه گام مهمّی برای تولید تخمک­های بارور از سلول­های پوست زنان است.

این برای نخستین بار است که محقّقان با استفاده از تکنیک سلول بنیادین موفّق به تولید تخمک­های زیست‌پذیر با توانایی ایجاد نسلی سالم از یک پستاندار شده­اند.

 

این پژوهشگران در سال گذشته نیز موفّق به تولید سلول­های زیست‌پذیر اسپرمی از بافت پوست موش آزمایشگاهی شدند. در واقع سازوکار این پژوهش به این طریق است که در مرحلة نخست سلول­های پوست را به سلول­های بنیادین تبدیل می‌کنند و سپس در حضور عوامل القاگر خاص، این سلول­های بنیادین تمایز می­یابند و به سلول­های اسپرمی تبدیل می­شوند.

Katsuhiko Hayashi، سرپرست پژوهش مذکور اعلام داشت که این تخمک­ها قادر به ایجاد نسلی سالم از موش­ها هستند که آنها نیز به نوبة خود می‌توانند به ایجاد نسل بعدی سالم و طبیعی کمک کنند. "این موش­ها از نظر وزن و اندازه نرمال هستند. مسیری که در آن ژن­ها به ارث برده می­شوند (genomic imprinting)، در آنها طبیعی بوده و آنها قادر به زاد و ولد هستند." او همچنین اذعان داشت که" استفاده از این سیستم در انسان به دلایل علمی و اخلاقی در حال حاضر ممکن نیست."  

امید است که با برداشتن مشکلات پیش رو و استفادة کاربردی این روش در انسان و در آیندة نه چندان دور، بتوان به زوج‌هایی که تمایل به داشتن نوزاد ژنتیکی سالم خود دارند کمک کرد.

مکیدن انگشت و پستانک، تأثیرات و راه‌‌های درمان آن دکتر سید مصطفی سیدجوادین - بورد تخصّصی ارتودنسی در درمان ناهنجاری‌های دندانی و فکی


عادات دهانی به دسته‌ای از رفتارهای ارادی کودک گفته می‌‌شود که در صورت تداوم، باعث ایجاد ناهنجاری‌های دهانی و دندانی (ارتودنتیک) در سنین بالاتر خواهد شد. یکی از شایع‌ترین عادات دهانی، مکیدن انگشت شست (مکیدن غیر تغذیه‌ای) و دیگری مکیدن پستانک است.

 

تأثیرات

میزان تأثیر این‌گونه عادات بر روی بافت نرم و سخت به مدّت، تکرّر و شدّت عادت بستگی دارد. اگرچه یک عادت شدید ممکن است طی سیستم دندانی شیری سبب تغییر شکل آلوئل (استخوان نگه‌دارندة دندان‌ها) و سیستم دندانی شود، ولی بیشتر تغییرات در دندان‌های جلو است. دندان‌های جلوی بالا (ثنایای بالا) به طرف بیرون و دندان‌های ثنایای پایین  به طرف داخل متمایل می‌شوند و جلوی رویش بعضی از دندان‌ها گرفته می‌شود.

چنانکه انتظار می‌رود میزان جلو بودن دندان‌های بالا نسبت به پایین افزایش می‌یابد و میزان هم‌پوشانی دندان‌های جلوی بالا نسبت به پایین
کاهش پیدا می‌کند، یعنی اوپن بایت (عدم همپوشانی دندان‌های جلو) ایجاد می‌شود. در بعضی از موارد فاصلة عرضی بین دندان‌های نیش و آسیاهای کوچک کاهش می‌یابد و به تنگی فکّ بالا منجر می‌شود. احتمال ادامة عادت مکیدن انگشت بعد از آغاز مدرسه در دختران بیش از پسران است.

میزان شیوع تنگی فکّ بالا در کودکانی که از پستانک استفاده می‌کنند بیشتر است. بعضی از پستانک‌ها از نظر شکل ظاهری طوری طرّاحی شده‌اند که مکیدن آنها شباهت بیشتری با الگوی مکیدن فیزیولوژیک (طبیعی) داشته باشد. هنگامی‌که میزان ناهنجاری‌های ناشی از مکیدن با این پستانک‌ها با پستانک‌های عادی یا مکیدن انگشت مقایسه شد، تفاوتی بین آنها مشاهده نشد.

بیشتر کودکان حداکثر در سنّ چهار یا پنج سالگی مکیدن پستانک را کنار می‌گذارند. در ترک این عادت فشارهای اجتماعیِ محیط، عامل بازدارندة مهمّی محسوب می‌شود. با ترک عادت قبل از رویش دندان‌های دائمی، اکثر تغییرات دندانی ایجاد شده خودبه‌خود برطرف می‌شود. بیشتر کودکان تا آن سن عادت را خودبه‌خود ترک می‌کنند. با این حال عدة کمی هستند که نمی‌خواهند عادت را ترک کنند.

 

راه‌های درمان

به‌تدریج که زمان رویش دندان‌های ثنایای دائمی (دندان‌های اصلی جلو) نزدیک می‌شود، ساده‌ترین روش برای درمان عادت مکیدن انگشت، گفتگوی مستقیم بین دندانپزشک و کودک است. این برخورد " بالغانه" (جلوگیری از دخالت والدین)، اغلب برای خاتمه دادن به عادت کافی است، ولی بیشترین تأثیر را در کودکان با سنّ بالاتر دارد.

روش دیگر، مداخلة درمان به روش یادآوری است. این روش برای کودکانی خوب است که مایل‌اند مکیدن عادت را ترک کنند، ولی نیاز به کمک دارند. هر یک از چند وسیلة یادآور -که با معرّفی به کودک به کار گرفته شود- می‌تواند مفید باشد. یک روش این است که انگشتی که مکیده می‌شود بانداژ و دور آن با یک نوار چسپ ضدّ آب با اطمینان بسته شود. اگر این روش با شکست مواجه شد، می‌توان از روش جایزه دادن استفاده کرد که در این روش هر روز در قبال تکرار نکردن عادت، یک جایزة کوچک -که مورد علاقة کودک باشد- به او داده می‌شود. در بعضی موارد برای ترک کامل عادت باید با کودک مذاکره کرد و به او قول یک جایزة بزرگ داد.

اگر هیچ‌یک از روش‌های فوق مؤثر واقع نشود و کودک واقعاً مایل باشد عادت را ترک کند، می‌توان یک بانداژ الاستیکی به صورت شل دور آرنج او پیچید تا مانع خم شدن بازو و مکیدن انگشت شود. اگر قرار است این کار انجام شود معمولاً فقط شب‌ها و به مدّت شش تا هشت هفته کافی خواهد بود. به کودک باید فهماند که این کار تنبیه نیست.

اگر روش‌های قبلی مؤثر نیفتاد، می‌توان در کودکی که دلش می‌خواهد عادت را ترک کند از یک وسیلة یادآور (یک شبکة سیمی ثابت) که در سقف دهان و بر روی دندان‌های آسیای شیری یا دائمی چسبانده شده باشد، استفاده کرد. اگر کودکی واقعاً نخواهد عادت را ترک کند می‌تواند این وسایل را خراب کند و درآورد، بنابراین همکاری شرط اصلی موفقیت است. اگر عادت مکیدن انگشت پس از اصلاح تنگی فک با این وسیله هنوز باقی باشد، می‌توان آن را همچنان به عنوان وسیلة یادآور در دهان باقی گذاشت. این وسیله حجیم است ولی تیز نیست.

پلاک متحرّک تجویز نمی‌شود زیرا با مشکل عدم پذیرش آن از جانب کودک مواجه می‌شویم. هدف درمان باید برای کودک توجیه شود، به گونه‌ای که بفهمد این وسیله یک وسیلة یادآور است نه وسیله‌ای برای تنبیه او.

اگر کودک بفهمد که این دستی است که قرار است به او کمک کند، درمان موفق خواهد بود و مشکلات روانی به همراه نخواهد داشت. هنگامی‌که ظاهراً عادت متوقّف شده باشد، باید برای شش ماه دیگر وسیله در دهان باقی گذاشته شود تا مطمئن شویم که عادت واقعاً ترک شده است.

اغلب اوقات اوپن بایت‌ها (عدم همپوشانی دندان‌های جلو) که ناشی از مکیدن انگشت در کودکانی است که روابط فکّی آنها طبیعی است، بعد از ترک عادت و رویش سایر دندان‌های مانده برطرف می‌شوند. در کودکانی که دچار تنگی فک همراه با دندان‌های بیرون‌زده و فضای بین دندانی هستند، می‌توان فک را گسترش داد و مشکل بیرون‌زدگی را برطرف کرد. در این کودکان چنانچه مشکل استخوانی وجود نداشته باشد، درمان دیگری لازم نخواهد بود.

اوپن بایت‌هایی که باقی می‌مانند و برطرف نمی‌شوند، تقریباً همیشه یک عامل استخوانی بارز در آنها دخالت دارد که لازم است به‌دقّت بررسی و مشخّص شود.

ماموگرافی چیست و چگونه انجام می‌شود؟ دكتر زهرا نيكپوري جراح و متخصص بيماري‌هاي زنان، زايمان و نازايي، دارای گواهینامه تشخیص بیماری های پستان از پاریس، رئیس مرکز مشاوره ژنتیک مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


امروزه سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در بین زنان است که در صورت تشخیص زودرس با موفقیت زیادی قابل درمان است. آزمایش ماموگرافی یا ماموگرام، عکس گرفتن از پستان با اشعة ایکس برای تشخیص زودرس این سرطان است.

 

چه کسانی و در چه سنی باید ماموگرافی انجام دهند؟

امروزه آزمایش ماموگرافی باید بر روی همة زنان در یک فاصلة سنی خاص انجام شود. اگر خانمی هیچ عامل خطری برای سرطان پستان نداشته باشد، باید اولین ماموگرافی را در سن 35 سالگی انجام دهد و از سن چهل تا پنجاه سالگی، هر یک تا سه سال یکبار آن را تکرار کند. از سن پنجاه سالگی به بالا هم سالانه یک ماموگرافی توصیه می‌شود. زنان پرخطر و کسانی که آزمایش مثبت ژن مستعدکنندة سرطان سینه دارند (BRCA1, BRCA2)، باید با پزشک مشورت کنند و ماموگرافی سالانه را از سن 25 سالگی شروع کنند.

به‌طور کلّی ماموگرافی برای افراد زیر انجام می‌شود:

  • زنانی که برای آزمایش سلامتی (غربالگری سرطان پستان) مراجعه کرده‌اند.
  • زنانی که متوجه یک وضعیت غیرعادی (توده و ... ) یا علائم بیماری در پستان خود شده‌اند.
  • زنانی که پس از عمل پستان در آزمایش‌های سالانه شرکت می‌کنند.

 

آزمایش ماموگرافی چگونه انجام می‌شود؟

در این آزمایش از هر پستان با اشعة ایکس دو عکس در دو جهت مختلف گرفته می‌شود. پستان برای چند ثانیه میان دو صفحه فشرده می‌شود. فشرده نمودن سینه برای گرفتن عکس‌هایی واضح و دقیق ضروری است. این کار چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و توسط پرسنل مجرّب در زمینة ماموگرافی انجام می‌شود. سپس رادیولوژیست و پزشک متخصّص ماموگرافی عکس‌ها را بررسی می‌کنند. در بعضی موارد نیاز به عکس‌برداری مجدّد وجود دارد. اگر رادیولوژیست به تصاویر بیشتری نیاز داشته باشد یا اگر تغییر یا وضعیت غیرعادی در پستان مشاهده شود، شما را در جریان می‌گذارند و از شما می‌خواهند تا برای آزمایش‌های ماموگرام بیشتر یا تست‌های مجدّد مراجعه کنید. توجه کنید درخواست از  شما برای مراجعة مجدد، الزاماً به این معنا نیست که سرطان سینه دارید.

 

آیا اشعة دریافتی در ماموگرافی می‌تواند خطرناک باشد؟

بیماران در هنگام انجام ماموگرافی در معرض مقدار اندکی تابش اشعه قرار می‌گیرند. این میزان اشعه مساوی با تابش اشعه‌ای است  که هر فرد از فضا، زمین و مواد رادیو اکتیو طبیعی در مدت دو ماه دریافت می‌کند. بنابر اظهارات مقامات مسئول در زمینة ایمنی، تابش اشعه در سوئد، خطرات تابش اشعة موجود در آزمایش‌های منظم یا مکرر ماموگرافی بسیار اندک و قابل چشم‌پوشی است. زمانی که پستان‌ها فشرده می‌شوند اشعة ایکس مسیر کمتری را در سینه طی می‌کند. همچنین ماموگرافی مدرن به روش دیژیتال باز مقدار اشعة کمتری را به بافت پستان می‌رساند که بدین ترتیب میزان تشعشعات حتی کمتر هم می‌شود. ماموگرافی برخلاف باورهای غلط نقشی در آسیب زدن به بافت‌های پستان ندارد و آثار منفی آن در مقابل فواید ماموگرافی منظم بسیار ناچیز است.

 

مزایای آزمایش ماموگرافی چیست؟

انجام مرتب آزمایش‌های ماموگرافی در اغلب موارد باعث می‌شود تا سرطان پستان زودتر از زمانی که خود شما آن را احساس می‌کنید مشخص شود. سرطان پستان چنانچه به صورت زودهنگام تشخیص داده شود به‌ندرت منجر به مرگ خواهد شد. تحقیقات علمی نشان می‌دهد که با انجام آزمایش ماموگرافی، مرگ و میر ناشی از سرطان سینه 30 تا 45 درصد کاهش می‌یابد. استفاده از آزمایش ماموگرافی احتمال تشخیص رشد غیرعادی بافت‌ها یا سرطان را در مراحل ابتدایی افزایش می‌دهد و سرطان سینه را در مراحل بسیار ابتدایی شناسایی می‌کند. ماموگرافی به تشخیص حداکثر 85 درصد از سرطان‌های پستان کمک می‌کند.

کیفیت ماموگرافی‌هایی که امروزه گرفته می‌شوند به‌طور قابل توجهی بهبود یافته و میزان اشعه‌ای که برای گرفتن آنها به کار می‌رود کاهش یافته است. انجام ماموگرافی‌های منظم از زنان توانسته است از مرگ‌های ناشی از سرطان پستان در بسیاری از کشور‌ها بکاهد.

 

معایب آزمایش ماموگرافی چیست؟

  • هیچ یک از روش‌های تشخیص سرطان پستان صد درصد دقیق نیستند. ماموگرافی نیز از این امر مستثنی نیست. ممکن است وضعیتی غیرعادی و مشکوک در تصاویر ماموگرافی مشاهده شود که پس از انجام آزمایش‌ها مشخص شود سرطان نیست. این اتفاق در دو مورد از هر صد مورد ماموگرافی ممکن است روی دهد. معمولاً تنها چند تصویر ماموگرام بیشتر و انجام آزمایش سونوگرافی یا حتی MRI برای ارزیابی قطعی لازم می‌شود. بعضی اوقات نیاز  به نمونه‌برداری از بافت سینه و ندرتاً نیاز به یک جرّاحی کوچک در سینه وجود دارد.
  • آزمایش ماموگرافی نمی‌تواند تمامی تومورهای سرطانی را تشخیص دهد و گاهی این تومورها در فاصلة میان یک آزمایش ماموگرام منفی و آزمایش برنامه‌ریزی بعدی به وجود می‌آیند. این امر ممکن است به این دلیل باشد که تومور از سرعت رشد بالایی برخوردار است یا اینکه علائم غیرعادی در تصاویر ماموگرام مشاهده نمی‌شود. اینجاست که ارزش معاینه توسط پزشک و اقدامات تشخیصی دیگر در کنار ماموگرافی به‌خصوص در افراد پرخطر مشخص می‌شود.

 

آیا ماموگرافی جانشین معاینات فیزیکی (دستی) می‌گردد؟

خیر، بهترین شانس یک خانم برای تشخیص زودهنگام سرطان پستان ترکیبی از ماموگرافی منظم و خودآزمایی پستان توسط خود فرد و معاینه‌های منظم توسط پزشک مجرّب است. تمام خانم‌های بالای بیست سال باید خودآزمایی پستان را از تیم دوره دیده آموزش ببینند و از سی سالگی سالانه توسط پزشک باتجربه معاینة پستان شوند.

 

اگر عمل زیبایی پستان انجام داده باشیم باید ماموگرافی انجام دهیم؟

بله، خانم‌های با پروتز پستانی باید مانند دیگر خانم‌ها ماموگرافی‌های منظم را انجام دهند. به هر حال به دلیل عمل پروتز، چندین نمای اختصاصی که اجازه می‌دهد هم نمای قسمت طبیعی پستان و هم قسمت قابل رؤیت باشند الزامی است. البته در این موارد  MRI هم توصیه می‌شود.

پوست و بارداري دکتر بهروز باریک‌بین - متخصص پوست و مو


بارداری دوره‌ای از تغییرات هورمونی و متابولیک عمیق است که بدن آن را برای مدت نسبتاً کوتاهی تحمل می‌کند و در طی آن تغییرات متعددی در پوست، ناخن و موها بروز می‌کند. بثورات و تغییرات پوستی در طول بارداری فوق‌العاده شایع‌اند. به علت شرایط خاص روحی و روانی زنان باردار، این تغییرات می‌توانند سبب بروز نگرانی‌هایی شوند که ممکن است مربوط به زیبایی ظاهری، امکان عود در بارداری‌های بعدی، اثرات بالقوه بر روی جنین و یا مجموعه‌ای از آنها باشد.

 بثوراتی که در دوران بارداری مشاهده می‌شوند همگی از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند. برخی از آنها تغییرات پوستی شایعی هستند که تقریباً در تمام زنان باردار دیده ميشوند. البته تعدادی از بیماری‌های پوستی نیز وجود دارند که اختصاصاً با حاملگی همراه هستند. همچنین حاملگی می‌تواند سبب تشدید یا تخفیف بسیاری از بیماری‌های پوستی شود که اختصاص به این دوران ندارند.

 در این مقاله با تغییرات طبیعی پوست در دوران بارداری و نیز بیماری‌های شایعی که اختصاص به دوران بارداری دارند، آشنا می‌شوید.

 

تغییرات شایع در پوست و ضمايم

تیره شدن پوست (هیپرپيگمانتاسیون)

درجات مختلفی از افزایش رنگدانه در پوست که منجر به تیره شدن منتشر آن می‌شود در نود درصد زنان باردار در فاصلة هفته‌های اول تا چهاردهم بارداری اتفاق می‌افتد. این تغییر در خانم‌های با موی تیره و پوست سبزه بیشتر از زنان با موی روشن و پوست سفید دیده می‌شود. نواحی‌ای از بدن که به‌طور طبیعی تیره‌ترند تیرگی بیشتری پیدا می‌کنند، مخصوصاً نوک سینه‌ها و هالة اطراف آنها، نواحی تناسلی و خط میانی دیوارة شکم که در این زمان اصطلاحاً به آن “خط سیاه” گفته مي‌شود. همچنین گاهی تغییر مشابه در زیر بغل و کشالة ران‌ها نیز مشهود است. این تغییر رنگ معمولاً بعد از حاملگی از بین می‌رود ولي ممكن است درجاتی از آن باقی بماند.

 همچنین در طول بارداری خال‌های تیره ممکن است بزرگ‌تر و یا تیره‌تر شوند و خال‌هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‌اند، مشخص گردند. باید توجه داشت که تغییرات ذکر شده در خال‌ها به‌طور کم و بیش یکسان و متناسب در تمام خال‌های بدن صورت می‌گیرد، ولی چنانچه یکی از خال‌ها تغییرات واضح در اندازه و یا رنگ پیدا کند و یا دچار علائمی‌ نظیر خارش، سوزش و یا احیاناً خونریزی گردد، حتماً باید توسط متخصص پوست بررسی شود.

 یک طرح مشخص از تیره شدن پوست که در حدود هفتاد درصد زنان باردار مخصوصاً سبزه‌ها در نیمة دوم حاملگی دیده می‌شود، ماسک حاملگی یا ملاسما یا کلواسما است که در نواحی مختلف صورت ظاهر می‌شود. این تیرگی عموماً لب بالا، گونه‌ها، پیشانی و چانه را گرفتار می‌کند و به دنبال تماس با آفتاب نیز تشدید می‌شود. این نواحی تیرگی عموماً به رنگ قهوه‌ای و اغلب دو طرفه و قرینه هستند. تغییر رنگ مشابه ماسک حاملگی در زنان غیرباردار که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنند و یا گاهی حتی در مردان نیز دیده می‌شود. ماسک حاملگی بعد از زایمان ممکن است از بین برود و یا به درجاتی پایدار باقی بماند.

 

 مو

بیشتر زنان در دوران بارداری به درجاتی از پرمویی دچار می‌شوند که معمولاً در صورت مشخص‌تر از سایر نواحی است. با وجود این، احتمال گرفتاری بازو، ساق و پشت پا نیز وجود دارد. این موی اضافی که به علت افزایش در نسبت موهای در حال رشد در مناطق مختلف بدن است، تحت تأثیر عوامل هورمونی است و در عرض شش ماه پس از زایمان اغلب از بین می‌رود.

 همچنین به علت مشابه یعنی افزایش در نسبت موهای در حال رشد، موهای سر نیز پرپشت‌تر از حالت طبیعی می‌شوند و ریزش طبیعی موها نیز بسیار کم می‌شود. به همین دلیل اغلب خانم‌ها از موهای خود در طی دوران بارداری اظهار رضایت می‌کنند. به دنبال زایمان و برگشت وضعیت هورمونی بدن به حالت عادی، این افزایش نسبت موهای در حال رشد نیز به حالت طبیعی بر مي‌گردد که این حالت با ریزش موی نسبتاً شدیدی در فاصلة سه تا پنج ماه پس از زايمان مشخص مي‌شود. اکثر افراد به طور طبیعی روزانه حدود پنجاه تا هفتاد تار مو از دست می‌دهند، ولی ریزش مو پس از زایمان به بیش از صد تار مو در روز بالغ می‌شود. اگرچه داشتن زایمان سخت و طولانی خصوصاً اگر همراه با خونریزی شدید باشد، در تشدید این حالت مؤثر است. اما برخلاف عقیدة عموم شیر دادن به نوزاد تأثیري در روند آن ندارد. این حالت نیاز به درمان خاصی ندارد و رشد مجدد طبیعی مو در عرض شش ماه تا یک سال کامل می‌شود و تراکم موها به حالت پیش از بارداری برمی‌گردد.

 به‌ندرت در پایان حاملگی درجة خفیفی از پس‌نشینی خط رویش مو در ناحیة پیشانی و شقیقه‌ها بروز می‌کند که احتمال دارد به حالت طبیعی بازگشت کند و یا به صورت غیرطبیعی باقی بماند.

 همچنین به‌ندرت ممکن است افزایش در موهای تیپ مردانه در ناحیة صورت خصوصاً چانه، گردن و پشت در نیمة دوم حاملگي صورت گیرد. این حالت ممكن است ناشی از افزایش ترشح هورمون‌‌های مردانه از تخمدان‌ها و یا ناشی از یک تومور ترشح کنندة آنها باشد، بنابراین این بیماران باید به‌دقت مورد بررسی پزشکی قرار گیرند. درصورتی‌که علت ايجاد کنندة پرمویی تومور نباشد، این مشکل در حاملگی‌های بعدی تکرار می‌شود و این حالت از پرمویی ممکن است بین حاملگی‌ها پسرفت پیدا کند اما همیشه کامل نیست.

 

ناخن‌ها

 خانم‌های باردار اغلب از شکنندگی ناخن‌ها و ایجاد شیارهای عرضی در آنها شکایت می‌کنند. در مواردی نیز امکان دارد که صفحة ناخن از بستر آن جدا گردد. این تغییرات ناخنی نیز به تغییرات هورمونی در بدن نسبت داده می‌شود، ولی از آنجاكه ارتباط اين تغييرات با حاملگی نامشخص است، برای بررسی سایر علل باید مورد معاینه قرار گیرند. همچنین خطوط طولی تیره‌رنگی ممکن است در طول حاملگی در ناخن‌ها دیده شوند.

 

 غدد عرق

 در بدن دو نوع کلی از غدد عرق وجود دارد. یک نوع که به آن غدد «اكراين» گفته می‌شود، به‌طور منتشر در تمام بدن و مخصوصاً کف دست‌ها و پاها یافت می‌شود. منشأ تعریقی که به‌طور طبیعی در نتیجة افزایش درجة حرارت محیط و یا فعالیت فیزیکی ایجاد مي‌شود این غدد هستند. نوع دیگر که به آنها غدد عرق «آپوکرین» گفته مي‌شود به‌طور عمده در زیر بغل‌ها و نواحی تناسلی یافت می‌شود و ترشحات حاصل از آنها در ايجاد بوي بدن دخالت دارند. در طی بارداری فعالیت و میزان ترشح غدد عرق اکراین به‌طور گسترده‌ای در تمام بدن بجز کف دست و پا افزایش می‌یابد که این افزایش تعریق احتمالاً منجر به افزایش شیوع جوش‌های عرق‌سوز نیز می‌شود. در مقابل، فعالیت غدد عرق آپوکرین کاهش می‌یابد و سبب می‌شود تا برخی از بيماري‌هاي مربوط به آنها نظیر عرق جوش غدد آپوکرین در طی بارداری تخفیف پیدا کنند.

 

غدد چربی

 میزان ترشح غدد چربی پوست در حین حاملگي افزايش می‌يابد و پس از زایمان به حالت طبیعی برمی‌گردد. همچنین در دوران بارداری غدد چربی روی هالة نوک پستان بزرگ می‌شود و به صورت برجستگی‌های کوچك قهوه‌ای رنگ ظاهر می‌گردد. این پدیده بیشتر در سه ماه دوم و سوم حاملگی مشخص می‌شود و گاهی در زنان غیرحامله نیز دیده می‌شود.

 

 عروق پوست

تغییرات متعددی در ساختمان و کارکرد عروق پوست در طی بارداری ممکن است رخ دهد. ازآنجاکه این تغییرات منحصر به حاملگی نیست و ممکن است در سایر حالات نیز دیده شود توجه به آنها و در میان گذاشتن آنها با پزشک معالج ضروری است.

 مهم‌ترین این تغییرات عبارت‌اند از:

  • آنژیوم عنكبوتی: به شکل یک برجستگی قرمز رنگ به اندازة سر سنجاق که دارای یک قسمت مرکزی است و از اطراف آن عروق خونی متّسع به شکل شعاعی خارج می‌شود. این ضایعه در افراد طبیعی نیز دیده می‌شود، اما شیوع آن در حاملگي افزایش می‌یابد، به گونه‌ای که در هفتاد درصد زنان باردار بروز می‌کند. پیدایش آن بین ماه‌های دوم تا پنجم حاملگی است و به‌طور عمده در نیمة فوقانی بدن ظاهر می‌شود و بیشتر در زنان سفید پوست مشهود است. این ضایعات معمولاً در طی سه ‏ماه پس از زایمان از بین می‌روند.
  • قرمزی کف دست: در چهل درصد زنان سفیدپوست و سی درصد زنان تیره‌پوست باردار دیده می‌شود که ممکن است به صورت نقطه نقطه‌های منتشر در تمام کف دست باشد و یا فقط در برجستگي‌هاي کف دست ظاهر شود.
  • وریدهای واریسی: در پاها و هموروئید (بواسیر) از عوارض شايع حاملگی است. بسیاری از خانم‌های حامله دچار تورّم در صورت، پلک‌ها، دست‌ها و پاها می‌شوند. این تورّم، صبح‌ها بیشتر است و به‌تدریج در طول روز از بین می‌رود. با توجه به اینکه مشکلات قلبی، کلیوی و عوارض ناشی از حاملگی می‌توانند نمای مشابهی ایجاد کنند، مشورت با پزشک در این باره الزامی است.

 

لثه‌ها

حدود هشتاد درصد زنان باردار دچار قرمزی و تورّم در لثه‌ها می‌شوند که مخصوصاً اگر بهداشت دهان خوب نباشد، می‌تواند به دردناک و زخمی شدن آنها منجر شود. گاهی نیز ضایعات عروقی کوچکی ممکن است در لثه‌ها ایجاد شوند که به دنبال تماس (مواد غذایی، مسواك و...) دچار خونریزی می‌شوند. این تغییرات بعد از زایمان از بین می‌روند. توجه به بهداشت دهان یک ضرورت مهم است.

 

 خطوط کشش یا استريا

 پیدایش استریا یک یافتة شايع و مشخص در اکثر حاملگی‌هاست. این خطوط در نود درصد زنان باردار در ماه‌های ششم و هفتم حاملگی ابتدا در دیوارة شکم ظاهر شده، بعداً به میزان کمتری بر روی سینه‌ها نیز نمایان می‌شوند و با شیوع و شدت کمتر ممکن است در سایر نواحی بدن نیز دیده شوند. علت پیدایش این خطوط را به مجموعه‌ای از تغییرات هورمونی، کشش بیش از اندازة پوست و پارگی برخی الیاف بافت نگاه‌دارندة آن نسبت می‌دهند. طول این خطوط چند سانتی‌متر و پهنای آنها از یک تا ده میلی‌متر متغیر است و به رنگ صورتی تا ارغوانی و گاهی همراه با خارش مختصر ظاهر می‌شوند. رنگ این خطوط معمولاً مدتی پس از خاتمة بارداری تبدیل به رنگ پوست شده، مختصری فرورفته و سرانجام چروکیده می‌شوند. استریا معمولاً یک مشکل ظاهری است اما در برخی موارد مخصوصاً اگر وسيع باشد ممكن است زخمي و یا در جريان حوادث به‌سادگی پاره شود. باید به‌ یاد داشت که استریا در دوران بلوغ و در ارتباط با افزایش سریع‌تر حجم بدن نسبت به رشد پوست، در هر دو جنس و به‌طور عمده در نواحی ران‌ها، باسن، کمر و سینه ممکن است ایجاد شود. همچنین احتمال دارد ضایعات مشابه در جریان برخی از بیماری‌ها و یا همزمان با مصرف انواعی از داروهای موضعی یا سیستمیک خصوصاً ترکیبات کورتون‌دار ایجاد شود.

 

 آویزهای پوستی

ضایعاتی هستند که در ماه‌هاي آخر حاملگي ظاهر می‌شوند و به‌طور نسبي يا كامل پس از زایمان ناپدید می‌شوند. اندازة آنها از سر یک سوزن تا یک نخود متفاوت است و به صورت زواید برجسته به رنگ پوست یا کمی تیره‌تر در طرفین صورت، گردن، قسمت فوقانی سینه و زير پستان‌ها دیده می‌شوند. به دلیل شباهت آنها به بعضی از انواع زگیل گاهي بيماران، اين زائده‌های پوستی را با زگیل اشتباه می‌گیرند.

 

بيماري‌هاي شايع خاص دوران بارداري

 یک خانم حامله علاوه بر احتمال گرفتاری به انواع بیماری‌های پوست نظیر افراد دیگر، در معرض ابتلا به برخی بیماری‌ها نیز قرار دارد که اختصاص به دوران بارداری دارد:

 

خارش حاملگی

حدود بیست درصد زنان باردار به درجاتی دچار خارش می‌شوند که در اکثر موارد ناشي از يک بیماری شناخته شده نظیر کهیر، اگزما، حساسیت‌هاي دارويي و يا ابتلا به عفونت‌هاي انگلي نظير گال است. اما گروه کوچكی از خانم‌های حامله تنها مبتلا به یک خارش شدید هستند که با ضایعة پوستی مشخصی همراه نیست. به این حالت خارش حاملگی اطلاق می‌شود. این خارش که در سه ماهة سوم حاملگي شروع می‌شود و اغلب محدود به شكم است (اگرچه ممکن است کاملاً منتشر باشد) ناشی از اختلال در ترشح صفرا در کبد (کلستاز) است. این خارش معمولاً بعد از زایمان از بین می‌رود اما در حاملگی‌های بعدی و یا هنگام مصرف قرص‌های ضدّ بارداری عود می‌کند. این حالت عموماً تأثیری بر سرنوشت حاملگی و یا سلامت جنین ندارد و تنها خطر بالقوة آن این است که احتمال بروز سنگ‌های صفراوی در زنان مبتلا به این عارضه بیشتر است.

 

 بثورات کهیری دوران حاملگي

 این اختلال که در پنج درصد تمام حاملگی‌ها بروز می‌کند، به صورت پیدایش ضایعات کهیری است که در سه ماهة سوم حاملگی ظاهر می‌شوند. این بیماری عموماً در بارداری اول تظاهر می‌کند و به‌ندرت در حاملگی‌های بعدي تکرار می‌شود و چنانچه عود داشته باشد شدت آن کمتر است. علت بیماری دقیقاً معلوم نیست و به افزایش غیرطبیعی وزن در مادر و جنین نسبت داده شده است. علامت بیماری شامل پیدایش بثورات کهیری است که شدیداً خارش‌دار است و اغلب بیمار قادر به خوابیدن در شب نیست. این بثورات معمولاً از ناحية شكم شروع می‌شود و بیشتر محدود به خطوط استریا است، اما گاهی قسمت فوقانی بازوها و ران‌ها نیز ممکن است گرفتار شود. در اغلب موارد ضایعات در عرض دو تا سه هفته پس از زایمان از بین می‌روند. اما ممكن است تشدید قابل توجهی بلافاصله پس از زایمان مشاهده گردد. این بیماری تأثیری بر روند حاملگی و سلامت جنین ندارد و حتی نوزادان متولد شده بزرگ‌تر از حالت طبیعی هستند.

دلایل بزرگي پستان در مردان دکتر محمدرضا تقی‌زاده - متخصّص جرّاحی عمومی‌


به بزرگی پستان در جنس مذکر ژنیکوماستی می‌گویند. در بعضی موارد، ژنیکوماستی فیزیولوژیک و نرمال و گاهی نشانة بیماری خاصی است. در سه دورة نوزادی، بلوغ و پیری ژنیکوماستی فیزیولوژیک وجود دارد. در تمام این موارد سطح استروژن (هورمون زنانه) نسبت به تستوسترون بالا می‌رود.

ژنیکوماستی نوزادی ناشی از عبور استروژن از جفت و اثر آن روی بافت پستان نوزاد است، ولی در سن بلوغ علت آن افزایش سطح هورمون استرادیول نسبت به تستوسترون و در دوران پیری کاهش سطح تستوسترون است. در دوران بلوغ، ژنیکوماستی اغلب یک‌طرفه است و بین سنین دوازده تا پانزده سالگی دیده می‌شود، ولی در افراد پیر معمولاً دوطرفه است. در نوزادان حداقل باید دو سانتی‌متر بافت پستان وجود داشته باشد تا ژنیکوماستی تلقّی شود.

گاهی ماموگرافی و سونوگرافی برای تمایز بافت پستان به کار می‌رود. در صورت وجود توده‌ای سفت و نامنظم و غیر قرینه به‌خصوص در سن بالا باید به فکر سرطان پستان در مردان نیز باشیم. ولی ژنیکوماستی یک عامل مساعد کنندة سرطان سینه نیست.

 

علل ژنیکوماستی

به‌طور کلی علل ژنیکوماستی را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد:

  • افزایش استروژن
  • کاهش آندروژن
  • هورمون مردانه
  • داروها
  • بیماری سیستمیک مثل نارسایی قلبی

برخی عواملی که باعث کاهش هورمون‌های مردانه می‌شوند عبارت‌اند از: ضربه به بیضه، ارکیت (التهاب بیضه)، اشعة ایکس و نارسایی کلیه.

بعضی داروها ازجمله دیگوکسین (داروهای قلبی)، اسپیرونولاکتون، دیازپام، رزرپین، تئوفیلین، وراپامیل، ضدّ افسردگی‌های سه حلقه‌ای و لازیکس باعث بزرگی پستان می‌شوند. درصورتی‌که ژنیکوماستی ناشی از کمبود آندروژن باشد، تجویز تستوسترون باعث پسرفت ژنیکوماستی می‌شود. اگر ژنیکوماستی ناشی از دارو باشد، با قطع دارو ژنیکوماستی پسرفت می‌کند. درصورتی‌که ژنیکوماستی پیش‌رونده باشد و به سایر درمان‌ها پاسخ ندهد، درمان جرّاحی در نظر گرفته می‌شود. درمان با دانازول مؤثر است ولی این دارو عوارض خاص خودش را دارد.

سوزاک، بیماری خطرناک جنسی دكتر سنبل طارميان - متخصص بيماري‌هاي عفوني، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي گيلان


سوزاک در سراسر جهان وجود دارد و در اثر روابط جنسی بی‌بندوبار پایدار می‌ماند، زیرا طریقة انتقال آن عمدتاً آمیزش جنسی است و همان‌طور كه از نام آن پيداست، با احساس  سوزش در مجاري ادراری مخصوصاً در هنگام دفع ادرار همراه است. به گزارش سازمان بهداشت جهانی سالانه ۱۰۶ میلیون مورد تازه از این بیماری در جهان بروز می‌کند. اين بيماري در افرادي كه سطح بهداشتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي پايين‌تري دارند و در سنین جوانی که فعالیت جنسی زیاد است، بیشتر ديده مي‌شود و نکتة دارای اهمیت این است که گروه‌های سنی بالاتر به این دلیل کمتر مورد توجّه قرار گرفته‌اند.

عامل بیماری سوزاک باکتری نایسریا گنوره‌ای است. این باکتری از دستة کوکسی‌های گرم منفی است و اخیراً سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که این میکروب به‌طور فزاینده­ای در مقابل بسیاری از آنتی‌بیوتیک‌ها از خود مقاومت نشان داده و ممکن است به‌زودی غیرقابل درمان شود. به‌طوری‌که مواردی از بروز سوزاک که در برابر داروهای آنتی‌بیوتیکی موجود مقاومت نشان داده‌اند به‌تازگی در ژاپن، انگلیس، هنگ کنگ و نروژ ثبت شده است.

ابتلا به سوزاک احتمال ابتلای به ایدز و عفونت‌های دیگر را نیز افزایش می‌دهد که ناشی از تحریک پاسخ ایمنی در ناحیة تناسلی یا ایجاد زخم در این نواحی است.

روابط جنسی (دهانی، مقعدی یا واژینال)، تماس دست و انگشتان دست با ترشّحات تناسلی آلوده و سپس تماس بلافاصله با مخاط اندام‌های تناسلی یا مقعد یا چشم فرد سالم  و در هنگام زایمان، چشمان نوزاد از راه‌های انتقال است که مورد اخیر با قطرة مخصوص قابل پیشگیری و درمان است. البته در صورت درمان نشدن و پیشرفت بیماری احتمال کوری نوزاد وجود خواهد داشت. بنابراین، مبتلایان به این بیماری تنها زنان و مردان بالغ نیستند، بلکه کودکان و نوزادانی که از مادر ناقل (بدون علامت) متولّد می‌شوند نیز می‌توانند دچار این عفونت شوند. سوزاک فقط از طریق انسان به انسان سرایت می‌کند و میزبان این باکتری نیز تنها انسان است. فضای گرم و مرطوب مخاطی بهترین و مناسب‌ترین محل برای باکتری عامل سوزاک محسوب می‌شود.

خطر انتقال بیماری بعد از یک‌بار آمیزش جنسی برای مردان ده درصد و در زنان حدود چهل درصد است. سوزاک در اکثر مواقع در روزهای دوم تا چهاردهم پس از ابتلا و انتقال، علائم خود را بروز می‌دهد. علائم و ظاهر شدن این بیماری در مردان بارزتر و بيشتر از زنان است، به‌طوری‌که در 3/1 زنان مبتلا به سوزاک اگر کشت نمونه هم مثبت شود (یعنی باکتری عامل وجود داشته باشد)، علامتی وجود ندارد.

سوزاک در زنان، دهانة رحم و مجرای ادرار را آلوده می‌کند. مهبل کمتر دچار می‌شود زیرا به‌جز مقاومت موضعی، در سلول‌های مخاط آن مقدار زیادی گلیکوژن وجود دارد که سبب رشد و نمو لاکتوباسیل دودرلین (نوعی باکتری) و اسیدی شدن مهبل به این علّت می‌شود که به میکروب‌های بیماری‌زا اجازة رشد نمی‌دهد.

مهم‌ترین علامت اورتریت در زنان؛ احساس سوزش در هنگام ادرار کردن و بعضی اوقات تکرّر ادرار است. در برخی موارد ممکن است ترشّح مجرا وجود داشته باشد که متورّم و قرمز می‌شود. خونریزی واژینال در فواصل قاعدگی یا پس از آمیزش جنسی می‌تواند بروز کند. در بعضی موارد دیسپارونی (آمیزش جنسی دردناک) و نامرتّبی قاعدگی به‌وجود می‌آید.

 در کسانی که به سرویسیت (عفونت دهانة رحم) مبتلا می‌شوند، یا علامتی وجود ندارد یا دهانة رحم قرمز و همراه ترشّحات چرکی در معاینه است.

 درصورتی‌که بیمار درمان نشود، ممکن است که عفونت به قسمت‌های دیگر دستگاه تناسلی راه یابد و باعث آبسه و پریتونیت شود. تشکیل آبسه یا عفونت لوله‌ها منجر به چسبندگی و انسداد و درنتیجه عقیمی ‌و حاملگی خارج رحم و مشکلات بارداری می‌شود.

ده درصد مردان مبتلا ممکن است بدون علامت باشند. اولین علامت در مردان؛ احساس سوزش در مجرا و تکرّر ادرار است. پس از آن، ترشّح موکوئیدی به‌وجود می‌آید که به‌سرعت این  ترشّح غلیظ، چسبنده و به رنگ زرد یا سبز مایل به زرد درمی‌آید که بر لباس زیر هم اثر می‌گذارد. گاهی خون در ادرار به میزان کم دیده می‌شود. باکتری سوزاک معمولاً به قسمت‌های پایینی مجرای ادرار سرایت می‌کند و باعث التهاب و تورّم مخاط مجاری ادرار می‌شود امّا خیلی بالاتر از آن نمی‌رود.

درصورتی‌که بیماری درمان نشود، عفونت می‌تواند به سایر قسمت‌های دستگاه تناسلی منتشر شود. عفونت قدامی ‌مجرای ادرار به طرف خلفی و نسوج مجاور توسعه می‌یابد و می‌تواند باعث واکنش التهابی و آبسه‌های پری اورترال و تنگی دائمی مجرای ادرار  شود. متعاقب ورم اپیدیدیم ( محل تحرّک و تکامل نهایی اسپرماتوزوئیدها) درد یا تورّم در بیضه می‌تواند بروز کند و بدون درمان به نازائی بینجامد. ممکن است باکتری به جریان خون وارد شود و علائم مفصلی، تب، بثورات جلدی و... بروزکند. گروه مبتلایان بدون علائم بالینی همچنان ناقل بیماری محسوب می‌شوند.

بروز عفونت مقعدی هم محتمل است که با علائم خارش مقعد، ترشّحات چرکی موضعی و وجود خون تازه در مدفوع بروز می‌کند.
بیماری سوزاک را می‌توان با روش‌های مختلف آزمایشگاهی در مدّت زمان کمی (از چند ساعت تا نهایتاً حدود یک هفته) تشخیص داد. این شیوه‌ها می‌تواند از طریق رنگ‌آمیزی مستقیم نمونة ترشحات، به‌طور مثال از دهانة رحم، مجرای ادرار ،... و کشت باکتری از این نمونه‌ها باشد.

اگر سوزاک درمان شود به معنای این نیست که بدن در برابر آن مقاومت یافته، بلکه ممکن است که فردی در اثر بی‌احتیاطی چندین و چند بار مبتلا شود.

درمان دارویی با سفالوسپورین‌ها و همراه با آن درمان شریک جنسی با یا بدون علامت بالینی صورت می‌گیرد، زیرا خطر ابتلای بعد از بهبود از شریک جنسی درمان نشده وجود دارد. بررسی از نظر وجود سایر بیماری‌های آمیزشی ازجمله ایدز و درمان دارویی همزمان توصیه شده است. با توجه به روند روبه‌رشد مقاومت دارویی در سراسر دنیا، سازمان بهداشت جهانی از کشورهای مختلف خواسته است قوانین استفادة صحیح از آنتی‌بیوتیک برای درمان این بیماری را شدّت بخشند تا درمان تازه‌ای برای آن پیدا شود.

بهترین روش برای پیشگیری از ابتلای به این بیماری نداشتن بي‌بندوباري جنسي و عدم برقراری تماس جنسی با افراد مشکوک به بیماری  و یا با افراد دارای شرکای جنسی متعدّد است. اصولاً پیشگیری مبتنی بر رابطة جنسی سالم است. از دیگر روش‌ها می‌توان به حصول اطمینان (از طریق آزمایش) از سلامت جنسی شریک جنسی اشاره کرد. مطمئن‌ترین شیوة پیشگیری همان استفاده از کاندوم در هنگام برقراری تماس‌های جنسی است  که البته تأثیر آن صددرصد نیست. پیشگیری داروئی در چشم نوزادان نیز اهمیت دارد.

هشدار اصلی در مورد روند روبه افزایش سوزاک در کشورهای مختلف جهان است که این دلایل را می‌توان برای آن پیشنهاد کرد:

  • افزایش ارتباطات جنسی و هموسکسوآلیته (هم‌جنس‌گرایی)
  • مقاومت میکروب به آنتی‌بیوتیک
  • وجود زنان و مردان بیمار بدون علامت
  • نداشتن آموزش جنسی
  • دورة نهفتگی کوتاه بیماری و انتقال سریع در این دوره.

از جانب دیگر در کشورهایی که آموزش بیماری‌های جنسی محدود است و خیل جوانان بیکار و فقیر وجود دارند، حجب و حیای کاذب بین مردم در مورد آموزش بیماری‌های آمیزشی -درحالی‌که سیدی فیلم‌های جنسی با کمترین قیمت و به‌وفور در دسترس‌اند- بیکاری و فقر اقتصادی و فرهنگی جوانان در شرف ازدواج و امثال آنها مشکل را دو چندان می‌سازد.

یائسگی در مردان دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


وقتی کلمة یائسگی را می‌بینیم یا می‌شنویم معمولاً به یاد قطع قاعدگی زنان در سنین 45 تا 55 سال می‌افتیم، امّا آیا آقایان نیز دچار یائسگی می‌شوند؟!

بله، مردان نیز همچون زنان دارای هورمون‌ها‌ی جنسی هستند که باعث بروز خصوصیات جنسی مردانه و توانایی تولید مثل در آنان می‌شود. در عین حال بعضی از فعالیت‌ها‌ی عادی مثل فعالیت و قدرت عضلانی، ترکیب و ساخت استخوان‌ها‌ و برخی از فعالیت‌ها‌ی مغزی نیازمند وجود هورمون جنسی مردانه است. امّا با افزایش سن، سطح هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) به‌تدریج کاهش می‌یابد و اگر این کاهش به حدود خاصّی برسد، منجر به بروز علائم و نشانه‌ها‌ی بالینی خاصّی می‌شود که یکی از اسامی ‌آن یائسگی مردان است.

افزایش امید به زندگی منجر به افزایش جمعیت افراد مسن شده است، امّا این افزایش سن باید با کیفیت مناسب زندگی نیز همراه باشد. وقتی کمبود تستوسترون منجر به علائم بالینی شود، نه تنها کیفیت زندگی را مختل می‌کند، بلکه ثابت شده است که می‌تواند منجر به افزایش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌ها‌ی دیگر مثل دیابت و بیماری‌ها‌ی قلب و عروق شود. به این ترتیب می‌توان به اهمیت مطلب پی برد و دریافت که این اتّفاق در آقایان اهمیت ویژه‌ای دارد و باید بیش از پیش مورد توجّه قرار گیرد.

یائسگی مردان مجموعه‌ای است از سن بالا، علائم بالینی و کمبود تستوسترون در آزمایش.

 

علائم بالینی را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

  • علائم جنسی که عبارت‌اند از: کاهش تمایلات جنسی، اختلالات نعوظ و ارگاسم، بیضه‌ها‌ی کوچک و اختلال تولید اسپرم ( و در نتیجه نازایی)، بزرگ شدن و درد ناحیة پستان، تعریق غیرطبیعی و حملات گرگرفتگی و در نهایت کاهش موهای زهار و زیر بغل.
  • علائم روحی- روانی شامل افسردگی، احساس کمبود انرژی و عدم سلامت، اختلال حافظه و تمرکز و در نهایت اختلال خواب.
  • اختلالات فیزیولوژیک شامل افزایش چربی‌ها‌ی بدن، کاهش توان و قدرت عضلانی و احساس خستگی.

امّا باید دانست که این علائم به هیچ وجه اختصاصی نیست. از طرفی نباید با مشاهدة یک یا چند علامت فوراً برچسب یائسگی به مرد زد. از طرف دیگر با توجّه به اهمیت روزافزون این وضعیت باید توجّه و اقدام تشخیصی مناسب را به عمل آورد. بنابراین پزشک در مواجهه با حداقل سه علامت از علائم فوق در یک فرد مسن باید اندازه‌گیری سطح تستوسترون سرم از آزمایشگاه درخواست کند. درصورتی‌که سطح تستوسترون سرم از حد طبیعی کمتر گزارش شود، باید آزمایش تکرار شود و در صورت اثبات کمبود تستوسترون، پزشک متخصّص باید اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب را انجام دهد.

در اندازه‌گیری سطح تستوسترون چند نکته را باید مدّ نظر قرار داد، امّا آنچه فرد مورد آزمایش باید بداند این است که  اولاً با توجّه به تغییرات سطح این هورمون در طول روز، اندازه‌گیری باید بین ساعت هشت تا یازده صبح انجام شود. دوم اینکه این تغییرات بر اثر بیماری‌ها‌ی حاد مثل سرماخوردگی، تب و دردهای حاد نباشد. البته مطمئناً پزشک نیز باید نکات لازم را مدّ نظر داشته باشد و در صورت لزوم به بیمار یادآور شود.

در هرحال پس از اثبات آزمایشگاهی کمبود تستوسترون، آزمایش‌ها و بررسی‌ها‌ی تکمیلی مثل اندازه‌گیری هورمون محرّک تولید تستوسترون LH، هورمون محرّک تولید شیر و گاهی MRI ممکن است لازم باشد که توسّط پزشک متخصّص درخواست می‌شود.

 

درمان

در صورت تشخیص، درمان با تجویز تستوسترون است که باید به اندازة مناسب و تحت کنترل کافی به بیمار داده شود. به خاطر داشته باشیم همان‌طورکه کمبود تستوسترون می‌تواند منجر به عوارض شود، تجویز بدون دلیل یا بیش از حد آن هم می‌تواند با عوارض شدیدی همچون  عوارض کبدی، فعال شدن سرطان‌ها‌ی خاص، اختلال باروری و حتّی مرگ ناشی از مسائل ریوی همراه باشد. پس باید تأکید کرد که تجویز تستوسترون باید به فرد مناسب، در زمان مناسب و به اندازة مناسب و تحت نظارت و کنترل پزشک متخصّص باشد.

نوزادان دوقلو دكتر مرجانه زركش - فوق تخصص كودكان و نوزادان


به‌طور نرمال بیش  از 2/99 درصد حاملگی‌ها تک‌قل است، ولی در سال‌های اخیر به دنبال درمان‌های ناباروری، میزان تولّد دوقلو یا چندقلو افزایش یافته است.

عواملی که سبب می‌شوند مادری حاملگی دوقلو یا بیشتر داشته باشد عبارتند از: سن بالا، چاقی، نژاد سیاه‌پوست، مادرانی که قبلاً زایمان داشته‌اند و مادرانی که به دلیل نازایی تحت درمان قرار گرفته‌اند.

معمولاً یک‌سوم موارد دوقلویی تک‌تخمی هستند، ولی با درمان‌هایی که اخیراً برای نازایی انجام می‌شود، این میزان کمتر شده است، به نحوی که از هر پانزده تا بیست نوزاد دوقلو، یک مورد تک‌تخمی است. اگر دو قسمت شدن سلول تخم طیّ چند روز اول لقاح رخ دهد، دوقل تک‌تخم جداگانه رشد می‌کنند. ولی اگر روز چهاردهم لقاح یا پس از آن دو نیم شدن تخم رخ دهد، جنین‌های به‌هم‌چسبیده به وجود می‌آیند. حاملگی تک‌قل حدود چهل هفته طول می‌کشد، دوقلویی حدود 36 هفته، سه‌قلویی حدود 32 هفته و چهارقلویی حدود 29 هفته. پس با افزایش تعداد قل‌ها احتمال نارس شدن و به دنبال آن عوارض نارسی بیشتر می‌شود.

 

عوارضی که مادر را در حاملگی دوقلویی تهدید می‌کنند عبارتند از:  

کم‌خونی شدید و افزایش فشار خون، افزایش قند خون، زایمان زودرس، افزایش احتمال پارگی کیسة آب مادر و نیاز به سزارین.

 

خطراتی که جنین و نوزاد را در حاملگی دوقلو تهدید می‌کنند عبارتند از:

1- نارس شدن نوزاد و به دنبال آن عوارض نارسی مانند مشکلات تنفّسی.

2- تأخیر رشد داخل رحمی: پس از هفتة 28 حاملگی بارز می‌شود.

3- ناهنجاری‌های مادرزادی که در حاملگی تک‌تخمی افزایش می‌یابند و در دو تخمی‌ها افزایش ندارند. بیشتر این ناهنجاری‌ها در سیستم مغزی و قلبی–عروقی نوزاد دیده می‌شوند.

4- سندروم  انتقال خون بین دوقل که در موارد تک‌تخمی دیده می‌شوند و به دنبال آن یک‌قل کم‌خون و کم‌وزن و دیگری پرخون و سنگین‌تر می‌شود.

5- احتمال مرگ جنین به نحوی که هر چه اختلاف وزن دوقل بیشتر باشد، احتمال مرگشان هم افزایش می‌یابد.

6- در آینده احتمال فلج مغزی (CP) در دوقلو‌ها بیشتر از تک‌قل‌هاست و هر چه تعداد قل‌ها افزایش یابد، احتمال فلج مغزی هم افزایش می‌یابد.

7- مرگ در نوزادان دوقلو مخصوصاً در قل دوم بیشتر است. همچنین عوارض تنفّسی در قل دوم بیشتر از قل اول دیده می‌شود.

8- احتمال بستری شدن نوزادان دوقلو، همچنین میزان هزینة اقتصادی آنها بیشتر از نوزادان تک‌قل است.

برای تشخیص حاملگی دوقلویی سونوگرافی از هفتة پنجم حاملگی کمک‌کننده است.

 

«مثل همیشه پیشگیری بر درمان مقدّم است. بهترین راه جلوگیری از عوارض حاملگی دوقلویی این است که در روش‌های درمان نازایی در حدّ امکان سعی شود حاملگی تک‌قل باشد».

مراقبت از بند ناف در نوزاد دکتر روشنک کدیور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


ناف نوزاد اغلب باعث نگرانی مادر و اطرافیان می‌شود. در بیمارستان و مطب، گاهی متخصّصان کودکان و نوزادان با والدینی مواجه می‌شوند که از دیدن،  تعویض پانسمان و دست زدن به بند ناف و حتّی گاز استریل گذاشتن روی آن وحشت دارند و حمّام کردن کودک تازه متولّد شده را تا افتادن بند ناف به تأخیر می‌اندازند. لازم به ذکر است که اولین حمّام با صابون غیر طبّی و عادی و آب گرم بعد از اینکه دمای بدن نوزاد تنظیم شد و دمای زیر بغل به 5/97 درجة فارنهایت یا 5/36 درجه سانتی‌گراد رسید، انجام می‌شود.
برای تمیز نگه داشتن بند ناف نظرات متفاوتی وجود دارد. یک عمل قابل قبول برای مراقبت بند ناف قرار گرفتن در معرض  هواست و یا استفاده از آنتی‌سپتیک‌های موضعی (عوامل ضدّ میکروبی) مثل Tripledye و یا آنتی‌بیوتیک‌های موضعی مثل bacitracin. آنچه مسلّم است این است که خشک نگه داشتن ناف باعث جدا شدن زودرس آن می‌شود.
هنوز در برخی از منابع ذکر می‌شود استفادة دو بار در روز از سواب الکل ایجاد اگزودا (‌ترشّح چرکی) می‌کند و بوی ناف را کاهش می‌دهد. امّا امروزه در اکثر مراکز درمانی بند ناف را آزاد می‌گذارند و تمیز و خشک نگه داشتن آن را توصیه می‌کنند.
والدین عزیز باید دقّت داشته باشند که بند ناف نوزاد روی پوشک قرار گیرد و آن را داخل پوشک نگذارند.
ما با بارورهای غلط در مورد بند ناف نوزادان مواجهیم، به‌طور مثال:
o  بسیاری از مواقع نوزادان گریه می‌کنند که گاهی به علّت ناکافی بودن شیر مادر، پوشاندن بیش از حدّ نوزاد و گرم بودن وی و یا خیس شدن پوشک نوزاد و ... است، ولی اطرافیان ذکر می‌نمایند که ناف نوزاد درد می‌کند!!!
o  متأسفانه هنوز گاهی روی بند ناف نوزاد پودربچّه، زردچوبه، شیر و ... ریخته می‌شود و یا حتّی پس از افتادن بند ناف، سکّه‌ای را محکم روی ناف نوزاد می‌بندند که در مورد این اشتبا‌هات باید به مراقبان نوزاد آگاهی داد.
o  بعد از جدا شدن بند ناف  ترشّح خونی مختصری ممکن است روی ناحیه دیده شود که دلمه بسته و مشکلی ایجاد نخواهد کرد. والدین نباید این ناحیه را دستکاری کنند و دلمة خونی ایجاد شده را جدا نمایند، امّا اگر خون واضح از محلّ بند ناف مشاهده شود و یا خونریزی فعّال اتّفاق افتد، نیاز به بررسی ویژه از لحاظ بیماری‌های انعقادی دارد.
خونریزی: خونریزی بند ناف در اثر آسیب، بستن نادرست بند ناف یا عدم تشکیل لختة طبیعی ایجاد می‌شود. بنابراین نوزادان را باید مکرراً در عرض چند روز اول تولّد تحت نظر داشت تا در صورت بروز خونریزی سریعاً مشخّص شود.
گرانولوم: بند ناف معمولاً در عرض شش تا هشت روز بعد از تولّد خشک شده، جدا می‌شود و زخم آن در عرض دوازده تا پانزده روز بهبود می‌یابد. وجود میکروب‌ها در جدا شدن بند ناف تأخیر ایجاد می‌کند و احتمال تهاجم ارگانیسم‌های بیماری‌زا را افزایش می‌دهد.
باقی ماندن بافت گرانولاسیون در پایة بند ناف شایع است. این بافت نرم سه تا ده میلی‌متری از نظر اندازة عروقی و گرانولر به رنگ صورتی یا قرمز تیره است و ممکن است ترشّح چرکی داشته باشد.
درمان
درمان کوتر با نیترات نقره است که این کار با فواصل چند روز تکرار می‌گردد تا پایه خشک شود.
فتق نافی: اغلب همراه با شل شدن عضلات شکمی و ناشی از بسته شدن ناکامل یا ضعف حلقة نافی است. عوامل مساعد کنندة آن وزن کم موقع تولّد و نژاد سیاه است. فتق به صورت برجستگی نرمی است که با پوست پوشیده شده است و در طیّ گریه، سرفه و زور زدن برجسته می‌شود.
درمان
اغلب فتق‌های نافی که قبل از شش ماهگی ظاهر می‌شوند تا سن یک سالگی برطرف می‌شوند. گیر افتادن فتق نافی نادر است. اغلب عقیده دارند بستن آن مؤثر نیست. جرّاحی توصیه نمی‌شود مگر اینکه:
o  فتق تا پنج سالگی باقی مانده باشد.
o  گیر افتاده باشد و علائمی ایجاد کرده باشد.
o  بعد از یک تا  دو سالگی بزرگ‌تر شود.

 

حاملگی و سرطان پستان دكتر زهرا نيكپوري جراح و متخصص بيماري‌هاي زنان، زايمان و نازايي، دارای گواهینامه تشخیص بیماری های پستان از پاریس، رئیس مرکز مشاوره ژنتیک مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


سرطان پستان هنگامی‌که در زمان حاملگی یا در اولین سال بعد از زایمان اتفاق بیفتد، به عنوان سرطان پستان طیّ حاملگی شناخته می‌شود. سرطان پستان و سرطان گردن رحم شایع‌ترین سرطان‌هایی هستند که طیّ حاملگی دیده می‌شوند که در مجموع حدود پنجاه درصد تمام سرطان‌های حین حاملگی را شامل می‌شوند.

احتمال بروز سرطان پستان در دوران حاملگی بسیار کم است ولی از این نظر اهمیت دارد که معاینة پستان برای تشخیص زودرس در بارداری و شیردهی نیز باید انجام شود. برخی از مطالعات نشان داده‌اند خانم‌هایی که در زمان حاملگی مبتلا به سرطان پستان شده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان در پستان مقابل خواهند بود.

 اهمیت سرطان پستان در دوران حاملگی این است که به علت تغییرات هورمونی بدن و به دنبال آن تغییرات پستان در زمان بارداری، مثل بزرگ شدن آنها، هرگونه علائم یا تغییری که مربوط به سرطان باشد، ممکن است جلب توجه نکند و دیرتر کشف شود و به این ترتیب، تشخیص بیماری به تعویق بیفتد. مسلماً اگر پزشک و بیمار از تظاهرات مختلف سرطان و نیز تغییرات دوران بارداری و شیردهی، اطلاع کافی داشته باشند، میزان تأخیر در تشخیص به حداقل خواهد رسید.

 

علائم

در دوران بارداری نیز مانند زمان غیر بارداری، شایع‌ترین علامت بیماری وجود یک تودة بدون درد در پستان است. در بیش از نود درصد موارد، این توده‌ها را خود فرد کشف می‌کند. گاهی نیز امتناع نوزاد از شیر خوردن می‌تواند نشانه‌ای از ایجاد سرطان در پستان باشد. سایر علائم عبارتند از: فرورفتگی نوک پستان، چسبندگی تومور به پوست با یا بدون ضخیم شدن پوست پستان، فرورفتگی پوست یا چسبندگی پوست به قسمت‌های زیرین و بزرگ شدن غدد لنفاوی زیر بغل. اساساً هرگونه تغییر واضحی که اخیراً در ناحیة پستان و قفسة سینه ایجاد شده و قبلاً وجود نداشته است باید مورد توجه قرار گیرد. یک تومور با رشد فزاینده در پستان، در هر زمانی حتّی در دوران بارداری و شیردهی، باید به عنوان یک علامت احتمالی سرطان پستان مورد توجّه قرار گیرد.

لازم به ذکر است که مانند بیماران غیر حامله، در این بیماران نیز در اثر بی‌توجّهی به علائم اولیه ممکن است بیماری در مراحلی کشف شود که به نقاط دیگر بدن منتشر شده است. در موارد نادر حتّی بدون وجود علائم اولیه در پستان، انتشار بیماری به سایر نقاط بدن اتفاق می‌افتد و بیماری با تظاهراتی در سایر نقاط بدن خود را نشان می‌دهد.

 

 

 

تشخیص

 استفاده از روش‌های تشخیصی -که در افراد معمولی به کار می‌روند- در دوران بارداری کمی دچار محدودیت می‌شود .ماموگرافی در این دوران ارزش تشخیصی زیادی ندارد زیرا افزایش نسوج و غدد پستانی در زمان حاملگی، نمای رادیولوژیک خاصی را ایجاد می‌کند که تفسیر آن را مشکل و ارزش آن را محدود می‌سازد. عوارض ماموگرافی برای جنین، درصورتی‌که پوشش محافظتی خاصی به کار برده شود قابل اغماض خواهد بود و به هر حال استفاد از آن به نظر پزشک بستگی دارد.

سونوگرافی در تفکیک تومور‌های توپر از کیست‌ها مفید است و در مواردی که معاینة بالینی مورد تردید است و بیمار از درد و یا حسّاسیت پستان شاکی است مفید خواهد بود. توده‌های پستانی که در زمان حاملگی لمس می‌شوند، باید به‌دقت توسط پزشک بررسی شوند و مورد ارزیابی قرار گیرند. در مواردی که پزشک قویاً مشکوک به سرطان است، ممکن است پس از معاینه اقدام به انجام نمونه‌برداری با بی‌حسّی موضعی کند. انجام نمونه‌برداری در تشخیص سرطان پستان در زمان حاملگی لازم است. تصمیم‌گیری در مورد اینکه توده‌های پستانی در زمان حاملگی فقط تحت نظر قرار گرفته شوند کار آسانی نیست، چراکه با افزایش اندازة پستان و ازدیاد عروق ناشی از حاملگی معاینة بالینی روزبه‌روز مشکل‌تر می‌شود. تومور لمس‌شده ممکن است در معاینات بعدی ناپدید شود، درصورتی‌که در حال بزرگ شدن است و به‌سادگی در لابه‌لای بافت پستان مخفی شده است .به همین علت تأخیر در تشخیص در این بیماران به میزان قابل توجّهی گزارش شده است. هرگونه تودة پستانی را در زمان حاملگی و شیردهی جدّی بگیرید.

 

درمان سرطان پستان در حاملگی

یک نکتة مهم در درمان سرطان پستان در زمان حاملگی این است که حاملگی به سیر خود ادامه دهد. البته در این رابطه استثنائاتی هم وجود دارد و در هر فرد باید به صورت جداگانه عمل شود. اعمال جرّاحی با حفظ پستان در حاملگی نباید انجام شوند، زیرا پس از این گونه اعمال حتماً باید پرتودرمانی انجام شود و تماس با اشعّه برای جنین مضر است.

جرّاحی پستان در زمان حاملگی در اغلب اوقات با موفقیت انجام می‌شود و حداقل خطر را برای مادر و جنین به‌خصوص در سه‌ماهة دوم و سوم دارد. در مقایسه با شیمی‌درمانی و پرتودرمانی، انجام جرّاحی کمترین اثر مضر را در زمان حاملگی بر جای می‌گذارد. بنابراین درمان متداول برای سرطان‌های پستان قابل عمل، عمل برداشت کامل پستان تحت بیهوشی عمومی است. پس از بررسی جواب آسیب‌شناسی بیمار، تصمیم‌گیری اختصاصی در مورد انجام شیمی‌درمانی بعد از عمل صورت خواهد گرفت.

بیماران در مراحل پیشرفتة بیماری -که غیر قابل عمل باشند- ممکن است قبل از عمل جرّاحی نیاز به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی یا هر دو، داشته باشند که در این موارد درمان مطابق نظر و تصمیم تیم پزشکی معالج بیمار صورت می‌گیرد.

 

 

 

 سرنوشت بیمار پس از درمان چگونه خواهد بود؟

مطالعات زیادی دربارة این موضوع انجام شده است که آیا سرطان پستان هنگامی‌که در زمان حاملگی و شیردهی بروز می‌کند، خطرناک‌تر است یا خیر؟ نتایج بررسی‌های گذشته حاکی از این بود که سرطان پستان در زمان حاملگی پیشرفته‌تر و مهاجم‌تر است. مطالعات جدیدتر نشان داده‌اند که با در نظر گرفتن تمام شرایط صرفاً حامله بودن بیمار وضعیت بیماری را وخیم‌تر نمی‌کند. اگرچه ممکن است زایمان زودتر از موعد و نوزادان کم‌وزن و نارس در این افراد بیشتر دیده شوند که نشان‌دهندة محیط نامساعد داخل رحمی است. حاملگی پس از سرطان پستان با توجّه به اینکه بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان پستان در سنین باروری هستند، یک سؤال مهم برای بیماران مطرح می‌کند: آیا من می‌توانم پس از درمان سرطان پستان حامله شوم؟

 در اوایل سال 1970 میلادی مطالبی در مورد این موضوع مطرح شد که خانم‌هایی که دو سال یا بیشتر بدون شواهد و عوارض بیماری زندگی کرده‌اند، می‌توانند بدون عوارض جانبی باردار شوند. با وجود این راجع به این موضوع کاملاً با احتیاط و بر اساس شرایط هر بیمار باید تصمیم‌گیری شود.

به عنوان یک قانون کلی سرطان‌های پستانی که در زمان غیر حاملگی تشخیص داده شده‌اند باید به‌طور مناسبی درمان شوند و قبل از اقدام به حاملگی به‌طور صحیح پیگیری شوند.

به علت اینکه اغلب موارد عود، طیّ دو سال اول پس از اقدام درمان اتفاق می‌افتند توصیه می‌شود که حاملگی، دو تا سه سال پس از اتمام درمان به تعویق بیفتد. درصورتی‌که شواهدی از عود بیماری وجود نداشته باشد، خانم‌هایی که به دنبال سرطان پستان حامله می‌شوند باید مانند هر خانم حاملة دیگری پیگیری شوند. جرّاحی، شیمی‌درمانی و برش‌های جرّاحی در پستان، معمولاً در آینده مانعی برای شیردهی با پستان نیستند. این مسئله در مورد نمونه‌برداری‌های پستان نیز صادق است. بنابر این خانم‌ها بهتر است قبل از شیر دادن به نوزاد، از عوارض ناشی از جرّاحی یا پرتودرمانی در دوران شیردهی مطّلع باشند.

در مادران شیرده پس از هرگونه جرّاحی پستان، شیردهی از پستان جرّاحی شده باید متوقّف شود. در غیر این صورت احتمال تشکیل مجرای ارتباطی از مجاری شیری به پوست منطقة جرّاحی‌شده (فیستول شیری) وجود دارد. در این مدت کودک می‌تواند از پستان مقابل تغذیه شود و شیردهی تا ترمیم زخم باید به تعویق بیفتد. در حال حاضر، هیچ مدرکی دال بر اینکه شیردهی بعد از درمان سرطان پستان برای نوزاد خطری داشته باشد، وجود ندارد.

واريکوسل دكتر رحيم توكل نيا متخصص اورولوژي، عضو كادر درماني و پژوهشي مؤسّسۀ فنّاوری‌های نوین پزشکی مهر


واریکوسل چیست؟

بیضه عضو جنسی مردان است که درون آن اسپرم‌سازی صورت می‌گیرد. درجة حرارت محیطی که در آن اسپرم ساخته می‌شود باید پایین‌تر از درجة حرارت بدن باشد (زیر 35 درجه)، به همین علّت بیضه‌ها در درون کیسة بیضه (اسکروتوم) در خارج بدن قرار گرفته‌اند. اندازة این دو کیسه با دو عضله در دو طرف تنظیم شده است و با تغییر درجة حرارت محیط، این دو عضله بیضه‌ها را به بدن نزدیک و دور می‌کند، یعنی در محیط‌های سرد کیسة بیضه‌ها کوچک و کاملاً به بدن نزدیک می‌شود و در محیط‌های گرم کیسة بیضه‌ها بزرگ و از بدن دور می‌شود.

واريکوسل، اتّساع و پیچ‌خوردگی غیر طبیعی شبکة وریدی بالای بیضه‌هاست. حدود يک‌ششم مردان واريکوسل دارند. در مرداني که دچار ناباروري هستند، اين رقم بالاتر است. معمولاً شروع بيماري در زمان بلوغ يا بلافاصله پس از آن است، ولي ممكن است در سنين پايين و حتّي بالاتر نيز رخ دهد.

 

 علل ايجاد واریکوسل

واريکوسل با واريسی شدن و گشاد شدن سياهرگ‌های بيضه ظاهر می‌شود. اگر دریچه‌هایی که جریان خون را از وریدهای اطراف بیضه به سیستم گردش خون هدایت می‌کنند دچار اختلال شوند، واریکوسل ایجاد می‌شود و در نتیجة تجمّع خون وریدها گشاد می‌شوند. واریکوسل می‌تواند در یک بیضه یا در هر دو ایجاد شود. واریکوسل در بیضة چپ شایع‌تر است. ایجاد واریس و لخته‌های خون در وریدی سمت چپ بیشتر است (حدود ۸۵ درصد). در اثر تجمّع خون، دمای اطراف بیضه‌ها تغییر می‌کند و سبب اختلال عملکرد بیضه‌ها، تخریب و از بین رفتن اسپرم‌ها می‌شود.  

علائم واریکوسل

علائم و نشانه‌ها ممکن است شامل درد بیضه، احساس سنگینی در بیضه‌ها، نازایی، کوچک شدن تدریجی بیضه‌ها و وجود وریدهای قابل لمس ‌باشد. درد ناشی از واريکوسل با فعّاليّت و ايستادن تشديد می‌شود و با استراحت بهبود می‌يابد.

 

تشخيص واریکوسل

واريکوسل اغلب علامتي ندارد و معمولاً در حين ارزيابي علل ناباروري يا معاينة جسمي کشف مي‌شود. با اين حال اگر در ناحیة بیضه احساس درد يا تورّم مي‌کنيد، بايد با پزشک تماس بگيريد. پزشک بیمار را در یک اتاق با درجة حرارت مناسب و در وضعیّت ایستاده معاینه می‌کند (در این حالت احتمال لمس و رؤیت وریدها بیشتر است). در معاينه ممکن است تودة غير دردناک کلاف‌‌مانندي در بالاي بيضه لمس شود. واریکوسل‌های کوچک نیز از طریق روش‌های خاصّی نظیر سونوگرافی داپلر یا ترموگرافی و ونوگرافی قابل مشاهده‌اند. اگر با معاينه نتيجة قطعي به دست نیاید، پزشک ممکن است سونوگرافي درخواست کند.

 

واريکوسل از نظر بالینی به سه درجه تقسيم می‌شود:

  1. درجة یک: ورید‌های بیضه هنگام زور زدن قابل لمس ‌باشند.
  2. درجة دو: وریدها در حالت ایستاده قابل لمس هستند.
  3. درجة سه: وریدها در حالت ایستاده قابل مشاهده‌اند.

 

عوارض واريکوسل

  • تحليل رفتن (آتروفي) بيضه

تودة بيضه از لوله‌هاي سازندة اسپرم تشکيل شده است. هنگامي که اين لوله‌ها در اثر عاملي مانند واريکوسل آسيب مي‌بينند، ممکن است بيضه‌ها نرم و کوچک شوند. مشخّص نيست که چه عاملي باعث تحليل رفتن بيضه‌ها مي‌شود،‌ امّا اختلال در کارکرد دريچه‌هاي وريدها باعث تجمّع خون در بيضه‌ها مي‌شود و افزايش فشار وريدها و قرارگيري در معرض سموم درون خون ممکن است باعث آسيب بیضه‌ها شود.

 

  • ناباروری

ناباروری در افراد مبتلا به واریکوسل ممکن است به دلایل متفاوتی ایجاد شود. واريکوسل با اختلال در جريان عادي خون، باعث می‌شود درجة حرارت بيضه‌ها بيش از حد بالا رود، به اين ترتيب بر توليد اسپرم و حرکت آن اثر می‌گذارد. سیگار کشیدن همراه با واریکوسل زیان مضاعفی را بر فرد تحمیل می‌کند و ناباروری ناشی از واریکوسل را افزایش می‌دهد. اختلال در روند اسپرم‌سازی از نتایج ابتلا به واریکوسل است و در این ارتباط بیشترین اختلال در کاهش تحرّک اسپرم خواهد بود. اگرچه باعث کاهش تعداد اسپرم و افزایش شکل‌های غیر طبیعی آن نیز می‌شود.

 

درمان واریکوسل

واريکوسل همیشه نیاز به درمان ندارد، امّا اگر مشکل ناباروری وجود داشته باشد يا واريکوسل باعث درد يا تحليل‌رفتگي بيضه‌ها شود، لازم است واريکوسل درمان شود. درمان با هدف بستن وريدهاي آسيب‌ديده و هدايت جريان خون به وريدهاي طبيعي انجام مي‌گيرد. واريکوسل معمولاً در دوران نوجواني رخ مي‌دهد،‌ امّا مشخّص نيست که آيا بايد واريکوسل را در همان زمان ترميم کرد يا نه. درصورتي‌که تحليل‌رفتگي پيشروندة بيضه همراه با درد يا نتايج غيرطبيعي در آزمايش اسپرم وجود داشته باشد، ترميم واریکوسل در دورة نوجواني ممکن است ضرورت پيدا کند. ترميم واريکوسل ممکن است با جرّاحي باز، يا جرّاحي از طريق لاپاراسکوپي و يا بستن وريد با بالون يا فنر از راه پوست (آمبوليزاسيون از راه پوست) انجام گيرد.

 

اندیکاسیون عمل جرّاحی ترمیم واریکوسل عبارت است از:

1- واریکوسل‏های شدید.

2- زوج‏هایی که ناباروری ثابت‌شده دارند.

3- شوهر حداقل یک یا دو آزمایش شمارش اسپرم غیرطبیعی داشته باشد.

4- در مردان مبتلا به واریکوسل که کاهش یک طرفة اندازة بیضه در همان طرف دارند، عمل جرّاحی توصیه می‏شود.

 

مراقبت پیش و پس از عمل

 پس از تصمیم‌گیری برای عمل و انجام آزمایش‌های لازم خون و بررسی اسپرم، موهای ناحیة عمل شب قبل یا صبح عمل تراشیده می‌شوند. از ساعت دوازده شب قبل از عمل بیمار دیگر چیزی نمی‌خورد. عمل با بیهوشی عمومی‌ یا بی‌حسّی از کمر (نخاعی) بسته به شرایط بیمار و صلاح‌دید متخصّص بیهوشی انجام می‌شود. مدّت زمان عمل بستگی به عوامل گوناگونی دارد و به‌طور متوسّط سی تا شصت دقیقه طول می‌کشد. بیمار همان روز یا صبح فردا مرخّص می‌شود و به مدّت حداقل هفت تا چهارده روز استراحت پزشکی خواهد داشت. بهتر است نزدیکی از روز هفتم به بعد انجام شود.

 

آيا بيمار مبتلا به واريکوسل بدون عارضه احتياج به پيگيری دارد؟ 

بلی، اگر واريکوسل عارضه‌ای ايجاد نکند، احتياج به درمان نيست. ولی بيمار باید به صورت ماهانه، خود را معاينه کند و در صورت کوچک شدن سايز بيضه و يا تغيير در قوام آن، لازم است که پزشک او را معاينه کند. همچنين اگر بيمار مبتلا به واريکوسل ازدواج نکرده است و يا تمایل به  داشتن فرزند ديگری در آينده دارد، بهتر است تحت عمل جرّاحی قرار گیرد، زیرا در صورت صدمة بیضه برگشت آثار واریکوسل صددرصد نیست. بیمار در صورت قبول خطر عدم انجام عمل بايد با انجام آزمايش اسپرم در هر شش ماه از نظر باروری بررسی شود. در صورت شروع تغييرات و ضعيف شدن نطفه درمان را شروع کند. بر اساس  تحقیقات انجام شده در پنجاه تا هفتاد درصد موارد انجام عمل واریکوسل باعث بهبودی قابل توجّه در آزمایش اسپرم می‌شود.

 

 عود واریکوسل

در هشتاد تا نود درصد موارد، اين بيماري بازگشت ندارد، ولي در ده تا بیست درصد مواقع، با باقي ماندن وريدهاي ظريف، بيمار دچار عود و گشادي وريد مي‌شود. همچنين ممكن است در برخي موارد شخص پس از جرّاحي دچار هیدروسل (تجمّع مایع دور بيضه) شود.

 

توصیة مهم

اگر افراد در سنين جواني و نوجواني با بزرگي بيضه مواجه شدند، بهترين راه مراجعه به متخصّص كليه و مجاري ادراري است، زیرا امكان دارد اين بزرگي، ناشي از واريس نبوده، علامت بيماري مهلك‌تري همچون تومور بيضه باشد.

چرا کودکم از جدایی می‌ترسد؟ دكتر فريبا عربگل - فوق‌تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان


اضطراب جدایی به‌طور طبیعی بین سنّ هجده ماهگی و سه سالگی رخ می‌دهد كه اوج آن در سنّ دوازده تا 24   ماهگی است و پس از 24 ماهگی به‌تدریج كاهش می‌یابد. اكثر كودكان هنگام جدایی از والدین، درجاتی از اضطراب و ناراحتی را نشان می‌دهند كه این موضوع هم برای كودك و هم برای والدین او دردناك است. در مرحله‌ای از سنّ كودك، این ترس و اضطراب یك پدیدة رشدی طبیعی است و به‌ نظر می‌رسد یك هدف تكاملی در پشت آن قرار گرفته است. درجاتی از اضطراب جدایی در كودكان پیش‌دبستانی، نشانة دلبستگی ایمن و سالم به مادر و مراقبت‌كنندة اوست. در بسیاری از موارد این اضطراب در عرض سه یا چهار دقیقه پس از ترك والد كاهش می‌یابد و متوقّف می‌شود.

اضطراب كودك هنگام جدا شدن از والدین معمولاً از یك روز به روز دیگر متفاوت است، یك روز كودك هنگام جدا شدن از مادر مضطرب می‌شود، روز دیگر به مادر می‌چسبد و غمگین است و یك روز دیگر، قشقرق به راه می‌اندازد و در مقابل جدایی مقاومت و واكنش شدیدی از خود بروز می‌دهد. به‌تدریج كودك به سمت استقلال پیش می‌رود ولی هنوز مرحلة انتقالی می‌تواند مشكل و برای كودك و مادر استرس‌زا باشد.

برای كودكانی كه تجربة جدایی‌های بسیار مكرّر و یا بسیار اندك از مادر را داشته‌اند، جدایی ممكن است اضطراب بیشتری را ایجاد كند. هرچه كودك بزرگ‌تر می‌شود و مفهوم زمان را درك می‌كند و مدارای موفّقیّت‌آمیز هنگام جدایی را بیشتر تجربه می‌كند، از اضطراب او كاسته می‌شود. عواملی كه ممكن است در شدّت اضطراب جدایی كودك دخالت داشته باشند شامل موارد زیر است:

* خستگی و بیماری كودك

* تغییر در عادات و برنامه‌های منزل

* تغییراتی كه در خانواده رخ می‌دهد مانند: تولّد فرزند جدید، طلاق، جدایی والدین، مرگ و یا بیماری اعضای خانواده و…

* عوض شدن پرستار و یا مراقبین كودك

* معمولاً علّت اضطراب جدایی نیست، ولی والدین می‌توانند با رفتارهای خود آن ‌را بدتر یا بهتر كنند.

* كودكانی كه از نظر سرشتی، كودكان سخت و دشواری هستند و به تغییرات جدید، مكان و اشخاص جدید دیر عادت می‌كنند، بیشتر مستعدّ اضطراب جدایی‌اند.

 

 

 

عوامل زیر می‌تواند شانس اضطراب جدایی را در كودك شما كاهش دهد:

* از سنّ شش ماهگی به بعد در زمان‌هایی كوتاه و به‌طور گهگاه از پرستار كودك و یا شخص نزدیك دیگری استفاده كنید تا از كودك مراقبت و نگهداری كند. این موضوع علاوه بر آنكه كمك می‌كند تا كودك در زمان‌هایی كوتاه، دور شدن از مادر را تجربه كند، فرصتی را نیز در اختیار كودك قرار می‌دهد تا اعتماد به سایر بزرگسالان در او شكل گیرد.

* از دوازده ماهگی به بعد كودك را وارد ارتباط با همسالان نمایید(گرچه كودك در این مرحله معمولاً وارد بازی‌های مشاركتی نمی‌شود) و از سنّ سه سالگی می‌توانید فرصت تجربة بازی‌های گروهی را به او بدهید.

* از سنّ سه تا چهار سالگی كودك می‌تواند بعضی از انواع كلاس‌های پیش‌دبستانی و مهد كودك را تجربه كند، به‌خصوص برای كودكانی كه زیاد به والد خود وابسته هستند.

 

 چگونه به كودكی كه از اضطراب جدایی رنج می‌برد كمك كنیم؟

* در ابتدا سعی كنید كودك را در زمان‌هایی كوتاه به مراقب جدید یا مهد كودك بسپارید، زمان‌هایی كه بتواند تجربه‌های مثبتی را در آنجا داشته باشد.

* قبل از آنكه كودك را در محل جدید ترك كنید و تنها بگذارید، كمك كنید تا كودك با محیط و مردم جدید آشنا شود.

* روی موارد مثبتی كه در محیط جدید رخ می‌دهد متمركز شوید، نگذارید بچّه‌ها از تصوّر چیزهای بدی كه ممكن است رخ دهد، نگران شوند و بترسند.

* اضطراب كودك را به تمسخر نگیرید و او را به‌ دلیل این ترس و اضطراب سرزنش و شماتت نكنید.

* اجازه دهید تا كودك شما بداند كه می‌فهمید چقدر سخت است كه انسان از كسی كه تا این حد دوستش دارد جدا شود، كودك را درك كنید و بپذیرید. امّا زیاد با او همدردی و دلسوزی نكنید.

* تسلیم خواستة كودك نشوید و به او بفهمانید كه در امنیّت و سلامت خواهد بود.

* عشق، محبت و علاقة بی‌قید و شرط خود را از كودك دریغ نكنید.

* اگر كودك بزرگ‌تر است، او را به كودكان دیگری كه در آن محیط هستند معرّفی كنید و بازی و تفریح خاصّی را با آنها ترتیب دهید.

* انتظار آن ‌را داشته ‌باشید كه در چند هفتة اول ورود به مهد و یا مدرسه كودك خسته باشد و زود تحریك‌پذیر شود.

* هنگام ترك كودك او را ببوسید و نوازش كوتاهی کنید و با خوشرویی از او خداحافظی كنید.

* مراسم خداحافظی و ترك كودك را خیلی طولانی نكنید، بر احساسات دلسوزانة خود غلبه كنید و چندین بار نروید و برگردید.

* دزدكی و یواشكی كودك را ترك نكنید.

* قبل از شروع مهد، آمادگی و یا مدرسه، تدارك كتاب، دفتر و وسایل مورد نیاز كودك را ببینید و برای فراهم آوردن آنها كودك را مشاركت بدهید.

* حتّی زمانی كه فكر می‌كنید مربّی و یا معلّم كودك شما سخت‌گیر است و یا كودك از طرف كودك دیگری مورد قلدری و اذیت قرار گرفته ‌است، او را از مدرسه و یا مهد خارج نكنید، سعی كنید مشكل را رفع نمایید.

* اگر كودك تحت هیچ شرایطی حاضر نشد به مهد یا مدرسه برود و در منزل ماند، برای او زیاد فعّالیّت‌های تفریحی و سرگرمی فراهم نكنید.

* در بازی‌ها با ایفای نقش، جدایی را با كودك تمرین كنید.

* پس از بردن كودك به مهد یا مدرسه مدّتی آنجا بمانید، سپس كودك را با معلّم یا مربّی تنها بگذارید و سپس نزد او برگردید.

 

 سخنی با مربّیان و معلّمان كودك

  • خود را به كودك معرّفی كنید و از او دعوت كنید تا با اسباب‌بازی‌ بازی كند یا چیزی بخورد.
  • اگر كودك دچار حملة هراس شده است، از والد او بخواهید نزد كودك بماند تا وی آرام‌تر شود و او را با صدایی گرم، محبّت‌آمیز، راسخ و قاطع آرام كند.
  • هرگز كودك را به‌ دلیل اضطراب و غمگینی‌اش مورد انتقاد قرار ندهید.

 

توجّه

درصورتی‌كه كودك موارد زیر را نشان دهد، لازم است مورد ارزیابی دقیق‌تری قرار گیرد و مشاورة تخصّصی‌تری دریافت كند:

  • چنانچه پس از گذشت دو هفته كودك هنوز آرام نگرفته ‌است و مشكلات هنگام جدایی ادامه دارد.
  • كودك صبح‌ها قبل از جدا شدن از مادر و رفتن به مهد كودك یا مدرسه شكایت‌های جسمی مكرّری مانند: سردرد، دل‌درد، سرگیجه، حالت تهوّع، استفراغ، تپش قلب و … دارد.
  • اضطراب جدایی به سال‌های مدرسة ابتدایی كشیده شده است و با فعّالیّت‌های متناسب رشدی و سنّی كودك تداخل دارد.
  • كودك در هیچ مرحله‌ای از زندگی خود دچار اضطراب جدایی نشده است.
  • امتناع از رفتن به مدرسه در بچّه‌های بزرگ‌تر و نوجوانان اكثراً مطرح‌كنندة مشكل جدّی‌تری است كه نیازمند كمك تخصّصی است.

آندومتریوز: از تشخیص تا درمان حوریه شایگان - کار‌شناس ارشد مامایی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان


آندومتریوز عارضه‌ای است که در آن بافت‌های شبیه رحم در جاهایی از بدن خارج از رحم رشد می‌کنند. این بافت‌های نابجا ممکن است به عنوان تومور خوش‌خیم، گره بافتی یا بافت کاشته‌شده باشند. در حالت کلّی شیوع آن یک تا ده درصد است. شیوع سنّی این بیماری معمولاً بین 25 تا چهل سالگی است و عامل پنج تا پانزده درصد موارد نازایی در زنان است.

برخی عوامل ممکن است زنان را در معرض خطر بیشتر ابتلا به این بیماری قرار دهند:

  • شروع دوره‌های قاعدگی در سنین پایین‌تر
  • خونریزی شدید در دوران قاعدگی‌
  • قاعدگی‌های طولانی‌تر از هفت روز
  •  داشتن خویشاوند نزدیک مانند مادر، خواهر یا خاله‌ای که به این عارضه مبتلا باشند.

علائم و نشانه‌های بیماری بسیار متغیّر و برحسب محلّ گرفتاری و شدّت بیماری متفاوت است، ولی باید متذّکر شد که همیشه رابطة مستقیمی بین میزان گرفتاری و شدّت علائم نیست. به‌طورکلّی علائم این بیماری معمولاً در سه گروه عمده دسته‌بندی می‌شوند:

  • درد هنگام قاعدگی: این درد ثانویه و پیش‌رونده است و یک روز قبل از خونریزی شروع می‌شود و بیش از سه روز تداوم می‌یابد. خوردن داروهای رایج مسکّن برای تسکین درد نیز گاهی بی‌تأثیر است.
  • درد در هنگام مقاربت
  • نازایی

البته این علائم بسته به اینکه آندومتریوز در کجا قرار دارد و چه بافتی را درگیر کرده است، متفاوت است، مثلاً اگر روده را درگیر کرده باشد، می‌تواند درد و خونریزی روده را در پی داشته باشد و یا اگر آندومتریوز در ریه باشد، در موقع قاعدگی فرد دچار خلط خونی می‌شود.

علّت ایجاد نازایی در این افراد به‌طور قطعی و صد درصد مشخّص نیست. اگر آندومتریوز وسیع و شدید باشد، می‌تواند سبب چسبندگی لوله‌های رحمی به لگن شود و در نتیجه، چسبندگی شدید لوله باعث نازایی خواهد شد، به عبارتی نازایی به علّت تغییر قابلیّت حرکت لوله‌های رحمی و اختلال در انتقال تخمک در لوله ایجاد می‌شود.

 در زنان نازایی که مبتلا به آندومتریوز خفیف هستند و تنها چند نقطة پراکندة آندومتریوزی دارند، علّت نازایی احتمالاً منشأ دیگری است و به آندومتریوز مربوط نیست. در افرادی که کیست‌های آندومتریوزی دارند، تشخیص بیماری از طریق سونوگرافی ممکن است، ولی تشخیص قطعی با لاپاروسکوپی و انجام بیوپسی است که از طریق ناف و شکم بیمار انجام می‌گیرد.

مواقعی که آندومتریوز خفیف است، معمولاً درمان‌های دارویی انجام می‌گیرد که بیشتر باعث متوقّف شدن تخمک‌گذاری می‌شود و شامل یک سری قرص‌های جلوگیری از حاملگی است که بیمار باید به صورت مداوم این قرص‌ها را مصرف کند و یا درمان‌هایی که شامل تجویز ترکیبات پروژسترونی است و یا یک نوع آمپول‌های تزریقی که بیمار باید هر ماه یک بار تزریق کند. این آمپول‌ها باعث می‌شوند که در بیمار تخمک‌گذاری متوقّف شود. توقّف تخمک‌گذاری باعث می‌شود که نقاط آندومتریوز مقداری تحلیل روند و درد بیمار کمتر شود. در هشتاد تا نود درصد موارد، درد بیمار با دارو تسکین می‌یابد و حدود پنجاه تا هفتاد درصد زنان با درمان موفّق می‌توانند حامله شوند، امّا حدود ده تا بیست درصد بیماران پس از یک سال از درمان، دچار عود علائم می‌شوند.

با توجّه به اینکه بیماری آندومتریوز، یک بیماری پیش‌رونده است و حتّی اگر در مرحلة خفیف هم باشد، ممکن است طیّ چند سال شدید شود، باید سریعاً برای درمان آن اقدام شود. در افراد مبتلا باید ابتدا مشخّص شود آندومتریوز در چه مرحله‌ای است و اگر بیمار ازدواج کرده است و آندومتریوز دارد، بهتر است برای بچّه‌دار شدن زودتر اقدام کند، چون ممکن است آندومتریوز پیشرفت کند و باعث نازایی شود. اگر هم بچّه نمی‌خواهد، بهتر است از روش‌های جلوگیری از بارداری (مانند قرص‌های ضدّ بارداری) استفاده کند. مصرف قرص‌های ضدّ بارداری باعث جلوگیری از پیشرفت آندومتریوز می‌شود. همچنین ترکیباتی مانند پروژسترون باعث می‌شوند آندومتریوز در همان مرحله باقی بماند و پیشرفت نکند.

اگر زوجین، شرایط مناسبی برای باردار شدن دارند، باید هر چه زودتر اقدام به بارداری کنند. در این خانم باید بررسی شود که آندومتریوز در چه مرحله‌ای است. در مرحلة اول باید یک اسپرموگرام از شوهرشان داشته باشند که مطمئن شوند شوهرشان مشکل خاصّی ندارد و یک بررسی هورمونی از خودشان انجام دهند. اگر آندومتریوز در مرحلة خفیف باشد، درمان دارویی مثل داروهای تحریک‌کنندة تخمک‌‌گذاری انجام می‌گیرد و اگر آندومتریوز وسیع باشد، باید از طریق لاپاروسکوپی چسبندگی‌ها آزاد شوند، چون احتمال اینکه عدم بارداری ایشان به علّت آندومتریوز باشد، زیاد است. اگر این امکان وجود ندارد، باید توسّط IVF (لقاح خارج از رحم) اقدام به درمان کرد. ولی در نهایت این خانم‌ها نباید نگران باشند و از بارداری هم نباید ناامید شوند، چون در این افراد یا از طریق ساده و معمولی امکان بارداری وجود دارد یا اگر در مرحلة وسیع و شدید آندومتریوز باشند، از طریق روش‌های کمک به بارداری در این افراد می‌توان مشکل را بر طرف کرد.

بهداشت دوران قاعدگی دکتر معصومه جعفری - جرّاح و متخصّص زنان و زایمان و نازایی


قاعدگی یا عادت ماهانه که به آن پریود، رگل، منس و حیض هم می‌گویند، به خونریزی دوره‌ای رحم که درواقع خروج خون و ریزش لایة داخلی رحم است گفته می‌شود. خون قاعدگی ترکیبی از خون کامل و بافت‌های ریزش کردة رحم است. اکثر دوره‌های قاعدگی بین سه تا هفت روز طول می‌کشد. 

خونریزی قاعدگی بخشی از یک دورة قاعدگی است. در یک دورة قاعدگی، بدن زنان تغییراتی می‌کند تا هر ماه برای باردار شدن آمادگی داشته باشد. دورة قاعدگی از اولین روز خونریزی قاعدگی شروع می‌شود. متوسّط زمان دورة قاعدگی طبیعی ۲۸ روز است، امّا یک دورة طبیعی ممکن است از ۲۳ تا ۳۵ روز متفاوت باشد.

ارگان‌های دخیل در ایجاد یک دورة قاعدگی عبارت‌اند از: مغز، غدّة هیپوفیز، تخمدان‌ها، لوله‌های فالوپ، رحم و گردن رحم و واژن. تغییر سطح هورمون‌های جنسی در بدن باعث ایجاد مراحل مختلف دورة قاعدگی می‌شود. دو هورمون اصلی مرتبط با قاعدگی که توسّط تخمدان‌ها تولید می‌شوند عبارت‌اند از: استروژن و پروژسترون.  هورمون‌های FSH و LH که در هیپوفیز ساخته می‌شوند نیز در این امر سهیم هستند.

در نیمة اول این دوره میزان استروژن بالا می‌رود و باعث رشد و افزایش سلول‌های لایة داخلی رحم می‌شود. در پاسخ به هورمون FSH یک فولیکول در داخل یکی از تخمدان‌ها شروع به رشد می‌کند. در حوالی روز چهارده از یک دورة ۲۸ روزه، در پاسخ به هورمون LHتخمک از فولیکول در تخمدان جدا می‌شود. این مرحله تخمک‌گذاری نامیده می‌شود.

در نیمة دوم این دوره تخمک وارد لولة فالوپ -که بین تخمدان و رحم قرار دارد- می‌شود. در این مرحله پروژسترون بالا می‌رود و رحم را آمادة بارداری می‌کند. اگر در این مرحله تخمک با اسپرم بارور شود، بارداری رخ خواهد داد، در غیر این صورت تخمک بعد از مدّتی از بین می‌رود. اگر بارداری رخ ندهد، استروژن و پروژسترون کاهش می‌یابند و لایة ضخیم داخلی رحم (اندومتر) ریزش می‌کند و خونریزی قاعدگی یا عادت ماهانه را ایجاد می‌کند.  به علّت باز بودن دهانة رحم در دوران قاعدگی توجّه به بهداشت فردی در این دوران بسیار ضروری است و عدم رعایت بهداشت ممکن است باعث ایجاد عفونت و عوارضی مانند نازایی در آینده شود. برای رعایت بهداشت در این دوران رعایت چند نکته ضروری است. برای آگاهی بیشتر، خواندن این مطلب را به شما توصیه می‌کنم.

خانم‌ها در دوران قاعدگی یا یک هفته قبل، تغییرات روحی نظیر بدخلقی، خواب‌آلودگی، بی‌حوصلگی، سردرد، احساس خستگی، حالت تهوّع یا استفراغ، افسردگی و درد در قسمت زیر شکم، کمر و پاها دارند. بیشترین میزان درد با شروع قاعدگی یا قبل از آن همراه است و هنگامی‌که جریان خون به‌طور عادی آغاز گردید، از شدّت درد کم می‌شود.  شدّت و مدّت این اختلال در اشخاص مختلف، متفاوت است.

 

توصیه‌های بهداشتی در دوران قاعدگی

  1. نوارهای بهداشتی مورد استفاده در این دوران باید نرم، دارای لطافت لایة خارجی و قادر به حفظ شکل در طول مصرف و جلوگیری از ایجاد بوی نامطبوع باشند.  اگر امكان استفاده از نوار بهداشتي براي شما وجود ندارد، مي‌توانيد از پارچه‌هاي نخي استفاده كنيد و پس از مصرف بلافاصله آن را با آب سرد و صابون بشویید و در آفتاب خشك كنيد و بهتر است آن را اتو نماييد. از پنبه و دستمال كاغذي به تنهايي استفاده نكنيد زيرا ممكن است الياف آنها جذب شود. مي‌توان پنبه يا دستمال كاغذي را در گاز استريل قرار داد و استفاده نمود.
  2. در خانم‌ها به علّت نزدیک بودن مقعد به واژن و نیز مجرای خروج ادرار، امکان انتقال انواع میکروب‌ها به دستگاه تناسلی وجود دارد، بنابراین برای پیشگیری از وقوع عفونت، به هنگام شستشو ابتدا قسمت جلویی دستگاه خارجی تناسلی و سپس مقعد شسته شود. در دوران قاعدگی نیز باید پس از هر بار دستشویی رفتن به‌خصوص پس از اجابت مزاج، شستشو با آب ولرم به طریق فوق صورت گیرد و پس از شستشو در صورت امکان با دستمال تمیز خشک شود. تا حدّ امکان سعی کنید برای شستشو از آب سرد استفاده نکنید، زیرا ممکن است سبب به وجود آمدن انقباض و درد زیر شکم شود. دقّت کنید هیچ‌گاه با دست کثیف یا آلوده اقدام به شستشو نکنید.
  3. لباس زير خود را از جنس نخ يا كتان انتخاب كنيد و آن را روزانه تعويض و با آب گرم و صابون بشوييد و سپس آن را اتو كنید و يا در آفتاب بگذاريد. از پوشيدن لباس زير تنگ و چسبان اجتناب كنيد زيرا لباس تنگ باعث مي‌شود كه تهويه به‌خوبي صورت نگيرد و درنتيجه احتمال عفونت زياد می‌شود.
  4. در دوران قاعدگی و هنگام خونریزی، حمام کردن روزانه ضرری ندارد و مفید است.  این امر باعث کاهش درد و کاهش خستگی و کسالت و باعث از بین رفتن بوی بد می‌شود. از حمام خصوصي استفاده كنيد. وسايل حمام شما بايد اختصاصي باشد و فرد ديگري از آن استفاده نكند. كف حمام ننشينيد و ايستاده حمام كنيد. پس از استحمام وسائل حمام خود را در آفتاب خشك كنيد. بهتر است در حين قاعدگي از دوش آب سرد كمتر استفاده شود.
  5. از پرخوری در این دوران بپرهیزید و برای جلوگیری از یبوست در این دوران از میوه و آب  به میزان فراوان استفاده نمایید.  از گوشت‌ها، تخم مرغ، جگر، سبزی‌ها، حبوبات مثل عدس و لوبیا، نخود سبز، نان سبوس‌دار، آجیل و خشکبار استفاده کنید.

7- فعّالیّت و ورزش سبک در این دوران نه تنها مانعی ندارد، بلکه به عضلات آرامش می‌دهد و از مشکلات جسمی و روانی قبل از قاعدگی می‌کاهد.  باید بدانید که بدترین کار، دراز کشیدن روی تخت و بی‌حرکت ماندن است.

8- خون محیط مناسبی برای حضور و رشد و انتقال عوامل بیماری‌زاست.  بنابراین رابطة جنسی  درصورت آلودگی یکی از طرفین به یک عامل عفونی میکربی یا ویروسی (مثل سوزاک، سیفیلیس، کلامیدیا و عامل ایدز و ویروس تبخال) امکان انتقال این عامل را به دیگری در زمان قاعدگی افزایش می‌دهد. علاوه بر این قاعدگی ممکن است یکی از عوامل عود تبخال‌های تناسلی در زنان باشد. در یک مطالعه در دانشگاه میشیگان، براساس مصاحبه‌های انجام شده نشان داده شد که احتمال ابتلا به عفونت‌های کلامیدیایی با رابطة جنسی حین قاعدگی ارتباط مستقیم دارد. لازم به ذکر است که در شرع مقدّس اسلام رابطة جنسی در دوران قاعدگی حرام است.

قاعدگی یا عادت ماهانه که به آن پریود، رگل، منس و حیض هم می‌گویند، به خونریزی دوره‌ای رحم که درواقع خروج خون و ریزش لایة داخلی رحم است گفته می‌شود. خون قاعدگی ترکیبی از خون کامل و بافت‌های ریزش کردة رحم است. اکثر دوره‌های قاعدگی بین سه تا هفت روز طول می‌کشد. 

خونریزی قاعدگی بخشی از یک دورة قاعدگی است. در یک دورة قاعدگی، بدن زنان تغییراتی می‌کند تا هر ماه برای باردار شدن آمادگی داشته باشد. دورة قاعدگی از اولین روز خونریزی قاعدگی شروع می‌شود. متوسّط زمان دورة قاعدگی طبیعی ۲۸ روز است، امّا یک دورة طبیعی ممکن است از ۲۳ تا ۳۵ روز متفاوت باشد.

ارگان‌های دخیل در ایجاد یک دورة قاعدگی عبارت‌اند از: مغز، غدّة هیپوفیز، تخمدان‌ها، لوله‌های فالوپ، رحم و گردن رحم و واژن. تغییر سطح هورمون‌های جنسی در بدن باعث ایجاد مراحل مختلف دورة قاعدگی می‌شود. دو هورمون اصلی مرتبط با قاعدگی که توسّط تخمدان‌ها تولید می‌شوند عبارت‌اند از: استروژن و پروژسترون.  هورمون‌های FSH و LH که در هیپوفیز ساخته می‌شوند نیز در این امر سهیم هستند.

در نیمة اول این دوره میزان استروژن بالا می‌رود و باعث رشد و افزایش سلول‌های لایة داخلی رحم می‌شود. در پاسخ به هورمون FSH یک فولیکول در داخل یکی از تخمدان‌ها شروع به رشد می‌کند. در حوالی روز چهارده از یک دورة ۲۸ روزه، در پاسخ به هورمون LHتخمک از فولیکول در تخمدان جدا می‌شود. این مرحله تخمک‌گذاری نامیده می‌شود.

در نیمة دوم این دوره تخمک وارد لولة فالوپ -که بین تخمدان و رحم قرار دارد- می‌شود. در این مرحله پروژسترون بالا می‌رود و رحم را آمادة بارداری می‌کند. اگر در این مرحله تخمک با اسپرم بارور شود، بارداری رخ خواهد داد، در غیر این صورت تخمک بعد از مدّتی از بین می‌رود. اگر بارداری رخ ندهد، استروژن و پروژسترون کاهش می‌یابند و لایة ضخیم داخلی رحم (اندومتر) ریزش می‌کند و خونریزی قاعدگی یا عادت ماهانه را ایجاد می‌کند.  به علّت باز بودن دهانة رحم در دوران قاعدگی توجّه به بهداشت فردی در این دوران بسیار ضروری است و عدم رعایت بهداشت ممکن است باعث ایجاد عفونت و عوارضی مانند نازایی در آینده شود. برای رعایت بهداشت در این دوران رعایت چند نکته ضروری است. برای آگاهی بیشتر، خواندن این مطلب را به شما توصیه می‌کنم.

خانم‌ها در دوران قاعدگی یا یک هفته قبل، تغییرات روحی نظیر بدخلقی، خواب‌آلودگی، بی‌حوصلگی، سردرد، احساس خستگی، حالت تهوّع یا استفراغ، افسردگی و درد در قسمت زیر شکم، کمر و پاها دارند. بیشترین میزان درد با شروع قاعدگی یا قبل از آن همراه است و هنگامی‌که جریان خون به‌طور عادی آغاز گردید، از شدّت درد کم می‌شود.  شدّت و مدّت این اختلال در اشخاص مختلف، متفاوت است.

 

توصیه‌های بهداشتی در دوران قاعدگی

  1. نوارهای بهداشتی مورد استفاده در این دوران باید نرم، دارای لطافت لایة خارجی و قادر به حفظ شکل در طول مصرف و جلوگیری از ایجاد بوی نامطبوع باشند.  اگر امكان استفاده از نوار بهداشتي براي شما وجود ندارد، مي‌توانيد از پارچه‌هاي نخي استفاده كنيد و پس از مصرف بلافاصله آن را با آب سرد و صابون بشویید و در آفتاب خشك كنيد و بهتر است آن را اتو نماييد. از پنبه و دستمال كاغذي به تنهايي استفاده نكنيد زيرا ممكن است الياف آنها جذب شود. مي‌توان پنبه يا دستمال كاغذي را در گاز استريل قرار داد و استفاده نمود.
  2. نوارهای بهداشتی باید هر سه تا چهار ساعت عوض شود.  ازآنجاکه خون قاعدگی بوی نامطبوعی دارد، تعویض به‌موقع نوار بهداشتی در این دوران توصیه می‌شود.  نوار استفاده شده را در داخل کاغذ باطله بپیچید و در ظرف آشغال دردار بیندازید.
  3. در خانم‌ها به علّت نزدیک بودن مقعد به واژن و نیز مجرای خروج ادرار، امکان انتقال انواع میکروب‌ها به دستگاه تناسلی وجود دارد، بنابراین برای پیشگیری از وقوع عفونت، به هنگام شستشو ابتدا قسمت جلویی دستگاه خارجی تناسلی و سپس مقعد شسته شود. در دوران قاعدگی نیز باید پس از هر بار دستشویی رفتن به‌خصوص پس از اجابت مزاج، شستشو با آب ولرم به طریق فوق صورت گیرد و پس از شستشو در صورت امکان با دستمال تمیز خشک شود. تا حدّ امکان سعی کنید برای شستشو از آب سرد استفاده نکنید، زیرا ممکن است سبب به وجود آمدن انقباض و درد زیر شکم شود. دقّت کنید هیچ‌گاه با دست کثیف یا آلوده اقدام به شستشو نکنید.
  4. لباس زير خود را از جنس نخ يا كتان انتخاب كنيد و آن را روزانه تعويض و با آب گرم و صابون بشوييد و سپس آن را اتو كنید و يا در آفتاب بگذاريد. از پوشيدن لباس زير تنگ و چسبان اجتناب كنيد زيرا لباس تنگ باعث مي‌شود كه تهويه به‌خوبي صورت نگيرد و درنتيجه احتمال عفونت زياد می‌شود.
  5. در دوران قاعدگی و هنگام خونریزی، حمام کردن روزانه ضرری ندارد و مفید است.  این امر باعث کاهش درد و کاهش خستگی و کسالت و باعث از بین رفتن بوی بد می‌شود. از حمام خصوصي استفاده كنيد. وسايل حمام شما بايد اختصاصي باشد و فرد ديگري از آن استفاده نكند. كف حمام ننشينيد و ايستاده حمام كنيد. پس از استحمام وسائل حمام خود را در آفتاب خشك كنيد. بهتر است در حين قاعدگي از دوش آب سرد كمتر استفاده شود.
  6. از پرخوری در این دوران بپرهیزید و برای جلوگیری از یبوست در این دوران از میوه و آب  به میزان فراوان استفاده نمایید.  از گوشت‌ها، تخم مرغ، جگر، سبزی‌ها، حبوبات مثل عدس و لوبیا، نخود سبز، نان سبوس‌دار، آجیل و خشکبار استفاده کنید.

7- فعّالیّت و ورزش سبک در این دوران نه تنها مانعی ندارد، بلکه به عضلات آرامش می‌دهد و از مشکلات جسمی و روانی قبل از قاعدگی می‌کاهد.  باید بدانید که بدترین کار، دراز کشیدن روی تخت و بی‌حرکت ماندن است.

8- خون محیط مناسبی برای حضور و رشد و انتقال عوامل بیماری‌زاست.  بنابراین رابطة جنسی  درصورت آلودگی یکی از طرفین به یک عامل عفونی میکربی یا ویروسی (مثل سوزاک، سیفیلیس، کلامیدیا و عامل ایدز و ویروس تبخال) امکان انتقال این عامل را به دیگری در زمان قاعدگی افزایش می‌دهد. علاوه بر این قاعدگی ممکن است یکی از عوامل عود تبخال‌های تناسلی در زنان باشد. در یک مطالعه در دانشگاه میشیگان، براساس مصاحبه‌های انجام شده نشان داده شد که احتمال ابتلا به عفونت‌های کلامیدیایی با رابطة جنسی حین قاعدگی ارتباط مستقیم دارد. لازم به ذکر است که در شرع مقدّس اسلام رابطة جنسی در دوران قاعدگی حرام است.

کسانی که ریش ندارند دکتر محمّدعلي نيلفروش‌زاده - متخصّص پوست، مو و زیبایی، رئیس مرکز تحقیقات پوست و سلول‌های بنیادی


ریش و سبیل یکی از علائم مردانگی در آقایان تلقّی می‌شود و وجود آن نقش بسیار مهمّی ‌در زیبایی صورت و حسّ اعتماد به نفس یک مرد دارد، بنابراین از دست رفتن ریش و سبیل به هر دلیلی می‌تواند فرد را دچار استرس شدیدی کند و او را برای مداوا به سمت و سوی انواع درمان‌های دارویی و یا جرّاحی سوق دهد.

 عمل کاشت موی صورت درواقع نه تنها عملی برای بازیابی موهای صورت در ناحیة ریش و سبیل، بلکه برای ایجاد موهایی ضخیم‌تر در ناحیة گونه و یا نواحی دچار اسکار سوختگی یا آکنه است. نبود موی صورت می‌تواند مادرزادی یا به دنبال الکترولیز قبلی و یا لیزر موی زائد و یا حتّی ضربه و جراحت ناشی از سوختگی یا انواع حوادث باشد.

            از طرفی بسیاری از مشکلات و بیماری‌های سیستمیک مثل مشکلات هورمونی یا بیماری‌هایی نظیر آلوپسی‌آره‌آتا (طاسی منطقه‌ای) یا DLE و یا بیماری تریکوتیکومانیا که با کندن ریش و سبیل به دلیل بیماری روانی مثل وسواس همراه است و یا عادت به کندن آن، می‌تواند منجر به کاهش میزان ریش و سبیل و یا از بین رفتن بخشی از آنها شود.

            درمان بیماری‌های دیگر مثل اشعّه‌درمانی، شیمی‌درمانی و برداشت تومور در ناحیة ریش و سبیل، یا جرّاحی از علل دیگر از بین رفتن آن است. با توجّه به علل متفاوت این مشکل، مشاوره قبل از هر گونه اقدام درمانی می‌تواند در انتخاب روش درمانی بسیار مفید باشد.

در صورت وجود تریکوتیلومانا، کاشت ریش و سبیل فایده‌ای ندارد و فرد ابتدا باید به روانپزشک معرّفی شود. همچنین باید متذکّر شد که کاشت ریش و سبیل در بیماری آلوپسی‌آره‌آتا که در آن دایره‌های کوچک و بزرگ در منطقة ریش و سبیل کاملاً خالی از مو می‌شوند، فایده‌ای ندارد و ممنوع است.

تعداد گرافت از چند صد تا چند هزار متغیّر است، ولی به‌طور تقریبی در ناحیة ریش 500 تا350 گرافت، در یک منطقة پر ریش پروفسوری 700 تا600 گرافت، دو طرف کناری ریش پروفسوری 250 تا200 گرافت و در منطقة ریش گونه‌ها 700 تا300 گرافت قابل کاشت است. ولی در بعضی موارد برای ایجاد یک ضخامت بهتر ممکن است نیاز به عمل دوم هم باشد.

 

مشکلاتی که در حال حاضر در تکنیک و روش انجام کاشت ریش و سبیل وجود دارد عبارتند از:

 1) در هیچ کجای بدن مویی وجود ندارد که کاملاً شبیه موی ریش و سبیل باشد، بنابراین موهای کاشته‌شده با موهای فعلی ریش و سبیل تا حدّی عدم تطابق دارند (البته این مشکل در مواردی که بیمار اصلاً ریش و سبیل ندارد، وجود نخواهد داشت). موهای کاشته‌شده از لحاظ مشخّصات ظاهری (مثل رنگ، ضخامت و غیره) تا حدّی با موهای قبلی ریش و سبیل فرق می‌کنند، البته باید در انتخاب محلّ دهندة مو برای کاشت ریش و سبیل دقّت کافی به عمل ‌آید تا این مشکل تا حدّ امکان کمتر شود، ولی باید توجّه داشت که هیچ‌گاه این موها کاملاً شبیه موهای قبلی ریش و سبیل نخواهند شد.

2) با توجّه به لوازم فعلی مورد استفاده برای کاشت ریش و سبیل (که البته بسیار ظریف و میکروسکوپیک هستند) این عمل معمولاً موفّقیّت‌آمیز است و می‌توان تراکمی شبیه ریش و سبیل طبیعی ایجاد کرد، ولی ممکن است فاصلة موهای کاشته شده بیشتر از موهای معمول ریش و سبیل باشد که می‌توان در جلسة دوم کاشت ریش و سبیل این فاصله‌ها را کم کرد ولی به هر حال از نظر تراکم بعضی مواقع شبیه ریش و سبیل کاملاً معمولی نخواهد شد.

3) با توجّه به چرب بودن طبیعی پوست صورت در ناحیة ریش و سبیل امکان بروز جوش‌های چرکی پس از کاشت ریش و سبیل بیشتر از کاشت موی سر است، بنابراین گاهی لازم است بیمار برای مدّتی پس از کاشت ریش و سبیل از آنتی‌بیوتیک استفاده کند. البته این مطلب ارتباطی با رشد موهای کاشته‌شده ندارد.

            مراحل برداشت و کاشت موها در مورد کاشت ریش و سبیل شبیه کاشت موی سر است، با این تفاوت که در کاشت ریش و سبیل فقط از واحدهای فولیکولی دارای یک یا دو تار مو استفاده می‌شود و سوراخ‌های پوست با استفاده از ابزار بسیار ظریف و کوچکی ایجاد می‌شوند تا محلّ کاشت کاملاً نامشخّص باشد.

بهترین و بدترین مکان‌های دنیا برای مادر شدن کجا هستند؟ ترجمة دکتر رکسانا راست روان - متخصّص بیهوشی


براساس گزارش مندرج در سیزدهمین گردهمایی " نجات مادران و کودکان" ، نروژ بهترین مکان برای مادر شدن در کلّ جهان و نیجر بدترین مکان است و از این بابت از افغانستان پیشی گرفته است که در طی دو سال اخیر بدترین مکان برای مادر شدن بود. در حال حاضر ایالات متحدة آمریکا در رتبة 26 (برای مادر شدن) قرار دارد.

   برای این مطالعه  بقای کودکان 165 کشور در جهان مقایسه شد. محقّقان همچنین موارد مؤثر بر نتایج خود مانند تحصیلات، وضعیت اقتصادی، سلامت مادران، سلامت کودکان و تغذیه را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

   کارولین مایلز، رئیس کمیتة نجات کودکان، می‌گوید: « اگرچه آمریکا در سال قبل مکان خود را به میزان 31 رتبه ارتقا داد ولی هنوز پایین‌تر از بسیاری از کشور‌های ثروتمند قرار دارد. یک زن در آمریکا بیشتر از هفت برابر نسبت به یک زن در ایتالیا یا ایرلند ممکن است در اثر علل مربوط به حاملگی فوت کند ».

   در این گزارش آمده است که وضعیت تغذیه از دلایل اصلی بدتر شدن و یا بهتر شدن وضعیت مادران و کودکان است. آنها می‌گویند که عامل مرگ و میر بیشتر از یک پنجم مادران و بیشتر از یک سوم کودکان، ناشی از سوء تغذیه است.

    از ده کشوری که در انتهای لیست « نجات کودکان » قرار دارند، هفت کشور در وسط بحران غذایی قرار دارند و چهار کشور هم خشکسالی را تجربه کرده‌اند که به توقف دائمی ‌در رشد مغزی و فیزیکی کودکان  منجر می‌شود. نیجر آخرین کشور این لیست است که دچار مشکل بزرگ قحطی است و درنتیجه حیات میلیون‌ها کودک در معرض خطر قرار گرفته است.

   در این گزارش، محققان ذکر کرده‌اند  که این مشکلات مداوم می‌تواند ناشی از چرخه‌های تکرار شونده باشد، از جمله مادرانِ « ضعیف و مردنی » که بچه‌دار می‌شوند، کودکانی با وزن کم و دچار سوء تغذیه به دنیا می‌آورند. این مسائل معمولاً ناشی از مادران بدون تحصیلات، با فقر اقتصادی و سلامت نامناسب است که به عدم مراقبت از کودکان منجر می‌شود. بیست درصد زنان در ناحیة زیرین صحرای آفریقا و 35 درصد زنان در جنوب آسیا بسیار ضعیف و دچار سوء تغذیه هستند. برای شکستن چرخة سوء تغذیه بین مادران و کودکان محققان بر هزار روز ابتدای  زندگی از  زمان لقاح(بارور شدن) متمرکز شده‌اند.

   خانم مایلز می‌گوید: « در این گزارش  به‌روشنی نشان داده شده است که بحران سوء تغذیة مزمن آثار ویرانگری هم بر مادران و هم بر کودکان دارد. ما هرچه سریع‌تر نیازمند یک رهبری جهانی در مسئلة سوء تغذیه هستیم، لذا سیاست‌ها و برنامه‌ها باید سلامت و بقای مادران و کودکانشان را تضمین کنند ».

   در طی دو هفتة آینده رهبران کشورهای G8  در کمپ دیوید گرد هم خواهند آمد، جایی که اوباما رئیس جمهور آمریکا بر روی کشاورزی و غذا تأکید خواهد کرد و نویسندگان گزارش بر این باورند که تأکید بیشتر بر روی تغذیه برای  حل این مشکل جهانی الزامی ‌است.

   کمیتة نجات کودکان بر این باور است که مواردی مانند تأکید تغذیه با شیر مادر می‌تواند جان یک میلیون کودک را در هر سال نجات دهد. با وجود این در گزارش گردهمایی جهانی مادران ذکر شده است که چهل درصد کودکان کشورهای توسعه یافته از مزایای تغذیه با شیر مادر بی‌بهره‌اند.

   خانم مایلز اضافه می‌کند: « محققان ما نشان داده‌اند که تغذیه - منحصراً - با شیر مادر می‌تواند جان یک میلیون کودک را در سال نجات دهد. تمام مادران اگر دوست دارند کودکشان را با شیر خود تغذیه کنند، باید حمایت شوند. تغذیه با شیر مادر صرف نظر از اینکه در کجا زندگی می‌کنند برای کودک مفید است، اما در کشورهای توسعه نیافته به‌ویژه کشورهایی که در آنها دسترسی به آب پاک و تمیز وجود ندارد، تغذیه با شیر مادر می‌تواند حکم مرگ یا زندگی را برای کودک داشته باشد».

گلودرد كودكان را جدي بگيريد دکتر هومان هاشمیان - فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی کودکان، استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان


حلق مجرایی است که غذا را به مری و هوا را به حنجره و نای انتقال می‌دهد. گلودرد که التهاب حلق و لوزه‌هاست، بیشتر از همه به علل ویروسی یا سرماخوردگی ایجاد می‌شود. در کل، عفونت‌های حلقی (ویروسی یا باکتریایی) حدود 30% عفونت‌های دستگاه تنفّسی فوقانی را تشکیل می‌دهند که این عفونت‌ها خود از علل مهمّ مراجعة کودکان به پزشک محسوب می‌شوند. گلودرد‌ها اغلب محدود شونده‌اند، ولی گاهی (مثلاً به دنبال گلودرد استرپتوکوکی یا دیفتری) می‌توانند با خطرات و عوارض مهمّی ‌همراه شوند.

 

علّت

شایع‌ترین عوامل ایجاد کنندة گلودرد یا فارنژیت، ویروس‌ها هستند که از انواع شایع آنها می‌توان به آدنو ویروس، کورونا ویروس، انترو ویروس، رینو ویروس، ویروس سن‌سی‌شیوم تنفّسی، ویروس اپشتن بار، ویروس هرپس سیمپلکس، متا پنومو ویروس و... اشاره نمود. همچنین باکتری استرپتوکوک بتا همولتیک گروه A  نیز از علل مهم و شایع فارنژیت مخصوصاً در کودکان پنج تا پانزده ساله است (15تا30% فارنژیت‌ها). علل غیرشایع گلودرد شامل این موارد است: انواع دیگر استرپتوکوک (گروه C)، آرکانوباکتریوم، مایکوپلاسما، نایسریا گونوره (عامل سوزاک)، فوزوباکتریوم، و کورینه باکتریوم دیفتریه (عامل دیفتری).

    از سایر علل ایجاد گلودرد می‌توان به آلرژی (حساسیت)، کشیدن سیگار یا تماس با سایر محرّکات شیمیایی مثل شیمی‌درمانی و ضربات فیزیکی مثل خراشیدگی به دنبال بلع استخوان اشاره کرد. لارنژیت (التهاب حنجره) هم می‌تواند با گلودرد همراه شود که معمولاً ویروسی است و با خشونت و گرفتگی صدا مشخص می‌شود.

 

شیوع و انتقال

ویروس‌های عامل گلودرد و عفونت‌های دستگاه تنفّسی فوقانی از طریق تماس نزدیک و قطرات تنفّسی منتقل می‌شوند و عفونت با آنها بیشتر در پاییز، زمستان و بهار رخ می‌دهد. گلودرد استرپتوکوکی بیشتر در زمستان و بهار و بین خویشاوندان و همکلاسی‌ها بروز می‌کند و  قبل از سنّ دو تا سه سالگی شایع نیست، اوج شیوع آن بین پنج تا پانزده سالگی است و سپس تدریجاً میزان ابتلا به آن کاهش می‌یابد. آرکانو باکتریوم بیشتر بین نوجوانان و بالغین رواج دارد.

 

علائم بیماری

گلودرد با درد در ناحیة حلق یا گلو به‌خصوص در زمان بلع بزاق یا غذا، با یا بدون تب تظاهر می‌کند، هرچند ممکن است که گاهی کودکان از ترس تزریق آمپول (بنابر تجربة قبلی) از بیان گلودرد خودداری نمایند. گلودردهای ویروسی معمولاً با شروع تدریجی و علائم سرماخوردگی یا کوریزا شامل عطسه، آب‌ریزش بینی، اشک‌ریزش و قرمزی چشم (کنژکتیویت) و سرفه‌های خشک و تحریکی و گاهی اسهال خود را نشان می‌دهند، در حالی‌که فارنژیت استرپتوکوکی با شروع سریع تب بالا بدون علائم سرماخوردگی، سردرد، درد شکم، تهوّع و گاهی استفراغ تظاهر می‌کند. حلق کاملاً قرمز و محتقن می‌شود و ممکن است اگزودای (ترشّحات چركي) زرد رنگی روی لوزه‌ها مشاهده شود.

     باید توجّه داشت وجود چرک در گلو مختص به عفونت استرپتوکوک نیست و در گلودردهای ویروسی هم رخ می‌دهد و همچنین گلودرد استرپتوکوکی، در خیلی از موارد بدون ترشّحات چركي هم بروز می‌کند. لوزه‌های حلقی و غدد لنفاوی گردنی بزرگ می‌شوند و ممکن است خونریزی‌های سطحی به شکل دانه‌های قرمز در کام نرم مشاهده شود.

ممکن است  یک روز بعد از شروع این علائم، به دنبال ترشّح سموم اریتروژنیک از استرپتوکوک، بیماری مخملک با علائم بثورات پوستی فراوان و منتشر ریز و نوک‌تیز همراه قرمزی پوست، خطوط قرمزی در جلوی آرنج که با فشار محو نمی‌شوند (خطوط پاستیا)، رنگ پریدگی دور دهان، تغییر رنگ سفید و سپس قرمز زبان و پس از چند روز، پوسته‌ریزی انگشتان و دست‌ها رخ دهد.

    انواع خاصّی از گلودرد‌های ویروسی نیز وجود دارند، مثلاً فارنژیت‌های انترو ویروسی ممکن است به صورت هرپانژینا با تب و وزیکول‌های (ضایعات کوچک حاوی مایع) خاکستری یا زخم‌های فرو رفتة کوچک در اطراف لوزه‌ها یا پشت حلق و یا ضایعات کوچک سفت و برجستة زرد و سفید در پشت حلق (فارنژیت لنفوندولر) بروز یابند. فارنژیت اپشتن بار با گلودرد همراه با بزرگی شدید لوزه‌ها و ایجاد غشایی از ترشّحات چركي ، بزرگی شدید غدد لنفاوی گردنی، تب و بی‌حالی، بزرگی خفیف طحال و گاهی بثورات قرمزی روی بدن (معروف به بیماری مونونوکلئوز) تظاهر می‌کند که ممکن است در ابتدا با گلودرد استرپتوکوکی اشتباه شود، هر چند که بر خلاف آن، به تجویز پنی‌سیلین پاسخ نمی‌دهد.

تشخیص

هر گاه کودکی دچار گلودرد، با یا بدون تب ولی همراه علائم سرماخوردگی یا کوریزا شامل عطسه، آب‌ریزش بینی، اشک‌ریزش و قرمزی چشم و سرفه‌های خشک و تحریکی گردد، گلودرد وی ویروسی تلقّی می‌شود و نیازی به مصرف آنتی‌بیوتیک تزریقی (مثل تزریق پنی‌سیلین) یا خوراکی نخواهد داشت ولی در غیاب علائم سرماخوردگی در کودکی سه ساله یا بزرگ‌تر که دچار تب و گلودرد شده است، تشخیص اول فارنژیت استرپتوکوکی بوده و درمان با آنتی‌بیوتیک ضروری است، هر چند که این روش ممکن است با استفادة بیش از حد لازم آنتی‌بیوتیک همراه شود.

    در حالت ایده‌آل، باید عفونت استرپتوکوکی حلق را با بررسی آنتی‌ژنی  یا کشت از حلق (که روش اصلی تشخیصی است) اثبات نمود، ولی همیشه و در همه جا این کار میسّر یا موفّق نیست (به‌خصوص با توجّه به عدم دسترسی همیشگی به کیت آزمایشگاهی بررسی آنتی‌ژنی مربوط و قیمت بالای آن و امکان منفی شدن کاذب آن با توجّه به حساسیّت نسبتاً پایین آن؛ امکان منفی شدن کاذب کشت در صورت مصرف قبلی آنتی‌بیوتیک یا انجام ناصحیح نمونه‌گیری از حلق یا روش انجام ناصحیح کشت نمونه؛ و البته امکان اشتباه در تفسیر و گزارش نوع میکروب رشد کرده در کشت و بنابراین گزارش مثبت کاذب آن). معمولاً در صورت عدم پاسخ گلودرد با تشخیص بالینی استرپتوکوکی (بدون تحکیم تشخیص با کشت) به تجویز آنتی‌بیوتیک، باید احتمال عفونت ویروسی به‌خصوص مونونوکلئوز و با احتمال خیلی کمتر دیفتری مدّ نظر باشد. دیفتری با گلودرد شدید، بی‌حالی و تب خفیف، وجود چرک زیاد و وسیع در حلق و غدد لنفاوی بزرگ گردنی مشخّص می‌شود، ولی خوشبختانه به دلیل واکسیناسیون کشوری، در حال حاضر بیماری نادری است.

 

درمان

در موارد زیر مراجعه به پزشک ضروری است:

  • گلودرد شدید بدون سرفه یا آب‌ریزش بینی
  • تب بالای 3/38 درجة سانتی‌گراد
  • همراهی گلودرد با سردرد، درد شکم، یا استفراغ
  • ریزش بزاق از دهان
  • بیمار اخیراً در تماس نزدیک با فرد مبتلا به گلودرد اثبات شدة استرپتوکوکی بوده باشد.
  • حال عمومی ‌بد و به‌خصوص علائم کم‌آبی مثل دهان خشک، چشم‌های فرو رفته، یا کاهش میزان ادرار
  • ادامة گلودرد با وجود مصرف داروهای مجاز خانگی (در پایین توضیح داده شده‌اند) یا بی‌خوابی به علّت گلودرد شدید

    مهم‌ترین هدف از درمان گلودرد، جلوگیری از از بروز تب روماتیسمی‌ حاد است که گاهی دو تا سه هفته پس از گلودرد استرپتوکوکی درمان نشده بروز می‌کند و با علائم تب، درد و تورّم مفاصل، درگیری عضلات و دریچه‌های قلبی و گاهی نارسایی قلبی، بثورات پوستی یا اختلالات عصبی (بیماری کره سیدنهام) تظاهر می‌یابد، هر چند لزوماً همگی این علائم وجود ندارند. برای پیشگیری از این عارضة مهم، باید حداکثر طی نه روز از شروع گلودرد استرپتوکوکی، پنی‌سیلین طولانی اثر (پنی‌سیلین بنزاتین یا 6.3.3) تزریق شود که پزشک مقدار آن و شرایط تزریق را مشخّص می‌کند. پاسخ به درمان سریع است و دوازده تا 24 ساعت پس از تزریق پنی‌سیلین، تب قطع می‌شود و حال عمومی‌ بیمار رو به بهبود می‌رود. باید توجّه داشت که تب گلودرد استرپتوکوکی در صورت عدم درمان نیز طی چهار تا پنج روز فروکش می‌کند، ولی ‌بدون درمان، خطر بروز تب حادّ روماتیسمی باقی خواهد ماند.

    برخی از آنتی‌بیوتیک‌های خوراکی نیز مؤثّرند، به شرطی که حتماً ده روز کامل مصرف شوند و گرنه از  تب روماتیسمی ‌حاد جلوگیری نخواهند نمود (به استثنای آزیترومایسین که با دوز بالا برای پنج روز به کار می‌رود). از این آنتی‌بیوتیک‌ها می‌توان به پنی‌سیلین خوراکی (پنی‌سیلین V)، آموکسی سیلین، اریترومایسین (داروی انتخابی برای افرادی که به پنی‌سیلین حسّاسیّت دارند)، آزیترومایسین، سفالکسین و ... اشاره کرد ولی باید دانست که روش تزریقی بهتر است و احتمال خطا در دورة مصرف ده روزه را از بین می‌برد. درمان در کودکانی که گلودرد و یکی از شرایط زیر را داشته باشند نیز ضروری است و سریعاً شروع می‌شود:

 تست آنتی‌ژنی مثبت حلق، تشخیص بالینی مخملک توسّط پزشک، تماس با کسی که خود گلودرد اثبات شدة استرپتوکوکی داشته، سابقة تب حادّ روماتیسمی ‌در کودک و یا سابقة اخیر آن در یکی از افراد خانواده.

    کشت مجدّد از حلق نیز ضروری نیست، مگر در کودکانی که با وجود درمان، مجددّاً دچار گلودرد شوند یا سابقة تب روماتیسمی‌ حاد را داشته باشند.

    برای گلودردهای ویروسی درمان قطعی وجود ندارد، ولی مصرف مسکّن‌های تب‌بر مثل استامینوفن یا ایبوبروفن (باید از مصرف آسپرین به هنگام گلودرد، تب یا سرماخوردگی در کودکان به علّت احتمال بروز بیماری خطرناکی به نام سندرم ری پرهیز شود)، غرغره با آب نمک ولرم و رقیق (یک قاشق چای‌خوری کوچک از نمک در یک لیوان معمولی آب نوشیدنی ولرم، روزی سه تا چهار بار یا بیشتر)، یا استفاده از قرص‌های مکیدنی یا آبنبات سرد (به علّت احتمال آسپیراسیون تنفّسی آنها، برای کودکان زیر سه سال توصیه نمی‌شود) یا اسپری‌های مسکّن گلودرد که اغلب حاوی مواد بی‌حسی یا منتول هستند، خوردن مکرّر مایعات، استفاده از بخور و مرطوب کننده‌ها و دوری از دود سیگار همگی در کاهش ناراحتی و درد و سوزش گلو مؤثّرند. استراحت زیاد و تغذیة مناسب نیز بسیار مهم است و بهتر است از خوردن غذاهای داغ، سفت یا ترش پرهیز شود و در عوض، از سوپ، آب مرغ یا مایعات شیرین مثل شیر یا آب میوه بیشتر استفاده شود.

    برداشتن لوزه‌ها به شیوة جرّاحی، تنها در کودکانی به کار می‌رود که در سال، هفت بار یا بیشتر (یا سالی پنج بار طیّ دو سال گذشته) دچار گلودرد استرپتوکوکی شدید و اثبات شده با کشت حلق شوند و در موارد اثبات نشده توصیه نمی‌شود. باید در نظر داشت که کاهش دفعات گلودرد به دنبال جرّاحی لوزه، یک تا دو سال است و بدون جرّاحی نیز به مرور زمان، دفعات گلودرد کودک کاهش خواهد یافت، بنابراین باید اثر مفید ولی محدود جرّاحی لوزه (مذکور در بالا) را نسبت به خطرات بیهوشی و جرّاحی سنجید. باید توجّه داشت که علل گلودردهای مکرّر، متنوّع است و همچنان ویروس‌ها علّت شایع آن خواهند بود.

 

عوارض

 گلودردهای ویروسی ممکن است گاهی با عوارض باکتریایی مثل عفونت گوش میانی همراه شوند. گلودرد استرپتوکوکی گاهی با آبسه‌های حلقی و یا بیماری‌های غیر عفونی بعدی مثل تب حادّ روماتیسمی ‌یا گلومرولونفریت حاد همراه می‌شود. گلومرولونفریت حاد نوعی بیماری کلیوی است که با دفع پروتئین و خون (مخفی یا آشکار) از ادرار همراه ادم (یا ورم) در بدن و فشار خون بالا مشخّص می‌شود و موارد متعاقب گلودرد استرپتوکوکی آن اغلب با درمان و نظارت مناسب پزشک بهبود می‌یابد.

 

پیشگیری

از گلودرد استرپتوکوکی می‌توان از طریق دوری از فرد مبتلا و در صورت بروز تب روماتیسمی‌ حاد در کودک، تزریق هر سه هفتة پنی‌سیلین بنزاتین یا مصرف روزانة پنی‌سیلین جلوگیری کرد که باید با تجویز پزشک و تحت نظارت او ادامه یابد. ساخت واکسن مولتی والان ضد استرپتوکوک در مرحلة تحقیق است.

    پیشگیری از گلودرد ویروسی و سرماخوردگی در کودکان مشکل است و همچنین، احتمال ابتلا به دنبال تماس با فرد بیمار، خیلی بیشتر از استرپتوکوک است. امّا اقدامات زیر در این راستا مؤثّرند:

  • با توجّه به اینکه این ویروس‌ها از طریق عطسه، سرفه یا تماس مستقیم با فرد بیمار (دست دادن و روبوسی و ...) یا از راه تماس غیر مستقیم با وسائل آلودة بیمار منتقل می‌شوند، دوری از افراد بیمار یا محیط‌های شلوغ توصیه می‌شود. فاصلة دست کم یک‌و‌نیم متر با فرد بیمار از انتقال بیماری جلوگیری می‌کند. شستن مکرّر دست‌ها در کلّ افراد خانواده، ماسک گذاشتن فرد بیمار، پوشاندن بینی و دهان در هنگام عطسه یا سرفه با دستمال کاغذی و دفع بهداشتی آن در سطل زبالة درپوش‌دار، همگی در کاهش انتقال بیماری به سایرین مؤثّرند.
  • کودکان در منزل استراحت کنند و تا زمان بهبودی به مدرسه نروند.
  • سلامتی بدن در پیشگیری از عفونت بسیار مهم است که به معنای خوردن غذای سالم مناسب سن، خواب کافی و ورزش منظّم است.

سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي دكتر عليرضا سمناني - متخصّص راديولوژي، سونوگرافي وCT-Scan، فلوشيپ Interventional Radiology


سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي تكنيكي است كه عمدتاً در بررسي­هاي جنيني استفاده مي‌شود. سونوگرافي معمول جنين دو بعدي است كه تصوير حاصل از رفت و برگشت امواج صوتي غيرقابل شنيدن روي مونيتور شكل گرفته و در بررسي سلامت جنين مورد استفاده قرار مي­گيرد. اگر امواج ارسالي در چند جهت به سمت جنين فرستاده و دريافت شود، تصوير حاصل پس از بازسازي كامپيوتر، سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي خواهد بود.

اختلاف بين اين دو در عدم رؤيت حركت جنين در سه بعدي و ثبت حركت در چهار بعدي (البته با سرعت كمتر از واقع به علّت زمان محاسبات كامپيوتر دستگاه) است. به همين دلیل و نياز به سرعت بالاي پردازش و نياز به پروب­هاي ويژه دارد. هزينة سونوگرافی چهار بعدي ‌نسبت به سه بعدي بالاتر است. گرچه هنوز اثر قطعي آسيب­رساني براي سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي تعريف نشده است، امّا توصيه مي­شود كه روش فوق تنها با توصية پزشك انجام شود.

ماهيّت فيزيكي سونوگرافي دو بعدی، سه بعدي و چهار بعدي يكي است، اما نكات قابل اهمّيّت، مدّت زمان تصويربرداري، ‌شدّت امواج و تعداد دفعات بررسي است.

  1. از نظر زمان بهتر است مدّت آن كمتر از سی دقيقه باشد. البته هنوز زمان حداكثر ايمن براي اين نوع سونوگرافي تعيين نشده است.
  2. شدّت امواج نبايد از استاندارد ادارة مواد غذايي و دارويي (FDA) بيشتر باشد. البته دستگاه­هاي جديد به نحوي تنظيم شده­اند كه شدّت امواج از اين ميزان تجاوز نکند.
  3. از نظر تعداد و دفعات آنها، توصيه مي­شود كه اين نوع سونوگرافي بيش از يك­بار در ماه صورت نگيرد.

از آنجايي كه سونوگرافي جنين ناكامل براي مادر ايجاد استرس مي­كند (چون تصاوير كامل و قابل دركي به دست مي­آيد) توصيه مي­شود سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي قبل از هفده هفتگي انجام نشود. به هر حال، بزرگ‌ترين آسيب ناشي از سونوگرافي­هاي فوق احساس ايمني كامل مادر است، كه موجب می‌شود بررسي­هاي لازم پيش از زايمان را انجام ندهد و این مسئله به عوارض جبران‌ناپذيری منجر شود.

يكي از عللي كه مادران برای انجام سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي مراجعه مي­كنند، تعيين زودرس جنس جنين است. گرچه امكان تئوريك تعيين جنس جنین از دوازده هفتگي وجود دارد، امّا صحّت آن از شانزده هفتگي به 99% مي­رسد. در بسياري از مراكز، تشخیص جنس جنین در بیست هفتگي انجام مي­شود؛ از اين بابت بين سونوگرافي دو بعدی، سه بعدی و چهار بعدي اختلاف واضحي وجود ندارد.

زمان ايده­‌آل براي انجام سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي بين 26 تا سی هفتگي است. هرچند گاهی بررسي­هاي زودتر و ديرتر از موعد فوق نيز توصيه مي­شود. البته از 32 هفتگي به علّت نزول جنين در لگن و كاهش مايع آمنيوتيك (مایع اطراف جنین) امكان سونوگرافي فوق به‌شدّت كاهش مي­يابد. توصيه مي­شود كه مادران از يك هفته قبل از سونوگرافي مايعات كافي بنوشند تا ميزان مايع آمنيوتيك مناسب­تر باشد.

 

استفاده­‌هاي ديگر سونوگرافي  سه بعدي و چهار بعدي

  • يكي ديگر از استفاده­هاي سونوگرافي­هاي فوق در بررسي موقعيّت پروب در زمان جايگذاري جنین در رحم در مكان مناسب حين IVF است.
  • سونوگرافي چهار بعدي از پرينه براي بررسي موضع، ميزان و گسترش پارگي اسفنگتر آنال در زنان زايمان اول نيز از موارد جديد مورد استفاده است.

سرطان ریه، کشنده‌ترین سرطان انسان محمّدرضا سادین - فوق تخصّص بیماری‌های ریوی و مراقبت‌های ویژه


ابوعلی سینا معتقد است که: «هوا یکی از عناصر اصلی برای تن و جان آدمی‌ و مددکار روان است»، امّا در این هوا پیش از آنکه به مغز برسد، تغییراتی روی می‌دهد و به قول او «هوا قبل از رسیدن به دماغ (مغز) تعدیل می‌گردد».

به نظر ابوعلی سینا کنش ویژة هوا، بخشیدن اعتدال است. ابوعلی سینا در قانون خود به نوعی به اکسیژن‌گیری بدن در هنگام دم و دفع گازهای آلوده در هنگام بازدم اشاره می‌کند و هوایی که به درون سینه فرو برده می‌شود یا هوای دم را سبب آسایش روان و هوای بازدمی ‌را باعث پالایش روان می‌داند. وی در توضیح حیرت‌انگیز خود در مورد اکسیژن‌گیری بدن در هنگام دم و دفع گازهای مضر به هنگام بازدم، چگونگی ماجرا را چنین شرح می‌دهد:

«آسایش: منظور آن است که روح می‌تواند از شش و از نفس‌کش‌های نبض که با شریان‌ها پیوستگی دارند هوا را استنشاق کند. وقتی هوا به روح می‌رسد با آن می‌آمیزد و مانع از احتقان می‌شود.

پالایش: دومین بهره‌ای که از هوا به روح می‌رسد، این است که روح به هنگام بازدم، مادّة بخار دودی را که برای روح زائد و بی‌مصرف برای بدن است از بدن خارج می‌کند و در موقع بازدم سبب پالایش آن می‌گردد».

 

سرطان ریه، کشنده‌ترین سرطان انسان

سرطان ریه شایع‌ترین علّت مرگ ناشی از سرطان‌هاست؛ میزان مرگ بالای آن ناشی از میزان بروز بالا (موارد جدید) و میزان بقای پایین آن است. تنها 14% مبتلایان، پنج سال پس از تشخیص زنده می‌مانند.

 

علل سرطان ریه

  1. بروز بیماری ارتباط زیادی با مصرف سیگار دارد و حدود 10% سیگاری‌ها دچار سرطان ریه می‌شوند و 80 تا90% علل سرطان ریه مصرف سیگار است. در مقایسه با افرادی که هرگز سیگار نکشیده‌اند، سیگاری‌ها بیست برابر افزایش خطر سرطان دارند که این مورد با همراهی تماس‌های شغلی خاص افزایش می‌یابد. عموماً سرطان ریه با تأخیر بیست ساله بعد از شروع سیگار رخ می‌دهد که موارد زودتر بستگی به مدّت و مقدار مصرف سیگار دارد. قطع سیگار در هر سنّی مفید است و باعث کاهش میزان بروز بیماری می‌شود و ظرف مدّت پنج سال پس از ترک سیگار خطر مرگ کاهش می‌یابد و به حدود نصف (50%) فردی می‌رسد که روزانه یک پاکت سیگار می‌کشد. ولی متأسّفانه با وجود ترک سیگار -حتّی اگر چهل سال هم از آن بگذرد- خطر سرطان ریه، نسبت به کسانی که هرگز سیگار نکشیده‌اند، در افراد ترک‌کرده هم بالاتر است.
  2. سیگاری‌های غیر فعّال (passive smoking): نقش تماس غیر فعّال (دست دوم)  با سیگار در سال 1981 در دو مطالعة بزرگ ثابت شد و افزایش خطر سرطان ریه در زنانی که با مردان سیگاری ازدواج کرده بودند تا حدود 20% و تماس با سیگار در محلّ کار (دست دوم) با افزایش خطر تا 24% همراه بود.
  3. تماس‌های شغلی: مشاغل خاص خطر سرطان ریه را در افراد سیگاری و غیر سیگاری افزایش می‌دهد. افرادی که با اورانیوم، آرسنیک و دیگر مواد شیمایی صنعتی سروکار دارند، باید احتیاط‌هایی را رعایت کنند تا میزان قرار گرفتن در معرض این مواد را محدود سازند. پنبة نسوز (آزبستوز) که در گذشته به‌طور گسترده در موارد عایق‌کننده استفاده می‌شد، یکی از علل معروف ایجاد سرطان ریه بود که باعث افزایش خطر حدود هفت برابر و در صورت مصرف سیگار خطر سرطان ریه به پنجاه برابر می‌رسید. خطر سرطان ریه در اثر تماس با پنبة نسوز حدود سی تا 35 سال بعد از تماس اولیه است و کارگرانی که سال‌ها پیش در معرض تماس بوده‌اند هنوز هم با خطر ابتلا به بیماری روبه‌رو هستند.
  4. سرطان ریه و گاز رادون: رادون گاز رادیواکتیو طبیعی است که در قسمت‌های خاصّی از زمین در میزانی بالاتر از معمول وجود دارد. ممکن است این گاز در منازل (زیرزمین‌ها) افزایش یابد و خطر سرطان ریه به‌خصوص در همراهی با مصرف سیگار بیشتر شود.
  5. آلودگی هوا (air pollution) چالش کلان‌شهرها: آلودگی هوا یعنی افزایش میزان گازهای سمّی ‌و ذرّات ریز جامد و مایع و گاز در هوا در غلظت‌هایی که تهدید کنندة سلامتی هستند.

 

منابع آلودگی هوا

  • وسایل نقلیّه
  • کارخانجات صنعتی
  • دود ناشی از آتش‌سوزی
  • گرده‌های گیاهان
  • طوفان‌های شن و ماسة روان
  • طوفان و گرد و غبار و فعّالیّت آتشفشان‌ها و آتش‌سوزی جنگل‌ها
  • در طیّ شبانه‌روز حدود ده هزار لیتر هوا استنشاق می‌شود که با وجود غلظت کم مواد سرطان‌زا به عنوان عامل خطر سرطان ریه (2-1%) محسوب می‌شود.
  • آلودگی هوا باعث تحریک مجاری هوائی و تشدید آسم می‌شود و تماس درازمدّت باعث بروز برونشیت مزمن و آسم می‌گردد. آلودگی هوا با گاز رادون ناشی از سوخت مولکول‌های دیزلی و صنایع سنگین باعث سرطان ریه می‌شود. در آلودگی‌های هوای اتمسفر، مواد سرطان‌زای تولید شده به وسیلة احتراق سوخت‌های فسیلی شامل هیدروکربن‌های حلقوی در بین کارگران (گاز، فولاد،  زغال سنگ و آسفالت) و فلزاتی مانند آرسنیک معدنی (ذوب فلزات تولیدکنندگان، حشره‌کش‌ها) نیکل و کروموم است.

 

بیماریابی سرطان ریه (screening)

 طبق نظر انجمن سرطان آمریکا، بیماریابی هیچ نقشی برای سرطان ریه حتّی در افراد پرخطر ندارد، نه عکس قفسة سینه و نه بررسی بافت‌شناسی خلط هیچ‌کدام تست غربالگری سودمندی نیستند و باعث کاهش مرگ‌ومیر نشده‌اند.

 

استعداد ژنتیکی

در مطالعات اپیدمیولوژی، سابقة خانوادگی احتمال سرطان ریه را 5/3 برابر افزایش می‌دهد. شایع‌ترین تغییرات ژنی در سرطان ریه شامل k-ras , ps3 است.

 

علائم سرطان ریه

 متأسّفانه علائم معمولاً غیر اختصاصی است و حدود 40% بیماران در جمعیّت تحت بررسی و غربالگری و 98% در جمعیّت بستری با علائم تظاهر می‌کنند. این علائم شامل سرفه (75-45%)، کاهش وزن (68-8 %) ، تنگی نفس (58-37%)، خلط خونی (57-27%)،درد سینه (49-27%) و خشونت صدا(18-2%) است.

 

مرحله‌بندی سرطان ریه

مرحله‌بندی براساس معیارهای بین‌المللی TNM است که شامل اندازة تومور، گرفتاری غدد لنفاوی و گرفتاری خارج ریوی است و براساس آن نوع درمان بیمار مشخّص می‌شود.

 

درمان

بقای پنج ساله حدود 14% است که از سال 1980 به بعد تغییری نکرده است.

 

شاخص‌های پیش‌آگهی بیماران

قوی‌ترین پیشگوئی‌کنندة بقا نمرة کارایی بیماران (نمرة کانوفسکی)، مرحلة بیماری، سنّ بیمار و فقدان کاهش وزن است. در برخی گزارش‌ها جنس مؤنّث بقای بیشتری دارد امّا ثابت شده نیست.

نقش تغذیه در سرطان ریه

در مطالعات ایپدمیولوژی افرادی که زیاد میوه‌ و سبزیجات مصرف می‌کنند خطر پائین‌تری از سرطان ریه دارند. مخصوصاً از گوجه فرنگی و سبزیجات بوته‌ای نام برده شده است که حاوی آنتی‌اکسیدان‌های محافظ DNA در مقابل آسیب‌های اکسیدان است. در مقابل نوشیدن زیاد الکل همراه با افزایش خطر بوده است. یافته‌ها دربارة ویتامین C اندک است و در مورد ویتامین A یافته‌ای وجود ندارد.

سرطان در کودکان دکتر بهرام دربندی - فوق تخصّص بیماری‌های خون و سرطان کودکان


خودتان را معرّفی کنید و بگویید از چه سالی شروع به کار کرده‌اید؟

دکتر بهرام دربندی هستم. فوق تخصّص بیماری‌های خون و سرطان کودکان. در شهريور سال  1388 از دانشگاه علوم پزشكي ايران در این رشته فارغ‌التحصیل شدم و حدود سه سال است که در بخش بیماری‌های خون و سرطان بیمارستان هفده شهریور رشت مشغول به کار هستم.

 

مطب هم دارید؟

بنده چون از پزشکان هئيت علمي تمام وقت دانشگاه هستم مطبّ شخصی ندارم، ولي علاوه بر بيمارستان هفده شهريور در کلينیک بعثت واقع در خيابان حاجي آباد -که دانشگاه علوم پزشكي گيلان در اختیار ما گذاشته است- بعد از ظهرها در خدمت بیماران هستم.

 

سرطان کودکان چیست؟

سرطان به تکثیر بیش از اندازه و کنترل نشدة سلول‌های بدن گفته می‌شود و فقط به سلول‌های خون‌ساز محدود نمی‌شود. اگر این روند در سلول‌های پیش‌ساز خونی، یعنی سلول‌هایی که باید سلول‌های طبیعی خونی را بسازند، اتّفاق بیفتد به آن سرطان خون می‌گویند. سرطان خون انواع مختلفی دارد و بستگی به این دارد که از کدام پیش‌سازهای اولیة سلول‌های خونی منشأ بگیرد؛ چون  خود سلول‌های خون انواع مختلفی دارند.

 

اگر این اتّفاق در بافت‌ها و سلول‌های دیگر بیفتد چه؟

در این صورت سرطان‌ بافت‌هاي دیگر ایجاد می‌شود، مثلاً اگر سلولی که قرار است بافت طبیعی استخوان را بسازد، دچار تکثیر کنترل‌نشده و بیش از اندازه شود، سرطان استخوان و اگر در دستگاه گوارش اتفاق بیفتد سرطان دستگاه گوارش را ايجاد مي‌كند. به عبارت دیگر آن سلول‌های پیش‌ساز اولیه‌ای که باید می‌آمدند سلول‌ها و بافت‌های طبیعی بدن را بسازند به دلیلی اعم از مسائل ژنتیکی، عوامل غذایی، زیست‌محیطی، عفونت‌های ویروسی و غيره دچار تكثير و تزايد مي‌شوند و سرطان را ايجاد مي‌كنند.  اگرچه ما هنوز علّت بروز سلول‌های سرطانی را به‌طور دقیق نمی‌دانیم. با پیشرفت‌هایی که در اين زمينه شده است فقط در پنج درصد موارد توانسته‌اند علّتی برای بروز سرطان پیدا کنند.

 

چه علّتی؟

مثلاً رابطة معنی‌داری بین مصرف سیگار و بروز سرطان ریه وجود دارد يا ارتباط بعضی از عفونت‌های ویروسی با بعضی از سرطان‌های کودکان مثل لنفوم (سرطان دستگاه لنفاوي) شناخته شده است. ولي در بسیاری از موارد علّت زمینه‌ای بروز تغییرات سرطانی کشف نشده است.

 

تفاوت سرطان کودکان با سرطان بزرگسالان در چیست؟

از نظر نوع، سرطان کودکان با بزرگسالان تفاوت عمده‌ای دارد، مثلاً سرطان خون عموماً سرطان خاصّ دوران کودکی است. در دوران بزرگسالی هم شیوع کمتری دارد و هم نوع سرطان خوني كه در دوران بزرگسالي داريم با سرطان خون دوران کودکی فرق می‌کند. سرطان‌هاي خاصّی هم در دوران بزرگسالي داریم كه در بین کودکان وجود ندارد. علاوه بر اين در طیف سنین مختلف کودکی نيز بروز برخی از سرطان‌ها متفاوت است. ما سرطانی به نام نوروبلاستوما که عمدتا از غدّة آدرنال منشأ می‌گیرد- داريم كه بيشتر در سنین کمتر از دو سال بروز مي‌كند و بعد از آن نسبتاً نادر است. یکی از انواع سرطان‌های کلیه که به تومورویلمز معروف است بيشتر در سه تا چهار سال اول زندگي مشاهده می‌شود. بنابراین در مجموع هم نوع سرطان‌های کودکان با بزرگسالان متفاوت است و هم در سنین مختلف دوران کودکی بروز برخی از این سرطان‌ها متفاوت است.

 

معمولاً در چه سنّی سرطان کودک را تهدید می‌کند؟

در تمامی سنین می‌تواند وجود داشته باشد؛ نوزاد در بدو تولّد هم می‌تواند مبتلا شود. ولي در مجموع هر چه میزان سن بالاتر برود، میزان شیوع سرطان نیز افزایش پیدا می‌کند.

 

علّت و عواملی کشف نشده که چرا کودکان مبتلا به سرطان می‌شوند؟

متأسّفانه نه. هنوز به‌طور دقیق رابطة ‌علّت و معلولی پیدا نشده است. فقط یک رابطة آماری پیدا شده، مثلاً مادرانی که در سنین بالاتری باردار می‌شوند، بروز سرطان خون در کودکان آنها اندكي بیشتر است، کودکانی که یک سری اختلالات ژنتیکی دارند، کودکانی که انواعی از اختلالات مادرزادی در دستگاه ادراری‌ دارند، مثلاً کلیه‌های نعل اسبی دارند، یا کودکانی که سندرم داون دارند، احتمال ابتلای این کودکان به سرطان نسبت به کودکان دیگر بیشتر است.

 

سندرم داون چیست؟

سندرم داون نوعی بیماری است که به علّت یک نسخة اضافی از کروموزوم 21 ایجاد می‌شود. داون نام  پزشک انگليسی است که در حدود دویست سال قبل، مجموعة اين علائم را توصيف نمود. علّت اين پديده نوعی بی‌نظمی در ترتيب کروموزومی است که در مراحل جنينی و هنگام تقسيم سلولی رخ می‌دهد. کسانی که سندرم داون دارند در سلول‌های بدن خود به جای 46 کروموزوم 47 کروموزوم دارند.

 

ژنتیک تا چه اندازه نقش دارد؟

نقش ژنتیک زیاد است. ما خانواده‌هایی داریم که بروز سرطان در اعضای آن خانواده‌ نسبت به افراد دیگر زیادتر است. طبق بررسی‌هایی که انجام شده به نظر می‌آید که ژن‌های خاصّی تأثیر داشته باشند. واقعیت این است که علم سرطان‌شناسی و درمان سرطان علم جوانی است. شاید همة ‌پیشرفت‌هایش مربوط به پنجاه سال اخیر می‌شود. همچنين به دلیل شدید بودن بیماری و میزان مرگ و میری که داشته است می‌توانیم بگوییم كه تا پنج و شش سال قبل یا همين الان همة دانشمندان و مراکزی که در مورد این علم کار می‌کنند تمام وقتشان را روی درمان این بیماری گذاشته‌اند، و به همين خاطر هنوز دربارة علّت بروز سرطان اطّلاعات كافي وجود ندارد.

 

علم پزشکی به چه نتایجی رسیده‌ است؟

بر طبق نتایج به دست آمده نوع درمان سرطان تغییرات زيادي کرده است، مثلاً یکی از روش‌های معمول درمان سرطان شیمی‌درمانی است، به‌خصوص در بچّه‌ها اهمّیّت بیشتری پیدا می‌کند. هدفمان این است که به وسیلة‌ داروهایی سلول‌های سرطانی را از بین ببریم ولی یک سری عوارضی دارد و آن از بین رفتن سلول‌های سالم بدن است. امروزه با شناخت ویژگی‌های ژنتیکی و مولکولی سلول‌های سرطانی، جهت‌گیری درمان سرطان در این راستاست که دارو‌هایی را به کار گیرند که اختصاصاً سلول‌هایی را که ویژگی‌ سرطاني دارند مورد هدف قرار دهند. در این راه هم توانسته‌اند به موفّقیّت‌های چشم‌گیری حداقل در درمان بعضی از بیماری‌ها دست پیدا کنند. این روش‌های درمانی اختصاصاً سلول‌هایی را -که آن ویژگی خاصّ سرطانی را دارد- شناسایی می‌کند و آنها را از بین می‌برد و کمترین اثر سوء را بر روی سلول‌های سالم بدن می‌گذارد.

 

آمار مرگ و میر بعد از این کشف چه‌ تغییری کرده است؟

بسیار پایین آمده است، مثلاً در دهة شصت میلادی حدود پانزده تا بیست درصد از کودکان سرطانی زنده می‌ماندند و می‌توانستند پنج سال عمر داشته باشند. اکنون این آمار به هشتاد درصد رسیده است. کودکانی که به سرطان خون مبتلا می‌شوند، ما می‌توانیم تا هشتاد درصد به آنها امیدواری بدهیم.

 

 

سرطان در کودکان به چند دسته تقسیم می‌شود؟

همة بافت‌های بدن می‌توانند دچار تغییرات سرطانی شوند. شایع‌ترین سرطان در کودکان سرطان خون است. 31 درصد از سرطان‌های کودکان را سرطان خون تشکیل می‌دهد. بعد از آن سرطان مغز و سیستم عصبی مرکزی است. بعد از آن لنفوم است. می‌توانیم بگوییم که همة بافت‌های بدن می‌توانند دچار سرطان شوند و بر همین اساس هم تقسیم‌بندی می‌شوند.

 

والدین چطور باید متوجّه شوند که کودکشان دچار سرطان شده است؟ علائم خاصّی دارد؟

علائم سرطان کودکان تا حدودی بستگی به نوع سرطان دارد. البته یک سری علائم عمومی هم وجود دارد که در تمام سرطان‌ها نسبتاً مشترك است، مثلاً سرطان کلیه و نوروبلاستوما بیشتر با تودة‌ شکمی خودش را نشان می‌دهد، یعنی والدین متوجّه می‌شوند که شکم کودکشان برجسته شده و یک تودة سفتی در داخل شکم کودک ممکن است وجود داشته باشد که نياز به بررسی‌ پيدا مي‌كند چون ممکن است تومور کلیه باشد. یا بعضی از سرطان‌های استخوان ممکن است باعث درد ناحیة‌ خاصي از استخوان‌هاي بيمار شود و به‌تدریج تورّمی در آن ناحیه خودش را نشان بدهد. ولی بیشتر سرطان‌های کودکان از جمله سرطان خون که شایع‌ترین سرطان در کودکان است با علائمی بروز می‌کند که ممکن است با خیلی از بیماری‌های دیگر اشتباه شود، از جمله حالاتی مثل تب، دردهای استخوان، بی‌حالی، بی‌اشتهایی، رنگ‌پریدگی و ضعف، که همة این علائم را در بیماری‌های عفونی هم مشاهده می‌کنیم. البته به این معنی نیست که ما این نگرانی را در خانواده‌ها القا کنیم که به محض اینکه هر کودکی دچار تب  و بی‌اشتهایی شد، نگران بروز سرطان در کودکان باشند. سرطان جزء بیماری‌های نادر کودکان است.

 

اگر کودکی دچار این علائم شد والدین چه باید بکنند؟

اگر علائمی از قبیل تب، سرفه، بی‌حالی، بي‌اشتهایي و يا دردهاي پراكندة استخواني بیش از زمانی که انتظار می‌رود طول بکشد؛ و يا با مصرف داروهاي مربوطه بهبود پیدا نکند و ضعف و بی‌حالی کودک همچنان ادامه داشته باشد، حتماً نياز به بررسي‌هاي بيشتري وجود دارد كه همكاران پزشك در اين زمينه مي‌توانند به بيمار و والدين كمك كنند.

 

چطور می‌توان از این علائم جلوگیری کرد؟

متأسّفانه هیچ روشی برای جلوگیری از سرطان وجود ندارد. علّتش هم عدم شناخت علّت بروز سرطان است. به فرض برای جلوگیری از بیماری‌های عفونی واکسن می‌زنیم چون علّت آن بیماری عفونی را می‌دانیم که با یک ميكروب ایجاد می‌شود. ولی برای سرطان چون هیچ علّت دقیقی شناخته شده نیست، هیچ پیشگیری دقيقي هم وجود ندارد. مطالعات جدید در سال‌های اخیر به این سو تمایل پیدا کرده‌اند که رابطه‌هایی بین ژنتیک و بروز سرطان، یا استعمال دخانیات با سرطان ریه وجود دارد. بنابر اين با اتّخاذ تمهيداتي در اين زمينه مثل عدم استعمال دخانیات، پرهيز از مصرف غذاهاي آماده و به دور بودن از فضاهاي آلوده شايد بتوان تا حدودي از بروز سرطان جلوگيري نمود.

 

بعد از مراجعة بیمار به پزشک قدم اولی که پزشک بر می‌دارد چیست؟

قدم اول درواقع تشخیص و اثبات سرطان است. همان‌طور که می‌دانیم سرطان هم از نظر بار فرهنگی و هم از نظر  شدّت بیماری، بيماري سنگینی است. برای تشخیص سرطان و برای شروع به درمان سرطان ما همة مدارک و شواهد و دلایل اثبات این بیماری را باید در نظر داشته باشیم. باید به یک تشخیص کاملاً قطعی در مورد سرطان برسیم و بعد از آن شروع به درمان کنیم. پس قدم اول تشخیص کامل سرطان است. دوم، گستردگی و وسعت این بیماری در ارگان‌های مختلف بدن است. ما باید بدانیم که سرطانی که از کلیه شروع شده آیا به ریة بیمار دست‌اندازی پیدا کرده يا نه؟ این سرطان خونی که از سیستم خون‌ساز بدن و از مغز استخوان بدن منشأ می‌گیرد آیا به دستگاه عصبی بدن رسیده یا نه؟ وسعت سرطان برای ما خیلی مهم است برای اینکه در درمان تأثیر می‌گذارد. پس در درجة اول تشخیص سرطان، دوم تعیین وسعت و گستردگی سرطان و بعد از آن شروع به اقدامات درماني است.

 

قدم اولی که والدین بر می‌دارند چیست؟

سؤال بسیار جالبی پرسیدید. یکی از مهم‌ترین معضلات ما که در این حیطه مشغول به کار هستیم برقراری ارتباط با والدین و انتقال این قضیه است که کودکشان دچار سرطان شده ‌است. باید این را با خانواده در میان گذاشت. البته لازم است براي اين منظور وضعیّت روحي و رواني والدین را  ارزیابی کرد و میزان پذیرش والدین را مورد بررسی قرار داد و بعد به شکلی كاملاً صادقانه ابتلای کودکشان به سرطان را با آنها مطرح كرد. صداقت در این امر بسیار حائز اهمّیّت است. دادن امید کاذب به والدین به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود. والدین باید به زبان و فرهنگی که بتوانند درک کنند، در جریان نوع بیماری کودکشان قرار بگیرند. برای خانواده‌ای که میزان سواد پایینی دارند، نسبت به بیماری که والدینش مثلاً پزشک هستند و آگاهی کافی را نسبت به سرطان دارند، نحوة بیان این موضوع متفاوت است.

 

از چه زمانی پزشک اقدام به بستری کردن بیمار می‌کند؟

هر بیماری که با شك به سرطان به پزشک مراجعه می‌کند باید بستری شود. بعد از آن بررسی‌ها و اقدامات تشخیصی صورت می‌گیرد و بعد از کامل شدن بررسی‌ها و رسیدن به این موضوع که سرطان بیمار از چه نوعی است درمان را آغاز می‌کنیم. بستری‌ها بسته به درمان و نوع دارویی که فرد استفاده می‌کند متفاوت است. بعضی از داروها به صورت سرپایی است و بعضی از داروها احتیاج به بستری شدن دارد. در کنار این درمان‌ها یک سری داروهای خوراکی مثل قرص و کپسول است که بیمار به صورت سرپایی در منزل می‌تواند استفاده کند. در بعضی از موارد هم بیمار ممکن است دچار عوارض ناشی از داروهای ضد سرطان بشود. بیمار ممکن است دچار کم‌خونی، كمبود پلاكت و در نتيجه خون‌ریزی يا کاهش گلبول‌های سفید و در نتیجه دچار عفونت شود که همة اینها هم نیاز به بستری شدن بیمار دارد. 

 

مدّت درمان سرطان خون چقدر طول می‌کشد؟

بستگی به نوع و ویژگی‌های خاصّ آن سرطان در بیمار دارد. ولي به‌طور متوسّط حدود دو تا سه سال طول می‌کشد. این در صورتی است که به روش درمانی ما جواب خوبی بدهد. در بعضی از موارد که می‌بینیم روش درمانی را که برای بیمار انتخاب کرده‌ایم، جواب نمی‌دهد، روش درمانی اوليه را تغییر می‌دهیم، مثلاً بیمار ممكن است در کنار شیمی‌درمانی احتیاج به رادیوتراپی هم داشته باشد. اینها می‌توانند زمان درمان سرطان خون را تحت تأثیر قرار دهند و بیشتر کنند. ولي به‌طور متوسّط دو تا سه سال طول می‌کشد.

 

روحیة‌ بيمار چقدر می‌تواند در درمان بیماری تأثیر داشته باشد؟

بالا بودن روحية بيمار و يا والدين آنها مي‌تواند همكاري آنها را با پزشك افزايش دهد و كمك بسيار بزرگي به جریان درمان داشته باشد. از طرف ديگر شايد روحية بالاي بيمار بتواند با تحريك سيستم ايمني بيمار هم كمك‌كننده باشد، بنابر اين در كنار درمان‌هاي معمول، حتماً بايد به راه‌هاي مختلف سعي در افزايش روحية بيمار و همراهان وي نمود.

 

تغذیه هم در جریان درمان نقشی دارد؟

 نقش تغذیه در بروز سرطان‌های بزرگسالان خیلی مطالعه شده است. مواد آماده مثل فست‌فودها ارتباطشان با بروز سرطان‌های دستگاه گوارش اثبات شده است. موادی که تند و سوزانده باشند، موادی که خیلی داغ باشند، يا هر مادة غذایی که بتواند روی عملکرد طبیعی سلول اثر سوء بگذارد می‌تواند جزء عواملی باشد که تغییرات سرطانی را در بیمار ایجاد می‌کند. این از نظر تأثير مواد غذایي در بروز سرطان است. از طرف دیگر وقتی بیماری دچار سرطان می‌شود و در جریان درمان ضد سرطان قرار می‌گیرد سیستم ایمنی بدنش به‌طور ثانویه ضعیف می‌شود، بنابراین اینها در خطر ابتلا به انواع عفونت‌های ثانویه هم می‌توانند قرار بگیرند. به همین دلیل غذاهایی که مصرف می‌کنند باید خیلی سالم باشند. غذاهایی که از پخته شدن آن اطمینان کامل داشته باشیم، مثلاً سبزی خامی که هر چقدر هم شسته شود باز به‌طور کامل ضد عفونی نخواهد شد؛ ممکن است عفونت را در بدن کودکانی که سیستم ایمنی بدنشان بعد از درمان سرطان ضعیف شده افزایش دهد. یا غذاهایي كه به‌طور كامل پخته نشده باشند از خوردن آنها باید پرهیز کرد.

 

سرطان قابل بازگشت است؟

در تعدادی از موارد بسيار محدود ممکن است بیماری که درمان شده است دوباره دچار عود بيماري شود. ندرتاً هم ممکن است به یک سرطان دیگری مبتلا شود. به همین دلیل است که همة بیماران سرطانی که حتّی درمانشان تمام شده و به مرحلة کامل بهبودی می‌رسند باز تا مدّت نامحدودی بايد تحت نظر باشند. با آزمایش‌های خون، با انجام بررسی‌های آزمایشگاهی مثل سونوگرافی و عکس‌برداری ما این افراد را تحت نظر می‌گیریم که اگر باز مراحل اولیة برگشت بیماری در آن فرد وجود داشته باشد، بتوانیم تشخیص بدهیم.

 

آیا سرطان قابل انتقال است؟

اگر منظور اين است كه همانند يك بیماری عفوني که در اثر تماس از فردی به فرد دیگر منتقل شود، نه قابل انتقال نیست. امّا برخی از بیماری‌های ژنتیکی و خانوادگی که گفتیم ممكن است زمينه را براي بروز بعضي از  سرطان‌ها افزايش دهند.

در حال حاضر در شهر رشت کدام بیمارستان‌ها تجهیزات کامل را برای کودکان سرطانی دارند؟

يكي از اين مراكز بخش بیماری‌های سرطان بیمارستان هفده شهریور رشت است كه از حدود سیزده سال پیش با حضور دکتر جفرودی راه‌اندازی شده است. از سه سال پیش كه بنده به این مجموعه اضافه شدم، این بخش گسترش و توسعه پیدا کرده و در امر تشخيص و درمان سرطان کودکان فعّالیّت می‌کند. در کنار بیمارستان هفده شهریور، بیمارستان‌های خصوصی رشت از جمله آریا و گلسار هم بخش مربوط به بیماری‌های سرطان کودکان را دارند. برای درمان سرطان بزرگسالان نیز بیمارستان رازی رشت، بیمارستان آریا، گلسار و برخی از کلنیک‌های خصوصی به‌خصوص در امر رادیوتراپی بیماران سرطانی فعّالیّت می‌کنند.

 

هزینه‌های درمان چقدر است؟

هزینه‌های درمان بسیار سنگین است. هم به دلیل داروهایی که استفاده می‌کنند و هم به سبب طول مدّت زیاد درمان و عوارضی که ممکن است خود سرطان یا درمان ناشی از سرطان به بیمار تحمیل کند. خوشبختانه خیلی از داروها تحت پوشش بیمه است، به همین دلیل به بیماران در بسیاری از موارد هزینة سنگینی وارد نمی‌شود. در بسیاری از موارد هم از تبصره‌های خاص و راهکارهای خاصّی به بیماران کمک می‌شود، مثلاً ما در معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی گیلان  ادارة‌ بيماري‌هاي خاص را داریم که بخشی از هزینه‌های درمان را تقبّل می‌کند.  همچنين  انجمن‌هاي خيريه و افراد نوع‌دوست و خيّرين زيادي هم داريم كه به ما در امر تأمين هزينه‌هاي درماني بيماران كمك مي‌كنند كه جا دارد از اين فرصت استفاده کنم و از آنها صميمانه تشكّر و قدرداني نمايم . يكي از اين صندوق هاي خيريه صندوقي است كه به همّت سركار خانم دكتر جفرودي در همين بخش سرطان كودكان بيمارستان هفده شهريور راه‌اندازي شده است و هم اكنون نيز پابرجاست و كمك‌هاي بسيار شاياني را در درمان كودكان سرطاني مي‌كند و همچنين جا دارد از مؤسّسة خيرية محك ياد كنم كه نقش بسار مهمّي در درمان و تأمين هزينه‌هاي درمان سرطان كودكان كلّ كشور از جمله بيماران بخش ما دارد.

 

مشاوره درمانی هم در مراکز بیمارستان‌ها وجود دارد؟

 درواقع یکی از نیازهای اولیة بخش‌هاي سرطان همین مشاورة درماني است که پزشکان و پرستارانی که آموزش‌هاي لازم را در اين زمينه ديده‌اند این کار را انجام می‌دهند. اگر چه ممكن است در بعضي موارد از همكاران ديگر از جمله روانشناس يا روانپزشكاني كه در اين زمينه مهارت لازم را دارند نيز كمك بگيريم.

 

حرف آخر:

والديني كه كودكشان مبتلا به سرطان مي‌شود به هيچ وجه امیدشان را از دست ندهند. در درجة اول امید همة ما به آن خالقی است که همة اتّفاقات و مسائل زندگی‌ ما در دست قدرت اوست و بايد توكّل ما به او باشد و در كنار آن با اعتماد به گروه درمانگر كودكشان، نهايت همكاري را با آنها داشته باشند تا درنهايت شاهد بهبودي كودكشان باشند. انشاالله

درمان ناباروري با اهداي تخمك و جنین دکتر زیبا ظهیری - جرّاح و متخصّص زنان، زایمان، فلوشیپ نازایی،IVF و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان


اهدای تخمک و جنین در انسان برای اولین بار در سال 1983 معرّفی شد و پس از آن در طیّ سال‌ها به یکی از اقدامات نسبتاً شایع برای درمان گروه زیادی از بیماران نابارور تبدیل گردید.

اولین گزارش اهدای موفّق تخمک در پستانداران مربوط به خرگوش بود. آقای Heaps در سال 1890 موفّق شد با انتقال جنین خرگوش از رحم دهنده به رحم گیرنده یک نوزاد خرگوش سالم به دنیا آورد.

در طیّ سال 1970 انتقال جنین پستانداران بیشتر مربوط به گاوها بود تا باعث بهبود کفایت باروری در این حیوانات شود و تا سال 1990 سالانه تقریباً 19000 گوساله از همین روش در ایالات متحده متولّد شدند.

 

در انسان در ابتدا بیشترین اهدای تخمک‌ها از راه انتقال جنین تشکیل شده در داخل بدن و سپس شستشوی رحم دهنده و انتقال جنین موجود در آن به رحم گیرنده صورت می‌گرفت. در سال 1983 در دانشگاه کالیفرنیا با استفاده از روش تلقیح داخل رحمی ‌(IUI) جنین تشکیل شده در رحم را از طریق شستشوی رحم  دهنده به رحم گیرنده منتقل می‌کردند که در کل چهارده سیکل تلقیح انجام شد که منجر به دو تولّد زنده گردید.

اولین نوزاد در سال1984 متولّد شد. در همین زمان محقّقان دانشگاه موناش استرالیا در ملبورن روش جدیدی را گزارش کردند. آنها اقدام به انتقال جنین به رحم گیرندة نابارور از طریق گرفتن تخمک از فرد دیگری به وسیلة عمل جرّاحی لاپاروسکوپی، انجام لقاح آزمایشگاهی، تشکیل جنین و سپس انتقال آن به رحم فرد گیرنده نمودند و در سال1984 اولین تولّد زنده به این روش (IVF) گزارش شد.

با اینکه استفاده از شستشوی رحم برای انتقال جنین به گیرنده در اوایل سال 1980 شایع‌تر بود و نسبت به لاپاروسکوپی کمتر تهاجمی ‌بود، امّا در سال 1987 این روش به‌طورکلّی در انسان‌ها ممنوع شد. اشکالات روش شستشوی رحم شامل احتمال انتقال عفونت‌هایی نظیر ایدز و ترس از بروز حاملگی ناخواسته در فرد دهندة جنین بود. به‌تدریج روش گرفتن تخمک به روش لاپاروسکوپی جای خود را به گرفتن تخمک زیر کنترل سونوگرافی داد و امروزه روش اهدای تخمک به‌طور استاندارد از طریق گرفتن تخمک فرد دهنده تحت کنترل سونوگرافی و سپس لقاح تخمک در آزمایشگاه و انتقال جنین حاصله به رحم گیرنده انجام می‌شود.

 

طبق نظر انجمن امریکایی طبّ ناباروری در موارد زیر اهدای تخمک انجام می‌شود:

  • نارسایی زودرس تخمدان یا دیس ژنری گنادال
  • جلوگیری از انتقال بیماری ژنتیکی
  • کاهش عملکرد تخمدان
  • کیفیت نامناسب تخمک در طیّ سیکل‌های کمک باروری
  • سنّ بالای چهل سال

زنان مبتلا به سندرم ترنر نامزدهای دریافت تخمک اهدایی‌اند، امّا با توجّه به اینکه این بیماران اغلب دارای آتومالی‌های قلبی عروقی‌اند، در معرض مرگ‌ومیر بالا در طیّ حاملگی هستند؛ لذا ‌باید قبل از انجام این عمل تحت بررسی کامل پزشکی با توجّه ویژه روی سیستم قلب و عروق قرار بگیرند.

اهدا کننده و گیرندة تخمک هر دو ‌باید تحت بررسی‌های خاص قبل از اقدام به عمل قرار گیرند، از جمله بررسی‌های لازم جهت بررسی دریافت کنندة تخمک شامل بررسی‌های روانشناسی، انجام آزمایش‌های طبّی، عفونی و انجام یک سیکل مصنوعی برای آماده‌سازی رحم. در بسیاری از مراکز درمان ناباروری از اندازه‌گیری ضخامت اندومتر به جای ایجاد یک سیکل آزمایشی استفاده می‌شود. ضخامت اندومتر بالای هفت میلی‌متر به عنوان ضخامت مناسب برای انتقال جنین در نظر گرفته می‌شود.

 

بررسی‌های لازم در دهندة تخمک شامل موارد زیر است:

بررسی‌های روانشناسی، بررسی‌های ژنتیکی و انجام آزمایش‌های طبّی. سنّ دهندة تخمک هم ترجیحاً ‌باید زیر سی سال باشد. سابقة باروری جهت اهدا کنندة تخمک الزامی‌ نیست ولی در مواردی که دهنده سابقه‌ای از باروری قبلی می‌دهد اطمینان‌بخش‌تر است.

آنچه مسلّم است آن است که در آماده‌سازی دهنده و گیرندة تخمک ‌باید همزمان با تحریک تخمک‌گذاری در اهداکنندة رحم، گیرنده را با استفاده از قرص‌های حاوی استروژن آماده نمود تا زمانی که تخمک فرد دهنده گرفته می‌شود رحم گیرنده توانایی لانه‌گزینی جنین را داشته باشد.

مطالعات زیادی در مورد نتایج باروری در گیرندگان تخمک اهدایی انجام شده است. با توجّه به اینکه اکثر بیماران سنّ بالا دارند لذا خودبه‌خود جزء حاملگی‌های پرخطر قرار می‌گیرند، همچنین مطالعات نشان داده است که میزان بروز فشار خون حاملگی در حاملگی‌هایی که از تخمک اهدایی استفاده می‌کنند نسبت به آنهایی که از تخمک خود استفاده می‌کنند بیشتر است و این قضیه ارتباطی به سن ندارد. از طرفی با توجّه به افزایش بروز فشار خون، سنّ بالای گیرندگان تخمک و در صد بالاتر چند قلویی‌زایی، میزان سزارین در آنها بالاتر است، البته با اعمال کنترل دقیق در طیّ بارداری پیامد بارداری در بیشتر این افراد مطلوب خواهد بود.

مراقبت از پوست در تابستان دکتر نرگس علیزاده - متخصّص پوست و مو


خودتان را معرّفی کنید و بگویید از چه سالی شروع به کار کرده‌اید؟

نرگس علیزاده هستم. در سال 1368 دورة پزشکی عمومی‌ را تمام کردم. بعد از اتمام طرح در سال 1371 تخصّص پوست را شروع کردم و سال 1375 هم فارغ‌التحصیل شدم.

با توجّه به اینکه در فصل تابستان هستیم و افراد بیشتر در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند و آسیب‌های بیشتری به پوست می‌رسد ابتدا در مورد نور خورشید و مشکلاتی که برای افراد به وجود می‌آورد توضیح دهید؟

نور خورشید که به سطح زمین  می‌رسد شامل سه قسمت است: نور مرئی، نور مادون قرمز و اشعّة ماورای بنفش. معمولاً وقتی از عوارض نور خورشید بر روی پوست صحبت می‌شود، منظور بیشتر عوارض اشعّة ماورای بنفش است، هر چند که مادون قرمز هم عوارض پوستی دارد.

نور خورشید چه عوارضی می‌تواند داشته باشد؟

نور خورشید عوارض‌ متفاوتی دارد، از قبیل آفتاب سوختگی؛ هر چقدر پوست روشن‌تر باشد خطر سوختگی بیشتر است. افرادی که دارای تیپ پوستی یک هستند، اگر مدّت کوتاهی در معرض نور خورشید قرار بگیرند، دچار آفتاب سوختگی می‌شوند. برعکس کسانی که تیپ پوستی شش دارند، اگر مدّتی طولانی  هم در معرض نور خورشید قرار بگیرند، نمی‌سوزند و فقط تیره‌تر می‌شوند.

چند تیپ پوستی داریم؟

براساس واکنش پوست بعد از نیم ساعت تماس با نور آفتاب در  تابستان، شش تیپ پوستی وجود دارد: تیپ یک همیشه با آفتاب می‌سوزند، ولی هرگز برنزه نمی‌شوند. تیپ دو با آفتاب می‌سوزند و  فقط کمی  برنزه می‌شوند. تیپ پوستی شش کسانی هستند که هرگز نمی‌سوزند ولی پوستشان تیره‌تر می‌شود. تیپ سه تا پنج هم افرادی هستند که در مقابل نور آفتاب ممکن است بسوزند و یا برنزه شوند. افرادی با پوست کاملاً سفید،  با چشمان آبی و موی قرمز یا بور  به تیپ پوستی یک نزدیک‌ترند. تیپ پوستی تیره هم نمونة بارز آن سیاه‌پوستان هستند. در کشورمان همه نوع تیپ پوستی وجود دارد، امّا بیشترین تیپ پوستی سه تا پنج است. البته آمار دقیقی وجود ندارد.

بجز آفتاب سوختگی نور آفتاب چه عوارض دیگری دارد؟

بعضی از بیماری‌های پوستی ممکن است با نور آفتاب تشدید یا ایجاد شوند، مثل تب خال یا انواعی از اگزمای صورت  که در  گروهی از بیماران در تابستان بیشتر عود می‌کند. 

تشدید  لکّه‌های پوستی مثل کک ومک و یا ملاسما از عوارض دیگر آفتاب است. در ساعت‌های بین ساعت نه تا سه بعد از ظهر که حدود هشتاد درصد از ماورای بنفش در این ساعت به سطح زمین تابیده می‌شود، کسانی که مدّت طولانی در این ساعات در معرض نور خورشیدند، خطر برخی عوارض از قبیل پیری زودرس پوست، یا بعضی از سرطان‌های پوستی در آنها بیشتر است. این‌ عوارض به‌خصوص در کودکانی که مدّت زیادی درمعرض نور آفتاب هستند اهمّیّت زیادی دارد.

محلّ زندگی افراد در کودکی نیز روی پوستشان تأثیر می‌گذارد؟

بله. بعضی از تومورهای پوستی به میزان نور آفتاب که فرد در دوران کودکی با آن سر و کار داشته  ارتباط دارد. افرادی که در دوران کودکی در مناطق پرآفتاب زندگی می‌کردند و یا به هر دلیلی مدّت طولانی در معرض پرتو خورشید بودند، خطر بعضی از تومور های پوستی در آنها نسبت به افراد دیگر  بیشتر است.

کمی هم از حسن‌های نور آفتاب بگویید؟

نور خورشید می‌تواند تولید ویتامین D کند که برای سلامتی مهم است. ما به عنوان متخصّص پوست سعی بر این داریم که افراد را از عوارض نور آفتاب مطّلع کنیم. علّت تأکید بنده بر عوارض هم، رساندن آگاهی به مردم است. ازطرفی دیگر افراد به نوعی باید ویتامین D  بدن خود را با تغذیة درست تأمین کنند.

چطور می‌توانیم از این عوارض محافظت کنیم؟

با استفاده از کلاه لبه‌دار؛ هرچه لبه بلندتر باشد، محافظت بیشتری از پوست می‌شود. کسانی که پوست حسّاس به نور آفتاب دارند، از لباس‌های با آستین بلند استفاده کنند. استفاده از عینک آفتابی و کرم‌های  ضدّ آفتاب  مناسب می‌تواند تا حدود زیادی نقش محافظتی در مقابل عوارض پوستی داشته باشد ولی نه به‌طور کامل. سعی کنیم در ساعات بین سه تا چهار  بعد از ظهر کمتر در معرض مستقیم نور خورشید باشیم.

چرا از ضدّ آفتاب استفاده می‌کنیم؟

برخی از افراد وقتی در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند پوستشان قرمز می‌شود؛ برخی تاول می‌زنند؛ دسته‌ای از افراد هم دچار بیماری پوستی هستند که وقتی در معرض نور قرار می‌گیرند بیماریشان ایجاد یا تشدید می‌شود. همین طور برای پیشگیری از عوارضی که قبلاً اشاره کردیم.

چه نکاتی را باید برای استفاده از ضدّ آفتاب رعایت کرد؟

اگر چه افراد با توجّه به تیپ پوستشان از  ضدّ آفتاب‌های مختلف استفاده می‌کنند، ولی به‌طورکلّی ضدّ آفتابی با عیار 25 تا 30 حدود 96 درصد نقش محافظتی در مقابل ماورای بنفش دارد. البته محیطی که فرد قرار است از ضدّ آفتاب استفاده کند نیز اهمّیّت دارد، مثلاً کنار دریا یا خیابان ضدّ آفتاب با عیارهای مختلفی کاربرد خواهد داشت.

موقع استفاده از ضدّ آفتاب پوست باید چه شرایطی داشته باشد؟

پوست باید خشک باشد. افرادی که زیاد عرق می‌کنند، به‌خصوص در ماه‌هایی مثل مرداد در مناطقی که هوای شرجی دارد و افراد بیشتر عرق می‌کنند باید اصول استفاده از کرم ضدّ آفتاب را رعایت کنند.  در پوست مرطوب‌ میزان جذب اشعّة ماورای بنفش می‌تواند تا  چهار برابر بیشتر باشد. پس کسی که زیاد عرق می‌کند و یا در کنار دریا با پوست مرطوب دراز می‌کشد، باید پوست را خشک کند و بعد از کرم ضدّ آفتاب استفاده کند. توصیه می‌شود در آب و هوای مرطوب از ضدّ آفتاب ضدّ آب استفاده شود.

ضدّ آفتاب را باید هر چند ساعت تمدید کرد؟

به‌طورکلّی هر سه ساعت یک‌بار برای فردی که در محیط‌ بیرون است باید تکرار شود. البته بستگی به نوع ضدّ آفتاب هم دارد، بعضی‌ها اثر ماندگاریشان کمی متفاوت است. اثر ضدّ آفتاب بعد از چند ساعت کاهش پیدا می‌کند و معمولاً بعد از سه ساعت بهتر است تمدید شود. درضمن تقریباً نیم ساعت قبل از رفتن به مکان باز باید از ضدّ آفتاب استفاده کرد تا کرم جذب پوست شود و نقش خود را ایفا کند.

لب هم در معرض نور است؟

بله، تمام سطوح  درمعرض را باید پوشش داد. لب و پشت دست و حتّی گوش را هم باید زد، به‌خصوص کسانی که واکنش‌های آفتابی شدیدی دارند بیشتر باید دقّت کنند.

استفاده از وسایل آرایشی بعد از زدن ضدّ آفتاب کار درستی است؟

در صورتی‌که ضدّ آفتاب جذب پوست شده باشد، معمولاً مشکلی نیست. اول می‌توان ضدّ آفتاب را زد و بعد روی آن از پنکک یا از هر وسیلة آرایشی استفاده کرد. امروزه بعضی ترجیح می‌دهند از ضدّ آفتاب‌های کرم‌پودری  استفاده کنند.

چه ارتباطی بین تغذیه و پوست وجود دارد؟

یک تغذیة خوب و خواب کافی برای پوست سالم لازم است. ما برای هر سنّی تغذیة مناسب آن سن را توصیه می‌کنیم. استفاده از سبزیجات، میوه‌های تازه و مواد پروتئینی در سلامت پوست نقش دارد. اگرچه از نظر تجاری گاهی وقت‌ها به برخی از مواد خاص بیشتر تکیه می‌کنند، ولی با یک تغذیة مناسب می‌توانیم به پوست دلخواهمان برسیم.

 

لوازم آرایشی چه تأثیر منفی روی پوست می‌گذارد؟

از مواد آرایشی باید با توجّه به  نوع پوست استفاده کرد. کسی که پوست خشک دارد، با کسی که پوستی چرب دارد نوع مواد آرایشی که استفاده می‌کند کاملاً متفاوت است. پوست کسی که حسّاس است آن فرد باید از مواد آرایشی هیپوآلرژیک استفاده کند. افرادی که آکنه  دارند، باید از ترکیباتی استفاده کنند که کومدوژن ( غیرجوش‌زا) نباشند، یعنی اینکه مانع از ایجاد جوش‌های زیر پوستی ‌شود. شروع آکنه با ایجاد کومدون یا جوش‌های سرسیاه است. بنابراین برحسب نوع پوست باید از لوازم آرایش مناسب استفاده کرد وگرنه می‌تواند باعث  عوارضی مثل  قرمزی، التهاب پوست، خارش صورت، ایجاد آکنه و حتّی لکّه‌های پوستی شود. مواد آرایشی نباید مدّت طولانی  بر روی پوست بماند.

آیا افرادی که پوست خشکی دارند باید بیشتر از پوستشان مراقبت کنند؟

بله، همین‌طور است. اگر کسی  پوست خشک دارد نکات بیشتری را زمان رفتن به استخر باید رعایت کند. بعضی از این افراد دچار خارش پوست می‌شوند. توصیة ما به این افراد این است که بعد از استخر و خشک کردن پوست از مرطوب‌کننده‌ها استفاده کنند. بعضی از این افراد  علاوه بر پوست خشک مبتلا به اگزمای خشک (درماتیت اتوپیک ) هم هستند که متأسفانه  آنها را مستعدّ بعضی از عفونت‌های قارچی، ویروسی و باکتریال می‌کند. بنابر این افراد در اماکن ورزشی باید بیشتر به بهداشت فردی توجّه کنند.

چرا برخی از افراد بیشتر دچار بیماری‌های قارچی می‌شوند؟

قارچ پا در محیط‌هایی مثل استخر شایع است و دلایل مختلفی دارد؛ اصلی‌ترین دلیل رطوبت و گرمای محیط است و بعد نکات بهداشتی که معمولاً رعایت نمی‌شود، مثلاً استفاده از دمپایی‌هایی که شخصی نیست. تردّد زیاد افراد، احتمال بیماری قارچی به‌خصوص قارچ پا را بیشتر می‌کند.

قارچ پا علامت خاصّی دارد؟

می‌تواند بدون علامت باشد و فقط به شکل قرمزی یا پوستة لای انگشت پا باشد؛ که معمولاً بین انگشت‌های چهار و پنج پا بیشتر رخ می‌دهد ولی در بعضی می‌تواند با تاول‌های ریز در کف پا و با خارش همراه باشد. بنابراین معمولاً در استخرها قوانینی گذاشته‌اند از قبیل حوضچه‌ای که قبل از وارد شدن به آب باید پاها را آنجا خیس کرد. قارچ‌ها گاهی وقت‌ها به کشالة ران هم منتقل می‌شوند و به صورت قرمزی و خارش بروز می‌کنند.

افراد باید چه کنند که در فصل تابستان به این بیماری دچار نشوند؟

قارچ‌های پوستی در تمام فصل‌ها وجود دارد امّا در تابستان به دلیل گرما و رطوبت بیشتر بروز می‌کند. نکاتی که برای پیشگیری وجود دارد زیاد است، از یک طرف بر می‌گردد به افرادی که مکان‌هایی از قبیل استخر را مدیریت می‌کنند که باید از امکانات مناسب برای تهویة محیط استفاده کنند. شست‌وشوی مکرّر و ضد عفونی کردن کاشی‌ها، کف استخر و رعایت نکات بهداشتی آب همگی اهمّیّت دارند. از طرفی هم یک سری نکات است که به فرد مربوط می‌شود و آن بهداشت فردی است که باید رعایت شود. از لوازم شخصی استفاده کنند و بعد از بیرون آمدن از آب بدن خودشان از جمله لای انگشتان پا را خشک کنند.

طبق چیزهایی که گفتید به‌راحتی می‌شود به این نتیجه رسید که پوست خیلی حسّاس است و احتیاج به مراقبت دارد. توصیة شما برای افرادی که به هدف برنزه کردن آفتاب می‌گیرند چیست؟

 اغلب متخصّصان پوست برنزه کردن با استفاده از نور آفتاب یا اشعّة ماورای بنفش را به دلیلی که گفتیم توصیه نمی‌کنند. اگر کسی قصد برنزه کردن دارد بهتر است که به صورت تدریجی این کار را انجام دهد؛ در اینجا تیپ پوستی فرد خیلی اهمّیّت دارد. بعضی از تیپ‌های پوستی هستند که اصلاً نمی‌توانند برنزه شوند و فقط دچار سوختگی و عوارض می‌شوند.

حرف آخر

سر آخر اینکه قبل از هر عملی آگاهی و اطّلاعاتی در آن حیطه از پزشکان و یا افرادی که در آن زمینه تجربة کافی دارند  به دست بیاورید تا دچار مشکل نشوید.

چـرا بچـّه‌هـا از دکـتـر مـی‌تـرسـنـد؟ الناز گیلکی نظامی - كار‌شناس ارشد روان‌شناسي


یکی از سخت‌ترین کارهای والدین، واکسن زدن به بچّه‌های کوچکشان است. بیشتر کودکان با دیدن سرنگ به‌شدّت می‌ترسند، گریه می‌کنند و می‌خواهند از دست پزشک فرار کنند...

کودک از پزشک می‌ترسد و لباس سفید پزشک او را بیشتر نگران می‌کند. گاهی کودکان در مورد درمان‌ها‌ی پزشکی تصوّرات اشتباهی دارند. محقّقان توصیه می‌کنند والدین در مورد اینکه چرا باید پزشک را ملاقات کنند، به کودک توضیح دهند و بگویند که چه اتّفاقاتی ممکن است در مطب بیفتد. بیشتر ترس کودکان به این دلیل است که نمی‌دانند چه چیزی در مطب در انتظارشان است. نوع و میزان ترس کودک از پدیده‌ها‌ی مختلف به عواملی مثل سن، جنس، تجارب گذشته، میزان رشد ذهنی، ارزش‌ها‌ی اجتماعی و فرهنگی (که کودک از والدین و همسالان خود آموخته است) و بالاخره به احساس امنیّت کودک، بستگی دارد.

 

چند توصیة کاربردی زیر برای کاهش ترس کودکان از پزشک می‌تواند مؤثر باشد:

▪ برای مبارزه با ترس کودک، به او توضیح دهید قرار است کجا بروید. در مورد وسائل پزشک هم به او توضیح دهید، مثلاً گوشی برای گوش کردن صدای قلب است یا با یک چوب کوچک پزشک می‌تواند ته گلو و زبان را معاینه کند. هنگام معاینه کمک کنید و آرام باشید. وقتی کودک والدین خود را عصبانی و دستپاچه ببیند، بیشتر می‌ترسد زیرا فکر می‌کند قرار است حادثة بدی اتّفاق بیفتد.

▪ یک کیف لوازم پزشکی برای کودک بخرید تا با وسائل پزشکی آن، نقش پزشک را برای حیوانات و عروسک‌ها‌ و شما بازی کند.

▪ با فرزند خود روراست باشید. اگر به دروغ به او بگویید كه به وی آمپول نمی‌زنند، اعتماد خود را نسبت به پزشكان و پرستاران از دست می‌دهد. اگر قرار است به كودكتان واكسن تزریق شود، این موضوع را به او بگویید. آمپول ممكن است دردناك باشد، ولی درد آن به‌زودی پایان می‌یابد و درعوض ایمنی فرزندتان در مقابل بیماری‌ها‌ تضمین می‌شود. با زبانی قابل فهم با كودك خود حرف بزنید و به او بگویید كه تزریق واكسن برای سلامتی او ضروری است و پرستاران به این علّت به وی واكسن می‌زنند كه دوستش دارند.

▪ بچّة کوچک‌تر را همراه خواهر و برادرش نزد پزشک ببرید تا بداند که او هم باید مانند خواهر و برادرش به‌طور منظّم به پزشک مراجعه کند.

▪ اجازه دهید عروسکش را هم با خود بیاورد. پزشک می‌تواند حیوان یا عروسک کودک را قبل از معاینة او معاینه کند تا کودک مطمئن شود دلیلی برای ترس و نگرانی وجود ندارد.

▪ به کودک اعتماد به نفس بدهید. به او بگویید می‌دانم اصلاً از پزشک نمی‌ترسی و به حرف‌ها‌ی پزشک خوب گوش می‌دهی.

▪ ترس را به کودک القا نکنید. والدینی که هنگام واکسن زدن به فرزندشان خود دچار استرس‌ها‌ی شدید می‌شوند و دست و پای خود را گم می‌کنند، معمولاً باعث ناراحتی بیشتر کودک می‌شوند و هیچ اقدامی ‌برای بهتر شدن وضع کودک خود نمی‌کنند؛ آنها از درد کشیدن فرزندشان هنگام واکسن زدن ناراحت می‌شوند و گاهی همراه او گریه می‌کنند و وضع را بیش از پیش بدتر می‌کنند. بهتر است به‌آرامی ‌به کودکتان بگویید که این کار برای سلامتی‌اش مفید است و باید تحت هر شرایطی انجام شود. مطمئن باشید کودکان آن‌قدر باهوش هستند که متوجّه ماجرا شوند.

 

دلایل ترس کودکان هنگام معاینات پزشکی

جدایی از والدین

 بیشتر کودکان از اینکه در اتاق دیگری و دور از پدر و مادرشان تحت معاینه قرار بگیرند، می‌ترسند. ترس جدایی از والدین هنگام معاینه‌ها‌ی پزشکی، اغلب در بین کودکان زیر هفت سال شایع است، بنابراین بهتر است پزشک اجازه دهد والدین، مخصوصاً مادر، هنگام معاینه همراه کودک باشند.

درد

 عامل دیگری که ممکن است کودک را از معاینة پزشک بترساند، «احساس درد» ناشی از معاینه است. برخی از کودکان می‌ترسند معاینة پزشک آسیبی به آنها برساند. به‌خصوص اگر نیاز به تزریق واکسن یا آمپول باشد. ترس ناشی از درد معاینه در بین کودکان شش تا دوازده سال بسیار رواج دارد، هرچند ممکن است تا سال‌ها‌ی بعد نیز این ذهنیّت در آنها بماند.

 

رفتار پزشک

 متأسّفانه یکی از عوامل مؤثر بر ترس کودک، شیوة رفتار و روش ارتباط برقرار کردن او با کودک است. برخی پزشکان کودک را سریع معاینه می‌کنند؛ ممکن است کودک از این همه عجله و سرعت پزشک به وحشت افتد و برداشت غلط و نادرستی از معاینه در ذهن خود بپروراند که نتیجة نهایی آن نیز بیزاری و ترس او از فرایند معالجه و درمان است. درحالی‌که اگر پزشک، با صبر و حوصله و کمی‌ بازی و گفت‌وگویی ساده و محبت‌آمیز درباره مسائل مورد علاقه، با او ارتباط برقرار کند و درصدد کسب اعتمادش برآید، بسیاری از ترس‌ها‌ و نگرانی‌ها‌ی کودک کاهش می‌یابد. خوب است پدر و مادر نیز بعد از معاینه، پاداشی مناسب برای کودک در نظر بگیرند تا باعث تکرار رفتار شجاعانة او در معاینه‌ها‌ی بعدی شود.

    گاهی نگرانی کودک از معاینات پزشکی، ناشی از اطّلاعات غلطی است که احتمالاً از پدر و مادر یا نزدیکان خود می‌گیرد. در مواردی ممکن است والدین با بدبینی تصوّر کنند کودک حتماً باید در بیمارستان بستری شود و مورد عمل جرّاحی قرار گیرد، یا حتّی تصوّر کنند با کمترین اهمال‌کاری، کودک تلف می‌شود. این برداشت‌ها‌ی غلط می‌تواند باعث خیال‌پردازی‌ها‌ی  کودک شود و او را به‌شدّت از محیط‌ها‌ی مرتبط با پزشکی و درمان بترساند.

 

کودک و اینترنت دكتر فريبا عربگل - فوق‌تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان


نمی‌توان تصوّر کرد که فرزندان ما بزرگ شوند، رشد کنند، وارد دانشگاه یا حوزه‌های مختلف شغلی شوند، امّا با رایانه آشنا نباشند و از شبکة جهانی (اینترنت) چیزی ندانند. دنیای امروز، دنیای تلویزیون، ماهواره، کامپیوتر و اینترنت است و موارد فوق چنان با سرعت وارد زندگی بشر شده و نفوذ خود را ادامه می‌دهد که نمی‌توان از کنار آنها با بی‌تفاوتی گذشت بلکه باید با آنها به روش صحیح برخورد نمود تا بیشترین سود و استفاده حاصل آید. نکتة قابل ذکر آن است که هم چنانکه اثرات مفید تکنولوژی جدید در کیفیت زندگی ما قابل انکار نیست، درصورت عدم مدیریّت صحیح نیز ممکن است تأثیرات مضرّ آن بر زندگی کودکان و نوجوانان ما غیر قابل جبران باشد.

 

کودکان و اینترنت

رشد سریع تکنولوژی در زمینة اینترنت حوزة جدیدی از توجّه را به وجود آورده است. اینترنت یک منبع بی‌پایان اطّلاعات است و فرصتی است برای تعامل؛ ولی همچنین می‌تواند یک خطر واقعی برای کودکان و نوجوانانی باشد که استفادة صحیح از آن را نیاموخته‌اند. اکثر والدین به فرزندان خود می‌آموزند که با افراد غریبه صحبت  نکنند؛ اگر در منزل تنها هستند، درب منزل را به روی کسانی که نمی‌شناسند باز نکنند و اگر فرد ناشناسی تلفن زد، به او اطّلاعات ندهند.

اکثر والدین بر این موضوع کنترل و نظارت دارند که فرزندشان با چه کسی حرف می‌زند؟ با چه کسی دوست است؟ کجا می‌رود؟ چه کتاب یا روزنامه‌ای را می‌خواند؟ امّا نمی‌دانند که همین نظارت، کنترل و راهنمایی را باید هنگام استفاده از اینترنت نیز اعمال کنند.

 

در استفادة فرزندان از اینترنت، توصیه‌های زیر را به کار بندید:

  • زمان استفاده از اینترنت را محدود کنید.
  • به نوجوان خود بیاموزید که هر چیزی را که در اینترنت می‌بیند یا می‌خواند حتماً درست و واقعی نیست.
  • روی سایت‌هایی که فرزندتان به آنها مراجعه می‌کند نظارت داشته باشید.
  • سعی کنید خود را با اطّلاعات جدید و پیشرفت تکنولوژی آشنا نمایید و در این حوزه‌ها آموزش ببینید. دور ماندن شما از پیشرفت‌های جدید باعث افزایش شکاف نسلی بین شما و نوجوانتان می‌شود.
  • زمان‌هایی را اختصاص دهید که با فرزند خود از سایت‌های مختلف اینترنتی دیدن نمایید. راجع به مطالب و محتوای آن به بحث و مذاکره بنشینید و بازی‌ها و فعّالیّت‌هایی را با یکدیگر انجام دهید. داشتن فعّالیّت مشترک با فرزندانتان به شما این فرصت را می‌دهد که بر فعّالیّت‌های او نظارت داشته باشید و فرصتی را برای نقد مطالب در اختیار شما قرار می‌دهد. علاوه بر آن در این فعّالیّت مشترک هم شما می‌توانید از او چیزی بیاموزید و هم او می‌تواند از شما بیاموزد.
  • به فرزند خود آموزش دهید که صحبت کردن در اتاق گفتگو مثل صحبت کردن با یک غریبه است و همان احتیاط‌هایی را که درمورد ارتباط با غریبه‌ها به کار می‌بندیم در اینجا نیز باید به کار گیریم.
  • به فرزند خود بیاموزید که هیچ‌گاه نباید اطّلاعات شخصی و خانوادگی خود را در اینترنت به شخص دیگری بدهد.
  • هرگز با شخصی که در اتاق گفتگو ملاقات کرده، نباید یک ملاقات واقعی ترتیب دهد.
  • به آنها بیاموزید همان قوانین و احتراماتی را که در ارتباطات واقعی رعایت می‌کنیم، باید در ارتباطات اینترنتی نیز رعایت کنیم، مانند فحش ندادن، استفاده نکردن از کلمات زشت و رکیک و... .
  • به آنها بیاموزید که ارتباطات اینترنتی و چتی ما را برای ارتباطات واقعی بین‌فردی آماده نمی‌کند.
  • فقط زمانی اجازة ترتیب آدرس پست الکترونیکی را به او بدهید که بدانید در این زمینه به بلوغ کافی رسیده است و به‌طور دوره‌ای بر پست الکترونیکی و فعّالیّت اینترنتی او نظارت کنید.

پنج نکته در مورد طرّاحی اتاق کودک مهندس فاطمه رمضانی - کارشناس ارشد مهندسی معماری


هنگامی‌که پدر و مادری صاحب فرزندی می‌شوند، تمام تلاش خود را برای فراهم کردن آسایش فرزندشان به کار می‌گیرند. گاه با دانشی ساده می‌توان تغییرات شگرفی را در پرورش استعداد و خلّاقیّت و ایجاد حسّ آرامش فرزندان ایجاد کرد.

از آنجاکه اتاق کودک مکانی چند عملکردی است که فعّالیّت‌های زیادی مثل خوابیدن، غذا خوردن، بازی کردن، استراحت کردن و ... در آن انجام می‌شود، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکوفایی توانایی‌ها و استعدادهای نهان کودکان داشته باشد. در زیر نکاتی در مورد انتخاب رنگ و مصالح،  نحوة چیدمان وسایل و تقسیم‌بندی فضای اتاق کودک آورده شده است:

 

استفاده از انواع کمد‌ها

استفاده از انواع کمد‌ها، به‌ویژه قفسه‌ها و پارتیشن‌ها می‌تواند در ایجاد فضاهای با تنوّع زیاد و فرم‌های متفاوت کمک بزرگی کند، به‌ویژه اینکه این فرم‌ها و جانمایی‌ها می‌تواند متناسب با افزایش سنّ فرزندان از لحاظ اندازه، ارتفاع و جانمایی نیز تغییر کند.

تزئین اتاق کودک باید مهیّج و فانتزی باشد. اولین نکته‌ای که در این مورد باید درنظر گرفت این است که این تزئینات باید متناسب با سن و روحیة فرزندان باشد. مهم‌ترین نکته‌ای که باید برای ایجاد آرامش در اتاق کودک در نظر گرفته شود این است که همان‌طور که کودک به‌تدریج رشد می‌کند، وسایل اتاق او نیز باید انعطاف‌پذیر باشند. قدّ کودک تقریباً هر روز و هر هفته رشد می‌کند، بنابراین باید وسائلی که برای او تهیّه می‌کنیم انعطاف لازم را داشته باشند. معمولاً مشکل اصلی خانواده‌ها این است که اتاق کودک مطابق با سلیقة پدر و مادر آماده می‌شود. در این موارد لازم است که والدین با آموزش‌های لازم از شخصیّت و روحیّات کودک خود در سنین مختلف آشنا باشند.

 

جانمایی فضای اتاق

از نظر جانمایی بهتر است اتاق کودک در ضلع جنوبی (نمای جنوبی) ساختمان باشد تا از نور خورشید برخوردار گردد. قبل از هرگونه جانمایی لازم است اندازه (ابعاد) دقیق اتاقی را که در اختیار دارید بدانید. در مرحلة اول، کار خود را با مشخّص کردن این موضوع شروع کنید که چه مقدار فضا برای هریک از فعّالیّت‌های گفته شده لازم است. فضاهایی که نیاز به مبلمان خاص دارند مانند تخت‌خواب و کمد و میز کار معمولاً می‌توانند به شما کمک کنند تا بدانید چه مقدار فضا برای فعّالیّت‌های دیگر باقی مانده است.

طرّاحی را از اطراف تخت‌خواب آنها و سقف قسمتی که کودکان می‌خوابند شروع کنید. یا می‌توانید محلّ زندگی شخصیّت‌های داستانی را در اتاق آنها پیاده کنید، مثلاً فضای جنگل و قصر و ... . از کارتن‌ها و شخصیّت‌های کتاب‌های داستان برای الهام گرفتن و برانگیختن حسّ کنجکاوی کودکان استفاده کنید. بسیاری از کودکان دوست دارند به قصّه گوش کنند. در این مورد کارتن‌هایی که برای کودکان طرّاحی شده‌اند نمونه‌های خوبی هستند، مانند برخی برنامه‌های تلویزیونی مثل داستان‌های آبی و یا کارتون‌هایی نظیر pooh .

کودکان به نقّاشی و حجم‌سازی بسیار علاقه‌مندند؛ آنها دوست دارند وسائلی را که در اختیار دارند رنگ کنند مثل نقّاشی کردن روی دیوار اتاقشان. گاهی این موضوع سبب ایجاد اضطراب و نگرانی در خانواده‌ها می‌شود، امّا باید توجّه داشت که به جای ممنوع کردن کودکان از این کار، باید فضای لازم برای این کار را برای آنها فراهم کرد، به عنوان مثال دیوار اتاق را تا ارتفاع در دسترس کودکان از کاغذ‌های دیواری قابل شستشو و یا قابل تعویض استفاده کرد.

 

دمای اتاق کودک

از مسائل مهمّ دیگر در طرّاحی اتاق کودک تعیین میزان گرمی ‌و سردی این اتاق است. میزان دمای اتاق کودک باید متناسب با وضعیّت جسمی‌ خود کودک تنظیم شود نه بر اساس تصوّرات پدر و مادر از درجة سرما و گرما.

 

مواد و مصالح مصرفی

مواد و مصالح مصرفی در تهیّة مبلمان اتاق کودک باید از موادّ طبیعی باشد، زیرا کودک در ارتباط مستقیم با آنهاست و استفاده از الیاف و موادّ مصنوعی ممکن است سبب ایجاد مشکلات تنفّسی و پوستی در کودکان شود.

رنگ و فرم وسایل مورد استفاده در اتاق کودک می‌تواند در شکل‌گیری شخصیّت کودکان بسیار مؤثر باشد. تفاوت سلیقه، سن و جنس در تعیین شکل اتاق مورد اهمّیّت است، مثلاً دختران بیشتر به رنگ‌های صورتی و لیمویی و پسران به رنگ‌های آبی روشن و خاکستری علاقه‌مندند. در کنار این رنگ‌ها، آنها از دیدن رنگ‌های متضاد هم خوشحال می‌شوند و به سمت آنها جذب می‌شوند؛ امّا همچنین در نظر داشته باشید که در دنیای امروز الزاماً اتاق دختران صورتی و اتاق پسران آبی نیست، بلکه استفاده از رنگ‌هایی مانند زرد و نارنجی و ... که مختصّ جنس خاصّی نیست توصیه می‌شود.

 

 

رنگ

باید ببینید که کودکتان به چه رنگی علاقه‌مند است؛ اگر به سنّی نرسیده است که بتواند رنگ مورد علاقة خود را تشخیص دهد، این کار را به روشی ساده مانند قرار دادن مکعب‌های رنگی و یا حتّی مداد رنگی در دسترس او می‌توان انجام داد؛ بگذارید خودش یک رنگ را از میان آنها انتخاب کند. سعی کنید در این زمینه سلیقة خود را به او اجبار نکنید. آنها را در انتخاب رنگ آزاد بگذارید و سعی کنید فقط سلیقة آنها را کنترل کنید.

رنگ اتاق کودک باید متناسب با سنّ او انتخاب شود. در طول سال‌های اول زندگی بهتر است از رنگ‌های ملایم استفاده شود، زیرا نوزاد رنگ‌ها را تشخیص نمی‌دهد و بیشتر نور و سایه را درک می‌کند، از این رو اتاق نوزادان باید به رنگ‌های روشنی مانند سفید، کرم، زرد، صورتی، آبی یا سبز روشن رنگ‌آمیزی شود.

با افزایش سن، به کارگیری رنگ‌های شاد و درخشان می‌تواند فضایی جذّاب و پرانرژی و محرّک برای او فراهم آورد. البته باید توجّه کنید که فضای اتاق به علّت تنوّع زیاد رنگ شلوغ و پیچیده نباشد، زیرا آرامش فکری کودک را از بین خواهد برد.

 

به‌طورکلّی رنگ‌های زیر در طرّاحی اتاق کودکان توصیه می‌شود:

رنگ سبز برای رنگ‌آمیزی دیوار‌ها توصیه می‌شود. این رنگ آرامش‌بخش است و سبب پرهیز کودکان از خشونت می‌شود.

ترکیب رنگ‌های زرد و آبی برای پردة اتاق‌ کودک پیشنهاد می‌شود، زیرا در هنگام خواب نور آرامش‌بخشی در فضا توزیع می‌کند و خوابی آرام را برای کودک به همراه خواهد داشت.

اگر از چراغ خواب در اتاق کودک استفاده می‌کنید، بهتر است که رنگ نور آن بنفش کمرنگ متمایل به آبی یا آبی کمرنگ باشد، زیرا این رنگ نور سبب رفع کسالت و درد می‌شود و باعث می‌شود که فرزند شما بعد از بیدار شدن از خواب بانشاط و سرزنده باشد.

اگر در اتاق کودک میز کار و مطالعه وجود دارد، توصیه می‌شود که رنگ آن را زرد مایل به سبز انتخاب کنید، زیرا علاوه بر ایجاد آرامش و تمرکز ذهن، تحریک‌کنندة فکر نیز هست و سبب بالا رفتن میزان یادگیری کودکتان می‌شود.

امروزه با توجّه به گسترش تنوّع مبلمان کودک در بازار به‌راحتی می‌توانید فضای اتاق کودک خود را تا حدّ اتاق یک پرنسس اشرافی و یا در حدّ اتاق یک قهرمان پرانرژی مبلمان کنید، امّا در این مورد دو نکته را به یاد داشته باشید:

  • از تخیّل و ابتکار خودتان در طرّاحی اتاق او استفاده کنید.
  • با اندکی حوصله می‌توانید بسیاری از این مبلمان‌ها را  خودتان با قیمت مناسب‌تری تهیّه کنید.

خستگی مزمن دكتر مجيد رازقيان - متخصص اعصاب و روان


«سندروم خستگی مزمن»( (Chronic Fatigue Syndrome: CFS «نشانگان» يا سندرومي است که مشخصة اصلی آن خستگی شدید و غیرقابل توضیحی است که با استراحت برطرف نمی‌شود و حداقل شش ماه طول می‌کشد. این اختلال در سنین سی تا پنجاه سالگی بیشتر دیده می‌شود و در زنان دو برابر مردان رخ می‌دهد. علت این اختلال مشخص نیست و زمانی این تشخیص مطرح می‌شود که همة علل طبی و روانی دیگر خستگی مزمن کنار گذاشته شود. نظریه‌های متعددی برای توجیه علت آن مطرح شده است، از جمله عفونت‌های ویروسی(به‌ویژه ویروسی به‌ نام اپشتین‌بار یا EBV و ویروس هرپس)، التهاب سیستم عصبی به‌علت نقص در پاسخ‌های سیستم ایمنی و ژنتیک؛ اما هیچ‌کدام ثابت نشده‌ است.

 

علائم بالینی

خستگی که شایع‌ترین شکایت این بیماری است در بیشتر بیماران شروع تدریجی دارد و اخیراً آغاز شده است. به‌علاوه این خستگی ناشی از فعالیت شدید یا مداوم نیست و با استراحت برطرف نمی‌شود و آنقدر شدید است که سبب فرسودگی روانی و جسمی مي‌شود و فعالیت‌های بیمار را تا پنجاه درصد کاهش می‌دهد.

علائم دیگری که در این بیماران دیده می‌شود عبارت ‌است از دردهای مفصلی و عضلانی، سردرد، حساسیت غدد لنفاوی، احساس گرمی یا لرز، اختلال حافظه یا تمرکز، ضعف به ‌دنبال فعالیت، گلودرد، تپش قلب، بی‌حسی یا سوزش دست‌ها و پاها، مشکلات گوارشی(اسهال، یبوست یا نفخ شکم).

این افراد اغلب احساس افسردگی می‌کنند، مضطرب هستند و خواب آنها نیروبخش نیست و خستگی‌شان را برطرف نمی‌کند، بنابراين سبب افت چشمگیر توانایی در انجام وظایف شغلی، فردی و اجتماعی فرد می‌شود.

باید توجه داشت که خستگی یکی از شایع‌ترین علائم در پزشکی است و از آنجایی‌که سندروم خستگی مزمن هیچ علامت مشخصه یا تست آزمایشگاهی خاصی ندارد، تشخیص آن به وسیلة پزشک پس از رد کردن علل طبی و روانپزشکی خستگی گذاشته می‌شود.

اين بيماران برخلاف بیماران دچار اختلال افسردگی عمده، به‌ندرت احساس گناه، افکار مرتبط با خودکشی و فقدان احساس لذت دارند و کاهش وزن چندانی ندارند و حتی گاه افزایش وزن هم دارند.

شدت، تعداد و نوع علائم در افراد مبتلا به سندروم خستگی مزمن متفاوت است. در برخی بیماران میزان ناتوانی آن به ‌شدت ناتوانی در بیماری‌هایی مثل آرتریت روماتوئید، بیماری قلبی، بیماری‌های ریوی مزمن و MS است.

در این بیماران بهبودی خودبه‌خودی نادر است، ولی در اکثر موارد بهبودی نسبی دیده می‌شود. شواهد نشان می‌دهد هر چقدر درمان بیمار زودتر شروع شود، شانس بهبودی بیشتر است.

 

درمان

سندروم خستگی مزمن درمان قطعی ندارد و اساساً درمان آن حمایتی است. درمان‌های متعددی برای آن به‌کار رفته است ازجمله مشاوره و روان‌درمانی شناختی، درمان دارویی، اصلاح رژیم غذایی، روش‌های کاهش استرس مثل مراقبه(Meditation) یا یوگا و گروه‌های حمایتی که هر یک نتایج متفاوتی در بر داشته است.

درمان دارویی برای کاهش درد، رفع اضطراب و افسردگی به‌کار می‌رود. در صورت استفاده از داروهای ضد افسردگی باید دارویی تجویز شود که خاصیت رخوت‌زایی نداشته باشد(مثل بوپروپیون). داروهای محرک روان مانند متیل فنیدیت یا آمفتامین ممکن است به کاهش خستگی کمک کند.

باید این بیماران تشویق شوند تا فعالیت‌های روزمره‌شان را ادامه دهند و تا حد امکان در برابر خستگی خود مقاومت کنند. کم کردن حجم کار بسیار بهتر از حاضر نشدن در محل کار است.

تغییرات روش زندگی(Life style) و مدارا کردن با بیمار نقش بسیار مهمی دارد. دوری از استرس هیجانی و در نظر گرفتن زمانی در هر روز برای تمرین آرام‌سازی(Relaxation) یا مراقبه(Meditation) از جمله تغییرات روش زندگی است.

به‌علاوه بیمار باید فعالیت خود را در یک سطح معتدل تنظیم کند؛ اگر در روزهایی که احساس بهبودی دارد فعالیت بیش از حد داشته باشد(مثلاً برای جبران کارهای عقب‌مانده)، در آن صورت تعداد روزهای بد او بیشتر خواهد بود و خستگی زودتر برخواهد گشت. بيمار بايد بين فعاليت، خواب و استراحت خود تعادل برقرار كند. هر شب در زمان معینی بخوابد و در زمان معینی نیز بیدار شود و خواب روزانه یا چرت زدن را محدود کند.

نقش تغذیه

 

برنامة غذایی درست در بیماران مبتلا به سندروم خستگی مزمن سبب می‌شود این افراد احساس بهبودی بیشتری کنند، انرژی بیشتری داشته ‌باشند و سیستم ایمنی آنها تقویت شود. تغییرات رژیم غذایی نباید گسترده یا ناگهانی باشد. به این بیماران توصیه می‌شود میوه و سبزیجات بیشتری مصرف کنند، آب زیاد بنوشند، گوشت قرمز کمتر بخورند و به‌جای آن از ماهی استفاده کنند که حاوی اسیدهای چرب امگا 3 است که ویژ‌گی‌های ضد التهابی طبیعی دارد. به‌طور کلی استفاده از غذاهای سرخ‌کردنی در این بیماران توصیه نمی‌شود و بهترین روغن برای پخت‌وپز روغن زیتون است. همچنین این بیماران بهتر است از غذاهای پرکالری، سیگار و سایر انواع توتون و تنباکو، کافئین، الکل و شیرینی‌جات دوری کنند.  

بهترین روش‌هاي پیشگیری از بارداری در اوایل ازدواج حوریه شایگان - کار‌شناس ارشد مامایی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان


روش‌های پیشگیری از بارداری را می‌توان به انواع زیر طبقه‌بندی کرد:

الف. روش‌های موقتی:

۱. قرص‌های خوراکی

۲. قرص‌های ترکیبی با مقدار بیشتر هورمون(HD)

۳. قرص‌های ترکیبی با مقدار کمتر هورمون(LD)

۴. قرص‌های ترکیبی با مقدار متغیر هورمون(تری‌فازیک)

۵. قرص‌های تک‌هورمونی(دوران شیردهی)

۶. روش‌های ایجاد مانع(کاندوم)

۷. وسیلة داخل رحمی(IUD)

۸. آمپول‌های تزریقی

۹. نورپلانت(کاشت کپسول زیر جلدی)

ب. روش‌های دائمی:

۱. بستن لوله در زنان(توبکتومی)

۲. بستن لوله در مردان(وازکتومی)

برای انتخاب هر یک از روش‌های فوق زوج یا زوجین باید حتماً با پزشک یا کارکنان بهداشتی و درمانی مشاوره کنند و از آنها برای انتخاب روش مناسب یاری بخواهند. از میان روش‌های ذکر شده بهترین روش برای زوجین در اوایل ازدواج استفاده از قرص یا کاندوم است. هر کدام از این دو روش مزایا و معایبی دارند که هر فرد با توجه به شرایط خود می‌تواند یکی از این دو روش را انتخاب کند.

 

کاندوم

کاندوم پوشش لاستیکی نازکی است که روی آلت در حال نعوظ کشیده می‌شود و از طریق ایجاد مانع در برابر عبور اسپرم، از حاملگی جلوگیری می‌کند. کاندوم باید طی کل مدتی که مقاربت جنسی انجام می‌شود مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که این وسیله به‌عنوان یک مانع مکانیکی عمل می‌کند، جلوي تماس مستقیم با اسپرم، ترشحات تناسلی، ترشحات عفونی، چرک و زخم‌های تناسلی را می‌گيرد و در نتیجه در برابر بیماری‌های مقاربتی و عفونت ايدز مصونیت ایجاد می‌کند. بعضی کاندوم‌ها حاوی مواد لغزنده کننده‌اند. این مواد لغزنده نقش حفاظتی علیه بارداری یا بیماری‌های منتقل شده از راه جنسی را ندارند. مواد لغزندة بدون چربی مانند ژل آبکی یا ژل K-Y می‌توانند در همراهی با کاندوم‌های لاتکسی استفاده شوند اما مواد لغزندة چرب مانند ژل پترولیوم(وازلین)، لوسیون‌ها، روغن بچه یا روغن ماساژ نباید استفاده شود چرا که باعث ضعیف شدن و پاره شدن کاندوم می‌شود. احتمال بارداری همزمان با مصرف کاندوم اگر به‌طور صحیح استفاده شود سه درصد است ولی اگر در هنگام استفاده دقت لازم نشود به چهارده درصد نیز ممکن است برسد. این روش جلوگیری از بارداری به‌آسانی در دسترس مصرف کنندگان قرار دارد.

 

نحوة استفاده

هر بسته را باید در‌‌ همان زمانی که قرار است استفاده شود باز کرد و پيش از استفاده، باید کاندوم را با کمی باد کردن آن(فوت کردن) کنترل کرد که سوراخ یا پاره نباشد. هنگام مصرف باید دقت کرد کاندوم در اثر تماس با ناخن پاره یا سوراخ نشود.

از آنجا که در ترشحات مرد پيش از انزال نیز مقداری اسپرم وجود دارد، پيش از آغاز مقاربت باید کاندوم روی آلت تناسلی در حال نعوظ کشیده شود و اگر از کاندوم تنها هنگام انزال استفاده شود، احتمال حاملگی وجود خواهد داشت.

هنگام استفاده از کاندوم باید فضای خالی انتهای آن را براي تخلیة هوا فشار داد، سپس کاندوم را باید به‌طریقی روی آلت تناسلی کشید که این فضای خالی کوچک در انتهای آن باقی بماند تا به هنگام انزال مایع منی در این فضا جمع شود و به‌ داخل دستگاه تناسلی زن نريزد. بنابراین نوک آن تا انتها نباید کشیده شود.

کاندوم باید تمام طول آلت تناسلی را تا قاعدة آن بپوشاند. این کار از نشت مایع منی به‌ داخل دستگاه تناسلی زن جلوگیری می‌کند.

در صورت احساس پارگی یا سوراخ شدگی هنگام نزدیکی بلافاصله باید آلت تناسلی به ‌همراه کاندوم خارج شده و از یک کاندوم جدید استفاده شود.

بلافاصله پس از انزال باید درحالی‌که آلت تناسلی هنوز در حال نعوظ است، آلت به‌همراه کاندوم روی آن از دستگاه تناسلی زن خارج شود. براي جلوگیری از سر خوردن کاندوم باید در حالی که با دست کاندوم روی آلت نگه داشته شده است عمل خروج انجام گیرد.

بعد از خارج کردن کاندوم درصورتی‌که کاندوم سوراخ یا پاره شده باشد، باید از روش اورژانسی جلوگیری از بارداری استفاده کرد.

 

قرص‌های جلوگیری از بارداری

بهترین و مطمئن‌ترین روش جلوگیری از بارداری در ابتدای ازدواج استفاده از قرص‌های خوراکی است. این قرص‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:

منوفازیک(تک‌مرحله‌ای): میزان هورمون‌های استروژن و پروژسترون در تمام قرص‌ها یکسان است. قرص‌های LD و HD در این گروه قرار دارند.

دی‌فازیک(دومرحله‌ای): میزان هورمون‌های استروژن و پروژسترون در دو مرحله تغییر می‌کند.

تری‌فازیک(سه‌مرحله‌ای): میزان هورمون‌های استروژن و پروژسترون در سه مرحله و به‌تدریج افزایش می‌یابد.

استفاده از قرص‌ها روشی کاملاً مؤثر، بازگشت‌پذیر و نسبتاً بی‌خطر است. قرص علاوه بر خاصیت جلوگیری از بارداری، سبب کاهش احتمال ابتلا به سرطان جسم رحم و سرطان تخمدان، محافظت در برابر بیماری‌هایی چون بیماری التهابی لگن، بیماری‌های خوش‌خیم پستان، محافظت در مقابل کم‌خونی(به‌علت کم شدن حجم خون عادت ماهانة زن)، کاهش میزان بروز بارداری‌های خارج از رحم، منظم‌تر شدن عادت ماهانه و کاهش دردهای این دوران، کمک به درمان جوش‌های صورت، کاهش بروز کیست‌های تخمدانی، افزایش تراکم استخوان‌ها، جلوگیری از بروز تصلب شرایین (آترواسکلروز) و بهبود آرتریت روماتویید می‌شود. در بعضی موارد به تعادل هورمونی در بدن خانم‌ها نیز کمک می‌کند و باعث بهبود شرایط جسمی ‌و روحی در آنان می‌شود. اما نکتة مهم اینکه: در مواردی اثر قرص‌های خوراکی جلوگیری از بارداری کاهش مي‌یابد و باید از یک روش مکمل دیگر برای جلوگیری از بارداری استفاده شود. این موارد شامل مصرف بعضی از دارو‌ها مانند برخي داروهای ضد تشنج، ضد سل، ضد قارچ، خواب‌آور، آنتی‌بیوتیک‌ها و آرامبخش‌هاست. اسهال و استفراغ شدید نیز اثربخشی قرص‌ها را کاهش می‌دهد و باید از يك روش دیگر جلوگیری از بارداری استفاده شود. ضمناً قرص‌های ترکیبی حجم شیر مادر را کم می‌کنند، بنابراین زنان شیرده در شش ماهة اول پس از زایمان نباید از این قرص‌ها استفاده کنند.

 

عوارض شایع و چگونگی برخورد با آنها

عارضه‌های شایع معمولاً در ماه‌های اول مصرف بروز مي‌كند و در عرض دو تا سه ماه کاهش مي‌یابد یا از بین می‌رود. این عارضه‌ها و چگونگی برخورد با آنها به شرح زیر است:

۱. افزایش وزن: دلایل افزایش وزن، تجمع مایعات در بدن به‌دلیل اثر پروژسترون، افزایش اشتها و به‌دنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی است. افزایش وزن با ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل بهبود می‌یابد.

۲. لکه‌بینی و خونریزی بین قاعدگی‌ها: معمولاً در مدت دو تا سه ماه اول مصرف مشاهده مي‌شود و می‌تواند ناشی از فراموشی قرص نیز باشد. برای پيشگيري از آن بايد به تذکرهای حین مصرف مراجعه شود.

۳. حساسیت پستان‌ها: با رعایت توصیه‌های بهداشتی رفع می‌شود. اگر مشکل ادامه یابد، فرد به ماما و در صورت نیاز به متخصص زنان ارجاع خواهد شد.

۴. سردردهای خفیف: غالباً با مسکّن‌های معمولی برطرف می‌شود. سردردهای شدید یا سردردهایی که با فشار خون بالا، علائم عصبی یک‌طرفه یا اختلالات بینایی همراه باشد، از علائم هشدار دهنده است و ارجاع فوری به متخصص مربوط و تغییر روش را ایجاب می‌کند.

۵. تهوع: بهتر است خوردن قرص در صورت تهوع شدید و غیرقابل تحمل ادامه نیابد. خوردن قرص در هنگام خواب یا همراه با غذا راهی مؤثر برای کاهش شدت تهوع‌های خفیف و قابل تحمل است. درمان موقت تهوع برای دو تا سه ماه اول با داروهای ضد تهوع(مثل ویتامین B6 شبی یک قرص) است.

روش استفاده

مصرف این قرص‌ها باید در پنج روز اول قاعدگی (روز اول تا روز پنجم و در نزدیکی روز سوم) آغاز شود. برای اطمینان بیشتر بهتر است مصرف آن از روز اول خونریزی قاعدگی شروع شود. قرص در ساعت خاصی از شبانه‌روز تا پایان بسته ۲۱ عددی خورده می‌شود. مصرف بستة بعدی پس از یک فاصلة هفت روزه آغاز خواهد شد(خواه خونریزی قطع شود یا ادامه داشته باشد).

در صورت فراموشی مصرف قرص:

۱. هرگاه مصرف یک قرص فراموش شود: به ‌محض یادآوری قرص را مصرف کرده و قرص‌های بعدی را نیز در زمان مقرر مصرف کنید.

۲. هرگاه مصرف دو قرص متوالی فراموش شود: به‌ محض یادآوری دو قرص را هم‌زمان مصرف کرده و دو قرص دیگر را هم‌زمان روز بعد مصرف کنید. بقیة قرص‌ها را در زمان مقرر مصرف کنید و تا یک هفته نیز از یک روش دیگر پیشگیری از بارداری استفاده کنید.

۳. هرگاه مصرف سه قرص متوالی فراموش شود: در این صورت بقیة بستة قرص را ‌دور اندازید و‌‌ همان روز مصرف قرص‌های بستة جدید را آغاز کنید. تا یک هفته نیز از یک روش دیگر پیشگیری از بارداری استفاده کنید.

- معمولاً پس از دو هفته از مصرف قرص‌های LD يا HD دیگر حاملگی صورت نخواهد گرفت اما بهتر است در ماه نخست مصرف این‌گونه قرص‌ها از یک روش دیگر پیشگیری از بارداری استفاده کنید.

بیهوشی در اطفال دكتر نرجس محسن‌زاده - متخصص بيهوشي و مراقبت‌هاي ويژه


بیهوشی در کودکان و خصوصاً در نوزادان، از جنبه‌های مختلف با بیهوشی بزرگسالان تفاوت دارد. معمولاً تا سن 28 روزگی از بدو تولد را نوزادی و از 28 روزگی تا یک سالگی را شیرخوارگی می‌نامند و بالای یک سال را کودک در نظر می‌گیرند. در نگاه اول این تفاوت در بیهوشی را فقط به دلیل اختلاف جثه می‌بینیم اما علاوه بر اختلاف جثه تفاوت‌های دیگری هم وجود دارد.

    کودکان و نوزادان از نظر عملکرد ارگان‌های مختلف بدن نسبت به بالغین، نارس هستند و این نارس بودن در قلب، ریه، کلیه، کبد، خون، عضلات، سیستم عصبی و... مشهود است. آناتومی ‌راه هوایی در کودکان نسبت به بزرگسالان متفاوت است، مثلاً حنجرة نوزادان در گردن در حد مهرة سوم و چهارم گردنی بالاتر از بالغین ( مهرة چهارم و پنجم گردن) است.

    اپی گلوت یک نوزاد بزرگ‌تر از بالغین است و همچنین زبان به نسبت حجم کل دهان، بزرگ‌تر است و اینها دید حنجره را در طی لارنگوسکوپی مشکل می‌سازد.

    در ریه آلوئول‌ها عمدتاً پس از تولد تکامل می‌یابند و از بیست میلیون ساک آلوئولی در هنگام تولد به میزان سیصد میلیون آلوئول در هجده ماهگی می‌رسند.

    وضعیت سر در حفظ بازماندن راه هوایی فوقانی طی بیهوشی حائز اهمیت است. خم کردن سر نوزاد می‌تواند به‌راحتی سبب کلاپس(روی هم خوابیدن) راه هوایی شود و علاوه بر آن، راه هوایی کوچک و نرم نوزادان قابلیت فشردگی بیشتر در صورت فلکشن (خم کردن) گردن دارد و حفظ راه هوایی آنها تبحر و تجهیزات خاص خود را می‌طلبد.

    همچنین پاسخ کودکان به داروها خصوصاً داروهای بیهوشی با بزرگسالان تفاوت دارد؛ این تفاوت در میزان جذب، توزیع، متابولیسم و دفع داروها از بدن تعمیم می‌یابد و بستگی به ترکیبات بدن، دمای بدن، توزیع برون‌ده قلبی، بلوغ کارکرد قلب، کلیه و کبد، بلوغ سد خونی- مغزی و وجود یا فقدان ناهنجاری‌های مادرزادی دارد.

     ترکیبات بدن مانند چربی، عضلات و آب با افزایش سن تغییر می‌کند، میزان آب کلّ بدن در نوزادان نارس بیشتر از نوزادان ترم و در نوزادان ترم بیشتر از کودکان دو ساله است. چربی و عضلات با افزایش سن افزایش می‌یابد و این تغییرات دارای تأثیر کلینیکی در نوزادان است، مانند اینکه:

1- داروهای محلول در آب حجم توزیع بیشتری دارند و نیاز به دوز اولیة بیشتری برای رسیدن به سطح خونی مطلوب دارند.

2- چون نوزادان حجم چربی کمتری دارند، داروهایی که برای پایان اثر خود نیاز به توزیع مجدد در چربی یا عضله دارند، دارای اثر طولانی‌تری می‌شوند.

     اختلاف دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که در نوزادان و کودکان سطح بدن نسبت به وزن آنها بیشتر از بالغین است که این سطح بالای بدن سبب از دست دادن بیشتر دمای بدن حین بیهوشی می‌شود. از طرفی کودکان در مقابله با دفع حرارت، مکانیسم‌های حفظ دما و تولید حرارت ضعیف‌تری نسبت به بالغین دارند، بنابراین می‌توانند به سرعت هیپوترم (دچار کاهش دمای بدن) شده و هیپوترمی ‌باعث عوارض خطرناکی از قبیل مصرف اکسیژن بدن و طولانی شدن ریکاوری از بیهوشی می‌شود که توجه به این موضوع و ایجاد تمهیدات خاص برای جلوگیری از آن برای متخصصان بیهوشی الزامی ‌است. کودکان و نوزادان نسبت به کمبود حجم مایع دریافتی و یا ازدیاد آن و همچنین تغییرات الکترولیتی و قند خون بسیار حساس‌اند که این مسئله کار متخصص بیهوشی را در انتخاب نوع مایع سرم دریافتی و تنظیم دقیق آن دشوار می‌کند.

    قابل ذکر است که اکثر عمل‌های جراحی روی نوزاد، به دلیل ناهنجاری‌های مادرزادی است که در بیشتر مواقع مدت زمان عمل جراحی آنها طولانی می‌شود و در این میان ممکن است بسته به نوع عمل جراحی، خونریزی حین عمل به گونه‌ای باشد که نیازمند تجویز خون و محصولات خونی شویم که میزان محاسبة تجویز آن با بالغین تفاوت دارد. نوزادان و یا کودکان تحت عمل جراحی بزرگ، اکثراً نیازمند مراقبت ویژة بعد از عمل هستند که در بخش مراقبت‌های ویژة کودکان و یا نوزادان صورت می‌گیرد.

    همچنین انجام بیهوشی و عمل جراحی می‌تواند از نظر روحی و روانی اثرات نسبتاً بدی در کودکان بر جای گذارد، زیرا کودکان به‌شدت به پدر و مادر وابسته‌اند و جدا کردن آنها از والدین در بیمارستان برای آنها زجرآور است و می‌تواند در آنها اضطراب توأم با ترس، افسردگی و یأس و حتی گوشه‌گیری ایجاد ‌کند. کودکان بزرگ‌تر بیشتر نگران درد ناشی از پروسه‌ای هستند که قرار است روی آنها انجام شود، در این میان اضطراب والدین هم کمتر از کودکان نیست، بنابراین باید برای کاهش اضطراب آنها و آگاهی از وضع موجود آموزش‌های لازم را ببینند که نقش متخصص بیهوشی در این قضیه بسیار مهم است. در مجموع همان‌طور که کودکان و نوزادان بسیار ظریف‌تر از بالغین هستند، انجام بیهوشی در آنها از ظرافت بالایی برخوردار است.

روش بیهوشی

انتخاب روش بیهوشی به سنّ کودک، نوع عمل جراحی و همچنین وضعیت سلامتی بیمار بستگی دارد. در این مورد پزشک بیهوشی مسئول تصمیم‌گیری است.

بیهوشی عمومی

بیهوشی عمومی ‌بسیار معمول است و به این معناست که بیمار به خواب عمیقی فرو می‌رود و برای کاهش درد مسکّن دریافت می‌کند، این نوع بیهوشی معمولاً با تزریق داروی بیهوشی در سیاهرگ یا تنفس مادة بیهوشی از طریق ماسک صورت می‌گیرد.

بیهوشی منطقه‌ای

بیهوشی منطقه‌ای یعنی استفاده از داروهای بیهوشی در نزدیکی بخشی از بدن که دارای رشته‌های عصبی زیاد است. این کار باعث بی‌حس شدن بخشی از بدن می‌شود که توسط آن رشتة اعصاب تغذیه می‌شود. این نوع بیهوشی معمولاً به‌طور خاص در کودکان به هنگام بیهوشی عمومی ‌انجام می‌شود. استفاده از بیهوشی عمومی ‌در اطفال و نوزادان ضروری است، زیرا همکاری بیمار حیاتی است و بیهوشی منطقه‌ای به عنوان مکمّل بیهوشی عمومی ‌اعمال می‌شود تا درد، در طی جراحی و پس از آن تسکین داده شود. بیهوشی اپیدورال یا اسپانیال مثال‌هایی از این نوع بیهوشی هستند.

خطرات بیهوشی

پس از گذشت سال‌ها از تکامل و ارتقای تجهیزات، داروها، روش‌ها و مهارت‌ها، خطرات موجود در بیهوشی به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. نظارت روتین از جمله متغیرهای تنفسی و گردش خون، اشباع اکسیژن، همچنین روش‌های مربوط به آمادگی برای بیهوشی در این بهبود و ارتقا نقش داشته‌اند. پزشک متخصص بیهوشی می‌تواند به سؤالات شما پاسخ دهد و اطلاعات بیشتری ارائه نماید.

مخفی کردن اعتیاد از متخصّص بیهوشی چه عواقبی دارد؟ دكتر كاوه ماهوتي - متخصص بيهوشي و مراقبت‌هاي ويژه


یکی از مشکلات روزمرّة متخصّصان بیهوشی، رواج روزافزون اعتیاد در بین بیماران نیازمند به بیهوشی است. متأسفانه گاهی موارد اعتیاد در خانم‌ها و در سنین پایین هم دیده می‌شود و مواد مورد مصرف در معتادین نیز جدیدتر و پیچیده‌تر شده‌اند، حتّی اخیراً در بعضی از خانم‌های باردار نیز سوء مصرف موادی مانند کراک یا شیشه ملاحظه شده است.

 با توجه به اینکه سوء مصرف داروها و مواد مخدّر تأثیر خطرناک و نامطلوبی در روند بیهوشی بیماران ایجاد می‌کند، آگاهی متخصّصان بیهوشی از نوع مواد و داروهای مصرفی و طول مدت مصرف آنها توسط بیماران به متخصّصان این امکان را می‌دهد که آمادگی بیشتری برای جلوگیری یا به حداقل رساندن عوارض اعتیاد در حین جراحی و بیهوشی داشته باشند، از داروهای مناسب با وضعیت بیمار استفاده کنند و در موارد لزوم، بیمار را  پس از اتمام جراحی به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل نمایند. اما متأسفانه اکثراً مشاهده می‌شود که بیماران به دلایل مختلف، اطلاعاتی در زمینة اعتیاد خود در اختیار متخصّصان بیهوشی قرار نمی‌دهند و حتی در بسیاری از موارد آن را انکار یا کتمان می‌کنند. شاید این مسئله به دلیل ترس از تعقیب قانونی یا عدم اطلاع اطرافیان و حتی مواردی مانند شرمندگی باشد.

سوء استفادة دارویی چیست؟

سوء استفادة دارویی به مصرف خودسرانة داروها و ترکیباتی اطلاق می‌شود که برای موارد درمانی یا روانی استفاده می‌شوند و در اثر ادامة مصرف به وابستگی فیزیکی و فیزیولوژیکی و یا روانی فرد منجر می‌گردند.

وابستگی به داروها چیست؟

وابستگی به داروها وقتی رخ می‌دهد که بیمار حداقل سه مورد از موارد نه گانة زیر را داشته باشد و حداقل یک ماه این حالت را به‌صورت ممتد یا تکرار شونده انجام دهد.

نشانه‌های وابستگی فیزیکی و روانی دارویی عبارتند از:

  • دارو در مقادیر یا مدت بیشتر از مقادیر اولیه مورد استفاده قرار گیرد.
  • ناتوانی در کاهش مقدار مصرفی دارو
  • صرف زمان بیشتر برای مصرف دارو
  • ایجاد علائم مسمومیت با دارو یا محرومیت دارویی به‌صورت مکرر
  • کاهش عملکرد اجتماعی و شغلی به علت مصرف دارو
  • ادامة مصرف دارو با وجود مشکلات اجتماعی و فیزیکی ناشی از مصرف آن
  • بروز مقاومت نسبت به مصرف دارو (مقادیر مصرفی قبلی اثر کمتری داشته باشد یا نیاز به مقادیر بیشتر باشد)
  • نشانه‌های مشخص محرومیت از دارو
  • مصرف دارو برای جلوگیری از نشانه‌های محرومیت

   وابستگی فیزیکی وقتی پیشرفت می‌کند که برای حفظ عملکرد طبیعی بدن لازم است مقدار مصرف دارو افزایش یابد. علائم محرومیت دارویی به دنبال قطع اثرات دارو روی عملکرد بدن رخ می‌دهد. مقاومت دارویی در اثر عادت کردن بافت‌های بدن به مقادیر قبلی داروهای مصرفی ایجاد می‌شود و باعث می‌شود بدن نیاز به مقادیر بیشتری از دارو پیدا کند.

   سوء استفادة دارویی و مصرف مواد مخدّر ممکن است سبب ایجاد مقاومت در برابر داروهای بیهوشی و بی‌دردی شود و متخصص بیهوشی را در تعیین مقادیر مورد نیاز داروی بیهوشی و بارداری دچار اشتباه کند. در بیشتر مواقع اعتیاد طولانی مدت و مزمن باعث افزایش نیاز به داروهای بیهوشی و مسکن می‌شود اما در صورت مصرف گذرا و حاد مواد در افرادی که قبلاً معتاد نبوده‌اند، اثرات داروهای بیهوشی بیشتر می‌شود.

لكنت در كودكان متين راست‌روان - آسيب‌شناس گفتار زبان


لكنت عبارت است از تكرار، كشش يا قفل شدن غيرارادي كلمه يا بخشي از كلمه‌اي كه فرد قصد بيان آن را دارد. كودكاني كه لكنت دارند مي‌دانند چه مي‌خواهند بگويند و قبلاً آن را صد‌ها يا هزاران مرتبه بدون لكنت گفته‌اند، با اين‌حال علي‌رغم تلاش‌هايي كه مي‌كنند، قادر نيستند كلمه را بدون تقلا ادا كنند. لكنت يك اختلال رشدي است و به‌طور معمول بين سنين ۲ تا ۶ سالگي ظاهر مي‌شود. اين اختلال اغلب به‌شكل تدريجي در زماني كه كودك با سرعت زيادي در حال كسب و يادگيري زبان است شروع مي‌شود. بيشتر افرادي كه لكنت دارند پيش از ۵ سالگي مبتلا به لكنت شده‌اند. معمولاً هيچ‌كس بعد از ۱۲ سالگي مبتلا به لكنت نمي‌شود، مگر اين‌كه دچار سانحه‌ي مغزي جدي باشد.

احتمال ابتلا به لكنت در خانواده‌هايي كه پدر يا مادر سابقه‌ي لكنت داشته‌اند ۳ تا ۵ برابر بيشتر از خانواده‌هايي است كه مشكلي در آن‌ها وجود ندارد. در بين بزرگسالان از هر هزار نفر حدود سه نفر به‌شدت لكنت دارند.

 

عناصر مرتبط با لكنت

ارتباط لكنت با هوش

اگرچه لكنت ممكن است در بين همه‌ي افراد (تيزهوش، هوش معمولي و حتي كندذهن) اتفاق بيافتد، ولي برحسب نتايج اكثر تحقيقات، هيچ رابطه‌ي معني‌داري بين هوش و لكنت نمي‌توان قايل شد.

 

ارتباط لكنت با جنسيت

شروع لكنت در افراد مذكر نسبت به افراد مونث سه به يك است. برخي از دلايلي كه سبب اين افزايش است:

 الف. توقعات جامعه: معمولاً انتظارات جامعه و خانواده از پسر‌ها بيشتر است و با كوچك‌ترين علايم، نارواني پسر‌ها همراه با سختگيري والدين ممكن است به لكنت تبديل شود.

ب. آغاز گفتار و تكامل: آغاز مراحل رشد گفتار در دختر‌ها به‌مراتب سريع‌تر است، بنابراين برخي خانواده‌ها فكر مي‌كنند پسرشان در مقايسه با دختران همسال خود از نظر گفتاري مشكل دارد.

 

ارتباط لكنت با ژنتيك

پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اند كه ميزان بروز لكنت در بين دوقلوهاي يكسان بيشتر از دوقلوهاي غيريكسان است و همچنين ميزان لكنت در بين دوقلو‌ها (يكسان و غيريكسان) به‌مراتب از يك‌قلو‌ها بيشتر است.

 

ارتباط لكنت با دوزبانگي

در اين ارتباط گروهي معتقدند چنان‌چه كودك در سنين فراگيري و تكامل ساختار زبان مادري خودش در معرض يادگيري زبان‌هاي ديگر واقع شود، كنش‌هاي زباني او دچار اختلال شده و در ‌‌نهايت ممكن است سبب لكنت شود. بر همين اساس نمي‌توان رابطه‌ي صددرصد معني‌داري بين اين ارتباط قايل شد؛ هر چند ظاهراً ميزان فراواني لكنت در دوزبانه‌ها بيشتر است.

 

ارتباط لكنت با زبان

گروهي معتقدند موقعي كه كودك در سنين فراگيري زبان به‌سر مي‌برد و در حال شكل‌بخشي به الگوهاي زبان خود است، بيشترين نارواني را در گفتار خود نشان مي‌دهد. تحقيقات در زمينه‌ي لكنت با درجه‌ي اهميت كلمات، طولاني بودن و ميزان فراواني كاربرد نشان داده كه لكنت بيشتر در كلماتي اتفاق مي‌افتد كه بار اطلاعاتي مهم دارد و عده‌اي هم معتقدند كه با افزايش طول لغات لكنت افزايش مي‌يابد و در كلمات كوتاه‌تر لكنت كمتري ديده مي‌شود.

 

ارتباط لكنت با عوامل محيطي- اجتماعي

عوامل عمده‌ي محيطي كه در مشكلات كودكان شركت دارد، شامل موارد زير است:

-  فشارهاي ناراحت كننده‌ي زماني (مسايل رواني عاطفي در بدو ورود به مدرسه)

-  توقع بالا‌تر از توانايي كودك

-  والدين نگران و حساس

- سرعت زياد گفتار خانواده

-  الگوي نحوي پيچيده در گفتار خانواده

-  سوالات مكرر از كودك

-  تذكر دادن هنگام صحبت.

 

چه بايد كرد؟

اقداماتي كه والدين جهت كمك به كودك لكنتي بايد انجام دهند:

۱. با آرامش كامل به «آن‌چه» مي‌گويد گوش دهيد، نه به اين‌كه «چگونه» مي‌گويد.

۲. بگذاريد خودش حرفش را كامل كند.

۳. حداقل روزي ۵ دقيقه به صحبت آرام با او اختصاص دهيد.

۴. از تكميل صحبت به‌جاي او خودداري كنيد.

۵. راه‌هايي پيدا كنيد كه به او نشان دهيد دوستش داريد، برايش ارزش قايل‌ايد و از بودن با او لذت مي‌بريد.

در ‌‌نهايت اگر لكنت كودكي بيشتر از دو هفته به‌طول انجاميد، برنامه‌ي زودهنگام درماني و مشاوره‌اي توصيه مي‌شود.

چگونه سمعک مناسب انتخاب كنيم؟ امير عليزاده - اديولوژيست


کاهش شنوایی یکی از شایع‌ترین مشکلات مزمن سلامتی است كه در هر سن یا گروه اجتماعی ممکن است مشاهده شود. در سنین زیر ۱۸ سال از هر ۱۰۰۰ نفر ۱۷ نفر افت شنوایی دارند که با افزایش سن این میزان به ۳۱۴ نفر در ۱۰۰۰ نفر برای افراد بالاي ۶۵ سال افزایش می‌یابد. به‌طور کلی تقریباً يك نفر از هر ۱۰ نفر مبتلا به درجات مختلف کم‌شنوایی هستند.

کاهش شنوایی می‌تواند ارثی باشد یا در اثر بیماری و ضربه، مصرف طولانی‌مدت بعضی از دارو‌ها (آمینوگلیکوزید‌ها)، عفونت‌های مزمن گوش یا مواجهه‌ی طولانی‌مدت با صداهای صنعتی و آزارنده مانند صدای بوق ماشین‌ها، ماشین‌آلات برقی، انفجار و... به‌وجود بیاید.

کاهش شنوایی می‌تواند از یک افت شنوایی خفیف تا از دست دادن تمام شنوایی تغییر کند.

برای بسیاری از افراد کم‌شنوایی به‌طور طبیعی و طی مراحل سالمندی رخ می‌دهد. کم‌شنوایی به‌معنای آن نیست که افراد مبتلا فقط بلندی صدا‌ها را کمتر می‌شنوند بلکه برخی صدا‌ها مانند ش، س، ف برای آن‌ها به‌سختی شنیده می‌شود. به‌همین دلیل این افراد اغلب ابراز می‌کنند که صحبت‌های دیگران را می‌شنوند اما متوجه مفهوم صحبت‌ها نمی‌شوند.

با وجود آن‌که کم‌شنوایی نهایتاً مشکل جسمی ایجاد نمی‌کند اما عوارض اجتماعی و روانی آن بسیار آزارنده است. این عوارض شامل محرومیت از ارتباط برقرار کردن با دیگران، انزوای اجتماعی، مشکلات حرفه‌ای، افسردگی و از دست دادن عزت نفس است.

کاهش شنوایی در کودکان چنان‌چه درمان نشود در تکامل زبان و گفتار و کسب مهارت‌های گفتاری اختلال ایجاد می‌کند.

 

مبارزه با كم‌شنوايي

تصور این‌که انسان نتواند چیزی بشنود تصوری دهشتناک و بسیار ترس‌آور است. انسان از روزگار نخستین که به‌ احتمال ضعف شنوایی خود در مقابل بعضی از اصوات پی برد با قرار دادن دست خود بر پشت گوشش اولین تلاش موفق خود را در جمع‌آوری و جهت‌یابی اصوات انجام داد. تلاش‌هایی که انسان در جهت مقابله با کمبود شنوایی خود در طول قرن‌ها انجام داده تلاشی در خور تقدیر و تحسین‌برانگیز است. با مطالعه‌ی تاریخ جوامع بشری اذعان خواهیم کرد که سرنوشت سمعک‌ها از سرنوشت تمدن مادی و معنوی انسان‌ها جدا نبوده و نیست... .

امروزه به‌کمک پیشرفت علم الکترونیک دیگر نگرانی در مورد کم‌شنوایی وجود ندارد زیرا به‌راحتی و با استفاده از کوچک‌ترین سمعک‌ها و جاسازی آن‌ها در داخل کانال گوش می‌توان افت شنوایی را پنهان کرد و مخفی نگاه داشت.

چنان‌چه مبتلا به کم‌شنوایی باشید، احتمالاً احساس می‌کنید تنها هستید و از زندگی لذت کافی نمی‌برید. اطرافیان شما هم احتمالاً از وضعیت شما رنج می‌برند. بهتر است بدانید که 90 درصد افراد نظیر شما می‌توانند تنها با داشتن سمعک مشکلات خود را کاملاً برطرف کنند.

ادیولوژیست (متخصص شنوایی و سمعک) برای انتخاب نوع سمعک، میزان افت شنوایی یا نوع فعالیت شغلی شما در خانه و محل کار، محدودیت‌های جسمی و جنبه‌های Cosmetic (زیبایی‌شناسی) آن را مد نظر قرار می‌دهد. برای بسیاری از بیماران قیمت سمعک یکی از مهم‌ترین عوامل در انتخاب نوع آن است.

شما به‌کمک ادیولوژیست خود می‌توانید تشخیص دهید که استفاده از یک یا دو سمعک برای شما بهتر و مناسب‌تر است. استفاده از دو سمعک می‌تواند به تعادل در شنیدن جهت صدا‌ها و بهتر کردن درک شما از کلمات خصوصاً در محیط‌های شلوغ و آسان‌ترکردن تشخیص محل صدا بسیار بیشتر کمک کند.

سمعک به اشکال مختلفی در دسترس است. هر نوع با توجه به شکل، اندازه و میزان تقویت صدا، مزیت‌های خاص خود را داراست. پيش از خرید هر نوع سمعک مطمئن شوید که سمعک دارای کارت ضمانت معتبر است و فروشنده می‌تواند شخصاً در صورت مشاهده‌ی هر گونه اشکالات در تنظیم اولیه (همچون بلندی یا ضعیف بودن صدای سمعک، بمی یا تیزی صدا، سوت کشیدن و آزارندگی صداهای بلند و...) در تنظیم مجدد آن در حد دلخواه شما در‌‌ همان جلسه روی گوش‌تان به شما کمک کند.

 

انواع سمعك از نظر جاگذاري

در مجموع چندین نوع سمعک وجود دارد:

الف. سمعک درون گوشی يا (ITE (In the ear: به‌طور کامل در گوش خارجی قرار می‌گیرد که کلاً در دواندازه‌ی متفاوت ساخته می‌شود:

۱. سمعک‌های ITC (In the canal): با توجه به اندازه و شکل کانال گوش ساخته می‌شوند.

۲. سمعک‌های CIC (Completely in the canal): اين سمعك‌ها اصطلاحاً نامرئی نامیده می‌شوند و به‌میزان بیشتری داخل کانال گوش قرار می‌گیرند و برای افت شنوایی ضعیف تا نسبتاً شدید کاربرد دارند.

ب. سمعک پشت گوشی BTE (Behind the ear): پشت گوش قرار می‌گیرد و به‌وسیله‌ی یک رابط (تیوب) به قالب پلاستیکی که در کانال گوش خارجی قرار می‌گیرد وصل می‌شود.

 

انواع سمعك از نظر كاركرد

مکانیزم داخلی (کارکرد) سمعک‌های مختلف حتی اگر از یک نوع باشند متفاوت است. سه نوع مدار متفاوت برای تولید سمعک مورد استفاده قرار می‌گیرد:

الف. آنالوگ، قابل تنظیم: ادیولوژیست امکانات مورد نیاز سمعک شما را تعیین می‌کند، سپس لابراتوار (کارگاه) مطابق با آن مشخصات سمعک شما را می‌سازد. ادیولوژیست در تعیین مشخصات مدار تغییرات بعدی مدار را هم مدنظر قرار می‌دهد.

این نوع از مدار معمولاً کمترین قیمت را دارد.

ب. آنالوگ، قابل برنامه‌ریزی: در این نوع مدار ادیولوژیست از کامپیو‌تر برای برنامه‌ریزی کردن سمعک استفاده می‌کند. این نوع مدار قدرت پذیرش بیش از یک نوع برنامه را دارد.

این نوع مدار می‌تواند برای انواع سمعک مورد استفاده قرار گیرد و برحسب ادیوگرام‌های گوناگون تنظیم و برنامه‌ریزی شود. در این سمعک نحوه‌ی تقویت سیگنال به‌صورت آنالوگ و نحوه‌ی تنظیم آن به‌صورت دیجیتال است.

پ. دیجیتال: در این نوع مدار ادیولوژیست سمعک را با کمک کامپیو‌تر برنامه‌ریزی کرده و کیفیت صدا را برای هر فرد به‌طور جداگانه با توجه به خصوصیاتش تنظیم می‌کند. در سمعک دیجیتال از میکروفون (رسیور)، باتری و یک چیپ کامپیوتری استفاده می‌شود.

مدار دیجیتال بیشترین قابلیت انطباق برای تنظیم سمعک را برای ادیولوژیست فراهم می‌کند. اين نوع مدار در انواع سمعک می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و بیشترین قیمت را در بین مدار‌ها دارد.

 

با سمعك زندگي كنيد

استفاده‌ی موفق از سمعک نیاز به صرف وقت و حوصله دارد. سمعک نمی‌تواند شنوایی طبیعی را بازگرداند یا صداهای جانبی را به‌طور کامل حذف کند. عادت کردن به سمعک یک فرآیند تدریجی است که عادت کردن به محیط‌ها و صداهای مختلف را شامل می‌شود. بنابراین در روزهای نخست دریافت سمعک باید در آرامش و در ساعات محدود و خالی از استرس به آن عادت کنید.

پس از مدتی مشاهده خواهید کرد که در اکثر موارد شما نیز همانند دیگران می‌شنوید و نیازی به بلند‌تر کردن صدا‌ها یا تکرار گفتار دیگران نیست. در صورت نیاز به راهنمایی‌های بیشتر، با ادیولوژیست خود تماس بگیرید. او می‌تواند سمعک را اختصاصاً با توجه به نیازهای فردی شما تنظیم کند.

پنومونی در کودکان دکتر هومان هاشمیان - فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی کودکان، استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان


تعریف

پنومونی یا ذات‌الریه به التهاب و عفونت ریه‌ها که قسمت تحتانی دستگاه تنفسی هستند، گفته می‌شود (تصوير ۱). علی‌رغم پیشرفت‌های انجام شده در درمان با آنتی‌بیوتیک‌ها، پنومونی هنوز یکی از مهم‌ترین علل بروز عوارض یا مرگ‌ومیر کودکان به‌ويژه در کشورهای در حال توسعه است.

علت

هر چند گاهی علل غیرعفونی مثل آسپیراسیون برخی مواد (غذا و محتویات معده، جسم خارجی، هیدروکربن‌ها مثل نفت و...) به ریه، تابش اشعه، دارو‌ها یا بیماری‌های التهابی سبب پنومونی می‌شوند ولی معمولاً علل ایجاد آن، جرم‌های عفونی شامل ویروس‌ها، باکتری‌ها و گاهی قارچ‌ها و انگل‌ها هستند. این جرم‌ها، به‌خصوص ویروس‌ها، از فرد بیمار از طریق قطرات تنفسی پخش شده در هوا پس از عطسه یا سرفه، یا از راه تماس مستقیم با بیمار (مثل دست دادن یا روبوسی) یا وسایل شخصی آلوده منتقل شده و به‌صورت شایع سبب عفونت بینی و حلق می‌شوند. عفونت بینی و حلق به سرماخوردگی یا سایر عفونت‌های دستگاه تنفسی فوقانی منجر می‌شود، ولي گاهی با نفوذ جرم‌ها از سد دفاعی بدن و رسیدن به ریه‌ها، پنومونی رخ می‌دهد. در این بین، ویروس‌ها شایع‌ترین علت عفونت‌های دستگاه تنفسی در کودکان هستند. ویروس‌هایی که معمولاً سبب پنومونی کودکان می‌شوند شامل آدنوویروس، پاراآنفلوانزا، آنفلوانزا و ویروس سن‌سی‌شیال تنفسی (شایع در کودکان زیر دو سال و در فصل زمستان) هستند. از بین باکتری‌های عامل پنومونی نیز می‌توان به استرپتوکوک پنومونیه (پنوموکوک)، هموفیلوس آنفلونزای تیپ b و مایکوپلاسما پنومونیه اشاره كرد.

مهم‌ترین عوامل خطرساز برای ایجاد پنومونی در کودکان عبارت است از:

- بیماری‌های ریوی مثل فیبروز کیستیک یا آسم

- اختلالات آناتومیک مثل فیستول (مجرای غیرطبیعی) بین ناي و مری

- ریفلاکس (برگشت اسيد يا غذا) از معده به مری

- اختلالات سیستم عصبی یا ایمنی

- اختلالات حرکت مژک‌های تنفسی

- قرار گرفتن در معرض دود سیگار.

علایم بیماری

چون در کودکان پنومونی معمولاً به‌دنبال سرماخوردگی ایجاد می‌شود، علایمی مثل گرفتگی و آبریزش بینی، عطسه و گلودرد معمولاً در ابتدا وجود دارد. علایم تیپیک پنومونی اغلب سریع پیشرفت مي‌کند و شامل تنفس تند و منقطع، سرفه با یا بدون خلط (اغلب تدریجاً خلط‌دار می‌شود)، تب و لرز و حال عمومی نامساعد است. کودکان چون خلط را می‌خورند، می‌توانند دچار استفراغ شوند.

در پنومونی‌های باکتریال، علایم در کل شدید‌تر است و تب بالا، بیحالی شدید، تنفس مشکل و تهوع و استفراغ مکرر به‌خصوص پس از سرفه‌ي شدید یا طولانی نیز مشاهده می‌شود. در موارد خیلی شدید، تند شدن تنفس (در شیرخواران بیش از ۵۰ تنفس در دقیقه، در کودکان زیر ۵ سال بیش از ۴۰ تنفس در دقیقه و بالای ۵ سال بیش از 3۰ تنفس در دقیقه)، درون کشیدگی‌های قفسه‌ي سینه (در زیر قفسه‌ي سینه، بین دنده‌ها یا بالای جناغ) در زمان دم و ناله‌ي تنفسی در زمان بازدم رخ می‌دهد که نیازمند رسیدگی سریع به کودک است (تصوير ۲).

درد قفسه سینه به دنبال پنومونی بی‌عارضه به دلیل عدم وجود گیرنده (رسپتور) درد در ریه‌ها رخ نداده ولی در صورت درگیری پلور (پرده‌های اطراف ریه‌ها که رسپتور درد دارند) درد احساس می‌شود که بیشتر در کودکان بزرگ‌تر به هنگام سرفه شدید یا دم عمیق مشاهده می‌گردد. در برخی کودکان، درد معده به علل مجاورت پنومونی تحتانی با آن یا بلع خلط رخ می‌دهد.

پنومونی آتیپیک ناشی از مایکوپلاسما در سن مدرسه و نوجوانان و جوانان رخ مي‌دهد و سیر خفیف‌تر ولی طولانی‌تری دارد. ابتدا بیماران دچار سردرد، گلودرد با یا بدون تب خفیف و گذرا (بدون علایم واضح سرماخوردگی) مي‌شوند و به‌تدریج سرفه بیشتر و خلط‌دار می‌گردد. کودکان مبتلا به آسم نیز معمولاً تشدید علایم یا حمله‌ي آسم را نشان می‌دهند.

تشخیص

در هر کودک که دچار علایم سه‌گانه‌ي «تب + سرفه + صدای رال (در معاینه‌ي ریه توسط پزشک) یا تندی تنفس» شده باشد، باید تشخیص پنومونی مدنظر باشد. تشخیص قطعی پنومونی ویروسی توسط کشت ویروسی یا بررسی آنتی‌ژن ویروس در ترشحات حلق و بینی میسر است. تشخیص قطعی پنومونی باکتریال توسط کشت عامل مربوطه از نمونه‌های خون، مایع داخل پلور یا ریه برقرار می‌شود. کشت خلط در کودکان ارزشی ندارد و به‌‌علاوه در موارد پنومونی مایکوپلاسمایی می‌توان از تست آگلوتیناسیون سرد استفاده کرد، هرچند که اختصاصی نيست. براي افتراق پنومونی ویروسی از پنومونی باکتریال پزشک از خصوصیات بالینی، عکس رادیوگرافی سینه و پاراکلینیک استفاده مي‌كند و سپس در مورد درمان صحیح تصمیم می‌گیرد (تصوير ۳).

 

عوارض

پنومونی در کودکان عوارض جدی دارد که با درمان مناسب و به‌موقع می‌توان از بسیاری از آنان جلوگیری كرد. عوارض شایع یا مهم پنومونی در کودکان عبارت است از:

۱. دهیدراسیون (کمبود مایعات بدن) که با علایم بیحالی یا تشنگی زیاد و بیقراری، خشکی چشم و دهان و مخاطات و چشم‌ها، و کاهش ادرار (در شیرخوار، خوب خیس نشدن پوشک) تظاهر مي‌كند و اغلب نیازمند تجویز مایعات وریدی (سرم) است.

۲. اسهال و استفراغ در پنومونی‌های ویروسی هم شایع است و می‌تواند بر احتمال بروز دهیدراسیون بیافزاید.

۳. گاهی ممکن است به‌دنبال پنومونی، مایعی در اطراف ریه‌ها یعنی بین دو لایه‌ي پرده‌ي اطراف ریه‌ها (در فضای «پلور») رخ دهد که به آن «افیوژن پلور» می‌گویند. تجمع هوا در فضای پلور را «پنوموتوراکس» و تجمع چرکی در آن را «آمپیم» گویند که اغلب نیازمند تخلیه به‌شیوه‌ي جراحی است.

۴. انتشار عفونت به‌داخل خون می‌تواند به عفونت خونی یا «سپسیس» منجر شود که با علایمی چون تب بالا، لرز، بدحالی شدید و تند شدن یا مشکل شدن تنفس مشخص مي‌شود و نیازمند بستری سریع است.

۵. آبسه در داخل ریه نیز می‌تواند به‌دنبال پنومونی رخ دهد که اغلب به جراحی نیاز ندارد ولی درمان طولانی با آنتی‌بیوتیک تزریقی (برای ۶ هفته یا بیشتر) ضروری است.

 

درمان

در صورت شک به پنومونی باید حتماً به پزشک مراجعه کرد. علايم مشكوك شامل موارد زیر است:

- سرفه‌ي در حال پیشرفت همراه با تب

- سرفه‌ي همراه با بیحالی یا استفراغ

- تب و سرفه در سن زیر ۶ ماهگی

- تنفس تند یا مشکل یا همراه با ناله‌ي تنفسی

- سرفه و رنگ‌پریدگی یا کبودی پوست

- سرفه و تب همراه با وجود بیماری زمینه‌ای مثل آسم یا نارسایی قلبی.

پزشک پس از معاینه‌ي کودک و سمع ریه معمولاً رادیوگرافی سینه و آزمایش خون تجویز می‌كند. اگر کودک مبتلا به پنومونی باشد، در عکس ریه کدورت و/ یا مایع و چرک مشاهده می‌شود.

اگر عامل پنومونی ویروسی باشد، مصرف آنتی‌بیوتیک کمکی نمي‌کند و توصیه نمی‌شود. در این موارد، کنترل تب با استامینوفن و/ یا تن‌شویه، استفاده از بخور آب گرم، استراحت و مصرف مایعات کافی و تغذیه‌ي مناسب و مکفی کمک مي‌کند. استفاده از قطره‌ي کلرور سدیم یا محلول نرمال ‌سالین براي شست‌وشوی بینی، در صورت گرفتگی بینی یا ترشح غلیظ یا چرکی از بینی نيز کمک‌کننده است.

برای پنومونی باکتریال باید آنتی‌بیوتیک تجویز شود که نوع آن را پزشک تعیین می‌كند و معمولاً به‌مدت ۱۰ روز مصرف می‌شود. تکمیل دوره‌ي مصرف آنتی‌بیوتیک براي جلوگیری از ایجاد مقاومت میکروبی یا درمان ناقص و عود بیماری ضروری است. ممکن است برحسب وضعیت کودک، در چند روز اول بستری در بیمارستان ضرورت داشته باشد. در زمان بستری آنتی‌بیوتیک‌های وریدی (از راه رگ) به‌کار می‌رود که طبعاً اثربخشی بیشتری نیز دارد.

کودکان مبتلا به پنومونی معمولاً دچار کم‌اشتهایی می‌شوند. بنابراين اگر در منزل مداوا می‌شوند، مصرف مایعات کافی و همچنین سوپ، آب جوجه، فرنی و... ضروری است.

مصرف داروی ضد سرفه بدون مشاوره با پزشک ممنوع است، چرا که سرفه مکانیسم دفاعی طبیعی بدن برای پاک کردن مجاری تنفسی از خلط و ترشحات ناشی از عفونت است و اصولاً داروهای ضد سرفه مفید نيستند.

کودکان مبتلا به آسم که دچار پنومونی شوند، نیاز به افزایش یا تغییر در داروهای خود دارند که مشاوره با پزشک در این موارد ضروری است.

در هنگام درمان، مراجعه‌ي مجدد به پزشک در صورت هر گونه شواهدی از پیشرفت علایم (بد‌تر شدن حال عمومی، افزایش تب، بروز مشکل تنفسی یا تند شدن تنفس) یا عدم بهبودی واضح طی دو روز از شروع درمان ضروری است.

 

پیشگیری

پیشگیری از عفونت‌های تنفسی و سرماخوردگی در کودکان مشکل است. با این وجود، اقدامات زير موثر است:

•  با توجه به این‌که ویروس‌های سرماخوردگی از طریق عطسه، سرفه یا تماس مستقیم با فرد بیمار (دست دادن، روبوسی و...) یا از راه تماس غیرمستقیم با وسایل آلوده‌ي بیمار منتقل می‌شوند، دوری از افراد بیمار یا محیط‌های شلوغ توصیه می‌شود. فاصله‌ي دست‌کم 5/1 متر با فرد بیمار از انتقال بیماری جلوگیری می‌کند. شستن مکرر دست‌ها توسط کل افراد خانواده، گذاشتن ماسک توسط فرد بیمار، پوشاندن بینی و دهان در هنگام عطسه یا سرفه با دستمال کاغذی و دفع بهداشتی آن در سطل زباله‌ي درپوش‌دار همگی در کاهش انتقال بیماری به سایرین موثر است (تصوير ۴).

•  در مورد شیرخواران با سن کمتر از ۶ ماه، دوری از افراد مبتلا به سرفه یا سرماخوردگی در پیشگیری از ابتلا به پنومونی با ویروس سن‌سی‌شیال یا برونشیولیت مفید است. کودکان در صورت ابتلای به عفونت تنفسی همراه با تب، باید در منزل بمانند و خارج نشوند.

•  سلامتی بدن در پیشگیری از عفونت بسیار مهم است که به‌معنای خوردن غذای مناسب سن و سال، خواب کافی و ورزش منظم است.

•  برخی واکسن‌ها در پیشگیری از بعضی انواع پنومونی موثرند. واکسیناسیون علیه پنوموکوک، هموفیلوس انفلوانزای b و سیاه‌سرفه از همین مواردند که مورد آخر در کشور ما به‌صورت معمول به‌کار می‌رود. واکسیناسیون علیه ویروس آنفلوانزا نیز هر ساله برای کودکان ۶ ماهه تا ۵ ساله یا کودکانی که مبتلا به بیماری‌هاي مزمن قلبی یا ریوی هستند، توصیه می‌شود.

•  به شیرخواران نارس (تولد قبل از ۳۷ هفته‌ي حاملگی در موارد یک‌قلویی) یا مبتلا به بیماری‌های قلبی و ریوی باید توجه بیشتری کرد و آن‌هایی که واکسن سیاه‌سرفه نزده ولی در تماس با فرد مبتلا قرار گیرند، باید آنتی‌بیوتیک پیشگیری دریافت كنند.

كدام اسباب‏ بازی برای کودک من مناسب است؟ دكتر فريبا عربگل - فوق‌تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان


چرا بازی برای کودکان مهم است و باید در انتخاب اسباب‏بازی‏ مناسب برای کودکان دقت کرد؟

بازی یک مفهوم کلیدی برای سلامتی و رشد کودک است. کودکان در بازی درباره‌ي جهان می‌آموزند و زندگی را تجربه می‌کنند. طی بازی آن‌ها نقشهایی را تمرین می‌کنند که بعداً در زندگی آینده ایفا خواهند کرد.

به‌خاطر اهمیت فوق‌العاده‌ي بازی در رشد کودک، اسباب‌بازی نیز اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارد و باید در انتخاب مناسب آن با توجه به شرایط رشدی، تکاملی و نیازهای خاص هر کودک دقت کرد. اگر بازی را از دنیای کودک بگیریم، خیلی چیز‌ها را از او گرفته‌ایم. در واقع:

- بازی راهی امن برای ابراز و نشان دادن احساسات است و باعث تخلیه‌ی فشار و استرسهای عصبی- روانی کودک می‌‌شود.

- بازی به بهبود مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی کودک با سایر کودکان و بزرگسالان کمک می‌کند.

- بازی به شکل‌گیری شخصیت کودک کمک می‌کند.

- کودکان طی بازی خود را برای زندگی دوران بزرگسالی و پذیرفتن نقش‌های آن و تمرین و ممارست این نقش‌ها آماده می‌کنند.

- بازی باعث تقویت حافظه‌ی کودک، افزایش اطلاعات و یادگیری او می‌شود.

- بازی باعث تقویت قدرت خلاقیت، حل مساله، استدلال و کلاً مهارت‌های فکری و ‌شناختی کودک می‌شود و درک و شناخت کودک را از خود، دیگران و جهان پیرامون افزایش می‌دهد.

- بازی باعث تقویت مهارت‌های فیزیکی و حرکتی کودک و سلامت جسمی او می‌شود.

- بازی این شانس را افزایش می‌دهد که بچهها با هم صحبت و تعامل کنند و مهارتهای زبانی آن‌ها تقویت شود.

- بازی باعث داشتن زمان‌هایی شاد و لذت‌بخش در کنار دوستان و والدین می‌شود.

 

چه نوع اسباب‌بازی برای چه سنی مناسب است؟

اسباب‌بازی باید با سن، مرحله‌ی رشدی و وضعیت‌ شناختی کودک مناسب باشد. توصیه‌های زیر در مورد اکثریت کودکان است که رشد معمولی و طبیعی را سپری می‌کنند.

 

اسباب‌بازی برای نوزادان زیر ۳ ماه:

در ماه‌های اول تولد، یعنی زمانی که کودک نمی‌تواند اشیا را بگیرد یا خود را حرکت دهد، بهترین وسایل برای بازی کودک چیزهایی است که بتواند کودک به آن‌ها نگاه کند (البته با توجه به محدودیت بینایی باید فاصله‌ي آن‌ها بین ۳۵-۲۰ سانتی‌متری از چشمان کودک باشد) یا بتواند صدای آن‌ها را بشنود. پس اشیایی که رنگ‌های مختلف دارند، حرکت دارند و صدا ایجاد می‌کنند در حالی ‌که از نظر رعایت نکات امنیتی امن باشند برای تحریک سیستم حسی- حرکتی کودک مناسب‌اند. موسيقي یکی از بهترین راه‌ها برای آرام کردن نوزاد است. اسباب‌بازی‌های متحرکی که موسیقی ملایمی پخش می‌کنند و رنگ‌های مشخص و روشنی دارند و در فاصله‌ی مشخصی از تخت کودک آویزان شده‌اند، آیینه‌های نشکن که در یک سمت تخت او نصب شده باشد، کتاب‌های نرم با عکس‌ها و شکل‌های مشخص و واضح که در کنار کودک دراز کشیده و برایش بخوانید، یک اسباب‌بازی نرم که وقتی فشارش می‌دهی یا تکانش می‌دهی یا به مچ دست و پای کودک می‌بندی، صدایی تولید کند، می‌تواند برای کودک جالب و لذت‌بخش باشد.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۶-۳ ماهه:

از آن‌جا که کودک در این سن همه‌چیز را داخل دهانش می‌برد، باید مطمئن باشیم که اسباب‌بازی از این جهت امن است. اين اسباب‌بازی‌ها می‌تواند مناسب باشد: جغجغه‌های کم‌وزن و سبک که صدا ایجاد کنند تا کودک آن‌ها را در دست بگیرد و تکان دهد یا روی صندلی یا کالسکه‌ي او نصب شوند تا در مسافت‌های طولانی با ماشین یا کالسکه کودک بتواند با ایجاد صدا یا تکان دادن آن خودش را سرگرم کند؛ حیوانات پولیشی نرم و سبک که به‌عنوان یک شی انتقالی در زمان نبود مادر عمل کند و کودک آن را بغل و لمس کند؛ خواندن کتاب با صدایی موزون و غیریکنواخت همراه با حرکت دست و حالات چهره، حلقه‌های دندانی رنگی؛ ست گردش بیرون از منزل تا آن را در زمان گردش در پارک یا مسافرت پهن کنید و کودک در یک سطح تمیز و آشنا غلت بزند و بازی کند.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۹-۶ ماهه:

در این سن به‌تدریج حرکات کودک دقیق‌تر می‌شود و می‌تواند چیزهایی را از کف زمین بردارد و جمع کند. كودك شروع به خزیدن به اطراف، نشستن و غلت زدن روی شکم می‌کند و سعی می‌کند خودش را از پله‌ها بالا بکشد و اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را بردارد. به‌آهستگی شروع به درک مفهوم بقای شي می‌کند یعنی وقتی اسباب‌بازی‌اش جلوی چشمش نیست، تصویری از آن در ذهن دارد و سعی می‌کند آن را پیدا کند و این به‌معنای آن است که شما می‌توانید با او قایم‌باشک بازی کنید يا چیزی مثل عروسک یا خرس پشمالوی او را زیر پتو، پارچه یا پشت چیزی پنهان کنید و او آن را پیدا کند. این بازی می‌تواند برای او خیلی لذت‌بخش باشد.

این وسایل و اسباب‌بازی‌ها برای کودک مناسب هستند: عروسک‌های نرم و حیوانات پولیشی (البته نه خیلی بزرگ و سنگین که کودک بتواند آن را با خود حمل و نقل کند)؛ توپ‌های سبک و نرم؛ بلوک‌های چوبی یا نرم؛ کتاب‌های پارچه‌ای با عکس‌های بزرگ و مشخص که پس از خواندن آن را کنار کودک بگذارید، چون گاهی اوقات او کتاب را برمی‌دارد، ورق می‌زند و با تقلید از شما شروع به خواندن می‌کند؛ وسایل خانه مثل قاشق، فنجان، قوری و کلاً ظروف چوبی و پلاستیکی؛ اسباب‌بازی‌های متحرک که وقتی کودک شروع به خزیدن و حرکت در اطراف منزل می‌کند، ماشین‌ها را دنبال خود بکشد یا هل دهد.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۱۲-۹ ماهه:

کودک به وسایل می‌چسبد و با تکیه بر وسایل راه می‌رود و برخی نیز به‌طور مستقل راه می‌روند، در نتیجه اسباب‌بازی‌های متحرک و کشیدنی مثل واگن‌های قطار یا توپ بازی به بچه این فرصت را می‌دهد که مهارت‌های حرکتی خود را حین راه رفتن تقویت کند.

همچنین کودک به بازی‌های تعاملی علاقه‌مند می‌شود. با تلفن صحبت کنید، سپس گوشی را به او بدهید، او نیز شروع به قان و قون و سروصدا می‌کند یعنی این‌که با تلفن حرف می‌زند و بعد گوشی را به شما برمی‌گرداند تا بازی را ادامه دهد. در این سن بلوک‌های مختلف و کتاب‌ها می‌توانند برای کودک جالب باشند.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۱۸-۱۲ ماهه:

 مهارت‌های حرکتی کودک بیشتر رشد کرده و می‌تواند با تسلط بیشتری از وسایلی چون تاب يا سرسره‌های با ارتفاع کم که زمین اطراف آن نیز امن و نرم است، استفاده کند. وسایل حرکتی و کشیدنی به‌صورت قطار و سه‌چرخه، بازی با توپ و بلوک‌های مختلف تا طرح‌ها و اشکالی را که در ذهن دارد پیاده کند، کاغذهای بزرگ طراحی و تخته‌های قابل شست‌وشو و پاک کردن برای نقاشی، وسایل آشپزخانه و کتاب‌های عکس‌دار می‌تواند برای کودک لحظات آموزنده و لذت‌بخشی خلق کند.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۲۴-۱۸ ماهه:

در این سن کودک می‌خواهد استقلال و عدم وابستگی خود را نشان دهد و تاثیر خود را بر محیط امتحان ‌کند؛ دستش را به‌طرف همه چیز دراز می‌کند، در را باز می‌کند و می‌بندد و لامپ را روشن و خاموش می‌کند. در نتیجه اسباب‌بازی‌هایی مثل ماشین و کامیون که در دارند يا وسایل آشپزخانه (که کودک مثلاً درِ قابلمه یا قوری را بردارد و مجدداً بگذارد یا درِ چیزی را باز کند) می‌تواند فرصت‌های بی‌پایانی برای کشف و خلاقیت ایجاد کند. در این سن بچه‌ها از بازی‌های غیرساختاریافته چیزهاي زيادي می‌آموزند، بنابراین اسباب‌بازی‌ها را در اختیار و دسترس او بگذارید و او را‌‌ رها کنید تا خودش بازی کند.

ست پلاستیکی چای‌خوری یا وسایل آشپزخانه، چرخ خرید، ماشین لباسشویی و اتوی کودکانه شانس و فرصتی برای کودک است تا از شما و رفتار‌های‌تان تقلید کند.

آلات موسیقی مانند گیتار یا ارگ اسباب‌بازی (تا کودک صدایی تولید کند)، کاغذ‌ها و تخته‌های قابل پاک کردن یا دیوار قابل شست‌وشو (تا کودک نقش خودش را روی کف زمین، دیوار‌ها و وسایل بسازد و لذت ببرد) براي اين سن مناسب است. می‌توان در منزل فضایی برای این کار اختصاص داد تا مشکلی از جهت کثیف کردن نداشته باشد.

خلاقیت کودک را تقویت کنید. رنگ و برس را دست او بدهید. می‌توانید به او پیشنهادهايی بدهید (یه آسمون بکش...). زمانی که می‌بینید هوا خوب است و شرایط مهیاست، می‌توانید وسایل او را به بیرون و طبیعت ببرید و ببینید چگونه فرایند خلاقیت او تقویت می‌شود.

بازی‌های تقلیدی در این سن شروع می‌شود. برای بازی بچه‌ها نیاز است بعضی چیز‌ها شبیه واقعیت باشد. بنابراین خریدن بشقاب، کاسه، فنجان، قوری و غذاهای پلاستیکی با یک میز کوچک ناهارخوری که بتواند کودک از میهمانانش با شام و چای پذیرای کند، می‌تواند موقعیت بی‌نظیری را که تقلید از کارهای بزرگ‌تر‌هاست فراهم آورد.

 

اسباب‌بازی برای كودكان ۳۶-۳۰ ماهه:

در این سن کودک می‌تواند با مهارت راه برود، بدود، بپرد، بالانس بزند يا روی یک پا لی‌لی کند. یعنی این زمانی است که شما می‌توانید به او اجازه دهید با لوازم ورزشی بازی کند. تاب‌بازی، توپ‌های پلاستیکی و وسایل بسکتبال، بازی‌های مناسبی برای این گروه سنی هستند.

هر قدر کودک بزرگ‌تر می‌شود، بازی‌های تقلیدی و تخیلی او بیشتر می‌شود، در نتیجه باید وسایل و اسباب‌بازی‌هایی پیرامون او باشد که بتواند بازی‌های تقلیدی را انجام دهد مثلاً یک جعبه که به‌جای واگن قطار يا یک حلقه یا بشقاب پلاستیکی که به‌جای فرمان ماشین استفاده می‌شود و وسایل آشپزخانه و پذیرایی یا وسایل مکانیکی و مشاغل مختلف (مثل ست پزشکی) می‌تواند فرصت‌های بی‌نظیری برای تقلید از کار بزرگ‌تر‌ها فراهم آورد.

پازل‌هایی با اندازه‌های بزرگ و ساده که عکس‌هایش به‌راحتی قابل تشخیص باشد يا بلوک‌های ساختمان‌سازی هم ‌هماهنگی دیداری- حرکتی کودک را زیاد می‌کند و هم مهارت حل مساله و قدرت خلاقیت کودک را تقویت می‌کند. کارت‌های بازی حافظه‌ هم که مثلاً کودک کارت‌هایی با شکل‌های مشابه را یک‌جا جمع کند، به قدرت حافظه‌ی کودک کمک می‌کند.

همچنین کودک باید وسایل و امکانات کافی برای خلق هنرش داشته باشد. استفاده از کاغذهای طراحی، رنگ‌های مایع، شن و ماسه، گل بازی و رنگ‌های انگشتی برای او جالب و آموزنده است.

در این سن رشد کلامی کودک قوی‌تر شده است، پس کتاب‌ها می‌توانند برای او جایگاه ویژه‌تری داشته باشند. بنابراین مهم است که اطراف او را با کتاب‌های مناسب پر کنیم.

 

نکات امنیتی در مورد اسباب‌بازی‌ها

۱. اسباب‌بازی باید متناسب با سطح تکاملی کودک باشد. یک‌سری از اسباب‌بازی‌ها برچسبی دارند که سن کودک روی آن نوشته شده است. ولی زمانی که اسباب‌بازی متناسب با سن کودک انتخاب می‌کنیم، باید راجع به توانایی فرزندمان و سطح رشدی او واقع‌گرا باشیم. مثلا اسباب‌بازی‌های شلیکی مثل تفنگ به‌هیچ‌وجه برای بچه‌های زیر ۴ سال و حتی بعضی از بچه‌های زیر ۶ سال مناسب نیستند. یا اگر بچه‌ی ۳ ساله شما هنوز هر چیزی را داخل دهانش می‌گذارد، باید از وسایل و اسباب‌بازی‌هایی که قطعات ریز جداشدنی دارند اجتناب کنید.

۲. برای بچه‌ی زیر 3 سال قطعات اسباب‌بازی باید بزرگ‌تر از دهان کودک باشد تا کودک آن را در دهانش نگذارد و خفه نشود.

۳. اسباب‌بازی خیلی سنگین که اگر روی بچه بیافتد برایش خطرناک باشد، مناسب نیست.

۴. دنبال اسباب‌بازی‌هایی باشید که خوب در هم جفت و جور شوند و به هم بچسبند. مثلاً عروسک‌ها و حیواناتی که چشم‌ها، دهان، بینی، اندام‌ها، دکمه و مهره‌ي جداشدنی دارند و احتمال دارد کودک آن را بکند و داخل دهانش بگذارد، خطرناک است.

۵. کودک باید از نظر فیزیکی آماده‌ي استفاده از اسباب‌بازی خاصی باشد. مثلاً دوچرخه‌ای که متناسب با سنین بالا‌تر است و برای خواهر و برادر بزرگ‌تر گرفته شده است، حالا سال بعد برای بچه‌ی کوچک‌تر استفاده می‌شود، در حالی ‌که او هنوز مهارت فیزیکی لازم را برای استفاده از این وسیله ندارد.

۶. اسباب‌بازی باید در وضعیت مناسبی باشد. اسباب‌بازی‌هایی که از خواهر و برادرهای بزرگ‌تر باقی مانده یا از حراجی خرید شده است، باید از نظر صحیح و سالم بودن، محکم بودن چشم‌ها، دکمه‌ها و قطعات چک شود.

۷. در صورت بلند بودن سیم یا نخ اسباب‌بازی احتمال آن‌که کودک آن را دور گردنش بپیچد و خفه شود هست. مثل سیم ضبط صوت، ارگ، میکروفون یا تلفن کودک. این وسایل باید سیمی کمتر از ۳۰ سانتی‌متر داشته باشند.

۸. برخی از اسباب‌بازی‌ها دارای آهن‌رباهای کوچکی هستند که اگر بیافتد یا جدا شود و کودک یک یا چند عدد آن را ببلعد، ممکن است در دستگاه گوارش به هم بچسبند و منجر به انسداد یا سوراخ شدن یا عفونت شود. این وسایل برای بچه‌های زیر ۶ سال توصیه نمی‌شوند.

 

توصیه‌هایی به والدین

- وقتی را برای بازی با کودک‌تان بگذارید. هر چند به‌دلیل مسوولیت‌های مختلف شاید نتوانید زمان زیادی را به او اختصاص دهید، ولی می‌توانید در زمان‌های کوتاه به بازی مورد علاقه‌ی کودک بپردازید و به کیفیت زمانی که با او سپری می‌کنید توجه داشته باشید.

- برای بازی کودکان و رفتار مناسبی که طی بازی با دوستان و وسایل بازی خود دارند، ارزش قایل شوید و پاداش بدهید.

- با بچه‌ها بازی کنید، به‌خصوص در سال‌های اولیه‌ی زندگی. اگر والدین به بازی بچه‌ها توجه کنند و درگیر آن شوند، بچه‌ها می‌فهمند که بازی آن‌ها ارزشمند است.

- بازی کردن با کودک به ارتباط مثبت شما با او منجر می‌شود و همکاری و حرف‌‌شنوی او را از دستورات شما افزایش می‌دهد.

- بازی فرصتی طلایی برای کودکان است. زمانی را که باید صرف بازی شود، با کلاس‌های آموزشی زودهنگام تلف نکنید.

- انتخاب اسباب‏بازی‏ باید متناسب با جنسیت کودک باشد. مثلاً خریدن عروسک و وسایل آشپزخانه برای پسربچه‌ها مناسب نیست، چون او باید متناسب با جنسیتش رشد کند و بزرگ شود و ما می‌خواهیم در آینده او یک پدر خوب باشد نه یک مادر. حتی اگر ببینیم یک پسربچه به اسباب‏بازی‏‏های دخترانه، بازی با دختران یا پوشیدن لباس‌های دخترانه علاقه نشان می‌دهد، باید در وضعیت او دقت و توجه بیشتری کنیم. برای یک دختربچه‌ی 3 ساله عروسک می‌‏خریم و با این کار او را به‌طرف پذیرفتن نقش‌های متناسب با جنسیتش راهنمایی می‌کنیم. او در بازی با عروسک خود رفتار بزرگ‌تر‌ها را تقلید می‌‏کند، از عروسکش مراقبت می‌کند، به او غذا می‌دهد، او را می‌خواباند و برای جلوگیری از سرما نخوردن او رویش پتو می‌اندازد و در واقع به‌نوعی نقش یک مادر را تجربه می‌‏کند؛ نقشی که او قرار است در آینده در زندگی ایفا کند.

- اسباب‌بازی باید متناسب با سن و مرحله‌ی رشدی کودک باشد. با این‌همه تنوعی که در اسباب‌بازی کودکان وجود دارد، گاه انتخاب اسباب‌بازی متناسب با سن و شرایط رشدی کودک یک دغدغه برای والدین است و آن‌ها دوست دارند اسباب‌بازی‌هایی برای کودک خود انتخاب کنند که برای او ضرر نداشته باشد، باعث تقویت مهارت‌های حسی- حرکتی کودک، حافظه و یادگیری او و رشد مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی او شود و عادات و رفتارهای نامناسب و منفی چون خشونت و پرخاشگری را در کودک تقویت نکند.

- وسایل بازی کودک باید هم برای خودش و هم برای دیگران بی‌خطر بوده و نیز محل بازی کودک باید امن باشد.

- برای خیلی از بازی‌ها نیازی به اسباب‌بازی یا حداقل اسباب‌بازی گران نیست و در واقع کودک بدون هیچ وسیله‌ای می‌تواند یک بازی خلاق و لذت‌بخش داشته باشد؛ به‌خصوص اگر این بازی همراه با والدین یا همگروه‌های کودک باشد مثل بازی‌هاي قایم‌باشک، گرگم به‌هوا، خاله بازی، توپ بازی و... .

احساس گيجي و بيماري حركت دكتر علي محمد اصغري - متخصص گوش، حلق، بيني و جراحي سر و گردن، فوق تخصص جراحي گوش و قاعده‌ي جمجمه


سالانه بيش از دو ميليون نفر به‌دليل احساس گيجي يا سرگيجه به پزشك مراجعه مي‌كنند و تعداد نامعلومي از بيماري حركت رنج مي‌برند كه شايع‌ترين بيماري مربوط به مسافرت است.

 

احساس گيجي (Dizziness) چيست؟

بعضي بيماران عدم تعادل را به‌صورت احساس گيجي، سبكي سر، عدم ثبات يا ناپايداري بيان مي‌كنند. اين احساس عدم تعادل بدون چرخش يا دوران گاهي به‌دليل مشكل گوش داخلي است.

 

سرگيجه (Vertigo) چيست؟

بعضي از افراد در ابراز مشكل تعادل خود مي‌گويند كه خودشان يا اشياي اطراف‌شان در حال چرخش يا دوران هستند. سرگيجه اغلب ناشي از مشكل گوش داخلي است.

 

بيماري حركت و بيماري دريا چيست؟

بعضي بيماران هنگام سوار شدن در هواپيما، اتومبيل يا سرگرمي‌هاي پارك‌ها دچار تهوع و حتي استفراغ مي‌شوند. اين حالت «بيماري حركت» ناميده مي‌شود. خيلي از بيماران بيماري حركت را هنگام راندن قايق يا مسافرت با كشتي تجربه مي‌كنند. اين حالت را كه در واقع‌‌ همان اختلال است، «بيماري دريا» مي‌نامند.

بيماري حركت يا دريا معمولاً چندان آزارنده و نشانه‌ي بيماري طبي جدي نيست، اما بعضي مسافران با اين بيماري به‌شدت ناتوان مي‌شوند و تعداد اندكي حتي تا چند روز بعد از مسافرت نيز از علايم رنج مي‌برند.

 

آناتومي تعادل

گيجي، سرگيجه و بيماري حركت همگي مربوط به حس تعادل هستند. پژوهشگران طب فضا و هوانوردي اين حس را تجسم سه بعدي مي‌نامند، چرا كه اين حس به مغز مي‌گويد كه بدن در كجا و چه وضعيتي قرار دارد، به كدام سمت حركت مي‌كند و اين‌كه بدن ثابت يا در حال چرخش است.

حس تعادل توسط عملكرد متقابل و پيچيده‌ي قسمت‌هاي زير حفظ مي‌شود:

1. گوش داخلي (لابيرنت نيز ناميده مي‌شود) كه جهت حركت (مانند چرخش، حركت به جلو و عقب، پهلو به پهلو و بالا به پايين) را كنترل مي‌كند.

2. چشم‌ها كه موقعيت بدن در فضا و همچنين جهت حركت را كنترل مي‌كنند.

3. گيرنده‌هاي فشاري پوست مانند آن‌ها كه در مفاصل و ستون فقرات هستند كه بيان مي‌كنند كدام قسمت بدن در پايين قرار دارد يا زمين را لمس مي‌كند.

4. گيرنده‌هاي حسي مفاصل و عضلات كه نشان مي‌دهند كدام‌يك از اجزاي بدن در حركت‌اند.

5. سيستم عصبي مركزي (مغز و مخچه) كه تمام اطلاعات ظريف را از سيستم‌هاي چهارگانه‌ي ديگر پردازش مي‌كند تا از آن‌ها يك حس هماهنگ استخراج كند.

علایم بيماري حركت و گيجي وقتي ظاهر مي‌شود كه سيستم عصبي مركزي پيام‌هاي متناقض از سيستم‌هاي چهارگانه‌ي ديگر دريافت كند.

به مثال‌هاي زير توجه كنيد:

فرض كنيد شما در هواي توفاني در هواپيما هستيد و هواپيماي شما توسط جريان آشفته‌ی هوا و باد در تلاطم است. چشم‌هاي شما اين حركات را حس نمي‌كند چون تمام آن‌چه شما مي‌بينيد قسمت داخلي هواپيماست. بنابراين مغز شما پيام‌هايي دريافت مي‌كند كه با يكديگر هماهنگ نيستند. بنابراين شما ممكن است «بيماري حركت» را تجربه كنيد.

تصور كنيد شما در صندلي عقب يك ماشين در حال حركت نشسته‌ايد و كتابي را مطالعه مي‌كنيد. گوش داخلي و گيرنده‌هاي پوست شما حركت را حس مي‌كنند، اما چشم شما تنها صفحات كتاب را مي‌بيند. باز هم شما ممكن است «بيماري ماشين يا حركت» را تجربه كنيد.

فرض كنيد دچار آسيب گوش داخلي در يك سمت ناشي از ضربه‌ي سر يا عفونت شده‌ايد. گوش داخلي آسيب ديده و نمي‌تواند سيگنال‌هاي گوش سالم را انتقال دهد. اين حالت پيام‌هاي متناقض در مورد حس چرخش به مغز مي‌دهد و ممكن است از احساس دوران، سرگيجه و تهوع رنج ببريد.

 

كدام مشكلات طبي باعث احساس گيجي مي‌شود؟

جريان خون: اگر مغز شما جريان خون كافي دريافت نكند، احساس سبكي در سر مي‌كنيد. تقريباً هركس اين حالت را در مورد بلند شدن سريع از حالت خوابيده تجربه كرده است. اما بعضي افراد، به‌دليل جريان خون نا‌كافي، اين حالت سبكي سر را مكرراً يا به‌صورت مزمن می‌کنند. اين حالت مي‌تواند به‌دليل آرتريواسكلروز (تصلب شرايين يا سختي شريان‌ها) ايجاد شود و اغلب در افرادي كه فشار خون بالا، مرض قند، يا سطح چربي خون (كلسترول) بالا دارند، ديده مي‌شود. گاهي اين حالت در بيماران با عملكرد قلبي ناكافي (نارسايي قلبي) يا كم‌خوني ديده مي‌شود.

داروهاي خاصي به‌خصوص محرك‌ها (مانند نيكوتين و كافئين) جريان خون مغز را كاهش مي‌دهند. نمك زيادي در رژيم غذايي نيز منجر به جريان خون نا‌كافي مي‌شود. گاهي اوقات جريان خون به‌دليل اسپاسم شريان‌ها ثانويه به استرس، اضطراب و تنش مختل مي‌شود.

اگر گوش داخلي جريان خون كافي دريافت نكند، نوع خاصي گيجي به اسم «سرگيجه» رخ مي‌دهد. گوش داخلي به تغييرات جزيي جريان خون بسيار حساس است و همه‌ی دلايل ذكر شده در بالا (در مورد جريان خون ناكافي مغز) در مورد گوش داخلي نيز صادق است.

ضربه: شكستكي كاسه‌ی سر كه باعث آسيب گوش داخلي شود، سبب سرگيجه‌ي شديد و ناتوان كننده همراه با تهوع و كاهش شنوايي مي‌شود. سرگيجه چندين هفته طول مي‌كشد و سپس به‌تدريج بهبود مي‌يابد چرا كه سمت سالم وظيفه‌ي سمت مقابل را به‌عهده مي‌گيرد.

عفونت: ويروس‌ها (مانند عوامل سرماخوردگي يا آنفلوانزا) مي‌توانند به گوش داخلي و اتصالات عصبي آن به مغز حمله كنند. اين حالت سبب سرگيجه‌ی شديد مي‌شود، ولي شنوايي اغلب طبيعي مي‌ماند. عفونت‌هاي باكتريايي مانند ماستوئيديت اگر به گوش داخلي گسترش يابد به‌صورت كامل هم شنوايي و هم تعادل آن گوش را مختل مي‌كند. شدت سرگيجه و زمان بهبود شبيه شكستگي‌هاي جمجمه است.

آلرژي: بعضي بيماران حملات گيجي يا سرگيجه را هنگام برخورد با ذرات معلق در هوا يا غذا كه به آن حساسيت دارند (مثل گرد و غبار، كپك، گرده‌ي گياهان، پوست حيوانات و...) تجربه مي‌كنند.

بيماري‌هاي عصبي: بعضي از بيماري‌هاي عصبي مي‌تواند عامل سرگيجه باشد، از جمله مالتيپل اسكلروزيس (MS)، سيفيليس، تومور‌ها و... كه از دلايل نا‌شايع سرگيجه است، اما پزشك حين معاينه‌ی باليني به آن‌ها نيز توجه خواهد كرد.

 

پزشك براي گيجي من چه خواهد كرد؟

پزشك از شما خواهد خواست گيجي خود را توصيف كنيد؛ آيا احساس سبكي سر است يا احساس حركت؟ چه مدت و هر چند وقت يك‌بار گيجي شما را آزار مي‌دهد؟ يك حمله‌ی گيجي چقدر طول مي‌كشد و آيا همراه با كاهش شنوايي، تهوع و استفراغ است؟ از شما ممكن است در مورد شرايطي كه سبب حملات گيجي مي‌شود سوال شود. ضروري است به سوالاتي در مورد داروهاي مصرفي، آسيب‌هاي سر، عفونت‌هاي اخير و سوالات ديگري در مورد گوش و سيستم عصبي خود پاسخ دهيد.

پزشك شما گوش‌ها، بيني و حلق شما را معاينه خواهد كرد و تست‌هاي عصبي و عملكرد تعادلي انجام خواهد داد. از آن‌جا كه گوش داخلي هم تعادل و هم شنوايي را كنترل مي‌كند، اختلالات تعادل اغلب روي شنوايي نيز اثر مي‌گذارد و برعكس. بنابراين پزشك احتمالاً تست‌هاي شنوایی (اوديوگرام) را توصيه خواهد كرد. پزشك ممكن است راديوگرافي جمجمه، سي‌تي اسكن يا ام‌آرآي مغز، تست‌هاي اختصاصي بررسي حركات چشم‌ها بعد از تحريك گوش داخلي با آب گرم يا سرد (الكترونيستاگموگرافي) درخواست كند. دربعضي موارد تست‌هاي خوني يا ارزيابي قلبي ممكن است توصيه شود.

همه‌ي بيماران نيازمند همه‌ی تست‌ها نيستند. قضاوت پزشك بر پايه‌ی هر بيمار به‌طور جداگانه خواهد بود. به‌همين ترتيب، درماني كه توسط پزشك توصيه مي‌شود به تشخيص بستگي دارد.

 

من براي كاهش گيجي چه كار مي‌توانم بكنم؟

- از تغييرات ناگهاني در وضعيت خودداري كنيد؛ به‌خصوص از حالت دراز كشيده به ايستاده يا چرخيدن از يك طرف به طرف ديگر.

- از حركات شديد سر اجتناب كنيد (به‌خصوص نگاه به بالا) يا حركت سريع سر (به‌خصوص چرخشي).

- مصرف موادي را كه جريان خون را مختل مي‌كنند (مثل نيكوتين، كافئين و نمك) حذف كنيد يا كاهش دهيد.

- شرايطي را كه سرگيجه‌تان را تشديد مي‌كند (مثل استرس و اضطراب يا موادي كه به آن‌ها حساسيت داريد) به حداقل برسانيد.

- هنگام سرگيجه از فعاليت‌هاي خطرناك (مثل رانندگي يا كار با وسايل خطرناك يا بالا رفتن از نردبان و...) اجتناب كنيد.  

 

براي بيماري حركت چه مي‌توانم بكنم؟

هميشه در جايي بنشينيد كه چشمان‌تان‌‌ همان حركتي را ببيند كه بدن و گوش داخلي‌تان احساس مي‌كند. مثلاً در صندلي جلويي ماشين بنشينيد و به دوردست نگاه كنيد؛ روي عرشه‌ی كشتي برويد و افق را تماشا كنيد؛ كنار پنجره‌ي هواپيما بنشينيد و بيرون را نگاه كنيد. در هواپيما صندلي روي بال را انتخاب كنيد كه حركت حداقل است.

- حين مسافرت مطالعه نكنيد. اگر سابقه‌ي بيماري حركت داريد روي صندلي‌اي كه رو به عقب است، ننشينيد.

- به شخص ديگري كه بيماري حركت دارد نگاه نكنيد يا با او صحبت نكنيد.

- از بوهاي قوي (غليظ) و غذاي تند و روغني بلافاصله قبل و حين مسافرت اجتناب كنيد. تحقيقات پزشكي هنوز تاثير درمان‌هاي عوامانه (مثل نوشابه‌هاي غيرالكلي و سون‌آپ يا شربت كولا با يخ) را نشان نداده ‌است.

- يكي از داروهاي بيماري حركت را طبق توصيه‌ی پزشك‌تان قبل از شروع مسافرت با خود داشته باشيد. بعضي از اين دارو‌ها بدون نسخه‌ی پزشك فروخته مي‌شوند. داروهاي قوي‌تر مثل آرامبخش‌ها و سركوب‌كننده‌هاي سيستم عصبي نياز به نسخه‌ی پزشك دارند. بعضي از آن‌ها به‌صورت قرص و بعضي به‌صورت شياف هستند.

به‌ياد داشته باشيد در اغلب موارد بيماري حركت و سرگيجه‌ي خفيف خودبه‌خود درمان مي‌شود. موارد شديد و مواردي كه به‌صورت پيشرونده بد‌تر مي‌شود نياز به توجه پزشك متبحر در گوش و حلق و بيني، تعادل و سيستم‌هاي عصبي دارد.

زردي نوزادان دکتر روشنک کدیور - متخصص بيماري‌هاي كودكان و نوزادان


لطفا بفرماييد چند سال است با كودكان سروكار داريد.

من پس از اين‌كه در اسفند سال 72 دوره‌ي پزشکی عمومی را تمام کردم، بلافاصله تخصص کودکان را انتخاب کردم. بنابراين از سال 76 به‌عنوان متخصص کودکان و نوزادان كار مي‌كنم و الان هم در حال گذراندن دوره‌ي «مراقبت‌هاي ويژه‌ي نوزادان» (NICU) هستم.

زردی نوزادان چقدر شایع است؟

حدود 60 درصد نوزادهایی که به‌موقع متولد می‌شوند و حدود 80 درصد از نوزادانی که نارس به‌دنيا می‌آيند دچار زردی می‌شوند. به‌همین خاطر شایع‌ترین بیماری‌ای که در نوزاد با آن مواجه می‌شویم، زردی است. البته خیلی از این زردی‌ها فیزیولوژیک (طبيعي) و خفیف است و کار به بیمارستان نمی‌کشد.

چرا از زردی می‌ترسیم؟

چون بیلی‌روبین (رنگدانه‌ي زرد) روي قسمت‌هایی از مغز رسوب مي‌كند و اگر زردی بالا برود و درمان نشود، در آينده باعث عوارض عصبی در کودک مي‌شود.

علت زردی چیست؟

عوامل زردی زیاد است اما مهم‌ترین آن اختلال در مسیر دفع بیلی‌روبین است يا زياد شدن توليد اين رنگدانه متعاقب افزايش تخريب گلبول‌ها چه در اثر كاهش طول عمر گلبول‌های قرمز (از جمله در اثر ناسازگاری گروه‌هاي خوني يا Rh) يا چه در اثر خونريزي (مثلاً خون‌مردگی سر نوزاد در هنگام زايمان). بعضی از داروهاي مورد استفاده در زایمان هم ايجاد زردی مي‌كنند. البته اگر تغذیه با شیر مادر خیلی زود شروع شود احتمال زردی پايين می‌آيد.

والدین نوزاد از روی چه نشانه‌هایی باید متوجه بشوند که نوزادشان زردی گرفته است؟

شروع زردی معمولاً از سر نوزاد است و بعد به طرف پایین می‌آید. بنابراین اولین جایی که زرد می‌شود چشم نوزاد است که از سفیدی به زردی گرایش پیدا می‌کند. بعد زردي به بینی و صورت می‌رسد و کم‌کم پایین می‌آید. وقتی زردي به صورت ‌رسيد، غلظت بیلی‌روبین خون حدود 5 ميلي‌گرم در 100 ميلي‌ليتر است، وقتي به ناف می‌رسد به حدود 15 می‌رسد و بعد كه زردي تا کف پا ادامه پیدا می‌کند غلظت آن به 20 ميلي‌گرم در 100 ميلي‌ليتر می‌رسد.

چه‌طور می‌شود زردی را درمان کرد؟

گاهی وقت‌ها زردی احتیاج به درمان ندارد. اين‌كه چقدر زردي موجب اختلالات عصبي مي‌شود هم دقيقاً مشخص نيست، يعني به‌طور قطعی نمی‌توان گفت که همه‌ی بچه‌ها با بیلی‌روبین بالای 20 دچار عوارض عصبی می‌شوند و اين ميزان برای هر کودکی منحصر به‌فرد است. ولی یک‌سری از عوامل احتمال زردی را بالا می‌برند مانند جنسیت. نوزادان پسر به‌دلايل نامعلوم بیشتر دچار زردی می‌شود و عوارض زردي هم در آنان بیشتر است. در نژاد آسیایی هم زردی بیشتر از اروپایی‌هاست. همچنين نارس بودن، وزن پایین یا عفونت نوزاد احتمال زردی را بالا می‌برد و در اين موارد باید درمان را زودتر شروع کنیم. خیلی وقت‌ها فقط زردی را پيگيري می‌کنیم، مثلاً وقتی که بیلی‌روبین کودکی 10 باشد به پدر و مادرش می‌گوییم که ممکن است کم‌کم پایین بیاید. معمولاً زردی‌های فیزیولوژیک از روز پنجم شروع به پایین آمدن می‌کند. ولی این را هم بايد در نظر داشت که اگر یک ‌بار مراجعه کردند و زردی نوزاد 10 بود، فکر نکنند کودک‌شان قطعاً نياز به درمان ندارد، بلكه بايد پیگیری را ادامه بدهند.

اولین اقدام در این وضعیت چیست؟

اگر زردي به‌تدريج زياد شود، اولین اقدام فوتوتراپی (درمان با نور) است. يعني کودک را حتماً در بیمارستان زیر نور فلورسنت بستری می‌كنيم. اگر اين كار جواب نداد و زردي بيشتر شد، درمان دارويي را شروع مي‌كنيم و اگر باز هم زردي شديدتر شد و دیدیم که به مرز عوارض عصبي نزدیک می‌شود، بايد تعویض خون كرد.

چه اقداماتی را به مادر توصیه می کنید که در شروع زردي در منزل انجام دهد؟

این خیلی سوال خوبی است. من موردی داشته‌ام که نوزاد را در یک جعبه و بالای سرش مهتابی گذاشته بودند. مادرها باید بدانند که این کارها هیچ تاثیری ندارد و توصیه‌ی ما به مادران عزیز این است که از دادن آب و آب ‌قند به کودک‌شان خودداری کنند. مهم‌ترین چیز ندادن آب و آب‌ قند است، چرا که شکم بچه را پر می‌کند و جلوی خوردن شير را می‌گيرد و باعث بالا رفتن زردی می‌شود.

آیا درمان‌های سنتی مثل حجامت يا دادن داروهاي گیاهی مثل شیر خشت و آرد جو و... جواب می‌دهد؟

در هیچ کتابی این توصیه‌ها را ننوشته‌اند و بهترين كار مراجعه‌ي سريع به پزشك است.

تاخیر در درمان چه عوارضی در پی دارد؟

آن چیزی که ما بیشتر از همه می‌ترسیم عارضه‌ای به نام «کرنیکتروس» است، یعنی همان عوارض عصبی‌ای که در پي رسوب بیلی‌روبین در مغز ايجاد می‌شود. اگر زردی خیلی بالا برود، ممکن است عوارض عصبی شدیدی برای کودک ایجاد کند و در صورت بروز کرنیکتروس حدود 80 درصد این کودکان ممکن است فوت کنند و آن بچه‌هایی هم که زنده می‌مانند دچار تشنج یا نوعی فلج همراه با کری و لوچی می‌شوند یا دچار فلج مغزي (CP) می‌شوند، یعنی تبدیل به فردی می‌شوند که دیگر برای جامعه فایده‌ای ندارد. گاهی اوقات ممکن است این عوارض عصبي فقط در حد یک اختلال تعادل ظریف بروز کند که پدر و مادر یا پزشک متوجه نشوند، اما زمانی که کودک وارد مدرسه می‌شود، اختلالات خودش را در کارکرد درسي کودک نشان می‌دهد.

با توجه به پیشرفت علم پزشکی، این امکان وجود دارد که از دوران بارداری مادر بشود احتمال زردی را تشخیص داد؟

در موارد خیلی شدید که ناسازگاری خونی وجود دارد، پیش از این‌که کودک به دنیا بیاید در سونوگرافی ممكن است بعضي ناهنجاري‌ها تشخيص داده شود.

آیا زردی پیشگیری دارد و به تغذیه‌ي مادر در دوران بارداری مربوط است؟

نه؛ به‌هیچ ‌وجه. مگر این‌که بچه‌ای دچار فاویسم باشد و مادر در معرض بعضي عوامل اکسیدان مانند باقالی یا برخي داروها قرار بگيرد كه از شیر عبور ‌کنند و باعث تخريب گلبول‌هاي قرمز جنين شوند.

آیا غير از خون‌گيري، روش ديگري هم برای تشخیص ميزان زردی وجود دارد؟

بله؛ در حال حاضر دستگاه اندازه‌گيري بیلی‌روبین از طریق پوست به بازار آمده است و با اين روش دیگر مادر و پدرها از خون‌گیری کودک‌شان نمی‌ترسند. اين دستگاه شبیه دماسنج است و آن را روی پیشانی کودک می‌گذارند و درجه‌ی زردی را مشخص می‌کند، ولی تفاوت انواع زردی (بيلي‌روبين مستقیم يا غیرمستقیم) را مشخص نمی‌کند. در 24 ساعت اول بهتر است تشخيص از طریق خون‌گیری باشد و در حال حاضر در استان گيلان این دستگاه فقط در بیمارستان فامیلی رشت وجود دارد.

در پايان چه توصیه‌اي در مورد زردي براي پدر و مادرها داريد؟

بايد در سن مناسب باردار شد و مراقبت‌های دوران حاملگی را جدی گرفت. سطح آگاهی والدین خیلی موثر است. ما در بیمارستان‌ها به والدین کودکانی که مرخص می‌شوند فرمی می‌دهیم و آن‌ها را آگاه می‌کنیم که فرزندتان ممکن است دچار زردی شود و خطرناک‌ترین دوره 24 ساعت اول تولد است. 48 ساعت بعد از ترخیص حتماً بايد به متخصص كودكان مراجعه کنند و پيش از اين مدت هم با دیدن هر گونه علایمی از زردی بايد به پزشک مراجعه کرد.

تالاسمي دکتر رضا پورسيفي - دکترای ژنتيك


تالاسمي نوعي بيماري‌ ژنتيكي است كه در خون بيماران مبتلا به آن، تعداد زيادي از گلوبول‌هاي قرمز شكل اصلي خود و توانايي حمل اكسيژن را از دست مي‌دهند. هموگلوبين بخشي از گلوبول‌هاي قرمز است كه وظيفه‌ي انتقال اكسيژن را به‌عهده دارد و شامل دو پروتئين مختلف به نام آلفا و بتا است. اگر بدن توانايي توليد كافي از هر يك از اين انواع پروتئين را نداشته باشد، سلول‌هاي خوني به‌طور كامل شكل نمي‌گيرند و توانايي انتقال اكسيژن كافي را ندارند و نتيجه يك نوع كم‌خوني است كه در كودكي آغاز مي‌شود و تا پايان عمر ادامه خواهد داشت. هر چند تالاسمي يك اختلال منفرد نيست، اما يك گروه اختلالات از راه‌هاي مشابه بدن انسان را درگير مي‌‌كنند. درك تفاوت بين انواع مختلف تالاسمي مهم است.

تالاسمي آلفا

افرادي كه در آن‌ها هموگلوبين به‌ميزان كافي پروتئين آلفا توليد نمي‌كند به تالاسمي آلفا مبتلا مي‌‌شوند. تالاسمي آلفا به‌طور شايع در آفريقا، خاورميانه، هند، آسياي جنوبي، جنوب چين و نواحي مديترانه يافت مي‌‌شود.

تالاسمي بتا

چنان‌چه در ژن بتاگلوبين جهش روي دهد، هموگلوبين كافي توليد نمي‌شود و بيماري تالاسمي بتا ايجاد مي‌‌گردد. اين بيماري در مردم نواحي مديترانه نظير يونان، ايتاليا، ايران، شبه‌جزيره‌ي عرب، آفريقا، جنوب آسيا و جنوب چين يافت مي‌‌شود. سه نوع تالاسمي بتا وجود دارد كه با توجه به آثار آن‌ها در بدن از خفيف تا شديد تقسيم بندي مي‌‌شوند: تالاسمي مينور، تالاسمي بينابيني و تالاسمي ماژور.

•  در بيماران تالاسمي مينور، كمبود پروتئين به‌حدي نيست كه باعث اختلال در عملكرد هموگلوبين شود. يك فرد با اين بيماري حامل صفت ژنتيكي تالاسمي است، ولي جز يك كم‌خوني خفيف در برخي موارد، مشكل ديگري را تجربه نخواهد كرد. همانند تالاسمي آلفاي خفيف، پزشكان گاه سلول‌هاي قرمز خوني فرد مبتلا به تالاسمي بتا مينور را به‌عنوان علامتي از كم‌خوني فقر آهن با تجويز نادرست مكمل آهن درمان مي‌‌كنند.

•   در افراد تالاسمي بينابيني، كمبود پروتئين بتاگلوبين در هموگلوبين به‌اندازه‌اي است كه منجر به كم‌خوني نسبتاً شديد و اختلالات قابل ملاحظه‌اي در سلامت فرد (مانند بدشكلي‌هاي استخواني و بزرگي طحال) مي‌شود. در اين مرحله طيف وسيعي از علايم وجود دارد. تفاوت كم بين علايم تالاسمي بينابيني و فرم شديد‌تر (تالاسمي ماژور يا تالاسمي بزرگ) مي‌‌تواند گيج‌كننده باشد. به‌دليل وابستگي بيمار به تزريق خون، فرد را در گروه تالاسمي ماژور قرار مي‌‌دهند. بيماران مبتلا به تالاسمي بينابيني براي بهبود كيفيت زندگي و نه براي نجات يافتن، به تزريق خون نيازمندند.

•  تالاسمي ماژور شديد‌ترين فرم تالاسمي بتا است كه كمبود شديد پروتئين بتا در هموگلوبين منجر به يك كم‌خوني تهديد كننده‌ي حيات مي‌‌شود و فرد را به انتقال خون منظم و مراقبت‌هاي طبي فراواني نيازمند مي‌‌سازد. انتقال خون مکرر در طول عمر منجر به تجمع بیش از حد آهن می‌‌شود که باید با تجویز داروهايي كه به دفع آهن کمک مي‌کنند جلوی مرگ و نارسایی ارگان‌ها را گرفت.

پيشگيري

در حال حاضر موثر‌ترين راه پيشگيري از بيماري تالاسمي، غربالگري اين بيماري در سطح جمعيتي و سپس بررسي مولكولي افرادي است كه در غربالگري در زمره‌ي افراد تحت خطر طبقه‌بندي شده‌اند. بدين منظور در ايران برنامه‌ي كشوري غربالگري تالاسمي توسط وزرات بهداشت در حال انجام است. انجام مشاروه و انجام آزمايش‌هاي پيش از تولد براي زوجين ناقل، براي پيشگيري از تولد كودك مبتلا به تالاسمي ماژور كمك مي‌كند تا جنين‌هايي كه مبتلا به تالاسمي ماژور هستند شناسايي شده و تنها جنين‌هاي سالم به رحم مادر منتقل شوند. در مورد ازدواج‌هاي خانوادگي هم بهترين راه حل آن است كه زوجيني كه با يكديگر نسبت خانوادگي دارند، پيش از ازدواج به مشاور ژنتيك مراجعه كنند تا پس از رسم شجره‌نامه و شرح‌حال دقيق مشخص شود كه احتمال خطر به چه ميزان است.

در مواردي كه پس از انجام آزمايش‌هاي غربالگري، جنين مبتلا به تالاسمي ماژور تشخيص داده شود، والدين مي‌توانند حداكثر تا هفته‌ي ۱۴ بارداري با ارايه‌ي نتايج آزمايش به پزشكي قانوني، براي ختم بارداري به زايشگاه معرفي شوند. در غير اين صورت، بايد خود را براي مقابله با مشكلات داشتن يك فرزند مبتلا به تالاسمي ماژور آماده سازند.

مشاوره‌ي ژنتيك

مشاوره‌ي ژنتيك در افرادي توصيه مي‌شود كه در غربالگري در زمره‌ي افراد تحت خطر طبقه‌بندي شده‌اند يا افرادي كه داراي بستگان نزديك مبتلا به تالاسمي هستند. احتمال تكرار اين بيماري در فرزندان بعدي يك زوج داراي فرزند مبتلا ۲۵ درصد است كه در صورت تعيين جهش در فرزند مبتلا و تاييد ناقل بودن والدين، مي‌توان با تشخيص پيش از تولد طي دوران بارداري از وضعيت ابتلا يا عدم ابتلاي جنين اطمينان حاصل كرد. در حال حاضر مشاوره‌ي ژنتيك براي زوج‌هاي مبتلا به تالاسمي مينور در موسسه‌ي مهر انجام مي‌شود.

چه خدماتي براي تشخيص تالاسمي و پيشگيري از آن مي‌توان انجام داد؟

•  مشاوره‌ي ژنتيك پيش از ازدواج: براي زوج‌هاي جواني كه قصد ازدواج دارند و مينور بودن‌شان محرز است، مشاوره‌ي ژنتيك شامل بررسي سابقه‌ي بيماري در بين خانواده‌ي دو فرد و احتمال تولد نوزاد ماژور در آينده خواهد بود.

•  مشاوره‌ي ژنتيك پيش از بارداري: چنان‌چه زوجي كه هر دو مينور هستند، قصد بچه‌دار شدن داشته باشند، در مشاوره‌ي ژنتيك درصد خويشاوندي دو فرد، احتمال تولد نوزاد ماژور و مشكلات مربوط به آن بررسي خواهد شد، بدين منظور كه زوج مزبور از خطر تولد نوزاد ماژور آگاه شوند و اقدامات لازم براي آزمايش‌هاي مربوطه و غربالگري را انجام دهند. به اين زوج‌ها گفته خواهد شد كه در صورت تعيين ژنوتايپ جنين در آزمايش «تشخيص پيش از تولد» (PGD)، مي‌توان جنين‌هاي سالم را شناسايي و براي انتقال به رحم مادر انتخاب كرد. در اين روش، لقاح زير ميكروسكوپ انجام مي‌شود (ميكرواينجكشن) و پس از گذشت سه روز و طي كردن مراحل رشد و تكثير جنين‌ها در آزمايشگاه، در روز سوم يك سلول بلاستومر از جنين هشت سلولي به‌مثابه مشتي از خروار گرفته و آزمايش‌هاي ژنتيك روي آن تك‌سلول انجام مي‌گيرد و نتيجه‌ي به‌دست آمده به كل جنين تعميم داده مي‌شود. بدين ترتيب با شناسايي جنين‌هاي سالم، از تولد نوزاد مبتلا به تالاسمي پيش از كاشته شدن در ديواره رحم پيشگيري شده و بار سنگين پرورش و نگهداري فردي بيمار از دوش خانواده و جامعه برداشته خواهد ‌شد.

•  مشاوره‌ي ژنتيك پس از تشخيص ماژور بودن فرزند اول يا پس از سقط جنين: چنان‌چه در خانواده‌اي سابقه‌ي تولد فرزندي مبتلا به تلاسمي ماژور وجود داشته باشد، همان‌طور كه در حالت قبلي توضيح داده شد، اقدام مي‌شود؛ با اين تفاوت كه اين زوج خودشان مشكلات نگهداري بيمار تالاسمي ماژور را درك كرده‌اند.

 

شمايي از مراحل آزمايش PGD

۱. نمونه‌برداري از جنين:

 ۲. تكثير ژن سازنده‌ي هموگلوبين با دستگاه PCR:

۳. الكتروفورز محصولات روي ژل:

به‌اميد روزي كه همه‌ي خانواده‌ها فرزندان سالمي داشته باشند.

سزارين با بيهوشي كامل يا بي‌حسي نخاعي؟ دكتر كاوه ماهوتي - متخصص بيهوشي و مراقبت‌هاي ويژه


امروزه، سزارين يكي از رايج‌ترين اعمال جراحي در دنيا و به‌خصوص در ايران است و روش بيهوشي به‌كار رفته براي آن از دغدغه‌هاي بسياري از زنان باردار بوده و از مواردي است كه پيوسته متخصص بيهوشي و زنان در مواجهه با بيماران با آن روبه‌رو مي‌شوند.

 

بيهوشي كامل بهتر است يا بي‌حسي نخاعي؟

از ساليان پيش تاكنون انجام بي‌حسي نخاعي (اسپاينال يا كمري) براي سزارين بيشتر از بيهوشي عمومي مورد استقبال متخصصين بيهوشي در سراسر دنيا قرار گرفته و مهم‌ترين دلايل آن عبارت است از:

- كاهش خطر برگشت (آسپيراسيون) ترشحات گوارشي بيمار به‌داخل ريه‌ها

- جلوگيري از نارسايي تنفسي نوزاد (كه به‌دنبال بيهوشي عمومي اتفاق مي‌افتد)

- خطر لوله‌گذاري تنفسي مشکل در خانم‌هاي باردار به‌علت تورم گلو و حنجره در بيهوشي كامل

- سهولت و اطمينان بيشتر از درستي روش به‌كار رفته.

بسياري از خانم‌هاي باردار، از تزريق در ناحيه‌ي كمر و احتمال كمردرد پس از آن و از سوي ديگر از بيدار بودن حين جراحي مي‌ترسند.

امروزه به‌علت وجود لوازم و روش‌هاي به‌كار رفته و مجرب بودن متخصصين بيهوشي در انجام بي‌حسي نخاعي، از عوارض آن كاسته شده است. در عين‌حال براي كاهش اضطراب مادر پس از خروج نوزاد از رحم از داروهاي آرامبخش و خواب‌آور استفاده مي‌شود.

 

عوارض بي‌حسي نخاعي

- افت فشار خون و كاهش تعداد ضربان قلب، با تزريق سرم‌ها و داروهاي وريدي مانند آتروپين و افدرين جبران مي‌شود.

- سردرد پس از بي‌حسي نخاعي، معمولاً در ناحيه‌ي پيشاني يا پس‌سري است كه با نشستن و ايستادن شديد‌تر مي‌شود و گاه با دوبيني همراه است. اين سردرد معمولاً با استراحت نسبي و مصرف مايعات فراوان وريدي يا خوراكي و مصرف مسكن‌هاي ساده و كافئين (قهوه) بهبود مي‌يابد. در موارد بسيار شديد و طولاني، متخصصين بيهوشي از شيوه‌هاي ديگر نيز براي بهبود آن استفاده مي‌كنند.

- كاهش تهويه‌ي ريوي و احساس تنگي نفس در حين جراحي، بالا رفتن سطح بي‌حسي نخاعي كه معمولاً با احساس تنگي نفس و كاهش تهويه‌ي ريه‌ها و گاهي كاهش هوشياري موقتي بيماران در حين جراحي همراه است، معمولاً بيش از يك يا چند دقيقه طول نمي‌كشد ولي توسط متخصصين بيهوشي با استفاده از دارو‌هاي وريدي و كمك به تنفس بيمار با روش‌هاي تنفس مصنوعي بهبود مي‌يابد.

- تهوع و استفراغ حين عمل: با استفاده از داروهاي تزريقي مانند متوكلوپراميد، اوندانسترون و آتروپين كنترل مي‌شود.

- احتباس ادراري: به‌علت اثرات داروهاي بي‌حسي روي اعصاب مثانه رخ مي‌دهد كه زودگذر است و گاه نياز به تخليه‌ي ادرار بيمار با استفاده از سوند ادراري دارد.

- كمردرد: برخلاف تصور بيماران كه كمردرد پس از بي‌حسي نخاعي را به سوزن و تزريق آمپول در ناحيه،‌ي كمر نسبت مي‌دهند، مربوط به وضعيت قرار گرفتن بيمار روي تخت و كشيدگي تاندون‌هاست و به‌‌همان نسبت در بيهوشي كامل نيز ديده مي‌شود.

- ضايعات عصبي: امروزه به‌علت استفاده از وسايل استريل و يك‌بار مصرف كاملاً نادر است.

- بالا رفتن سطح بي‌حسي نخاعي: با تنگي نفس، افت فشار خون و گاه كاهش سطح هوشياري بيمار همراه بوده كه زودگذر است و با كمك به تهويه‌ي تنفسي بيماران و تزريق دارو‌هاي وريدي برطرف مي‌شود.

علي‌رغم كليه‌ي مباحث فوق، روش بيهوشي به‌كار رفته براي جراحي سزارين بستگي به عوامل متعددي مانند درخواست بيمار، اورژانسي يا غيراورژانسي بودن جراحي و وضعيت جسماني مادر و نوزاد دارد و مسلم است كه متخصصين بيهوشي با در نظر گرفتن صلاحديد بيمار مناسب‌ترين شيوه‌ي بيهوشي را براي سزارين خانم‌هاي باردار اعمال مي‌كنند.

قلب‌هايي كه بيمار به‌دنيا مي‌آيند دكتر فهيمه رحيمي‌ بشر - فوق‌تخصصي بيماري‌هاي قلب كودكان


ابتدا تعريفي در مورد رشته‌ي فوق‌تخصصي بيماري‌هاي قلب كودكان ارايه مي‌دهيد؟

اين رشته تشخيص، درمان و پيگيري نوزادان، كودكان و نوجوانان مبتلا به بيماري قلبي را به‌عهده دارد. بيماري‌هاي مادرزادي قلب شيوع حدود 5 تا 8 در هر هزار تولد زنده را دارد كه البته ممكن است شيوع زيادي نباشد ولي به‌دليل اين‌كه مي‌تواند هم در كيفيت زندگي تاثير بگذارد و هم شايع‌ترين علت مرگ در كودكان مبتلا به ناهنجاري‌هاي مادرزادي است، اهميت ويژه‌اي دارد. اين رشته حدوداً از 40 سال پيش وارد دانشگا‌ه‌ها شده و همانند ساير رشته‌هاي پزشكي پيشرفت‌هاي قابل توجهي هم در تشخيص و هم در درمان بيماري داشته است. دستگاه‌هاي پيشرفته‌اي وجود دارد كه تشخيص دقيق‌تر بيماري‌هاي مادرزادي قلب را ميسر مي‌كند. يك وسيله‌ي تشخيصي مهم «اكوكارديوگرافي» است كه با پيشرفت‌هايي كه حاصل شده اكنون قلب جنين را هم مي‌توان اكوكارديوگرافي كرد.

تفاوت اين رشته با رشته‌ي قلب و عروق بزرگسالان در چيست؟

تشخيص، درمان و پيگيري‌ بيماري‌هاي قلبي از بدو تولد تا 18 سالگي به‌عهده‌ي فوق‌تخصص قلب كودكان و نوزادان است. بخشي از كار ما بيماري‌هاي مادرزادي قلب است؛ يعني بيماري‌هايي كه منشا آن از دوران جنيني و زمان تشكيل قلب است و اكثراً نوزاد از بدو تولد به آن مبتلاست. البته يك‌سري از بيماري‌ها مادرزادي نيستند و اكتسابي‌اند، ولي آن‌ها هم در حيطه‌ي كاري ما هستند.

يعني دروس دانشگاهي اين دو فرقي نمي‌كند؟

از برخي جهات مشابه و از برخي جهات متفاوت‌اند. برخي از بيماري‌ها مشترك و برخي مربوط به سن خاصي هستند. مثلاً بيماري انسداد عروق كرونر در بچه‌ها به‌ندرت اتفاق مي‌افتد و بيماري مادرزادي قلب تشخيص داده نشده را در دوران بزرگسالي كمتر مي‌‌بينيم. بنابراين تخصص بيماري‌هاي قلب بزرگسالان و فوق‌تخصص قلب كودكان و نوزادان دو رشته‌ي جداگانه است.

بيماري‌هاي قلبي كودكان به چند گروه تقسيم مي‌شود؟

به دو گروه بيماري‌هاي مادرزادي و بيماري‌هاي اكتسابي. بيماري‌هاي قلبي اكتسابي بيماري‌هايي هستند كه نوزاد يا كودك پس از تولد از طريق عوامل محيطي به آن‌ها مبتلا مي‌شود. بيماري‌هايي مثل تب رماتيسمي، كاوازاكي و برخي از بيماري‌هاي عفوني از جمله بيماري‌هايي هستند كه مي‌توانند منجر به بيماري قلبي شوند.

بيماري مادرزادي هم انواع و اقسام دارد؟

بله. به دو دسته‌ي عمده تقسيم مي‌شود: يك دسته‌ بيماري‌هايي كه سيانوز ندارند و در ضمن شايع‌ترند و دسته‌ي ديگر بيماري‌هايي هستند كه سيانوز ايجاد مي‌كنند. سيانوز همان تغيير رنگ يا كبودي است كه در بستر ناخن‌ها، لب و مخاط دهان و زبان ديده مي‌شود و علت آن در بيماري‌هاي مادرزادي قلب ناشي از كاهش اكسيژن خون در شريان آئورت است.

دسته‌اي كه سيانوز ندارند هم خودشان به دو دسته تقسيم مي‌شوند: آن‌هايي كه افزايش بار حجمي قلب را باعث مي‌شوند و آن‌هايي كه باعث افزايش بار فشاري قلب مي‌شوند. آن بيماري‌هايي كه باعث افزايش بار حجمي قلب مي‌شوند شايع‌تر هستند و نقص ديواره‌ي بين بطني شايع‌ترين آن‌هاست؛ يعني شايع‌ترين بيماري مادرزادي قلب نقص ديواره‌ي بين بطني (VSD) است.

اصلاً چرا بيماري مادرزادي در نوزادان بروز مي‌كند؟

زماني كه قلب جنين در حال تشكيل است و مراحل مختلف رشد و نمو را طي مي‌كند، اختلال در طي اين مراحل مي‌تواند منجر به بيماري قلبي نوزاد شود. به‌طور مثال در مراحل اوليه‌ي تشكيل و تكامل قلب، ديواره‌اي بين بطن چپ و راست وجود ندارد و به‌مرور اين ديواره تشكيل مي‌شود و اگر اين ديواره به‌طور كامل تشكيل نگردد، منجر به نقص ديواره‌ي بين‌ بطني مي‌شود. تشكيل دريچه‌هاي قلب و راه‌هاي هدايتي قلب، شريان آئورت و شريان ريوي هم در دوران جنيني كامل مي‌شود. برخي از عوامل محيطي مثلاً بيماري‌هاي مادر مانند قند بالاي مادر (ديابت) يا ابتلاي مادر به بيماري لوپوس سيستميك و برخي از داروهايي كه مادر بدون مشورت با پزشك ممكن است مصرف كند يا اختلالات ژنتيكي و كروموزومي در جنين مي‌تواند باعث اختلال در تكامل قلب شود و در نهايت نوزادي مبتلا به بيماري قلبي به‌دنيا بيايد.

داروها از نوع خاصي هستند؟

يك‌سري داروها تراتوژن هستند و مي‌توانند بر تكامل طبيعي قلب تاثير بگذارند، مانند برخي از داروهايي كه براي تشنج استفاده مي‌شوند (والپروات- سدیم، كاربامازپين) و مواد مخدر و الكل. ولي به‌طور كلي علت بيماري مادرزادي قلب چندعاملي است، يعني مجموعه‌اي از عوامل محيطي و ژنتيكي در ايجاد بيماري مادرزادي قلب دخيل‌اند.

مي‌شود اين عوامل را تفكيك كرد؟

نه؛ به‌راحتي نمي‌شود تفكيك كرد. شيوع كلي بيماري مادرزادي قلب 8 در هر هزار تولد زنده است، اما اگر يك پدر يا مادر يا يكي از بچه‌ها به اين بيماري مبتلا شوند، احتمال ابتلاي فرزند بعدي به 2 تا 6 درصد مي‌رسد. اگر دو فرزند يك خانواده دچار اين بيماري بشوند احتمال ابتلاي فرزند بعدي حدود 20 تا 30 درصد است. گاهي اوقات عوامل ژنتيكي به‌تنهايي موثر هستند، مانند مواردي كه جنين اختلال كروموزمي مثل سندرم ترنر يا سندرم داون يا تريزومي 18 دارد. سندرم داون 50 درصد و سندرم ترنر 40 درصد با بيماري مادرزادي قلب همراهي دارد. ولي در بررسي‌ها ديده شده كه درصد كمي (حدود 2 تا 4 درصد) از موارد بيماري‌هاي مادرزادي قلب مي‌تواند ناشي از علل محيطي باشد، مثل بيماري‌هايي كه مادر دارد يا داروهايي كه مادر مصرف مي‌كند.

روش تشخيص اين بيماري چه‌طور است؟ چه علايمي باعث مي شود مادر كودكش را پيش پزشك بياورد؟

ممكن است شيرخوار در هنگام شير خوردن دچار تعريق و تنگي نفس شود و به‌طور ممتد نتواند شير بخورد. اين شيرخوار زود خسته مي‌شود و به خواب مي‌رود و چون سير نشده است مجدداً بيدار مي‌شود و گريه مي‌كند و دوباره شير مي‌خورد و اين سيكل چند بار تكرار مي‌شود. گاهي مادر متوجه تپش قلب يا تنفس سريع شيرخوار مي‌شود يا اگر بيماري از نوع سيانوتيك باشد متوجه كبودي ناخن و لب‌هاي شيرخوار مي‌شود. همچنين ممكن است شيرخوار وزن‌گيري مناسب نداشته باشد. كودك ممكن است از خستگي يا تپش قلب و تنگي نفس حين بازي شاكي باشد. معاينه‌ي متخصص اطفال هم در بدو تولد و هم در معاينات بعدي بسيار كمك مي‌كند. بعضي وقت‌ها ممكن است در ساعات اوليه‌ي تولد، علايم نوزاد ظاهر نشود و قابل تشخيص نباشد اما بعد از چند روز يا چند هفته يا علايم بروز كند يا پزشك در معاينه به بيماري قلب مشكوك شود و براي بررسي بيشتر به فوق‌تخصص قلب كودكان ارجاع ‌دهد.

در اولين مراجعه راهكار شما چيست؟

مرحله‌ي اول گفت‌وگو با والدين و كودك است؛ در مورد عوامل موثر در ايجاد بيماري و در مورد علايم بيماري و شكايت والدين و كودك سوال مي‌شود. مرحله‌ي بعد معاينه است؛ صداهاي اضافي و سوفل‌هاي قلبي كه شنيده مي‌شود كمك ‌مي‌كند. در صورت لزوم مرحله‌ي بعد،راديوگرافي از قفسه‌ي سينه است؛ ممكن است اندازه‌ي قلب بزرگ باشد يا پرخوني يا كم‌خوني در عروق ريه‌ها مشاهده شود. از همه‌ي نوزادان و كودكان مشكوك به بيماري قلب بايد نوار قلب گرفته شود و در مرحله‌ي بعد براي اين‌كه با در اختيار داشتن جزييات بيشتري به تشخيص برسيم، اكوكارديوگرافي انجام مي‌گيرد. در برخي از موارد هم انجام آنژيوگرافي الزامي است. برحسب نوع بيماري و شدت آن، نوع درمان اعم از درمان دارويي يا مداخلات جراحي يا غيرجراحي تعيين مي‌شود.

بيماري مادرزادي قلب را در دوران جنيني مي‌توان تشخيص داد؟

بله؛ با انجام اكوكارديوگرافي قلب جنين بين هفته18 تا 22 حاملگی مي‌توان اكثر بيماري‌هاي مادرزادي قلب را تشخيص داد.

در دوران جنيني درمان هم مي‌توان كرد؟

برخي از اختلالات ضربان قلب جنين (آريتمي) را مي‌توان با تجويز داروهايي كه از جفت رد مي‌شود درمان كرد، ولي ساير موارد در حد مطالعات و تحقيقات است. مثلاً تحقيقاتي در زمينه‌ي برطرف كردن تنگي‌هاي دريچه‌اي قلب با بالون در حال انجام است.

تغذيه‌ي مادر تاثير دارد؟

يكي از عوامل خطرزا در ايجاد بيماري مادرزادي قلب، مصرف نكردن اسيد فوليك است كه توصيه مي‌شود حدود سه يا چهار ماه قبل از بارداري حتماً مصرف شود.

روند درمان نوزاد از دوران جنيني تا خردسالي چه‌قدر طول مي‌كشد؟

چون طيف بيماري مادرزادي قلب وسيع است، نوع درمان نيز متفاوت است. براي يك‌سري بيماري‌هاي پيچيده‌ي قلبي مثل جابه‌جايي عروق بزرگ يا عدم تشكيل دريچه‌ي ريوي يا دريچه‌ي آئورت و... لازم است كه بلافاصله بعد از تشخيص، درمان جراحي انجام شود، يعني ممكن است فقط درمان دارويي موثر نباشد. گاهي هم اختلالات خفيف نياز به هيچ‌گونه درماني ندارند. ممكن است بيماري در همان دوران نوزادي به‌صورت اورژانس نياز به عمل جراحي قلب داشته يا زمان جراحي قلب در بيمار ديگري در سن 2 تا 4 سالگي باشد. البته برخي از بيماري‌هاي مادرزادي قلب از طريق مداخلات غيرجراحي قابل درمان هستند.

شما با بيماران قلب و عروق بزرگسال هم سروكار داريد؟

گاهي بزرگسالاني كه مبتلا به بيماري مادرزادي قلب بودند ولي در دوران كودكي بيماري‌شان تشخيص داده نشده بود، توسط همكاران متخصص قلب بزرگسال‌ به ما ارجاع مي‌شوند.

رژيم غذايي خاصي را براي كودكان بيمار توصيه مي‌كنيد؟

بهترين شير براي شيرخوار مبتلا بيماري مادرزادي قلب، شير مادر است. البته از شير خشك مي‌توان به‌صورت كمكي در كنار شير مادر استفاده كرد و معمولاً شير خشك‌هايي كه كم‌سديم يا پركالري باشد توصيه نمي‌شود. به بيماراني كه نارسايي قلب دارند، معمولاً توصيه مي‌كنيم از رژيم غذايي كم‌نمك و پرپروتئين استفاده كنند.

در اين كودكان بيشتر چاقي رايج است يا لاغري؟

برخي از بيماري‌هاي مادرزادي قلب، باعث كاهش وزن‌گيري كودك مي‌شوند.

چاقي با بيماري قلبي كودك در ارتباط است؟

در مورد بيماري‌هاي قلبي اكتسابي، بله؛ ديده شده بچه‌هايي كه وزن بالايي دارند، به‌خصوص اگر سابقه‌ي خانوادگي كلسترول بالا يا قند بالا داشته باشند و اگر تغذيه‌ي نادرستي هم داشته باشند، در آزمايش‌هاي انجام شده قند خون يا كلسترول و تري‌گليسريد بالايي دارند و اين‌ها هم مثل بزرگسالان در خطر ابتلا به بيماري كرونر هستند.

شما درمان و پيشگيري خاصي را توصيه مي‌كنيد؟

همان‌طور كه گفته شد، علت بيماري‌هاي مادرزادي قلب چندعاملي است. اجتناب از عوامل خطر شناخته شده بسيار مهم است. ازدواج فاميلي يكي ديگر از عوامل خطر است. ديگر اين‌كه اگر خانواده‌اي فرزند مبتلا به بيماري مادرزادي قلب دارد، براي بارداري بعدي بهتر است مشاوره‌ي ژنتيك بشود و توصيه مي‌شود حتما اكوكارديوگرافي قلب جنين انجام بدهند. چون اگر فرزند اولش يك بيماري خفيف قلبي دارد، ممكن است فرزند دوم به بيماري شديدتري مبتلا شود.

كلاً براي داشتن يك قلب سالم نياز به چه اقداماتي است؟

نوزادي كه با قلب سالم به‌دنيا مي‌آيد ممكن است بعدها به بيماري‌هاي اكتسابي قلبي دچار شود. برخي از بيماري‌هاي غيرقلبي مانند تب رماتيسمي، كاوازاكي، تالاسمي ماژور و ... ممكن است باعث درگيري قلب شوند، ولي با درمان به‌موقع آن‌ها مي‌توان از درگيري قلبي جلوگيري كرد. تغذيه‌ي مناسب، ورزش و كنترل قند و چربي و فشار خون هم مي‌تواند از ابتلاي زودرس به بيماري عروق كرونر پيشگيري كند.

به افرادي كه دچار بيماري قلبي هستند، چه ورزش‌هايي را توصيه مي‌كنيد؟

بستگي به شدت بيماري دارد. مثلاً اگر كودك مبتلا به تنگي خفيف دريچه بوده يا نقص كوچكي در ديواره‌ي بين بطني يا دهليزي داشته باشد، محدوديت ورزش لازم نيست، اما در موارد شديدتر، ورزش‌هاي رقابتي را نمي‌توانند انجام دهند.

بوتاكس براي درمان يا زيبايي دكتر بهراد ذاكري - پزشك عمومي


بوتاكس چيست؟

«بوتاكس» شكل تغيير يافته‌ي سم باكتري كلستريديوم بوتولينوم است. اين باكتري به‌طور معمول باعث مسموميت غذايي مي‌شود، اما با تغيير ساختمان اين سم، دارويي به نام بوتاكس به‌دست آمده است كه فوايد متعدد و روزافزوني دارد. بوتاكس در واقع اسم تجاري اين داروست كه توسط شركت آلرگان آمريكا ساخته مي‌شود. در ساير كشورها اين دارو به اسامي ديگري توليد مي‌شود كه معتبر‌ترين آن‌ها كه در ايران موجود است، «ديسپورت» نام دارد كه ساخته‌ي شركت ايپسن انگليس و مورد تاييد FDA (اداره‌ي غذا و داروي آمريكا) است.

در دهه‌ي ششم قرن بيستم اولين اقدامات براي آماده‌سازي سم بوتولينيوم به‌منظور مصارف درماني آغاز گشت و در سال ۱۹۷۳ اولين بار اين دارو روي ميمون آزمايش شد. در سال ۱۹۸۰ براي اولين بار بوتاكس براي اصلاح دوبيني در انسان به‌كار رفت و سپس براي درمان اسپاسم پلك استفاده شد. سرانجام در سال ۱۹۸۹ اين دارو براي اصلاح چين و چروك‌هاي پيشاني مورد بهره‌برداري قرار گرفت و در نهايت در سال ۲۰۰۲ موسسه‌ي FDA كه مهم‌ترين موسسه‌ي نظارت بر غذا و داروست مجوز استفاده از بوتاكس براي رفع چين و چروك‌هاي پيشاني را صادر كرد. كاربرد بوتاكس به دو دسته‌ي زيبايي و درماني تقسيم مي‌شود:

كاربرد‌هاي زيبايي:

- رفع چين و چروك‌هاي حركتي

- متوقف كردن پيشرفت چروك‌هاي ثابت مثلاً در پيشاني، دور چشم، خط اخم، چين‌هاي دور لب و چين‌هاي چانه و گردن

- بالا بردن ابرو‌ها

- بالا بردن گوشه‌ي لب‌ها

- كاهش نمايش لثه هنگام خنديدن

- بالا بردن نوك بيني.

كاربرد‌هاي درماني:

- انقباض عضلات گردن و كجي گردن ناشي از آن

- درمان اسكارهاي (جوشگاه) برجسته و گوشت اضافه‌ي عمل اسكار هيپرتروفيك (پاسخ شديد رشد به ترميم زخم كه در مرزهاي زخم اوليه باقي مي‌ماند)

- درمان و جلوگيري انقباض كپسولي در بيماران داراي پروتز پستان

- درمان تعريق زير بغل و كف دست و پا

علاوه بر كاربردهاي درماني ذكر شده، امروزه استفاده از بوتاكس براي درمان سردرد ميگرني نيز به‌اثبات رسيده و در زمينه‌ي بي‌اختياري ادرار نيز در دست بررسي است كه در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

 

چند پرسش رايج

طول مدت اثر بوتاكس چقدر است؟

اين مدت در افراد مختلف متفاوت بوده و بين چند هفته تا 10 ماه (به‌طور متوسط ۳ ماه) متغير است. البته بايد تذكر داد كه از زمان تزريق بوتاكس، تجزيه‌ي دارو شروع مي‌شود و بنابراين به‌تدريج اثر آن كاهش پيدا مي‌كند. به اين ترتيب منظور از مدت اثر بوتاكس فاصله‌ي بين زمان تزريق تا زمان ختم اثر داروست نه كاهش اثر دارو. يعني در انتهاي يك ماه اثر دارو از زمان شروع آن كمتر است و پس از دو ماه كمتر از اثر يك ماه پس از تزريق است.

 

بوتاكس هر چند وقت يك‌بار بايد تكرار شود؟

بستگي به طول مدت اثر آن دارد. به اين ترتيب كه اگر در كسي اثر آن كوتاه‌تر باشد، قاعدتاً تزريقات در فواصل كوتاه‌تر و در مواردي كه اثر دارو طولاني‌تر باشد، فاصله‌ي تزريق‌ها طولاني‌تر است. بايد توجه داشت پس از مدتي به‌خصوص در عضلات ظريف پيشاني تاثير دارو طولاني است.

 

 آيا در صورتي كه مصرف بوتاكس قطع شود، عضلات صورت دچار افتادگي بيش از پيش نمي‌شود؟

به‌هيچ‌وجه؛ اين اعتقاد از اين جهت شايع است كه گاه فرد مدتي تحت‌تاثير بوتاكس حركت عمده‌اي در محل تزريق ندارد و احساس سنگيني و كشيدگي مي‌كند و با تمام شدن اثر دارو، اين احساس را از دست مي‌دهد و مي‌تواند دوباره ناحيه‌ي مورد نظر را چين دهد. عكس‌هايي كه قبل از تزريق گرفته مي‌شود به‌طور مشخص براي اثبات همين مساله است.

 

تزريق بوتاكس را از چه سني مي‌توان شروع كرد؟

بسته به علت كاربرد بوتاكس دارد. FDA كاربرد زيبايي بوتاكس را بين سنين ۱۸ تا ۶۵ سال مجاز شمرده است. بوتاكس در كودكان در درمان انقباضات عضلات نواحي مختلف از جمله كجي گردن به‌كار مي‌رود كه در اين مورد تاييد FDA را داراست.

 

آيا بوتاكس عوارض عمده‌اي دارد؟

بايد توجه داشت كه عوارض هيچ دارويي از جمله بوتاكس صفر نيست، اما اين دارو مورد تاييد FDA است. در عين‌حال تاكنون در كاربرد زيبايي بوتاكس در بزرگسالان عوارضي مثل انتشار سم به نواحي دوردست گزارش نشده است. به‌هرحال مطمئن‌ترين راه براي سلامت تزريق انجام آن نزد پزشك مجرب و مورد اطمينان است تا دارو و تكنيك استاندارد استفاده شود. به اين شكل عوارض حداقل و فوايد حداكثر است. از عوارض غيرقابل اجتناب اما نادر مي‌توان به آلرژي و حساسيت اشاره كرد كه سبب تورم صورت مي‌شود و مثل هر حساسيتي پس از مدتي از بين مي‌رود. اگر تزريق بوتاكس در ناحيه‌ي نامناسب صورت گيرد، مي‌تواند باعث افت ابرو، پلك و دوبيني شود.

تكنيك تزريق: بوتاكس به‌شكل پودر است كه در ويال‌هاي يك نفره، دو نفره يا سه نفره بسته‌بندي شده است. براي تزريق بوتاكس نيازي به بي‌حسي نيست. اين كار در مطب قابل انجام است و حدود 10 دقيقه به‌طول مي‌انجامد. براي تزريق، پزشك ماده‌ي حلال را به پودر اضافه مي‌كند و محلول را با سرنگ انسولين كه سرسوزن آن بسيار نازك است در چندين نقطه در قسمت مياني پيشاني و گوشه‌هاي چشم تزريق مي‌كند. بهتر است بيمار از چند دقيقه قبل از تزريق كمپرس سردي روي ناحيه‌ي مورد نظر قرار دهد تا درد ناشي از تزريق كه بسيار اندك است باز هم كاهش يابد.

پس از تزريق بيمار مي‌تواند صورت خود را بشويد و از مطب خارج شود. اگر قرمزي مختصري هم وجود داشته باشد، در عرض يك ساعت برطرف مي‌شود، به‌نحوي كه ظاهراً مشخص نخواهد شد كه تزريقي انجام شده است.

مراقبت‌هاي پس از تزريق: تا چند ساعت از كمپرس سرد استفاده كنيد. تا ۴ ساعت پس از تزريق از دراز كشيدن خودداري كنيد. در معرض حرارت قرار نگيريد، بنابراين بهتر است تا چند ساعت از دوش گرفتن و سونا اجتناب كنيد. تا چند ساعت ماساژ دادن ناحيه‌ي تزريق ممنوع است. اما شكلك درآوردن و اخم كردن و ابرو بالا انداختن نتيجه‌ي بهتري را به‌دنبال خواهد داشت. چند ساعت پس از تزريق، دوش گرفتن و آرايش چهره و استفاده از كرم پودر بلامانع است.

 

بوتاكس در چه مواردي نبايد استفاده شود؟

اگر سابقه‌ي حساسيت به هر يك از انواع بوتاكس را داريد يا به تخم‌مرغ حساسيت داريد، از تزريق بوتاكس خودداري كنيد. اگر در محل تزريق عفونت پوستي وجود دارد، تا بهبود عفونت تزريق را به‌تاخير بياندازيد. در مبتلايان به بيماري‌هاي عضلاني- اسكلتي مثل مياستيني‌گراو و ALS نبايد بوتاكس تزريق شود. اگر باردار هستيد يا تصميم داريد در آينده‌ي نزديك باردار شويد، توصيه مي‌شود بوتاكس تزريق نكنيد (البته اين‌كه بوتاكس براي جنين ضرر دارد يا خير، هنوز به اثبات نرسيده است). اگر كودك‌تان از شير شما تغذيه مي‌كند، بوتاكس تزريق نكنيد، چرا كه هنوز مشخص نشده است كه آيا بوتاكس از شير عبور مي‌كند و براي كودك شما مضر است يا خير. توصيه مي‌شود افراد زير 18 سال از تزريق بوتاكس اجتناب كنند.

كرم زيبايي موسوم به بوتوليز (Botolizz): انجمن متخصصان پوست ايران در اطلاعيه‌اي درباره‌ي تبليغات گمراه كننده‌ي برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي درباره‌ي كرم ضد چين و چروك بوتوليز تاكيد كرده با توجه به تشابه اسمي اين كرم با آمپول بوتاكس، اشتباه بيماران يا زمينه‌هاي سوء‌استفاده و فريب بيماران را در پي دارد و استفاده از آن به‌هيچ عنوان توصيه نمي‌شود.

 

بوتاكس و دو كاربرد غيرزيبايي

1. بوتاكس و سردرد ميگرني

طي ۲۵ سال گذشته از بوتاكس براي درمان بسياري از درد‌ها استفاده شده كه از آن جمله‌اند: سردرد، درد ناشي از ديستوني گردن، فيبروميالژي، كمردرد، ميگرن، نوروپاتي‌هاي محيطي، نوروالژي تري‌ژمو، دردهاي باقيمانده‌ي پس از زونا و... . بوتاكس نه‌تنها مانع از ترشح استيل كولين از پايانه‌هاي عصبي مي‌شود بلكه جلوي آزاد شدن نوروترانسميترهاي واسطه‌ي درد مانند «ماده‌ي ‌پي» را هم مي‌گيرد. البته مكانيسم‌هاي ديگري هم براي اثر ضد درد بوتاكس شناخته شده كه ذكر همه‌ي آن‌ها دراين‌جا امكان ندارد ولي بايد دانست كه مكانيسم رفع سردرد توسط بوتاكس تنها به‌خاطر شل شدن عضلات نيست.

البته نبايد اين شبهه ايجاد شود كه بوتاكس براي هر سردردي مناسب است. سردردهاي «تنشني» (فشاري)، ميگرن و سردردهاي خوشه‌اي اكثراً به تزريق بوتاكس جواب مي‌دهند. تزريق بوتاكس براي اين سردرد‌ها تكنيك‌هاي خاصي دارد ولي جالب آن‌كه بسياري افرادي كه به اين سردرد‌ها مبتلا بوده‌اند و براي رفع چين و چروك‌هاي صورت بوتاكس تزريق كرده‌اند هم اظهار مي‌دارند كه تا مدت قابل توجهي سردردشان از بين رفته است! در عمل ابتدا بايد ساير روش‌هاي درمان سردرد امتحان شود و اگر بي‌نتيجه بود آن‌گاه مي‌توان درمان با بوتاكس را مدنظر قرار داد. پس از تزريق بوتاكس به مبتلايان به سردرد، در عده‌اي از بيماران پاسخ به درمان سريع (در عرض چند روز) است، ولي در برخي افراد بيشتر طول مي‌كشد و گاه نياز به چند نوبت تزريق دارند. مقدار بوتاكس لازم، محل تزريق، دفعات تزريق و... براي هر بيمار متفاوت است. در بسياري از موارد لازم است كه تزريق به‌شكل قرينه صورت گيرد. بيمار خود بايد كانون‌هاي اصلي درد را مشخص كند ولي تشخيص اين‌كه تزريق دركدام نقطه براي رفع آن درد خاص ضروري است، برعهده‌ي پزشك است.

تزريق در محل‌هايي كه از نظر زيبايي اهميت دارند يا در عضلاتي كه عملكردهاي مهمي دارند حساس‌تر است و نياز به دقت و تبحر بيشتري دارد. اين بيماران هم مانند كساني كه براي رفع چين و چروك صورت خود بوتاكس تزريق مي‌كنند، بايد دو تا سه هفته پس از تزريق براي ارزيابي مجدد مراجعه كنند. اگر نياز به تكرار دفعات تزريق باشد، اين كار بسته به نياز بيمار هر 6 تا 9 هفته يك بار صورت مي‌گيرد. البته بسياري از بيماران نيز بين 6 تا 8 ماه پس از تزريق اول، نياز به تزريق ندارند.

در تعداد كمي از بيماران مانند برخي از مبتلايان به «سندرم خستگي مزمن» يا «فيبروميالژي» بهتر است از اين روش درماني استفاده نشود. زيرا احتمال تشديد سردردشان (حداقل به‌طور موقت) وجود دارد. تشخيص اين امر هم به‌عهده‌ي پزشك است. تكنيك به‌كار رفته براي تزريق هم در اين حالت خاص موثر است!

 با توجه به اثرات و نتايج قابل توجه تزريق بوتاكس در رفع سردرد، امروزه بسياري از بيماران آن را به ساير روش‌هاي درماني ترجيح مي‌دهند.

در كاربرد جديد، پزشكان اين دارو را در گردن يا سر بيمار هر ۱۲ هفته يك‌بار تزريق مي‌كنند تا از سردردهاي آينده جلوگيري شود.

در حال حاضر براي درمان سردردهاي ميگرني، پزشكان انواع مختلفي از دارو‌ها را از مسكن‌هاي معمولي مثل ايبوپروفن گرفته تا داروهايي مثل كدئين تجويز مي‌كنند و براي برخي بيماران هم رژيم غذايي خاص يا الگوهاي زندگي بهتر را براي كاهش مصرف كافئين و كاهش استرس در آن‌ها توصيه مي‌كنند.

محققان در مطالعات اخير خود دريافته بودند كه تزريق بوتاكس تاثير فوق‌العاده‌اي در كاهش دردهاي فلج كننده و انقباضي دارد. البته اين محققان تاكيد مي‌كنند تاثير درماني بوتاكس به نوع سردرد بستگي دارد. محققان مي‌گويند اين روش به‌ويژه براي مبتلاياني كه به هنگام بروز اين سردرد‌ها در سر خود احساس فشار و له شدن دارند، كاربرد دارد.

 

2. بوتاكس و بي‌اختياري ادراري

سازمان غذا و داروي آمريكا تزريق بوتاكس را در درمان بي‌اختياري ادراري در افراد دچار بيماري‌هاي نورولوژيك مثل صدمه‌ي طناب نخاعي و اسكلروز مولتيپل تاييد كرده است. در اين بيماران پركاري و افزايش فعاليت مثانه ديده مي‌شود. در حال حاضر، تدبير رايج اين حالات به‌صورت استفاده‌ از داروهايي براي آرام كردن مثانه و استفاده از سوند براي تخليه‌ي منظم مثانه است. درمان جديد بي‌اختياري ادراري با استفاده از تزريق بوتاكس در مثانه انجام مي‌شود كه به شل شدن مثانه انجاميده و سبب افزايش ظرفيت انبارسازي و كاهش بي‌اختياري ادراري مي‌شود. درمان بي‌اختياري ادرار همراه بيماري‌هاي نورولوژيك بسيار دشوار است، ولي استفاده از بوتاكس در اين‌گونه موارد، يك فرصت درماني به شمار مي‌رود.

تزريق بوتاكس در مثانه با استفاده از سيستوسكوپي انجام مي‌شود و در بسياري موارد نياز به بيهوشي عمومي‌ دارد. در اين روش، پزشك امكان آن را دارد تا درون مثانه را ببيند.

مدت تاثير بوتاكس در بي‌اختياري ادراري در بيماران مبتلا به بيش‌فعالي مثانه مرتبط با بيماري نورولوژيك تا ۱۰ ماه تخمين زده مي‌شود. طي دو بررسي باليني شامل ۶۹۱ بيمار، كارآيي بوتاكس در درمان اين نوع بي‌اختياري به‌اثبات رسيده است. بيماران شركت كننده در اين بررسي‌ها به‌علت صدمه‌ي طناب نخاعي يا اسكلروز مولتيپل دچار بي‌اختياري ادراري بودند. نتايج هر دو بررسي در تعداد موارد هفتگي بي‌اختياري در گروه بوتاكس (در مقايسه با دارونما) كاهش قابل توجه آماري نشان داد.

از تب‌خال چه مي‌دانيم؟ دکتر عباس درجانی - متخصص پوست و مو، استادیار دانشگاه


بیماری تب‌خال یک عفونت ویروسی شایع و مسری پوست و مخاط است که با وجود دانه‌های آبدار همراه با خارش و سوزش مشخص می‌شود. اگرچه تب‌خال به‌طور معمول در بزرگسالان و در اطراف لب‌ها دیده می‌شود، ولی ممکن است در سنین کودکی و در نواحی دیگر بدن نیز دیده شود که در این نوشته جنبه‌های مختلف آن مورد بحث قرار می‌گیرد.

 

عامل تب‌خال چیست؟

عامل تب‌خال نوعی ویروس است که «ویروس تب‌خال انسانی» (HSV) نامیده می‌شود. این ویروس بر دو نوع است: یکی ویروس نوع یک (HSV1) که عامل اصلی تب‌خال دهان و اطراف لب‌هاست و دومی ویروس تب‌خال نوع دو (HSV2) که مسوول اصلی تب‌خال ناحیه‌ي تناسلی است.

 

ویروس تب‌خال چگونه انتقال می‌یابد؟

این ویروس به سه طریق از فرد بیمار به فرد سالم منتقل می‌شود:

۱. تماس مستقیم با دانه‌های آبدار بیماری مثل بوسیدن یا تماس دست

۲. انتقال قطرات تنفسی آلوده

۳. تماس با ترشحات آلوده مثل بزاق بیمار.

وقتی ویروس نوع یک وارد بدن انسان شد، دو نوع عفونت ایجاد می‌کند که اولی عفونت اولیه نام دارد و معمولاً در بچه‌ها و در داخل دهان رخ می‌دهد. بعد از بهبودی این عفونت که معمولاً ۲ تا ۳ هفته طول می‌کشد، ویروس از بین نمی‌رود بلکه در داخل عقده‌های عصبی بدن به‌حالت خفته و خاموش به حیات خود ادامه می‌دهد تا این‌که سال‌ها بعد به‌طور خودبه‌خودی یا در اثر عوامل محرک دوباره فعال مي‌شود و از طریق رشته‌های عصبی خود را به پوست می‌رساند و ایجاد عفونت ثانویه یا راجعه می‌کند که معمولاً در اطراف لب‌ها دیده می‌شود و همین حالت است که به‌وفور دیده می‌شود. ویروس تب‌خال نوع ۲ نیز دو نوع عفونت اولیه و راجعه ایجاد می‌کند با این تفاوت که معمولاً بعد از بلوغ و در ناحیه‌ي تناسلی دیده می‌شود.

 

علایم و نشانه‌های عفونت اولیه با ویروس تب‌خال نوع یک كدام است؟

۱. این بیماری معمولاً در بچه‌های ۱ تا ۵ سال دیده می‌شود.

۲. دوره‌ي نهفته‌ي بیماری یعنی فاصله‌ي بین ورود ویروس به‌داخل بدن تا شروع علایم بیماری ۳ تا ۵ روز است. بعد از این مدت تب، ضعف عمومی، بی‌قراری، درد دهان و گلو شروع می‌شود. اگرچه در بعضی از کودکان ممکن است بیماری بدون علامت باشد.

۳. در معاینه‌ي دهان مخاط لثه‌ها، زبان و قسمت‌های دیگر قرمز و متورم است و دانه‌های آبدار کوچک روی زبان، حلق، سقف دهان و سایر نواحی دهان دیده می‌شود. این دانه‌های آبدار سریعاً تبدیل به زخم‌های سطحی دردناک می‌شود که از یک غشاي سفید متمایل به زرد پوشیده می‌گردد.

۴. به‌علت دردناک بودن ضایعات دهانی، کودک دچار اختلال در نوشیدن و خوردن مي‌گردد و تنفسی او بدبو می‌شود. آبریزش از دهان نیز یکی از علایم شایع بیماری است.

۵. غدد لنفاوی زیر چانه‌ها و گردن بزرگ و دردناک می‌شود.

۶. تب بیمار در طی ۳ تا ۵ روز فروکش مي‌کند و بیماری معمولاً طی ۲ تا ۳ هفته بهبود می‌یابد.

 

علایم و نشانه‌های عفونت راجعه با ویروس تب‌خال نوع دو كدام است؟

۱. همان‌طوری ‌که گفته شد، این نوع تب‌خال عمدتاً در اطراف دهان و لب‌ها دیده مي‌شود و نسبتاً شایع است. این نوع تب‌خال ممکن است به‌طور خودبه‌خودی یا در اثر عوامل محرک مانند ضربه (اعمال دندانپزشکی)، فشارهای روحی- روانی، بیماری‌های تبدار (مثل سرماخوردگی، ذات‌الریه)، تماس با نور آفتاب، حاملگی و یا قاعدگی بروز كند.

۲. برخلاف عفونت اولیه، در این حالت علایم عمومی مثل تب و ضعف عمومی خفیف است یا اصلاً وجود ندارد.

۳. حدود چند ساعت قبل از بروز جوش‌های پوستی یک حالت خارش، سوزش و گزگز شدن در اطراف لب‌ها ظاهر می‌شود و بعد از آن تعدادی جوش قرمز یا دانه‌های حاوی مایع روشن (وزیکول) در اطراف لب‌ها ظاهر می‌گردد که به‌تدریج چرکی مي‌شود و بعد از پاره شدن دلمه می‌بندد. گاه دانه‌های آبدار و زخم‌های کوچک در داخل دهان نیز دیده می‌شود.

۴. درد، سوزش و خارش محل گرفتاری از علایم شایع بیماری است که شدت آن‌ها در افراد مختلف متفاوت است.

۵. زخم‌های پوستی معمولاً طی ۷ تا ۱۰ روز بدون باقی گذاشتن جوشگاه بهبودی می‌یابد ولی در صورت دستکاری یا عفونت ثانویه با میکروب‌ها، ممکن است جوشگاه دایمی باقی بماند.

 

آیا تب‌خال نوع یک غیر از دهان و اطراف لب‌ها در نواحی دیگر بدن هم دیده می‌شود؟

بله؛ برحسب نوع و محل تماس، بیماری تب‌خال علاوه بر دهان و اطراف لب‌ها ممکن است در قسمت‌های مختلف بدن دیده شود از جمله:

- گرفتاری چشم‌ها که ممکن است در اثر تماس با دست‌ها یا اشیاي آلوده (مثل حوله) ایجاد شود. در این حالت پلک‌ها متورم، ملتحمه قرمز یا ترشحات چرکی است. کدورت و زخمی شدن قرنیه‌ي چشم یکی از عوارض خطرناک این حالت است که گاه منجر به کوری می‌شود.

- گرفتاری نوک انگشتان دست که به «عقربک تب‌خالی» موسوم است. این حالت اگرچه بیشتر در دندانپزشکان و کارکنان بهداشتی- درمانی دیده می‌شود، ولی گاه در بچه‌ها و افراد معمولی در اثر تماس دست با زخم‌های دهانی ایجاد می‌گردد.

- گرفتاری نوک پستان مادران شیرده در اثر تماس با دهان آلوده‌ي شیرخوار

- گرفتاری صورت یا گوش در افراد کشتی‌گیر

- و بالاخره گرفتاری هر قسمتی از پوست که با ویروس تماس داشته باشد.

 

مهم‌ترین عوارض تب‌خال نوع یک كدام است؟

در افرادی که وضعیت دفاعی و ایمنی بدن آن‌ها سالم است، تب‌خال یک بیماری بی‌خطر و خودبه‌خود بهبود یابنده است که معمولاً در عرض چند روز تا چند هفته بهبود می‌یابد. ولی در افرادی که به‌هر علتی دچار ضعف ایمنی بدن هستند، تب‌خال می‌تواند تبدیل به یک بیماری منتشر پوستی شود و حتی احشاي داخلی مثل مغز، کبد و ریه را گرفتار سازد و گاه منجر به مرگ بیمار شود.

 

مهم‌ترین علایم و نشانه‌های تب‌خال نوع دو كدام است؟

این بیماری، برخلاف تب‌خال نوع يك، معمولاً بعد از بلوغ و در ناحیه‌ي تناسلی دیده می‌شود و امروزه جزو شایع‌ترین بیماری‌های آمیزشی محسوب می‌گردد. این بیماری نیز دارای دو مرحله‌ي اولیه و راجعه است که علایم و نشانه‌های آن عبارت است از:

۱. سوزش، درد، خارش و گزگز شدن محل ضایعات قبل و بعد از پیدایش دانه‌های پوستی

۲. پیدایش دانه‌های آبدار حاوی مایع روشن (وزیکول) روی یک زمینه‌ي قرمزرنگ که به‌سرعت تبدیل به زخم‌های کوچک و دردناک می‌شود که باعث مراجعه اکثر بیماران به پزشک می‌گردد.

۳. ممکن است همراه با این ضایعات پوستی، تب، ضعف عمومی نیز دیده شود که در اکثر مواقع خفیف است.

۴. تب‌خال تناسلی معمولاً طی ۳ هفته بهبود می‌یابد، اگرچه هر چند گاهی مجدداً عود می‌کند.

 

مهم‌ترین عوارض تب‌خال نوع دو كدام است؟

این نوع تب‌خال نیز در اکثر موارد عارضه‌ي مهمی ندارد. نكته‌ي مهم بروز تب‌خال تناسلی در دوران حاملگی خصوصآ در موقع زایمان است که می‌تواند منجر به آلودگی نوزاد شود. از آن‌جایی که سیستم ایمنی و دفاعی بدن نوزاد هنوز کامل نیست، ویروس تب‌خال ممکن است منجر به آسیب‌های جدی و حتی مرگ کودک شود. بنابراين به زنان حامله توصیه می‌شود که وجود زخم‌های ناحیه‌ي تناسلی را حتماً جدی بگيرند و با پزشک متخصص پوست یا متخصص زنان و مامایی مشورت كنند.

 

تشخیص بیماری تب‌خال چگونه است؟

علایم و نشانه‌های گفته شده در بالا ساده‌ترین راه تشخیص بیماری است. اگرچه در بعضی از موارد از کشت ویروسی یا سایر روش‌های آزمایشگاهی در جهت اثبات تشخیص بیماری استفاده می‌کنند.

 

درمان بیماری تب‌خال چیست؟

پزشک با توجه به سن بیمار، علایم موجود و وضعیت ایمنی بیمار از داروهای مختلفی در درمان بیماری استفاده می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:

۱. محلول‌های ضد عفونی کننده و خنک کننده

۲. کرم‌های ضد ویروس مثل کرم آسیکلووير

۳. مسکن و داروهای ضد خارش

۴. داروهای ضد ویروسی خوراکی یا تزریقی مثل آسیکلووير در موارد شدید و در افرادی که ضعف ایمنی دارند.

 

مهم‌ترین اقدامات بهداشتی- درمانی بیماری تب‌خال كدام است؟

۱. تب‌خال یک بیماری ویروسی مسری است که در اکثر مواقع بی‌خطر و خودبه‌خود بهبود یابنده است. براي تشخیص و درمان درست با پزشک خود مشورت کنيد و از مصرف خودسرانه‌ي داروهای مختلف خودداری نمایید.

۲. در حال حاضر پیشگیری از تب‌خال امکان‌پذیر نیست، اگرچه دوری از عوامل محرک مثل نور آفتاب، استرس‌های روحی- روانی و... گاه در کاهش شیوع این بیماری موثر است.

۳. شست‌وشو با آب و صابون و همچنین استفاده از کمپرس سرد به تسکین درد و سوزش بیماری کمک مي‌کند.

۴. به‌منظور پیشگیری از عفونت میکروبی ثانویه و پیدایش جوشگاه، از دستکاری ضایعات خودداری نمایید.

۵. در صورتی که مبتلا به تب‌خال دهان و اطراف لب‌ها هستید از بوسیدن دیگران خودداری نمایید. برعکس خودداری از بوسیدن افراد مبتلا و خودداری از استفاده‌ي وسایل شخصی آن‌ها مثل حوله و غیره از ابتلای شما به عفونت پیشگیری می‌کند.

۶. در تب‌خال دهانی در اطفال پایین آوردن تب به روش‌های مختلف مثل پاشویه، تغذیه با مایعات و رژیم‌های غذایی نرم مثل: سوپ بسیار کمک کننده است.

۷. در تب‌خال تناسلی خصوصاً در دوران حاملگی حتما با پزشک متخصص پوست یا زنان و مامایی مشورت نمایید.

 

امسال آنفلوانزا نگيريد دکتر علی طاهباز - متخصص بيماري‌هاي عفوني و گرمسيري


لطفاً درباره‌ي عامل بيماري آنفلوانزا براي‌مان توضيح بفرماييد.

بزرگ‌ترين اپيدمي آنفلوانزا در قرن بيستم آنفلوانزاي اسپانيايي بود كه در سال 1918 بروز كرد و بين 40 تا 100 ميليون كشته برجاي گذاشت، اما عامل اين بيماري تا سال 1933 شناخته‌شده نبود. بيماري آنفلوانزا به‌وسيله‌ي ويروس آنفلوانزا ايجاد مي‌شود. يكي از خصوصيات اين ويروس اين است كه هر سال نسبت به سال قبل تغييراتي مي‌كند و چون افراد جامعه نسبت به ويروس جديد از ايمني مناسبي برخوردار نيستند، مي‌تواند بيماري شديدي ايجاد كند. بيماري آنفلوانزا مي‌تواند باعث غيبت افراد زيادي از محيط كار و تحصيل شود. براي مثال، بچه‌ها به مدرسه نروند و به‌دنبال آن پدر و مادرها از فعاليت‌هاي اجتماعي و شغلي خود دور ‌افتند و در نتيجه منجر به زيان اقتصادي سنگيني مي‌شود.

از سوي ديگر، اين بيماري در دو گروه خردسال و سالمند مي‌تواند به بستري شدن در بيمارستان منجر شود و حتي ممكن است به مرگ عده‌ي زيادي از افراد، به‌خصوص افراد ناتوان و افرادي كه بيماري‌هاي زمينه‌اي مانند ديابت، بيماري‌هاي كليوي يا قلبي و عروقي دارند، بيانجامد.

آيا بيماري آنفلوانزا فصلي است يا در تمام سال وجود دارد؟

اين بيماري فصلي است و معمولاً از زماني كه هوا رو به سردي مي‌گذارد ويروس فعال مي‌شود و هر چقدر هوا سردتر باشد شيوع آن بيشتر مي‌شود. به‌همين دليل ويروس آنفلوانزا از ابتداي پاييز تا پايان سال شايع مي‌شود و با گرم شدن هوا از شدت آن مي‌كاهد.

آيا سرماخوردگي با بيماري آنفلوانزا فرق مي‌كند؟

بله. آنفلوانزا به‌وسيله‌ي ويروس آنفلوانزا ايجاد مي‌شود كه خودش انواع مختلف دارد. اين ويروس بخش‌هاي بالايي مجراي تنفسي را درگير مي‌كند. علايم آن نسبت به سرماخوردگي شديد‌تر است و حتي در صورت درمان نامناسب مي‌تواند عوارض ريوي و مرگ‌ومير به‌همراه داشته باشد.

با توجه به اين‌كه عوامل ايجاد كننده‌ي سرماخوردگي و آنفلوانزا متفاوت هستند، آيا علايم باليني آن‌ها نيز با يكديگر فرق دارد؟

بله، دقيقاً همين‌طور است. آنفلوانزا فرم شديد سرماخوردگي است كه ممكن است علايم سرماخوردگي را نيز تقليد كند. آنفلوانزا دوره‌ي نهفتگي يك تا سه روزه دارد كه پس از اين مدت فرد دچار تب بالا، لرز، سردردهاي شديد و درد عضلاني مي‌شود. همچنين سوزش چشم، اشك‌ريزش و دردهاي كره‌ي چشم از علايم ديگر آن است. علايم دستگاه تنفس فوقاني نيز به شكل سرفه، گلودرد و گرفتگي بيني ظاهر مي‌شود. درد بدن گاهي آن‌قدر شديد است كه فرد را محدود مي‌كند و مانع از انجام فعاليت‌هاي معمول مي‌شود. از جمله علايم ديگر اين بيماري كه در حقيقت عارضه‌ي آن نيز محسوب مي‌شود گرفتاري دستگاه تنفس تحتاني (ريه‌ها) است كه هم خود ويروس مي‌تواند آن را ايجاد كند و هم مي‌تواند زمينه‌ساز بروز عفونت ثانويه با عوامل ميكروبي شود.

در سرماخوردگي شدت علايم كمتر است؛ شدت تب از آنفلوانزا كمتر است و درد بدن و كوفتگي و لرز هم ندارد. اما گرفتگي بيني و آب‌ريزش وجود دارد و به‌جاي سرفه، عطسه وجود دارد و برخلاف آنفلوانزا، اغلب عوارض شديد و جدي وجود ندارد.

راه‌هاي انتقال بيماري چگونه است؟

اين ويروس از راه‌هاي مستقيم مثل دست دادن و غيرمستقيم مانند تماس دست با سطوح آلوده‌ي ميز و صندلي و دستگيره‌ي در منتقل مي‌شود. فردي كه مبتلا به آنفلوانزاست بايد از تماس نزديك با ديگران خودداري كند هنگامي كه شخص بيمار عطسه يا سرفه مي‌كند بايد حتماً جلوي دهان و بيني را با دستمال كاغذي بگيرد و سپس آن را در سطل آشغال دربسته بياندازد. اگر در زمان عطسه و سرفه دستمال كاغذي نبود، به‌جاي گرفتن دست‌ها جلوي دهان، بايد قسمت داخلي آرنج جلوي دهان گرفته شود. اين كار مانع از آلوده شدن دست‌ها و پخش شدن قطرات مخاطي حاوي ويروس مي‌شود.

بهترين راه پيشگيري از انتقال، رعايت بهداشت شخصي و جلوگيري از تماس نزديك با افرادي است كه سرما خورده‌اند. شستن مكرر دست‌ها با آب و صابون يا ضدعفوني كردن با ژل‌هاي حاوي الكل از موثرترين راه‌هاي مقابله با اين ويروس است.

اقدامات درماني آنفلوانزا چيست؟

به هنگام بيماري، استراحت زياد و مصرف فراوان مايعات مانند شير گرم، چاي، سوپ و آش كمك مي‌كند. از قرص‌هاي معمول مثل استامينوفن و قرص سرماخوردگي، آنتي‌هيستامين‌ها و شربت‌هاي ضد سرفه نيز مي‌توان استفاده كرد. تنها در مواردي كه به‌دنبال عفونت ويروسي، عفونت باكتريايي بروز مي‌كند، آنتي‌بيوتيك‌ها مفيد هستند. بنابراين بايد از مصرف بي‌رويه و خودسرانه‌ي آنتي‌بيوتيك‌ها كه منجر به بروز مقاومت ميكروبي مي‌شود جلوگيري كرد.

چه غذاهايي براي بيماران آنفلوانزايي مفيدتر است؟

مريضي كه تب دارد بايد آب و مايعات فراوان مصرف كند. بهتر است از مصرف غذاهاي سرخ‌كردني و ادويه‌دار خودداري شود زيرا دستگاه تنفسي را تحريك مي‌كند. حتي بهتر است از مصرف عطرها و ادوكلن‌ها هم در اين دوره پرهيز شود.

آيا مصرف گياهان دارويي براي درمان مناسب است؟

به‌نظر من اين داروها چون غالباً ضرري نمي‌زنند، مانعي ندارند. البته من به‌عنوان پزشك بعضي از آن‌ها را مي‌شناسم و توصيه مي‌كنم، اما برخي از اين داروها نه در كتب پزشكي بوده و نه توصيه شده است. يكي از داروهاي گياهي كه بسيار كمك مي‌كند بخور گياهاني مثل اكاليپتوس است كه به‌علت باز كردن راه‌هاي تنفسي باعث مي‌شود بيمار راحت‌تر نفس بكشد و نياز به فين كردن نداشته باشد، زيرا فين كردن از عواملي است كه سبب ايجاد سينوزيت مي‌شود.

در رابطه با استفاده از شلغم، از آن‌جايي‌كه اين ماده‌ي غذايي آبدار است و تحريك‌كننده نيست و با مصرف آن احساس آرامش به‌دست مي‌آيد، به‌نظرم خوب است كه استفاده شود اما بهتر است خيلي پخته نشود تا خواص ويتاميني آن از بين نرود.

چطور مي‌توان از آنفلوانزا پيشگيري كرد؟

از بهترين راه‌هاي پيشگيري عليه آنفلوانزا واكسينه شدن عليه آن است. در گذشته چون واكسن خوب تخليص نمي‌شد، عارضه‌دار بود. اين موضوع مربوط به 40 تا 50 سال پيش است، اما امروزه واكسن‌هاي متنوعي در بازار وجود دارد كه به دو شكل تزريقي و استنشاقي هستند. فرم استنشاقي فقط در بازار آمريكا وجود دارد كه حاوي ويروس زنده‌ي ضعيف شده است و به‌همين دليل در بچه‌هاي كوچك، خانم‌هاي باردار و افرادي كه نقص سيستم ايمني دارند استفاده نمي‌شود. واكسن هاي تزريقي چند نوع‌اند: در نوع قديمي از ويروس كشته شده روي محيط كشت زرده‌ي تخم‌مرغ استفاده مي‌شد؛ اما نوع جديدتر، واكسن ساب‌يونيت است كه از ذرات ويروس استفاده مي‌شود نه ويروس كامل. اين دو نوع واكسن تزريقي از لحاظ ايمني‌زايي تفاوتي با يكديگر ندارند فقط شدت عوارض در نوع واكسن ساب‌يونيت به‌نظر مي‌رسد كمتر باشد.

نحوه‌ي عملكرد واكسن چطور است؟

واكسن باعث توليد آنتي‌بادي در بدن مي‌شود و اين آنتي‌بادي، پيشگيري لازم را در مقابل ويروس آنفلوانزا فراهم مي‌كند. با توجه به اين‌‌كه ويروس هر ساله تغيير شكل مي‌دهد، براي هر سال واكسن جديدي ساخته مي‌شود. واكسني كه در نيمكره‌ي شمالي تهيه و استفاده مي‌شود با نيمكره‌ي جنوبي متفاوت است، زيرا ويروس‌هاي شايع اين دو نيمكره هم متفاوت است. هر ساله در فصل زمستان، زماني‌كه ويروس‌هاي آنفلوانزا شايع هستند، اين ويروس‌ها از كشورهاي مختلف جمع‌آوري و به سازمان بهداشت جهاني و CDC آمريكا فرستاده مي‌شوند. در آن‌جا ويروس‌ها بررسي و شناسايي مي‌شوند و سپس واكسن مربوطه ساخته و به بازار فرستاده مي‌شود. ساخت واكسن‌ها به‌دليل روند طولاني آن بين 6 تا 10 ماه طول مي‌كشد. به‌همين دليل وقتي ويروس جديد پخش مي‌شود حداقل 6 ماه طول مي‌كشد تا عليه آن واكسن ساخته شود. واكسن در داخل كشور توليد نمي‌شود و كارخانه‌هاي ساخت آن محدود و معمولاً در آمريكا، هلند و فرانسه هستند. افرادي كه امسال تصميم دارند اين واكسن را تزريق كنند بايد واكسن سال 2011-‌2010 را تهيه كنند.

چه كساني نبايد اين واكسن را دريافت كنند؟

همه‌ي افرادي كه حساسيت نسبت به واكسن آنفلوانزا داشته‌اند، كساني كه نسبت به تخم‌مرغ آلرژي دارند، افرادي كه سابقه‌ي بيماري عصبي فعال مثل صرع دارند، كودكان زير 6 ماه و افراد تب‌دار (در صورتي كه تب آن‌ها شديد باشد) بايد از تزريق واكسن منع شوند. البته بعد از بيماري تب‌دار مي‌توان واكسن را تزريق كرد.

واكسن آنفلوانزا به چه افرادي توصيه مي‌شود؟

اين واكسن در همه‌ي افراد، به‌جز آن‌هايي كه در پاسخ سوال پيش گفتيم، قابل استفاده است، ولي در موارد زير انجام واكسيناسون ضروري است: بيماران قلبي، بيماران ريوي، افرادي كه ضعف در سيستم ايمني دارند مانند مبتلايان به ايدز، كساني كه به‌دليل بيماري‌هاي كليوي دياليز مي‌شوند، بيماران ديابتي، زناني كه قصد دارند در فصل آنفلوانزا باردار شوند و همه‌ي افراد بالاي 60 سال. همچنين تمام افرادي كه در تماس با افراد مستعد آنفلوانزا هستند مثل كاركنان بيمارستان‌ها، پزشكان و پرستاران، بهياران و تكنيسين‌ها كه در خط اول درمان مشغول فعاليت هستند و به بيماران پرخطر ديگر ارايه‌ي خدمات مي‌دهند و نيز كاركنان شاغل در مهد كودك‌ها و خانه‌هاي سالمندان و همين‌طور خانواده‌هاي بيماران سالمند و كساني كه نوزاد زير 6 ماه در منزل دارند بهتر است واكسينه شوند. در دوران بارداري تزريق واكسن منع قطعي ندارد ولي نبايد از واكسن زنده‌ي ضعيف شده (فرم استنشاقي) استفاده شود.

بهترين زمان براي تزريق واكسن آنفلوانزا چه وقتي ‌است؟

اواخر شهريور و به‌خصوص دو هفته‌ي آخر بهترين زمان واكسن است، زيرا دو هفته طول مي‌كشد تا واكسن در بدن اثر كند.

شايع‌ترين عارضه‌ي جانبي واكسن‌ چيست؟

شايع‌ترين عارضه‌ي واكسن‌ آنفلوانزا درد موضعي در محل تزريق و تب مختصر است كه غالباً كمتر از 48 ساعت طول مي‌كشد. ولي واكسن در افرادي كه حساسيت شديد به تخم‌مرغ دارند ممكن است منجر به شوك شود.

ممكن است فردي اين واكسن را بزند اما سرما هم بخورد؟

بله، ممكن است فردي اين واكسن را بزند و سرما هم بخورد، اما آنفلوانزا نمي‌گيرد. اگر فردي ادعا مي‌كند واكسن زده و آنفلوانزا هم گرفته شايد به اين دليل است كه واكسن را زماني تزريق كرده كه ويروس در بدن او بوده و دوره‌ي نهفتگي را طي مي‌كرده است.

آيا تزريق واكسن بايد با تجويز پزشك باشد؟

همان‌طور كه گفته شد، تمامي افراد غير از كساني كه موارد منع مصرف دارند، مي‌توانند از اين واكسن استفاده كنند. ولي بهتر است پيش از تزريق با پزشك مشاوره شود تا در رابطه با عوارض و حساسيت‌هاي آن توضيحاتي داده شود.

ويتامين دی دكتر ايرج رنجي جفرودي - دكتراي علوم آزمايشگاهي


ويتامين D از جمله ويتامين‌هايي است كه در شكل‌گيري و استحكام استخوان از ابتداي كودكي تا انتهاي زندگي نقش دارد. اين ويتامين در بدن مانند يك هورمون عمل مي‌كند و كاهش آن منجر به بروز عوارض اسكلتي و استخواني در كودكان و بزرگسالان مي‌شود. كمبود ويتامين D در كودكي سبب بروز نرمي استخوان (راشيتيسم) و در بزرگسالي باعث عوارضي مانند پوكي استخوان و اختلال در تركيب معدني استخوان و در نتيجه افزايش خطر شكستگي آن مي‌گردد.

ويتامين D به‌طور طبيعي در پوست تحت‌تاثير اشعه‌ي فرابنفش خورشيدي ايجاد مي‌شود و همچنين از راه خوراكي و از طريق مواد غذايي (مانند روغن ماهي، غلات، زرده تخم مرغ و...) تامين مي‌گردد. توليد اين ويتامين در پوست بسيار وابسته به ميزان در معرض قرار گرفتن در برابر آفتاب، منطقه‌ي جغرافيايي، فصول مختلف سال، تيره و روشن بودن پوست، سن، آب و هواي منطقه و استفاده از كرم ضد آفتاب است.

كاهش ويتامين D مي‌تواند به‌دلايل مختلفي بروز كند مانند كاهش آفتاب، تامين نشدن آن از راه خوراكي، از دست دادن آن در اثر نارسايي كليوي، عدم جذب آن از روده، بيماري‌هايي كه سوخت و ساز آن را افزايش مي‌دهند، تداخل با برخي از دارو‌ها، كاهش جذب از روده در افراد مسن و استفاده از كرم‌هاي ضد آفتاب. در كنار همه‌ي اين‌ها مي‌توان جهش‌هاي ژنتيكي در ژن مربوط به توليد ويتامين D و گيرنده‌ي آن را قرار داد.

 

عوارض كمبود ويتامين D

با توجه به گستردگي اثرات اين ويتامين (كنترل بيش از 200 ژن)، كاهش آن مي‌تواند در بروز بيماري‌هاي قلبي- عروقي، سرطان‌ها (مانند سرطان روده، لوزالمعده، پروستات، تخمدان، لمفوم هاچكين، بيماري‌هاي سيستم ايمني (مانند ام‌اس) و ديابت (هر دو نوع 1و 2) نقش داشته باشد.

كمبود ويتامين D مي‌تواند بر تكامل اسپرم و تحرك آن اثر منفي داشته باشد و سبب ناباروري در مردان شود و البته در مورد تمام عوارض ذكر نشده‌ي ناشي از كمبود ويتامين D هنوز بايد به‌دنبال شواهد بيشتري بود.

 

درمان

با اين‌كه در مورد حد طبيعي ويتامين D خون اختلاف نظر وجود دارد، اما در بيشتر موارد توصيه مي‌شود كه حداقل ميزان ويتامين در خون ng/ml ۳۰ بوده و مصرف روزانه‌ي آن ۴۰۰ واحد در روز باشد. بايد به‌ياد داشت كه مصرف ويتامين به‌صورت تجويز دارو همواره بايد به‌همراه مكمل كلسيم باشد؛ در غير اين‌صورت با اختلال در تعادل كلسيم خون مواجه مي‌شويم.

براي پايش درمان بايد از اندازه‌گيري همزمان ويتامين D و كلسيم ادرار ۲۴ ساعته استفاده كرد (ميزان كلسيم ادرار بايد mg ۱۰۰-۲۵۰ باشد).

مطالعات انجام گرفته در سراسر دنيا نشان مي‌دهد كه كاهش ويتامين D خصوصاً در مناطقي كه آفتاب كمتري وجود دارد بسيار شايع است و به‌نظر مي‌رسد كه زمان آن فرا رسيده است كه با توجه به آثار منفي ناشي از كمبود ويتامين D، در كنار ساير آزمايش‌هاي روزمره، اندازه‌گيري اين ويتامين نيز مورد توجه قرار گيرد.

وبا دكتر سنبل طارميان - متخصص بيماري‌هاي عفوني، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي گيلان


وبا يك بيماري اسهالي حاد است كه به‌علت عفونت روده و سم توليد شده از ميكروبي به نام «ويبريو كلره» ايجاد مي‌شود و علت اصلي اسهال‌هاي همه‌گير در كشورهاي در حال توسعه محسوب مي‌شود. چون اين باكتري اولين بار در منطقه‌اي به نام «التور» در آفريقا پيدا شد، به اين نام مشهور است. به‌طور تخمين ۳ تا ۵ ميليون نفر در سال به اين بيماري مبتلا مي‌شوند و حدود بيش از ۱۰۰ هزار مرگ‌ومير سالانه در دنيا به‌دنبال دارد.

 

طيف بيماري

پس از چند ساعت تا ۵ روز از ورود ميكروب به بدن، اسهال آبكي به شدت‌هاي مختلف بروز مي‌كند. عفونت اغلب خفيف يا بدون علايم باليني است، ولي گاهي ممكن است شديد شود. حالت شديد بيماري فقط در ۵ درصد افراد مي‌تواند بروز كند كه با كاهش سريع آب و املاح بدن باعث كم‌آبي و مرگ در مدت چند ساعت مي‌شود. يعني ممكن است به‌طور ناگهاني در شديد‌ترين حالت خود بروز كند يا اين‌كه روندي كند‌تر داشته باشد، اما در هر صورت اگر به آن توجهي نشود قادر است در فاصله‌ي ۶ ساعت تا كمتر از يك هفته به مرگ منتهي شود.

 

روش انتقال

باكتري وبا معمولاً در منابع آبي يا غذايي پيدا مي‌شود كه با مدفوع شخص دچار وبا آلوده شده باشد. بنابراين معمولاً در جاهايي يافت مي‌شود و گسترش مي‌يابد كه بهداشت ناكافي به‌خصوص در مورد آب وجود داشته باشد. وبا در كشور ما به‌صورت بومي وجود دارد و در صورت بروز شرايط خاص مشكل‌ساز مي‌شود زيرا مي‌تواند در محيط در رودخانه‌هاي آب شور و آب‌هاي ساحلي به‌مدت زيادي زنده بماند. ميكروب وبا به‌صورت خفته در آب زندگي مي‌كند و مي‌تواند در شرايط مناسب مثل گرماي هوا (از جمله پديده‌ي ال‌نينو)، نور خورشيد، ميزان نمك و... از حالت خاموشي خارج شده و فعال شود.

آشاميدن آب يا خوردن غذاي آلوده به ميكروب وبا باعث انتقال آن مي‌شود ولي از شخص به شخص قابل انتقال نيست. آب‌هاي غيربهداشتي و چاه، آبياري سبزي و صيفي با پسماندهاي شهري و ورود اتباع بيگانه به كشور را از دلايل اصلي بروز اين بيماري مي‌توان برشمرد. زماني كه مدفوع انسان وارد فاضلاب مي‌شود، در صورتي كه از پسمانده‌هاي اين فاضلاب به‌عنوان كود براي سبزيجات استفاده شود، ميكروب وبا به‌راحتي از طريق سبزيجات آلوده منتقل مي‌شود. باكتري‌ها به‌داخل بافت‌هاي سبزي‌هايي مانند كاهو، سبزي خوردن، كلم، كرفس و همچنين در سبزي‌هايي كه در اصل ريشه هستند، مانند سيب‌زميني و هويج نفوذ پيدا مي‌كند. بنابراين، حتماً اين سبزي‌ها بايد ابتدا كاملاً شسته، پوست گرفته و پخته شوند و بعد به مصرف برسند. ميكروب وبا مي‌تواند تا ۱۵ روز در غذا باقي بماند.

اين بيمارى به‌سرعت در مناطقى كه دفع بهداشتى فاضلاب و آب سالم در اختيار ساكنان وجود ندارد، گسترش مى يابد. بيماري‌ها يا داروهاي كاهنده‌ي اسيد معده ابتلا به بيماري وبا را افزايش مي‌دهد زيرا ميكروب اين بيماري در مقابل اسيد معده حساس است و از بين مي‌رود و به‌همين دليل توصيه مي‌شود از غذا‌ها و مواد خوراكي اسيدي همچون آب‌ليمو، ليموترش و آب‌غوره در موارد همه‌گيري اين بيماري بيشتر استفاده شود.

 

بيماري‌زايي

وقتي باكتري ويبريو كلرا از معده گذشت و در ابتداي روده‌ي كوچك تكثير يافت، سم آن در روده سبب افزايش تراوش آب و الكتروليت به‌درون روده مي‌شود و همچنين از جذب الكتروليت‌ها جلوگيري مي‌كند.

 

نماي باليني

بيمار ناگهان دچار اسهال آبكي، پرفشار و بدون درد مي‌شود و اندكي بعد استفراغ روي مي‌دهد. اسهال بدون تب و شديد به اسهال وبايي نزديك‌تر است. در موارد شديد ممكن است حجم مدفوع از ۲۵۰ سي‌سي به‌ازاي هر كيلوگرم وزن بدن در ۲۴ ساعت بيشتر شود و بيمار تا ۴۰ بار در روز مدفوع داشته باشد. مدفوع در اين بيمار فاقد صفرا و خون و خاكستري رنگ (نماي آب برنجي) و داراي بوي غيرزننده است.

به‌زودي به‌علت كم شدن آب بدن، بيمار وارد مرحله‌ي وخيم‌تري مي‌شود: با از دست دادن ۵-۳ درصد وزن طبيعي بدن، تشنگي و با كاهش 8-5 درصد وزن بدن، ضعف و سرگيجه ديده مي‌شود. كاهش بيش از ۱۰ درصد وزن بدن منجر به ترشح كم و گاهي قطع كامل ادرار، نبض ضعيف، چشم‌هاي گودرفته، پوست چروكيده، شكم فرورفته، گرفتگي عضلاني به‌علت اختلال در ميزان الكتروليت‌هاي بدن و در شيرخواران فرورفتگي ملاج و در ‌‌نهايت خواب‌آلودگي و مرگ مي‌شود. نارسايي كليه، اسيدوز متابوليك شديد و ادم ريه سه عارضه‌ي بسيار مهم در موارد شديد بيماري است. گاهي اسهال خفيف است كه با اسهال‌هاي معمولي قابل افتراق نيست و البته به‌همين علت هم خطر چنداني ندارد.

 

تشخيص

در موارد اپيدمي وبا، بروز هر نوع حالت اسهال يا تهوع بايد جدي گرفته شود.

براي تشخيص لازم است بيمار به پزشك مراجعه كند و نمونه‌ي مدفوع بررسي آزمايشگاهي شود.

 

درمان

اين بيماري به‌راحتي با جايگزيني آب و املاح از دست رفته از راه اسهال درمان مي‌شود. پودر‌هاي خوراكي (ORS) به‌راحتي در دسترس است. در صورتى كه فشار خون خيلى افت كرده باشد يا بيمار به‌علت استفراغ شديد نتواند چيزى بنوشد، جايگزيني از طريق سرم‌هاى داخل وريدى انجام مى‌شود. در جايگريني سريع مايعات، ميزان مرگ‌ومير به كمتر از ۱ درصد خواهد رسيد. آنتي‌بيوتيك‌هاي مناسب دوره و شدت بيماري را كاهش مي‌دهد ولي اهميت آن به‌اندازه‌ي جايگزيني آب و املاح دفع شده نيست.

 

پيشگيري

رعايت موارد ساده‌ي بهداشتي در پيشگيري از ابتلا در هنگام مسافرت به مناطق دچار اپيدمي يا ساكن منطقه موثراست:

- فقط آب جوشيده يا آب بطري با در پلمب شده مصرف شود و از آشاميدن آب چشمه يا شير يا قطعات يخ اجتناب شود. آب غير پلمب را بايد حداقل به‌مدت يك دقيقه جوشاند و سپس استفاده كرد.

- شستن دست‌ها به‌خصوص پيش از خوردن يا آماده كردن غذا و پس از رفتن به توالت با آب و صابون فراموش نشود.

- غذاهاي پخته و آماده در زمان مصرف بايد داغ و سپس مصرف شود.

- ميوه‌هاي از نوع قابل پوست كندن مصرف شوند.

- مواد غذايي در يخچال نگهداري شود (مواد غذايي خام و پخته شده حتماً بايد به‌طور جداگانه نگهداري شود).

- سبزي‌ها را پيش از مصرف كاملاً بايد ضدعفوني و تميز كرد. براي اين كار بهتر است پس از گرفتن گل سبزي، چند قطره مايع ظرفشويي به‌همراه آب سالم روي آن ريخت و گذاشت به‌مدت ۵ دقيقه سبزي در آب غوطه‌ور بماند. سپس سبزي را از رو برداشت و با آب تميز چند مرتبه شست‌وشو داد. به اين ترتيب تخم انگل‌ها از سبزي جدا مي‌شود. سپس در آب محتوي پركلرين (يك قاشق چاي‌خوري در ۵ ليتر) به‌مدت ۵ دقيقه قرار داد و پس از آبكشي با آب سالم مي‌توان آن را مصرف كرد.

- بايد بدانيم كه ميكروب وبا به كلر حساس است و در صورت استفاده از كلر در آب و شست‌وشو، از بين مي‌رود.

- تهيه‌ي غذاهاي پروتئيني به‌خصوص از نوع دريايي آن حتماً بايد با رعايت كامل بهداشت انجام شود و گوشت مورد مصرف كاملاً پخته شود.

- قانون كلي براي مصرف غذا در دوران شيوع بيماري اين است: يا آن را بجوشان، بپز، پوست بكن يا فراموشش كن.

- واكسن‌هاي موجود مصونيتي كوتاه‌مدت ايجاد مي‌كند و حدوداً در ۵۰ درصد موارد موثر است. به‌طور كلي واكسن به عنوان پيشگيري وبا توصيه نمي‌شود و رعايت نكات بهداشتي براي جلوگيري وبا كافي است.

غربالگري شنوايي نوزادان امير عليزاده - اديولوژيست


گوش اندام اصلي شنوايي است كه علاوه بر شنيدن اصوات و گفتار در حفظ تعادل نيز به انسان كمك مي‌كند. كم‌شنوايي در زمره‌ي شايع‌ترين اختلالات مادرزادي است كه بدون علايم ظاهري بروز مي‌كند. اختلال شنوايي يك نقص آرام و پنهان است و كودكي كه مبتلا به آسيب شنوايي است در بدو تولد از نظر ظاهر قابل شناسايي نيست.

امروزه بالغ بر يكصد ميليون نفر در سراسر جهان مبتلا به كاهش شنوايي هستند و سالانه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نوزاد ناشنوا در كشور ما به‌دنيا مي‌آيند كه از اين ميان حدود نيمي از آن‌ها به‌دلايل ژنتيكي مبتلا شده‌اند.

 

تشخيص زودهنگام كم‌شنوايي

تشخيص زودهنگام كم‌شنوايي بهترين راهكار براي پيشگيري از معلوليت شنوايي است. از آن‌جايي كه سنين اوليه‌ي كودكي بيشترين اهميت را در رشد مهارت‌هاي گفتار و زبان دارد، كم‌شنوايي خصوصاً در اين سنين تاثيرات عميق و نامطلوبي بر شخصيت و روابط عاطفي و اجتماعي و به‌تبع آن آموزش و تحصيل كودك بر جاي مي‌گذارد.

برنامه‌هاي بهداشتي سازمان‌ها و نهاد‌هاي بهداشتي بين‌المللي، منطقه‌اي و ملي به تشخيص زودرس و انجام بيماريابي در سنين نوزادي تكيه و تاكيد دارد. كودكاني كه در سنين تولد تا ۶ ماهگي تشخيص داده مي‌شوند در مقايسه با كودكاني كه پس از اين سن شناسايي شده‌اند توانايي‌هاي زيادي در زمينه‌ي رشد و توسعه‌ي گفتار و زبان (مفاهيم زباني معني‌دار، دامنه‌ي لغات درك شده و...) داشته‌اند.

بدو تولد تا ۶ ماهگي بهترين زمان براي تشخيص ناشنوايي يا كم‌شنوايي نوزادان است كه بايد مورد توجه والدين قرار گيرد.

امروزه توانايي علم شنوايي‌شناسي (اديولوژي) به اين حد رسيده است كه از بدو تولد قابليت تشخيص كم‌شنوايي نوزاد وجود دارد و برنامه‌هاي غربالگري نوزادان نيز در همين راستاي تشخيص به‌موقع در كشور ما در حال اجراست.

غربالگري شنوايي توسط اديولوژيست (كار‌شناس شنوايي‌شناسي) انجام مي‌شود. آزمايش بسيار سريع انجام مي‌شود، بنابراين براي نوزادان ناراحت كننده و دردناك نيست. روند انجام آزمايش به اين شكل است كه از طريق يك پروب نرم تميز كه در ابتداي مجراي گوش خارجي قرار مي‌گيرد محرك صوتي به گوش ارسال مي‌شود و زماني كه سلول‌هاي گوش داخلي صدا را دريافت مي‌كنند، گسيلي به‌سمت گوش خارجي توليد مي‌كنند كه به‌وسيله‌ي پروب دريافت مي‌شود و شكل موجي آن روي دستگاه قابل مشاهده است.

اين آزمايش OAE نام دارد كه مستقيماً حلزون گوش داخلي را بررسي مي‌كند، زيرا اكثر مشكلات مادرزادي شنوايي در گوش داخلي ايجاد مي‌شود.

 

مراحل رشد شنوايي

مراحل رشد شنوايي در انسان در جدول 1 آمده است.

 

نوزادان در معرض خطر کم‌شنوايي

نوزاداني كه از بدو تولد تا ۲۸ روزگي يكي از شاخص‌هاي ده‌گانه‌ي زير در آن‌ها وجود داشته باشد در معرض خطر كم‌شنوايي هستند و انجام آزمايش‌هاي شنوايي براي آنان ضرور